328 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
فاطمه السادات قاهری، منصوره عادل قهرمان، فرنوش جاراللهی، شهره جلایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: اطلاعات جهتیابی در مناطق مختلف مغز از جمله هیپوکامپ ذخیره و پردازش میشود. بهدلیل ارتباطات آناتومیک متعدد بین هستههای دهلیزی و هیپوکامپ و نقایص شناختی بهویژه در حافظۀ فضایی متعاقب اختلالات دهلیزی، میتوان فرض کرد تحریک سیستم دهلیزی منجر به بهتر شدن حافظۀ فضایی خواهد شد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر تحریک گالوانیک دهلیزی بر حافظۀ فضایی افراد هنجار بود.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهایـتجربی، ۶۰ زن ۳۰-۱۸ ساله بهطور تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند. به گروه مداخله تحریک دهلیزی گالوانیک دوقطبی، دوطرفه و زیر سطح آستانۀ الکتریکی و به گروه شاهد، تحریک کاذب ارائه شد. مدت تحریک ۱۵ دقیقه بود. تغییرات امتیازهای آزمون حافظۀ فضایی Corsi Block آنها قبل و بعد از تحریک در هر گروه و بین دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: میانگین امتیاز تمام پارامترهای آزمون قبل از تحریک بین دو گروه برابر بود(p>۰/۰۵). در گروه مداخله، امتیاز ظرفیت یادآوری توالی، امتیاز کل و امتیاز یادگیری افزایش معنیداری داشتند(p<۰/۰۵) و امتیاز یادآوری تأخیری تغییر نداشت(p=۰/۶). در گروه شاهد، امتیاز یادگیری بهتر(p=۰/۰۰۳) و امتیاز یادآوری تأخیری بعد از تحریک کاذب بدتر شد(p=۰/۰۱). درصد اختلاف امتیازهای ظرفیت یادآوری توالی و کل بین دو گروه اختلاف معنیداری داشتند(p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: تحریک دهلیزی گالوانیک بر حافظههای کوتاهمدت و بلندمدت فضایی اثر تقویتکنندگی دارد. به نظر میرسد اثر یادگیری بهطور ذاتی در این آزمون وجود دارد و از تحریک تأثیر نمیپذیرد.
حوریه احدی، رضا نیلیپور، بلقیس روشن، حسن عشایری، شهره جلایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نتایج اکثر تحقیقات که نشاندهندۀ اختلالات صرفی در کودکان دچار آسیب ویژۀ زبانی هستند و توجه ویژهای در تحقیقات به رابطۀ میان دوزبانگی و آسیب ویژۀ زبانی شده است، از این رو پژوهش حاضر تکواژهای صرفی افعال زبان فارسی در افراد دوزبانۀ مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی و مقایسۀ آنها با کودکان دوزبانۀ بهنجار را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: در این پژوهش شش کودک ۵ تا ۱۰ ساله، دوزبانۀ آذریـفارسی و شش کودک همتای سنی و شش کودک همتای زبانی از لحاظ صرف فعل مورد بررسی قرار گرفتند و داشتن تأخیر زبانی، نداشتن مشکلات شنوایی، بینایی و هوشی از معیارهای ورود به این پژوهش بود. ابزار سنجش، آزمون آسیب ویژۀ زبانی و نمونۀ گفتار پیوستۀ کودکان بود و برای مقایسۀ نتایج از آزمون غیرپارامتریک منویتنی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که این کودکان در مهارتهای درک و بیان تطابق فعل و فاعل و بیان زمان افعال (گذشته، حال، آینده) نسبت به همتایان سنی خود تأخیر دارند و تفاوت موجود از لحاظ آماری معنیدار بود (p=۰/۰۲۰ ،p=۰/۰۱۹) و حتی در مورد توانایی بیان زمان افعال از همتایان زبانی خود نیز عقبتر هستند و بین آنها تفاوت معنیداری مشاهده شد(p=۰/۰۲۹).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد ضعف در توانمندیهای صرفی افعال میتواند نشانۀ بالینی ارزشمندی در تشخیص و درمان کودکان دوزبانۀ دچار آسیب ویژۀ زبانی باشد.
سحر فتاحی، فرنوش جاراللهی، جمیله فتاحی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تراکم فرکانسی غیرخطی، قابلیت جدیدی در سمعکها است که با فشردن محدودۀ فرکانسی بالاتر از یک فرکانس جداساز و انتقال آنها به فرکانسهای پایینتر، شنودپذیری فرکانسهای بالا را بهبود میبخشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر این ویژگی بر مهارتهای شنوایی کودکان سه و چهار سالۀ کمشنوای عمیق بود.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهدهای از نوع توصیفی تحلیلی، ۲۲ کودک سه و چهار ساله با نمونهگیری غیرتصادفی از بین نمونههای در دسترس انتخاب شده و به دو گروه ۱۱ نفره دارای سمعکهای مجهز به تراکم فرکانسی و سمعکهای فاقد این ویژگی تقسیم شدند. مجریان تحقیق نقشی در تقسیم گروهها و تجویز سمعکها نداشتند. برای بررسی سطح مهارتهای شنوایی دو گروه از آزمون توانا (جاراللهی، ۲۰۰۹) استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری t مستقل با سطح اطمینان ۹۵ درصد تحلیل شد.
یافتهها: میانگین امتیازهای کل آزمون توانا در کودکان دارای سمعکهای مجهز به تراکم فرکانسی غیرخطی از میانگین کودکان دارای سمعکهای فاقد این ویژگی بیشتر بود(p<۰/۰۰۱). میانگین امتیاز هر یک از زیرآزمونهای کشف(p=۰/۰۱۰)، تمایزگذاری(p=۰/۰۳۹)، شناسایی(p=۰/۰۰۵) و درک(p=۰/۰۲۲)، در گروه دارای سمعکهای مجهز به تراکم فرکانسی از گروه دوم بیشتر بود.
نتیجهگیری: استفاده از سمعکهای مجهز به تراکم فرکانسی در کودکان سه و چهار سالۀ کمشنوای عمیق، سطح مهارتهای شنوایی آنها را در هر یک از سطوح و نیز سطح کلی مهارت شنوایی افزایش میدهد.
بلقیس روشن، مسعود کریملو، احمد علیپور، علی خدام،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مداخلات کلامی در گفتاردرمانی کمتر بررسی شدهاند. این پژوهش با هدف بررسی کارایی مداخله مبتنی بر کلام بر کمتواناییهای زبانی دانشآموزان دارای هوش مرزی انجام شد.
روش بررسی: در یک بررسی آزمایشی، ۳۳ دانشآموز دارای هوش مرزی شامل ۱۷ دانشآموز برای گروه مداخله و ۱۶ دانشآموز برای گروه مقایسه، از نمونههای در دسترس انتخاب شدند. مداخله شامل ۱۴ جلسه 45 دقیقهای بود که بر ساختار و محتوای کلامی تمرکز داشت. روایت شخصی یکسان (رفتن به مسافرت) پیش و پس از مداخله بهدست آمد.
یافتهها: میانگین امتیازهای سن، تحصیلات و هوش بین دو گروه از نظر آماری تفاوتی نداشت. مداخله باعث افزایش میانگین جملات مرکب(۰۳۸/۰=p)، انواع پیوندهای انسجامی(p=۰/۰۰۳)، اطلاعات مرتبط(p=۰/۰۰۸) و کاهش جملات غیردستوری(p=۰/۰۳۱) در روایت شخصی دانشآموزان گروه مداخله شد.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که شرکت در برنامۀ مداخله اثر معنیداری از نظر بالینی بر توانایی شرکتکنندگان در مداخله برای تولید روایت شخصی دارد.
مژگان معصوم، منصوره عادل قهرمان، عبدالرضا شیبانیزاده، کامران برین، شهره جلایی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که اتریکول اصلیترین اندامهای آسیبدیده در سرگیجۀ وضعیتی ناگهانی خوشخیم است به نظر میرسد ثبت پتانسیل برانگیختۀ دهلیزی چشمی روش مناسبی برای ارزیابی اختلال عملکرد اتریکول و تأثیر عودکنندگی این نوع سرگیجه باشد. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی پارامترهای این آزمون در مبتلایان به سرگیجۀ وضعیتی ناگهانی خوشخیم انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعۀ مقطعی، پتانسیل عضلانی با ارائۀ محرک تنبرست ۵۰۰ هرتز با شدت ۹۵ دسیبل nHL از طریق راه هوایی در ۲۵ فرد سالم و ۲۰ فرد مبتلا به سرگیجۀ وضعیتی ناگهانی خوشخیم ثبت شد.
یافتهها: میانگین دامنۀ پاسخ در گوش مبتلا در مقایسه با گوش غیرمبتلا و افراد سالم کمتر و میانگین آستانه در گوش مبتلا نسبت به گوش غیرمبتلا و افراد سالم بیشتر بود(p<۰/۰۵). میانگین نسبت عدم تقارن دامنه در بیماران نسبت به افراد سالم بیشتر بود(p<۰/۰۰۱). دو گروه تفاوت معنیداری را از لحاظ میانگین زمان نهفتگی موج n10 و موج p15 نشان ندادند(p>۰/۰۵). تعداد ناهنجاریهای پاسخ در گوش مبتلای بیماران بیشتر از گوش غیرمبتلا و گروه سالم بود(p<۰/۰۵). بیماران مبتلا به سرگیجۀ وضعیتی ناگهانی خوشخیم عودکننده نسبت به بیماران غیرعودکننده تعداد ناهنجاری بیشتری نشان دادند(p=۰/۰۳).
نتیجهگیری: نتایج پتانسیل عضلانی چشمی نشاندهندۀ اختلال بیشتر اتریکول در سرگیجۀ وضعیتی ناگهانی خوشخیم عودکننده است. پیشنهاد میشود از این آزمون در ارزیابی این نوع بیماران استفاده شود.
هوشنگ دادگر، سعید شاه بیگی، داریوش نیکبخت، فرزانه مالمیر، زهرا اکرمی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: نقص در توانایی تولید محتوا ی زبان و مشکلات حافظۀ بلندمدت و کارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به پارکینسون در مطالعات مختلفی گزارش شده است. شناسایی این اختلالات در برنامهریزی برای مداخلات اولیه مؤثر است . این پژوهش با هدف بررسی س اخت خوشه و تعداد انتقال در این گروه از بیماران انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش ۳۰ بیمار مبتلا به پارکینسون و ۳۰ فرد سالم که از نظر سن، جنس و میزان تحصیلات با هم مطابق بودند مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین ساخت خوشه و تعداد انتقال با استفاده از روش Troyer در بین دو گروه مقایسه شد. دادههای بهدست آمده با استفاده از آزمون آماری غیرپارامتری منویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مقایسۀ بین میانگین ساخت خوشه در بیماران مبتلا به پارکینسون و افراد سالم تفاوت معنیداری را نشان داد(p=۰/۰۰۵). همچنین بین میانگین تعداد انتقالها در بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده شد(p=۰/۰۰۸). در هر دو گروه مورد مطالعه، سن ارتباط معنیدار و معکوسی با عملکردهای ساخت خوشه و انتقال داشت(p<۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که فرایند انتقال از یک زیرمجموعۀ معنایی یا واجی به یک زیرمجموعۀ معنایی یا واجی دیگر و نیز ساخت خوشه در بیماران مبتلا به پارکینسون آسیب میبیند.
ایران داودی، رقیه مزارعی کاسکانی، مهناز مهرابیزاده هنرمند،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهدی وجود دارد که مشکلات شنوایی اثرات منفی بر ویژگیهای روانشناختی فرد دارد و این افراد بیش از همسالان شنوای خود در معرض مشکلات سلامتی روانی هستند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسۀ مهارت اجتماعی، رضایت از زندگی و منبع کنترل درونی و بیرونی دانش آموزان کمشنوا با همتایان شنوای آنها بود.
روش بررسی: پنجاه دانشآموز راهنمایی و دبیرستانی کمشنوا که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شده بودند و همچنین پنجاه دانشآموز عادی که با آنها همتا شده بودند در این پژوهش شرکت داشتند و مقیاسهای ارزیابی مهارتهای اجتماعی Matson برای جوانان، مقیاس چندبعدی رضایت از زندگی دانشآموزان و مقیاس چندبعدی منبع کنترل Levenson را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که در مهارت اجتماعی، رضایت از زندگی و منبع کنترل بین دانش آموزان عادی و دانش آموزان کمشنوا تفاوت وجود دارد (p=۰/۰۰۲).
نتیجهگیری: مهارت اجتماعی و رضایت از زندگی دانش آموزان عادی بالاتر از دانش آموزان کمشنوا است و دانش آموزان عادی نسبت به دانش آموزان کمشنوا از منبع کنترل درونیتری استفاده میکنند. آموزش والدین و مسئولان مدارس در زمینه شکلگیری منبع کنترل و چگونگی پرورش یک منبع کنترل درونیتر در دانش آموزان کمشنوا از جمله پیشنهادهای پژوهش حاضر محسوب میشود.
هدیه هاشمی، ناهید جلیلهوند، علی قربانی، محمد کمالی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در روند ارزیابی میزان خیشومیشدگی گفتار بیماران، آگاهی از اطلاعات خیشومیشدگی هنجار در گفتار افراد بهنجار حائز اهمیت است. هدف این مطالعه بررسی میزان خیشومیشدگی در گفتار کودکان بهنجار ۵/۶-۵/۳ ساله فارسیزبان و تأثیر سن بر آن بود.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعیـمقایسهای میزان خیشومیشدگی در گفتار ۱۱۲ کودک شامل ۵۷ دختر و ۵۵ پسر، ۵/۶-۵/۳ ساله مورد بررسی قرار گرفت. پس از غربالگری شنوایی و ارزیابی گفتار کودکان، آزمودنیهایی که واحد شرایط بودند، وارد مطالعه شدند. نمونۀ گفتار با اجرای آزمون تقلید و تکرار جمله (۱۴ جمله دارای همخوان دهانی و ۳ جمله دارای همخوان خیشومی) جمعآوری و اندازۀ خیشومیشدگی بهوسیلۀ دستگاه نیزالویو محاسبه شد. سپس دادهها با استفاده از آزمونهای آماری اسپیرمن، t و فریدمن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: براساس یافتههای پژوهش میانگین خیشومیشدگی در جملات خیشومی ۲۵/۴۶ درصد، جملات سایشی ۶۷/۴۳ درصد، انسدادیـسایشیها ۴۱/۴۳ درصد و در جملات انسدادی ۲۱/۴۲ درصد بود. میزان خیشومیشدگی گفتار در دختران بیشتر ولی تفاوت معنیداری با پسران نداشت ولی در جملات انسدادی(۰/۰۳۷=p) سایشی(۰۳۶/۰=p) و خیشومی(۰۳۲/۰=p) در گروههای سنی مختلف تفاوت معنیداری داشت و با افزایش سن، مقادیر افزایش داشتهاند.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در خصوص میزان خیشومیشدگی گفتار در کودکان طبیعی ۵/۶-۵/۳ ساله فارسیزبان فراهم کرده است. بهعلاوه نشان میدهد که میانگین میزان خیشومیشدگی میتواند در جملات دارای شیوۀ تولید یکسان متفاوت باشد و تحت تأثیر وجود یا عدم همخوانهای خیشومی و حتی سن قرار داشته باشد.
بلقیس روشن، مسعود کریملو، احمد علی پور، علی خدام،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشآموزان دارای هوش مرزی انواع اختلالات زبانی را تجربه میکنند که در روایتهایشان هم دیده میشود. این پژوهش با هدف بررسی ویژگیهای زبانشناختی روایتهای تصویری دانشآموزان دارای هوش مرزی انجام گرفت.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعیـمقایسهای، ۳۰ دانشآموز دارای هوش مرزی و ۲۵ دانشآموز عادی شش تا سیزده ساله از جمعیت چهار مدرسه بهطور تصادفی انتخاب شدند. کلام روایی با توصیف تصاویر یک کتاب داستانی انگیخته شد.
یافتهها: دانشآموزان دارای هوش مرزی نسبت به دانشآموزان عادی در تولید جملات مرکب(p<۰/۰۰۱) و جملات پیچیده(p<۰/۰۰۱) ضعیفتر بودند و ضمناً جملات غیردستوری بیشتری(p=۰/۰۰۷) تولید کردند. این دانشآموزان اطلاعات مرتبط(p<۰/۰۰۱) کمتر، ولی اطلاعات نامرتبط(p=۰/۰۳۳) بیشتری تولید کردند. انواع پیوندهای انسجامی(p=۰/۰۱۰) و پیوند «هم»(p=۰/۰۲۲) این دانشآموزان کمتر بود.
نتیجهگیری: دانشآموزان دارای هوش مرزی آسیب زبانی بیشتری در توصیف داستان نشان دادند.
ندا فردوسی، حسن عشایری، یحیی مدرسی، بلقیس روشن،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: اوتیسم، یکی از بیماریهای طیف اختلال نافذ رشد است که شامل نقائص متعدد گفتاری از جمله مشکلات نوایی و کاربردشناختی میباشد. روش گفتاردرمانی آواز آهنگین با اقتباس از مدل Albert و همکاران در سال ۱۹۷۳، روش توانبخشی گفتار براساس عناصر نوایی زبان است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر این روش بر نوای گفتار کودکان اوتیستیک فارسیزبان است.
روش بررسی: ابتدا یک مدل کاربردی و آسان توسط محققان برای آواز آهنگین براساس زبان فارسی، طراحی و پس از مطالعۀ آزمایشی یک ماهۀ موفقیتآمیز روی یک پسر اوتیستیک ده ساله، تعداد ۱۳ کودک اوتیستیک پسر ۱۰-۷ ساله فارسیزبان از مرکز اوتیسم اصفهان انتخاب شدند. اطلاعات زمینهای توسط پرسشنامه از والدین گردآوری شد و برای ارزیابی، شاخصهای آکوستیکی شدت و فرکانس پایۀ واکههای گفتار و جملات خبری و پرسشی، با استفاده از نرمافزار آواشناسی Praat 5.3 مورد بررسی قرار گرفتند. همه شاخصها دو بار در پیشآزمون و پسآزمون، بعد از اجرای ۴۸ جلسۀ آواز آهنگین بهمدت چهار ماه بررسی شدند. سپس دادهها با نرمافزار SPSS مورد تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: شدت صوت در جملات خبری و پرسشی و همه واکههای فارسی پس از اجرای روش آواز آهنگین بهصورت معنیداری افزایش یافت. فرکانس پایه در جملات خبری و پرسشی و همه واکههای فارسی بهجز /æ/ و /a/ بهصورت معنیداری افزایش یافت(p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: نتایج تحقیقات قبلی مبنی بر اختلالات نوای گفتار در کودکان اوتیستیک در این پژوهش نیز به اثبات رسید و ضمناً تأثیر مثبت روش آواز آهنگین بر مشخصات نوایی آواهای گفتاری و آهنگ جملات کودکان اوتیستیک مشخص شد.
شادمان نعمتی، عبدالرحیم کوشا، علی فقیه حبیبی، رسول پناهی، معصومه پستادست،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در حالی که در اکثر مبتلایان به وزوز می توان درجاتی از آسیب شنوایی را مشاهده کرد، درصد کمی از مراجعهکنندگان به درمانگاه های گوش، گلو و بینی و مراکز ارزیابی شنوایی را نیز افرادی تشکیل می دهند که با وجود آستانه های شنوایی هنجار از ابتلا به وزوز گوش شکایت می کنند. مطالعۀ حاضر بهمنظور درک بهتر از دلایل احتمالی بروز پدیدۀ وزوز و با هدف بررسی تغییرات احتمالی در عملکرد ساختارهای شنوایی ساقۀ مغز در افراد دچار وزوز مزمن و برخوردار از آستانه های شنوایی هنجار انجام شد.
روش بررسی: روش بررسی این پژوهش بهصورت مقطعیـمقایسهای بود و در مجموع ۵۲ گوش، ۲۶ گوش با وزوز و ۲۶ گوش بدون وزوز، مورد بررسی قرار گرفتند. مؤلفههای پاسخ برانگیختۀ ساقۀ مغز از جمله زمان نهفتگی و دامنۀ امواج در دو گروه تعیین شد.
یافتهها: اختلاف میانگین زمان نهفتگی مطلق امواج I ، III و V بین دو گروه کمتر از ۱/۰ میلیثانیه بود که از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشت. همچنین در مقادیر زمان نهفتگی بینقله ای امواج I-III ، III-V و I-V در دو گروه اختلاف معنیداری مشاهده نشد. تنها نسبت دامنۀ V/I در گروه مبتلا به وزوز به طور معنیداری بزرگتر بود(p=۰/۰۴).
نتیجهگیری: به نظر می رسد تغییراتی که در دامنۀ امواج به ویژه امواج انتهایی تر، ایجاد میشوند میتواند بهعنوان نشانه ای از تغییرات پلاستیک فعالیت نورونها و نقش احتمالی آن در ایجاد وزوز در افراد با شنوایی هنجار در نظر گرفته شود.
محسن سعیدمنش، حمیدرضا پوراعتماد، رضا نیلیپور، حامد اختیاری،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: زبانپریشی یک نشانۀ رایج بعد از سکتۀ نیمکرۀ چپ است. این افراد اغلب بهبودی ناکاملی را علیرغم گفتاردرمانی فشرده تجربه میکنند. تحریک مستقیم الکتریکی مغز روشی برای تحریک نواحی مختلف مغز در بیماران نورولوژیک و روانپزشکی است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر این نوع تحریک بر بهبودی توانایی نامیدن، حافظۀ فعال و بهرۀ زبانپریشی در بیماران زبانپریش ناروان و دوام اثرات آن بود.
روش بررسی: در این مطالعۀ مداخلهای ۱۰ بیمار زبانپریش ناروان متعاقب سکتۀ انتخاب شدند. امتیاز های بهرۀ زبانپریشی، نامیدن تصاویر و حافظۀ فعال آنها در چهار نوبت زمانی قبل و بعد از درمان ساختگی، بعد از درمان و دو ماه پس از درمان مورد مقایسه قرار گرفت. هر بیمار ۱۰ جلسه تحریک الکتریکی ساختگی بهمدت ۲۰ دقیقه و ۱۰ جلسۀ تحریک آندی و کاتدی با ۲ میلیآمپر، ۲۰ دقیقه در قشر پیشپیشانی پشتی طرفی دریافت کرد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آزمون ناپارامتریک فریدمن صورت پذیرفت.
یافتهها: امتیاز آزمونهای نامیدن و حافظۀ فعال در بیماران زبانپریش ناروان بلافاصله بعد از درمان(p<۰/۰۵) و دو ماه بعد از درمان(p<۰/۰۵) در مقایسه با تحریک الکتریکی ساختگی بهطور معنیداری افزایش پیدا کرد، اما در بهرۀ زبانپریشی بهبودی معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه باعث بهبودی پایداری در توانایی نامیدن و حافظۀ فعال بیماران زبانپریش ناروان میشود و میتواند در برنامۀ توانبخشی این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
گلنوش گلمحمدی، طلیعه ظریفیان، عباس پورشهباز، طاهرهسیما شیرازی، اکبر بیگلریان، فرهاد سخایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوۀ ذخیرهسازی و سازماندهی کلمات از نظر واجی در دوران رشد تغییر میکند. از این رو، بیشتر پژوهشگران در رابطه با این مسئله که تواناییهای بازنمایی واجی در طی زمان تکامل مییابند، اتفاق نظر دارند. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت بازنماییهای واجی در دختران و پسران بهنجار فارسیزبان انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی توصیفیـتحلیلی، کیفیت بازنماییهای واجی ۲۴۰ کودک هنجار ۵۴ تا ۷۷ ماه بررسی شد. نمونههای مورد مطالعه به شیوۀ تصادفی ساده از مهدکودکها و مراکز پیشدبستانی شهر اراک انتخاب شدند. آزمون کیفیت بازنمایی واجی با استفاده از ابزار محققساخته انجام شد.
یافتهها: بین امتیاز آزمون کیفیت بازنمایی واجی در گروههای سنی مختلف تفاوت معنیدار وجود داشت(p<۰/۰۱)، بهطوریکه آزمودنیهای ۵۴ تا ۵۹ ماهه و ۷۲ تا ۷۷ ماهه بهترتیب کمترین و بیشترین امتیاز را داشتند. تفاوت میانگین امتیاز آزمون در گروه ۵۴ تا ۵۹ ماهه با گروه ۶۶ تا ۷۱ ماهه و گروه ۶۶ تا ۷۱ ماهه با گروه ۷۲ تا ۷۷ ماهه تفاوت معنیدار نداشت و در بقیه گروهها تفاوت امتیاز آزمون معنیدار بود(p<۰/۰۰۱). در همه گروههای هجایی (کلمات دو، سه و چهار هجایی) کودکان بزرگتر عملکرد بهتری داشتند. میانگین امتیاز آزمون کیفیت بازنمایی واجی دو گروه پسر و دختر در هیچ یک از گروههای سنی تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد با افزایش سن عملکرد آزمونیها در آزمون کیفیت بازنمایی واجی بهتر میشود و جنس روی کیفیت بازنماییهای واجی تأثیری ندارد.
سهیلا شایان مهر، جمیله فتاحی، سید علیاکبر طاهایی، شهره جلایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تعداد رقیبهای ممکن برای هر کلمه که ابتدای آنها با هم مشابه است «عدد کوهورت» نام دارد. علیرغم اهمیت تعداد و ویژگیهای رقیبها در شناسایی کلمه، در هیچ یک از آزمون های ساخته شده برای زبان فارسی عامل عدد کوهورت در انتخاب کلمه در نظر گرفته نشده است. هدف مطالعه کنونی، معرفی نقش عدد کوهورت در شناخت کلمه و سپس محاسبۀ عدد کوهورت برای کلمات دوهجایی پربسامد زبان فارسی بود.
روش بررسی: پس از تهیۀ پیکرۀ واژههای پر بسامد زبان فارسی و استخراج کلمات دوهجایی آنها، عدد کوهورت هر یک از کلمههای دوهجایی از فرهنگ فارسی عمید محاسبه شد. به این ترتیب یک فهرست کامل از کلمات دوهجایی پر بسامد مشتمل بر ۴۱۲۱ واژه به همراه مقدار کوهورت برای هر یک از کلمات بهدست آمد.
یافتهها: مقادیر کوهورت کلمات محدودهای از صفر تا ۸۷ را شامل شدند. نیمی از کلمات مورد بررسی عدد کوهورت بالای ۱۴ و نیمی عدد کوهورت زیر ۱۴ داشتند.
نتیجهگیری: عدد کوهورت بر سرعت و دقت تصمیمگیری درکی کلمه تأثیر دارد. کلمات فارسی از نظر متغیر کوهورت وزن یکسانی ندارند. از این رو برای طراحی مواد آزمونی کنترل شدهتر در ساخت انواع مختلف آزمونهای شنوایی، میتوان عامل عدد کوهورت را نیز در کنار سایر عوامل مؤثر در نظر داشت.
فریده نظرزاده، نجمه فضلعلی، نفیسه مظفری، علی مشهدی،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: توانایی درک این موضوع که دیگران واجد حالات ذهنی هستند که میتواند با حالات ذهنی خود فرد یا واقعیت متفاوت باشد، نظریه ذهن نامیده میشود. این مطالعه با هدف بررسی نظریۀ ذهن و رابطۀ آن با کنشهای اجرایی در کودکان سالم، ناشنوا و کاشت حلزون شده صورت گرفت.
روش بررسی: جامعۀ آماری پژوهش را دانشآموزان دختر سالم، ناشنوا و کاشت حلزون شدۀ شهر مشهد تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی، ۳۰ نفر از کودکان در گروه سنی ۱۲-۸ سال انتخاب شدند. برای اندازهگیری تئوری ذهن از مقیاس ۳۸ آیتمی نظریۀ ذهن و برای سنجش کنشهای اجرایی از آزمون عصبروانشناختی و شخصیتی کولیج استفاده شد. دادهها با استفاده از همبستگی اسپیرمن، آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون کروسکال والیس تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری بین سه گروه در نمرۀ نظریۀ ذهن و در خردهمقیاس کنشهای اجرایی وجود دارد. بین گروه سالم و ناشنوا(p=۰/۰۱) و همچنین بین گروه ناشنوا و کاشت حلزونی(p=۰/۰۱) در متغیر برنامهریزی تفاوت معنیداری وجود دارد. اما بین نظریۀ ذهن و کنشهای اجرایی بهطور کلی و بین نظریۀ ذهن با هر یک از خردهمقیاس کنشهای اجرایی در این سه گروه همبستگی وجود نداشت.
نتیجهگیری: براساس این یافتهها، کودکان ناشنوا و کاشت حلزون در زمینۀ نظریۀ ذهن و کنشهای اجرایی در مقایسه با کودکان سالم عملکرد ضعیفتری دارند.
محسن احدی، اکرم پوربخت، امیرهمایون جعفری، زهرا شیرژیان، امیرسالار جعفرپیشه،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پاسخهای شنوایی ساقۀ مغز برانگیخته با گفتار در ارزیابی رمزگشایی تحت قشری محرکهای گفتاری در زبان انگلیسی بهکار رفتهاند. این پردازشها متأثر از تجربیات و زمینۀ زبانی است. با در نظر گرفتن تفاوتهای اکوستیکی خاص هر زبان، هدف از انجام این مطالعه بهدست آوردن مقادیر هنجار پاسخ در بزرگسالان فارسیزبان بود.
روش بررسی: در 48 فرد بزرگسال هنجار (۲۵ زن و ۲۳ مرد) با میانگین سنی ۷/۲۲ و انحراف معیار ۰۵/۲ سال، پاسخ شنوایی ساقۀ مغز به هجای گفتاری /da/ از گوش راست ثبت شد. پس از شناسایی اجزای بخش آغازین، گذر از همخوان به واکه، بخش پریودیک و پاسخ به خاتمۀ محرک، این مؤلفهها در دو بازۀ زمانی و فرکانسی مورد تحلیل قرار گرفت و با مقادیر هنجار ۹۵ درصد اطمینان در محدودۀ سنی ۲۸-۱۸ سال مقایسه شد.
یافتهها: پاسخ به هجای گفتاری /da/ در تمامی افراد بزرگسال فارسیزبان مورد مطالعه قابل ثبت بود و مؤلفههای اصلی پاسخ همپوشانی بالایی با مقادیر منتشر شده در زبان انگلیسی داشت.
نتیجهگیری: این مطالعه مقادیر هنجار پاسخهای برانگیختۀ شنوایی ساقۀ مغز به هجای گفتاری در بزرگسالان فارسیزبان را ارائه کرده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد روش پیشنهادی انجام آزمون و مهمتر از آن، شیوۀ امتیازدهی بر مبنای اطلاعات هنجار بهدست آمده در زبان انگلیسی را میتوان در افراد فارسیزبان نیز بدون جایگزین کردن هجای ساختگی /da/ اصلی استفاده کرد.
نازیلا سالاری مجد، سیده مریم خدامی، میشل درینان، محمد کمالی، یونس امیری شوکی، نادر فلاحیان،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی شنیداریـادراکی یک روش اصلی در شناسایی اختلال صوت و سنجش میزان پیشرفت درمان است. با این وجود، مطالعات داخلی معدودی به موضوع ارزیابی شنیداریـادراکی صوت پرداختهاند. هدف مطالعۀ حاضر تدوین، بررسی روایی نسخۀ فارسی نیمرخ ارزیابی توافقی شنیداریـادراکی صو ت (اتشا) و پایایی ارزیابها با استفاده از این نیمرخ بود.
روش بررسی: روایی محتوایی کیفی نیمرخ با استفاده از آرای ۹ آسیبشناس گفتار و زبان متخصص در زمینۀ صوت و اختلالات آن و یک زبانشناس از طریق پرسشنامه بهدست آمد. برای بررسی پایایی، نمونههای صوتی ۴۰ بزرگسال ۲۰ تا ۴۵ ساله دچار اختلال صوت با منشأ عصبزاد و اختلال عملکردی با و بدون ضایعه فیزیکی در حنجره و ۱۰ بزرگسال با همان محدودۀ سنی دارای صوت بهنجار ضبط شد. نمونههای صوتی حاوی کشش واکه و خواندن شش جمله نیمرخ اتشا بود. پایایی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ارزیابها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد.
یافتهها: نتایج حاصل از روایی محتوایی کیفی منجر به تدوین یک نیمرخ توافقی برای ارزیابی شنیداری ادراکی صوت شد. ثبات درونی نیمرخ براساس ضریب آلفای کرونباخ ۹۵/۰ بود. زمانیکه نمرهدهی نیمرخ دوبار توسط یک نفر انجام شد، ضریب همبستگی پیرسون بین ۸۶/۰ برای شدت کلی اختلال تا ۴۲/۰ برای زیروبمی بود(p<۰/۰۵). هنگامیکه ارزیابیکنندگان دو فرد متفاوت بودند، ضریب همبستگی پیرسون بین ۸۵/۰ برای شدت کلی اختلال تا ۳۲/۰ برای زیروبمی بود(p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: اتشا یک نیمرخ روا و پایا برای ارزیابی شنیداریـادراکی صوت در بزرگسالان در زبان فارسی است.
محسن شکوهی یکتا، صلاحالدین لطفی، رضا رستمی، علیاکبر ارجمندنیا، نگین معتمد یگانه، علی شریفی،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات دانش آموزان نارساخوان ضعف آنها در پردازش شنیداری، دیداری و حافظۀ فعال آواشناختی و دیداریـفضایی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامۀ تمرین رایانهای شناختی بر عملکرد حافظۀ فعال دانشآموزان نارساخوان بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مداخلهای و تجربی با دو گروه ناهمسان همراه پیشآزمونـپسآزمون با گروه شاهد بود. نمونهگیری در دسترس شامل 25 دانشآموز نارساخوان دبستانی 12-7 سال که بهصورت تصادفی در دو گروه 15 نفری مورد، دریافتکنندۀ 30 جلسه تمرینهای ناوابسته به زبان برنامۀ مداخلۀ BrainWare Safari و 10 نفری شاهد قرار گرفتند. مجموعه آزمونهای حافظۀ فعال کودکان و آزمون خواندن و نارساخوانی (نما) برای هر دو گروه در پیشآزمونـپسآزمون اجرا شد. روش تحلیل کواریانس چندمتغیری، تکمتغیری و بررسی اندازۀ اثر در تحلیل دادهها مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بیانگر تفاوت گروهها در حافظۀ فعال دیداریـفضایی بود(p<0/001). همچنین تفاوت گروهها در دو خردهآزمون یادآوری مستقیم مکعبها و یادآوری معکوس مکعبها معنیدار بود(p<0/01) و در حافظۀ مازها این تفاوت معنیدار نبود(p>0/01). نتایج آزمون خواندن و نارساخوانی نشان داد که تفاوت معنیداری در هیچ یک از خردهآزمونها وجود ندارد(p>0/05)، اما نتایج بررسی اندازۀ اثر آنها بیانگر تأثیرات مداخله در شش مورد از خردهآزمونها بود.
نتیجهگیری: برنامۀ تمرین رایانه ای شناختی BrainWare Safari، موجب بهبودی عملکرد حافظۀ فعال دیداریـفضایی دانشآموزان نارساخوان میشود و همچنین این برنامه بر برخی ویژگیهای عملکرد خواندن تأثیر میگذارد.
محمد رستمی، سید جلال یونسی، گیتا موللی، داریوش فرهود، اکبر بیگلریان،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب شنوایی میتواند کیفیت زندگی نوجوانان کمشنوا را تحت تأثیر قرار دهد و به انزوای اجتماعی و افسردگی منجر شود پژوهش حاضر درصدد بررسی اثربخشی مشاورۀ توانبخشی مبتنی بر آموزش گروهی مهارتهای مثبتاندیشی بر افزایش شادکامی کمشنوایان دختر و پسر بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع تجربی بوده و در آن از طرح پیشآزمونـپسآزمون با گروه شاهد استفاده شد. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانشآموزان آموزشگاههای دخترانه و پسرانه کمشنوایان مقاطع دبیرستان، جنوب تهران در سال تحصیلی ۱۳۹۲-۱۳۹۱ بود، از طریق روش نمونهگیری چندمرحلهای، ۴۸ نفر انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه مورد و شاهد ۱۲ نفری برای پسران و دختران، گمارده شدند. گروههای مورد بهمدت هشت جلسه ۴۵ دقیقهای بهمدت دو روز در هفته تحت آموزش مهارتهای مثبتاندیشی قرار گرفتند. نمرۀ پرسشنامه شادکامی آکسفورد قبل و بعد از مداخله مقایسه شد.
یافتهها: نتایج این پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارتهای مثبتاندیشی بر افزایش شادکامی کمشنوایان تأثیر معنیداری دارد(p<۰/۰۱) همچنین متوسط نمرۀ شادکامی در دو گروه دختران و پسران تفاوت معنیداری با یکدیگر مشاهده شد(p<۰/۰۱).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان گفت که آموزش مهارتهای مثبتاندیشی موجب افزایش نمرۀ شادکامی نوجوانان کمشنوا میشود. بنابراین میتوان روش بهکار گرفته شده در پژوهش حاضر را روش مناسبی برای مداخلات روانیـتربیتی و مشاورهای و درمانی در نوجوانان کمشنوا قلمداد کرد.
مینو کریمی، محمد ابراهیم مهدوی زفرقندی، هما زرینکوب، مژده صفوی، سید مهدی طباطبایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مشخص نیست که در صورت ثبت الکتروکوکلئوگرافی با الکترود خارج صماخی و تحریک گوش با محرک چیرپ امکان ثبت و مشخصات پتانسیل تجمعی بهعنوان جزء لازم برای محاسبه نسبت پتانسیل تجمعی به پتانسیل عمل چگونه متأثر میشود. این مطالعه با هدف مقایسۀ مشخصات این دو پتانسیل در پاسخ به محرکهای کلیک و چیرپ در افراد با شنوایی هنجار انجام شد.
روش بررسی: مطالعۀ حاضر با ثبت پتانسیل تجمعی و عمل در پاسخ به کلیک و چیرپ در سطح شدت ۹۰ دسیبل nHL روی گوش راست ۱۶ نفر شامل هشت مرد و هشت زن با میانگین سنی ۷/۲۶ و انحراف معیار ۵/۲ سال و آستانه شنوایی هنجار کوچکتر یا مساوی ۱۵ دسیبل در فرکانسهای ۸۰۰۰-۲۵۰ هرتز انجام شد. دامنه، زمان نهفتگی، دیرش و سطح زیر منحنی پتانسیلها و نسبت دامنه و میزان نسبت دو پتانسیل اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: از بین مشخصات اندازهگیری شده، میانگین دامنۀ پتانسیل عمل در پاسخ به چیرپ ۴۱/۰ میکروولت با انحراف معیار ۲۶/۰ بهطور معنیداری از میانگین دامنۀ آن در پاسخ به کلیک (۶/۰ میکروولت و انحراف معیار ۲۹/۰) کمتر بود(p<۰/۰۰۵). همچنین پتانسیل تجمعی با چیرپ در ۷/۶۸ درصد موارد دیده شد در حالی که با کلیک در ۱۰۰ درصد موارد قابل ثبت بود.
نتیجهگیری: بهکارگیری چیرپ در سطح شدت بالا به جای کلیک در الکتروکوکلئوگرافی افراد با شنوایی هنجار مزیتی به همراه ندارد. ضمن این که چیرپ دامنۀ پتانسیل عمل را در مقایسه با کلیک کاهش میدهد. کوچک بودن دامنۀ پتانسیل تجمعی بهعنوان یکی از مشکلات الکتروکوکلئوگرافی با الکترود خارج صماخی با ارائۀ چیرپ قابل برطرف شدن نیست.