|||  عنوان نشریه: شنوایی شناسی | ناشر: دانشگاه علوم پزشکی تهران | |||  Website: http://aud.tums.ac.ir | Email: aud@tums.ac.ir
   [صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations27261325
h-index2515
i10-index9039

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
328 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

فهیمه حاجی ابوالحسن، افشین امیری،
دوره 18، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: در شنوایی شناسی بالینی ارزیابی هر گوش به‏طور جداگانه مستلزم اطلاع نسبت به کاهش بین‏گوشی است بنابراین هدف کلی از این پژوهش بررسی کاهش بین‏گوشی در مورد محرک گفتاری فارسی در افراد طبیعی 25ـ18 ساله می‏باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر با استفاده از یک بررسی مقطعی‏ـ‏تحلیلی در 50 فرد هنجار 25ـ18 ساله با شنوایی طبیعی که شامل 25 زن و 25 مرد بود در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. در این بررسی آستانه دریافت گفتار با و بدون ارائه نویز با استفاده از روش نزولی ارزیابی می‏گردید سپس میزان کاهش بین‏گوشی برای کلمات اسپوندایک فارسی با استفاده از گوشی رو گوشی  TDH-39 محاسبه می‏گردید.
یافته‏ها: در این پژوهش میانگین کاهش بین‏گوشی گفتاری 25/3±06/53 دسی‏ًبل به‏دست آمد. بین میانگین کاهش بین‏گوشی گفتاری در زنان (dB40/3±24/52) و مردان (93/2±88/53) اختلاف معنی‏داری مشاهده نشد(p>0/05).کمترین مقدار کاهش بین‏گوشی گفتاری در زنان و برابر 45 دسی‏بل به‏دست آمد و بیشترین مقدار کاهش بین‏گوشی گفتاری در مردان و برابر 60 دسی‏بل بود. در ضمن مشخص گردید زبان مادری نیز روی میزان کاهش بین‏گوشی گفتاری تأثیر ندارد.
نتیجه‏گیری: در ارزیابی‏های گفتاری فارسی کمترین میزان کاهش بین‏گوشی گفتاری را می‏توان 45 دسی‏بل در نظر گرفت ولی برای تعمیم نتایج نیاز به بررسی در تعداد نمونه‏های بیشتر می‏باشد.


لیلا صداقتی، رقیه فروغی، بیژن شفیعی، محمد رضا مراثی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: خواندن یکی از اساسی‏ ترین مهارت‏های مورد نیاز در عصر حاضر است. بدیهی است که بروز اختلال در آن می‏تواند مشکلات زیادی را برای فرد مبتلا ایجاد کند؛ از این‏رو ارزیابی و تشخیص زودهنگام این اختلال نقش بزرگی را در درمان آن بازی می‏کند. این پژوهش با هدف تعیین میزان شیوع نارساخوانی در دانش‏آموزان پایه‏های اول تا پنجم دبستان و معرفی آزمون سیاهه خواندن برای تشخیص اختلال در دانش‏آموزان مقطع ابتدایی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 200 نفر دانش‏‏آموز دختر و پسر در 5 پایه تحصیلی از دبستان‏های شهرستان اصفهان در سال تحصیلی 86-1385 به روش نمونه‏گیری تصادفی‏ـ‏چندمرحله‏ای انتخاب شده و با استفاده از آزمون سیاهه خواندن مورد بررسی قرار گرفتند. به‏منظور توصیف اطلاعات به‏دست آمده، از شاخص‏های مرکزی و پراکندگی از نرم افزار SPSS نسخۀ 13 استفاده شد.
یافته‏ها: این بررسی نشان داد که بیشترین میزان شیوع نارساخوانی در دانش‏آموزان پسر پایه اول (25%) و کمترین میزان شیوع در دانش‏آموزان دختر پایه پنجم (صفر درصد) بوده است. به‏طور کلی فراوانی نارساخوانی در 5 پایه تحصیلی 10 درصد بوده که از این میزان 66 درصد مربوط به دانش‏آموزان پسر و 34 درصد مربوط به دانش‏آموزان دختر بوده است.
نتیجه‏گیری: نارساخوانی در دانش‏آموزان پسر بیش از دانش‏آموزان دختر است و آزمون سیاهه خواندن ابزار مناسبی برای تشخیص سریع این اختلال است.


فاطمه حارث آبادی، شیدا پولادی، بهروز محمودی بختیاری، محمد کمالی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش‏های زیادی به بررسی ارتباط بین لکنت و عوامل زبان‏شناختی گوناگون پرداخته‌اند. نتایج به‏دست‏آمده می‌توانند جهت شناخت بیشتر ماهیت لکنت و نیز یافتن شیوه‌های مناسب‌تر برای درمان آن به‏کار روند. هدف از این پژوهش، تعیین و مقایسۀ تأثیر طول گفته بر میزان ناروانی گفتار در کودکان لکنتی و غیرلکنتی فارسی زبان است.
روش بررسی: در این مطالعۀ مقطعی دو گروه شامل ده کودک لکنتی و ده کودک غیرلکنتی تک‏زبانه و فارسی‏زبان 6-4 ساله مورد بررسی قرار گرفتند. افراد مورد مطالعه از لحاظ سن و جنس با یکدیگر مشابه بودند. برای بررسی ناروانی، ده دسته جمله در دو گروه ساده و پیچیده در نظر گرفته شد که به‏ترتیب بر طول جملات هر دسته، یک تکواژ افزوده می‌شد. تکلیف تقلید جملات در دو گروه انجام شد و نتایج با استفاده از نرم افزارSPSS  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‏های حاصل از تحقیق حاکی از آن بود که بین ده دسته جمله، میزان ناروانی گفتار در کودکان لکنتی و غیرلکنتی با افزایش طول گفته افزایش معنی‏داری نشان می‏دهد(p=0/001). همچنین در هر یک از دو گروه جملات ساده و پیچیده برحسب طول، در میزان ناروانی گفتار در کودکان لکنتی و غیرلکنتی، افزایش معنی­داری مشاهده شد(p<0/05). مقایسۀ کودکان لکنتی و غیرلکنتی نیز تفاوت معنی‏داری را بین این دو گروه نشان داد(p=0/001).
نتیجه‏گیری: نتایج این پژوهش نشان می‏دهد که افزایش طول گفته منجر به افزایش میزان ناروانی کودکان لکنتی و غیرلکنتی در هر یک از دو گروه جملات ساده و پیچیده می‌شود. کودکان لکنتی نیز با افزایش طول گفته، میزان ناروانی بیشتری نسبت به کودکان غیرلکنتی نشان می‌دهند.


آذر مهری، بهنوش طحان زاده، یونس جهانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: بی‏دستوری، پدیده‏ای عصب‏زبان‏شناختی است که به‏تازگی از زوایای ادراکی و تجربی مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز پژوهش حاضر بر نقایص دستوری در زبان‏پریشی‏های بروکای بی‏دستور افراد فارسی‏زبان است و هدف از آن، بررسی میزان کاربرد صحیح زمان‏های مختلف افعال فارسی در این گروه از بیماران می‏باشد.
روش بررسی: هشت بیمار مبتلا به زبان‏پریشی بی‏دستور، با میانگین سنی 57 سال، در این پژوهش توصیفی‏ـ‏تحلیلی شرکت داشتند. بیماران براساس آزمون زبان‏پریشی فارسی، گزارش تصویربرداری و معیارهای ورود و خروج مطالعه انتخاب شدند. هفت بیمار تک‏زبانۀ فارسی بودند و یک بیمار دوزبانه بود که تسلط کامل بر زبان فارسی داشت. همۀ بیماران ضایعه در نیم‏کرۀ چپ داشتند و حداقل یک سال از زمان شروع ضایعۀ آنها سپری شده بود. آزمون زمان افعال فارسی، در دو بخش تکمیل جملۀ نوشته شده و تصویری، روی بیماران اجرا شد.
یافته‏ها: بین زمان‏های مختلف گذشته، یعنی ساده، نقلی، استمراری و بعید، اختلاف معنی‏داری نبود(p>0/05)، اما مقایسۀ میانگین‏ها نشان داد که گذشتۀ ساده، استمراری، نقلی و بعید، به‏ترتیب دارای کمترین آسیب هستند. بین میانگین پاسخ‏های بیماران به زمان گذشتۀ افعال، در مقایسه با زمان حال، تفاوت معنی‏دار هست. در مورد زمان‏های مختلف افعال نیز از کمترین آسیب به بیشترین، زمان‏های حال، آینده و گذشته می‏باشند(p=0/02).
نتیجه‏گیری: در زبان فارسی نیز، مانند زبان‏های دیگر، زمان افعال در بیماران زبان‏پریش بروکای بی‏دستور دستخوش آسیب می‏شود. آنان در زمان گذشته نسبت به حال و آینده اشکال بیشتری دارند.


فاطمه حسناتی، احمد رضا خاتون آبادی، مهدی عبدالوهاب،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: گفتار به‏عنوان یک پدیدۀ حرکتی مستلزم توانایی در انجام حرکات تکرارشونده و سریع اندام‏های گویایی است و در نتیجه برای تولید آن مهارت‏هایی ظریف و دقیق مورد نیاز است. توانبخشی مهارت‏های حرکتی در تسریع روند درمان اختلالات تولید، به‏ویژه با منشأ واج‏شناختی، مؤثر است. از این‏رو این مطالعه با هدف مقایسۀ مهارت‏های حرکتی کودکان 5 ساله مبتلا به اختلالات تولیدی واج‏شناختی و آواشناختی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه 32 کودک 5 ساله مبتلا به اختلال تولید، شامل 16 مورد با منشأ واج‏شناختی و 16 مورد با منشأ آواشناختی بررسی شدند. ابتدا قسمتی از آزمون زبانی TOLD جهت بررسی مهارت‏های زبانی انجام شد. جهت تشخیص اختلالات واج‏شناختی و آواشناختی از آزمون‏های تولید، وپمن، دیادوکوکینزیس و تولید تصویری استفاده شد. سپس این کودکان به‏وسیله مقیاس رشدی‏ـ‏حرکتی اوزرتسکی ارزیابی شدند.
یافته‏ها: میانگین امتیاز کل مهارت‏های حرکتی کودکان مبتلا به اختلال واج‏شناختی 79/1 با انحراف معیار 57/0 بود که به‏طور معنی‏داری کمتر از میانگین امتیاز کل (29/2 با انحراف معیار 46/0) گروه آواشناختی بود(p=0/006).
نتیجه‏گیری: یافته‏های این مطالعه حاکی از آن است که کودکان مبتلا به اختلال تولیدی دارای مهارت‏های حرکتی ضعیف هستند که احتمالاً با اختلال تولید با منشأ واج‏شناختی ارتباط دارد. این یافته‏ها ضرورت نیاز به توجه و تمرین بیشتر بر روی مهارت‏های حرکتی در کودکان مبتلا به اختلالات تولیدی را نشان می‏دهند.


فریبا یادگاری، طاهره سیما شیرازی، نیره مهدیپور شهریور،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: برای ردیابی اختلالات رشد درک شنیداری‏ـ‏کلامی، شناخت هنجارهای رشد درک کلامی ضروری است. بنابراین در تحقیق حاضر رشد درک شنیداری واژگان در کودکان فارسی زبان تهران بررسی شد.
روش بررسی: در این تحقیق مقطعی توصیفی‏ـ‏تحلیلی، ابتدا درک کلامی 4 کودک بهنجار 2 تا 5 ساله مشاهده شد و مجموعه‏ای از واژگان درک شده به‏دست آمد که به اسم، فعل و صفت طبقه‏بندی شد. سپس آزمایه درک شنیداری‏ـ‏کلامی در دو بخش مصداق‏ًهای عینی و مقولۀ معنایی واژه‏ها تهیه گردید. آزمایه روی 30 نفر از کودکان بهنجار 2 تا 5 سال در مهدکودک‏هایی از مناطق جنوب، شمال و مرکز تهران، که به‏ًصورت تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. میانگین پاسخ‏های صحیح آزمودنی‏ها محاسبه و تحلیل آماری گردید.
یافته‏ها: بین رشد درک شنیداری‏ـ‏کلامی و افزایش سن، همبستگی مثبت و بالایی وجود داشت(p=0/001، 804/0r=). درک مصداق‏های عینی و مقوله معنایی کودکان 3-2 ساله نسبت به دو گروه 4-3 و 5-4 ساله پایین‏تر بود که این تفاوت، معنی‏دار محسوب می‏شد(p<0/05). مقایسۀ مقوله‏های اسم، صفت و فعل در گروه‏های سنی تفاوت معنی‏دار نشان نداد(p>0/05)، اما بین درک مصداق‏های عینی و مقولۀ معنایی کلمات در تمام گروه‏ها تفاوت معنی‏دار دیده شد(p<0/05).
نتیجه‏گیری: در گروه‏های مختلف سنی کودکان طبیعی 2 تا 5 سال، تفاوت آشکاری بین رشد درک اسامی، صفات و افعال دیده نمی‏شود. رشد درک مقوله‏های معنایی کندتر از رشد درک مصداق‏های عینی کلمات است.


سید احمدرضا اخوت، مهین هاشمی پور، علیرضا مجلسی، مهدی سالک، معصومه رئوفی، سید حنیف اخوت،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم ترنر شایع‏ترین اختلال کروموزومی در زنان است که تقریباً در 3 درصد از کل بارداری‏ها رخ می‏دهد. اختلال شنوایی مشکل شایعی در بیماران مبتلا به سندرم ترنر است که علت آن، اختلال عملکرد شیپور استاش به‏علت کوتاهی و وضعیت افقی‏تر آن، اختلال عملکرد کام و بد شکلی حلزون می‏باشد. این مطالعه با هدف بررسی جنبه‏های اتولوژیک و شنوایی گروهی از بیماران مبتلا به سندرم ترنر انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 40 بیمار مبتلا به سندرم ترنر با سن 10 تا 20 سال (میانگین 84/15 با انحراف معیار 67/2) از نظر مشکلات اتولوژیک مورد مطالعه قرار گرفتند و برای تمامی آنان شنوایی سنجی با تن خالص انجام شد.
یافته‏ها: چهل درصد بیماران سابقه بیماری گوش میانی را عنوان کردند. تحلیل داده‏های شنوایی سنجی آنها نشان‏دهنده شنوایی هنجار در 5/47 درصد، کم‏شنوایی حسی‏عصبی در 5/32 درصد، کم‏شنوایی انتقالی در 5/17 درصد و کم‏شنوایی آمیخته در 5/2 درصد بیماران می‏باشد.
نتیجه‏گیری: پی‏گیری دقیق کودکان مبتلا به سندرم ترنر در اوایل کودکی جهت تشخیص بیماری‏های گوش میانی و پیشگیری از عوارض آنها ضروری است. همچنین، ‌بررسی‏های دوره‏ای طولانی مدت حتی پس از بهبود مشکلات گوش میانی جهت تشخیص کم‏شنوایی حسی‏ًعصبی لازم می‏باشد.


مریم دلفی، سید علی اکبر طاهایی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: تحریک دگرسویی با استفاده از نویز، تأثیری مهارکننده بر عملکرد سلول‏های مویی خارجی دارد. از طرفی پوشش گوش مقابل می‏تواند منجر به افزایش قابلیت حد افتراق شدت گردد، اما سازوکار آن به‏درستی مشخص نیست. هدف از این مطالعه بررسی چگونگی تأثیر تحریک دگرسویی بر حد افتراق شدت و ارتباط آن با عملکرد سامانه وابران می‏باشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی‏ـ‏تحلیلی بود. افراد شرکت‏کننده تعداد 20 نفر با شنوایی هنجار بودند. در این بررسی علاوه بر آزمون‏های مهار گسیل صوتی، تأثیر پوشش دگرسویی بر حد افتراق شدت در فرکانس‏های 500، 1000، 2000 و 4000 با استفاده از نویز سفید و نویز باریک باند در دو سطح 20 و 70 دسی‏بلSL مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‏ها: میانگین امتیازات تفاوت سطح شدت در دو حالت پوششی و غیر پوششی متفاوت بود و این تفاوت با افزایش فرکانس چشم‏گیر­تر شد. میانگین امتیازات برای حالت پوشش با نویز سفید بیش از پوشش با نویز باریک باند بود. میانگین پاسخ کلی گسیل‏های صوتی برانگیخته گذرا با پوشش دگرسویی کاهش نشان داد(p<0/05).
نتیجه‏گیری: این مطالعه نظریۀ نقش سامانه وابران در حد افتراق شدت را تأیید می‏کند.


رحیمه روح پرور، محمود بی‌جن‌خان، سعید حسن‌زاده، شهره جلایی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: شنوایی نقش مهمی در تولید گفتار و ایجاد تمایز واجی و به‏ویژه تمایز واکداری‏ـ‏بیواکی دارد. متغیر زمان شروع واک مهم­ترین سرنخ آکوستیکی است که در ایجاد تمایز واکداری‏ـ‏بیواکی در همخوان‏های انفجاری نقش دارد. هدف پژوهش حاضر اندازه‏گیری زمان شروع واک در کودکان کاشت حلزون شده فارسی‏زبان و مقایسه آن با کودکان شنوای هم‏زبان است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 20 کودک ناشنوای پیش‏زبانی که 5/4 سال از کاشت حلزون آنها می‏گذشت و 20 کودک با سنین مشابه با شنوایی هنجار مورد بررسی قرار گرفتند. مقدار زمان شروع واک در تولید همخوان‏های انفجاری دهانی در دو گروه ارزیابی و مقایسه شد به‏علاوه تأثیر وضعیت شنوایی، واکداری و جنسیت بر متغیر زمان شروع واک سنجیده شد.
یافته‌ها: در یافته‏های این پژوهش مشخص شد که میانگین زمان شروع واک در تمامی دخترهای کاشت حلزون شده و شنوا، بیشتر از پسرهای دو گروه است و این اختلاف در همخوان‏های بیواک به‏طور معنی‏داری بیشتر از همخوان‏های واکدار است(p<0/001). در هر دو گروه از کودکان، همخوان‏های بیواک در زمرۀ آواهای دارای پس‌اُفت بزرگ قرار داشتند و انفجاری‏های واکدار دارای پس‌اُفت کم بودند.
نتیجه‏گیری: در هر دو گروه از کودکان، واکداری بر زمان شروع واک تأثیر معنی‏دار داشت. در رابطه با وضعیت شنوایی، زمان شروع واک در انفجاری‏های بیواک بین دو گروه تفاوت معنی‏دار ایجاد نمی‏کرد، اما در انفجاری‏های واکدار این تفاوت و در نتیجه تمایز واکداری، معنی‏دار بود. در انفجاری‏های بیواک نیز در هر دو گروه، زمان شروع واک در دخترها به‏طور معنی‏داری بیشتر از پسرها بود؛ در حالی که در انفجاری‏های واکدار، زمان شروع واک دخترها و پسرها اختلاف معنی‏داری نداشت.


افسانه یعقوبی، علی قربانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: حس شنوایی مهم‏ترین پایه و اساس برای اکتساب طبیعی زبان است و کم‏شنوایی یکی از عواملی است که باعث اختلال در فراگیری مهارت‏های زبانی می‏شود. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین توانایی جمله‏نویسی و درک جملات در دانش‏آموزان مبتلا به افت شنوایی و شنوا می‏باشد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 30 دانش‏آموز با افت شنوایی 90-70 دسی‏بل و 30 دانش‏آموز با شنوایی هنجار، که همگی در پایه سوم دبستان تحصیل می‏کردند، مورد مطالعه قرار گرفتند. جمله‏نویسی آزمودنی‏ها از طریق توصیف تصاویر به‏صورت نوشتاری و درک جملات، از طریق خواندن متن و پاسخ به سؤالات مربوطه ارزیابی شد.
یافته‏ها: با استفاده از آزمون‏های آماری مشخص شد که ارتباط معنی‏داری بین جمله‏نویسی و درک جملات نوشته شده در دانش‏آموزان کم‏شنوا وجود دارد(p=0/001)، (8/0r=). همچنین ارتباط معنی‏داری بین این متغیرها در دانش‏آموزان شنوا وجود دارد(p=0/001)، (7/0r=).
نتیجه‏گیری: ناتوانی کودکان مبتلا به افت شنوایی در برقراری ارتباط کلامی، منحصر به اختلال در تولید و صوت نیست، بلکه مشکل اساسی آنها ناتوانی در کشف و به‏کارگیری قواعد زبانی برای انتقال اندیشۀ خود در ساختارهای زبانی مناسب و اشکال در درک معانی جمله است.


علی اصغر کاکوجویباری، محمدرضا سرمدی، اعظم شریفی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: گوش کردن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن مهارت‏هایی زبانی هستند که بین آنها ارتباط کامل وجود دارد. گوش دادن اولین مهارت زبانی است که فرد در جریان رشد خود فرا می‏گیرد. اگر این مهارت تحت تأثیر آسیب شنوایی قرار گیرد، لطمات اساسی بر مهارت‏های زبانی وارد خواهد آمد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر افت شنوایی بر سواد خواندن دانش‏آموزان آسیب‏دیدۀ شنوایی در مقایسه با دانش‏آموزان با شنوایی هنجار در مدارس عادی بود.
روش بررسی: پژوهش مقطعی حاضر با استفاده از ابزار آزمون دفترچه‏های استاندارد شدۀ بین‏المللی PIRLS 2001 انجام گرفت. 119 دانش‏آموز در پایه‏های چهارم ابتدایی، سوم راهنمایی و سوم دبیرستان مبتلا به کم‏شنوایی متوسط و شدید از مدارس استثنایی، و همچنین 46 دانش‏آموز با شنوایی هنجار از پایۀ چهارم ابتدایی مدارس عادی در این پژوهش بررسی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از t مستقل استفاده شد.
یافته‏ها: در سطح سواد خواندن و در عملکرد درک متون ادبی، بین کلیۀ دانش‏آموزان آسیب‏دیدۀ شنوایی در مقایسه با دانش‏آموزان شنوایی هنجار تفاوت معنی‏دار دیده شد(p<0/05) و در درک متون اطلاعاتی، به‏جز دانش‏آموزان پایۀ سوم دبیرستان دچار کم‏شنوایی متوسط، سایر دانش‏آموزان تفاوت معنی‏داری در مقایسه با دانش‏آموزان عادی نشان دادند(p=0/03).
نتیجه‏گیری: افت شنوایی بر سطح سواد خواندن تأثیر منفی می‏گذارد. لازم است ارتقاءبخشی سطح سواد خواندن و تقویت باقی‏ماندۀ شنوایی، در طراحی و برنامه‏ریزی‏های آموزشی در مدارس استثنایی برای دانش‏آموزان آسیب‏دیدۀ شنوایی، بیشتر مورد توجه قرار گیرد.


فرنوش جاراللهی، یحیی مدرسی، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: تعیین مهارت‏های شنوایی کودکان کم‏شنوا توسط آزمونی معتبر قبل از شروع تربیت شنوایی حائز اهمیت است. هر چند آزمون‏های متنوع غیرفارسی و نیز آزمون‏های محدود فارسی برای سنین 5 سال به بالا موجود است، اما آزمون معتبری برای تعیین مهارت‏های شنوایی کودکان کم‏شنوای کمتر از 5 سال در تربیت شنوایی موجود نیست. بر این اساس، هدف از این پژوهش ساخت آزمونی به‏عنوان ابزار اندازه‏گیری این مهارت‏های کودکان کم‏شنوای 4-3 ساله بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع ساخت آزمون است که در آن آزمونی برای تعیین مهارت‏های شنوایی کودکان کم‏شنوای 4-3 ساله ساخته شد و آزمون توانا نام گرفت. چارچوب کلی آن را چهار زیرآزمون آگاهی از وجود صدا، تمایزگذاری، شناسایی اصوات و درک جمله تشکیل می‏دهد که برای ساخت آن از مجموعه واژگان کودکان 4-3 ساله شنوا و کم‏شنوا استفاده شد. اعتبار محتوایی آن توسط هفت صاحب‏نظر از طریق پرسش‏نامه به‏دست آمد. زیرآزمون‏های اول تا چهارم آزمون توانا به‏ترتیب حاوی 10، 10، 8 و 6 یعنی جمعاًً 34 ماده آزمون می‏باشد.
یافته‏ها: اعتبار محتوایی زیرآزمون‏های آزمون توانا به‏ترتیب 100 درصد، 83 درصد، 96 درصد و 95 درصد و کل آزمون 94 درصد به‏دست آمد. میانگین زمان اجرای آزمون 82 دقیقه بود.
نتیجه‏گیری: اعتبار محتوایی آزمون توانا با 94 درصد، در مقایسه با آزمون مدرس (97%) و آزمون مظاهریزدی (88%)، از نظر آماری قابل اعتماد است.


نسیم منوچهری، منصوره عادل قهرمان، سعید فراهانی، شهره جلایی، ابراهیم جعفرزاده پور،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: فرکانس تحریک بر دامنه و زمان نهفتگی موج P300 افراد هنجار بینا مؤثر می‏باشد. با توجه به اینکه در نابینایان قشر بینایی به حواس دیگر اختصاص می‏یابد و پتانسیل P300 یک پتانسیل قشری است، این مطالعه با هدف بررسی موج P300 با تحریک شنوایی فرکانس پایین و  بالا در نابینایان زودهنگام انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، 15 نابینای مطلق زودهنگام (8 مرد و 7 زن) با میانگین سنی 27/4±13/25 سال مورد بررسی قرار گرفتند. در تحریک فرکانس بالا از 1000 هرتز به عنوان تن استاندارد و از 2000 هرتز به عنوان تن هدف و در تحریک فرکانس پایین، برای تن استاندارد از 250 هرتز و برای تن هدف از 500 هرتز استفاده گردید. تحریک‏ها با  شدت 70 دسی‏بل HL به‏صورت دوگوشی ارائه شدند. در حالی که فرد به تحریک هدف توجه می‏کرد، دامنه و زمان نهفتگی پاسخ P300  ثبت می‏گردید.
یافته‏ها: میانگین دامنه با ارائه فرکانس پایین در نابینایان زودهنگام 17/8±59/17 و با فرکانس بالا 53/5±13/14 میکروولت به‏دست آمد. میانگین زمان نهفتگی با فرکانس پایین 71/21±38/317 و با فرکانس بالا 33/31±60/295 میلی‏ثانیه بود. اختلاف میانگین‏ها برای دامنه(p=0/008‌) و برای زمان نهفتگی(p=0/001) معنی‏دار بود.
نتیجه‏گیری: تغییر فرکانس از پایین به بالا سبب کاهش دامنه و کوتاه‏تر شدن زمان نهفتگی موج P300 می‏شود. بنابراین به نظر می‏رسد که فرکانس تحریک بر پاسخ P300 در افراد نابینای زودهنگام مؤثر است.


سیده مریم خدامی، اعظم گنجه‏فرد، یونس جهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: ناآشنائی با سازوکار آواسازی صدمات جبران­ناپذیری به حنجره وارد می­کند. بد و نادرست استفاده کردن از صدا شایع­ترین علت اختلالات صوت است، از این­رو گاهی درمان جهت حذف یا اصلاح این رفتارها ارائه می­شود. هدف این مطالعه بررسی شاخص­های ادراکی صوت قبل و بعد از برنامه بهداشت صوتی در مبتلایان به اختلال صوت  است.
روش بررسی: این مطالعه طولی­ـ­مداخله­ای طی 6 هفته روی 8 بزرگسال مبتلا به اختلال صوت انجام  شد. ابتدا ارزیابی ادراکی با نیمرخ جامع ارزیابی شنیداری­ـ­ادراکی صوت انجام شد. سپس برنامه بهداشت صوتی ارائه و جلسات پی­گیری در هفته­های دوم و چهارم برگزار شد. در جلسه آخر، ارزیابی ادراکی انجام و از شرکت­کنندگان نظرخواهی شد. نتایج ارزیابی ادراکی قبل و بعد از درمان مقایسه گردید.
یافته­ها: میانگین امتیاز شاخص­های ادراکی بعد از برنامه بهداشت صوتی کاهش یافت که به معنای بهبود صوت است. اختلاف میانگین امتیاز شاخص­های ادراکی صوت، به استثنای تلاش و تقلا قبل و بعد از درمان، معنی­دار بود(p≤0/0001). مقایسه امتیازها نشان داد که بلندی بیشترین و هماهنگی گفتار و تنفس کمترین تغییرات را داشته است. کلیه شرکت­کنندگان کارایی  درمان را تأیید کردند.
نتیجه­گیری: برنامه بهداشت صوتی کلیه شاخص­های ادراکی صوت را بهبود می­بخشد، اما تأثیر آن بر شاخص­های مختلف یکسان نیست. ارزیابی­های بیمارمحور این یافته را تأیید می­کند. بدین­ترتیب برنامه بهداشت صوتی لازمه یک برنامه درمانی کامل است، اما به­تنهایی همه مشکلات صوتی را برطرف نمی­کند.


عباس دهستانی اردکانی، فرهاد ترابی­نژاد، زهرا آقارسولی، فرزاد ایزدی، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: لارنژیت ناشی از برگشت اسید معده در بیماران صوت، بسیار شایع است. امروزه برای درمان این اختلال از دارودرمانی استفاده می­کنند که کارایی لازم را ندارد. هدف از  این پژوهش، بررسی ویژگی­های صوتی­ـ­حنجره­ای بیماران مبتلا به لارنژیت نابام قبل و بعد از درمان به روش صوت­درمانی یا دارودرمانی و بررسی کارایی هریک از این روش­ها است.
روش بررسی: شانزده بیمار مبتلا به لارنژیت ناشی از برگشت اسید معده در این پژوهش گذشته­نگر و غیرمداخله­ای بررسی شدند. برای پنج مورد صوت­درمانی کامل، برای دو نفر صوت­درمانی ناقص و برای نه نفر دارودرمانی انجام شد. وضعیت ادراکی صوت بیماران توسط آسیب­شناس گفتار و زبان و شدت اختلال براساس ویژگی­های صوتی و حنجره­ای در قبل و بعد از دزمان محاسبه شد.
یافته­ها: شدت اختلال 80 درصد از بیماران و وضعیت ادراکی صوت 100 درصد از آنها در صوت­درمانی کامل در وضعیت طبیعی قرار گرفت. شدت اختلال 44 درصد از بیماران و وضعیت ادراکی صوت 66 درصد از آنها در دارودرمانی در وضعیت طبیعی قرار گرفت. کاهش شدت اختلال بعد از درمان در صوت­درمانی کامل(p=0/039) و دارودرمانی(p=0/017) از لحاظ آماری معنی­دار بود.
نتیجه­گیری: اغلب ویژگی­های صوتی و حنجره­ای بعد از درمان در بیماران در وضعیت هنجار قرار گرفت. براساس داده­های آماری، صوت­درمانی کامل نیز مانند دارودرمانی در بهبود ویژگی­های صوتی و حنجره­ای بیماران کارایی دارد.


سعید طالبیان، آزاده شادمهر، محمد اکبری، سیده مریم خدامی، سحر موسوی قمی، مرضیه نجفی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: عضلات شرکت­کننده در تولید صدا از مهم­ترین اعضای دست­اندرکار در تکلم هستند. ثبت الکترومیوگرافی فعالیت‌های عضلات با استفاده از الکترودهای سوزنی مشکل است و نیاز به آرامش بیمار و مهارت فرد معاینه­کننده دارد. هدف از این تحقیق رسیدن به راهی جدید برای ارزیابی فعالیت عضلات با استفاده از الکترودهای سطحی است.
روش بررسی: در این پژوهش 34 زن و 34 مرد هنجار شرکت کردند. افراد به­صورت نشسته روی صندلی قرار می­گرفتند. الکترودهای ثبات بر روی عضلات ناحیۀ قدام گلو، شامل تیروییدی هرمی و انگشتری تیروییدی، در دو سمت چپ و راست قرار داده می­شدند. تولید همخوان­های سایشی واکدار /z/ و /ž/ و بی­واک /s/ و /š/ به­مدت 10 ثانیه و استراحت بینابینی 10 ثانیه­ای به تعداد 5 تکرار انجام می­گرفت. اطلاعات به­دست آمده در حوزۀ زمان و فرکانس مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته­ها: در ثبت الکترومیوگرافی عضلات مسئول تولید همخوان­های سایشی واکدار، میزان فعالیت و میانه طیف فرکانس به­طور معنی­داری در مردان بیشتر از زنان بود(p<0/05)، ولی این مقادیر در هر دو گروه، در همخوان­های سایشی واکدار بیشتر از حالت استراحت بود(p<0/001).
نتیجه­گیری: ثبت سطحی از عضلات تیروییدی هرمی و انگشتری تیروییدی در زنان بسیار سخت­تر از مردان است. این امر می­تواند به­دلیل تفاوت­های آناتومیکی نظیر اندازۀ طول و عرض گردن در زنان باشد.
واژگان کلیدی: الکترومیوگرافی سطحی، عضلۀ تیروییدی هرمی، عضلۀ انگشتری تیروییدی


علی قربانی، آرزو صفاریان، فرهاد ترابی­نژاد، یونس امیری شوکی، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: صوت انسان در طول زندگی دستخوش تغییراتی می­شود که در مردان و زنان متفاوت است. برخی از پژوهش­ها علاوه بر بررسی تغییرات ناشی از سن و جنس، به بررسی تغییرات صوت در زبان­ها و نژادهای مختلف نیز پرداخته­اند. این پژوهش با هدف آگاهی از تغییرات بسامد پایۀ صوت در افراد 9 تا 50 سالۀ فارسی­زبان اجرا شده است تا تفاوت احتمالی آن با سایر پژوهش­ها مشخص شود.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی صدای 320 نفر در محیط ساکت عادی جمع­آوری شد. میانگین بسامد پایه در واکه­ها و شمارش اعداد با استفاده از برنامۀ تجزیه و تحلیل هم­زمان نرم­افزار دکتر اسپیچ محاسبه شد. داده­ها با آنالیز واریانس دوطرفه تحلیل شدند و نیمرخ تغییرات رسم شد.
یافته­ها: نیمرخ تغییرات بسامد پایه در زنان و مردان متفاوت بود. میانگین بسامد تا 13 سالگی در هر دو جنس تقریباً برابر بود و صدای نمونه­ها زیر بود (میانگین بیش از 200 هرتز). پس از 13 سالگی افت مشخص بسامد پایه در مردان، به­ویژه در واکه­ها، دیده شد که از لحاظ آماری معنی­دار بود(p<0/001). نیمرخ تغییرات بسامد پایه در واکه­ها و شمارش اعداد یکسان بود. در هر دو جنس بین 20 تا 40 سالگی بسامد پایه ثبات نسبی داشت.
نتیجه­گیری: تفاوت تغییرات بسامد پایه در زنان و مردان ناشی از تفاوت در ابعاد حنجره و سایر تفاوت­های جسمی شناخته شده است. تغییر چشمگیر بسامد پایه بین دو جنس پس از 13 سالگی متأثر از بلوغ در مردان است. ثبات نسبی بسامد پایه در 20 تا 40 سالگی احتمالاً نشانۀ شرایط نسبتاً با ثبات بدن در این دوره است.


سیده زهره ضیاءتبار احمدی، زهره آرانی کاشانی، بهروز محمودی بختیاری، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی از قافیه معیار مهمی برای مهارت‌های پردازش گفتار، خواندن و نوشتن است. با توجه به این­که در ایران آزمون مناسبی برای ارزیابی مهارت شنیداری در کودکان 5 تا 6 سال وجود ندارد، هدف اصلی این پژوهش ساخت و ارزشیابی تکالیف آگاهی از قافیه در کودکان 5 تا 6 ساله بود.
روش بررسی: یکصد کودک بهنجار 5 تا 6 ساله مهدکودک‌های شهر تهران مشتمل بر 50 دختر و 50 پسر به­طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار بررسی شامل تکالیف آگاهی از قافیه، یعنی شناسایی قافیه و بیان کلمۀ هم‌قافیه بود. بررسی روایی و پایایی با روش شاخص روایی محتوایی، تکرارپذیری نسبی و مطلق انجام شد. ضریب همبستگی تکالیف با روش همبستگی پیرسون و مقایسۀ میانگین نمرات کودکان در هر دو بخش با روش سطوح سادگی مشخص شد. مقایسۀ میانگین نمرۀ دختران و پسران با روش t مستقل انجام گرفت.
یافته‌ها: تکالیف طراحی شده برای گروه سنی 5 تا 6 سال مناسب بود و دو بخش، روایی و پایایی مطلوبی داشتند. توانایی کودکان در بخش بیان کلمۀ هم‌قافیه بیشتر از بخش شناسایی قافیه بود. ضریب همبستگی یا ارتباط هریک از بخش‌ها با کل مهارت آگاهی از قافیه معنی­دار بود(p<0/05). مهارت کودکان دختر و پسر در کل تکالیف تفاوت معنی­داری با یکدیگر نداشت(p>0/05).
نتیجه‌گیری: تکالیف طراحی شده برای ارزیابی مهارت آگاهی از قافیه مناسب می‌باشند و دارای روایی محتوایی و پایایی مطلوبی هستند و رابطۀ معنی­داری با کل مهارت آگاهی از قافیه دارند و بر یکدیگر تأثیر می­گذارند. مهارت­های دو گروه دختر و پسر در این تکالیف مشابه می‏باشد.


گیتا مولّلی، غلامعلی افروز، سعید حسن­زاده، بهرام ملکوتی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: گفتار نشانه­ای نوعی روش ارتباطی برای افراد کم­شنوا است که دسترسی به گفتار طبیعی را  برای این افراد با استفادۀ حداکثری از لب­خوانی امکان­پذیر می­کند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر استفاده از گفتار نشانه­ای فارسی بر امتیاز تمایز گفتار کودکان کم­شنوا است.
روش بررسی: در این بررسی شانزده کودک 9 تا 12 سالۀ مبتلا به کم­شنوایی عمیق در دو گروه 8 نفره مورد و شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. گروه مورد در یک دورۀ 5 ماهه و هر روز به­مدت 60-45 دقیقه تحت آموزش فشردۀ گفتارِ نشانه­ای قرار گرفتند. آزمون امتیاز تمایز گفتار در پیش­آزمون، پس­آزمون و آزمون پیگیری برای گروه­های شاهد و مورد استفاده شد. بین پس­آزمون و پیگیری فاصلۀ زمانی 2 تا 3 هفته­ای وجود داشت. به­منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از طرح اندازه­گیری­های مکرر استفاده شد.
یافته­ها: تفاوت معنی­داری بین پیش­آزمون (بدون گفتار نشانه­ای)، پس­آزمون و پیگیری (با گفتار نشانه­ای) گروه مورد مشاهده شد(p=0/001). گروه مورد تقریباً امتیاز کامل کسب کردند اما تفاوت معنی­داری بین امتیازهای تمایز گفتار در گروه شاهد دیده نشد(p>0/05).
نتیجه­گیری: پژوهش حاضر نشان می­دهد گفتارِ نشانه­ایِ فارسی ابزاری اثربخش در بهبود امتیاز تمایز گفتار در میان کودکان کم­شنوا است.


قاسم محمدخانی، محمدحسین نیلفروش خشک، علی زاده محمدی، سقراط فقیه زاده، مهسا سپهرنژاد،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: پردازش زمانی، که شامل وضوح، ترتیب، تجمع و پوشش زمانی می­باشد مؤلفۀ اصلی توانایی­های پردازش شنیداری است. نتیجۀ تحقیقات در مورد پردازش زمانی در افراد موسیقی­دان و غیرموسیقی­دان برتری موسیقی­دانان را نسبت به دیگر افراد در مبحث تمایز زمانی نشان می­دهد. در این مطالعه پردازش زمانی در افراد موسیقی­دان و غیر­موسیقی­دان با شنوایی هنجار با آزمون فاصله در نویز مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعۀ هم­گروهی هم­زمان غیرمداخله­ای روی 24 فرد موسیقی­دان با میانگین سنی 3/25 سال و 24 فرد غیرموسیقی­دان با میانگین سنی 5/24 سال دارای شنوایی هنجار با شرایط سنی و جنسی مشابه در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. پس از انجام آزمون فاصله در نویز، آستانۀ تقریبی و درصد پاسخ­های صحیح افراد استخراج شد و با آزمون ناپارامتری من­ویتنی­یو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته­ها: بین درصد پاسخ­های صحیح و آستانۀ تقریبی دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنی­داری مشاهده شد(p<0/001)، در حالی که بین درصد پاسخ­های صحیح و آستانۀ تقریبی دو جنس در هر دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنی­داری به­دست نیامد(p>0/05).
نتیجه­گیری: کمتر بودن مقدار آستانۀ تقریبی و بیشتر بودن میزان درصد پاسخ­های صحیح افراد موسیقی­دان نسبت به افراد غیرموسیقی­دان نشان­دهندۀ پردازش زمانی شنوایی سریع­تر در این افراد بود که می­تواند ناشی از تربیت موسیقایی سیستم شنوایی مرکزی آنها باشد.



صفحه 8 از 17     

شنوایی شناسی - دانشگاه علوم پزشکی تهران Bimonthly Audiology - Tehran University of Medical Sciences
Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0

This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 Unported License which allows users to read, copy, distribute and make derivative works for non-commercial purposes from the material, as long as the author of the original work is cited properly.

Persian site map - English site map - Created in 0.1 seconds with 49 queries by YEKTAWEB 4741