|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
17 نتیجه برای سلیمانی
زهرا سلیمانی، شهره جلایی، فاطمه فلاحزاده، دوره 14، شماره 1 - ( 6-1384 )
چکیده
هدف: تعیین فرایندهای واجی کودکان مبتلا به سندرم داون آموزش پذیر در مقطع آمادگی مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی روی 40 کودک مبتلا به سندرم داون در مدارس کودکان استثنایی مرکز شهر تهران صورت گرفته است. نمونه ها از نظر شنوایی و وضعیت اندام های گفتاری طبیعی بودند و از آن ها آزمون تصویری فونتیک برای استخراج فرایندهای واجی به عمل آمد. یافتهها: میانگین وقوع برخی از زیر مجموعه های فرایندهای واجی بین دختران و پسران متفاوت است . در فرایند همگونی در پسران همگونی بی واکی و در دختران همگونی کامل بیشترین میانگین و همگونی خیشومی در دختران و همگونی سایشی در پسران کمترین میانگین را دارد. در فرایند جانشینی ، جانشینی روان و خیشومی در دختران و جانشینی واک گذاری در پسران کمترین میانگین را دارد. از مجموع فرایندهای واجی بین سن و فرایند واجی تغییر ساخت هجا ارتباط معنادار مستقیم و فرایند واجی همگونی انسدادی ارتباط معنادار معکوس دیده می شود. بین سایر فرایندها و سن ارتباط معناداری دیده نشد. نتیجه گیری: در این کودکان علاوه بر سه گروه فرایند واجی ساخت هجا ، همگونی و همانند، فرایند حذف نیز دیده شد که در طبقه بندی های دیگر فرایندهای واجی آورده نشده است. تفاوت بین دختران و پسران در برخی از فرایندهای واجی نشان میدهد آنها به طور متفاوت تحت تأثیر بافت آوایی کلمات قرار می گیرند. نتایج بررسی ارتباط سن و فرایندهای واجی نشان می دهد خطاهای واجی در کودکان مبتلا به سندرم داون ناشی از انحراف است.
زهرا سلیمانی، محمد صادق سیف پناهی، محمود علیپور حیدری، دوره 15، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: بر پایۀ بررسیهای گذشته، کاهش شنوایی منجر به نقص هماهنگی عضلات وساختارهای اساسی درگیر در تکالیف زمانبندی حرکتی گفتار می شود و در فراگیری صداهای گفتار تأثیر منفی می گذارد. از این رو، هدف از انجام این پژوهش، مقایسۀ توانایی انجام حرکات تکراری و متناوب (دیادوکوکینزیس) دهانی توسط دانش آموزان پسر سالم و دانش آموزان دچار کم شنوایی است. روش بررسی: این مطالعه روی 61 دانشآموز دبیرستانی پسر 18-15 ساله انجام شد که 46 نفر از آنها دچار افت شنوایی متوسط ـ شدید، شدید و عمیق بوده، و 15 نفر آنها شنوایی هنجار داشته اند. مدت زمان صرف شده برای انجام تکالیف دیادوکوکینزیس دهانی، با نرم افزار تحلیلگر گفتاری Dr. Speech نسخهی چهارم سنجیده شد. سپس دادهها توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: گروه دارای شنوایی هنجار تمام تکالیف دیادوکوکینزیس را نسبت به گروه دارای کاهش شنوایی سریعتر انجام دادهاند غیر از گروه مبتلا به کم شنوایی متوسط ـ شدید، که در بیشتر تکالیف تفاوت معنیداری نداشتند. در بین گروه مبتلا به کم شنوایی نیز عملکرد گروه دچار افت شنوایی عمیق با دو گروه دیگر تفاوت معنیداری داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش همانند بیشتر تحقیقات مشابه، حاکی از وجود مشکل در زمانبندیهای حرکتی گفتار در افراد دچار کاهش شنوایی است. در مجموع تفاوتها نشان میدهند اختلالات موجود در زمانبندیهای حرکتی گفتار با درجات مختلف کاهش شنوایی همسو میباشند.
مهین صدایی ، سعید فراهانی ، ابراهیم پیراسته ، زهرا سلیمانی ، شهره جلایی ، دوره 15، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال یادگیری از شایع ترین مشکلات کودکان دبستانی می باشد و تقریبا 10 درصد این کودکان با این مشکل مواجه هستند. مشخص شده است که اختلال یادگیری با اشکالات ظریف در کدبندی اطلاعات شنوایی در سیستم شنوایی مرکزی همراه می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی پتانسیل های برانگیخته میان رس شنوایی در کودکان دبستانی مبتلا به اختلال یادگیری در مقایسه با کودکان هم سن و سال هنجار می باشد. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پتانسیل های برانگیخته میان رس شنوایی با استفاده از کلیک روی 31 کودک مبتلا به اختلال یادگیری 12-7 ساله و 31 فرد هم سن و سال هنجار انجام شد. دامنه و زمان نهفتگی امواج حاصله با افزایش شدت محرک و تحریک دو گوشی مقایسه گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که دامنه امواج پتانسیل های برانگیخته میان رس شنوایی در افراد مبتلا به اختلال یادگیری از گروه شاهد در تمامی امواج غیر از Na و Pa گوش راست به طور معنی داری کمتر بود ولی برای زمان نهفتگی بین دو گروه تفاوت معنی داری دیده نشد. نتیجه گیری: به نظر می رسد که با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه احتمالا پتانسیل های برانگیخته میان رس شنوایی می توانند در ارزیابی و تشخیص اختلال یادگیری کارآیی قابل توجهی داشته باشند هر چند که هنوز به مطالعات بیشتری نیاز است.
مهدی شاکر اردکانی، زهرا سلیمانی، فرهاد ترابی نژاد، سیده مریم خدامی، دکتر محمود علیپور حیدری، دوره 16، شماره 2 - ( 3-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیریهای عینی در کل و اندازهگیریهای آکوستیکی به طور خاص جنبۀ مهمی از ارزیابی لکنت طی چند دهۀ گذشته بودهاند. اگرچه این اندازهگیریها جایگزین قضاوتهای درکی نمیشوند اما به کمک آنها تشخیص دقیقتری صورت میگیرد و لزوم مداخلههای درمانی تأیید میشود. همچنین، میتوان از آنها برای بازخورد نتایج درمان به بیمار استفاده کرد.از این رو، این مطالعه بهمنظور اندازهگیری و مقایسه برخی از ویژگیهای آکوستیکی بین مردان غیرلکنتی و لکنتی بزرگسال انجام شد. روش بررسی: در این مطالعۀ موردـشاهدی، نمونههای مورد بررسی مردان غیرلکنتی و لکنتی بزرگسال بودند. برای جمعآوری نمونۀ صوت آزمودنیها، از گفتار روان آنها در خواندن 20 جمله از آزمون لبخوانی سارا، کشیده بیان کردن واکههای /a/ و /i/ و شمارش ریتمیک اعداد از یک تا 20 استفاده شد و تجزیه و تحلیل آنها با نرم افزار Dr. Speech صورت گرفت. یافتهها: فرکانس پایه و دامنه تغییرات آن در واکههای /a/ و /i/ ، شمارش اعداد از یک تا 20 و خواندن 20 جمله آزمون بین دو گروه لکنتی و غیرلکنتی تفاوت معنیداری نداشت. در مورد آشفتگی بسامد و آشفتگی شدت بین دو گروه نیز تفاوت معنیداری وجود نداشت. نتیجهگیری: نبود تفاوت معنیدار بین دو گروه ممکن است ناشی از مطالعه این خصوصیات در گفتار روان افراد لکنتی وغیرلکنتی باشد.
صالحه سلیمانیان، سعید فراهانی، منصوره عادل قهرمان، عباس کبریایی زاده، سقراط فقیه زاده، دوره 17، شماره 1 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بلوک شدن گیرندۀ آدنوزین توسط کافئین در دستگاه عصبی مرکزی سبب افزایش سطح نوروترنسمیترهایی نظیر گلوتامات میشود. با توجه به وجود گیرنده آدنوزین در تمام مناطق مغز از جمله مسیر شنوایی مرکزی بهنظر میرسد کافئین بتواند با اثر بر این گیرندهها سبب تغییراتی در نقل و انتقالات عصبی در این مسیر شود. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی اثر کافئین بر زمان نهفتگی و دامنه پاسخهای شنوایی ساقه مغز میباشد. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بود. افراد مورد مطالعه شامل 43 نفر دانشجویان هنجار مرد 25-18 سال بودند. به هر یک از آنها صفر، دو و سه میلیگرم بهازای هر کیلو گرم وزن بدن، کافئین طی سه جلسه متفاوت داده شد. پاسخهای شنوایی ساقه مغز قبل و 30 دقیقه پس از مصرف کافئین ثبت شد. نتایج به منظور بررسی اثر کافئین بر ویژگیهای پاسخهای شنوایی ساقه مغز بوسیله آزمون فریدمن و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: زمان نهفتگی امواج III ، V و I-V پس از مصرف دوزهای دو و سه میلیگرم بهازای هرکیلوگرم وزن بدن و زمان نهفتگی موج I پس از مصرف سه میلیگرم نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری نشان داد(p<0/01). نتیجهگیری: افزایش سطح گلوتامات در اثر بلوک شدن گیرنده آدنوزین سبب تغییراتی در سرعت انتقال عصبی در مسیر شنوایی مرکزی میشود.
زهرا سلیمانی، محسن سعیدمنش، مهدی دستجردی، آذر مهری، یونس جهانی، دوره 18، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی واجی و سرعت نامیدن خودکار بخشی از دانش زبانی فرد هستند. نتایج تحقیقات در جوامع مختلف و زبانهای گوناگون نشان میدهد که بین آگاهی واجی و سرعت نامیدن خودکار با نمره خواندن ارتباط وجود دارد. این پژوهش با هدف بررسی وجود ارتباط آگاهی واجی و سرعت نامیدن خودکار با نمره خواندن در زبان فارسی انجام شده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، توصیفیـتحلیلی 130 دانشآموز پسر پایه اول ابتدایی بهطور تصادفی انتخاب شدند. آنها از نظر بهره هوشی، بینایی و شنوایی هنجار بودند و همچنین از رشد طبیعی زبان برخوردار بودند. از این کودکان آزمونهای آگاهی واجی، سرعت نامیدن خودکار و خواندن گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون خطی استفاده شد. یافتهها: ارتباط بین آگاهی واجی و سرعت نامیدن خودکار با نمره خواندن معنیدار است(p<0/0001). ضریب همبستگی پیرسون آگاهی واجی مستقیم و برابر 86/0 بود. ضریب همبستگی بین زمان سرعت نامیدن خودکار و نمره خواندن معکوس است، یعنی هر چه نمره خواندن بهتر بود، زمان سرعت نامیدن خودکار کمتر میشد که برابر 87/0ـ بود. در بررسی ارتباط هر یک از متغیرهای فوق با نمره خواندن در حضور دو متغیر دیگر نیز معنیدار بود(p<0/0001). نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد بین آگاهی واجی و سرعت نامیدن خودکار با خواندن در کودکان فارسی زبان همانند سایر زبانها ارتباط وجود داشته و با تقویت این مهارتها میتوان بر توانایی کودک در خواندن افزود.
فاطمه سیاحی، زهرا سلیمانی، بهروز محمودی بختیاری، شهره جلایی، دوره 20، شماره 2 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: حافظه فعال واجشناختی یک عامل مهم در رشد گفتار و زبان و اختلالات مرتبط میباشد. این نوع از حافظه با تکرار ناکلمه ارزیابی میشود. هدف از پژوهش حاضر تهیه آزمون تکرار ناکلمه بهمنظور بررسی ظرفیت حافظه فعال واجشناختی، و تعیین روایی و پایایی آن میباشد. روش بررسی: این مطالعه بهروش مقطعی انجام گرفته است. ابتدا 60 واژه براساس ساختهای آوایی رایج در زبان فارسی انتخاب شد. این واژهها همراه با ناکلمههایی که با تغییر یک یا دو واج از آنها ساخته شده بود، برای انتخاب و تعیین روایی محتوایی به صاحبنظران داده شد. براساس نظر آنها 25 ناکلمه انتخاب شد. این ناکلمهها توسط یک آزمونگر و در طی دو مرحله برای بررسی ثبات آزمون اجرا شد. جمعیت مورد مطالعه 16 پسر و 14 دختر چهار تا چهار سال و یازده ماه بودند که بهصورت آسان و غیرتصادفی از مهدکودکهای منطقه دو و شش شهر تهران انتخاب شدند. امتیاز تکرار ناکلمه در کودکان تعیین شد و با آزمون ضریب همبستگی پیرسون مورد تجریه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان میدهد که 25 ناکلمه در نظر گرفته در این آزمون دارای روایی محتوایی هستند. بین اجراهای متوالی نیز ضریب همبستگی 76/0 در سطح معنیداری(p<0/001) وجود دارد. نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد آزمون تکرار ناکلمه از روایی و پایایی بالایی برخوردار است.
تکتم مالکی شاه محمود، زهرا سلیمانی، سقراط فقیهزاده، دوره 20، شماره 2 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب ویژۀ زبانی یکی از شایعترین اختلالات زبانی دوران رشد کودکان است که در مطالعات زبان فارسی کمتر به آن پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی تفاوت برخی ویژگیهای صرفیـنحوی گفتار و دیگر مهارتهای زبانی کودکان فارسی زبان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی با کودکان هنجار هم سن بود. علاوه بر آن، قابلیت کاربرد نسخۀ فارسی آزمون رشد زبانـ3 بهعنوان ابزاری برای شناسایی کودکان فارسی زبان مبتلا به این اختلال مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعۀ مقطعی، نتایج حاصل از آزمون رشد زبانـ3 و تحلیل نمونههای گفتاری توصیفی 13 کودک 5 تا 7 ساله مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی با 13 کودک هنجار مورد مقایسه قرار گرفتند. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که بین امتیازهای گروه مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی و گروه شاهد در تمامی جنبههای زبانی مورد بررسی آزمون رشد زبانـ3 تفاوت معنیداری وجود داشت(p<0/001)؛ کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی میانگین طول گفتۀ پایینتری داشتند(p<0/001) و نسبت به همتایان سنی خود، به میزان کمتر از واژگان دستوری گفتار استفاده میکردند(p=0/002). نتیجهگیری: همانند کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی در دیگر زبانها، تمامی عملکردهای زبانی کودکان فارسی زبان مبتلا به این اختلال، پایینتر از عملکرد مورد انتظار برای سن آنها است. بهعلاوه، به نظر میرسد که بتوان از نسخۀ فارسی آزمون رشد زبانـ3، برای شناسایی کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی در زبان فارسی به نحوی که قابل مقایسه با کودکان مبتلا در دیگر زبانها باشند استفاده کرد.
مریم ثریا، بهروز محمودی بختیاری، زهره بدیعی، یلدا کاظمی، بهرام سلیمانی، دوره 21، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تولد زودرس و وزن کم هنگام تولد، خطری برای رشد زبان محسوب میشود. اطلاعات در مورد دورههای اولیه رشد زبان در کودکان نارس برای شناسایی نیازها و حوزههای آسیبدیده زبانی آنها میتواند به مداخلهای بههنگام بیانجامد. این تحقیق به بررسی اندازۀ خزانۀ واژگان بیانی کودکان 36-18 ماهۀ نارس با وزن کم هنگام تولد و مقایسۀ آن با همتایان هنجار پرداخته است. روش بررسی: در این مطالعۀ آیندهنگر تاریخی، اندازۀ خزانۀ واژگان بیانی 42 کودک 36-18 ماهۀ نارس و 42 همتای هنجار آنان در سه محدودۀ سنی 6 ماهه با استفاده از فرم II فهرست تکامل برقراری ارتباط مکآرتورـ بیتز مورد ارزیابی قرار گرفت. فرمها توسط مادر هر کودک تکمیل گردید. یافتهها: تحلیل دادههای پژوهش نشان داد تفاوت میانگین اندازۀ خزانۀ واژگان بیانی در دو گروه از نظر آماری معنیدار بود(p=0/025). اما بین گروههای سنی در هر گروه، رشد اندازۀ خزانۀ واژگان بیانی تفاوت معنیدار مشاهده نشد. نتیجهگیری: یافتهها بیانگر این بود که اندازۀ خزانۀ واژگان بیانی در کودکان نارس نسبت به همتایان هنجار کمتر است و این حاکی از وجود تأخیر در اندازۀ خزانۀ واژگان بیانی این کودکان است. اما در هر گروه با افزایش سن خزانۀ واژگان افزایش یافته است که گویای این است که رشد واژگان در این کودکان مشابه با کودکان هنجار است. این مطالعه ضرورت مداخلۀ زودهنگام جهت جبران تأخیر زبانی در این کودکان را نشان میدهد.
زهرا سلیمانی، آذر مهری، فرشته فرزیانپور، احمدرضا خاتونآبادی، محمدرحیم شاهبداغی، سیده مریم خدامی، هوشنگ دادگر، مریم تقیزاده قه، مهدیه کریمی، دوره 21، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی درونی فرایندی مهم در هر سازمانی است. یکی از سیاستهای آموزش عالی ارزشیابی هریک از گروههای آموزشی است. هدف از ارزشیابی درونی گروه گفتاردرمانی سنجش میزان کیفیت در حوزههای آموزش، پژوهش و درمان بهمنظور ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها و شناسایی راههای برطرف کردن ضعفها و تهدیدها است. روش بررسی: این مطالعه مقطعیـتوصیفی در 10 گام بهمنظور بررسی 10 عامل انجام شد. نمونهها شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، دانشآموختگان و مسئولان آنان، اعضاء هیأت علمی و مدیر گروه، کارشناسان و بیماران بودند. در این پژوهش از نرمافزار ارزیابی درونی گروههای آموزشی و پژوهشی مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی استفاده شد. تجزیه و تحلیل براساس میانگین میانگینها انجام شد. یافتهها: طیف مطلوبیت عوامل بهترتیب از بیشترین به کمترین عبارت بودند از: کیفیت تشخیص و درمان و نحوۀ برخورد با بیماران 15/4 از 5 و هیأت علمی 5/3 در طیف مطلوب، ساختار سازمانی و مدیریت 34/3، دانشآموختگان 21/3، فرایند تدریس و یادگیری 1/3، رسالتها و اهداف 09/3، دورههای آموزشی و برنامههای درسی 99/2، امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی 9/2، دانشجویان 76/2 و پژوهش 67/2 در طیف نسبتاً مطلوب. گروه گفتاردرمانی در کل میانگین 17/3 (4/63%) از 5، طیف نسبتاً مطلوب را بهدست آورد. نتیجهگیری: گروه گفتاردرمانی قبل از ادغام در وضعیت نسبتاً مطلوب قرار داشت. با توجه به شرایط و امکانات موجود این وضعیت برای گروه مناسب بود.
بهنوش طحانزاده، زهرا سلیمانی، سیده مریم خدامی، آذر مهری، شهره جلایی، دوره 21، شماره 4 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: دشواری بازیابی و یا تولید واژگان از مشکلات متداول و مشترک در انواع سندرمهای زبانپریشی است. از این رو طراحی آزمونی معتبر که به بررسی این مشکل براساس فرآیندهای پردازشی مرتبط و عوامل مؤثر بر آن میپردازد، حائز اهمیت است. نامیدن در مواجهه تصویر، روشی شاخص برای ارزیابی و درمان نقایص بازیابی واژه است. هدف از این پژوهش تعیین روایی و پایایی آزمون تصویری نامیدن شفاهی برای ارزیابی توانمندی بازیابی واژه بیماران زبانپریش بود. روش بررسی: روایی محتوایی و صوری آزمون که شامل تصویر خطی 115 اسم زبان فارسی بود با نظرسنجی از متخصصان گفتاردرمانگر، گرافیست و نقاش بررسی شد. سپس آزمون طی دو مرحله روی 10 بیمار زبانپریش و 30 فرد بهنجار معادل از نظر سن، جنس و تحصیلات اجرا شد. روایی سازه و ثبات درونی آزمون بررسی شد. ثبات بیرونی نیز به شیوه آزمونـبازآزمون سنجیده شد. یافتهها: روایی تمامی آیتمها از نظر محتوایی و صوری بهترتیب بزرگتر ومساوی 90 و 85 بود. تفاوت بین میانگین امتیازهای بیماران و افراد بهنجار معنیدار بود(p=0/001). ثبات درونی 98/0 برای آزمون بهدست آمد. ضریب تکرارپذیری این آزمون نیز 98/0 بود. نتیجهگیری: آزمون تصویری نامیدن شفاهی از نظر محتوایی، صوری و سازه روا بود. همچنین، ثبات درونی و بیرونی بالایی داشت. بنابراین این آزمون ابزاری معتبر جهت ارزیابی توانمندی نامیدن بیماران زبانپریش با استفاده از مجموعۀ وسیع و متنوعی ازتصاویر است.
نسرین کرامتی، زهرا سلیمانی، فرزانه روحانی، شهره جلایی، محمدرضا علایی، دوره 22، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری فنیلکتونوری یکی از بیماریهای متابولیک ارثی است. هدف از این مطالعه بررسی عملکرد هوشی و زبانی این کودکان با توجه به سن شروع درمان و میزان رعایت رژیم است. روش بررسی: این مطالعه مقطعی به بررسی عملکرد زبانی و هوشی (آزمونهای رشد زبانـ۳ و هوش ویپسی) ۳۱ بیمار مبتلا به فنیلکتونوری در سنین ۴ تا ۶/۵ سال و مقایسۀ آنها با ۴۲ کودک گروه همتا پرداخته است. بیماران براساس سن شروع درمان به سه گروه بیماران فنیلکتونوری با درمان زودهنگام (نوزادی)، درمان دیرهنگام قبل از یکسالگی و دیرهنگام پس از یکسالگی تقسیم شدهاند. میزان رعایت رژیم بهصورت مناسب (Phe≤۶mg/dl) و نامناسب (Phe>۶mg/dl) طبقهبندی شده است. یافتهها: تمامی گروههای فنیلکتونوری در بهرههای هوشی و زبانی در مقایسه با گروه همتا، تفاوت معنیداری داشتند(p=۰/۰۰۱). درمان زودهنگام باعث ایجاد افزایش معنیداری در بهرههای هوشی و زبانی در مقایسه با درمان دیرهنگام میشد(p=۰/۰۱۹). درمان دیرهنگام حداکثر تا قبل از یکسالگی باعث ایجاد افزایش معنیداری در تمامی مهارتها بهجز هوشبهر عملی، در مقایسه با درمان پس از یکسالگی میشد(p=۰/۰۵۰). نتایج میزان رعایت رژیم نشان داد که رعایت رژیم بهصورت مناسب در بیماران با درمان زودهنگام باعث افزایش معنیداری(p=۰/۰۲۱) در هوشبهر کلامی و کلی در مقایسه با رعایت رژیم بهصورت نامناسب میشود. نتیجهگیری: احتمالاً رشد مهارت زبانی در کودکان فنیلکتونوری تحت تأثیر زمان شروع درمان است اما مهارتهای شناختی مثل هوشبهر کلی و کلامی در این بیماران علاوه بر زمان شروع درمان، از میزان رعایت رژیم نیز تأثیر میپذیرد.
زهرا سلیمانی، پروین نعمتی، اعظم برخوردار، احمدرضا باغستانی، دوره 22، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون نامیدن خودکار سریع ابزار مناسبی برای شناسایی بسیاری از کودکان با ناتوانی خواندن است. با توجه به اهمیت این آزمون، هدف این مطالعه تعیین نقطه برش آزمون و حساسیت و ویژگی آن در کودکان بهخوان و نارساخوان است. روش بررسی: هجده دانشآموز هفت تا هشت سال که در پایۀ دوم و سوم تحصیل میکردند در دو گروه شامل کودکان مبتلا به نارساخوانی رشدی با میانگین سنی ۱۰۰ ماه و هجده دانشآموز در گروه کودکان بهنجار با میانگین سنی ۱۰۷ ماه براساس نمونهگیری غیرتصادفی از مراکز اختلال یادگیری و مدارس منطقۀ ۶ شهر تهران انتخاب شدند. این آزمون شامل چهار بخش اشیا ء، رنگها، اعداد و حروف است. در هر خردهآزمون پنج مورد بهطور تصادفی روی کارتها تکرار شدهاند، بهگونهای که افراد باید روی هر کارت ۵۰ مورد را بهطور سریع نام ببرند. یافتهها: نقطۀ برش آزمون با بررسی سطح زیر منحنی راک و حساسیت و ویژگی آزمون تعیین شد. میزان سطح زیر منحنی برای هر یک از خردهآزمونها بهتفکیک عبارتند از نامیدن حروف (۸۴/۰)، نامیدن رنگها (۸۹/۰)، نامیدن اعداد (۹۷/۰)، نامیدن تصاویر (۸۸/۰) و کل آزمون (۹۶/۰). در کل آزمونها میزان حساسیت یک و ویژگی ۷۹/۰ است. بالاترین میزان حساسیت و ویژگی مربوط به خردهآزمون نامیدن اعداد است که بهترتیب عبارت از ۱ و ۹۰/۰ بود. نتیجهگیری: در این پژوهش با استفاده از یافتهها مشخص شد آزمون سرعت نامیدن قدرت تشخیص کودکان نارساخوان از بهنجار را دارا است.
زهرا سلیمانی، شهین نعمتزاده، لعیا غلامی تهرانی، مهدی رهگذر، دوره 23، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم کاربرد وسیع رویکرد تحلیل نمونۀ زبانی در مطالعات رشد زبان و ارزیابی آسیبشناسی آن در زبانهای دیگر، در زبان فارسی کاربرد آن رایج نبوده است. در تحقیق حاضر برخی ویژگیهای روانسنجی این رویکرد، نظیر روایی محتوا داستان و تصاویر آن، پایایی آزمونـبازآزمون و پایایی بین مصححان بررسی شد. روش بررسی: برای جمعآوری نمونۀ زبانی داستانی فارسی بر اساس مطالعۀ Schneider و همکاران در سال ۲۰۰۶ نوشته و به تصویر کشیده شد. ابتدا افراد خبره روایی متن داستان و سپس کیفیت تصاویر آن را ارزیابی کردند. تصاویر طی دو مرحله به فاصله ۱۰-۷ روز به ۳۰ کودک ۶-۵ ساله نشان داده شد و از آنها خواسته شد بر اساس تصاویر داستانی را بسازند. هیچ سرنخی توسط آزمونگر ارائه نشد. صدای کودکان ضبط، نسخه نویسی و تحلیل شد. در تحلیل ساختار جمله و کلمه ارزیابی شد. یافتهها: میانگین درصد توافق افراد صاحبنظر در مورد متن نوشتاری ۲۸/۹۲ بهدست آمد. کیفیت تصاویر رتبۀ بسیار عالی را کسب کرد. ضرایب تکرارپذیری نشان میدهد در متغیرهای ساختار جمله و ساختار کلمه بین دو مرحلۀ اجرا همبستگی معنیداری مشاهده شد(p<۰/۰۵). در ساختار جمله فقط در متغیر جملۀ مرکب ناهمپایه همبستگی مشاهده نشد(p=۰/۱۳۷). همبستگی میانگین درصد توافق بین ارزیابها در نسخهنویسی ۱/۹۷ بود و نتایج بررسی پایایی در تحلیل نمونه نشان داد ضرایب همبستگی شدید و معنیداری بوده است. نتیجهگیری: ابزار جمعآوری نمونۀ زبانی از روایی برخوردار است و ثبات عملکرد زبانی در اندازهگیری مکرر در رویکرد تحلیل نمونۀ زبانی از ضعیف تا قوی متغیر است.
تکتم مالکی شاه محمود، نورالدین نخستین انصاری، زهرا سلیمانی، دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب ویژۀ زبان از شایع ترین اختلالات زبانی دوران رشد است که به واسط ۀ وجود ناهمگونیهای فراوان در پروفایل زبانی جمعیت مبتلا و هم پوشانی علائم این اختلال با سایر اختلالات زبانی رشدی ، تشخیص آن توسط محققان و درمانگران مختلف با دشواری هایی همراه است . هدف از این مطالعه، مروری بر معیارهای تشخیصی ارائه شده در مطالعات مختلف، بحثهای مطرح شده در تشخیص و معرفی دقیق ترین روشهای تشخیصی موجود بود. روش بررسی: در این مطالعه، مقالات منتشر شده در فاصلۀ سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۲ درباره شیوه های تشخیص کودکان پیش دبستانی مبتلا به آسیب ویژۀ زبان از کودکان هنجار در بانک های اطلاعاتی Pubmed ، Google scholar ، Cochran Library ، Web of Science ، ProQuest ، Springer ، Oxford ، Science Direct ، Ovid ، Iran Medex و Magiran با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با آسیب ویژۀ زبان ، شناسایی و تشخیص، آزمونهای استاندارد و آزمونهای رشد زبان مورد بررسی قرار گرفته اند. نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان میدهد که بر خلاف توافق عمومی متخصصان و درمانگران بر معیارهای استثنا کردن که یکی از اجزاء فعالیتهای تشخیصی آسیب ویژۀ زبان است، توافق نظر عمومی در مورد معیار دیگر یعنی معیارهای شمول وجود ندارد و در مطالعات مختلف، معیارهای متفاوتی مورد استفاده قرار گرفتهاند که بهطور کلی قابل تقسیم به دستههای قضاوت بالینی درمانگر، معیارهای مبتنی بر عدم انطباق، آزمونهای استاندارد و نشانگرهای بالینی و نشانگرهای حاصل از گفتار خودانگیخته هستند. در این مطالعه، مزیتها، معایب و کاربرد بالینی هر شیوه مورد بحث قرار گرفته است.
نویده شاکری، زهرا سلیمانی، طلیعه ظریفیان، محمد کمالی، دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد آگاهی واجشناختی در برخی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با مشکل همراه است، از این رو هدف این مطالعه بررسی ارتباط آگاهی واجشناختی و فرآیندهای واجی در کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار بود. روش بررسی: این مطالعۀ مقطعی روی ۲۱ کودک پنج سالۀ مبتلا به اختلال صدای گفتار انجام شد. کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار از کلینیکهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. مهارتهای زبانی، تولیدی، عملکرد حرکتیـدهانی و آگاهی واجشناختی این کودکان بهترتیب با استفاده از آزمون رشد زبانـ۳، آزمون تشخیصی آوایی و واجی برای کودکان سه تا شش سالۀ فارسیزبان و آگاهی واج شناختی ارزیابی شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد تحلیل قرارگرفتند. یافتهها: ضریب همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی با خردهآزمونهای تجانس(p=۰/۰۰۵)، قافیه(p=۰/۰۰۹)، ترکیب(p=۰/۰۰۶)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۷) معنیدار بود. همچنین ارتباط معنیداری بین همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج با خردهآزمونهای تجانس(p=۰/۰۰۱)، قافیه(p=۰/۰۰۸)، ترکیب(p=۰/۰۲۹)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۳) وجود داشت. سطح معنیداری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است. نتیجهگیری: بین مهارتهای آگاهی واجشناختی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با فرآیندهای واجی ارتباط وجود دارد بهویژه در کودکانی که از فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج در گفتار خود بیشتر استفاده میکنند.
عباس شیخ محمدی، علی رضایی میرحصاری، سروه سلیمانی، دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشآموزان کمشنوا نسبت به دانشآموزان عادی در رسیدن به نظریۀ ذهن دچار تأخیر دارند. یکی از عوامل تآثیرگذار در رشد توانایی نظریۀ ذهن تعامل والدـکودک است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ هوش هیجانی مادر بر توانایی دانشآموزان کمشنوا در توانایی نظریۀ ذهن بود. روش بررسی: د ر این مطالعه که به روش همبستگی انجام شد، ۴۰ دانشآموز کم شنوای عمیق با محدودۀ سنی ۱۴-۸ سال انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها از طریق انجام آزمون روی دانش آموزان با استفاده از تکالیف باور غلط و پرسشنامۀ هوش هیجانی بود. پرسش نامۀ هوش هیجانی توسط مادران تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که بین نمرۀ کلی تکالیف باور غلط دانشآموزان کمشنوا و نمرات مادران آنان در هوش هیجانی و مؤلفههای آن همبستگی معنیداری وجود ندارد(p>۰/۰۱). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که نمرات مادران در هوش هیجانی و مؤلفه های آن قادر به پیش بینی نمرات دانش آموزان در تکالیف باور غلط نیست(p>۰/۰۱). نتیجهگیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که بین هوش هیجانی مادران دانشآموزان کمشنوا و توانایی نظریۀ ذهن فرزندانشان رابطۀ معنیداری از نظر آماری وجود ندارد و هوش هیجانی مادران نمیتواند نمرات دانشآموزان را در تکالیف باور غلط پیشبینی کند.
|
|
|
|
|
| This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 Unported License which allows users to read, copy, distribute and make derivative works for non-commercial purposes from the material, as long as the author of the original work is cited properly. |
|
|
|
|