|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
51 نتیجه برای کودکان
نسیبه سلطانینژاد، علی قربانی، مسعود صالحی، سعید فخر رحیمی، دوره 21، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: فعل از مهمترین اجزای جمله است و آسیب به آن از ابعاد قابل توجه نابسامانیهای زبان در دوران رشد کودک به شمار میرود. با توجه به این که در ایران برای بررسی این جنبه از زبان در کودکان آزمون مناسبی وجود ندارد، هدف از این پژوهش ساخت و ارزشیابی آزمون تصویری افعال برای کودکان 36 تا 54 ماهه فارسیزبان و بررسی قدرت تمایزگذاری آن در کودکان مورد مطالعه بود. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، فهرستی از افعال که قابلیت به تصویر کشیدن را داشتند، تهیه شد. برای تعیین شاخص روایی محتوایی از هفت گفتاردرمانگر نظرسنجی شد و تعداد 55 فعل که مورد تأیید هر هفت نفر بود، انتخاب شد. سپس تصاویر مناسب برای این تعداد فعل، با همکاری همان هفت متخصص، انتخاب گردید. آزمون روی 106 کودک در سه گروه سنی (42-36، 48-42 و 54-48 ماهه)، اجرا شد. پایایی آزمون با دو روش تکرارپذیری و ثبات درونی و همبستگی توانایی پاسخدهی آزمودنیها با سن آنها با آزمون آماری اسپیرمن تعیین شد. یافتهها: شاخص روایی محتوا برای تعداد 55 فعل برابر با یک بود. در بررسی پایایی، ضریب همبستگی حاصل از دو بار اجرا، 90/0 و ثبات درونی 60/0 بود که با استفاده از روش حذف آیتم این مقدار به 71/0 افزایش یافت. بین توانایی پاسخدهی آزمودنیها و سن آنها با ضریب همبستگی 76/0 ارتباط معنیدار وجود داشت .(p<0/001) نتیجهگیری: آزمون تصویری افعال، ابزاری مناسب برای ارزیابی افعال در کودکان 36 تا 54 ماهه و دارای قدرت تمایزگذاری بین سه گروه سنی مورد مطالعه است.
مریم وهاب، سیما شهیم، محمدمجید اوریادی زنجانی، سلیمه جعفری، مریم فهام، دوره 21، شماره 4 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اکتساب گفتار و زبان یکی از مهمترین مؤلفههای رشد است که تعامل اجتماعی نقش بنیادی را در این فرایند ایفا میکند. تحقیقات اخیر نشان داده است که تواناییهای زبانی کودک ارتباط نزدیکی با مهارت اجتماعی وی دارد. هدف از این پژوهش بررسی وجود ارتباط بین رشد زبان بیانی و ابعاد مهارتهای اجتماعی در کودکان چهار تا شش سالۀ فارسیزبان بود. روش بررسی: در این پژوهش، 123کودک 6-4 ساله 76 پسر و 47 دختر که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، از بین کلیه مهدکودکهای شیراز، انتخاب شدند. انتخاب مهدکودکها براساس نمونهگیری خوشهای صورت گرفت. از این کودکان آزمون رشد زبان و مقیاس نظام درجهبندی مهارتهای اجتماعی که شامل دو فرم معلم و والدین است،گرفته شد. دادههای حاصله با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: ارتباط مثبت و معنیداری بین زبان بیانی و ابعاد مهارتهای اجتماعی مشاهده شد(p<0/001) ولی ضرایب همبستگی بین تحول زبان بیانی و ابعاد مهارتهای اجتماعی فرم والدین، ضعیفتر از فرم معلمان بود(p=0/031). همچنین، بین نظرات معلم و والدین همبستگی معنیداری وجود نداشت(p=0/27). نتیجهگیری: با توجه به نتایج، رشد زبان بیانی با رشد مهارتهای اجتماعی افزایش مییابد. از طرفی در ارتباط با ضعیف بودن این رابطه از دیدگاه والدین میتوان به عدم پویایی آن و شرایط متفاوت محیط خانه و محیط آموزشی در امر تعلیم و تربیت کودکان اشاره کرد.
عبداله قاسم پور، ابراهیم اکبری، مریم تقیپور، زینب عظیمی، ابراهیم رفاقت، دوره 21، شماره 4 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: خانوادههای دارای کودکانی دچار نقص شنوایی، با چالشهای متفاوتی روبهرو میشوند، و در این بین مادران به علت نقش سنتی مراقب، مسئولیتهای بیشتری در قبال این کودکان دارند و در نتیجه، با مشکلات روانشناختی بیشتری مواجه میشوند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسۀ بهزیستی روانشناختی و سبکهای مقابلهای در مادران کودکان ناشنوا و عادی بود. روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع علّیمقایسهای، پسرویدادی و گروه نمونه این پژوهش 30 نفر از مادران دانشآموزان ناشنوا و 30 نفر از مادران دانشآموزان عادی مدارس ابتدایی شهرستان اردبیل بودند که بهصورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامههای بهزیستی روانشناختی ریف (1989) و سبکهای مقابلهای بیلینگر و موس (1981) استفاده شد. از روش آماری آنالیز واریانس دوطرفه جهت تحلیل دادهها استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان بهزیستی روانشناختی و مؤلفههای آن در مادران کودکان ناشنوا بهطور معنیداری پایینتر از مادران کودکان عادی بود (بهترتیب p<0/01؛ p<0/05) و همچنین از لحاظ سبک مقابلهای شناختی تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود داشت(p<0/01)؛ بهطوری که مادران کودکان ناشنوا کمتر از سبک مقابلهای شناختی استفاده میکردند. نتیجهگیری: بهنظر میرسد که فقدان حس شنوایی کودکان بر بهزیستی روانشناختی و سبکهای مقابلهای مادرانشان تأثیر گذاشته، و تأثیر آن میتواند بهصورت مشکلات روانشناختی و استفاده کمتر از سبکهای مقابلهای سازگارانه قابل مشاهده باشد.
سودابه نوری، جلیل کوهپایهزاده، رامین مظفری کرمانی، محمدرضا ناطقی، دوره 21، شماره 4 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عادتهای دهانی میتوانند اثرات زیانباری بر وضعیت دهان و گفتاری کودک داشته باشند که گاه غیرقابل برگشت و دائمی است. از این رو در مطالعۀ حاضر ارتباط بین عادتهای دهانی با تولید نوک زبانی و وضعیت دهان در کودکان مهدکودکها ی شهر تهران بررسی شد. روش بررسی: نمونههای مورد مطالعه 400 کودک پسر و دختر 72-24 ماهه فارسی زبان از 16 مهد کودک شهر تهران با نمونهگیری چند مرحله ای انتخاب شدند. مکیدن انگشت ، استفاده از شیشه شیر و استفاده از پستانک در کودکان مورد بررسی قرار گرفت .گردآوری اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه، بستۀ مهارتهای دهانی کودکان و تولید گفتار صورت گرفت. یافتهها: از 400 کودک مورد مطالعه 68 نفر از هر دو جنس مبتلا به عادتهای دهانی بودند. از بین آنها 9/52 درصد به مکیدن انگشت ، 2/38 درصد به استفاده از شیشه شیر، 3/7 درصد به مکیدن انگشت همراه با استفاده از شیشه شیر و 4/1 درصد به پستانک عادت داشتند. بین مکیدن انگشت ، بینظمی دندانی و شکل سخت کام ارتباط مستقیم معنیداری وجود داشت که به ترتیب (r=0/4, p<0/001) و (r=0/39, p<0/001) بود. بین استفاده از شیشه شیر و بینظمی دندانی ارتباط مستقیم معنیداری وجود داشت (r=0/25, p<0/001). همچنین بین مکیدن انگشت و وجود تولید نوک زبانی ارتباط مستقیم معنیداری بهدست آمد (r=0/37, p<0/001). تفاوتی بین دو جنس در موارد فوق مشاهده نشد. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که عادتهای دهانی ممکن است تغییرات ساختاری در وضعیت اندامهای دهانی و در نتیجه تولید گفتار ایجاد کنند.
کریم قراشی، پرویز سرندی، ابوالفضل فرید، دوره 22، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: استرس منبع بسیاری از مشکلات موجود در سر راه زندگی ما انسانها است و هر لحظه زندگی افراد را مورد تهدید قرار میدهد. حضور کودک کمشنوا در خانواده علاوه بر ایجاد استرس، زندگی زناشویی پدران و مادران را تحت تأثیر قرار میدهد. هدف این پژوهش مقایسۀ استرس و رضایتمندی زناشویی در والدین کودکان کمشنوا و کودکان عادی است. روش بررسی: این مطالعه به روش علیـمقایسهای انجام شد. 80 نفر از پدران و مادران کودکان کمشنوا و 80 نفر از پدران و مادران کودکان عادی مراکز توانبخشی و مهدکودکهای سطح شهر تبریز به روش نمونهگیری در دسترس و تصادفی خوشهای انتخاب شدند. آزمودنیها به پرسشنامههای منبع استرس Friedrich و رضایت زناشویی Enrich پاسخ دادند. یافتهها: والدین کودکان کمشنوا استرس بیشتری نسبت به والدین کودکان عادی تحمل میکنند(p<0/001). همچنین رضایتمندی زناشویی والدین کودکان کمشنوا نسبت به والدین کودکان عادی پایینتر است(p<0/001). نتیجهگیری: حضور کودک کمشنوا برای پدران و مادران استرسزا و تهدیدکننده رضایت زناشویی بوده و لزوم توجه و برنامهریزی برای کاهش استرس والدین کودکان معلول را میطلبد.
رضوان اکبری منیع، ناهید جلیلهوند، علی قربانی، محمد کمالی، محمدرضا رضوی، دوره 22، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند اکثر کودکان قبل از چهار سالگی توانایی درک و بیان سؤألات پرسشواژهای مانند /what/، /where/ و /who/ را کسب میکنند. یک پژوهش موردی در زبان فارسی، این نتایج را تأیید میکند. هدف این مطالعه بررسی توانایی درک و بیان سؤالات پرسشواژهای در کودکان 6-4 ساله بود. روش بررسی: در پژوهش حاضر 72 کودک 6-4 سالۀ فارسیزبان بهطور تصادفی انتخاب شدند. پرسشواژهها شامل /či/، /koja/، /ki/، /čera/ و /key/ بود. دو تصویر برای درک و چهار تصویر برای بیان استفاده شد. در قسمت درک، آزمودنیها باید به سؤالاتی در مورد تصاویر پاسخ میدادند و در قسمت بیان پس از ارائۀ جملات انگیزشی توسط عروسک سخنگو باید سؤال میپرسیدند. برای بررسی نتایج این پژوهش از آمار توصیفی و t مستقل استفاده شد. یافتهها: در قسمت درک، آزمودنیها در همۀ پرسشواژهها میانگین دو با انحراف معیار صفر بهدست آوردند، بهجز کودکان 5-4 ساله که برای پرسشواژه /key/ میانگین 89/1 با انحراف معیار 32/0 را کسب کردند. در قسمت بیان بالاترین میانگین 52/3 با انحراف معیار 84/0 برای پرسشواژه /ki/ بود؛ بین آزمودنیهای 6-5 ساله و 5-4 ساله در پرسشواژههای /key/ با p<0/001، /ki/ با p=0/012، /koja/ با p=0/003 و /či/ با p=0/005 اختلاف معنیداری مشاهده شد. بیشترین خطاها نیز در کاربرد پرسشواژه /key/ بود. نتیجهگیری: آزمودنیهای این مطالعه توانایی درک و بیان پرسشواژهها را داشتند. درک پرسشواژههای /koja/či/key/čera/ki/ برای کودکان 6-4 ساله ساده است و میتوانند از این واژهها در جملات پرسشی استفاده کنند، اما خطاهای کاربردی نیز در بیان آنها وجود داشت.
ساناز سلطانپرست، زهرا جعفری، سید جلال ثامنی، مسعود صالحی، دوره 22، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: توجه پیوسته به توانایی حفظ توجه نسبت به محرکهای هدف در طول یک دورۀ زمانی پیوسته گفته میشود. در پژوهش حاضر نسبت به تهیۀ نسخۀ فارسی آزمون ظرفیت توجه پیوستۀ شنوایی و بررسی نتایج آن در کودکان هنجار اقدام شد. روش بررسی: در تهیۀ نسخۀ فارسی آزمون حاضر همانند آزمون مرجع از محرک گفتاری استفاده شد. محرکهای گفتاری شامل 100 واژۀ تکهجایی متشکل از 20 مرتبه ارائۀ تصادفی واژۀ هدف و تکرار یک فهرست 21 کلمهای از مجموعه واژههای تکهجایی بود که بهطور تصادفی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. آزمون در سطح راحت شنوایی بهصورت دو گوشی و دایوتیک روی 46 کودک هنجار 7 تا 11 سال از دو جنس انجام شد. یافتهها: بین سن با متوسط امتیاز خطای بیقراری(p=0/004) و امتیاز کل آزمون ظرفیت توجه پیوستۀ شنوایی(p=0/050) اختلاف معنیداری وجود داشت. بین سن با متوسط امتیاز خطای کمتوجهی و همچنین شاخص کاهش ظرفیت توجه، اختلاف معنیداری مشاهده نشد. جنسیت بر شاخصهای مختلف آزمون، تأثیر معنیداری نداشت. نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از آزمون حاضر روی گروهی از کودکان برخوردار از شنوایی هنجار، احتمالاً مؤید توانایی آزمون ارائه شده در تعیین ظرفیت توجه پیوستۀ شنوایی را با استفاده از محرکهای گفتاری است.
گيتا موللی، مهدی عبدالهزادهرافی، شهروز نعمتی، دوره 22، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تولد و پرورش کودکان کمشنوا، غالباً مشکلات و احساسات روانشناختی ویژهای را برای والدین بهویژه مادران که وقت بیشتری را صرف پرورش فرزندان خود میکنند به بار میآورد. هدف مطالعۀ حاضر، مقایسۀ سلامت عمومی مادران کودکان کمشنوا و مادران کودکان شنواست. روش بررسی: این مطالعه که از نوع توصیفی تحلیلی بود روی 88 مادر (44 مادر کودک کمشنوا و 44 مادر کودک شنوا) تهرانی که بهصورت تصادفی خوشهای انتخاب شدند، صورت گرفت. بهمنظور بررسی وضعیت سلامت عمومی از پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی استفاده شد. دادههای گردآوری شده با استفاده از آزمون آماری t مستقل تحلیل شد. یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد سلامت عمومی مادران کودکان کمشنوا پایینتر از مادران کودکان شنواست(p=0/01) . همچنین، میانگین امتیازهای علائم اضطراب(p=0/01)، علائم افسردگی(p=0/01)، علائم جسمانی(p=0/02) و کارکرد اجتماعی(p=0/01) مادران کودکان کمشنوا بالاتر از مادران کودکان شنواست. نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان گفت وجود کودک کمشنوا بر سلامت عمومی مادر اثرگذار است. این یافته لزوم توجه هر چه بیشتر متخصصان امر و ایجاد زمینههای حمایت روانشناختی و اجتماعی مادران کودکان شنوا را بیش از پیش روشن میسازد .
سید محسن اصغری نکاح، سمیه بهمنآبادی، صدیقه کاظمی، دوره 22، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : آموزش و توانبخشی مناسب برای کودکان کمشنوا، مستلزم سنجش نیازها است، هدف پژوهش حاضر بررسی نیازهای آموزشیـتوانبخشی کودکان آسیبدیدۀ شنوایی از منظر والدین بهعنوان یکی از منابع اطلاعاتی بود. روش بررسی: روش این پژوهش توصیفیـپیمایشی بود. دادهها توسط پرسشنامه محققساخته و با مشارکت ۶۴ نفر از والدین کودکان کمشنوای مراکز آموزشی خراسان رضوی گردآوری شد. یافتهها: نتایج نشان داد از نظر والدین اجرای برنامۀ متناسب با ویژگیهای فرزندان، تمایل به مشارکت بیشتر در برنامه و استفاده از آموزش شنیداری/کلامی بهعنوان یکی از روشهای مناسب مهمترین نیازهای آموزشی، توانبخشی و مراجع آگاهیدهنده به خانوادهها، مراکز استثنایی و تبلیغات بوده و عدم برخورداری از امکانات مناسب، لجبازی فرزندان و عدم همکاری آنها مهمترین مانع اجرای برنامهها در مرکز و منزل و نیز برقراری ارتباط کلامی و گفتار خوب، اولویت اول انتظارات والدین از برنامۀ آموزشی توانبخشی بود. توسط آزمون کای دو از بین تمامی نظرات والدین دربارۀ نیازهای آموزشی و توانبخشی پاسخی که بهطور معنیداری با بقیه تفاوت داشت، مشخص شد(p<۰/۰۵). بین پیشنهادات والدین دربارۀ رفع مشکلات آموزشی کودکان کمشنوا تفاوت معنیداری مشاهده نشد همچنین جنس کودک و سطح تحصیلات والدین تأثیر معنیداری بر نظرات آنها نداشت(p>۰/۰۵). نتیجهگیری: لازم است نیازهای والدین در قالب کارگاههای آموزشی و مشاورهای بیشتر مدنظر قرار گیرد. تصریح میشود اغلب این کودکان با روش شنیداریـکلامی آموزش دیدهاند و نتایج این مطالعه به این معنی نیست که روشهای آموزشی و توانبخشی دیگر، فاقد ویژگیهای مورد بررسی هستند.
نازنین ایالتی، زهرا جعفری، حسن عشایری، محمد کمالی، مسعود صالحی، دوره 22، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش و جایگاه مهم والدین کودکان کمشنوا در روش شنواییـکلامی و با توجه به این که امروزه این روش در کشورهای توسعه یافته، از موفق ترین روش های آموزش مهارتهای شنوایی محسوب می شود، در مطالعۀ حاضر، نسخۀ فارسی پرسشنامۀ نیازهای والدین در روش شنواییـکلامی ساخته شد و روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: پس از ترجمۀ نسخۀ انگلیسی پرسشنامۀ بررسی نیازهای والدین کودکان کم شنوا در روش شنواییـکلامی طبق پروتکل ترجمه و معادلسازی ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی، نسخۀ فارسی آن برای محاسبۀ روایی محتوا در اختیار هفت کارشناس خبره قرار گرفت و نظرات آنان در پرسشنامه اعمال شد. در نهایت پرسشنامه توسط ۵۱ والد کودک کم شنوا که از روش شنواییـکلامی استفاده می کردند تکمیل شد و نتایج مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: متوسط شاخص روایی محتوا در ۳۲ آیتم پرسشنامه معادل ۸۷/۰ درصد و ضریب آلفای درونی کرونباخ کلی پرسشنامۀ حاضر در مرحلۀ آزمون معادل ۸۶/۰ و در مرحلۀ آزمون مجدد معادل ۹۹/۰ بهدست آمد. نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده، نسخۀ فارسی پرسشنامۀ حاضر از روایی محتوایی و پایایی خوبی برخوردار است و می تواند در مراکز درمانی برای بررسی نیازهای والدین کودکان کم شنوا مورد استفاده قرار گیرد.
اکرم ولیزاده، علی قربانی، فرهاد ترابینژاد، حمید حقانی، دوره 22، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیری وضوح گفتار به معنای تعیین میزان قابلیت فهم گفتار در برقراری ارتباط است. وضوح گفتار در تصمیمگیری برای مداخله، تعیین اهداف مداخله و ارزیابی تأثیر مداخله کاربرد دارد. هدف از این مطالعه، بررسی وضوح گفتار کودکان ۳۶ تا ۶۰ ماهۀ فارسیزبان و تعیین تغییرات آن در این دورۀ سنی بود. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، ۳۶۰ کودک (۱۸۰ دختر و ۱۸۰ پسر) از میان کودکان بهنجار فارسی زبان مهد کودکهای شهر خرمآباد مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونۀ گفتار آزمودنیها با نامیدن تصاویر آزمون اندازهگیری وضوح گفتار کودکان که توسط حیدری و همکاران در سال ۲۰۱۰ جمعآوری شد. صدای آزمودنیها ضبط شد و وضوح گفتار کودکان در قالب ۱۲ گروه با فاصلۀ هر دو ماه یکبار مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: حداقل و حداکثر میانگین درصد وضوح گفتار کودکان بهترتیب مربوط به گروه ۳۶ و ۳۷ ماهه و ۵۸ و ۵۹ ماهه بود. گروه ۳۶ و ۳۷ ماهه با گروههای ۴۴ و ۴۵ ماهه به بالا و گروه ۳۸ و ۳۹ ماهه با گروههای ۵۴ و ۵۵ ماهه به بالا و گروه ۴۰ و ۴۱ ماهه با گروههای ۵۸ و ۵۹ ماهه تفاوت معنیداری داشتند(۰۵/۰>p). تفاوت معنیداری میان وضوح گفتار دختران و پسران مشاهده نشد(۷۷/۰=p). نتیجهگیری: برطبق نتایج پژوهش حاضر، وضوح گفتار از ۳۶ تا ۴۶ ماهگی بیشترین رشد و از ۴۶ ماهگی به بالا کمترین رشد را دارد.
زهرا سلیمانی، شهین نعمتزاده، لعیا غلامی تهرانی، مهدی رهگذر، دوره 23، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم کاربرد وسیع رویکرد تحلیل نمونۀ زبانی در مطالعات رشد زبان و ارزیابی آسیبشناسی آن در زبانهای دیگر، در زبان فارسی کاربرد آن رایج نبوده است. در تحقیق حاضر برخی ویژگیهای روانسنجی این رویکرد، نظیر روایی محتوا داستان و تصاویر آن، پایایی آزمونـبازآزمون و پایایی بین مصححان بررسی شد. روش بررسی: برای جمعآوری نمونۀ زبانی داستانی فارسی بر اساس مطالعۀ Schneider و همکاران در سال ۲۰۰۶ نوشته و به تصویر کشیده شد. ابتدا افراد خبره روایی متن داستان و سپس کیفیت تصاویر آن را ارزیابی کردند. تصاویر طی دو مرحله به فاصله ۱۰-۷ روز به ۳۰ کودک ۶-۵ ساله نشان داده شد و از آنها خواسته شد بر اساس تصاویر داستانی را بسازند. هیچ سرنخی توسط آزمونگر ارائه نشد. صدای کودکان ضبط، نسخه نویسی و تحلیل شد. در تحلیل ساختار جمله و کلمه ارزیابی شد. یافتهها: میانگین درصد توافق افراد صاحبنظر در مورد متن نوشتاری ۲۸/۹۲ بهدست آمد. کیفیت تصاویر رتبۀ بسیار عالی را کسب کرد. ضرایب تکرارپذیری نشان میدهد در متغیرهای ساختار جمله و ساختار کلمه بین دو مرحلۀ اجرا همبستگی معنیداری مشاهده شد(p<۰/۰۵). در ساختار جمله فقط در متغیر جملۀ مرکب ناهمپایه همبستگی مشاهده نشد(p=۰/۱۳۷). همبستگی میانگین درصد توافق بین ارزیابها در نسخهنویسی ۱/۹۷ بود و نتایج بررسی پایایی در تحلیل نمونه نشان داد ضرایب همبستگی شدید و معنیداری بوده است. نتیجهگیری: ابزار جمعآوری نمونۀ زبانی از روایی برخوردار است و ثبات عملکرد زبانی در اندازهگیری مکرر در رویکرد تحلیل نمونۀ زبانی از ضعیف تا قوی متغیر است.
هدیه هاشمی، ناهید جلیلهوند، علی قربانی، محمد کمالی، دوره 23، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در روند ارزیابی میزان خیشومیشدگی گفتار بیماران، آگاهی از اطلاعات خیشومیشدگی هنجار در گفتار افراد بهنجار حائز اهمیت است. هدف این مطالعه بررسی میزان خیشومیشدگی در گفتار کودکان بهنجار ۵/۶-۵/۳ ساله فارسیزبان و تأثیر سن بر آن بود. روش بررسی: در این پژوهش مقطعیـمقایسهای میزان خیشومیشدگی در گفتار ۱۱۲ کودک شامل ۵۷ دختر و ۵۵ پسر، ۵/۶-۵/۳ ساله مورد بررسی قرار گرفت. پس از غربالگری شنوایی و ارزیابی گفتار کودکان، آزمودنیهایی که واحد شرایط بودند، وارد مطالعه شدند. نمونۀ گفتار با اجرای آزمون تقلید و تکرار جمله (۱۴ جمله دارای همخوان دهانی و ۳ جمله دارای همخوان خیشومی) جمعآوری و اندازۀ خیشومیشدگی بهوسیلۀ دستگاه نیزالویو محاسبه شد. سپس دادهها با استفاده از آزمونهای آماری اسپیرمن، t و فریدمن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافتهها: براساس یافتههای پژوهش میانگین خیشومیشدگی در جملات خیشومی ۲۵/۴۶ درصد، جملات سایشی ۶۷/۴۳ درصد، انسدادیـسایشیها ۴۱/۴۳ درصد و در جملات انسدادی ۲۱/۴۲ درصد بود. میزان خیشومیشدگی گفتار در دختران بیشتر ولی تفاوت معنیداری با پسران نداشت ولی در جملات انسدادی(۰/۰۳۷=p) سایشی(۰۳۶/۰=p) و خیشومی(۰۳۲/۰=p) در گروههای سنی مختلف تفاوت معنیداری داشت و با افزایش سن، مقادیر افزایش داشتهاند. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در خصوص میزان خیشومیشدگی گفتار در کودکان طبیعی ۵/۶-۵/۳ ساله فارسیزبان فراهم کرده است. بهعلاوه نشان میدهد که میانگین میزان خیشومیشدگی میتواند در جملات دارای شیوۀ تولید یکسان متفاوت باشد و تحت تأثیر وجود یا عدم همخوانهای خیشومی و حتی سن قرار داشته باشد.
گلنوش گلمحمدی، طلیعه ظریفیان، عباس پورشهباز، طاهرهسیما شیرازی، اکبر بیگلریان، فرهاد سخایی، دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوۀ ذخیرهسازی و سازماندهی کلمات از نظر واجی در دوران رشد تغییر میکند. از این رو، بیشتر پژوهشگران در رابطه با این مسئله که تواناییهای بازنمایی واجی در طی زمان تکامل مییابند، اتفاق نظر دارند. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت بازنماییهای واجی در دختران و پسران بهنجار فارسیزبان انجام شد. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی توصیفیـتحلیلی، کیفیت بازنماییهای واجی ۲۴۰ کودک هنجار ۵۴ تا ۷۷ ماه بررسی شد. نمونههای مورد مطالعه به شیوۀ تصادفی ساده از مهدکودکها و مراکز پیشدبستانی شهر اراک انتخاب شدند. آزمون کیفیت بازنمایی واجی با استفاده از ابزار محققساخته انجام شد. یافتهها: بین امتیاز آزمون کیفیت بازنمایی واجی در گروههای سنی مختلف تفاوت معنیدار وجود داشت(p<۰/۰۱)، بهطوریکه آزمودنیهای ۵۴ تا ۵۹ ماهه و ۷۲ تا ۷۷ ماهه بهترتیب کمترین و بیشترین امتیاز را داشتند. تفاوت میانگین امتیاز آزمون در گروه ۵۴ تا ۵۹ ماهه با گروه ۶۶ تا ۷۱ ماهه و گروه ۶۶ تا ۷۱ ماهه با گروه ۷۲ تا ۷۷ ماهه تفاوت معنیدار نداشت و در بقیه گروهها تفاوت امتیاز آزمون معنیدار بود(p<۰/۰۰۱). در همه گروههای هجایی (کلمات دو، سه و چهار هجایی) کودکان بزرگتر عملکرد بهتری داشتند. میانگین امتیاز آزمون کیفیت بازنمایی واجی دو گروه پسر و دختر در هیچ یک از گروههای سنی تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشت. نتیجهگیری: به نظر میرسد با افزایش سن عملکرد آزمونیها در آزمون کیفیت بازنمایی واجی بهتر میشود و جنس روی کیفیت بازنماییهای واجی تأثیری ندارد.
ناهید جلیلهوند، محمد کمالی، مهدیه توکلی، زهره محمودی، منصور امیری، شهرام هادوی، مهنا جوانبخت، دوره 23، شماره 3 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: طی رشد گفتار، کاهش خوشه یکی از فرآیندهای واجی معمول در گفتار کودکان است. کودکان توانایی تولید برخی از خوشهها را از دو سالگی شروع میکنند اما توانایی در تولید انواع خوشهها تا نه سالگی ادامه مییابد. هدف این مطالعه بررسی توانایی کودکان فارسیزبان در تولید خوشه در کلمات تکهجایی با ساختار CVCC است. روش بررسی: در این مطالعه مقطعیـمقایسه ای ، ۲۰۰ کودک طبیعی سه تا شش ساله فارسیزبان از مهدهای کودک شهر تهران برای تولید ۱۹ خوشۀ حاوی همخوانهای سایشی، سایشیـانسدادی، انسدادی، روان و خیشومی در ۳۸ کلمه تکهجایی با ساختار CVCC مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخص روایی محتوایی کلمات بالاتر از ۸۰/۰ و ضریب آلفای کرونباخ برای دو نیمه ۹۱/۰ بود. یافتهها: بیش از ۷۵ درصد از کودکان سه ساله توانایی تولید خوشههای /rs/ ،/xm/ ،/xl/ و /bz/ را داشتند. متغیر سن با متغیر امتیاز تولید درست کلمات همبستگی مثبت داشت(p=۰/۰۰۱) و با متغیر تعداد کلمات دارای فرایند کاهش خوشه همبستگی منفی داشت(p=۰/۰۰۱). نتیجهگیری: کودکان طبیعی سه ساله فارسیزبان در تولید کلمات دارای خوشۀ دو همخوانی، ممکن است فرآیند کاهش خوشه بهکار ببرند اما این فرایند با افزایش سن کاهش مییابد بهطوری که اغلب کودکان شش ساله توانایی تولید خوشههای دو همخوان را دارا هستند. جایگاه تولید همخوانها، بیش از شیوۀ تولید آنها در تولید درست خوشۀ دو همخوانی نقش دارد.
فاطمه حارثآبادی، طاهرهسیما شیرازی، دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات بسیاری نشانگر ارتباط تنگاتنگ حافظۀ کاری و زبان در جمعیت کودکان عادی و جمعیتهای دچار اختلالات رشد زبان از جمله کودکان کاشت حلزون شده است. مروری بر این مطالعات از آن رو ضروری است که نه تنها روشنگر چگونگی چنین ارتباطی است، بلکه میتواند دیدگاه جامعتری در زمینۀ آموزش و درمان این افراد فراهم آورد. این مطالعه با هدف بررسی ویژگیهای حافظۀ کاری واجی و ارتباط آن با زبان در کودکان کاشت حلزون شده انجام شد. یافتههای اخیر: در این مقاله، پژوهشهایی که به بررسی ویژگیهای حافظۀ کاری واجی و ارتباط آن با توانمندیهای زبان کودکان کاشت حلزون شده پرداخته بودند، مرور شدند. پژوهشها نشان داده است که علاوه بر متغیرهای جمعیتشناختی، حافظۀ کاری واجی عامل دیگری است که بر پیامدهای زبانی کودکان کاشت حلزون شده تأثیر میگذارد. کودکان کاشت حلزون شده در مقایسه با کودکان طبیعی، فراخنای حافظۀ کوتاهتری دارند. نتیجهگیری: تصور میشود که ضعف در درونداد حسی شنیداری اولیه و تحریکات زبانی که منجر به مشکلاتی در پردازش و مرور ذهنی اطلاعات شنیداری در حافظۀ کاری واجی میشود، عامل اصلی فراخنای حافظۀ کوتاه در این کودکان باشد. از طرفی مشکلات حافظۀ کاری واجی میتواند تأثیرات نامطلوبی بر توانمندیهای زبانی کودکان کاشت حلزون شده داشته باشد. بنابراین بهمنظور ارائه روشهای درمانی جامع و مناسب به کودکان مبتلا به افت شنوایی، باید به وجود چنین ارتباط دوسویه ای بین زبان و حافظه توجه کرد.
سحر محمداسماعیلزاده، شهلا شریفی، سید محسن اصغری نکاح، حمید طیرانی نیک نژاد، دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد و ارتقای سطح مهارتهای دستوری کودکان کمشنوای کاربر سمعک مستلزم بهکارگیری برنامههای آموزشی و توانبخشی مناسب است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازیهای زبانشناختی بر رشد مهارتهای دستوری کودکان کمشنوای استفادهکننده از سمعک انجام شد. روش بررسی: ده کودک کمشنوای پنج تا هفت ساله که همگی از سمعک استفاده میکردند به صورت تصادفی به دو گروه پنج نفرۀ شاهد و مورد تقسیم شدند. پژوهش از نوع مداخلهای، بهصورت پیشآزمونـپسآزمون انجام شد و مداخله در ۱۲ جلسه با استفاده از بازی های زبانشناختی اجرا شد. بهمنظور بررسی میزان هوش این کودکان از آزمون هوش Raven و برای بررسی میزان مهارتهای دستوری این کودکان در پیش و پس از مداخله از آزمون رشد زبانـ۳ استفاده شد. یافتهها: با مقایسۀ میانگین مهارتهای نحوی در گروه شاهد و مورد مشخص شد تفاوت میانگین گروهی که بازیهای زبانشناختی را دریافت کردهاند در مهارتهای نحوی(p=۰/۰۰۱) و در هر سه خردهمهارت درک دستوری(p=۰/۰۱۳)، تقلید جمله(p=۰/۰۰۶) و تکمیل دستوری(p<۰/۰۰۱) بهلحاظ آماری معنیدار است. به این معنی که آموزش بازیهای زبانشناختی بر بهبود مهارتهای نحوی و در خردهمهارتهای درک دستوری، تقلید جمله و تکمیل دستوری کودکان کم شنوا که مداخله را دریافت کرده بودند، اثربخش بود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مهارتهای دستوری به روش بازی درمانی با رویکرد بازیهای زبانشناختی میتواند مشکلات نحوی شامل درک و فهم جملات و ساختارهای نحوی و همچنین فهمیدن و بهکارگیری اشکال تکواژشناختی را در کودکان کمشنوای کاربر سمعک بهبود بخشد.
نویده شاکری، زهرا سلیمانی، طلیعه ظریفیان، محمد کمالی، دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد آگاهی واجشناختی در برخی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با مشکل همراه است، از این رو هدف این مطالعه بررسی ارتباط آگاهی واجشناختی و فرآیندهای واجی در کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار بود. روش بررسی: این مطالعۀ مقطعی روی ۲۱ کودک پنج سالۀ مبتلا به اختلال صدای گفتار انجام شد. کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار از کلینیکهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. مهارتهای زبانی، تولیدی، عملکرد حرکتیـدهانی و آگاهی واجشناختی این کودکان بهترتیب با استفاده از آزمون رشد زبانـ۳، آزمون تشخیصی آوایی و واجی برای کودکان سه تا شش سالۀ فارسیزبان و آگاهی واج شناختی ارزیابی شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد تحلیل قرارگرفتند. یافتهها: ضریب همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی با خردهآزمونهای تجانس(p=۰/۰۰۵)، قافیه(p=۰/۰۰۹)، ترکیب(p=۰/۰۰۶)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۷) معنیدار بود. همچنین ارتباط معنیداری بین همبستگی فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج با خردهآزمونهای تجانس(p=۰/۰۰۱)، قافیه(p=۰/۰۰۸)، ترکیب(p=۰/۰۲۹)، شناسایی واج آغازین یکسان(p=۰/۰۰۷) و شناسایی واج پایانی یکسان(p=۰/۰۰۳) وجود داشت. سطح معنیداری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است. نتیجهگیری: بین مهارتهای آگاهی واجشناختی کودکان مبتلا به اختلال صدای گفتار با فرآیندهای واجی ارتباط وجود دارد بهویژه در کودکانی که از فرآیندهای واجی غیرطبیعی در سطح واج در گفتار خود بیشتر استفاده میکنند.
الهام رجبپور، فهیمه حاجی ابوالحسن، سید علیاکبر طاهایی، شهره جلایی، دوره 23، شماره 5 - ( 9-1393 )
چکیده
۷زمینه و هدف: اگرچه آزمون اعداد دایکوتیک دوتایی برای بررسی سیستم پردازش شنوایی مرکزی افراد بزرگسال مناسب است اما آزمون اعداد دایکوتیک منفرد بهدلیل سادگی برای کودکان مناسبتر است. این پژوهش با هدف ساخت آزمون حاضر به زبان فارسی و یافتن مقادیر هنجار مقدماتی آن در کودکان انجام شد. روش بررسی: نسخۀ فارسی آزمون حاضر از ۳ لیست ۲۵ عددی مختلف برای ارزیابی در هریک از مراحل یادآوری آزاد، پاسخدهی هدایت شده به گوش راست و پاسخدهی هدایت شده به گوش چپ تشکیل شده است. اعداد هر لیست به صورت دایکوتیک روی لوح فشرده ضبط شدند. مطالعۀ مقطعی حاضر روی ۱۲۶ پسر ۷ تا ۹ سال انجام شد. پایایی آزمون با تکرار ارزیابیها در ۲۹ نفر از نمونهها، دو تا چهار هفته پس از انجام آزمون اولیه مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: میانگین امتیازهای گوش راست و گوش چپ بهترتیب از حدود ۷۹/۹۵ و ۶۹/۸۹ درصد در هفت سالگی به حدود ۵۹/۹۸ و ۲۹/۹۶ درصد در هشت سالگی افزایش یافت و میانگین میزان برتری گوش راست از حدود ۱۳/۶ درصد در هفت سالگی به حدود دو درصد در هشت سالگی کاهش یافت(p=۰/۰۰۱). تفاوت محسوسی بین امتیازهای حاصل از دو مرحلۀ یادآوری آزاد و پاسخدهی هدایت شده مشاهده نشد(p>۰/۰۵). ثبات بالایی بین نتایج حاصل از آزمون اولیه و آزمون مجدد دیده شد(p>۰/۰۵). نتیجهگیری: نسخۀ فارسی آزمون حاضر از پایایی مطلوبی برای ارزیابی پسران ۷ تا ۹ ساله برخوردار است و میتواند برای بررسی تلفیق دوگوشی در دانشآموزان پسری که در این محدودۀ سنی قرار میگیرند استفاده شود.
فاطمه حارثآبادی، طاهرهسیما شیرازی، دوره 23، شماره 6 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از انواع اختلالات زبان در دوران رشد که در دهههای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است، آسیب ویژۀ زبانی است. پژوهشهای زیادی دربارۀ کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی انجام شده است، ولی تاکنون دلیل مشخصی برای وجود نقایص زبانی در آنها مشخص نشده است. برخی از پژوهشها نقص در حافظۀ کاری واجی و سرعت پردازش شنیداری را علت بروز اختلال زبانی در این کودکان می دانند. بنابراین هدف این مطالعه مروری، جمع آوری نتایج مطالعاتی است که به بررسی این دو عامل در این کودکان پرداختهاند. یافتههای اخیر: پژوهشها نشان داده است که کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی با محدودیت در ظرفیت حافظۀ کاری واجی مواجه هستند. این نقص حافظه میتواند یکی از دلایل احتمالی آسیبهای زبانی در کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی باشد، همچنین در این کودکان، اختلال در سرعت پردازش اطلاعات، به ویژه از جنبۀ شنیداری دیده شده است. نتیجهگیری: با توجه به ارتباط حافظۀ کاری واجی و سرعت پردازش شنیداری با زبان، هنوز نیاز به پژوهشهای بسیاری است تا بتوان به درستی نوع و چگونگی این ارتباطات را توضیح داد. به هر حال با توجه به نقش حافظۀ واجی و سرعت پردازش شنیداری در فراگیری زبان، پیشنهاد می شود که در ارزیابی و درمان کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی، باید روی ظرفیت حافظۀ کاری واجی و سرعت پردازش شنیداری نیز متمرکز شد.
|
|
|
|
|
| This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 Unported License which allows users to read, copy, distribute and make derivative works for non-commercial purposes from the material, as long as the author of the original work is cited properly. |
|
|
|
|