<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>  دو ماهنامه شنوایی شناسی </title>
<link>http://aud.tums.ac.ir </link>
<description>شنوایی شناسی - دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1391 جلد21 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/9/11</pubDate>

					<item>
						<title>آزمون‌های عملکردی تعادل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=13&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: تمامی فعالیت&amp;rlm;های روزمره زندگی نیاز به کنترل تعادل در حالت سکون و جابه&amp;rlm;جایی دارند. طی سال&amp;rlm;های اخیر افزایش چشمگیری در شکل&amp;rlm;گیری ابزارهای ارزیابی عملکردی تعادل دیده می&amp;rlm;شود. آزمون&amp;rlm;های عملکردی تعادل بر حفظ تعادل ایستا، تعادل در هنگام انتقال وزن یا حرکات ارادی (تعادل پویا)، پاسخ&amp;rlm;های تعادلی هنگام به&amp;rlm;هم خوردن تعادل، و تحرک عملکردی تأکید دارند. این آزمون&amp;rlm;ها، استاندارد و در دسترس هستند که عملکرد را مورد ارزیابی قرار می&amp;rlm;دهند و نیاز به کمترین ابزار دارند و یا بدون تجهیزات انجام می&amp;rlm;شوند و زمان کمی برای اجرا نیاز دارند. تعادل عملکردی برای انجام بسیاری از فعالیت&amp;rlm;های ایستا و پویا که در زندگی روزمره دیده می&amp;rlm;شود پیش&amp;rlm;نیاز محسوب می&amp;rlm;شود و لازمه آن تعامل مناسب بین سیستم&amp;rlm;های حسی و حرکتی است. با توجه به نقش حیاتی تعادل در زندگی روزمره و کاربرد فراوان آزمون&amp;rlm;های عملکردی تعادل در تشخیص و ارزیابی بیماران، مروری بر این آزمون&amp;rlm;های عملکردی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه بانک&amp;rlm;های اطلاعاتی موجود و در دسترس نظر Google Sholar، Pubmed، Science Direct، Scopus، Magiran، Iran Medex، Iran Doc جستجو شد و آزمون&amp;rlm;هایی معرفی شدند که علاوه بر بررسی روایی و پایایی آنها در مطالعات مختلف، توسط محققان ایرانی بیشترین مورد استفاده را داشتند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه&amp;rlm;گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می&amp;rlm;رسد آزمون Berg بیش از بقیۀ آزمون&amp;rlm;ها توسط محققان داخل و خارج مورد بررسی قرار گرفته است و در سالمندی و اکثر بیماری&amp;rlm;های نورولوژیک از روایی و پایایی بالایی برخوردارند.

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>پروین راجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی توانایی کشف فاصله در نویز در افراد دچار اسکلروز متعدد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=14&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: یکی از توانایی‏های مهم دستگاه پردازش شنوایی مرکزی، پردازش زمانی شنیداری است. آزمون فاصله در نویز ابزار بالینی مناسبی جهت ارزیابی تفکیک زمانی است. به نظر می‏رسد این جنبه از پردازش در افراد مبتلا به اسکلروز متعدد با مخاطراتی روبه‏رو است. از این رو، هدف از انجام این مطالعه مقایسۀ نتایج آزمون فاصله در نویز در افراد دچار اسکلروز متعدد و هنجار 18 تا 40 ساله بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه مقطعی، روی 20 بیمار مبتلا به اسکلروز متعدد از نوع راجعه با میانگین سنی 9/28 سال، و 26 فرد سالم با میانگین سنی 7/27 سال با شنوایی هنجار در محدودۀ سنی 18 تا 40 ساله انجام گرفت. شاخص‏های مورد بررسی شامل آستانۀ تقریبی و درصد پاسخ‏های درست آزمون بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: یافته‏ها، نشان‏دهندۀ افزایش آستانۀ تقریبی کشف فاصله در نویز و کاهش پاسخ‏های درست در افراد مبتلا به اسکلروز متعدد در مقایسه با افراد هنجار بود(p&lt;0/0001). همچنین، نتایج مطالعه نشان داد که بین افزایش طول مدت بیماری و آستانۀ تقریبی 78 درصد و بین پاسخ‏های درست آزمون 82 درصد همبستگی وجود داشت(p&lt;0/0001).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج این مطالعه، به نظر می‏رسد افراد دچار اسکلروز متعدد درجاتی از اختلال در پردازش تفکیک زمانی دارند که احتمالاً از درگیری دستگاه اعصاب مرکزی و نقص در پردازش شنیداری مرکزی ناشی می‏شود و برای بررسی مشکلات مربوط به‏تفکیک زمانی در افراد مبتلا به اسکلروز متعدد می‏توان از آزمون فاصله در نویز استفاده کرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>نعمت‏اله روح‏بخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اختلالات شناختی در افراد مبتلا به اسکلروز متعدد با استفاده از پتانسیل‏های وابسته به رخداد شنوایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=15&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: درگیری سیستم عصبی مرکزی شنوایی و اختلالات شناختی در افراد مبتلا به بیماری اسکلروز متعدد نسبتاً شایع است. برای آگاهی از فرایند عملکرد قشری، پتانسیل‏های وابسته به رخداد بسیار مناسب است. پژوهش حاضر به‏منظور مقایسۀ پتانسیل وابسته به رخداد P300 شنوایی در افراد مبتلا به اسکلروز متعدد و افراد هنجار انجام گرفته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این پژوهش مقطعی P300 شنوایی به روش تحریک متفاوت با استفاده از دو محرک تن‏برست 1000 هرتز و 2000 هرتز از 21 فرد مبتلا به اسکلروز متعدد شامل 10 زن و 11 مرد با میانگین سنی 8/27 سال و 27 فرد هنجار 15 مرد و 12 زن با میانگین سنی 2/23 ثبت شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: میانگین دامنه در افراد مبتلا به اسکلروز متعدد به‏طور معنی‏داری کوچک‏تر و میانگین زمان نهفتگی موج P300 آنها به‏طور معنی‏داری طولانی‏تر بود. جنیست در دامنه و زمان نهفتگی موج P300 تأثیر نداشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد درجاتی از ناهنجاری در پتانسیل‏های وابسته به رخداد دارند و می‏توان از P300 به‏عنوان یک ابزار ارزشمند در کنار آزمون نوروسایکولوژیک در بررسی اختلالات شناختی مثل کاهش توجه در اسکلروز متعدد بهره گرفت.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>قاسم محمدخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطۀ رشد زبان بیانی و مهارت‏های اجتماعی در کودکان 4 تا 6 سالۀ فارسی‏زبان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=16&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: اکتساب گفتار و زبان یکی از مهم‏ترین مؤلفه‏های رشد است که تعامل اجتماعی نقش بنیادی را در این فرایند ایفا می‏کند. تحقیقات اخیر نشان داده است که توانایی‏های زبانی کودک ارتباط نزدیکی با مهارت اجتماعی وی دارد. هدف از این پژوهش بررسی وجود ارتباط بین رشد زبان بیانی و ابعاد مهارت‏های اجتماعی در کودکان چهار تا شش سالۀ فارسی‏زبان بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این پژوهش، 123کودک 6-4 ساله 76 پسر و 47 دختر که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، از بین کلیه مهدکودک‏های شیراز، انتخاب شدند. انتخاب مهدکودک‏ها براساس نمونه‏گیری خوشه‏ای صورت گرفت. از این کودکان آزمون رشد زبان و مقیاس نظام درجه‏بندی مهارت‏های اجتماعی که شامل دو فرم معلم و والدین است،گرفته شد. داده‏های حاصله با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: ارتباط مثبت و معنی‏داری بین زبان بیانی و ابعاد مهارت‏های اجتماعی مشاهده شد(p&lt;0/001) ولی ضرایب همبستگی بین تحول زبان بیانی و ابعاد مهارت‏های اجتماعی فرم والدین، ضعیف‏تر از فرم معلمان بود(p=0/031). همچنین، بین نظرات معلم و والدین همبستگی معنی‏داری وجود نداشت(p=0/27).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج، رشد زبان بیانی با رشد مهارت‏های اجتماعی افزایش می‏یابد. از طرفی در ارتباط با ضعیف بودن این رابطه از دیدگاه والدین می‏توان به عدم پویایی آن و شرایط متفاوت محیط خانه و محیط آموزشی در امر تعلیم و تربیت کودکان اشاره کرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>سلیمه جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطۀ بین میزان افت شنوایی و توانایی استریوگنوز دهانی در کودکان کم‏شنوا و بهنجار 5 ساله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=17&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: استریوگنوز دهانی توانایی شناسایی اشیاء و جایگاه آنها در دهان است و در تولید صداهای گفتاری، ایفای نقش می‏کند. از آنجا که کودکان کم‏شنوا دارای مشکلات تولیدی هستند. از این رو پژوهش حاضر توانایی استریوگنوز دهانی کودکان پنج سالۀ کم‏شنوا با درجات متفاوت افت شنوایی را با کودکان گروه بهنجار مورد مقایسه قرار داد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه از نوع مقطعی، و به‏صورت غیرمداخله‏ای انجام شد. 40 کودک پنج ساله (30 کودک کم‏شنوا و 10کودک بهنجار) انتخاب شدند. این کودکان با استفاده از آزمون تشخیص شکل از لحاظ توانایی استریوگنوز دهانی مورد مقایسه قرار گرفتند. برای تحلیل از آزمون من‏ویتنی استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: میانگین پاسخ‏های درست آزمودنی‏ها در توانایی استریوگنوز دهانی در گروه‏های بهنجار و کم‏شنوای شدید با p=0/01 و در گروه‏های بهنجار و کم‏شنوای عمیق با p=0/05، دارای تفاوت معنی‏دار بود. بین میانگین پاسخ‏های درست آزمودنی‏ها در توانایی استریوگنوز دهانی در گروه‏های کم‏شنوا در مقایسه با یکدیگر تفاوت معنی‏دار وجود نداشت. همچنین میانگین زمان تشخیص درست آزمودنی‏ها به اشکال در گروه‏های بهنجار و تمامی گروه‏های کم‏شنوا، تفاوت معنی‏دار مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که کودکان کم‏شنوا در مقایسه با کودکان بهنجار استریوگنوز دهانی مناسبی ندارند که این بدعملکردی می‏تواند عامل مشارکت‏کننده در اختلالات تولیدی به علت ارسال نامناسب بازخورد حس عمقی در این کودکان باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>آذر مهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسۀ سواد خواندن دانش‏آموزان کم‏شنوای مدارس استثنایی و تلفیقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=18&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه وهدف&lt;/strong&gt;: مهارت خواندن فرایند پیچیده‏ای محسوب می‏شود که نیاز به آموختن دارد و صرفاً متکی بر تطبیق صداها با نمادهای نوشته شده بر یک صفحه نیست، خوانندگان براساس تجربیات و دانشی که از طریق خواندن کسب می‏نمایند قادر به فهم و درک عمیق‏تر معنی از متن خواهند شد. پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ سواد خواندن دانش‏آموزان کم‏ًشنوای استثنایی و تلفیقی صورت پذیرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;:  پژوهش از نوع مقطعی و ابزار آزمون دفترچه‏های استاندارد شدۀ بین‏المللی PIRLS (2006) در نظر گرفته شد که روی 28 دانش‏آموز کم‏شنوای پایه چهارم ابتدایی ازمدارس استثنایی و تلفیقی شهرستان‏های شهر ری و شهریار انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: در تحلیل یافته‏ها دانش‏آموزان کم‏شنوادر مدارس استثنایی در سواد خواندن با میانگین 78/1 وانحراف معیار 06/1 ودرک متون اطلاعاتی با میانگین 92/1 و انحراف معیار 49/1، همچنین متون ادبی با میانگین 64/1 وانحراف معیار 62/1 با دانش‏آموزان کم‏شنوادر مدارس عادی در سواد خواندن با میانگین 67/3 و انحراف معیار 74/1، درک متون اطلاعاتی با میانگین 21/4 و انحراف معیار 48/2 ومتون ادبی با میانگین 14/3 و انحراف معیار 23/1 اختلاف معنی‏دار نشان دادند(p&lt;0/05).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: دانش‏آموزان کم‏شنوا در تلفیقی در مواجهه با سواد خواندن، درک متون اطلاعاتی وادبی به‏طور معنی‏داری بهتر از دانش‏آموزان کم‏شنوا در مدارس استثنایی عمل کردند. فراهم آوردن بستر فرهنگی مناسب در برنامه‏ریزی‏های آموزشی به‏منظور هدایت و پذیرش دانش‏آموزان کم‏شنوا به مدارس عادی شایان توجه بیشتری است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>اعظم شریفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسۀ بهزیستی روانی و سبک‌های مقابله‌ای در مادران کودکان ناشنوا و عادی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=19&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: خانواده‏های دارای کودکانی دچار نقص شنوایی، با چالش‏های متفاوتی روبه‏رو می‏شوند، و در این بین مادران به ‏علت نقش سنتی مراقب، مسئولیت های بیشتری در قبال این کودکان دارند و در نتیجه، با مشکلات روان‏شناختی بیشتری مواجه می شوند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسۀ بهزیستی روان‏شناختی و سبک های مقابله ای در مادران کودکان ناشنوا و عادی بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: پژوهش حاضر از نوع علّی‎مقایسه ای، پس‏رویدادی و گروه نمونه این پژوهش 30 نفر از مادران دانش‏آموزان ناشنوا و 30 نفر از مادران دانش‏آموزان عادی مدارس ابتدایی شهرستان اردبیل بودند که به‏صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‏آوری اطلاعات از پرسش‏نامه های بهزیستی روان‏شناختی ریف (1989) و سبک های مقابله ای بیلینگر و موس (1981) استفاده شد. از روش آماری آنالیز واریانس دوطرفه جهت تحلیل داده ها استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج پژوهش نشان داد که میزان بهزیستی روان‏شناختی و مؤلفه های آن در مادران کودکان ناشنوا به‏طور معنی داری پایین تر از مادران کودکان عادی بود (به‏ترتیب p&lt;0/01؛ p&lt;0/05) و همچنین از لحاظ سبک مقابله ای شناختی تفاوت معنی‏داری بین دو گروه وجود داشت(p&lt;0/01)؛ به‏طوری که مادران کودکان ناشنوا کمتر از سبک مقابله‏ای شناختی استفاده می‏کردند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به‏نظر می رسد که فقدان حس شنوایی کودکان بر بهزیستی روان‏شناختی و سبک های مقابله ای مادرانشان تأثیر گذاشته، و تأثیر آن می تواند به‏صورت مشکلات روان‏شناختی و استفاده کمتر از سبک های مقابله ای سازگارانه قابل مشاهده باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>ابراهیم اکبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثربخشی هیپنوتیزم‏درمانی در درمان وزوز ذهنی گوش</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=20&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: وزوز گوش بیماری آزاردهنده‏ای است که می‏تواند باعث مشکلات عمده‏ای از جمله بی‏خوابی، اختلال در تمرکز و کاهش کیفیت زندگی شود. این مطالعه به منظور بررسی اثر بخشی هیپنوتیزم‏درمانی در درمان وزوزگوش ذهنی انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه یک تحقیق آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه شاهد بود. تعداد افراد در هر گروه 10 نفر و شامل افرادی بود که از وزوزگوش ذهنی رنج می‏بردند. هر دو گروه از نظر میزان شدت وزوز گوش و محدودۀ سنی همسان بودند. افراد در هر دو گروه پرسش‏نامه کلینیکی وزوز گوش را در دو مرحله پیش‏آزمون‏ـ‏پس‏آزمون تکمیل کرده و شدت وزوز گوش آنها به صورت خودگزارشی از یک تا ده ثبت می‏شد. افراد گروه مورد برای 10 جلسه تحت هیپنوتیزم‏درمانی قرار گرفتند. روی گروه شاهد هیچ گونه درمان روانشناختی انجام نشد. یافته‏ها با استفاده از آزمون‏های t‏  مستقل و وابسته مقایسه شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: بین امتیازهای پیش‏آزمون‏ـ‏پس‏آزمون و همچنین بین امتیازهای پس آزمون دو گروه مورد و شاهد تفاوت معنی‏داری وجود داشت(p=0/001).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که هیپنوتیزم‏درمانی توانسته است به‏طور مؤثری از شدت وزوزگوش بیماران در گروه مورد بکاهد به‏عبارتی مؤید اثربخش بودن هیپنوتیزم‏درمانی در درمان وزوزگوش ذهنی بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>سید محمود میرزمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطۀ بین عادت‏های دهانی، وضعیت دهان و تولید نوک زبانی در کودکان مهدکودک‏های شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=21&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: عادت‏های دهانی می‏توانند اثرات زیان‏باری بر وضعیت دهان و گفتاری کودک داشته باشند که گاه غیرقابل برگشت و دائمی است. از این رو در مطالعۀ حاضر ارتباط بین عادت‏های دهانی با تولید نوک زبانی و وضعیت دهان در کودکان مهدکودکها ی شهر تهران بررسی شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: نمونه‏های مورد مطالعه 400 کودک پسر و دختر  72-24 ماهه فارسی زبان از 16 مهد کودک شهر تهران با نمونه‏گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. مکیدن انگشت ، استفاده از شیشه شیر و استفاده از پستانک در کودکان مورد بررسی قرار گرفت .گردآوری اطلاعات از طریق تکمیل پرسش‏نامه، بستۀ مهارت‏های دهانی کودکان و تولید گفتار صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: از 400 کودک مورد مطالعه 68 نفر از هر دو جنس مبتلا به عادت‏های دهانی بودند. از بین آنها 9/52 درصد به مکیدن انگشت ، 2/38 درصد به استفاده از شیشه شیر، 3/7 درصد به مکیدن انگشت همراه با استفاده از شیشه شیر و 4/1 درصد به پستانک عادت داشتند. بین مکیدن انگشت ، بی‏نظمی دندانی و شکل سخت کام ارتباط مستقیم معنی‏داری وجود داشت که به ترتیب&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;(r=0/4, p&lt;0/001) و (r=0/39, p&lt;0/001) بود. بین استفاده از شیشه شیر و بی‏نظمی دندانی ارتباط مستقیم معنی‏داری وجود داشت (r=0/25, p&lt;0/001). همچنین بین مکیدن انگشت و وجود تولید نوک زبانی ارتباط مستقیم معنی‏داری به‏دست آمد (r=0/37, p&lt;0/001). تفاوتی بین دو جنس در موارد فوق مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: نتایج این مطالعه نشان می‏دهد که عادت‏های دهانی ممکن است تغییرات ساختاری در وضعیت اندامهای دهانی و در نتیجه تولید گفتار ایجاد کنند.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>سودابه نوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقص پردازش زمانی شنوایی در کودکان مبتلا به نارساخوانی‏ـ‏نارسانویسی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=22&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: پردازش زمانی شنوایی جنبۀ مهمی از عملکرد شنوایی است و نقص در آن می‏تواند مانع کسب گفتار، زبان و خواندن شود. وضوح زمانی از زیرمجموعه‏های پردازش زمانی است و با آزمون‏های تشخیص فاصله قابل ارزیابی است. از آنجا که اختلالات واج‏شناختی کودکان نارساخوان‏ـ‏نارسانویس به نقایص پردازش زمانی شنوایی هم مربوط است، این مطالعه با هدف بررسی نتایج آزمون فاصله در نویز در آنها انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: آزمون فاصله در نویز روی 28 کودک هنجار و 24 کودک نارساخوان‏ـ‏نارسانویس 12-11 ساله انجام شد. سپس میانگین آستانۀ تقریبی و درصد پاسخ‏های درست در دو گروه مقایسه شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: میانگین آستانۀ تقریبی و درصد پاسخ‏های درست گوش راست و چپ در دو گروه تفاوتی نداشت. میانگین آستانۀ تقریبی کودکان نارساخوان‏ـ‏نارسانویس با 97/6 و انحراف معیار 09/1 میلی‏ثانیه بیشتر از گروه هنجار با 05/5 و انحراف معیار 92/0 میلی‏ثانیه و میانگین پاسخ‏های درست آنها با 05/58 و انحراف معیار 98/4 درصد کمتر از گروه هنجار با 97/69 و انحراف معیار 16/7 درصد به‏دست آمد(p&lt;0/001).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: وضوح زمانی ناهنجاری در کودکان نارساخوان‏ـ‏نارسانویس براساس آزمون فاصله در نویز دیده شد. از آنجا که نواحی ساقۀ مغز و قشر شنوایی، بخشی از پردازش زمانی شنوایی را عهده‏دار هستند، احتمالاً تفاوت‏های ساختاری و عملکردی افراد هنجار و نارساخوان‏ـ‏نارسانویس در این نواحی سبب رمزگذاری ناهنجار اطلاعات زمانی شنوایی و در نتیجه نقایص پردازش زمانی شنوایی می‏شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>منصوره عادل قهرمان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روایی و پایایی آزمون تصویری نامیدن شفاهی در افراد بزرگسال زبان‏پریش</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=23&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: دشواری بازیابی و یا تولید واژگان از مشکلات متداول و مشترک در انواع سندرم‏های زبان‏پریشی است. از این رو طراحی آزمونی معتبر که به بررسی این مشکل براساس فرآیندهای پردازشی مرتبط و عوامل مؤثر بر آن می‏پردازد، حائز اهمیت است. نامیدن در مواجهه تصویر، روشی شاخص برای ارزیابی و درمان نقایص بازیابی واژه است. هدف از این پژوهش تعیین روایی و پایایی آزمون تصویری نامیدن شفاهی برای ارزیابی توانمندی بازیابی واژه بیماران زبان‏پریش بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: روایی محتوایی و صوری آزمون که شامل تصویر خطی 115 اسم زبان فارسی بود با نظرسنجی از متخصصان گفتاردرمانگر، گرافیست و نقاش بررسی شد. سپس آزمون طی دو مرحله روی 10 بیمار زبان‏پریش و 30 فرد بهنجار معادل از نظر سن، جنس و تحصیلات اجرا شد. روایی سازه و ثبات درونی آزمون بررسی شد. ثبات بیرونی نیز به‏ شیوه آزمون‏ـ‏بازآزمون سنجیده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها&lt;/strong&gt;: روایی تمامی آیتم‏ها از نظر محتوایی و صوری به‏ترتیب بزرگتر ومساوی 90 و 85 بود. تفاوت بین میانگین امتیازهای بیماران و افراد بهنجار معنی‏دار بود(p=0/001). ثبات درونی 98/0 برای آزمون به‏دست آمد. ضریب تکرارپذیری این آزمون نیز 98/0 بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری&lt;/strong&gt;: آزمون تصویری نامیدن شفاهی از نظر محتوایی، صوری و سازه روا بود. همچنین، ثبات درونی و بیرونی بالایی داشت. بنابراین این آزمون ابزاری معتبر جهت ارزیابی توانمندی نامیدن بیماران زبان‏پریش با استفاده از مجموعۀ وسیع و متنوعی ازتصاویر است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>زهرا سلیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر افزایش مهارت معناشناسی بر مهارت درک واژه‌های نوشتاری در یک کودک 4 سالۀ هایپرلکسیای اوتیستیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/aud/browse.php?a_id=24&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه&lt;/strong&gt;: هایپرلکسیا یک توانایی ویژه است که در گروهی از افراد مبتلا به اختلالات رشدی دیده می&amp;rlm;شود. این اصطلاح در مورد کودکانی به&amp;rlm;کار می&amp;rlm;رود که علی&amp;lrm;رغم مشکلات زبانی، شناختی و اجتماعی در تشخیص واژه&amp;lrm;ها مهارت بالایی دارند اما از نظر مهارت درک مطلب در سطح پایینی عمل می&amp;rlm;کنند به&amp;rlm;کار می&amp;rlm;رود. در مورد علل آسیب درک مطلب در این کودکان فرضیه&amp;rlm;های مختلفی وجود دارد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر بهبود جنبۀ معناشناسی زبان یعنی افزایش خزانۀ واژگان درکی و بیانی، بر توانایی درک مطلب در یک کودک اوتیستیک با هایپرلکسیا است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;مورد&lt;/strong&gt;: کودک مورد مطالعه در این پژوهش یک کودک هایپرلکسیای اوتیستیک بود که در زمان شروع 3 سال و 11 ماه داشت. وی قادر به خواندن بود ولی درکی از مطالب خوانده شده نداشت. در مدت 12 جلسۀ درمانی درک و بیان 160 واژه به کودک آموزش داده شد. در طی این مدت فرم نوشتاری واژه&amp;rlm;ها حذف شد . پس از طی جلسات درمانی این واژه ها مجدد ارزیابی شدند و کلماتی که کودک قادر به درک و بیان آنها بود مورد ارزیابی درک نوشتاری قرار گرفتند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه&amp;rlm;گیری&lt;/strong&gt;: بهبود جنبۀ معناشناسی زبان افزایش خزانۀ واژگان درکی و بیانی باعث افزایش درک نوشتاری کلمات شد.

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آتوسا ربیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
