42 نتیجه برای زایمان
الهه صدیقی لویه، لیدا مقدمبنائم، اعظم افشار،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شواهد مبنی بر تأثیر عناصر کمیاب بر پیامد بارداری، این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر سطح سرمی مس و آهن مادران باردار بر پیامد مادری بارداری و ارتباط این عناصر با یکدیگر در خون مادر و بندناف انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی در مورد 370 مادر باردار که در بخش زایمان بیمارستانهای مریم، ولیعصر (عج) و اکبرآبادی در سال 1389 زایمان نمودهاند و نوزادان آنها انجام گرفته است. غلظت سرمی مس خون مادر و بند ناف با دستگاه جذب اتمی و آهن توسط کیت با دستگاه اتوآنالایزر مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات به صورت پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از آزمون 2c و رگرسیون لجستیک در نرمافزار SPSS v.15 تجزیه و تحلیل شد و 05/0p< معنادار تلقی گردید.
یافتهها: میانگین مس در سرم خون مادری و بند ناف به ترتیب 4/37±52/114 و 6/11±4/22 μgdl)) و برای آهن 64±2/119 و 3/65±3/164 (μgdl) بود. 3/54% مادران هنگام زایمان دچار کمبود مس و 1/1% دچار کمبود آهن بودند. با استفاده از Spearman Correlation، ارتباط مستقیم معناداری بین سطح سرمی هر عنصر در خون مادر با همان عنصر در خون بندناف دیده شد (آهن: 436/0=r، مس: 248/0=r). همچنین بین سطح سرمی مس و آهن مادر (151/0=r) و آهن مادر و مس بندناف (121/0=r) ارتباط مثبت معناداری وجود داشت. بر اساس آزمون 2c بین کمبود مس مادر و فشارخون بارداری ارتباط معناداری (001/0p<) وجود داشت. اما بین سطوح عناصر مادری با پارگی زودرس پردههای جنینی و زایمان زودرس ارتباط معناداری پیدا نشد. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که یک ارتباط معکوس معنادار بین سطح سرمی مس مادر و وقوع فشارخون بارداری (99/0- 97/0 CI:95% ، 98/0OR:) وجود داشته است.
نتیجهگیری: در این مطالعه کمبود مس مادری نسبتاً شایع و در ایجاد فشارخون بارداری مؤثر بوده است. با توجه به عدم توجه مناسب به این عنصر ضروری در مادران باردار، لازم است با توصیههای مناسب تغذیهای در دوران بارداری از عوارض ناشی از کمبود آن جلوگیری شود.
ماندانا میرمحمدعلیئی، فرزانه اشرفینیا، حمید رجبی، مهرنوش عاملولیزاده، خسرو صادقنیتحقیقی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: دوره پس از زایمان یک مرحله بحرانی است. تغییرات سریعی که پس از زایمان تجربه میشود، مادران را در معرض تجربیات ناخوشایندی از جمله آشفتگی الگوی خواب قرار میدهد که موجب تهدید سلامت مادران و شیرخواران آنها میگردد. برخی از مطالعات نشان داده است که انجام تمرینات ورزشی به عنوان یک روش غیر دارویی مؤثر در بهبود کیفیت خواب دارای اهمیت میباشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تأثیر تمرینات ورزشی بر کیفیت خواب مادران در دوره پس از زایمان بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده است که در مورد 80 مادر نخستزای 35-18 ساله تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهر رفسنجان با بارداری تک قلو، فقدان هر گونه بیماری جسمی و روحی حاد و مزمن که به روش زایمان واژینال نوزادی رسیده و سالم را به دنیا آورده بودند، در سال 1389 انجام گرفته است. مادران به دو گروه 40 نفره آزمون و شاهد تقسیم شدند. در گروه آزمون برنامهای از تمرینات ورزشی پیلاتز 5 جلسه در هفته ترجیحاً به صورت متوالی به مدت 30 دقیقه برای 8 هفته انجام میگرفت. ابزار گردآوری اطلاعات شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ بود که در ابتدا، انتهای چهار هفته اول و دوم مطالعه تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آنالیز واریانس با اندازههای تکراری استفاده شد.
یافتهها: در طول 8 هفته پیگیری، بهبود معناداری در کیفیت خواب مادران گروه آزمون مشاهده شد. اگر چه اثر متقابل بین زمان و گروه بر کیفیت خواب معنادار بود (02/0=p) اما در ادامه مقایسه میانگین کیفیت خواب در هر مقطع زمانی (به طور جداگانه) بین دو گروه آزمون و شاهد نشان داد که مداخله مورد نظر در بهبود کیفیت خواب مادران مؤثر بوده است (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر تمرینات ورزشی پیلاتز بر بهبود کیفیت خواب مادران در دوره پس از زایمان، انجام این تمرینات به عنوان یک روش غیر دارویی مؤثر در جهت ارتقای سلامت مادران پیشنهاد میگردد.
ناهید مهران، فاطمه عباسزاده، اعظم باقری، مهدی نوروزی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: از آن جا که تولد زودتر از موعد، علت عمده مرگ و میرهای دوران نوزادی است، پیشگیری از آن از اولویتهای فعلی مراقبتهای بهداشتی میباشد. بر این اساس و با توجه به تردید در نقش فعالیتهای منزل در تولد زودتر از موعد نوزادان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط فعالیتهای روزمره منزل با زایمان پیش از موعد صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی در مورد 150 خانم با زایمان ترم (گروه شاهد) و 150 خانم با زایمان پیش از موعد (گروه مورد) که به روش نمونهگیری ساده انتخاب شده بودند، در بیمارستان ایزدی شهر قم در سال 1388-1387 انجام یافته است. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی در بارداری جمعآوری شد. ابتدا متغیرها به صورت تک متغیره با آزمون تیتست آنالیز شد. سپس به منظور کنترل عوامل مخدوشکننده، متغیرها وارد مدل رگرسیون لجستیک چندگانه شده و برای هر متغیر نسبت شانس تطبیق یافته گزارش گردید (Adjusted OR). کلیه تحلیلها در نرمافزار SPSS v.16 انجام یافت.
یافتهها: مقایسه میزان فعالیتهای روزمره منزل زنان در دو گروه زایمان ترم و زایمان پیش از موعد تفاوت آماری معناداری را نشان نداد (758/0=p). به این ترتیب که میانگین و انحراف معیار گروه اول 32/5±22/12 و گروه دوم 70/5±41/12 ساعت بود. همچنین آنالیز تک متغیره و رگرسیون لجستیک چند متغیره ارتباط آماری معناداری را بین فعالیتهای روزمره و زایمان پیش از موعد نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، به نظر میرسد بین فعالیتهای روزمره منزل و زایمان پیش از موعد ارتباطی وجود ندارد. با این حال، نظر به عدم انجام فعالیت شدید توسط نمونههای این مطالعه، بررسی بیشتر موضوع توصیه میشود.
کبری ابوذری گزافرودی، فاطمه نجفی، احسان کاظمنژاد، فاطمه رحیمیکیان، مامک شریعت، پروین رهنما،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد جنسی در طول حاملگی به دلایل متعددی تحت تأثیر قرار میگیرد. فرزنددار شدن علاوه بر این که فرآیندهای روانی- اجتماعی فرد را درگیر میکند، ممکن است بر عملکرد جنسی به صورت غیرمستقیم اثر بگذارد. این مطالعه با هدف مقایسه عملکرد جنسی زنان باردار نخستزا و چندزا انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مراکز بهداشتی- درمانی شهری شرق گیلان در سال 89-1388 انجام گرفته است. نمونهها شامل 554 خانم باردار متقاضی دریافت مراقبتهای دوران بارداری بود که با روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه عملکرد جنسی و ترس از صدمه به جنین و مادر بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (منویتنییو، Generalized linear models) در نرمافزار SPSS v.16 استفاده شد. سطح معناداری از 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: در سه ماهه اول و دوم بارداری، اختلاف معناداری بین عملکرد جنسی زنان نخستزا و چندزا وجود نداشت (به ترتیب 353/0=p و 251/0=p). در سه ماهه سوم بارداری تفاوت آماری معناداری بین زنان نخستزا و چندزا از نظر میل جنسی (002/0=p)، برانگیختگی جنسی (01/0p<)، ارگاسم (01/0p<)، درد (02/0=p) و همچنین مجموع امتیاز عملکرد جنسی (016/0=p) مشاهده شد. آنالیز چند متغیره بین عملکرد جنسی زنان باردار نخستزا و چندزا اختلاف معنادار آماری نشان داد (008/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به مؤثر بودن تعداد زایمان بر عملکرد جنسی زنان باردار، طراحی و اجرای برنامههای مشاوره و توانبخشی مسایل جنسی به عنوان بخشی از مراقبتهای قبل از تولد به خصوص برای افراد چندزا ضروری به نظر میرسد.
بهاره رفیعی، مرضیه اکبرزاده، نسرین اسدی، نجف زارع،
دوره 19، شماره 1 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش اضطراب مادر در دوران حاملگی نقش مهمی در سلامت روانی- فیزیکی مادر و جنین دارد. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر آموزش دلبستگی و آرامسازی بر اضطراب سه ماهه سوم حاملگی و افسردگی پس از زایمان در زنان نخست باردار انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی است که در آن 126 زن نخست باردار طی سال 1391 در بیمارستانهای حافظ و شوشتری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز شرکت کرده و به روش تصادفی در سه گروه 42 نفری آرامسازی، دلبستگی و شاهد قرار گرفتند. قبل و بعد از مداخله پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر و افسردگی بک تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آماری آنالیز واریانس یک طرفه، LSD و مجذور کای صورت گرفت .
یافتهها : قبل از مداخله هر سه گروه از لحاظ میانگین نمره کلی و ابعاد شخصیتی و موقعیتی اضطراب و همچنین نمره افسردگی همگن بودند. آزمون آماری آنالیز واریانس نشان داد که یک ماه پس از مداخله، میانگین نمره اضطراب زنان در هر سه گروه اختلاف آماری معنادار (03/0= p ) داشته است. آزمون آماری LSD (01/0 p< ) نشان داد که اختلاف میانگین نمره اضطراب بین گروه دلبستگی با گروه شاهد و همچنین بین گروه آرامسازی با گروه شاهد (001/0> p ) معنادار بوده است. ولی بین گروههای دلبستگی و آرامسازی (2/0= p ) اختلاف معناداری مشاهده نشد. آزمون آماری آنالیز واریانس، نشان داد که پس از مداخله در گروههای آزمون و شاهد اختلاف معناداری (04/0= p ) در میانگین نمره اضطراب موقعیتی وجود داشته است. آزمون LSD نشان داد که میانگین نمرات اضطراب موقعیتی در گروه دلبستگی (02/0= p ) و آرامسازی (01/0 p< ) نسبت به گروه شاهد به طور معنادار کاهش یافته است. آزمون آماری آنالیز واریانس نشان داد که پس از مداخله اختلاف معناداری (2/0= p ) از لحاظ جنبه شخصیتی اضطراب در سه گروه مطالعه دیده نشده است. همچنین سه گروه از لحاظ میانگین نمرات افسردگی پس از زایمان اختلاف معناداری داشتند (002/0= p ). آزمون تعقیبی LSD نشان داد که میانگین نمرات افسردگی پس از زایمان در گروه دلبستگی و شاهد (01/0= p ) و آرامسازی و شاهد (01/0= p ) اختلاف معنادار داشته است .
نتیجهگیری: اجرای برنامه آموزش دلبستگی و مهارتهای آرامسازی در بارداری سبب کاهش اضطراب دوران حاملگی و افسردگی پس از زایمان گردید. از این رو توصیه میشود که در برنامه معمول مراقبتهای دوران بارداری فرآیندهای فوق گنجانده شود .
اشرف دیرکوندمقدم، علی دلپیشه،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: محدودیت دریافت مایعات در زنان زائو، از عوامل مؤثر بر انقباضات رحم و طول مدت زایمان است. تاکنون مطالعات متعددی در خصوص تأثیر مایعرسانی حین لیبر انجام یافته و نتایج متفاوتی را گزارش نمودهاند. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر افزایش مایعات وریدی بر روند و نتایج زایمان در زنان بدون محدودیت دریافت مایعات خوراکی انجام گرفته است .
روش بررسی: در کارآزمایی بالینی، 120 زن نخستزای مراجعهکننده به زایشگاه بیمارستان مصطفی خمینی ایلام طی بهمن ماه 88 لغایت آذر ماه 89 مورد بررسی قرار گرفتند. شرکتکنندگان شامل حاملگی تک قلو و بدون مشکلات دوران بارداری بوده و به صورت تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. گروه اول مراقبت معمول حین لیبر و گروههای دوم تا چهارم سرم رینگر را با سرعت60، 120 و 240 سیسی در ساعت دریافت نمودند. مصرف مایعات خوراکی صاف در همه گروهها بدون محدودیت بود. تحلیل آماری با استفاده آزمونهای آنالیز واریانس و کایاسکوئر در نرمافزار SPSS v.16 انجام و 05/0> p معنادار در نظر گرفته شد .
یافتهها : شرکتکنندگان از نظر عوامل مؤثر بر مدت زایمان همسان بودند. میانگین و انحراف معیار مدت مرحله فعال زایمان در گروههای مداخله، به طور معنادار کوتاهتر از گروه شاهد بود. گروهها از نظر طول مدت مرحله دوم زایمان، تقویت انقباضات زایمانی با اکسیتوسین و لیبر طولانی اختلاف معنادار داشتند. فراوانی سزارین در گروه 240 سیسی در ساعت از سایر گروهها کمتر بود، اما این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. گروهها از نظر آپگار نوزادی تفاوت آماری معنادار نداشتند .
نتیجهگیری: افزایش دریافت مایعات وریدی در طول لیبر، سبب کاهش طول مدت زایمان گردیده و هیچ عارضه مادری و جنینی در استفادهکنندگان گزارش نشد. لذا افزایش دریافت مایعات در زنان زائو توصیه میشود .
گیتا سنگستانی، مهناز خطیبان، جلال پورالعجل، خدایار عشوندی،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در دوران حاملگی تجربه اضطراب زایمان میتواند از نظر جسمی و روانی بسیار آسیبزا باشد. Doula فردی است که به عنوان پشتیبان مادر در اتاق زایمان حضور مییابد و در طول زایمان برای مادر حمایت مداوم جسمی و عاطفی را فراهم میکند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر بهکارگیری Doula بر اضطراب زائو حین زایمان انجام یافته است .
روش بررسی: مطالعه تجربی حاضر به صورت سری زمانی دارای گروه شاهد تصادفی شده انجام یافته است. 64 زائوی دارای معیارهای پژوهش بستری در بیمارستان فاطمیه همدان در سالهای 92-1391، به صورت دردسترس در بخش زایمان انتخاب به صورت تصادفی ساده در گروه شاهد یا مداخله قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگ و یک چک لیست بوده است. نتایج حاصل با استفاده از آزمونهای پارامتری و ناپارامتری و نرمافزار 11- Stata مورد آنالیز آماری قرار گرفتند .
یافتهها : دو گروه در زمان اجرای طرح از نظر سن، تحصیلات، میزان درآمد، محل زندگی و میزان اضطراب پنهان تقریباً مشابه هم بودند. اضطراب آشکار در بدو ورود به لیبر در دو گروه مشابه هم بود (05/0< p ). پس از انجام مداخله، میزان اضطراب آشکار در گروه مداخله در پایان حضور در اتاق لیبر، در پایان حضور در اتاق زایمان و همچنین اتاق ریکاوری به طور معناداری کمتر از گروه شاهد بوده است (001/0> p ) .
نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش، Doula در کاهش اضطراب زایمان و در نتیجه عوارض ناشی از آن بسیار مؤثر است .
سیده طاهره میرمولایی، مینور لمیعیان، معصومه سیمبر، ابوعلی ودادهیر، آرین قلیپور،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین ارکان موفقیت در ارایه خدمات مناسب در بخش زایمان، کار تیمی خوب (بین متخصصان زنان و ماماها) است. از این رو مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر کار تیمی در بخش زایمان یکی از بیمارستانهای دولتی شهر تهران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با 9 نفر از ماماها و 4 نفر از متخصصان زنان که به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، انجام یافته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته در سال 93-1392 در یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری و به روش تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شد.
یافتهها: موانع و تسهیلکنندههای کار تیمی در بخش لیبر دو مضمون پدیدار شده در این مطالعه بودند. طبقات اصلی مضمون موانع کار تیمی: مسایل زمینهای (تضادهای بین حرفهای، مسایل قانونی، دریافت مالی)؛ مشکلات فردی (مشکل جسمی، ویژگیهای منفی شخصیتی، مسایل خانوادگی)؛ نقص توانایی و مهارت؛ (نداشتن توانمندی و انگیزه، ضعف آموزشی، تجربه کم) و سیستم مدیریتی سازمان یا خارج تیم (برنامهریزی و سیاستگذاری نامناسب، ساختار سلسله مراتبی، عدم ارزشیابی تیم، بیعدالتی) و طبقات اصلی مضمون تسهیلکنندههای کار تیمی: مدیریت داخلی تیم؛ (رهبر تیم، جوکاری، شفافسازی ارزشگذاری فعالیت افراد، اجرای درست قوانین بالادستی) همکاری، همیاری و همدلی؛ (کمک و همکاری، همدلی و حمایت از هم) و ویژگی فردی لازم برای کار در تیم زایمان (روابط مناسب، ویژگیهای مثبت شخصیتی)، بود.
نتیجهگیری: در این مطالعه، موانع و تسهیلکنندههای کار تیمی در بخش لیبر به صورت جامع و در سطوح مختلف شناسایی شدند. براساس این یافتهها میتوان مداخلاتی را جهت افزایش سطح کار تیمی طراحی و اجرا نمود.
فاطمه نجفی، کبری ابوذری گزافرودی، فاطمه جعفرزاده کنارسری، پروین رهنما، بهاره غلامی چابکی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: از علل عمده سزارین، درخواست بیمار به دلیل ترس از زایمان طبیعی است. این مطالعه با هدف مقایسه ترس از زایمان و نوع زایمان در دو گروه از زنان باردار شرکتکننده در کلاسهای آمادگی زایمان و دریافتکننده مراقبتهای معمول زایمان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت آیندهنگر در سال 93-92 در مورد 202 نفر از زنان باردار نخستزای مراجعهکننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهری شرق گیلان که متقاضی دریافت مراقبت دوران بارداری بودند، انجام یافت. روش نمونهگیری در دسترس بود. ترس از زایمان با پرسشنامه CAQ در طی دو مرحله (قبل از شرکت در کلاس آمادگی زایمان و دریافت مراقبتهای معمول و نیز در سه ماهه سوم بارداری) بررسی شد و سپس هر دو گروه تا زمان زایمان مورد پیگیری قرار گرفتند. دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی (کایاسکوئر، تیزوجی، آنوا، تیتست) در نرمافزار SPSS v.16 تحلیل شد. 05/0p< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمرات ترس از زایمان در دو گروه، قبل از شرکت در کلاس آمادگی زایمان و دریافت مراقبتهای معمول تفاوت معناداری نداشت (23/0=p). اما مقایسه میانگین نمره ترس از زایمان در دو گروه در سه ماهه سوم بارداری تفاوت معناداری (001/0p<) را نشان داد. از نظر انجام زایمان طبیعی نیز بین دو گروه اختلاف معنادار بود (002/0=p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از اهمیت کلاسهای آمادگی زایمان در کاهش ترس از زایمان و افزایش زایمان طبیعی در زنان نخستزایی است که در این کلاس شرکت کردند. بنابراین، ترغیب زنان باردار برای شرکت در این کلاسها توصیه میشود.
مینا گالشی، مژگان میرغفوروند، فریبا علیزاده شرجآباد، فوزیه صناعتی،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند مادر- کودک بعد عاطفی رابطه مادر و نوزاد میباشد که بر رشد روانی نوزاد مؤثر است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیشگوییکنندههای پیوند مادر و کودک انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 270 مادر مراجعهکننده به 18 مرکز بهداشتی درمانی شهر تبریز در هفته 8 تا 10 پس از زایمان در سال 94-1393 انجام گرفته است. دادهها با استفاده از پرسشنامههای فردی- اجتماعی و مامایی، پیوند مادر- کودک، افسردگی ادینبرگ و اضطراب اشپیلبرگر جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای پیرسون، تیمستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرمافزار SPSS v.21 انجام گرفت. سطح معناداری 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) نمره پیوند مادر- کودک 4/8±2/46 از محدوده نمره قابل دستیابی 125-0 بود. 2/85% دارای پیوند مادر و کودک مختل بودند. بیشترین فراوانی اختلال مربوط به مؤلفه پیوند معیوب مادر و کودک و کمترین فراوانی اختلال در مؤلفه اضطراب مراقبت بود. متغیرهای افسردگی، اضطراب آشکار و حاملگی ناخواسته از پیشگوییکنندههای پیوند مادر و کودک بودند.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان میدهد که اضطراب، افسردگی و حاملگی ناخواسته از مؤلفههای مؤثر بر پیوند مادر و کودک هستند، لذا غربالگری مادران برای شناسایی و درمان به موقع اضطراب و افسردگی و همچنین کاهش میزان بروز حاملگی ناخواسته از طریق مشاورههای هدفمند تنظیم خانواده میتواند به بهبود پیوند مادر- کودک و در نتیجه به رشد و تکامل بهتر کودک کمک کند.
فاطمه رافت، پروانه رضاسلطانی، عاطفه قنبری، مریم مریدی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از راهکارهای غیردارویی کاهش درد زایمان، حضور همسر هنگام زایمان است. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین نگرش زوجهای در انتظار فرزند در خصوص حضور همسر در اتاق زایمان انجام یافته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی- تحلیلی است که در مورد 259 نفر از زنان باردار مراجعهکننده به مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) شهر رشت و همسران آنها در سال 1393 صورت گرفته است. نمونهها به صورت دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیتشناختی و سنجش نگرش زنان و مردان نسبت به حضور همسر در اتاق زایمان بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS v.17 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سن زنان 59/5±42/26 سال و مردان 71/5±69/30 سال بود. میانگین نمره نگرش در گروه مادران 47/13±99/102 به دست آمد که 3/97% نگرش مثبت، 9/1% بینظر و 8/0% نگرش منفی نسبت به حضور همسر در اتاق زایمان داشتند. در گروه مردان میانگین نمره نگرش 36/14±88/100 به دست آمد که 9/91% دارای نگرش مثبت، 8/5% بینظر و 3/2% نگرش منفی نسبت به حضور همسر در اتاق زایمان داشتند. همچنین در گروه مادران، در مدل رگرسیون خطی مشخص گردید که میزان تحصیلات مادر با نمره نگرش ارتباط معناداری دارد به طوری که با افزایش سطح تحصیلات نمره نگرش 19/0 افزایش مییابد.
نتیجهگیری: نظر به نگرش مثبت اکثر زوجها نسبت به حضور همسر حین لیبر و زایمان، پیشنهاد میگردد در طراحی امکانات و اقدامات لازم جهت اجرای برنامه بیمارستانهای دوستدار مادر و ترویج زایمان طبیعی، نتایج بالا مدنظر قرار گیرد.
بختیار پیروزی، قباد مرادی، نادر اسماعیلنسب، هومن قصری، صلاحالدین فرشادی، فریبا فرهادیفر،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان سزارین در دو دهه اخیر در ایران روند رو به رشدی داشته است. برنامه «ترویج زایمان طبیعی» در قالب طرح تحول نظام سلامت در کشور به منظور افزایش زایمان طبیعی اجرایی شده است. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر میزان سزارین و هزینه پرداخت شده توسط مادران بستری در بیمارستانهای استان کردستان است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی به صورت طولی و گذشتهنگر انجام گرفته است. میزان سزارین در همه بیمارستانهای استان کردستان برای سال 1392 و طی یک سال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت و همچنین دادههای مربوط به درصد پرداخت از جیب در یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی کردستان که به صورت تصادفی انتخاب شد، مورد بررسی قرار گرفت. دادهها در نرمافزار SPSS v.20 تحلیل شد.
یافتهها: میزان سزارین در استان کردستان طی یک سال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت، نسبت به میزان پایه خود در سال 1392، کاهشی 02/14 درصدی داشته است (001/0p<). میانگین درصد پرداخت صورت حساب بیمارستان از جیب قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت 05/16% بوده است. این درصد بعد از اجرای مرحله اول و سوم طرح به 30/4% و 5/2% کاهش پیدا کرده است.
نتیجهگیری: برنامه ترویج زایمان طبیعی، به هدف از پیش تعیین شده خود، یعنی کاهش 10 درصدی میزان سزارین طی یک سال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت نسبت به میزان پایه، دست یافته و درصد هزینه پرداخت شده از جیب در صورت حساب بیمارستان کاهش چشمگیری داشته است.
فروزان شریفیپور، اعظم باخته، نادر سالاری،
دوره 23، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ترس و اضطراب شدید مادر از درد زایمان باعث انقباض عضلات میشود. انقباض شدید عضلانی، از جمله عضلات رحمی باعث ایجاد تداخل با روند مطلوب زایمان میشود. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر رایحه مریم گلی بر کاهش اضطراب زنان حین زایمان است.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی است (IRCT2016042727633N1) که در سال 1394 در مورد 160 زن باردار که جهت زایمان طبیعی به بیمارستان معتضدی کرمانشاه مراجعه کرده بودند، انجام گرفته است. افراد به روش گمارش تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. قبل از مداخله پرسشنامه مقیاس سنجش اضطراب آشکار اشپیلبرگر توسط هر دو گروه تکمیل و نمره اضطراب تعیین شد. در گروه مداخله بلافاصله بعد از شروع فاز فعال لیبر، سه قطره از اسانس مریم گلی به گاز آغشته شده و به یقه لباس نمونهها متصل و هر نیم ساعت تجویز آن تکرار شد. در گروه شاهد از دارونما به روش مشابه استفاده شد. پس از مداخله اضطراب در دیلاتاسیون 7-5 cm اندازهگیری شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای کایدو، فیشر، کولموگروف اسمیرنوف، ویلکاکسون و منویتنی استفاده شد.
یافتهها: میانگین اضطراب قبل از مداخله در دو گروه یکسان بود (15/0=p). اما پس از مداخله، میانگین اضطراب در گروه رایحه درمانی (39/10±86/39) در مقایسه با گروه شاهد (41/7±25/64)، کمتر بود (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که رایحه درمانی با اسانس مریم گلی موجب کاهش سطح اضطراب زایمان میشود، لذا استفاده از آن در کاهش اظطراب زایمان توصیه میشود.
سمیه مکوندی، خدیجه میرزایی نجمآبادی، نجمه تهرانیان،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامه زایمان فیزیولوژیک در ایران برنامه نوظهوری است که مانند هر برنامه دیگری برای بهبود کیفیت و روند خود نیاز به ارزیابی دارد. شواهد نشان میدهند که اجرای برنامه زایمان فیزیولوژیک با چالشهایی مواجه است. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالشهای برنامه زایمان فیزیولوژیک از دیدگاه ارایهدهندگان خدمت انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی به شیوه تحلیل محتوا در دو بیمارستان دوستدار مادر شهرهای اهواز و مشهد در سال 6-1395 انجام یافته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته با 17 نفر از ارایهدهندگان خدمات زایمان فیزیولوژیک جمعآوری شد. از روش تحلیل محتوای Elo و Kyngas برای تحلیل دادههای کیفی استفاده شد.
یافتهها: از تحلیل دادهها 5 طبقه اصلی شامل: کم انگیزگی ماماها در تلاش همه جانبه جهت انجام زایمان فیزیولوژیک؛ موانع برگرفته از نیروی انسانی؛ مداخلات پزشکی در زایمان فیزیولوژیک؛ چالشهای نشأت گرفته از محیط و امکانات؛ و موانع آموزشی سد راه تحقق کامل زایمان فیزیولوژیک، به دست آمد.
نتیجهگیری: چالشهای مختلف در تعامل با یکدیگر سبب ایجاد یک فضای پیچیده شده که در آن انجام زایمان فیزیولوژیک سختتر میشود. لذا لازم است، سیاستگذاران، مسؤولان ردههای بالا، پزشکان، ماماها و مادران در رفع چالش یاد شده تلاشی هماهنگ داشته باشند.
زهره هاشمی، علی افشاری،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به این که اختلال افسردگی پس از زایمان یک اختلال شایع روانی اجتماعی با پیامدهای منفی برای مادر و نوزاد است و از طرفی تکنیک آموزش توجه از جهت مداخله در سندرم شناختی- توجهی میتواند نسبت به سایر تکنیکها مؤثرتر باشد، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تکنیک آموزش توجه بر علایم افسردگی، اضطراب و باورهای فراشناختی در افراد مبتلا به افسردگی پس از زایمان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در چارچوب طرح تجربی تک موردی با استفاده از طرح خطوط پایه چند گانه پلکانی طی 8 جلسه در مورد دو بیمار از بین مراجعان به واحد روانشناسی و روانپزشکی هلالاحمر تبریز، با دوره پیگیری سه و شش ماه در سال 1397 انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه افسردگی بک، اضطراب بک و پرسشنامه باورهای فراشناختی بودند. تحلیل دادهها با نرمافزار Excel به صورت تحلیل نموداری و سپس براساس گزارش درصد بهبودی، اندازه اثر و معناداری بالینی انجام گرفت.
یافتهها: در پایان درمان تغییرات معنادار و قابل توجهی در کاهش علایم افسردگی (61% بهبودی)، اضطراب (48% بهبودی) و باورهای فراشناختی (83% بهبودی) در بیماران مبتلا به افسردگی پس از زایمان مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد، تکنیک آموزش توجه میتواند به عنوان یک روش مؤثر در درمان بیماران مبتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان مطرح باشد، هرچند نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20171227038096N1
لیلا شابختی، کاملیا روحانی، مهسا مطبوعی، نرگس جعفری،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: توکوفوبیا به عنوان یک اختلال روانپزشکی برای اولین بار در سال ۲۰۰۰ معرفی شد. هدف از مطالعه حاضر پاسخ به چهار سؤال است: توکوفوبیا چیست و چگونه به وجود میآید؟ شیوع توکوفوبیا در دنیا چقدر است؟ علایم توکوفوبیا چیست؟ و راهکارهای کنترل و درمان توکوفوبیا چیست؟
روش بررسی: این مرور سیستماتیک در سال 1398 با جستجوی مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از ژانویه سال ۲۰۰۰ تا ژانویه سال ۲۰۱۸ در پایگاههای اطلاعاتی بین المللی PubMed، Scopus، Web of Science، Google Scholar، Science Direct و پایگاههای اطلاعاتی داخلی Magiran و SID به همراه جستجوی دستی در منابع انجام یافت.
یافتهها: پس از بررسی ۱۵۱ مقاله در نهایت ۱۶ مقاله وارد مطالعه شدند. نتایج نشان میدهد که توکوفوبیا، ترس شدید و پاتولوژیک از زایمان بوده و در طبقهبندی اختلالات روانپزشکی براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه چهارم (DSM-IV) به عنوان یک فوبیای اختصاصی تقسیمبندی میشود. اتیولوژی توکوفوبیا چند عاملی بوده و شیوع آن در زنان باردار در ۱۸ کشور جهان حدود 14% تخمین زده است. علایم این اختلال میتواند با بیخوابی، گریه، بیقراری، افسردگی و یا اضطراب و همچنین نگرانی شدید از زایمان ظاهر شود. راهبردهای روانشناسی، درمانهای شناختی- رفتاری و دارویی برای کاهش ترس زنان از زایمان در مطالعات مختلف به کار برده شده است.
نتیجهگیری: نتایج میتواند به عنوان یک راهنما برای شناسایی و غربالگری زنان در معرض خطر و همچنین اجرای مداخلات پرستاری و روان درمانی در مرحله پریناتال و زایمان به اعضای تیم بهداشتی- درمانی کمک کند.
مژگان میرغفوروند، سکینه محمد علیزاده چرندابی، فهیمه فتحی، صیاد رزاق،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از جنبههای مهم سازگاری مادران در دوران بعد از زایمان، آمادگی برای مراقبت از خانواده، عضو جدید، مراقبت از خود و برگشت به وضعیت عملکرد قبل از بارداری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیشگوییکنندههای وضعیت عملکردی مادران در دوران بعد از زایمان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 422 مادر تازه زایمان کرده مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بناب در سال 1395 با نمونهگیری خوشهای تصادفی انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامههای فردی - اجتماعی، افسردگی بعد از زایمان و وضعیت عملکردی جمعآوری شد. جهت تعیین پیشگوییکنندههای وضعیت عملکردی از رگرسیون خطی چندمتغیره در نرمافزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی وضعیت عملکردی 24/0±32/2 بود. بیشترین نمره در بعد مراقبت از نوزاد (32/0±64/3) و کمترین نمره در بعد فعالیتهای اجتماعی و جامعه (41/0±43/1) بود. بین افسردگی بعد از زایمان و نمره کلی وضعیت عملکردی، بعد مراقبت از خود و فعالیتهای اجتماعی، همبستگی معکوس معناداری وجود داشت. براساس مدل خطی عمومی، متغیرهای افسردگی بعد از زایمان، سن همسر، شغل همسر، وضعیت اقتصادی، تحصیلات مادر و تعداد بارداری، پیشگوییکنندههای وضعیت عملکردی مادران در دوران پس از زایمان بودند.
نتیجهگیری: افسردگی بعد از زایمان و برخی از مؤلفههای فردی- اجتماعی از متغیرهای مؤثر بر وضعیت عملکردی مادران هستند، لذا تشخیص زودتر و درمان سریع افسردگی بعد از زایمان و توجه به مؤلفههای فردی- اجتماعی میتواند به بهبود وضعیت عملکردی مادران کمک کرده و باعث سازگاری بهتر مادران در دوران بعد از زایمان شود.
الهام شکیبازاده، فهیمه طاهرخانی، میر سعید یکانینژاد، داود شجاعیزاده، مریم تاجور،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، رفتار نامحترمانه مادری به عنوان یک مشکل قابل توجه در جهان مطرح شده است. این مطالعه با هدف تعیین شیوع رفتارهای نامحترمانه با مادران در لیبر و زایمان و تعیین عوامل مرتبط با آن طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این یک مطالعه مقطعی در سال 1398 در مورد 357 نفر از مادرانی که در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران زایمان طبیعی داشتند، انجام گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای حاوی ویژگیهای فردی مادران و همچنین پرسشنامه اندازهگیری شیوع حیطههای مختلف سوء رفتار بود که به روش مصاحبه با مادران تکمیل شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و آزمون کایدو و رگرسیون لجستیک چندگانه در نرمافزار SPSS نسخه 24 انجام گرفت.
یافتهها: همه مادران شرکتکننده در این مطالعه حداقل یک نوع سوء رفتار را تجربه کرده بودند که بیشترین آن در حیطه «عدم اجازه برای تحرک، مایعات و داشتن همراه» (7/99%) و کمترین آن در حیطه «انگ زدن و تبعیض» (5/4%) بود. تحلیل آماری رابطه معناداری بین افزایش سن، اقلیت قومیتی، زایمان بار اول، وضعیت اقتصادی بالاتر، زمان زایمان (شب، روز) و داشتن سابقه بیماری با تجربه بیشتری از انواع حیطههای مختلف سوء رفتار را نشان داد.
نتیجهگیری: این مطالعه مؤید شیوع نسبتاً بالای رفتارهای نامحترمانه با مادران در بیمارستانها، براساس استانداردهای جهانی است که توجه جدی و سریع مسؤولان را میطلبد، تا با انجام مداخلاتی در جهت رفع یا کاهش این نوع رفتارها اقدام کنند.
سمیه عطاریان، ژاله فیضی، جمشید جمالی، محبوبه فیروزی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ترس از زایمان یکی از علل انتخاب سزارین است. با توجه به عواقب سزارینهای تکراری، مداخلاتی که میزان ترس از زایمان را کنترل نمایند در تصمیم مادر برای نوع زایمان اهمیت دارند. هدف از تحقیق حاضر، تعیین تأثیر مشاوره فردی بر انگیزه و ترس از زایمان طبیعی در زنان سزارین قبلی براساس مدل فوگ است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 62 زن باردار سزارین قبلی مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت مشهد در سال 1399، با تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، مشاوره فردی مبتنی بر مدل فوگ، در هفتههای 30-28 بارداری در دو جلسه حضوری 60-45 دقیقهای، هر دو هفته یک بار و یک جلسه غیرحضوری در کانال تلگرامی ارایه شد. ابزار گردآوری دادهها، فرم مشخصات فردی، پرسشنامه انگیزه مدل فوگ و پرسشنامه انتظار/ تجربه ویجما بود. پرسشنامهها در ابتدای مطالعه و دو هفته بعد از پایان مداخله تکمیل و تجزیه و تحلیل با استفاده از آزمونهای آماری توسط نرمافزار SPSS نسخه 25 در سطح معناداری 05/0p< انجام یافت.
یافتهها: میانگین اختلاف قبل و بعد از مداخله نمره ترس از زایمان، در گروه مداخله 07/20±84/15 و در گروه کنترل 28/23±06/6 بود. مشاوره با رویکرد فوگ تغییرات معنادار بیشتری در نمره ترس از زایمان گروه مداخله نسبت به گروه کنترل ایجاد کرده است (001/0p<) اما تغییرات صورت گرفته در انگیزه به لحاظ آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: مشاوره با رویکرد فوگ نمره ترس از زایمان را کاهش داد. استفاده از این روش مشاوره به منظور کاهش ترس از زایمان و بهکارگیری راهکارهایی در جهت افزاش انگیزه زایمان طبیعی پس از سزارین پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20200105046014N1
فاطمه ترکیان، محبوبه والیانی، زهرا سادات علامه،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: برقراری ارتباط و دلبستگی با نوزاد تازه متولد شده از اولین و مهمترین چالشهای دوران پس از زایمان است. از آن جا که دلبستگی مادر و نوزاد بر سلامت نوزاد و حتی بر سلامت مادر تأثیر به سزایی دارد، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر اوریکولوتراپی بر دلبستگی مادر و نوزاد انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده در فاصله اسفند 1400 تا شهریور 1401 در مورد 106 زن باردار مراجعهکننده به زایشگاه بیمارستان شهید صدوقی شهر اصفهان جهت انجام زایمان طبیعی، انجام گرفته است. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله (اوریکولوتراپی و مراقبتهای معمول) و کنترل (مراقبتهای معمول) تقسیم شدند. اوریکولوتراپی در نقاط اکسیتوسین، رحم و شن من، تالامیک، لانگ یک و دو انجام یافت. گردآوری دادهها از طریق چک لیست مشخصات جمعیتشناختی و پرسشنامه استاندارد دلبستگی پس از تولد انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS نسخه 26 و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، دقیق و کایدو استفاده شد. مقدار 05/0>p معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از نظر کلیه متغیرهای جمعیتشناختی، بین گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری وجود نداشته است (05/0<p). همچنین میانگین نمره دلبستگی بعد از زایمان، در گروه اوریکولوتراپی به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (004/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش، اوریکولوتراپی موجب افزایش میزان دلبستگی مادر به نوزاد میشود. با توجه به آسان و غیرتهاجمی بودن این روش، استفاده از آن جهت ارتقای دلبستگی مادر و نوزاد در دوران پس از زایمان توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20091219002889N12