328 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
فهیمه حاجی ابوالحسن، افشین امیری،
دوره 18، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در شنوایی شناسی بالینی ارزیابی هر گوش بهطور جداگانه مستلزم اطلاع نسبت به کاهش بینگوشی است بنابراین هدف کلی از این پژوهش بررسی کاهش بینگوشی در مورد محرک گفتاری فارسی در افراد طبیعی 25ـ18 ساله میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر با استفاده از یک بررسی مقطعیـتحلیلی در 50 فرد هنجار 25ـ18 ساله با شنوایی طبیعی که شامل 25 زن و 25 مرد بود در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. در این بررسی آستانه دریافت گفتار با و بدون ارائه نویز با استفاده از روش نزولی ارزیابی میگردید سپس میزان کاهش بینگوشی برای کلمات اسپوندایک فارسی با استفاده از گوشی رو گوشی TDH-39 محاسبه میگردید.
یافتهها: در این پژوهش میانگین کاهش بینگوشی گفتاری 25/3±06/53 دسیًبل بهدست آمد. بین میانگین کاهش بینگوشی گفتاری در زنان (dB40/3±24/52) و مردان (93/2±88/53) اختلاف معنیداری مشاهده نشد(p>0/05).کمترین مقدار کاهش بینگوشی گفتاری در زنان و برابر 45 دسیبل بهدست آمد و بیشترین مقدار کاهش بینگوشی گفتاری در مردان و برابر 60 دسیبل بود. در ضمن مشخص گردید زبان مادری نیز روی میزان کاهش بینگوشی گفتاری تأثیر ندارد.
نتیجهگیری: در ارزیابیهای گفتاری فارسی کمترین میزان کاهش بینگوشی گفتاری را میتوان 45 دسیبل در نظر گرفت ولی برای تعمیم نتایج نیاز به بررسی در تعداد نمونههای بیشتر میباشد.
لیلا صداقتی، رقیه فروغی، بیژن شفیعی، محمد رضا مراثی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: خواندن یکی از اساسی ترین مهارتهای مورد نیاز در عصر حاضر است. بدیهی است که بروز اختلال در آن میتواند مشکلات زیادی را برای فرد مبتلا ایجاد کند؛ از اینرو ارزیابی و تشخیص زودهنگام این اختلال نقش بزرگی را در درمان آن بازی میکند. این پژوهش با هدف تعیین میزان شیوع نارساخوانی در دانشآموزان پایههای اول تا پنجم دبستان و معرفی آزمون سیاهه خواندن برای تشخیص اختلال در دانشآموزان مقطع ابتدایی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 200 نفر دانشآموز دختر و پسر در 5 پایه تحصیلی از دبستانهای شهرستان اصفهان در سال تحصیلی 86-1385 به روش نمونهگیری تصادفیـچندمرحلهای انتخاب شده و با استفاده از آزمون سیاهه خواندن مورد بررسی قرار گرفتند. بهمنظور توصیف اطلاعات بهدست آمده، از شاخصهای مرکزی و پراکندگی از نرم افزار SPSS نسخۀ 13 استفاده شد.
یافتهها: این بررسی نشان داد که بیشترین میزان شیوع نارساخوانی در دانشآموزان پسر پایه اول (25%) و کمترین میزان شیوع در دانشآموزان دختر پایه پنجم (صفر درصد) بوده است. بهطور کلی فراوانی نارساخوانی در 5 پایه تحصیلی 10 درصد بوده که از این میزان 66 درصد مربوط به دانشآموزان پسر و 34 درصد مربوط به دانشآموزان دختر بوده است.
نتیجهگیری: نارساخوانی در دانشآموزان پسر بیش از دانشآموزان دختر است و آزمون سیاهه خواندن ابزار مناسبی برای تشخیص سریع این اختلال است.
فاطمه حارث آبادی، شیدا پولادی، بهروز محمودی بختیاری، محمد کمالی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشهای زیادی به بررسی ارتباط بین لکنت و عوامل زبانشناختی گوناگون پرداختهاند. نتایج بهدستآمده میتوانند جهت شناخت بیشتر ماهیت لکنت و نیز یافتن شیوههای مناسبتر برای درمان آن بهکار روند. هدف از این پژوهش، تعیین و مقایسۀ تأثیر طول گفته بر میزان ناروانی گفتار در کودکان لکنتی و غیرلکنتی فارسی زبان است.
روش بررسی: در این مطالعۀ مقطعی دو گروه شامل ده کودک لکنتی و ده کودک غیرلکنتی تکزبانه و فارسیزبان 6-4 ساله مورد بررسی قرار گرفتند. افراد مورد مطالعه از لحاظ سن و جنس با یکدیگر مشابه بودند. برای بررسی ناروانی، ده دسته جمله در دو گروه ساده و پیچیده در نظر گرفته شد که بهترتیب بر طول جملات هر دسته، یک تکواژ افزوده میشد. تکلیف تقلید جملات در دو گروه انجام شد و نتایج با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای حاصل از تحقیق حاکی از آن بود که بین ده دسته جمله، میزان ناروانی گفتار در کودکان لکنتی و غیرلکنتی با افزایش طول گفته افزایش معنیداری نشان میدهد(p=0/001). همچنین در هر یک از دو گروه جملات ساده و پیچیده برحسب طول، در میزان ناروانی گفتار در کودکان لکنتی و غیرلکنتی، افزایش معنیداری مشاهده شد(p<0/05). مقایسۀ کودکان لکنتی و غیرلکنتی نیز تفاوت معنیداری را بین این دو گروه نشان داد(p=0/001).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که افزایش طول گفته منجر به افزایش میزان ناروانی کودکان لکنتی و غیرلکنتی در هر یک از دو گروه جملات ساده و پیچیده میشود. کودکان لکنتی نیز با افزایش طول گفته، میزان ناروانی بیشتری نسبت به کودکان غیرلکنتی نشان میدهند.
آذر مهری، بهنوش طحان زاده، یونس جهانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: بیدستوری، پدیدهای عصبزبانشناختی است که بهتازگی از زوایای ادراکی و تجربی مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز پژوهش حاضر بر نقایص دستوری در زبانپریشیهای بروکای بیدستور افراد فارسیزبان است و هدف از آن، بررسی میزان کاربرد صحیح زمانهای مختلف افعال فارسی در این گروه از بیماران میباشد.
روش بررسی: هشت بیمار مبتلا به زبانپریشی بیدستور، با میانگین سنی 57 سال، در این پژوهش توصیفیـتحلیلی شرکت داشتند. بیماران براساس آزمون زبانپریشی فارسی، گزارش تصویربرداری و معیارهای ورود و خروج مطالعه انتخاب شدند. هفت بیمار تکزبانۀ فارسی بودند و یک بیمار دوزبانه بود که تسلط کامل بر زبان فارسی داشت. همۀ بیماران ضایعه در نیمکرۀ چپ داشتند و حداقل یک سال از زمان شروع ضایعۀ آنها سپری شده بود. آزمون زمان افعال فارسی، در دو بخش تکمیل جملۀ نوشته شده و تصویری، روی بیماران اجرا شد.
یافتهها: بین زمانهای مختلف گذشته، یعنی ساده، نقلی، استمراری و بعید، اختلاف معنیداری نبود(p>0/05)، اما مقایسۀ میانگینها نشان داد که گذشتۀ ساده، استمراری، نقلی و بعید، بهترتیب دارای کمترین آسیب هستند. بین میانگین پاسخهای بیماران به زمان گذشتۀ افعال، در مقایسه با زمان حال، تفاوت معنیدار هست. در مورد زمانهای مختلف افعال نیز از کمترین آسیب به بیشترین، زمانهای حال، آینده و گذشته میباشند(p=0/02).
نتیجهگیری: در زبان فارسی نیز، مانند زبانهای دیگر، زمان افعال در بیماران زبانپریش بروکای بیدستور دستخوش آسیب میشود. آنان در زمان گذشته نسبت به حال و آینده اشکال بیشتری دارند.
فاطمه حسناتی، احمد رضا خاتون آبادی، مهدی عبدالوهاب،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: گفتار بهعنوان یک پدیدۀ حرکتی مستلزم توانایی در انجام حرکات تکرارشونده و سریع اندامهای گویایی است و در نتیجه برای تولید آن مهارتهایی ظریف و دقیق مورد نیاز است. توانبخشی مهارتهای حرکتی در تسریع روند درمان اختلالات تولید، بهویژه با منشأ واجشناختی، مؤثر است. از اینرو این مطالعه با هدف مقایسۀ مهارتهای حرکتی کودکان 5 ساله مبتلا به اختلالات تولیدی واجشناختی و آواشناختی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه 32 کودک 5 ساله مبتلا به اختلال تولید، شامل 16 مورد با منشأ واجشناختی و 16 مورد با منشأ آواشناختی بررسی شدند. ابتدا قسمتی از آزمون زبانی TOLD جهت بررسی مهارتهای زبانی انجام شد. جهت تشخیص اختلالات واجشناختی و آواشناختی از آزمونهای تولید، وپمن، دیادوکوکینزیس و تولید تصویری استفاده شد. سپس این کودکان بهوسیله مقیاس رشدیـحرکتی اوزرتسکی ارزیابی شدند.
یافتهها: میانگین امتیاز کل مهارتهای حرکتی کودکان مبتلا به اختلال واجشناختی 79/1 با انحراف معیار 57/0 بود که بهطور معنیداری کمتر از میانگین امتیاز کل (29/2 با انحراف معیار 46/0) گروه آواشناختی بود(p=0/006).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه حاکی از آن است که کودکان مبتلا به اختلال تولیدی دارای مهارتهای حرکتی ضعیف هستند که احتمالاً با اختلال تولید با منشأ واجشناختی ارتباط دارد. این یافتهها ضرورت نیاز به توجه و تمرین بیشتر بر روی مهارتهای حرکتی در کودکان مبتلا به اختلالات تولیدی را نشان میدهند.
فریبا یادگاری، طاهره سیما شیرازی، نیره مهدیپور شهریور،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: برای ردیابی اختلالات رشد درک شنیداریـکلامی، شناخت هنجارهای رشد درک کلامی ضروری است. بنابراین در تحقیق حاضر رشد درک شنیداری واژگان در کودکان فارسی زبان تهران بررسی شد.
روش بررسی: در این تحقیق مقطعی توصیفیـتحلیلی، ابتدا درک کلامی 4 کودک بهنجار 2 تا 5 ساله مشاهده شد و مجموعهای از واژگان درک شده بهدست آمد که به اسم، فعل و صفت طبقهبندی شد. سپس آزمایه درک شنیداریـکلامی در دو بخش مصداقًهای عینی و مقولۀ معنایی واژهها تهیه گردید. آزمایه روی 30 نفر از کودکان بهنجار 2 تا 5 سال در مهدکودکهایی از مناطق جنوب، شمال و مرکز تهران، که بهًصورت تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. میانگین پاسخهای صحیح آزمودنیها محاسبه و تحلیل آماری گردید.
یافتهها: بین رشد درک شنیداریـکلامی و افزایش سن، همبستگی مثبت و بالایی وجود داشت(p=0/001، 804/0r=). درک مصداقهای عینی و مقوله معنایی کودکان 3-2 ساله نسبت به دو گروه 4-3 و 5-4 ساله پایینتر بود که این تفاوت، معنیدار محسوب میشد(p<0/05). مقایسۀ مقولههای اسم، صفت و فعل در گروههای سنی تفاوت معنیدار نشان نداد(p>0/05)، اما بین درک مصداقهای عینی و مقولۀ معنایی کلمات در تمام گروهها تفاوت معنیدار دیده شد(p<0/05).
نتیجهگیری: در گروههای مختلف سنی کودکان طبیعی 2 تا 5 سال، تفاوت آشکاری بین رشد درک اسامی، صفات و افعال دیده نمیشود. رشد درک مقولههای معنایی کندتر از رشد درک مصداقهای عینی کلمات است.
سید احمدرضا اخوت، مهین هاشمی پور، علیرضا مجلسی، مهدی سالک، معصومه رئوفی، سید حنیف اخوت،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم ترنر شایعترین اختلال کروموزومی در زنان است که تقریباً در 3 درصد از کل بارداریها رخ میدهد. اختلال شنوایی مشکل شایعی در بیماران مبتلا به سندرم ترنر است که علت آن، اختلال عملکرد شیپور استاش بهعلت کوتاهی و وضعیت افقیتر آن، اختلال عملکرد کام و بد شکلی حلزون میباشد. این مطالعه با هدف بررسی جنبههای اتولوژیک و شنوایی گروهی از بیماران مبتلا به سندرم ترنر انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 40 بیمار مبتلا به سندرم ترنر با سن 10 تا 20 سال (میانگین 84/15 با انحراف معیار 67/2) از نظر مشکلات اتولوژیک مورد مطالعه قرار گرفتند و برای تمامی آنان شنوایی سنجی با تن خالص انجام شد.
یافتهها: چهل درصد بیماران سابقه بیماری گوش میانی را عنوان کردند. تحلیل دادههای شنوایی سنجی آنها نشاندهنده شنوایی هنجار در 5/47 درصد، کمشنوایی حسیعصبی در 5/32 درصد، کمشنوایی انتقالی در 5/17 درصد و کمشنوایی آمیخته در 5/2 درصد بیماران میباشد.
نتیجهگیری: پیگیری دقیق کودکان مبتلا به سندرم ترنر در اوایل کودکی جهت تشخیص بیماریهای گوش میانی و پیشگیری از عوارض آنها ضروری است. همچنین، بررسیهای دورهای طولانی مدت حتی پس از بهبود مشکلات گوش میانی جهت تشخیص کمشنوایی حسیًعصبی لازم میباشد.
مریم دلفی، سید علی اکبر طاهایی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: تحریک دگرسویی با استفاده از نویز، تأثیری مهارکننده بر عملکرد سلولهای مویی خارجی دارد. از طرفی پوشش گوش مقابل میتواند منجر به افزایش قابلیت حد افتراق شدت گردد، اما سازوکار آن بهدرستی مشخص نیست. هدف از این مطالعه بررسی چگونگی تأثیر تحریک دگرسویی بر حد افتراق شدت و ارتباط آن با عملکرد سامانه وابران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفیـتحلیلی بود. افراد شرکتکننده تعداد 20 نفر با شنوایی هنجار بودند. در این بررسی علاوه بر آزمونهای مهار گسیل صوتی، تأثیر پوشش دگرسویی بر حد افتراق شدت در فرکانسهای 500، 1000، 2000 و 4000 با استفاده از نویز سفید و نویز باریک باند در دو سطح 20 و 70 دسیبلSL مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین امتیازات تفاوت سطح شدت در دو حالت پوششی و غیر پوششی متفاوت بود و این تفاوت با افزایش فرکانس چشمگیرتر شد. میانگین امتیازات برای حالت پوشش با نویز سفید بیش از پوشش با نویز باریک باند بود. میانگین پاسخ کلی گسیلهای صوتی برانگیخته گذرا با پوشش دگرسویی کاهش نشان داد(p<0/05).
نتیجهگیری: این مطالعه نظریۀ نقش سامانه وابران در حد افتراق شدت را تأیید میکند.
رحیمه روح پرور، محمود بیجنخان، سعید حسنزاده، شهره جلایی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شنوایی نقش مهمی در تولید گفتار و ایجاد تمایز واجی و بهویژه تمایز واکداریـبیواکی دارد. متغیر زمان شروع واک مهمترین سرنخ آکوستیکی است که در ایجاد تمایز واکداریـبیواکی در همخوانهای انفجاری نقش دارد. هدف پژوهش حاضر اندازهگیری زمان شروع واک در کودکان کاشت حلزون شده فارسیزبان و مقایسه آن با کودکان شنوای همزبان است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 20 کودک ناشنوای پیشزبانی که 5/4 سال از کاشت حلزون آنها میگذشت و 20 کودک با سنین مشابه با شنوایی هنجار مورد بررسی قرار گرفتند. مقدار زمان شروع واک در تولید همخوانهای انفجاری دهانی در دو گروه ارزیابی و مقایسه شد بهعلاوه تأثیر وضعیت شنوایی، واکداری و جنسیت بر متغیر زمان شروع واک سنجیده شد.
یافتهها: در یافتههای این پژوهش مشخص شد که میانگین زمان شروع واک در تمامی دخترهای کاشت حلزون شده و شنوا، بیشتر از پسرهای دو گروه است و این اختلاف در همخوانهای بیواک بهطور معنیداری بیشتر از همخوانهای واکدار است(p<0/001). در هر دو گروه از کودکان، همخوانهای بیواک در زمرۀ آواهای دارای پساُفت بزرگ قرار داشتند و انفجاریهای واکدار دارای پساُفت کم بودند.
نتیجهگیری: در هر دو گروه از کودکان، واکداری بر زمان شروع واک تأثیر معنیدار داشت. در رابطه با وضعیت شنوایی، زمان شروع واک در انفجاریهای بیواک بین دو گروه تفاوت معنیدار ایجاد نمیکرد، اما در انفجاریهای واکدار این تفاوت و در نتیجه تمایز واکداری، معنیدار بود. در انفجاریهای بیواک نیز در هر دو گروه، زمان شروع واک در دخترها بهطور معنیداری بیشتر از پسرها بود؛ در حالی که در انفجاریهای واکدار، زمان شروع واک دخترها و پسرها اختلاف معنیداری نداشت.
افسانه یعقوبی، علی قربانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: حس شنوایی مهمترین پایه و اساس برای اکتساب طبیعی زبان است و کمشنوایی یکی از عواملی است که باعث اختلال در فراگیری مهارتهای زبانی میشود. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین توانایی جملهنویسی و درک جملات در دانشآموزان مبتلا به افت شنوایی و شنوا میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی 30 دانشآموز با افت شنوایی 90-70 دسیبل و 30 دانشآموز با شنوایی هنجار، که همگی در پایه سوم دبستان تحصیل میکردند، مورد مطالعه قرار گرفتند. جملهنویسی آزمودنیها از طریق توصیف تصاویر بهصورت نوشتاری و درک جملات، از طریق خواندن متن و پاسخ به سؤالات مربوطه ارزیابی شد.
یافتهها: با استفاده از آزمونهای آماری مشخص شد که ارتباط معنیداری بین جملهنویسی و درک جملات نوشته شده در دانشآموزان کمشنوا وجود دارد(p=0/001)، (8/0r=). همچنین ارتباط معنیداری بین این متغیرها در دانشآموزان شنوا وجود دارد(p=0/001)، (7/0r=).
نتیجهگیری: ناتوانی کودکان مبتلا به افت شنوایی در برقراری ارتباط کلامی، منحصر به اختلال در تولید و صوت نیست، بلکه مشکل اساسی آنها ناتوانی در کشف و بهکارگیری قواعد زبانی برای انتقال اندیشۀ خود در ساختارهای زبانی مناسب و اشکال در درک معانی جمله است.
علی اصغر کاکوجویباری، محمدرضا سرمدی، اعظم شریفی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: گوش کردن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن مهارتهایی زبانی هستند که بین آنها ارتباط کامل وجود دارد. گوش دادن اولین مهارت زبانی است که فرد در جریان رشد خود فرا میگیرد. اگر این مهارت تحت تأثیر آسیب شنوایی قرار گیرد، لطمات اساسی بر مهارتهای زبانی وارد خواهد آمد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر افت شنوایی بر سواد خواندن دانشآموزان آسیبدیدۀ شنوایی در مقایسه با دانشآموزان با شنوایی هنجار در مدارس عادی بود.
روش بررسی: پژوهش مقطعی حاضر با استفاده از ابزار آزمون دفترچههای استاندارد شدۀ بینالمللی PIRLS 2001 انجام گرفت. 119 دانشآموز در پایههای چهارم ابتدایی، سوم راهنمایی و سوم دبیرستان مبتلا به کمشنوایی متوسط و شدید از مدارس استثنایی، و همچنین 46 دانشآموز با شنوایی هنجار از پایۀ چهارم ابتدایی مدارس عادی در این پژوهش بررسی شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از t مستقل استفاده شد.
یافتهها: در سطح سواد خواندن و در عملکرد درک متون ادبی، بین کلیۀ دانشآموزان آسیبدیدۀ شنوایی در مقایسه با دانشآموزان شنوایی هنجار تفاوت معنیدار دیده شد(p<0/05) و در درک متون اطلاعاتی، بهجز دانشآموزان پایۀ سوم دبیرستان دچار کمشنوایی متوسط، سایر دانشآموزان تفاوت معنیداری در مقایسه با دانشآموزان عادی نشان دادند(p=0/03).
نتیجهگیری: افت شنوایی بر سطح سواد خواندن تأثیر منفی میگذارد. لازم است ارتقاءبخشی سطح سواد خواندن و تقویت باقیماندۀ شنوایی، در طراحی و برنامهریزیهای آموزشی در مدارس استثنایی برای دانشآموزان آسیبدیدۀ شنوایی، بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
فرنوش جاراللهی، یحیی مدرسی، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین مهارتهای شنوایی کودکان کمشنوا توسط آزمونی معتبر قبل از شروع تربیت شنوایی حائز اهمیت است. هر چند آزمونهای متنوع غیرفارسی و نیز آزمونهای محدود فارسی برای سنین 5 سال به بالا موجود است، اما آزمون معتبری برای تعیین مهارتهای شنوایی کودکان کمشنوای کمتر از 5 سال در تربیت شنوایی موجود نیست. بر این اساس، هدف از این پژوهش ساخت آزمونی بهعنوان ابزار اندازهگیری این مهارتهای کودکان کمشنوای 4-3 ساله بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع ساخت آزمون است که در آن آزمونی برای تعیین مهارتهای شنوایی کودکان کمشنوای 4-3 ساله ساخته شد و آزمون توانا نام گرفت. چارچوب کلی آن را چهار زیرآزمون آگاهی از وجود صدا، تمایزگذاری، شناسایی اصوات و درک جمله تشکیل میدهد که برای ساخت آن از مجموعه واژگان کودکان 4-3 ساله شنوا و کمشنوا استفاده شد. اعتبار محتوایی آن توسط هفت صاحبنظر از طریق پرسشنامه بهدست آمد. زیرآزمونهای اول تا چهارم آزمون توانا بهترتیب حاوی 10، 10، 8 و 6 یعنی جمعاًً 34 ماده آزمون میباشد.
یافتهها: اعتبار محتوایی زیرآزمونهای آزمون توانا بهترتیب 100 درصد، 83 درصد، 96 درصد و 95 درصد و کل آزمون 94 درصد بهدست آمد. میانگین زمان اجرای آزمون 82 دقیقه بود.
نتیجهگیری: اعتبار محتوایی آزمون توانا با 94 درصد، در مقایسه با آزمون مدرس (97%) و آزمون مظاهریزدی (88%)، از نظر آماری قابل اعتماد است.
نسیم منوچهری، منصوره عادل قهرمان، سعید فراهانی، شهره جلایی، ابراهیم جعفرزاده پور،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: فرکانس تحریک بر دامنه و زمان نهفتگی موج P300 افراد هنجار بینا مؤثر میباشد. با توجه به اینکه در نابینایان قشر بینایی به حواس دیگر اختصاص مییابد و پتانسیل P300 یک پتانسیل قشری است، این مطالعه با هدف بررسی موج P300 با تحریک شنوایی فرکانس پایین و بالا در نابینایان زودهنگام انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، 15 نابینای مطلق زودهنگام (8 مرد و 7 زن) با میانگین سنی 27/4±13/25 سال مورد بررسی قرار گرفتند. در تحریک فرکانس بالا از 1000 هرتز به عنوان تن استاندارد و از 2000 هرتز به عنوان تن هدف و در تحریک فرکانس پایین، برای تن استاندارد از 250 هرتز و برای تن هدف از 500 هرتز استفاده گردید. تحریکها با شدت 70 دسیبل HL بهصورت دوگوشی ارائه شدند. در حالی که فرد به تحریک هدف توجه میکرد، دامنه و زمان نهفتگی پاسخ P300 ثبت میگردید.
یافتهها: میانگین دامنه با ارائه فرکانس پایین در نابینایان زودهنگام 17/8±59/17 و با فرکانس بالا 53/5±13/14 میکروولت بهدست آمد. میانگین زمان نهفتگی با فرکانس پایین 71/21±38/317 و با فرکانس بالا 33/31±60/295 میلیثانیه بود. اختلاف میانگینها برای دامنه(p=0/008) و برای زمان نهفتگی(p=0/001) معنیدار بود.
نتیجهگیری: تغییر فرکانس از پایین به بالا سبب کاهش دامنه و کوتاهتر شدن زمان نهفتگی موج P300 میشود. بنابراین به نظر میرسد که فرکانس تحریک بر پاسخ P300 در افراد نابینای زودهنگام مؤثر است.
سیده مریم خدامی، اعظم گنجهفرد، یونس جهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: ناآشنائی با سازوکار آواسازی صدمات جبرانناپذیری به حنجره وارد میکند. بد و نادرست استفاده کردن از صدا شایعترین علت اختلالات صوت است، از اینرو گاهی درمان جهت حذف یا اصلاح این رفتارها ارائه میشود. هدف این مطالعه بررسی شاخصهای ادراکی صوت قبل و بعد از برنامه بهداشت صوتی در مبتلایان به اختلال صوت است.
روش بررسی: این مطالعه طولیـمداخلهای طی 6 هفته روی 8 بزرگسال مبتلا به اختلال صوت انجام شد. ابتدا ارزیابی ادراکی با نیمرخ جامع ارزیابی شنیداریـادراکی صوت انجام شد. سپس برنامه بهداشت صوتی ارائه و جلسات پیگیری در هفتههای دوم و چهارم برگزار شد. در جلسه آخر، ارزیابی ادراکی انجام و از شرکتکنندگان نظرخواهی شد. نتایج ارزیابی ادراکی قبل و بعد از درمان مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین امتیاز شاخصهای ادراکی بعد از برنامه بهداشت صوتی کاهش یافت که به معنای بهبود صوت است. اختلاف میانگین امتیاز شاخصهای ادراکی صوت، به استثنای تلاش و تقلا قبل و بعد از درمان، معنیدار بود(p≤0/0001). مقایسه امتیازها نشان داد که بلندی بیشترین و هماهنگی گفتار و تنفس کمترین تغییرات را داشته است. کلیه شرکتکنندگان کارایی درمان را تأیید کردند.
نتیجهگیری: برنامه بهداشت صوتی کلیه شاخصهای ادراکی صوت را بهبود میبخشد، اما تأثیر آن بر شاخصهای مختلف یکسان نیست. ارزیابیهای بیمارمحور این یافته را تأیید میکند. بدینترتیب برنامه بهداشت صوتی لازمه یک برنامه درمانی کامل است، اما بهتنهایی همه مشکلات صوتی را برطرف نمیکند.
عباس دهستانی اردکانی، فرهاد ترابینژاد، زهرا آقارسولی، فرزاد ایزدی، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لارنژیت ناشی از برگشت اسید معده در بیماران صوت، بسیار شایع است. امروزه برای درمان این اختلال از دارودرمانی استفاده میکنند که کارایی لازم را ندارد. هدف از این پژوهش، بررسی ویژگیهای صوتیـحنجرهای بیماران مبتلا به لارنژیت نابام قبل و بعد از درمان به روش صوتدرمانی یا دارودرمانی و بررسی کارایی هریک از این روشها است.
روش بررسی: شانزده بیمار مبتلا به لارنژیت ناشی از برگشت اسید معده در این پژوهش گذشتهنگر و غیرمداخلهای بررسی شدند. برای پنج مورد صوتدرمانی کامل، برای دو نفر صوتدرمانی ناقص و برای نه نفر دارودرمانی انجام شد. وضعیت ادراکی صوت بیماران توسط آسیبشناس گفتار و زبان و شدت اختلال براساس ویژگیهای صوتی و حنجرهای در قبل و بعد از دزمان محاسبه شد.
یافتهها: شدت اختلال 80 درصد از بیماران و وضعیت ادراکی صوت 100 درصد از آنها در صوتدرمانی کامل در وضعیت طبیعی قرار گرفت. شدت اختلال 44 درصد از بیماران و وضعیت ادراکی صوت 66 درصد از آنها در دارودرمانی در وضعیت طبیعی قرار گرفت. کاهش شدت اختلال بعد از درمان در صوتدرمانی کامل(p=0/039) و دارودرمانی(p=0/017) از لحاظ آماری معنیدار بود.
نتیجهگیری: اغلب ویژگیهای صوتی و حنجرهای بعد از درمان در بیماران در وضعیت هنجار قرار گرفت. براساس دادههای آماری، صوتدرمانی کامل نیز مانند دارودرمانی در بهبود ویژگیهای صوتی و حنجرهای بیماران کارایی دارد.
سعید طالبیان، آزاده شادمهر، محمد اکبری، سیده مریم خدامی، سحر موسوی قمی، مرضیه نجفی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: عضلات شرکتکننده در تولید صدا از مهمترین اعضای دستاندرکار در تکلم هستند. ثبت الکترومیوگرافی فعالیتهای عضلات با استفاده از الکترودهای سوزنی مشکل است و نیاز به آرامش بیمار و مهارت فرد معاینهکننده دارد. هدف از این تحقیق رسیدن به راهی جدید برای ارزیابی فعالیت عضلات با استفاده از الکترودهای سطحی است.
روش بررسی: در این پژوهش 34 زن و 34 مرد هنجار شرکت کردند. افراد بهصورت نشسته روی صندلی قرار میگرفتند. الکترودهای ثبات بر روی عضلات ناحیۀ قدام گلو، شامل تیروییدی هرمی و انگشتری تیروییدی، در دو سمت چپ و راست قرار داده میشدند. تولید همخوانهای سایشی واکدار /z/ و /ž/ و بیواک /s/ و /š/ بهمدت 10 ثانیه و استراحت بینابینی 10 ثانیهای به تعداد 5 تکرار انجام میگرفت. اطلاعات بهدست آمده در حوزۀ زمان و فرکانس مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: در ثبت الکترومیوگرافی عضلات مسئول تولید همخوانهای سایشی واکدار، میزان فعالیت و میانه طیف فرکانس بهطور معنیداری در مردان بیشتر از زنان بود(p<0/05)، ولی این مقادیر در هر دو گروه، در همخوانهای سایشی واکدار بیشتر از حالت استراحت بود(p<0/001).
نتیجهگیری: ثبت سطحی از عضلات تیروییدی هرمی و انگشتری تیروییدی در زنان بسیار سختتر از مردان است. این امر میتواند بهدلیل تفاوتهای آناتومیکی نظیر اندازۀ طول و عرض گردن در زنان باشد.
واژگان کلیدی: الکترومیوگرافی سطحی، عضلۀ تیروییدی هرمی، عضلۀ انگشتری تیروییدی
علی قربانی، آرزو صفاریان، فرهاد ترابینژاد، یونس امیری شوکی، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: صوت انسان در طول زندگی دستخوش تغییراتی میشود که در مردان و زنان متفاوت است. برخی از پژوهشها علاوه بر بررسی تغییرات ناشی از سن و جنس، به بررسی تغییرات صوت در زبانها و نژادهای مختلف نیز پرداختهاند. این پژوهش با هدف آگاهی از تغییرات بسامد پایۀ صوت در افراد 9 تا 50 سالۀ فارسیزبان اجرا شده است تا تفاوت احتمالی آن با سایر پژوهشها مشخص شود.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی صدای 320 نفر در محیط ساکت عادی جمعآوری شد. میانگین بسامد پایه در واکهها و شمارش اعداد با استفاده از برنامۀ تجزیه و تحلیل همزمان نرمافزار دکتر اسپیچ محاسبه شد. دادهها با آنالیز واریانس دوطرفه تحلیل شدند و نیمرخ تغییرات رسم شد.
یافتهها: نیمرخ تغییرات بسامد پایه در زنان و مردان متفاوت بود. میانگین بسامد تا 13 سالگی در هر دو جنس تقریباً برابر بود و صدای نمونهها زیر بود (میانگین بیش از 200 هرتز). پس از 13 سالگی افت مشخص بسامد پایه در مردان، بهویژه در واکهها، دیده شد که از لحاظ آماری معنیدار بود(p<0/001). نیمرخ تغییرات بسامد پایه در واکهها و شمارش اعداد یکسان بود. در هر دو جنس بین 20 تا 40 سالگی بسامد پایه ثبات نسبی داشت.
نتیجهگیری: تفاوت تغییرات بسامد پایه در زنان و مردان ناشی از تفاوت در ابعاد حنجره و سایر تفاوتهای جسمی شناخته شده است. تغییر چشمگیر بسامد پایه بین دو جنس پس از 13 سالگی متأثر از بلوغ در مردان است. ثبات نسبی بسامد پایه در 20 تا 40 سالگی احتمالاً نشانۀ شرایط نسبتاً با ثبات بدن در این دوره است.
سیده زهره ضیاءتبار احمدی، زهره آرانی کاشانی، بهروز محمودی بختیاری، محمدرضا کیهانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی از قافیه معیار مهمی برای مهارتهای پردازش گفتار، خواندن و نوشتن است. با توجه به اینکه در ایران آزمون مناسبی برای ارزیابی مهارت شنیداری در کودکان 5 تا 6 سال وجود ندارد، هدف اصلی این پژوهش ساخت و ارزشیابی تکالیف آگاهی از قافیه در کودکان 5 تا 6 ساله بود.
روش بررسی: یکصد کودک بهنجار 5 تا 6 ساله مهدکودکهای شهر تهران مشتمل بر 50 دختر و 50 پسر بهطور تصادفی انتخاب شدند. ابزار بررسی شامل تکالیف آگاهی از قافیه، یعنی شناسایی قافیه و بیان کلمۀ همقافیه بود. بررسی روایی و پایایی با روش شاخص روایی محتوایی، تکرارپذیری نسبی و مطلق انجام شد. ضریب همبستگی تکالیف با روش همبستگی پیرسون و مقایسۀ میانگین نمرات کودکان در هر دو بخش با روش سطوح سادگی مشخص شد. مقایسۀ میانگین نمرۀ دختران و پسران با روش t مستقل انجام گرفت.
یافتهها: تکالیف طراحی شده برای گروه سنی 5 تا 6 سال مناسب بود و دو بخش، روایی و پایایی مطلوبی داشتند. توانایی کودکان در بخش بیان کلمۀ همقافیه بیشتر از بخش شناسایی قافیه بود. ضریب همبستگی یا ارتباط هریک از بخشها با کل مهارت آگاهی از قافیه معنیدار بود(p<0/05). مهارت کودکان دختر و پسر در کل تکالیف تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشت(p>0/05).
نتیجهگیری: تکالیف طراحی شده برای ارزیابی مهارت آگاهی از قافیه مناسب میباشند و دارای روایی محتوایی و پایایی مطلوبی هستند و رابطۀ معنیداری با کل مهارت آگاهی از قافیه دارند و بر یکدیگر تأثیر میگذارند. مهارتهای دو گروه دختر و پسر در این تکالیف مشابه میباشد.
گیتا مولّلی، غلامعلی افروز، سعید حسنزاده، بهرام ملکوتی،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: گفتار نشانهای نوعی روش ارتباطی برای افراد کمشنوا است که دسترسی به گفتار طبیعی را برای این افراد با استفادۀ حداکثری از لبخوانی امکانپذیر میکند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر استفاده از گفتار نشانهای فارسی بر امتیاز تمایز گفتار کودکان کمشنوا است.
روش بررسی: در این بررسی شانزده کودک 9 تا 12 سالۀ مبتلا به کمشنوایی عمیق در دو گروه 8 نفره مورد و شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. گروه مورد در یک دورۀ 5 ماهه و هر روز بهمدت 60-45 دقیقه تحت آموزش فشردۀ گفتارِ نشانهای قرار گرفتند. آزمون امتیاز تمایز گفتار در پیشآزمون، پسآزمون و آزمون پیگیری برای گروههای شاهد و مورد استفاده شد. بین پسآزمون و پیگیری فاصلۀ زمانی 2 تا 3 هفتهای وجود داشت. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از طرح اندازهگیریهای مکرر استفاده شد.
یافتهها: تفاوت معنیداری بین پیشآزمون (بدون گفتار نشانهای)، پسآزمون و پیگیری (با گفتار نشانهای) گروه مورد مشاهده شد(p=0/001). گروه مورد تقریباً امتیاز کامل کسب کردند اما تفاوت معنیداری بین امتیازهای تمایز گفتار در گروه شاهد دیده نشد(p>0/05).
نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان میدهد گفتارِ نشانهایِ فارسی ابزاری اثربخش در بهبود امتیاز تمایز گفتار در میان کودکان کمشنوا است.
قاسم محمدخانی، محمدحسین نیلفروش خشک، علی زاده محمدی، سقراط فقیه زاده، مهسا سپهرنژاد،
دوره 19، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: پردازش زمانی، که شامل وضوح، ترتیب، تجمع و پوشش زمانی میباشد مؤلفۀ اصلی تواناییهای پردازش شنیداری است. نتیجۀ تحقیقات در مورد پردازش زمانی در افراد موسیقیدان و غیرموسیقیدان برتری موسیقیدانان را نسبت به دیگر افراد در مبحث تمایز زمانی نشان میدهد. در این مطالعه پردازش زمانی در افراد موسیقیدان و غیرموسیقیدان با شنوایی هنجار با آزمون فاصله در نویز مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعۀ همگروهی همزمان غیرمداخلهای روی 24 فرد موسیقیدان با میانگین سنی 3/25 سال و 24 فرد غیرموسیقیدان با میانگین سنی 5/24 سال دارای شنوایی هنجار با شرایط سنی و جنسی مشابه در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. پس از انجام آزمون فاصله در نویز، آستانۀ تقریبی و درصد پاسخهای صحیح افراد استخراج شد و با آزمون ناپارامتری منویتنییو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بین درصد پاسخهای صحیح و آستانۀ تقریبی دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنیداری مشاهده شد(p<0/001)، در حالی که بین درصد پاسخهای صحیح و آستانۀ تقریبی دو جنس در هر دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنیداری بهدست نیامد(p>0/05).
نتیجهگیری: کمتر بودن مقدار آستانۀ تقریبی و بیشتر بودن میزان درصد پاسخهای صحیح افراد موسیقیدان نسبت به افراد غیرموسیقیدان نشاندهندۀ پردازش زمانی شنوایی سریعتر در این افراد بود که میتواند ناشی از تربیت موسیقایی سیستم شنوایی مرکزی آنها باشد.