|||  عنوان نشریه: شنوایی شناسی | ناشر: دانشگاه علوم پزشکی تهران | |||  Website: http://aud.tums.ac.ir | Email: aud@tums.ac.ir
   [صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations27261322
h-index2515
i10-index9039

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
328 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

یونس لطفی، زهرا حسینی دستگردی، عبدالله موسوی، سعیده مهرکیان، عنایت‏الله بخشی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: جهت‏یابی براساس پردازش نشانه‏های زمانی و شدتی بین دو گوش حاصل می‏شود. مزایای این توانایی در انسان، درک گفتار در محیط‏های شلوغ براساس تحلیل صحنۀ شنوایی و اثر کوکتل پارتی است. برای بررسی جهت‏یابی کودکان مبتلا به اختلال پردازش شنوایی و سایر اختلالات، ضروری است عملکرد کودکان هنجار به‏طور کامل بررسی شود. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی جهت‏یابی و تکامل آن در کودکان هنجار انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه روی ۸۰ کودک هنجار دختر شامل ۴۲ نفر و پسر ۳۸ نفر در محدودۀ سنی ۸ تا ۱۱ سال انجام شد. عملکرد جهت‏یابی پس از اعمال تفاوت شدت بین دو گوش از ۱۰- تا ۱۰+ دسی‏بل و ایجاد تفاوت زمان بین دو گوش از ۸۸۰- تا ۸۸۰+ میکروثانیه با دو نویز بالاگذر و پایین گذر بررسی شد.

یافته‏ها: در آزمون تفاوت شدت بین دو گوش تابع جهت‏یابی تقریباً خطی بود، در حالی‏که در آزمون تفاوت زمان بین دو گوش از تفاوت ۲۲۰- تا ۲۲۰+ میکروثانیه تابع خطی و از ۴۴۰- تا ۸۸۰- و ۴۴۰+ تا ۸۸۰+ میکروثانیه، به‏طرف مجانب تمایل می‏یافت. خطای جهت‏یابی در آزمون اول در مقایسه با آزمون دوم کمتر بود(p<۰/۰۰۰۱) و اثر سن فقط در آزمون دوم مشاهده شد(p=۰/۰۰۱).

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج، در آزمون تفاوت زمان بین دو گوش، جهت‏یابی کودکان ۱۱ سال بهتر از سایر کودکان بود و در آزمون تفاوت شدت بین دو گوش تأثیر سن وجود نداشت.


یونس لطفی، اکرم فراهانی، عبدالله موسوی، علی افتخاریان، محمد اجل‏لوئیان، عنایت‏الله بخشی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: حلزون و دهلیز از نظر تکاملی با هم در ارتباط هستند. بنابراین در افراد دچار کاهش شنوایی حسی عصبی شدید تا عمیق احتمال بیشتری از اختلال عملکرد دهلیزی وجود دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی عملکرد ساکول با استفاده از آزمون پتانسیل‏های عضلانی برانگیخته دهلیزی در کودکان دچار کاهش شنوایی شدید تا عمیق کاندیداهای کاشت حلزون بود.

روش بررسی: سی کودک شامل ۱۷ پسر و ۱۳ دختر با کاهش شنوایی حسی عصبی شدید تا عمیق در محدودۀ سنی ۱۵-۳ سال به‏عنوان گروه مورد و ۱۷ کودک شامل ۹ پسر و ۸ دختر با شنوایی هنجار در محدودۀ سنی ۱۳-۳ سال به‏عنوان گروه شاهد در این مطالعه شرکت داشتند. برای هر دو گروه آزمون پتانسیل‏های برانگیخته دهلیزی برای بررسی عملکرد ساکول در هر دو گوش انجام شد.

یافته‏ها: مقایسۀ میانگین مقادیر آستانه در دو گروه تفاوت معنی‏دار آماری نشان داد(p<۰/۰۵). همچنین مقایسه میانگین دامنه بین دو گروه از نظر آماری معنی‏دار بود(p<۰/۰۵). اما مقایسۀ میانگین زمان نهفتگی p13 و n23 بین دو گروه از نظر آماری اختلاف معنی‏دار مشاهده نشد(p>۰/۰۵). در گروه مورد از بین ۳۰ کودک تحت بررسی ۸ کودک (۶۶/۲۶%) پاسخ‏های عضلانی برانگیخته دهلیزی ثبت نشد.

نتیجه‏گیری: در کودکان با کاهش شنوایی حسی عصبی شدید تا عمیق کاندیدای کاشت حلزون در مقایسه با کودکان دارای شنوایی هنجار احتمال وجود ناهنجاری ساکول بیشتر بود. بنابراین ارزیابی عملکرد دهلیزی در این جمعیت اهمیت زیادی دارد.


ابراهیم پیراسته، عقیل آبسالان، مهسا مهم، مهدی محمدی،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه‏های جامع غربالگری شنوایی نوزادان با استفاده از گسیل‏های صوتی برانگیخته گذرا کاربرد گسترده‏ای دارند. هدف از مطالعه حاضر مقایسۀ وی‍‍ژگی‏های این آزمون در نوزادان تازه متولد در بازه‏های زمانی مختلف بود.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در بیمارستان تأمین اجتماعی زاهدان انجام شد، ۵۴ نوزاد به‏هنگام سالم در ۱۲، ۲۴، ۳۶، ۴۸ ساعتی و یک هفتگی با گسیل‏های صوتی گذرا غربالگری شدند. سطح ارجاع و گذر، مدت زمان آزمایش، تعداد دفعات تکرار برای رسیدن به جواب قطعی و سطح همکاری والدین مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته‏ها: سطح ارجاع با افزایش سن روندی رو به کاهش داشت . بیشترین کاهش مربوط به فاصلۀ سنی ۱۲ تا ۲۴ ساعتی بود (گوش چپ(p=۰/۰۱۲) گوش راست(p=۰/۰۵۷). تکرار آزمایش فقط در ساعت ۱۲ عمر نوزادان توانست سطح ارجاع را به میزان قابل توجهی کاهش دهد (گوش راست p<۰/۰۰۱ و گوش چپ p=۰/۰۰۱). مدت زمان آزمایش با افزایش سن نوزادان با کاهشی قابل توجه از ۷۵ ثانیه در ۱۲ ساعت اول تولد به ۲۱ ثانیه در ۲۴ ساعت رسید. میانۀ مدت زمان انجام آزمایش در ۳۶، ۴۸ ساعتی و یک هفتگی تولد به‏ترتیب ۱۳، ۴/۸ و ۳/۱۴ ثانیه بود. از والدین ۵۴ نوزادی که قرار بود یک هفته بعد مراجعه کنند، ۵ نفر مراجعه کردند.

نتیجه‏گیری: در این مطالعه تأثیر افزایش سن و تکرار آزمایش بر کاهش سطح ارجاع تأیید شد، اما در مجموع سطح ارجاع بالا در ساعات اولیۀ پس از تولد و همکاری ضعیف والدین، از مهم‏ترین موانع انجام طرح جامع غربالگری شنوایی نوزادان در زاهدان بود.


عباس مهوش ورنوسفادرانی، مجتبی ابراهیمی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: کم‏شنوایی پراسترس‏ترین معلولیت است و مراقبت از کودکان کم‏شنوا، والدین را در معرض خطر سلامت روانی قرار می‏دهد. از این رو حمایت و مداخله ‎ های تخصصی برای این خانواده‏ها بسیار ارزشمند است و آنها را در پرورش فرزندشان بسیار کمک می‏کند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر مددکاری اجتماعی بر سازگاری اجتماعی در والدین کودکان کم‏شنوای شهر اراک بود.

روش بررسی: در این پژوهش، تعداد ۳۷ خانوادۀ کودکان کم‏شنوا ۴ تا ۱۶ سال شهر اراک، به‏صورت نمونه‏گیری مبتنی بر هدف از جامعه انتخاب شدند. برای تعیین دریافت یا عدم دریافت خدمات مددکاری از مصاحبه و بررسی پرونده و به‏منظور تعیین سازگاری اجتماعی از پرسش‏نامه ۵۴ پرسشی سازگاری اجتماعی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها و اطلاعات به‏دست آمده از والدین، از تحلیل واریانس استفاده شد.

یافته‏ها: تحلیل داده‏ها نشان داد بین والدین افراد کم‏شنوایی که خدمات مددکاری اجتماعی دریافت کرده بودند و والدینی که این خدمات را دریافت نکرده بودند از نظر سازگاری اجتماعی و مقیاس‏های آن تفاوت معنی ‎ داری وجود دارد(p<۰/۰۰۱).

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به‏دست آمده می‏توان گفت والدین افراد کم‏شنوایی که خدمات مددکاری اجتماعی دریافت کرده بودند سازگاری اجتماعی کلی بالاتری داشتند. بنابراین ارائۀ خدمات مددکاری به والدین افراد کم‏شنوا باعث ارتقای سازگاری اجتماعی آنان می‏شود.


سحر محمداسماعیل‏زاده، شهلا شریفی، سید محسن اصغری نکاح، حمید طیرانی نیک نژاد،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد و ارتقای سطح مهارت‏های دستوری کودکان کم‏شنوای کاربر سمعک مستلزم به‏کارگیری برنامه‏های آموزشی و توانبخشی مناسب است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازی‏های زبان‏شناختی بر رشد مهارت‏های دستوری کودکان کم‏شنوای استفاده‏کننده از سمعک انجام شد.

روش بررسی: ده کودک کم‏شنوای پنج تا هفت ساله که همگی از سمعک استفاده می‏کردند به صورت تصادفی به دو گروه پنج نفرۀ شاهد و مورد تقسیم شدند. پژوهش از نوع مداخله‏ای، به‏صورت پیش‏آزمون‏ـ‏پس‏آزمون انجام شد و مداخله در ۱۲ جلسه با استفاده از بازی ‎ های زبان‏شناختی اجرا شد. به‏منظور بررسی میزان هوش این کودکان از آزمون هوش Raven و برای بررسی میزان مهارت‏های دستوری این کودکان در پیش و پس از مداخله از آزمون رشد زبان‏ـ۳ استفاده شد.

یافته‏ها: با مقایسۀ میانگین مهارت‏های نحوی در گروه شاهد و مورد مشخص شد تفاوت میانگین گروهی که بازی‏های زبان‏شناختی را دریافت کرده‏اند در مهارت‏های نحوی(p=۰/۰۰۱) و در هر سه خرده‏مهارت درک دستوری(p=۰/۰۱۳)، تقلید جمله(p=۰/۰۰۶) و تکمیل دستوری(p<۰/۰۰۱) به‏لحاظ آماری معنی‏دار است. به این معنی که آموزش بازی‏های زبان‏شناختی بر بهبود مهارت‏های نحوی و در خرده‏مهارت‏های درک دستوری، تقلید جمله و تکمیل دستوری کودکان کم ‎ شنوا که مداخله را دریافت کرده بودند، اثربخش بود.

نتیجه‏گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مهارت‏های دستوری به روش بازی ‎ درمانی با رویکرد بازی‏های زبان‏شناختی می‏تواند مشکلات نحوی شامل درک و فهم جملات و ساختارهای نحوی و همچنین فهمیدن و به‏کارگیری اشکال تکواژشناختی را در کودکان کم‏شنوای کاربر سمعک بهبود بخشد.


نویده شاکری، زهرا سلیمانی، طلیعه ظریفیان، محمد کمالی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد آگاهی واج‏شناختی در برخی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با مشکل همراه است، از این رو هدف این مطالعه بررسی ارتباط آگاهی واج‏شناختی و فرآیندهای واجی در کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار بود.

روش بررسی: این مطالعۀ مقطعی روی ۲۱ کودک پنج سالۀ مبتلا به اختلال صدای گفتار انجام شد. کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار از کلینیک‏های دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند. مهارت‏های زبانی، تولیدی، عملکرد حرکتی‏ـ‏دهانی و آگاهی واج‏شناختی این کودکان به‏ترتیب با استفاده از آزمون رشد زبان‏ـ۳، آزمون تشخیصی آوایی و واجی برای کودکان سه تا شش سالۀ فارسی‏زبان و آگاهی واج ‎ شناختی ارزیابی شد. داده‏ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد تحلیل قرارگرفتند.

یافته‏ها: ضریب همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی با خرده‏آزمون‏های تجانس(p=۰/۰۰۵)، قافیه(p=۰/۰۰۹)، ترکیب(p=۰/۰۰۶)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۷) معنی‏دار بود. همچنین ارتباط معنی‏داری بین همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج با خرده‏آزمون‏های تجانس(p=۰/۰۰۱)، قافیه(p=۰/۰۰۸)، ترکیب(p=۰/۰۲۹)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۳) وجود داشت. سطح معنی‏داری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است.

نتیجه‏گیری: بین مهارت‏های آگاهی واج‏شناختی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با فرآیندهای واجی ارتباط وجود دارد به‏ویژه در کودکانی که از فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج در گفتار خود بیشتر استفاده می‏کنند.


نسیبه سلطانی‏نژاد، فاطمه سلطانی‏نژاد، فهیمه آشتاب، مهدی محمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی واج‏شناختی متشکل از سه مؤلفه آگاهی از هجا، آگاهی از واحدهای درون هجایی و آگاهی از واج بخش مهمی از زبان دریافتی و بیانی و از جمله پیش‏نیازهای مهمی است که روند رشد و فراگیری مهارت‏های خواندن و نوشتن را از طریق رمزگذاری‏های دوباره واج‏شناختی تسهیل می‏کند. تعدادی از پژوهش‏های انجام شده در زبان‏های مختلف ارتباط بین آگاهی واج‏شناختی و دیکته را نشان داده‏اند. هدف از این پژوهش بررسی این ارتباط در دانش‏آموزان پایۀ اول ابتدایی در زبان فارسی بود.

روش بررسی: مطالعۀ مقطعی حاضر روی ۴۰۰ نفر از دانش‏آموزان پایۀ اول ابتدایی (۲۰۹ دختر و ۱۹۱پسر) انجام شد. ابتدا در هر کلاس آزمون اگاهی واج‏شناختی به ‎ صورت انفرادی از هر دانش‏آموز به‏عمل آمد، سپس آزمون دیکته به‏صورت گروهی برای آن کلاس اجرا شد. همبستگی بین آزمون آگاهی واج‏شناختی و زیرآزمون‏های آن با دیکته با استفاده از مدل رگرسیون ساده و تعیین تفاوت بین دو جنس با استفاده از آزمون t مستقل مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‏ها: بین آزمون آگاهی واج‏شناختی و آزمون دیکته با ضریب همبستگی ۸۲/۰ ارتباط معنی‏دار وجود داشت(p<۰/۰۰۱) و از بین زیرآزمون‏ها، آگاهی از واج بیشترین(r=۰/۳۴) و آگاهی از قافیه کمترین همبستگی(r=۰/۱۲) را با آزمون دیکته داشتند. بین گروه دختران و پسران در آزمون‏های انجام شده تفاوت وجود داشت(p<۰/۰۵).

نتیجه‏گیری: با توجه به ارتباط نزدیک اگاهی واج ‎ شناختی با نمرۀ دیکته، افزایش توانمندی کودکان در زمینۀ آگاهی واج ‎ شناختی، می ‎ تواند به افزایش توانایی کودک در دیکته کمک کند.


علی رضایی میرحصاری، سعید حسن‌زاده، باقر غباری بناب، عباس شیخ محمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: همدلی، ظرفیت بنیادین انسان‌ها در برقراری ارتباط است که برای زندگی اجتماعی روزمره مهم است. با توجه به تأثیر نظریۀ ذهن بر همدلی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سازۀ شناختی نظریۀ ذهن در پیش‌بینی همدلی صورت گرفت.

روش بررسی: د ر این مطالعه، که به روش تحلیلی‏ـ‏مقایسه‏ای انجام شد، ۴۰ دانش‏آموز با آسیب شنوایی عمیق و ۴۰ دانش‏آموز بهنجار در محدودۀ سنی ۱۴-۸ سال انتخاب شدند. روش گردآوری داده‏ها از طریق انجام آزمون روی دانش‏آموزان و ابزار آن تکالیف باور کاذب و پرسش‏نامۀ همدلی بهر بود که پرسش‏نامه توسط والدین تکمیل شد. برای تحلیل داده‏ها از روش تحلیل واریانس چندمتغیره، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد.

یافته‏ها: یافته‏های این پژوهش نشان داد که بین نمرۀ کلی تکالیف باور کاذب و نمرۀ همدلی دانش‏آموزان دچار آسیب شنوایی و بهنجار تفاوت معنی‏داری وجود دارد(p=۰/۰۰۱). رابطۀ معنی‏داری بین نظریۀ ذهن و همدلی در دو گروه وجود داشت(p=۰/۰۱). همچنین نظریۀ ذهن قادر به پیش‏بینی همدلی بود(p=۰/۰۰۱).

نتیجه‏گیری: براساس نتایج به‏دست آمده، عملکرد دانش‌آموزان با آسیب شنوایی در تکالیف نظریۀ ذهن و نیز نمرات همدلی به میزان قابل‌توجهی پایین‏تر از نمرۀ دانش‏آموزان بهنجار بود. بنابراین، لازم است در آموزش مهارت‏هایی از قبیل مهارت‏های اجتماعی به دانش‏آموزان با مشکلات شنوایی این مسئله را در نظر گرفت و مواد آموزشی را متناسب با درک شناختی آنان تنظیم کرد.


سونا مطلوبی، علی محمدزاده، زهرا جعفری، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: موسیقی در تمامی فرهنگ ‎ ها وجود دارد و اکثر محققان به ‎ دنبال این موضوع هستند که چگونه موسیقی بر جنبه‎های مختلف رشد شناختی از جمله درک، حافظه و مهارت‏های زبانی تأثیر می‎گذارد. تحقیقات انجام شده در حیطۀ علوم اعصاب در زمینۀ موسیقی طی سال‏های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. در مطالعۀ حاضر تأثیر موسیقی زمینه خنثی و موسیقی زمینه مثبت در قیاس با وضعیت سکوت، بر عملکرد حافظۀ شنوایی‏ـ‏کلامی افراد هنجار مورد مطالعه قرار گرفت.

روش بررسی: این مطالعه تحلیلی‏ـ‏مقایسه‎ای روی ۴۰ دانشجوی دختر و پسر با شنوایی و گفتار هنجار در محدودۀ سنی ۱۸ تا ۲۶ سال از بین نمونه‎های در دسترس انجام شد. پس از انجام ارزیابی‏های شنوایی و گفتاری، به‏منظور بررسی تأثیر موسیقی زمینه بر حافظۀ کاری، آزمون حافظۀ شنوایی‏ـ‏کلامی ری در سه موقعیت سکوت، موسیقی برانگیزانندۀ احساس مثبت و موسیقی خنثی اجرا شد.

یافته‎ها: میانگین امتیاز آزمون حافظۀ شنوایی‏ـ‎کلامی در موقعیت سکوت نسبت به دو موقعیت همراه با موسیقی برانگیزانندۀ احساس مثبت(p=۰/۰۰۳) و موسیقی خنثی(p=۰/۰۱)، به‏میزان معنی‏داری بالاتر بود. جنس بر نتایج آزمون تأثیری نداشت.

نتیجه‎گیری: به نظر می‎رسد همراهی موسیقی رقابتی (موسیقی مثبت و خنثی) و سوگیری بخشی از توجه شنوایی به آن، بر عملکرد حافظۀ کاری کلامی تأثیر منفی دارد که احتمالاً به‏دلیل تداخل موسیقی با پردازش اطلاعات کلامی در مغز است.


الهام رجب‏پور، فهیمه حاجی ابوالحسن، سید علی‏اکبر طاهایی، شهره جلایی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

۷زمینه و هدف: اگرچه آزمون اعداد دایکوتیک دوتایی برای بررسی سیستم پردازش شنوایی مرکزی افراد بزرگسال مناسب است اما آزمون اعداد دایکوتیک منفرد به‏دلیل سادگی برای کودکان مناسب‏تر است. این پژوهش با هدف ساخت آزمون حاضر به زبان فارسی و یافتن مقادیر هنجار مقدماتی آن در کودکان انجام شد.

روش بررسی: نسخۀ فارسی آزمون حاضر از ۳ لیست ۲۵ عددی مختلف برای ارزیابی در هریک از مراحل یادآوری آزاد، پاسخ‏دهی هدایت شده به گوش راست و پاسخ‏دهی هدایت شده به گوش چپ تشکیل شده است. اعداد هر لیست به ‎ صورت دایکوتیک روی لوح فشرده ضبط شدند. مطالعۀ مقطعی حاضر روی ۱۲۶ پسر ۷ تا ۹ سال انجام شد. پایایی آزمون با تکرار ارزیابی‏ها در ۲۹ نفر از نمونه‏ها، دو تا چهار هفته پس از انجام آزمون اولیه مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‎ها: میانگین امتیازهای گوش راست و گوش چپ به‏ترتیب از حدود ۷۹/۹۵ و ۶۹/۸۹ درصد در هفت سالگی به حدود ۵۹/۹۸ و ۲۹/۹۶ درصد در هشت سالگی افزایش یافت و میانگین میزان برتری گوش راست از حدود ۱۳/۶ درصد در هفت سالگی به حدود دو درصد در هشت سالگی کاهش یافت(p=۰/۰۰۱). تفاوت محسوسی بین امتیازهای حاصل از دو مرحلۀ یادآوری آزاد و پاسخ‏دهی هدایت شده مشاهده نشد(p>۰/۰۵). ثبات بالایی بین نتایج حاصل از آزمون اولیه و آزمون مجدد دیده شد(p>۰/۰۵).

نتیجه‏گیری: نسخۀ فارسی آزمون حاضر از پایایی مطلوبی برای ارزیابی پسران ۷ تا ۹ ساله برخوردار است و می‏تواند برای بررسی تلفیق دوگوشی در دانش‏آموزان پسری که در این محدودۀ سنی قرار می‏گیرند استفاده شود.


عباس شیخ محمدی، علی رضایی میرحصاری، سروه سلیمانی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: دانش‏آموزان کم‏شنوا نسبت به دانش‏آموزان عادی در رسیدن به نظریۀ ذهن دچار تأخیر دارند. یکی از عوامل تآثیرگذار در رشد توانایی نظریۀ ذهن تعامل والد‏ـ‏کودک است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ هوش هیجانی مادر بر توانایی دانش‏آموزان کم‏شنوا در توانایی نظریۀ ذهن بود.

روش بررسی: د ر این مطالعه که به روش همبستگی انجام شد، ۴۰ دانش‌آموز کم ‎ شنوای عمیق با محدودۀ سنی ۱۴-۸ سال انتخاب شدند. روش گردآوری داده ‎ ها از طریق انجام آزمون روی دانش ‎ آموزان با استفاده از تکالیف باور غلط و پرسش‎نامۀ هوش هیجانی بود. پرسش ‎ نامۀ هوش هیجانی توسط مادران تکمیل شد. برای تحلیل داده ‎ ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد.

یافته‎ها: یافته‏های این پژوهش نشان داد که بین نمرۀ کلی تکالیف باور غلط دانش‏آموزان کم‏شنوا و نمرات مادران آنان در هوش هیجانی و مؤلفه‏های آن همبستگی معنی‏داری وجود ندارد(p>۰/۰۱). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که نمرات مادران در هوش هیجانی و مؤلفه ‎ های آن قادر به پیش ‎ بینی نمرات دانش ‎ آموزان در تکالیف باور غلط نیست(p>۰/۰۱).

نتیجه‏گیری: بنابراین می‏توان نتیجه گرفت که بین هوش هیجانی مادران دانش‏آموزان کم‏شنوا و توانایی نظریۀ ذهن فرزندانشان رابطۀ معنی‏داری از نظر آماری وجود ندارد و هوش هیجانی مادران نمی‏تواند نمرات دانش‏آموزان را در تکالیف باور غلط پیش‏بینی کند.


علی خدام،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: دانش‏آموزان دارای هوش مرزی مهارت‏های روایی و درکی متفاوتی دارند. این پژوهش به مقایسۀ ناروانی‏ها و درک داستان در دانش‏آموزان مرزی و دانش‏آموزان عادی و بررسی رابطۀ بین این متغیرها ‏پرداخته است.

روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی ۳۰ دانش‏آموز دارای هوش مرزی با ۲۵ دانش‏آموز عادی مقایسه شدند. جامعۀ آماری دانش‏آموزان ۶ تا ۱۳ ساله شهر تهران بود. نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای از مدارس منطقه سه برای انتخاب افراد به ‎ کار رفت. برای ارزیابی دانش‏آموزان از روایت تصویری، آزمون درک داستان پژوهشگرساخته، و برای تحلیل داده‏ها آزمون من‏ویتنی ‎ یو، آنالیز کوواریانس و آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد.

یافته‏ها: دانش‏آموزان دارای هوش مرزی ناروانی کلمه‏ای(p=۰/۰۰۵) و ناروانی عبارتی(p=۰/۰۱) بیشتری نسبت به دانش‏آموزان عادی تولید کردند. ضمناً آنها در درک داستان(p<۰/۰۰۲) ضعیف‏تر عمل کردند. بین ناروانی عبارتی و درک داستان(r=-۰/۲۱) رابطۀ معنی‏داری وجود داشت.

نتیجه‏گیری: دانش‏آموزان دارای هوش مرزی در روایت‏گری ناروانی‏های بیشتری را نشان می‏دهند و در درک داستان نیز ضعیف‏تر هستند. رابطۀ منفی بین درک داستان و ناروانی‏ها وجود دارد.


سالار فرامرزی، محمدرضا مرادی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکان ناشنوا به‎ دلیل نقص شنوایی خود با مشکلات روان‏شناختی متعددی رو به رو هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد نقاشی بر کاهش تنهایی و ناامیدی کودکان ناشنوای پسر صورت گرفت.

روش بررسی: روش پژوهش آزمایشی و از طرح پیش‏آزمون‏ـ‏پس‏آزمون با گروه شاهد استفاده شد. به این منظور از بین کودکان ناشنوای ۷ تا ۱۰ سالۀ شهر اصفهان، تعداد ۳۰ نفر که ملاک ‎ های ورود به پژوهش را دارا بودند به شیوه نمونه‏گیری چندمرحله‏ای، انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه شاهد و مورد گمارده شدند. برای جمع ‎ آوری داده ‎ ها از مقیاس ناامیدی کودکان Kazdin و مقیاس تنهایی Asher که روایی و اعتبار آنها تأیید شده است، استفاده شد. داده ‎ های به‎دست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‎ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین عملکرد دو گروه مورد و شاهد در متغیرهای احساس ناامیدی و تنهایی در پس ‎ آزمون در سطح p<0/001 تفاوت معنی ‎داری وجود دارد.

نتیجه‎گیری: براساس یافته‎ها می‏توان نتیجه گرفت که هنردرمانی با رویکرد نقاشی بر بهبود احساس ناامیدی و تنهایی کودکان ناشنوا مؤثر است و از آن به‏عنوان یک روش آموزشی و درمانی غیرمستقیم می‏توان برای کاهش احساسات منفی کودکان ناشنوا به‏ویژه تنهایی و ناامیدی استفاده کرد و این روش را به درمانگران، مربیان و مشاورانی که با این کودکان کار می‏کنند پیشنهاد کرد.


پیمان زمانی، سیده مریم موسوی، سیده فاطمه امامی، سارا عابدینی، فاطمه فرهمندفر، اشرف تشکری،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مهارت ‎ های تصحیح مکالمه برای برقراری موفقیت‏آمیز ارتباط کلامی دوطرفه، ضروری هستند. اختلالات شناختی زبانی می‏تواند بر این مهارت ها تأثیر منفی داشته باشد. با توجه به مسائل ویژۀ شناختی زبانی کودکان کم‏شنوا و کمبود اطلاعات دربارۀ راه ‎ کارهای تصحیح مکالمۀ آنها، این مطالعه انجام شد.

روش بررسی: در این پژوهش مقطعی ۵۸ کودک کم‏شنوای متوسط (۳۸ پسر و ۲۰ دختر) با دامنۀ سنی ۷-۶ سال از شهر اهواز شرکت داشتند. فراوانی به‎کارگیری راه ‎کارهای تصحیح مکالمه، امتیاز هوش، حافظه، واژه ‎ یابی، غنای واژگانی و میانگین طول جمله از طریق آزمون‏های شناختی زبانی در ۱۰ موقعیت مکانی به‏دست آمد. آنالیز داده‏ها در نسخۀ ۱۸ نرم‏افزار SPSS با آزمون ‎ های t مستقل، پیرسون و رگرسیون لجستیک انجام شد.

یافته‏ها: بین به‎کارگیری راه ‎ کار شفاف‏سازی و هوش ارتباطی اجتماعی رابطۀ مستقیم(p=۰/۰۴۵) و بین به‎کارگیری انواع راه ‎ کارهای تصحیح مکالمه و توانمندی ‎ های زبانی کودکان کم ‎ شنوای متوسط همبستگی مستقیم(p<۰/۰۵) دیده شد.

نتیجه‏گیری: کودکان کم ‎ شنوای متوسط شش تا هفت ساله از راه ‎ کار تکرار کردن، بیشتر از سایر راه ‎ کارها برای اصلاح مکالمه استفاده کردند. با افزایش یک واحد در توانایی واژه ‎ یابی یا افزایش یک واحد در میانگین طول جمله کودکان مورد مطالعه، می ‎ توان انتظار داشت که یک واحد بر میزان استفاده از راه ‎ کار تکرار کردن افزوده می ‎شود.


مهناز علی‏اکبری دهکردی، علی‏اصغر کاکو جویباری، طیبه محتشمی، نرگس یکدله‏پور،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات، آسیب شنوایی را پراسترس‏ترین معلولیت می‏داند. استرس والدین نیز می‏تواند به عملکرد بد نظام خانواده و فرزندپروری نامتناسب منتهی شود. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامۀ فرزندپروری مثبت بر تنیدگی والدینی مادران کودکان دچار آسیب شنوایی بود.

روش بررسی: جامعۀ آماری شامل کلیه مادران کودکان ۷ تا ۱۲ ساله آسیب‏دیدۀ شنوایی در شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه ‎ گیری تصادفی ۲۴ نفر به ‎ عنوان نمونۀ مورد پژوهش انتخاب و به تصادف در دو گروه مورد و شاهد جای داده شدند. به گروه مورد برنامۀ فرزندپروری مثبت بر مبنای برنامه Sanders (۱۹۹۳) در طول هشت جلسه آموزش داده شد. از پرسش ‎ نامۀ تنیدگی والدین Abidin به‏عنوان ابزار سنجش استفاده شد.

یافته‏ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات در قلمرو والد و قلمرو کودک در گروه مورد نسبت به گروه شاهد در پیش‏آزمون نسبت به پس‏آزمون با توجه به هدف پژوهش کاهش بیشتری یافته است. همچنین نتایج با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری حاکی از این بود که آموزش روش فرزندپروری مثبت در کاهش نمرات تنیدگی والدینی در قلمرو کودک و مؤلفه‏های تقویت‏گری و خلق کودک و در قلمرو والد و مؤلفه‏های آن احساس صلاحیت، روابط با همسر و محدودیت نقش مؤثر بوده است(p<۰/۰۵).

نتیجه‏گیری: با توجه به مزیت‏های آموزش والدین در کاهش تنیدگی والدینی مادران کودکان آسیب‏دیدۀ شنوایی، آموزش این روش به مادران این کودکان در کلیه مراکز آموزشی ناشنوایان توصیه می‏شود.


سالار فرامرزی، محمدرضا مرادی، بهاره معتمدی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکان ناشنوا به‏دلیل نقص شنوایی خود با مشکلات سازگاری متعددی روبه‌رو هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان‏نمایشگری به روش پانتومیم بر سازگاری اجتماعی دانش‏آموزان دختر ناشنوای ۱۲ تا ۱۵ ساله شهر اصفهان انجام گرفت.

روش بررسی: روش پژوهش آزمایشی و از طرح پیش‌آزمون‏ـ‏پس‌آزمون با گروه شاهد استفاده شد. به این منظور تعداد ۳۰ نفر از دانش‏آموزان دختر ناشنوای ۱۲ تا ۱۵ ساله شهر اصفهان که ملاک‏های ورود به پژوهش را داشتند، به روش تصادفی انتخاب و در دو گروه مورد (۱۵ نفر) و شاهد (۱۵ نفر) قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات از مقیاس سازگاری اجتماعی (Rao(۱۹۷۳ استفاده شد. داده‏ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره و با بهره‏گیری از نرم‏افزار SPSS نسخۀ ۲۱، تجزیه و تحلیل شد.

یافته‏ها: نتایج نشان داد که تفاوت بین سازگاری اجتماعی دو گروه مورد و شاهد پس از انجام مداخله در سطح p=۰/۰۰۰۱ معنی‏دار است.

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج پژوهش می‏توان گفت که روش روان‏نمایشگری به روش پانتومیم، سازگاری اجتماعی دانش‏آموزان ناشنوا را بهبود می‏بخشد و می‏توان از آن به‌عنوان یک روش آموزشی و درمانی استفاده کرد.


سعید حسن‏زاده،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: درمانگران و محققان همواره نیازمند ابزارهای استاندارد برای ارزیابی ادراک شنیداری و تولید گفتار کودکان ناشنوا به‏ویژه آنهایی که کاشت حلزون شده‏اند هستند. با توجه به استفادۀ روزافزون از دو مقیاس طبقه‏بندی عملکرد ادراک شنیداری و درجه‏بندی وضوح کلامی در کودکان ناشنوای پیش‏زبانی کاشت حلزون شنوایی شده در سطح دنیا، مطالعۀ حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی نسخۀ فارسی این دو مقیاس انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه ۹۲ کودک یک سال و سه ماهه تا پانزده سال و هفت ماهۀ ناشنوای کاشت حلزون شده شرکت کردند. بررسی پایایی مقیاس‏ها با استفاده از روش آزمون‏ـ‏بازآزمون و پایایی بین مصححان انجام شد. بررسی روایی ملاکی و سازه هر دو مقیاس نیز مورد توجه قرار گرفت.

یافته‏ها: پایایی بازآزمایی مقیاس‏های ادراک شنیداری و وضوح کلامی به‏ترتیب، ۸۲/۰ و ۷۹/۰ به‏دست آمد(p<۰/۰۱)، پایایی مصححان براساس میانگین ضریب توافق کاپای Cohen نیز به‏ترتیب ۷۳/۰ و ۷۰/۰ را نشان داد که در حد قابل قبولی است (p<۰/۰۱). روایی سازۀ این دو مقیاس به‏ترتیب ۶۴/۰ و ۶۹/۰ و روایی ملاکی نیز به‏ترتیب از ۵۸/۰ تا ۷۴/۰ و ۶۶/۰ تا ۶۹/۰ به‏دست آمد(p<۰/۰۱).

نتیجه‏گیری: هر دو مقیاس واجد ویژگی ‎ های روان‏سنجی لازم برای سنجش استاندارد ادراک شنیداری و تولید گفتار کودکان ناشنوای کاشت حلزون شنوایی شده هستند.
محمد ابراهیم مهدوی، جعفر آقازاده، سید علی‏اکبر طاهایی، فاطمه حیران، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: زیرآزمون شنوایی دایکوتیک یکی از اجزای مهم مجموعه آزمون پردازش شنوایی کودکان و بزرگسالان به‌شمار می‌رود. آزمون اعداد دایکوتیک تصادفی در پاسخ به ضعف حساسیت آزمون اعداد دایکوتیک دو جفتی به ناقرینگی گوشی ناهنجار در شنوایی دایکوتیک ساخته شده است. مطالعۀ حاضر با هدف ساخت نسخۀ فارسی این آزمون و ارزیابی اولیۀ آن انجام شد.

روش بررسی: با ضبط اعداد یک تا ده (به‏جز عدد دوهجایی چهار) فارسی در استودیو و تنظیم مشخصات شدتی و زمانی امواج، نسخۀ فارسی آزمون اعداد دایکوتیک تصادفی مطابق با نسخۀ انگلیسی آن ساخته شد. آزمون در سطح ۵۵ دسی‌بل HL روی ۵۰ نفر (به نسبت مساوی از هر دو جنس) راست‌دست ۱۸ تا ۲۵ سال با سطح شنوایی ۱۵ دسی‌بل HL یا کمتر در فرکانس‌های ادیومتریک انجام شد.

یافته‌ها: میانگین امتیاز گوش راست، گوش چپ و برتری گوش راست در افراد مورد مطالعه به‏ترتیب ۳/۹۴ درصد با انحراف معیار ۳/۵، ۸/۸۴ درصد با انحراف معیار ۷/۷ و ۵/۹ درصد با انحراف معیار ۷ درصد به‌دست آمد. ۶۰ درصد از افراد نتیجۀ بهنجار، ۲۴ درصد ضعف یک ‎ گوشی و ۱۶ درصد ضعف دوگوشی نشان دادند.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد نسخۀ فارسی آزمون اعداد دایکوتیک تصادفی می‌تواند همانند آزمون اصلی خود ناقرینگی گوشی، ضعف‌های یک ‎ طرفه و دوطرفه را در شنوایی دایکوتیک نشان دهد.


فرزاد فرجی خیاوی، آرش بیات، رضوان دشتی، سید جلال ثامنی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: افت شنوایی از شایع‏ترین بیماری‎ های مزمن در سالمندان است. استفاده از سمعک به‏منظور بهبود مشکل شنوایی، تأثیر مثبتی بر کیفیت زندگی این دسته از افراد دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رضایتمندی افراد سالمند کم‏شنوا از سمعک براساس نوع و میزان کم‏شنوایی آنان بود.

روش بررسی: این پژوهش مقطعی روی ۴۰ سالمند دارای سمعک انجام گرفت. این افراد براساس گروه‏بندی سالمندی سازمان جهانی بهداشت به دو گروه سنی ۷۴-۶۵ سال و ۹۰-۷۵ سال تقسیم شدند که در هر گروه ۲۰ نفر قرار داشتند. ارزیابی میزان رضایتمندی از سمعک با استفاده از پرسش‏نامه سنجش رضایتمندی از سمعک در زندگی روزمره صورت پذیرفت.

یافته‏ها: در مطالعۀ حاضر میزان رضایتمندی از سمعک در گروه سنی ۷۴-۶۵ سال به‏طور معنی‏داری بیشتر از گروه ۹۰-۷۵ سال بود(p=۰/۰۲). میزان رضایتمندی در افراد دچار کم‏شنوایی آمیخته به نحو معنی‏داری بیشتر از مبتلایان به کم‏شنوایی حسی‏ـ‏عصبی به‏دست آمد(p=۰/۰۲). میانگین امتیازات بیماران با کم‏شنوایی شدید در بعد تأثیرات منفی به‌نحو معنی‏داری بیشتر از گروه‏های کم‏شنوایی متوسط و متوسط تا شدید بود(p=۰/۰۱).

نتیجه‏گیری: میانگین نمرۀ کلی رضایتمندی افراد، حاکی از رضایت نسبتاً بالای آنها از سمعک خود بود. از طریق مشاورۀ دقیق در مورد توانایی‏ها و محدودیت‏های تقویت ‎ کننده می ‎ توان تأثیرات منفی را در گروه‏های مبتلا به کم‏شنوایی متوسط و متوسط تا شدید کاهش داد.


فریده تنگستانی‏زاده، عزت‏اله احمدی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: نقص شنوایی در افراد ناشنوا و کم‏شنوا علاوه بر مهارت‏های ارتباطی، بسیاری از توانایی‏های شناختی آنها از جمله حافظه را تحت تأثیر قرار می ‎ دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر، مقایسۀ حافظۀ کاری‏ـ‎دیداری در دانش‏آموزان ناشنوا، کم‏شنوا با همتایان عادی بود.

روش بررسی: در پژوهش حاضر که از نوع علّی‏ـ‏مقایسه‏ای بود، با استفاده از آزمون Andre Rey ،۶۰ دانش‏آموز آسیب‏دیدۀ شنوایی (۳۰ ناشنوا و ۳۰ کم‏شنوا) با ۳۰ دانش‏آموز عادی به‏عنوان گروه بهنجار که براساس جنس، هوش، پایۀ تحصیلی و وضعیت اجتماعی‏ـ‏اقتصادی همتا شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند.

یافته‏ها: یافته‏ها نشان داد، بین گروه عادی با دو گروه ناشنوا و کم‏شنوا تفاوت معنی‏دار وجود دارد(p<۰/۰۵)، که میانگین گروه عادی از دو گروه دیگر بیشتر بود. اما تفاوت بین دو گروه آسیب‏دیده معنی‏دار نبود(p>۰/۰۵).

نتیجه‏گیری: نتایح نشان داد که کارکرد دانش‏آموزان ناشنوا و کم‏شنوا در تکلیف حافظۀ کاری‏ـ‏دیداری نسبت به همتایان عادی خود، ضعیف‏تر است اما دو گروه ناشنوا و کم‏شنوا عملکرد یکسانی داشتند. بنابراین با شناسایی و درک بهتر عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت این توانایی شناختی، می‏توان با ارائه راه‏کارهای جدید آموزشی، بسیاری از عقب‏افتادگی ‎ های این گروه از افراد، در زمینه‏های مختلف شناختی را بهبود بخشید.



صفحه 16 از 17     

شنوایی شناسی - دانشگاه علوم پزشکی تهران Bimonthly Audiology - Tehran University of Medical Sciences
Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0

This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 Unported License which allows users to read, copy, distribute and make derivative works for non-commercial purposes from the material, as long as the author of the original work is cited properly.

Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 49 queries by YEKTAWEB 4741