|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
16 نتیجه برای نوع مطالعه: گزارش مورد
سعید فراهانی، دوره 5، شماره 1 - ( 2-1377 )
چکیده
تومور عصب هشتم یا اکوستیک نورینوما درصد زیادی از تومورهای زاویه پلی-مخچه ای را شامل می شوند. این تومور از نظر هیستولوژی خوش خیم گزارش شده است. چنانچه تومور بیش از حد بزرگ شود می تواند علایم نورولوژیک، مانند عدم تعادل با منشاء مخچه ای، ادم پاپی، اختلال عملکرد سایر اعصاب جمجمه ای و ... را به همراه داشته باشد. اکوستیک نورینوما معمولا به صورت یکطرفه ظاهر می شود و علایم ادیولوژیک آن نیز از افت شنوایی یک طرفه حکایت می کند. اما در مورد تومورهای بزرگ، علایم می تواند به صورت دو طرفه هم تظاهر نماید. که بالطبع نتایج ارزیابی های شنوایی را تحت تاثیر قرار می دهد. در گزارش حاضر یک مورد بیمار 31 ساله مبتلا به اکوستیک نورینوما در گوش راست معرفی می شود که در ارزیابی های شنوایی آن علاوه بر اختلال در گوش راست، تغییراتی نیز در آزمون اصوات خالص، اکوستیک رفلکس و ABR گوش چپ مشاهده می گردد.
مهین صدایی، دوره 6، شماره 1 - ( 5-1377 )
چکیده
بیمار یک زن 34 ساله است که باشکایت افت شنوایی ناگهانی در حد ملایم در گوش چپ به همراه وزوز فرکانس بالا و پری گوش به کلینیک شنوایی مراجعه کرده است. علائم همراه دیگر عبارتند از مواج بودن شنوایی و احساس سبکی سر. لیکن بیمار شکایتی از سرگیجه یا احساس عدم تعادل گزارش نکرده است. تشخیص افتراقی ضایعه از فیستول اندولنفاتیک و ضایعات وراء حلزونی در این بیمار مورد توجه قرار گرفت. یافتهها و تصاویر ادیولوژیک و رادیولوژیک بیمار در مقاله حاضر آمده و بر اساس آن تشخیص ضایعه مورد بحث قرار گرفته است.
معصومه روزبهانی، دوره 8، شماره 1 - ( 2-1379 )
چکیده
شوانومای وستیبولر از شایعترین تومورهای داخل جمجمهای است. معمولاً از سلولهای شوان بخش فوقانی عصب دهلیزی در مجرای شنوایی داخلی ناشی میشود و ممکن است عصب شنوایی را تحت فشار قرار دهد. دارای کپسول و خوشخیم بوده، به غلط با عنوان تومور عصب هشتم مصطلح گردیده است. تومور معمولاً یکطرفه بوده و در موارد بیماری فون رکلینگها وزن یا نوروفیبروماتوز ممکن است به صورت دو طرفه تظاهر کند که ارثی و به دو شکل NF 1 (محیطی) و NF 2 (مرکزی) است. در NF 2 تومور اکوستیک دوطرفه شاخص میباشد و هر دو نوع بهصورت اتوزومال غالب انتقال مییابند. NF 1 ناهنجاری در کروموزوم 17، NF 2 ناهنجاری در کروموزوم 22 و NF 1 شایعتر از NF 2 میباشد.
سعید ساروق فراهانی، ژاله صمدی، دوره 11، شماره 1 - ( 2-1381 )
چکیده
کیست ارکنوئید: این کیست یک ناهنجاری مادرزادی در مجاورت فضای تحت ارکنوئید است. غشاء آن از سلولهای ارکنوئید و کلافهای کلاژن چند لایه شکل گرفته که حاوی مایع مغزی نخاعی می باشد. اگرچه ممکن است تقریباً در هر جای از محور عصبی دیده شود. معمول ترین محل، شیار سیلوین و حفره جمجمه ای میانی است. مادر زادی بودن کیست های ارکنوئید بر پایه بروز معمول آن در کودکی پیشنهاد شده است.
مهین صدایی، سحر شمیل شوشتری، دوره 12، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
این مورد در طبقهبندی نورولوژیک جای میگیرد. بیمار کودکی است که در وضعیت تحصیلیاش بهعنوان فرد مبتلا به ناتوانی یادگیری مطرح شده است. وی، اولین بار قبل از سیزده سالگی برای ارزیابی اختلال در پردازش شنوایی مرکزی (CAPD) ارجاع داده شده بود.مادر با گذشت زمان متوجه مشکلات عدیدۀ شنوایی فرزندش شده بود و به همین جهت انجام آزمایش مربوط به تواناییهای پردازش مرکزی شنوایی ضروری به نظر میرسید. کودک در شنیدن در حضور نویز و مسیر گفتاری دچار مشکل است و اغلب از اطرافیان میخواهد آنچه را گفتهاند تکرار کنند. در مکانیابی صدا نیز بدون مشکل نیست. هیچگونه اختلال تعادلی ندارد. کودک در مدرسه پیشرفت خوبی داشت و تنها مشکل وی در خواندن بود زیرا سطح خواندن او حدود یک پایه، پایینتر از حد انتظار بود. قوای هوشی کلی وی در حد هنجار بود.
نعمت الله مختاری، مهری خراسانی، هادی بهزاد، دوره 12، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
هدف: لزوم استفاده از OAE در تشخیص نوروپاتی شنوایی.
روش ها: انجام ایمیتانس ادیومتری، OAE و ABR و مداخله توانبخشی برای سه کودک مبتلا به یرقان نوزادی
نتایج: آزمایش های تمپانومتری و OAE این سه کودک طبیعی بود. ABR آنها مبین اختلال عمده در سیستم شنوایی بود. سمعک های تجویز شده و مداخلات توانبخشی برای هیچ یک مفید نبود.
بحث: 1) OAE به صورت DPOAE) Screening یا TEOAE) بایستی در مجموعه کارهای تشخیص شنوایی شناسی و بیمار یابی قرار گیرد. 2) هرگاه موارد بالینی گویای پدیده های چون هیپوکسی، یرقان، MS، مننژیت و مننگو آنسفالیت باشد اهمیت جایگاه OAE بیشتر خود را می نمایاند. 3) انتخاب موارد انجام کاشت حلزون بی نیاز از دانستن وضعیت OAE نمی باشد. 4) در صورت وجود نوروپاتی شنوایی لزوم پرداختن به دیگر روش های بازتوانی شنوایی ضروری است.
منصوره عادل قهرمان، زهرا قاسماحمد، محمد تقی خرسندیآشتیانی، یاشار عمیدی، دوره 14، شماره 1 - ( 6-1384 )
چکیده
زمینه: شوانوم صورتی تومور نادری است که از هر بخش عصب می تواند منشاء گیرد. علائم احتمالی آن عبارتند از: ضعف جزیی یا کامل صورت، کاهش شنوایی، مشاهده توده ای در گوش، اتوره، از دست دادن حس چشایی و به ندرت درد و گاه کاملاً بدون علامت. برای تشخیص باید تاریخچه گیری دقیق، ارزیابی نورواتولوژیک، معاینه و بویژه سی تی اسکن یا MRI به عمل آید. تنها روش درمان، جراحی است هر چند که تعیین زمان مناسب عمل در صورت سلامت عملکرد عصب دشوار است.
مورد: در این مقاله ، دختری 19 ساله که با کلیه علایم یاد شده در سمت راست صورت غیر از مشکل حس چشایی مراجعه کرده بود معرفی شده است. با معاینه و انجام آزمایش های ادیومتری و رادیولوژی وجود شوانوم صورتی محرز گردید. بیمار تحت عمل جراحی قرار گرفت. در پی گیری های بعدی عملکرد عصب صورتی تا حد زیادی بهبود یافته بود.
نتیجه گیری: نیاز به ارزیابی دقیق بیماران دارای تابلوی بالینی فلج بلز لازم به تأکید نیست. در صورتی که علیرغم منفی بودن نتایج کماکان شک وجود داشته باشد حتی ممکن است لازم باشد جراحی تجسسی عصب به منظور تشخیص صورت گیرد.
ملیحه مظاهری یزدی، عبداله موسوی، مهدی اکبری، هاشم فرهنگ دوست، دوره 15، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: نوروپاتی شنوایی گونه ای اختلال شنوایی است که در آن شنوایی محیطی هنجار است ولی عصب هشتم و ساقه مغز ناهنجار می باشند. از نظر بالینی، بیماران مبتلا به گسیل های صوتی هنجار دارند اما پتانسیل های شنوایی ساقه مغز وجود ندارند یا غیر طبیعی اند. نوروپاتی شنوایی اولین بار اواخر دهه 1970 گزارش شد. در آن زمان با استفاده از روش های مختلف توجیه نبود پتانسیل های شنوایی ساقه مغز در عین وجود آستانه های شنوایی امکان پذیر گردید. درک گفتار در این افراد به مراتب بدتر از میزان کم شنوایی است که ادیوگرام نشان می دهد. لازم به ذکر است که نوروپاتی شنوایی ممکن است عملکرد سیستم دهلیزی را نیز متاثر کند.
معرفی بیمار: در بررسی حاضر با استفاده از آزمون های الکتروفیزیولوژیک و رفتاری عملکرد سیستم شنوایی یک کودک مبتلا به نوروپاتی شنوایی در مدت 5 سال مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های ادیولوژیک پس از درمان های متعدد توانبخشی تغییرات قابل توجهی را نشان می دهد.
نتیجه گیری: نوروپاتی شنوایی عارضه ای است که می تواند اختلالی را در سلول های مویی داخلی که اطلاعات صوتی را از طریق سیستم عصبی به مغز منتقل می کنند ایجاد نماید. علل دیگر این عارضه، وجود نقص در ارتباط بین سلول های مویی داخلی با اعصابی که از گوش داخلی به مغز می روند یا وجود اختلال در خود عصب است. این افراد تقریبا همواره دارای گسیل های واضح صوتی گوش، حذف پتانسیل های شنوایی ساقه مغز و آستانه های رفتاری متفاوت می باشند که ممکن است این آستانه ها ثابت بوده، بدتر و یا حتی بهتر شود.
سید موسی صدر حسینی، شهناز علمداری، اعظم علمداری، لیلا مشعلی، دوره 17، شماره 2 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه: آنمی فانکونی بیماری ارثی بوده و بهصورت اتوزومال مغلوب منتقل میشود و با پانسیتوپنی پیشرونده و اختلالات مادرزادی متعدد و افزایش استعداد ابتلا به لوسمی میلوژن حاد و کانسرهای اپیتلیال بهویژه در ناحیه سر و گردن و سیستم ادراری و تناسلی مشخص میشود. فنوتیپ ظاهری این بیماری به صورت قد کوتاه، لکههای شیر قهوهای متعدد روی پوست، چشمان کوچک، عقب ماندگی ذهنی و اختلالات اسکلتی و اختلالات شنوایی میباشد.
مورد: بیمار مورد نظر مرد 23 ساله کشاورزی است که مورد شناخته شده آنمی فانکونی از ده سالگی میباشدکه تحت درمان بوده و از 5 سال قبل درمان را بدون اطلاع پزشک قطع کرده است. بیمار در سن 23 سالگی با تشخیص پنومونی در اورژانس بیمارستان بستری و تحت درمان قرار گرفت در آن زمان به دلیل کاهش شنوایی که از چند ماه قبل ذکر مینمود به واحد ادیومتری ارجاع شد. طی آزمایشهای ادیومتری کاهش شنوایی عمیق دو طرفه مشاهده گردید.
نتیجهگیری: یکی از اختلالات مادرزادی دیده شده در این بیماری اختلالات شنوایی است که بیشتر به صورت افت شنوایی انتقالی تنگی مجرای شنوایی خارجی و بدشکلیهای لاله گوش و گاهی کاهش شنوایی حسی ـ عصبی پیشرونده میباشد. در بیمار مورد نظر در معاینات بالینی لاله و مجرای گوش و پرده تمپان طبیعی و نتایج آزمون تمپانومتری نوع An بوده و نتیجه ادیومتری افت شنوائی عمیق دوطرفه را نشان میداد که این مورد از یافتههای بسیار نادر در بیماری مورد نظر میباشد.
حمید دالوند، لیلا دهقان، حسین باقری، دوره 18، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تحریکات دهلیزیـ حس عمقی تئوری یکپارچگی حسی در رشد مراحل حرکتی درشت، ظریف، زبان و مهارتهای فردیـ اجتماعی افراد مبتلا به آژنزیس جسم پینهای بود.
مورد: این تحقیق بهصورت مطالعه موردی، روی پسر 5/10 ماهه با تشخیص آژنزیس جسم پینهای انجام شد. برای ارزیابی اولیه و تعیین میزان پیشرفت مهارتهای کودک در هر ماه از آزمون غربالگری رشدی دنورـII و پایههای رشدی استفاده شد. درمان براساس اصول تئوری یکپارچگی حسی، در مدت 20 جلسه، هفتهای یک جلسه و هر جلسه یک ساعت انجام شد. این تمرینات مشتمل بر تمرینات حس عمقی، تمرینات دهلیزی خطی و ادامهدار روی توپ مخصوص فلج مغزی و تاب بود. پس از انجام مداخله درمانی، سن عملکرد حرکتی درشت، حرکت تطابقی ظریف، زبان و مهارتهای فردیـ اجتماعی افزایش یافت. همچنین براساس پایههای رشدی، حفظ وضعیت مهارتهای حرکتی درشت مثل نشستن و چهار دست و پا افزایش یافت، غلتیدن کامل به چپ و راست و رها کردن ارادی اشیاء را انجام داد و مدت زمان واکنش کودک به تحریکات شنوایی به کمتر از 2 ثانیه رسید.
نتیجهگیری: تحریکات دهلیزیـ حس عمقی تئوری یکپارچگی حسی با بهرهگیری از قابلیت انعطافپذیری سامانه عصبی تأثیر مثبتی در تسهیل مراحل رشد حرکتی درشت و ظریف، زبان و فردیـ اجتماعی دارند و میتوان از این تمرینات در اختلالات آژنزیس جسم پینهای استفاده کرد.
ناهید جلیلهوند، مونا ابراهیمیپور، دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از راههای کسب اطلاعات پرسش است. برخی از پرسشها با استفاده از واژههای پرسشی چه/چی، کی، کجا، چرا، چقدر، چطور و غیره انجام میشود. کودکان انگلیسیزبان واژههای پرسشی را بهترتیب فرا میگیرند، بهطوری که معمولاً کودکان با واژۀ چه/چی استفاده از پرسشواژهها را آغاز میکنند. آیا کودکان فارسیزبان در فراگیری و بهکارگیری پرسشواژهها ترتیبی را طی میکنند؟
مورد: این مطالعه روی دو کودک بهنجار فارسیزبان، یک دختر و یک پسر، که تقریباً بهطور منظم به مهدکودک دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران سپرده میشدند، انجام شد. نمونۀ گفتار آزاد این کودکان هر ماه بهمدت 120 دقیقه از 12 تا 36 ماهگی بهطریق ضبط ویدئویی جمعآوری شد و واژههای پرسشی از نمونههای گفتار واجنویسیشدۀ هر دو کودک استخراج گردید. هر دو کودک قبل از بیان اولین واژۀ پرسشی، با بیان/m/ یا hum// همراه با آهنگ خیزان سؤال کردن را آغاز نمودند. واژههای /چی/ و /کو/ اولین پرسشواژههای مورد استفادۀ هر دو کودک بود. تنوع پرسشواژهها در گفتار دختر بیشتر بود. تا 36 ماهگی پرسش دربارۀ زمان با استفاده از پرسشواژۀ /کِی/ (/key/) در نمونه گفتار هر دو کودک مورد پژوهش ظاهر نشد.
نتیجهگیری: این کودکان فارسیزبان نیز طی توالی مشابه کودکان انگلیسیزبان از پرسشواژهها در گفتار خود استفاده میکردند.
مرضیه پورجواد، دوره 20، شماره 2 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه: سندرم تریچرکولینز یک عارضه جمجمهایـصورتی مادرزادی با ناهنجاریهای متعدد و پیچیده است. بخشهای درگیر در این سندرم شامل فک فوقانی و تحتانی، چشمها، گوش خارجی و میانی، و نرمکام است و کمشنوایی انتقالی دوطرفه ناشی از بدشکلیهای گوش میانی و خارجی، رایج است. ویژگیهای این سندرم، خطرات ویژهای را برای رشد ارتباطی کودکان مبتلا به همراه دارد. در مطالعه حاضر، ویژگیهای زبانی و گفتاری یک کودک فارسیزبان مبتلا به این سندرم ارائه میگردد.
مورد: بیمار، دختری هشت ساله مبتلا به سندرم تریچرکولینز همراه با افت شنوایی انتقالی متوسط دوطرفه ناشی از آترزی مجرای خارجی گوش بود. طی ارزیابیهای گفتار و زبان، پرخیشومی متوسط، خطاهای جبرانی تولید، و نقایص صرفیـنحوی متعدد در گفتار او مشاهده شد. تولید 13 واج، حداقل در یک موقعیت دچار اختلال بود. همچنین کودک در گفتار خود از 22 نوع فرآیند واجی استفاده مینمود که بسیاری از آنها در زمره فرآیندهای طبیعی قرار نداشتند و برخی نیز فرآیندهایی بودند که در کودکان هنجار فارسیزبان تا قبل از سه سالگی از بین میروند.
نتیجهگیری: افت شنوایی متوسط، اختلال نرمکامیـحلقی، نقایص فکیـدندانی، نقص توجه/بیشفعالی، و همچنین عوامل محیطی منجر به اختلالات شدید زبانی و گفتاری شده بود و بر عملکرد تحصیلی کودک نیز مؤثر بود. پرخیشومی متوسط، خطاهای جبرانی متعدد و کاربرد بیش ازحد و غیرطبیعی فرآیندهای واجی که قابلیت وضوح گفتار کودک را تحت تأثیر قرار داده بود، یافتههایی هستند که در منابع مختلف بهعنوان ویژگیهای گفتاری و زبانی رایج مرتبط با سندرم تریچرکولینز مطرح نشدهاند.
حجت پیرزادی، باقر غباری بناب، محسن شکوهییکتا، فریدون یاریاری، سعید حسنزاده، احمد شریفی، دوره 21، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه: آگاهی واجی یکی از مهمترین متغیرهای پیشبینیکننده مهارت خواندن است که با روشهای مختلفی آموزش داده میشود. یکی از روشهای آموزش آگاهی واجی استفاده از روش آموزش مستقیم است. پژوهش حاضر از اولین پژوهشهای آزمایشی است که با هدف بررسی تأثیر آموزش مستقیم آگاهی واجی بر پیشرفت مهارت خواندن دانشآموزان مبتلا به اختلال خواندن انجام شده است.
مورد: سه دانشآموز پسر با اختلال خواندن در پایه دوم ابتدایی از یک مدرسه ابتدایی در منطقه شش آموزش و پرورش شهر تهران بهعنوان آزمودنیهای شرکتکننده در پژوهش انتخاب شدند. طرح پژوهش، تکآزمودنی از نوع طرح چند خط پایهای با آزمودنیهای مختلف بود. برای تشخیص اختلال خواندن، از آزمون خواندن و نارساخوانی و مقیاس تجدید نظر شده هوشی وکسلر کودکان و برای اندازهگیری پیشرفت مهارت خواندن، از آزمون محققساخته 100 کلمهای خواندن استفاده شد. دادههای مورد نیاز در شرایط مختلف خط پایه، مداخله، و پیگیری جمعآوری شد. در شرایط مداخله آزمایشی هر آزمودنی دستکم ده جلسه آموزش مستقیم آگاهی واجی به مدت 45-40 دقیقه دریافت کرد، اما در شرایط خط پایه و شرایط پیگیری هیچیک از آنها آموزش مستقیم آگاهی واجی را دریافت نکردند. مقایسه عملکرد آزمودنیها در شرایط خط پایه، مداخله و پیگیری نشان داد که آموزش مستقیم آگاهی واجی بر پیشرفت مهارت خواندن هر سه آزمودنی تأثیر مثبت داشته و این یادگیری در طول زمان پایدار مانده است.
نتیجهگیری: آموزش مستقیم آگاهی واجی بر مهارت خواندن دانشآموزان دارای اختلال خواندن در دوره ابتدایی تأثیر مثبت دارد و موجب افزایش مهارت خواندن در آنها میشود.
ناهید جلیلهوند، مونا ابراهیمیپور، جمشید پورقریب، دوره 21، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه: کودکان معمولاً اولین واژههای خود را در سنین 10 تا 15 ماهگی بیان میکنند و طی مراحلی به گفتار ساده تا پیچیده دست مییابند. سنجش میانگین طول گفته، یکی از معیارهای بررسی رشد و تکامل زبان کودکان است. محاسبۀ میانگین طول گفته و بررسی ترتیب کاربرد برخی از تکواژهای دستوری در گفتار کودکان فارسیزبان از اهداف این مطالعه بود.
مورد: نمونۀ گفتار آزاد دو کودک در مهد کودک، از 12 تا60 ماهگی، هر ماه بهمدت 120 دقیقه به طریق ضبط ویدئویی جمعآوری و نمونههای گفتار واجنویسی شد. مطالعه به روش طولی و توصیفی انجام گرفت. دختر و پسر مورد مطالعه اولین واژههای خود را بهترتیب در سن 12 ماهگی و 16 ماهگی بیان کردند. دختر در 18 ماهگی و پسر 20 ماهگی بیان گفتههای دوکلمهای را آغاز کردند. تعدادی از تکواژهای دستوری که در ساختمان فعل کاربرد دارند قبل از 24 ماهگی با میانگین طول گفته کمتر از دو تکواژ در گفتار هر دو کودک ظاهر شدند. ترتیب کاربرد تکواژهای پیبندهای فعل، از مفرد به جمع بود. شش شناسۀ فاعلی قبل از 36 ماهگی در گفتار هر دو کودک ظاهر شد.
نتیجهگیری: مراحل تکامل گفتار کودکان فارسیزبان نیز همانند سایر کودکان از مرحلۀ گفتار تکواژه آغاز شد و با افزایش واژگان و کاربرد تکواژهای دستوری بهتدریج بر پیچیدگی گفتار آنها افزوده شد. نکتۀ مهم این که کودکان فارسیزبان با میانگین طول گفته کمتر از 2 تکواژ کاربرد تکواژهای دستوری را آغاز کردند.
آتوسا ربیعی، زهرا شهریور، دوره 21، شماره 4 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه: هایپرلکسیا یک توانایی ویژه است که در گروهی از افراد مبتلا به اختلالات رشدی دیده میشود. این اصطلاح در مورد کودکانی بهکار میرود که علیرغم مشکلات زبانی، شناختی و اجتماعی در تشخیص واژهها مهارت بالایی دارند اما از نظر مهارت درک مطلب در سطح پایینی عمل میکنند بهکار میرود. در مورد علل آسیب درک مطلب در این کودکان فرضیههای مختلفی وجود دارد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر بهبود جنبۀ معناشناسی زبان یعنی افزایش خزانۀ واژگان درکی و بیانی، بر توانایی درک مطلب در یک کودک اوتیستیک با هایپرلکسیا است.
مورد: کودک مورد مطالعه در این پژوهش یک کودک هایپرلکسیای اوتیستیک بود که در زمان شروع 3 سال و 11 ماه داشت. وی قادر به خواندن بود ولی درکی از مطالب خوانده شده نداشت. در مدت 12 جلسۀ درمانی درک و بیان 160 واژه به کودک آموزش داده شد. در طی این مدت فرم نوشتاری واژهها حذف شد . پس از طی جلسات درمانی این واژه ها مجدد ارزیابی شدند و کلماتی که کودک قادر به درک و بیان آنها بود مورد ارزیابی درک نوشتاری قرار گرفتند.
نتیجهگیری: بهبود جنبۀ معناشناسی زبان افزایش خزانۀ واژگان درکی و بیانی باعث افزایش درک نوشتاری کلمات شد.
صوفیا نقدی، مائده خلیفهلو، نورالدین نخستین انصاری، محمد اکبری، شهره جلایی، داود جنت، دوره 22، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه: اختلالات تعادلی از جمله مشکلات شایع بیماران پس از سکتۀ مغزی است. برای درمان نقصهای تعادلی، روشهای مختلفی بهکار گرفته میشوند که یکی از آنها استفاده از ارتعاش است. تاکنون اثرات ارتعاش موضعی بر اختلالات تعادلی متعاقب سکتۀ مغزی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از این گزارش مورد، ارائۀ اثرات استفادۀ موضعی ارتعاش کف پا بر تعادل یک بیمار مبتلا به سکتۀ مغزی بود.
معرفی بیمار: بیمار مردی 72 ساله با همیپلژی سمت راست بود که پس از درمان با مداخلات توانبخشی استاندارد بهدلیل عدم بهبود تعادل، تحت درمان با ارتعاش قرار گرفت. وی علیرغم توانایی راه رفتن مستقل، از مشکلات تعادلی شکایت داشت. پیامدهای اصلی مورد مطالعه، آزمون بالینی برخاستن و راه رفتن زمانبندی شده و شاخصهای پوسچروگرافی بود. همچنین حس کف پا، شدت اسپاستیسیته عضلات خمکنندۀ مچ به سمت کف پا و دامنۀ حرکتی غیرفعال خم شدن مچ به سمت پشت پا، در سمت مبتلا مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از ارزیابی اولیه، ارتعاش با فرکانس 100 هرتز بهمدت پنج دقیقه به کف پای مبتلای بیمار اعمال شد و بلافاصله پس از آن کلیۀ ارزیابیها دوباره انجام شد. پس از اعمال مداخله، آزمونها در مقایسه با قبل بهبودی نشان داد.
نتیجهگیری: نتیجه این مطالعۀ مورد نشان داد که اعمال ارتعاش به کف پا میتواند در بهبود اختلال تعادل بیمار سکتۀ مغزی مؤثر باشد.
|
|
|
|
|
| This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 Unported License which allows users to read, copy, distribute and make derivative works for non-commercial purposes from the material, as long as the author of the original work is cited properly. |
|
|
|
|