328 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
ناهید جلیلهوند، محمد کمالی، مهدیه توکلی، زهره محمودی، منصور امیری، شهرام هادوی، مهنا جوانبخت،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: طی رشد گفتار، کاهش خوشه یکی از فرآیندهای واجی معمول در گفتار کودکان است. کودکان توانایی تولید برخی از خوشهها را از دو سالگی شروع میکنند اما توانایی در تولید انواع خوشهها تا نه سالگی ادامه مییابد. هدف این مطالعه بررسی توانایی کودکان فارسیزبان در تولید خوشه در کلمات تکهجایی با ساختار CVCC است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعیـمقایسه ای ، ۲۰۰ کودک طبیعی سه تا شش ساله فارسیزبان از مهدهای کودک شهر تهران برای تولید ۱۹ خوشۀ حاوی همخوانهای سایشی، سایشیـانسدادی، انسدادی، روان و خیشومی در ۳۸ کلمه تکهجایی با ساختار CVCC مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخص روایی محتوایی کلمات بالاتر از ۸۰/۰ و ضریب آلفای کرونباخ برای دو نیمه ۹۱/۰ بود.
یافتهها: بیش از ۷۵ درصد از کودکان سه ساله توانایی تولید خوشههای /rs/ ،/xm/ ،/xl/ و /bz/ را داشتند. متغیر سن با متغیر امتیاز تولید درست کلمات همبستگی مثبت داشت(p=۰/۰۰۱) و با متغیر تعداد کلمات دارای فرایند کاهش خوشه همبستگی منفی داشت(p=۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: کودکان طبیعی سه ساله فارسیزبان در تولید کلمات دارای خوشۀ دو همخوانی، ممکن است فرآیند کاهش خوشه بهکار ببرند اما این فرایند با افزایش سن کاهش مییابد بهطوری که اغلب کودکان شش ساله توانایی تولید خوشههای دو همخوان را دارا هستند. جایگاه تولید همخوانها، بیش از شیوۀ تولید آنها در تولید درست خوشۀ دو همخوانی نقش دارد.
عبدالله موسوی، بهاره خاورغزلانی، یونس لطفی، سعیده مهرکیان، عنایتالله بخشی، بهروز محمودی بختیاری،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال پردازش شنوایی مشکلاتی در ذخیرۀ واجی دارند. عملکرد ذخیرۀ واجی که بخش واجشناختی حافظۀ فعال را تشکیل میدهد، نمود دقیق توالی گفتار است ، بنابراین ارزیابی حافظۀ فعال واجشناختی در کودکان فوق حائز اهمیت است. آزمون تکرار ناکلمه یکی از روشهای ارزیابی حافظۀ فعال واجشناختی است. هدف از این پژوهش، ساخت آزمون تکرار ناکلمه و تعیین روایی و پایایی آن برای بررسی ظرفیت حافظۀ فعال واجشناختی در کودکان فارسی زبان بود.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعیـمقایسهای، ۴۰ ناکلمه براساس معیارهای ساخت ناکلمه با نظر زبانشناس ساخته شد و در ۵۳ پسر و ۴۷ دختر در محدودۀ سنی ۷ تا ۱۰ سال اجرا شد. بهمنظور تعیین روایی محتوا، ناکلمههای ساخته شده توسط صاحب نظران مورد بررسی و اظهار نظر قرار گرفت. برای بررسی روایی سازه همبستگی نتایج آزمون تکرار ناکلمه با دو آزمون یادآوری مستقیم اعداد و یادآوری وارونه اعداد سنجیده شد. همچنین بهمنظور بررسی پایایی، این آزمون دوبار و با فاصلۀ زمانی اجرا شد.
یافتهها: مقدار روایی محتوایی در این پژوهش ۵/۹۵ با انحراف معیار ۲ بهدست آمد. بین نتایج آزمون تکرار ناکلمه و آزمون یادآوری مستقیم اعداد و یادآوری وارونۀ اعداد ضریب همبستگی بهترتیب ۷۶/۰ و ۷۵/۰ بود . بین اجراهای متوالی آزمون تکرار ناکلمه، ضریب همبستگی ۸/۰ مشاهده شد(p=۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: نتایج نشان می دهد که آزمون تکرار ناکلمۀ ساخته شده میتواند برای شناسایی اختلالات واجی در کودکان ۷ تا ۱۰ سال فارسیزبان مورد استفاده قرار گیرد.
ویدا خورسند ثابت، محمدابراهیم مهدوی زفرقندی، مژده صفوی، مرضیه شریفیان، سید مهدی طباطبائی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: محرک چیرپ با هدف تحریک مناطق رأسیتر حلزون ساخته شده است. کمبود اطلاعات بالینی در مورد مشخصات زمان نهفتگی و دامنۀ پاسخهای برانگیخته شنوایی ساقه مغز با محرک چیرپ در سطوح شدتی مختلف و اختلاف نظر در مورد پیدایش موجهای ابتدایی از دلایل انجام این مطالعه بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر با ثبت پاسخ شنوایی ساقه مغز به کلیک و چیرپ از گوش راست 15 نفر از افراد 30-20 ساله با شنوایی هنجار که بهطور غیراحتمالی انتخاب شدند، انجام شد. فراوانی پیدایش موجهای I و III ، آستانه، دامنه و زمان نهفتگی موج V در سطوح شدتی 80-20 دسیبل nHL در پاسخ به کلیک و چیرپ مقایسه شد.
یافتهها: در مقایسه با کلیک، در سطح شدت 80 دسیبل nHL فراوانی ثبت موج I و III در پاسخ به محرک چیرپ بهطور معنیداری کمتر (بهترتیب p=0/012 و p=0/016) بود. زمان نهفتگی موج V در شدت 20 و 40 دسیبل nHL طولانیتر (بهترتیب p=0/012 و p=0/001) ولی در سطح شدت 80 دسیبل nHL بهطور معنیداری کوتاهتر بود(p=0/0001) . دامنۀ موج V در پاسخ به چیرپ در سطوح شدت 20، 40 و 60 دسیبل nHL بهطور معنیداری بیشتر (به ترتیب p=0/0001 ، p=0/0001 و p=0/013 ) و میانگین آستانۀ چیرپ حدود 5 دسیبل از آستانۀ این پاسخها با کلیک پایینتر(p=0/014) بود.
نتیجهگیری: در مقایسه با کلیک، چیرپ بهجز در شدت بالا، باعث ایجاد موج V با دامنۀ بزرگتر و آستانۀ پایینتر میشود و احتمال مشاهدۀ امواج ابتداییتر پاسخها را کاهش میدهد.
مجتبی توکلی، حسین طالبی، سحر شمیل شوشتری، ندا مظاهری تهرانی، سقراط فقیهزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری دیابت، به واسطه اختلال در سوخت و ساز گلوکز خون، سبب بروز نارساییهای قابل توجهی در دستگاههای مختلف بدن همچون شنوایی و تعادل میشود. بیماران مبتلا به دیابت، از علائمی نظیر وزوز و گیجی شکایت دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیرات احتمالی دیابت نوع I و II را بر دستگاه شنوایی و تعادل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پاسخهای شنوایی و تعادل دو گروه ۱۵ نفره مبتلا به دیابت شیرین نوع I و II در محدودۀ سنی ۵۰-۴۰ سال بهترتیب با میانگین سنی و انحراف معیار ۸۰/۴۳ و ۲۴۶/۴، ۱۳/۴۸ و ۹۷۳/۲، و ۱۰ فرد هنجار ۵۰-۴۰ ساله با میانگین سنی و انحراف معیار ۳۰/۴۵ و ۴۴۸/۴، با استفاده از آزمون ادیومتری تن خالص و پاسخهای عضلانی برانگیختۀ دهلیزی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج آزمون ادیومتری تن خالص در هر دو گروه مبتلا به دیابت نوع I و II در محدودۀ هنجار بهدست آمد. در مقابل، مقایسۀ دامنۀ پاسخهای عضلانی برانگیخته از دهلیز میان گروه هنجار و بیماران مبتلا به دیابت، نشاندهندۀ اختلافات آماری معنیدار بود(p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: میتوان گفت که در بیماران مبتلا به دیابت نوع I و II ، علیرغم بهدست آمدن پاسخهای هنجار دستگاه شنوایی، پاسخهای دستگاه دهلیزی در وضعیت هنجاری نبوده و نشاندهندۀ درگیری اندامهای انتهایی دستگاه دهلیزی و مسیر مرکزی مربوط به آن هستند.
محبوبه پاکزاد، سالار فرامرزی، امیر قمرانی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب شنوایی سازگاری انسان با محیط را تحت تأثیر قرار میدهد و ممکن است عوارض روانی نظیر اختلالات رفتاری بهدنبال داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت رفتاری گروهی مادران براساس مدل فرزندپروری مثبت بر میزان اختلالات رفتاری دانشآموزان ناشنوای مقطع ابتدایی شهر اصفهان انجام گرفت.
روش بررسی: روش پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمونـپسآزمون و گروه شاهد بود. با استفاده از روش نمونهگیری چندمرحلهای تعداد ۳۰ نفر از مادرانی که کودکان آنها دارای علائم اختلالات رفتاری بودند، انتخاب و به تصادف در دو گروه مورد و شاهد گمارده شدند. برای گردآوری اطلاعات از سیاهه رفتاری کودک فرم والدین با روایی و پایایی تأیید شده استفاده شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که بین عملکرد گروههای مورد و شاهد در کاهش نشانههای اختلالات رفتاری در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد(p<۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که آموزش مادران براساس مدل فرزندپروری مثبت بر کاهش اختلالات رفتاری کودک ناشنوای آنها تأثیر دارد و بنابراین میتواند بهعنوان یک روش مداخلهای مؤثر به کار گرفته شود.
طلیعه ظریفیان، یحیی مدرسی، لعیا غلامی تهرانی، مهدی دستجردی کاظمی، مهیار صلواتی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دادههای حاصل از ارزیابی واجی بخشی از پروتکلی است که آسیبشناسان گفتار و زبان اغلب برای بررسی مهارتهای ارتباطی کودکان به آن رجوع میکنند. هدف پژوهش حاضر انطباق نسخه فارسی آزمون ارزیابی تشخیصی واجی در کودکان فارسیزبان و بررسی روایی و پایایی آن بود.
روش بررسی: نسخه فارسی آزمون واجی روی ۳۸۷ کودک سه تا شش ساله تکزبانه فارسیزبان که از مهدکودکهای شمال غرب تهران انتخاب شده بودند، اجرا شد. روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی نسخه فارسی آزمون واجی توسط آسیبشناسان گفتار و زبان و زبانشناسان بررسی شد. روایی سازه از طریق بررسی همگرایی آراء آسیبشناسان گفتار و زبان و نتایج آزمون واجی در تشخیص کودکان با و بدون اختلال واجی و پایایی آزمون از طریق آزمونـبازآزمون و دوبار نمرهگذاری توسط دو ارزیاب مستقل ارزیابی شد.
یافتهها: روایی محتوایی گویهها و شاخص روایی محتوایی کل آزمون در حد مطلوب برآورد شد (بهترتیب ۷۱/۹۴ و ۳۵/۹۷). مقایسه نتایج حاصل از آزمون واجی و نظر متخصصان در تشخیص دو گروه با و بدون اختلال واجی از همگرایی مطلوبی برخوردار بود (ضریب هبستگی اسپیرمن ۷۶/۰ و ضریب توافق کاپا ۷۳/۰). درصد توافق آوانگاری و تحلیل الگوهای خطا در آزمونـبازآزمون بین ۲۷/۸۶ تا ۱۰۰ درصد و برای دوبار نمرهدهی توسط دو ارزیاب مستقل بین ۲۸/۹۴ تا ۱۰۰ درصد بود.
نتیجهگیری: مبتنی بر نتایج مطالعۀ حاضر به نظر میرسد نسخه فارسی آزمون واجی میتواند بهعنوان یک ابزار روا و قابل قبول در بررسی مهارتهای واجی کودکان فارسیزبان بهکار گرفته شود.
مریم ملکیان، طاهرهسیما شیرازی، طلیعه ظریفیان، پوریا رضاسلطانی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تعریف واژه یکی از مهارتهای پیچیدۀ زبانی است که آگاهی فرازبانی و سواد، نقش مهمی در آن دارند. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسۀ رشد جنبۀ محتوایی تعریف واژه در کودکان ۵/۴ تا ۵/۷ ساله انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مقطعی و توصیفیـتحلیلی بود. آزمودنیها شامل ۱۰۷ دختر و پسر بودند که در ردههای سنی اول (۶۵-۵۴ ماه)، دوم (۷۷-۶۶ ماه) و سوم (۹۰-۷۸ ماه) به شیوۀ نمونهگیری چند مرحلهای، از مهدکودکها و مدارس مناطق ۱، ۷ و ۱۷ تهران انتخاب شدند. تکلیف تعریف واژه روی آنها انجام شد. پایایی تکلیف تعریف واژه به روش همبستگی نمرات دو ارزشیاب مستقل و روایی آن بهصورت محتوایی بررسی شده است. برای تحلیل از روشهای آماری کروسکال والیس و منویتنی یو استفاده شد.
یافتهها: با افزایش سن، میانگین نمرۀ جنبۀ محتوایی تعریف واژه افزایش معنیداری پیدا کرد(p=۰/۰۰۱). البته افزایش میانگین نمرۀ جنبۀ محتوایی در گروه سنی دوم و سوم، اختلاف معنیداری نداشت. بیشترین پاسخ مورد استفاده در همۀ سنین، پاسخ عملکردی بود. همچنین با افزایش سن، میزان استفاده از پاسخ خطا(p=۰/۰۰۲) و عینی(p=۰/۰۰۳) بهطور معنیداری کاهش یافت و در مقابل، درصد استفاده از پاسخ ترکیبی نوع دوم افزایش معنیداری داشت(p<۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: با افزایش سن، کیفیت تعریفها از نظر محتوایی بهبود مییابد و تعریفها از پاسخهای عینی و عملکردی به سمت تعریفهای ترکیبی نوع دوم پیش میروند.
نازیلا اکبرفهیمی، سید علی حسینی، نیما رضازاده، مسعود کریملو، مهدی رصافیانی، سهیلا شهشهانی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از آزمونهای تشخیصی در بررسی عملکرد سیستم دهلیزی، آزمون پتانسیلهای عضلانی برانگیختۀ دهلیزی گردنی است. این پژوهش با دو هدف بررسی امکانپذیری انجام آزمون پتانسیلهای عضلانی برانگیختۀ دهلیزی گردنی در کودکان فلج مغزی اسپاستیک ۱۲-۷ساله و عملکرد سیستم دهلیزی گردنی آنان در مقایسه با کودکان هنجار با استفاده از این آزمون صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعۀ مقطعیـمقایسهای ۳۱ کودک مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک، ۸ دختر و ۲۳ پسر با میانگین سنی ۷۷/۸ سال و انحراف معیار ۵۲/۱ سال، و ۳۱ کودک هنجار شامل ۱۳ دختر و ۱۸ پسر با میانگین سنی ۷۷/۸ سال و انحراف معیار ۵۲/۱ سال شرکت داشتند و مورد ارزیابی پتانسیلهای عضلانی برانگیختۀ دهلیزی گردنی با استفاده از محرک تنبرست ۵۰۰ هرتز قرار گرفتند. شاخصهای مورد بررسی شامل زمان نهفتگی قلههای p13 و n23 ، دامنۀ n23 - p13 و آستانه بود.
یافتهها: پتانسیلهای عضلانی برانگیختۀ دهلیزی گردنی ثبت شده در ۳۱ کودک هنجار دوطرفه بود. در حالیکه، این پاسخ در ۲۱ مورد از کودکان دچار فلج مغزی در هر دو گوش، سه مورد در گوش راست و پنج مورد در گوش چپ و دو مورد بدون پاسخ بود. در دو گروه از نظر زمان نهفتگی قلۀ n23 ، دامنه و آستانۀ n23 - p13 تفاوت معنیداری مشاهده شد(p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که آزمون پتانسیلهای عضلانی برانگیختۀ دهلیزی گردنی در کودکان فلج مغزی قابل اجرا است. بین دو گروه تفاوت معنیداری در شاخصهای مورد بررسی دیده شد که بررسی علل آنها به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
یونس لطفی، زهرا حسینی دستگردی، عبدالله موسوی، سعیده مهرکیان، عنایتالله بخشی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جهتیابی براساس پردازش نشانههای زمانی و شدتی بین دو گوش حاصل میشود. مزایای این توانایی در انسان، درک گفتار در محیطهای شلوغ براساس تحلیل صحنۀ شنوایی و اثر کوکتل پارتی است. برای بررسی جهتیابی کودکان مبتلا به اختلال پردازش شنوایی و سایر اختلالات، ضروری است عملکرد کودکان هنجار بهطور کامل بررسی شود. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی جهتیابی و تکامل آن در کودکان هنجار انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه روی ۸۰ کودک هنجار دختر شامل ۴۲ نفر و پسر ۳۸ نفر در محدودۀ سنی ۸ تا ۱۱ سال انجام شد. عملکرد جهتیابی پس از اعمال تفاوت شدت بین دو گوش از ۱۰- تا ۱۰+ دسیبل و ایجاد تفاوت زمان بین دو گوش از ۸۸۰- تا ۸۸۰+ میکروثانیه با دو نویز بالاگذر و پایین گذر بررسی شد.
یافتهها: در آزمون تفاوت شدت بین دو گوش تابع جهتیابی تقریباً خطی بود، در حالیکه در آزمون تفاوت زمان بین دو گوش از تفاوت ۲۲۰- تا ۲۲۰+ میکروثانیه تابع خطی و از ۴۴۰- تا ۸۸۰- و ۴۴۰+ تا ۸۸۰+ میکروثانیه، بهطرف مجانب تمایل مییافت. خطای جهتیابی در آزمون اول در مقایسه با آزمون دوم کمتر بود(p<۰/۰۰۰۱) و اثر سن فقط در آزمون دوم مشاهده شد(p=۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، در آزمون تفاوت زمان بین دو گوش، جهتیابی کودکان ۱۱ سال بهتر از سایر کودکان بود و در آزمون تفاوت شدت بین دو گوش تأثیر سن وجود نداشت.
یونس لطفی، اکرم فراهانی، عبدالله موسوی، علی افتخاریان، محمد اجللوئیان، عنایتالله بخشی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: حلزون و دهلیز از نظر تکاملی با هم در ارتباط هستند. بنابراین در افراد دچار کاهش شنوایی حسی عصبی شدید تا عمیق احتمال بیشتری از اختلال عملکرد دهلیزی وجود دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی عملکرد ساکول با استفاده از آزمون پتانسیلهای عضلانی برانگیخته دهلیزی در کودکان دچار کاهش شنوایی شدید تا عمیق کاندیداهای کاشت حلزون بود.
روش بررسی: سی کودک شامل ۱۷ پسر و ۱۳ دختر با کاهش شنوایی حسی عصبی شدید تا عمیق در محدودۀ سنی ۱۵-۳ سال بهعنوان گروه مورد و ۱۷ کودک شامل ۹ پسر و ۸ دختر با شنوایی هنجار در محدودۀ سنی ۱۳-۳ سال بهعنوان گروه شاهد در این مطالعه شرکت داشتند. برای هر دو گروه آزمون پتانسیلهای برانگیخته دهلیزی برای بررسی عملکرد ساکول در هر دو گوش انجام شد.
یافتهها: مقایسۀ میانگین مقادیر آستانه در دو گروه تفاوت معنیدار آماری نشان داد(p<۰/۰۵). همچنین مقایسه میانگین دامنه بین دو گروه از نظر آماری معنیدار بود(p<۰/۰۵). اما مقایسۀ میانگین زمان نهفتگی p13 و n23 بین دو گروه از نظر آماری اختلاف معنیدار مشاهده نشد(p>۰/۰۵). در گروه مورد از بین ۳۰ کودک تحت بررسی ۸ کودک (۶۶/۲۶%) پاسخهای عضلانی برانگیخته دهلیزی ثبت نشد.
نتیجهگیری: در کودکان با کاهش شنوایی حسی عصبی شدید تا عمیق کاندیدای کاشت حلزون در مقایسه با کودکان دارای شنوایی هنجار احتمال وجود ناهنجاری ساکول بیشتر بود. بنابراین ارزیابی عملکرد دهلیزی در این جمعیت اهمیت زیادی دارد.
ابراهیم پیراسته، عقیل آبسالان، مهسا مهم، مهدی محمدی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامههای جامع غربالگری شنوایی نوزادان با استفاده از گسیلهای صوتی برانگیخته گذرا کاربرد گستردهای دارند. هدف از مطالعه حاضر مقایسۀ ویژگیهای این آزمون در نوزادان تازه متولد در بازههای زمانی مختلف بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در بیمارستان تأمین اجتماعی زاهدان انجام شد، ۵۴ نوزاد بههنگام سالم در ۱۲، ۲۴، ۳۶، ۴۸ ساعتی و یک هفتگی با گسیلهای صوتی گذرا غربالگری شدند. سطح ارجاع و گذر، مدت زمان آزمایش، تعداد دفعات تکرار برای رسیدن به جواب قطعی و سطح همکاری والدین مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: سطح ارجاع با افزایش سن روندی رو به کاهش داشت . بیشترین کاهش مربوط به فاصلۀ سنی ۱۲ تا ۲۴ ساعتی بود (گوش چپ(p=۰/۰۱۲) گوش راست(p=۰/۰۵۷). تکرار آزمایش فقط در ساعت ۱۲ عمر نوزادان توانست سطح ارجاع را به میزان قابل توجهی کاهش دهد (گوش راست p<۰/۰۰۱ و گوش چپ p=۰/۰۰۱). مدت زمان آزمایش با افزایش سن نوزادان با کاهشی قابل توجه از ۷۵ ثانیه در ۱۲ ساعت اول تولد به ۲۱ ثانیه در ۲۴ ساعت رسید. میانۀ مدت زمان انجام آزمایش در ۳۶، ۴۸ ساعتی و یک هفتگی تولد بهترتیب ۱۳، ۴/۸ و ۳/۱۴ ثانیه بود. از والدین ۵۴ نوزادی که قرار بود یک هفته بعد مراجعه کنند، ۵ نفر مراجعه کردند.
نتیجهگیری: در این مطالعه تأثیر افزایش سن و تکرار آزمایش بر کاهش سطح ارجاع تأیید شد، اما در مجموع سطح ارجاع بالا در ساعات اولیۀ پس از تولد و همکاری ضعیف والدین، از مهمترین موانع انجام طرح جامع غربالگری شنوایی نوزادان در زاهدان بود.
عباس مهوش ورنوسفادرانی، مجتبی ابراهیمی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کمشنوایی پراسترسترین معلولیت است و مراقبت از کودکان کمشنوا، والدین را در معرض خطر سلامت روانی قرار میدهد. از این رو حمایت و مداخله های تخصصی برای این خانوادهها بسیار ارزشمند است و آنها را در پرورش فرزندشان بسیار کمک میکند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر مددکاری اجتماعی بر سازگاری اجتماعی در والدین کودکان کمشنوای شهر اراک بود.
روش بررسی: در این پژوهش، تعداد ۳۷ خانوادۀ کودکان کمشنوا ۴ تا ۱۶ سال شهر اراک، بهصورت نمونهگیری مبتنی بر هدف از جامعه انتخاب شدند. برای تعیین دریافت یا عدم دریافت خدمات مددکاری از مصاحبه و بررسی پرونده و بهمنظور تعیین سازگاری اجتماعی از پرسشنامه ۵۴ پرسشی سازگاری اجتماعی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات بهدست آمده از والدین، از تحلیل واریانس استفاده شد.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد بین والدین افراد کمشنوایی که خدمات مددکاری اجتماعی دریافت کرده بودند و والدینی که این خدمات را دریافت نکرده بودند از نظر سازگاری اجتماعی و مقیاسهای آن تفاوت معنی داری وجود دارد(p<۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان گفت والدین افراد کمشنوایی که خدمات مددکاری اجتماعی دریافت کرده بودند سازگاری اجتماعی کلی بالاتری داشتند. بنابراین ارائۀ خدمات مددکاری به والدین افراد کمشنوا باعث ارتقای سازگاری اجتماعی آنان میشود.
سحر محمداسماعیلزاده، شهلا شریفی، سید محسن اصغری نکاح، حمید طیرانی نیک نژاد،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد و ارتقای سطح مهارتهای دستوری کودکان کمشنوای کاربر سمعک مستلزم بهکارگیری برنامههای آموزشی و توانبخشی مناسب است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازیهای زبانشناختی بر رشد مهارتهای دستوری کودکان کمشنوای استفادهکننده از سمعک انجام شد.
روش بررسی: ده کودک کمشنوای پنج تا هفت ساله که همگی از سمعک استفاده میکردند به صورت تصادفی به دو گروه پنج نفرۀ شاهد و مورد تقسیم شدند. پژوهش از نوع مداخلهای، بهصورت پیشآزمونـپسآزمون انجام شد و مداخله در ۱۲ جلسه با استفاده از بازی های زبانشناختی اجرا شد. بهمنظور بررسی میزان هوش این کودکان از آزمون هوش Raven و برای بررسی میزان مهارتهای دستوری این کودکان در پیش و پس از مداخله از آزمون رشد زبانـ۳ استفاده شد.
یافتهها: با مقایسۀ میانگین مهارتهای نحوی در گروه شاهد و مورد مشخص شد تفاوت میانگین گروهی که بازیهای زبانشناختی را دریافت کردهاند در مهارتهای نحوی(p=۰/۰۰۱) و در هر سه خردهمهارت درک دستوری(p=۰/۰۱۳)، تقلید جمله(p=۰/۰۰۶) و تکمیل دستوری(p<۰/۰۰۱) بهلحاظ آماری معنیدار است. به این معنی که آموزش بازیهای زبانشناختی بر بهبود مهارتهای نحوی و در خردهمهارتهای درک دستوری، تقلید جمله و تکمیل دستوری کودکان کم شنوا که مداخله را دریافت کرده بودند، اثربخش بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مهارتهای دستوری به روش بازی درمانی با رویکرد بازیهای زبانشناختی میتواند مشکلات نحوی شامل درک و فهم جملات و ساختارهای نحوی و همچنین فهمیدن و بهکارگیری اشکال تکواژشناختی را در کودکان کمشنوای کاربر سمعک بهبود بخشد.
نویده شاکری، زهرا سلیمانی، طلیعه ظریفیان، محمد کمالی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد آگاهی واجشناختی در برخی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با مشکل همراه است، از این رو هدف این مطالعه بررسی ارتباط آگاهی واجشناختی و فرآیندهای واجی در کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار بود.
روش بررسی: این مطالعۀ مقطعی روی ۲۱ کودک پنج سالۀ مبتلا به اختلال صدای گفتار انجام شد. کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار از کلینیکهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. مهارتهای زبانی، تولیدی، عملکرد حرکتیـدهانی و آگاهی واجشناختی این کودکان بهترتیب با استفاده از آزمون رشد زبانـ۳، آزمون تشخیصی آوایی و واجی برای کودکان سه تا شش سالۀ فارسیزبان و آگاهی واج شناختی ارزیابی شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد تحلیل قرارگرفتند.
یافتهها: ضریب همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی با خردهآزمونهای تجانس(p=۰/۰۰۵)، قافیه(p=۰/۰۰۹)، ترکیب(p=۰/۰۰۶)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۷) معنیدار بود. همچنین ارتباط معنیداری بین همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج با خردهآزمونهای تجانس(p=۰/۰۰۱)، قافیه(p=۰/۰۰۸)، ترکیب(p=۰/۰۲۹)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۳) وجود داشت. سطح معنیداری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است.
نتیجهگیری: بین مهارتهای آگاهی واجشناختی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با فرآیندهای واجی ارتباط وجود دارد بهویژه در کودکانی که از فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج در گفتار خود بیشتر استفاده میکنند.
نسیبه سلطانینژاد، فاطمه سلطانینژاد، فهیمه آشتاب، مهدی محمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی واجشناختی متشکل از سه مؤلفه آگاهی از هجا، آگاهی از واحدهای درون هجایی و آگاهی از واج بخش مهمی از زبان دریافتی و بیانی و از جمله پیشنیازهای مهمی است که روند رشد و فراگیری مهارتهای خواندن و نوشتن را از طریق رمزگذاریهای دوباره واجشناختی تسهیل میکند. تعدادی از پژوهشهای انجام شده در زبانهای مختلف ارتباط بین آگاهی واجشناختی و دیکته را نشان دادهاند. هدف از این پژوهش بررسی این ارتباط در دانشآموزان پایۀ اول ابتدایی در زبان فارسی بود.
روش بررسی: مطالعۀ مقطعی حاضر روی ۴۰۰ نفر از دانشآموزان پایۀ اول ابتدایی (۲۰۹ دختر و ۱۹۱پسر) انجام شد. ابتدا در هر کلاس آزمون اگاهی واجشناختی به صورت انفرادی از هر دانشآموز بهعمل آمد، سپس آزمون دیکته بهصورت گروهی برای آن کلاس اجرا شد. همبستگی بین آزمون آگاهی واجشناختی و زیرآزمونهای آن با دیکته با استفاده از مدل رگرسیون ساده و تعیین تفاوت بین دو جنس با استفاده از آزمون t مستقل مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بین آزمون آگاهی واجشناختی و آزمون دیکته با ضریب همبستگی ۸۲/۰ ارتباط معنیدار وجود داشت(p<۰/۰۰۱) و از بین زیرآزمونها، آگاهی از واج بیشترین(r=۰/۳۴) و آگاهی از قافیه کمترین همبستگی(r=۰/۱۲) را با آزمون دیکته داشتند. بین گروه دختران و پسران در آزمونهای انجام شده تفاوت وجود داشت(p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط نزدیک اگاهی واج شناختی با نمرۀ دیکته، افزایش توانمندی کودکان در زمینۀ آگاهی واج شناختی، می تواند به افزایش توانایی کودک در دیکته کمک کند.
علی رضایی میرحصاری، سعید حسنزاده، باقر غباری بناب، عباس شیخ محمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: همدلی، ظرفیت بنیادین انسانها در برقراری ارتباط است که برای زندگی اجتماعی روزمره مهم است. با توجه به تأثیر نظریۀ ذهن بر همدلی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سازۀ شناختی نظریۀ ذهن در پیشبینی همدلی صورت گرفت.
روش بررسی: د ر این مطالعه، که به روش تحلیلیـمقایسهای انجام شد، ۴۰ دانشآموز با آسیب شنوایی عمیق و ۴۰ دانشآموز بهنجار در محدودۀ سنی ۱۴-۸ سال انتخاب شدند. روش گردآوری دادهها از طریق انجام آزمون روی دانشآموزان و ابزار آن تکالیف باور کاذب و پرسشنامۀ همدلی بهر بود که پرسشنامه توسط والدین تکمیل شد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل واریانس چندمتغیره، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که بین نمرۀ کلی تکالیف باور کاذب و نمرۀ همدلی دانشآموزان دچار آسیب شنوایی و بهنجار تفاوت معنیداری وجود دارد(p=۰/۰۰۱). رابطۀ معنیداری بین نظریۀ ذهن و همدلی در دو گروه وجود داشت(p=۰/۰۱). همچنین نظریۀ ذهن قادر به پیشبینی همدلی بود(p=۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده، عملکرد دانشآموزان با آسیب شنوایی در تکالیف نظریۀ ذهن و نیز نمرات همدلی به میزان قابلتوجهی پایینتر از نمرۀ دانشآموزان بهنجار بود. بنابراین، لازم است در آموزش مهارتهایی از قبیل مهارتهای اجتماعی به دانشآموزان با مشکلات شنوایی این مسئله را در نظر گرفت و مواد آموزشی را متناسب با درک شناختی آنان تنظیم کرد.
سونا مطلوبی، علی محمدزاده، زهرا جعفری، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: موسیقی در تمامی فرهنگ ها وجود دارد و اکثر محققان به دنبال این موضوع هستند که چگونه موسیقی بر جنبههای مختلف رشد شناختی از جمله درک، حافظه و مهارتهای زبانی تأثیر میگذارد. تحقیقات انجام شده در حیطۀ علوم اعصاب در زمینۀ موسیقی طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. در مطالعۀ حاضر تأثیر موسیقی زمینه خنثی و موسیقی زمینه مثبت در قیاس با وضعیت سکوت، بر عملکرد حافظۀ شنواییـکلامی افراد هنجار مورد مطالعه قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلیـمقایسهای روی ۴۰ دانشجوی دختر و پسر با شنوایی و گفتار هنجار در محدودۀ سنی ۱۸ تا ۲۶ سال از بین نمونههای در دسترس انجام شد. پس از انجام ارزیابیهای شنوایی و گفتاری، بهمنظور بررسی تأثیر موسیقی زمینه بر حافظۀ کاری، آزمون حافظۀ شنواییـکلامی ری در سه موقعیت سکوت، موسیقی برانگیزانندۀ احساس مثبت و موسیقی خنثی اجرا شد.
یافتهها: میانگین امتیاز آزمون حافظۀ شنواییـکلامی در موقعیت سکوت نسبت به دو موقعیت همراه با موسیقی برانگیزانندۀ احساس مثبت(p=۰/۰۰۳) و موسیقی خنثی(p=۰/۰۱)، بهمیزان معنیداری بالاتر بود. جنس بر نتایج آزمون تأثیری نداشت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد همراهی موسیقی رقابتی (موسیقی مثبت و خنثی) و سوگیری بخشی از توجه شنوایی به آن، بر عملکرد حافظۀ کاری کلامی تأثیر منفی دارد که احتمالاً بهدلیل تداخل موسیقی با پردازش اطلاعات کلامی در مغز است.
الهام رجبپور، فهیمه حاجی ابوالحسن، سید علیاکبر طاهایی، شهره جلایی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
۷زمینه و هدف: اگرچه آزمون اعداد دایکوتیک دوتایی برای بررسی سیستم پردازش شنوایی مرکزی افراد بزرگسال مناسب است اما آزمون اعداد دایکوتیک منفرد بهدلیل سادگی برای کودکان مناسبتر است. این پژوهش با هدف ساخت آزمون حاضر به زبان فارسی و یافتن مقادیر هنجار مقدماتی آن در کودکان انجام شد.
روش بررسی: نسخۀ فارسی آزمون حاضر از ۳ لیست ۲۵ عددی مختلف برای ارزیابی در هریک از مراحل یادآوری آزاد، پاسخدهی هدایت شده به گوش راست و پاسخدهی هدایت شده به گوش چپ تشکیل شده است. اعداد هر لیست به صورت دایکوتیک روی لوح فشرده ضبط شدند. مطالعۀ مقطعی حاضر روی ۱۲۶ پسر ۷ تا ۹ سال انجام شد. پایایی آزمون با تکرار ارزیابیها در ۲۹ نفر از نمونهها، دو تا چهار هفته پس از انجام آزمون اولیه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین امتیازهای گوش راست و گوش چپ بهترتیب از حدود ۷۹/۹۵ و ۶۹/۸۹ درصد در هفت سالگی به حدود ۵۹/۹۸ و ۲۹/۹۶ درصد در هشت سالگی افزایش یافت و میانگین میزان برتری گوش راست از حدود ۱۳/۶ درصد در هفت سالگی به حدود دو درصد در هشت سالگی کاهش یافت(p=۰/۰۰۱). تفاوت محسوسی بین امتیازهای حاصل از دو مرحلۀ یادآوری آزاد و پاسخدهی هدایت شده مشاهده نشد(p>۰/۰۵). ثبات بالایی بین نتایج حاصل از آزمون اولیه و آزمون مجدد دیده شد(p>۰/۰۵).
نتیجهگیری: نسخۀ فارسی آزمون حاضر از پایایی مطلوبی برای ارزیابی پسران ۷ تا ۹ ساله برخوردار است و میتواند برای بررسی تلفیق دوگوشی در دانشآموزان پسری که در این محدودۀ سنی قرار میگیرند استفاده شود.
عباس شیخ محمدی، علی رضایی میرحصاری، سروه سلیمانی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشآموزان کمشنوا نسبت به دانشآموزان عادی در رسیدن به نظریۀ ذهن دچار تأخیر دارند. یکی از عوامل تآثیرگذار در رشد توانایی نظریۀ ذهن تعامل والدـکودک است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ هوش هیجانی مادر بر توانایی دانشآموزان کمشنوا در توانایی نظریۀ ذهن بود.
روش بررسی: د ر این مطالعه که به روش همبستگی انجام شد، ۴۰ دانشآموز کم شنوای عمیق با محدودۀ سنی ۱۴-۸ سال انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها از طریق انجام آزمون روی دانش آموزان با استفاده از تکالیف باور غلط و پرسشنامۀ هوش هیجانی بود. پرسش نامۀ هوش هیجانی توسط مادران تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که بین نمرۀ کلی تکالیف باور غلط دانشآموزان کمشنوا و نمرات مادران آنان در هوش هیجانی و مؤلفههای آن همبستگی معنیداری وجود ندارد(p>۰/۰۱). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که نمرات مادران در هوش هیجانی و مؤلفه های آن قادر به پیش بینی نمرات دانش آموزان در تکالیف باور غلط نیست(p>۰/۰۱).
نتیجهگیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که بین هوش هیجانی مادران دانشآموزان کمشنوا و توانایی نظریۀ ذهن فرزندانشان رابطۀ معنیداری از نظر آماری وجود ندارد و هوش هیجانی مادران نمیتواند نمرات دانشآموزان را در تکالیف باور غلط پیشبینی کند.
علی خدام،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشآموزان دارای هوش مرزی مهارتهای روایی و درکی متفاوتی دارند. این پژوهش به مقایسۀ ناروانیها و درک داستان در دانشآموزان مرزی و دانشآموزان عادی و بررسی رابطۀ بین این متغیرها پرداخته است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی ۳۰ دانشآموز دارای هوش مرزی با ۲۵ دانشآموز عادی مقایسه شدند. جامعۀ آماری دانشآموزان ۶ تا ۱۳ ساله شهر تهران بود. نمونهگیری تصادفی طبقهای از مدارس منطقه سه برای انتخاب افراد به کار رفت. برای ارزیابی دانشآموزان از روایت تصویری، آزمون درک داستان پژوهشگرساخته، و برای تحلیل دادهها آزمون منویتنی یو، آنالیز کوواریانس و آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد.
یافتهها: دانشآموزان دارای هوش مرزی ناروانی کلمهای(p=۰/۰۰۵) و ناروانی عبارتی(p=۰/۰۱) بیشتری نسبت به دانشآموزان عادی تولید کردند. ضمناً آنها در درک داستان(p<۰/۰۰۲) ضعیفتر عمل کردند. بین ناروانی عبارتی و درک داستان(r=-۰/۲۱) رابطۀ معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: دانشآموزان دارای هوش مرزی در روایتگری ناروانیهای بیشتری را نشان میدهند و در درک داستان نیز ضعیفتر هستند. رابطۀ منفی بین درک داستان و ناروانیها وجود دارد.