شهلا خسروان، پریسا عطایی، سید بهنام مظلوم شهری، سید جواد مجتبوی،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: واکسیناسیون شایعترین رویه دردناک دوران کودکی است و کنترل درد آن اهمیت دارد. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر ماساژ فشاری نقطه هوگو با و بدون یخ بر شدت درد ناشی از تزریق واکسن پنتاوالان در شیرخواران انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی کورسازی شده است. نمونه پژوهش 90 شیرخوار دو ماهه سالم، با وزن طبیعی بودند که در سال 1395 جهت تزریق واکسن پنتاوالان به یکی از مراکز سلامت جامعه فیاضبخش گناباد آورده شده بودند. آنان به صورت تصادفی در سه گروه ماساژ نقطه هوگو با یخ، ماساژ نقطه هوگو بدون یخ و شاهد قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها شامل فرم اطلاعات فردی و ابزار اندازهگیری درد شیرخواران بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری کایاسکوئر، کروسکال والیس، آنالیز واریانس و آزمون تعقیبی در نرمافزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: شدت درد قبل از واکسیناسیون بین سه گروه تفاوت معنادار نداشت. پس از واکسیناسیون میانگین نمره شدت درد در گروه اول 26/1±70/7 ، گروه دوم 06/1±03/8 و گروه شاهد 89/0±23/9 بود. همچنین مدت گریه در گروه اول 12/23±03/35، گروه دوم 62/21±39/40 و گروه شاهد 00/24±28/61 بود. هر دو متغیر در گروههای مداخله به صورت معناداری از گروه شاهد کمتر بودند (001/0p<). اما بین دو گروه مداخله تفاوت معناداری مشاهده نشد (586/0=p و 654/0=p).
نتیجهگیری: ماساژ نقطه هوگو با و بدون یخ میتواند درد تزریق واکسن پنتاوالان در شیرخواران را کاهش دهد و به عنوان یک روش غیردارویی ساده و در دسترس برای مدیریت درد واکسیناسیون استفاده شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2016052127982N1
سمانه نجفی، محمد رضا منصوریان، شهلا خسروان، نعمت جعفری قلعه جوقی، سیما جعفری آنی، فاطمه خلیلی،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش تغذیه صحیح یکی از مهمترین اولویتها در همه دورانهای زندگی به خصوص در سنین کودکی است. روش آموزش نیز یکی از ارکان مهم در مؤثر بودن آموزش تلقی میشود. لذا این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر روشهای ایفای نقش و سخنرانی بر آگاهی کودکان دبستانی در زمینه تغذیه سالم انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 60 دانشآموز ابتدایی دوره دوم شهر گناباد در سال 1396 انجام یافته است. شرکتکنندگان به روش تصادفی چندمرحلهای انتخاب و به دو گروه ایفای نقش و سخنرانی تخصیص یافتند. آگاهی دانشآموزان قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از آموزش به وسیله پرسشنامه محقق ساخته سنجیده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی، تحلیل شد. 05/0p≤ معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمره آگاهی در گروه ایفای نقش قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به ترتیب 55/2±77/10، 15/55±1/14 و 10/1±50/14 و در گروه سخنرانی به ترتیب 85/1±07/11، 43/1±72/13 و 84/2±47/11 (دامنه نمرات قابل کسب 16-0) بود. بین میانگین آگاهی قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود داشت (001/0p<) و افزایش آگاهی در روش ایفای نقش بیشتر از سخنرانی بود.
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر بیشتر شیوه ایفای نقش نسبت به سخنرانی در آموزش تغذیه سالم در کودکان سن مدرسه، پیشنهاد میشود در برنامه آموزش تغذیه در مدارس از روشهای جذاب، پویا و مؤثرتری همچون ایفای نقش، متناسب با اهداف رفتاری آموزشی استفاده شود تا علاوه بر افزایش بازده آموزشی، موجب ماندگاری بیشتر اثرات آموزش و یادگیری پایدارتر دانشآموزان گردد.