|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
4 نتیجه برای فلاح
زهرا سلیمانی، شهره جلایی، فاطمه فلاحزاده، دوره 14، شماره 1 - ( 6-1384 )
چکیده
هدف: تعیین فرایندهای واجی کودکان مبتلا به سندرم داون آموزش پذیر در مقطع آمادگی مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی روی 40 کودک مبتلا به سندرم داون در مدارس کودکان استثنایی مرکز شهر تهران صورت گرفته است. نمونه ها از نظر شنوایی و وضعیت اندام های گفتاری طبیعی بودند و از آن ها آزمون تصویری فونتیک برای استخراج فرایندهای واجی به عمل آمد. یافتهها: میانگین وقوع برخی از زیر مجموعه های فرایندهای واجی بین دختران و پسران متفاوت است . در فرایند همگونی در پسران همگونی بی واکی و در دختران همگونی کامل بیشترین میانگین و همگونی خیشومی در دختران و همگونی سایشی در پسران کمترین میانگین را دارد. در فرایند جانشینی ، جانشینی روان و خیشومی در دختران و جانشینی واک گذاری در پسران کمترین میانگین را دارد. از مجموع فرایندهای واجی بین سن و فرایند واجی تغییر ساخت هجا ارتباط معنادار مستقیم و فرایند واجی همگونی انسدادی ارتباط معنادار معکوس دیده می شود. بین سایر فرایندها و سن ارتباط معناداری دیده نشد. نتیجه گیری: در این کودکان علاوه بر سه گروه فرایند واجی ساخت هجا ، همگونی و همانند، فرایند حذف نیز دیده شد که در طبقه بندی های دیگر فرایندهای واجی آورده نشده است. تفاوت بین دختران و پسران در برخی از فرایندهای واجی نشان میدهد آنها به طور متفاوت تحت تأثیر بافت آوایی کلمات قرار می گیرند. نتایج بررسی ارتباط سن و فرایندهای واجی نشان می دهد خطاهای واجی در کودکان مبتلا به سندرم داون ناشی از انحراف است.
زهرا قیومی انارکی، لیلا قسیسین، بهروز محمودی بختیاری، علی فلاح، فاطمه صالحی، الهام پریشن، دوره 22، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: توانایی اصلاح مکالمه زیرمجموعهای از دانش کاربردشناختی زبان است. هنگامی که شنونده متوجه منظور گوینده نشود، اگر گوینده نتواند از روشهای اصلاح مکالمه برای روشن شدن پیام استفاده کند، ارتباط دچار شکست میشود. از این رو، این پژوهش بر آن است تا مهارت اصلاح مکالمه را در دو گروه سنی سه و پنج ساله، بهمنظور تعیین انواع روشهای اصلاح مکالمه و مقایسۀ این مهارتها در این دو گروه بررسی کند. روش بررسی: در این پژوهش120 نفر از کودکان سه و پنج سالۀ هنجار شهر اهواز انتخاب شدند. ابزار پژوهش دو سری تصاویر متوالی بود که در حین بازگویی آنها آزمونگر شرایط برانگیخته شدن یکی از روشهای اصلاح مکالمه را ایجاد میکرد. درصد بهکارگیری انواع روشهای اصلاح مکالمه در هر یک از گروهها محاسبه و سپس مقایسۀ آنها با هم با استفاده از آزمون آماری t مستقل انجام شد. یافتهها: در گروه سنی پنج ساله نسبت به سه ساله، میزان کاربرد روشهای تکرار و پاسخ نامناسب کاهش و روشهای اصلاح سرنخی و بازگویی افزایش یافته و روش افزایش تقریباً ثابت باقی مانده است. در میانگین درصد بهکارگیری روش تکرار(p=0/04) و اصلاح سرنخی بین دو گروه مورد مطالعه تفاوت معنیدار مشاهده شد(p=0/001). از بین درصد بهکارگیری روشهای اصلاح مکالمه، بهطور عمدهای کاربرد روش تکرار در کودکان سه ساله و کاربرد روش اصلاح سرنخی در کودکان پنج ساله بیشتر است. نتیجهگیری: با افزایش سن و تکامل مهارت زبانی، احتمال استفاده از روشهای پیچیدهتر اصلاح مکالمه نظیر روش اصلاح سرنخی بیشتر میشود.
زکیه فلاحزاده، سید علیاکبر طاهایی، فهیمه حاجی ابوالحسن، شهره جلایی، محمدرحیم شاهبداغی، نعمتاله روحبخش، دوره 22، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون واژههای اسپوندی تناوبی، توانایی بررسی دستگاه عصبی مرکزی شنوایی را دارد. تحقیقات نشان میدهد که افراد لکنتی، فعالیت بیشتری در سیستم حرکتی با غلبۀ نیمکرۀ راست مغز و مخچه دارند. فعالیت در سمت برتر (معمولاً سمت چپ) کاهش مییابد. به نظر میرسد نقایص شنوایی از جمله نقص پردازش شنوایی، در افراد لکنتی وجود داشته باشد. این مطالعه با هدف مقایسۀ نتایج آزمون واژههای اسپوندی تناوبی فارسی در افراد لکنتی رشدی پایدار و هنجار انجام شد. روش بررسی: مطالعۀ مقطعی حاضر روی افراد ۱۱ تا ۴۰ سال با لکنت رشدی پایدار، که شامل ۸ زن و ۲۲ مرد بودند، انجام گرفت. گروه هنجار از نظر جنس و تعداد با گروه لکنت منطبق شد. آزمونهای پایۀ شنوایی و واژههای اسپوندی تناوبی برای افراد لکنتی و هنجار انجام شد و نتایج امتیاز آزمون واژههای اسپوندی تناوبی تصحیح شده و شاخصهای کیفی دو گروه با یکدیگر مقایسه شد. یافتهها: افراد لکنتی در امتیاز آزمون واژههای اسپوندی تناوبی تصحیح شده در طبقه هنجار قرار گرفتند. بین میانگین درصد خطای رقابتی راست، رقابتی چپ، گوش راست، گوش چپ و مجموع، بین گروه لکنتی و هنجار در امتیاز آزمون واژههای اسپوندی تناوبی تصحیح شده تفاوت معنیداری وجود داشت(p<۰/۰۵). همچنین بین وجود لکنت و وجود اثر ترتیب رابطۀ معنیدار وجود داشت(p<۰/۰۵). نتیجهگیری: براساس نتایج این پژوهش افراد لکنتی ممکن است در فعالیتهای قشری و زیرقشری مغز متفاوت با افراد هنجار باشند و احتمالأ توانایی پردازش شنوایی ضعیفتری نسبت به افراد هنجار داشته باشند.
نازیلا سالاری مجد، سیده مریم خدامی، میشل درینان، محمد کمالی، یونس امیری شوکی، نادر فلاحیان، دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی شنیداریـادراکی یک روش اصلی در شناسایی اختلال صوت و سنجش میزان پیشرفت درمان است. با این وجود، مطالعات داخلی معدودی به موضوع ارزیابی شنیداریـادراکی صوت پرداختهاند. هدف مطالعۀ حاضر تدوین، بررسی روایی نسخۀ فارسی نیمرخ ارزیابی توافقی شنیداریـادراکی صو ت (اتشا) و پایایی ارزیابها با استفاده از این نیمرخ بود. روش بررسی: روایی محتوایی کیفی نیمرخ با استفاده از آرای ۹ آسیبشناس گفتار و زبان متخصص در زمینۀ صوت و اختلالات آن و یک زبانشناس از طریق پرسشنامه بهدست آمد. برای بررسی پایایی، نمونههای صوتی ۴۰ بزرگسال ۲۰ تا ۴۵ ساله دچار اختلال صوت با منشأ عصبزاد و اختلال عملکردی با و بدون ضایعه فیزیکی در حنجره و ۱۰ بزرگسال با همان محدودۀ سنی دارای صوت بهنجار ضبط شد. نمونههای صوتی حاوی کشش واکه و خواندن شش جمله نیمرخ اتشا بود. پایایی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ارزیابها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد. یافتهها: نتایج حاصل از روایی محتوایی کیفی منجر به تدوین یک نیمرخ توافقی برای ارزیابی شنیداری ادراکی صوت شد. ثبات درونی نیمرخ براساس ضریب آلفای کرونباخ ۹۵/۰ بود. زمانیکه نمرهدهی نیمرخ دوبار توسط یک نفر انجام شد، ضریب همبستگی پیرسون بین ۸۶/۰ برای شدت کلی اختلال تا ۴۲/۰ برای زیروبمی بود(p<۰/۰۵). هنگامیکه ارزیابیکنندگان دو فرد متفاوت بودند، ضریب همبستگی پیرسون بین ۸۵/۰ برای شدت کلی اختلال تا ۳۲/۰ برای زیروبمی بود(p<۰/۰۵). نتیجهگیری: اتشا یک نیمرخ روا و پایا برای ارزیابی شنیداریـادراکی صوت در بزرگسالان در زبان فارسی است.
|
|
|
|
|
| This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 Unported License which allows users to read, copy, distribute and make derivative works for non-commercial purposes from the material, as long as the author of the original work is cited properly. |
|
|
|
|