<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1382 جلد2 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1382/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>مدل‎های حیوانی ایجاد دیابت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5012&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله مروری مدل‎های حیوانی دیابت در دو بخش مدل‎های شبه نوع 1 و مدل‎های شبه دیابت نوع 2 معرفی شده اند. مدل‎های شبه دیابت نوع1 در دو قسمت مدل‎های ژنتیک و شیمیایی و مدل‎های شبه دیابت نوع2 در چهار قسمت شامل مدل‎های دیابت نوع2 در موش، در رت، ناشی از تغذیه و ناشی از تکثیر انتخابی ارائه گردیده و از نظر اختلالات متابولیک، وضعیت پانکراس، عوارض درازمدت و مزیتهای پژوهشی بررسی شده اند.
</description>
						<author>حسین  حسین‎زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اسیدهای چرب غیراشباع امگا-3 برکنترل قند و چربی های خون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5013&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه :&lt;/b&gt; عوارض آترواسکلروز از علل شایع مرگ و میر در بیماران دیابتی نوع 2 است. بر پایه بررسی های همه‎گیرشناختی، مصرف اسیدهای چرب غیراشباع امگا 3 باعث کاهش بیماریهای قلبی - عروقی می‎شود. در مورد برخی آثار متابولیک این مواد در بیماران دیابتی نتایج بررسی‎ها متناقض بوده است. هدف از این مطالعه بررسی آثار متابولیک این ترکیبات در یک گروه از بیماران دیابتی ایرانی بوده است.&lt;b&gt;&lt;br&gt; روشها&lt;/b&gt;: پنجاه بیمار دیابتی (20 مرد و 30 زن) با میانگین سنی 3/7  49 سال به‎طور تصادفی به دو گروه مورد (case) و شاهد (control) تقسیم شدند. در ابتدای ورود به مطالعه غلظت‎های قند و چربی های خون، فشار خون و وزن بیماران اندازه‎گیری شد. بیماران گروه شاهد رژیم غذایی و بیماران گروه مورد رژیم غذایی و روغن ماهی حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع امگا 3 به مدت 3 ماه دریافت کردند. در پایان مجدداً پارامترهای اولیه اندازه گیری و مقایسه شد.
&lt;br&gt; &lt;b&gt; یافته&lt;/b&gt;‎&lt;b&gt;ها:&lt;/b&gt; اسیدهای چرب غیراشباع باعث کاهش معنی دار در غلظت تری‎گلیسریدهای خون در گروه مورد گردید (001/0 &lt; p). وزن ، قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله نیز اگر چه در این گروه کاهش داشتند، در مقایسه با گروه شاهد، این تغییرات بی‎اهمیت بود. کلسترول تام، HDL و LDL تغییری نداشتند. دوز داروهای کاهنده قند خون در هر دو گروه ثابت نگه داشته شد.
نتیجه‎گیری:  اسیدهای چرب امگا- 3 را می‎توان به‎عنوان کاهنده تری‎گلیسریدهای خون در بیماران دیابتی نوع 2 توصیه نمود.


</description>
						<author>غلامحسین  عمرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر جذب افزایی ساپونین تام چوبک بر جذب انسولین از راه بینی و تاثیر آن بر قند خون در رت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=472&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;هدف:&lt;/b&gt; بررسی اثر ساپونین تام چوبک (Acanthopyllum squarrosum) بر جذب انسولین از راه بینی در مقایسه آن با ساپونین کیلایا (Quillaja saponaria) و سدیم کولات به‎عنوان جذب افزاهایی که قبلا&quot; اثر آنها به اثبات است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها: &lt;/b&gt;در فرمولاسیون محلولهای مورد استفاده در این آزمایش، انسولین به میزان 2 واحد بین المللی برای هر موش تجویز گردید و کربوکسی متیل سلولز (CMC) با غلظت 1% و ماده جذب‎افزا نیز با همین غلظت به فرمولاسیون اضافه شد. کاهش غلظت گلوکز خون ناشی از تجویز هر فرمولاسیون در 5 رت در حالت ناشتا مطالعه و بررسی شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ها: &lt;/b&gt;اثر جذب افزایی ساپونین تام چوبک از لحاظ آماری اختلاف معنی داری با دوجذب افزای شناخته شده ساپونین کیلایا و سدیم کولات نداشت. درصد&lt;br&gt;  قند خون نسبت به قند خون پایه پس از 130 دقیقه از تجویز محلولهای حاوی انسولین و جذب افزاهای مختلف بدین شرح بود : برای محلول حاوی ساپونین چوبک(06/11% ) 78/36%، برای محلول حاوی ساپونین کیلایا (39/2% ) 46/27% و برای محلول حاوی سدیم کولات (93/14% ) 94/39%.&lt;br&gt;نتیجه‎گیری: می توان گفت که ساپونین تام چوبک دارای خاصیت جذب‎افزایی قابل‎ملاحظه ای است و اثر آن با ساپونین کیلایا قابل مقایسه می‎باشد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>سید ابوالقاسم  سجادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ترکیبات گلیکوزیله نهایی آلبومین سرم (AGE) در افراد دیابتی به روش ایزوالکتریک فوکوسینگ (IEF) و فلورسانس جهت ارزیابی پیشرفت بیماری دیابت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; گلیکوزیلاسیون غیرآنزیمی پروتئنها در دیابت می‎تواند آثار مخربی بر ساختمان و کارکرد پروتئینها داشته باشد. برپایه مطالعات in vitro و in vivo، گلیکوزیلاسیون غیرآنزیمی پروتئینها و ترکیبات گلیکوزیله نهایی آنها در ایجاد عوارض ماکروواسکولار مانند آترواسکلروز و نیز آثار میکروواسکولار از قبیل رتینوپاتی و نفروپاتی، اهمیت دارد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها:&lt;/b&gt; برخی ویژگیهای بیوشیمیایی و فیزیکی آلبومین گلیکوزیله مانند تحرک الکتروفورتیک، فلورسانس و pH ایزوالکتریک در تشکیل وابسته به‎ زمان ترکیبات گلیکوزیله نهایی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای نخستین بار از روش ایزوالکتریک فوکوسینگ برای بررسی گلیکوزیلاسیون آلبومین سرم افراد دیابتی و مقایسه آن با افراد سالم استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته‎ها: &lt;/b&gt;تحرک الکتروفورتیک آلبومین گلیکوزیله پس از 10 هفته انکوباسیون با گلوکز نسبت به آلبومین طبیعی 3/21% افزایش نشان داد. pH ایزوالکتریک آلبومین از 6/4 در روز اول به 1/4 در هفته هفتم کاهش یافت. افزایش تحرک الکتروفورتیک همراه با کاهش در pH ایزوالکتریک در هفته اول مشاهده گردید. این تغییرات به خوبی با تغییرات مشاهده شده در فلورسانس همبستگی داشت. محتوای گلوکز نمونه‎های آلبومین نگهداری شده تا هفته اول انکوباسیون کاهش یافت اما پس از هفته دوم به تدریج افزایش نشان می‎داد. اندازه‎گیریهای فلورسانس نیز با این روند تغییرات، همخوانی داشت. در بررسی با روش ایزوالکتریک فوکوسینگ، اختلاف معنی‎داری بین آلبومین سرم افراد دیابتی و آلبومین سرم افراد طبیعی مشاهده شد (00/0= p).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه‎گیری:&lt;/b&gt; افزایش تحرک الکتروفورتیک پس از هفته اول همراه با کاهش همزمان در pH ایزوالکتریک نشان‎دهنده آن است که تشکیل ترکیبات گلیکوزیله نهایی پس از هفته اول آغاز می‎شود. کاهش غلظت گلوکز طی هفته اول و افزایش متعاقب آن پس از هفته دوم را می‎توان به تشکیل و هیدرولیز ترکیبات گلیکوزیله نهایی نسبت داد. شاید بتوان از این روش برای شناسایی وضعیت پایدار دیابت یا درجه پیشرفت آن استفاده کرد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>منوچهر  نخجوانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اختلالات هیپرلیپیدمی در حوادث عروقی مغز در استان بوشهر: یک مطالعه آینده‏نگر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;برای دهها سال، نقش کاهش غلظت لیپیدهای سرم در پیشگیری از سکته مغزی در هاله‏ای از ابهام بوده است. اما نتایج کارآزمایی‎های آینده‏نگر جدید نشان داده است که مصرف پراواستاتین در کاهش رخداد سکته مغزی مؤثر است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها:&lt;/b&gt; برای آشکار نمودن طیف اختلالات لیپوپروتئینی بیماران سکته مغزی در استان بوشهر طی دو مدت پنج ماهه در 204 بیمار دچار حوادث عروقی مغز(113 مذکر و 91 مؤنث) که به‎صورت متوالی که در بیمارستان دانشگاهی فاطمه زهرای بندر بوشهر بستری شده بودند، حداکثر تا 48 ساعت پس از وقوع حادثه عروقی مغز از لحاظ غلظت سرمی لیپیدها و لیپوپروتئین‏ها بررسی شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته‎ها: &lt;/b&gt;6/67% از بیماران در دهه‏های هفتم و هشتم زندگی قرار داشتند. براساس یافته‏های برش‎نگاری رایانه‎ای&lt;br&gt;(computed tomography) مغز، میزان شیوع سکته مغزی با خونریزی (مجموع خونریزی درون‎مغزی و زیرعنکبوتیه)، سکته مغزی ایسکمیک و یافته‏های غیراختصاصی به ترتیب 6/24، 4/31 و 25% بود. همچنین موارد حمله ایسکمیک گذرا (transient ischemic attack)، 2/15% (31 مورد) بود. سابقه پرفشاری خون 5/57%، دیابت قندی 4/21% مصرف دخانیات 5/51% و وجود چاقی مرکزی در 8/35% از بیماران وجود داشت. کلسترول 200 میلی‏گرم در دسی‏لیتر در 5/50%، تری‏گلیسرید  150 میلی‏گرم در دسی‏لیتر در 6/32% و HDL-C کمتر از 35 میلی‏گرم در دسی‏لیتر در 4/28% از بیماران و LDL-C 130 میلی‏گرم در دسی‏لیتر در 1/51% بیماران دیده شد. وجود سابقه مصرف دخانیات در مردان با کلسترول&lt;br&gt;LDL &lt; 130 میلی‏گرم در دسی‏لیتر همبستگی داشت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه ‏گیری: &lt;/b&gt;اختلالات لیپوپروتئینی و غلظت غیرطبیعی لیپیدهای سرم در بیماران با حوادث عروقی مغز استان بوشهر، شیوع بالایی دارند.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;



</description>
						<author>ایرج  نبی ‏پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین آنژین صدری و هیپرانسولینیسم در زنان یائسه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=475&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;نشانگان X قلبی عبارت است از دردهای آنژینی که به علت اختلال حس درد در دستگاه قلبی عروقی بوجود می‏آید و اغلب دارای آنژیوگرام کاملاً طبیعی می باشد. نشانگان مقاومت به انسولین (نشانگان متابولیکX) نیز عامل مهمی در بروز بیماری عروق کرونری به‎شمار می‏رود. بررسی ارتباط بین نشانگانX قلبی و نشانگان مقاومت به انسولین نیاز به تحقیق بیشتری دارد. هدف این مطالعه مقایسه وضعیت هورمونی زنان یائسه در سه‎گروه مبتلا به نشانگان X قلبی ، بیماری عروق کرونری و گروه شاهد بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها:&lt;/b&gt; برای مطالعه ، 149 زن یائسه با محدوده سنی 48 - 58 سال و طول مدت یائسگی مشابه انتخاب شدند. هورمونهای جنسی، انسولین ناشتا، فشارخون و شاخص توده بدن(BMI) در سه‎گروه فوق ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته&lt;/b&gt;‎&lt;b&gt;ها:&lt;/b&gt; غلظت FSH، LH، استرادیول و پروژسترون در سه‎گروه یکسان بود. هر دو گروه با درد قفسه صدری (با آنژیوگرافی طبیعی یا غیرطبیعی) BMI بالاتری نسبت به گروه شاهد داشتند. غلظت انسولین ناشتا نیز در این دو گروه نسبت به گروه شاهد بیشتر بود (01/0p&lt;). غلظت انسولین ناشتا در دو گروه با آنژیوگرافی طبیعی و غیرطبیعی تفاوت معنی‏داری نداشت.غلظت انسولین ناشتا با هیچکدام از متغیرها ارتباط معنی‏داری نشان نداد. گرچه ارتباط بین میزان انسولین ناشتا و BMI در گروه با آنژیوگرافی غیرطبیعی مبتلا به بیماری عروق کرونر بسیار نزدیک به سطح معنی‏دار شدن بود (059/0p&lt;).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه&lt;/b&gt;‎&lt;b&gt;گیری: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد که زنان با درد قفسه صدری با آنژیوگرافی طبیعی یا غیرطبیعی، دچار هیپرانسولینیسم بوده، نسبت به گروه شاهد چاق‏تر می‏باشند. به نظر می‏رسد هیپرانسولینیسم مکانیسم زیربنایی در هر دو «نشانگان X قلبی» و «نشانگانX متابولیک» باشد. این مطلب نیاز به مطالعات تکمیلی دارد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>باقر  لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>غربالگری انتخابی دیابت بارداری بر اساس گلوکز 50 گرمی در زنان باردار شهر بوشهر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; انجمن دیابت آمریکا در سال 1997 توصیه های خود را برای غربالگری همگانی دیابت بارداری تمام زنان باردار تغییر داد و توصیه نمود که غربالگری  باید محدود به زنانی شود که دارای عوامل خطرزای دیابت بارداری هستند. به‎ویژه این انجمن پیشنهاد نمود که انجام غربالگری برای زنانی که کمتر از 25 سال سن دارند؛ دارای وزن طبیعی هستند و تاریخچه خانوادگی دیابت ندارند، مقرون به صرفه نمی باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها:&lt;/b&gt; تعداد 910 زن باردار در درمانگاه دیابت دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در 24 تا 28 هفتگی بارداری، با آزمون گلوکز 50 گرمی تحت غربالگری قرار گرفتند. آزمون تحمل گلوکز سه ساعته تشخیصی نیز برای زنانی که در آزمون غربالگری دارای گلوکز mg/dl 140 بودند انجام گردید. وجود حداقل یکی از عوامل خطرزای دیابت بارداری (پیشنهادی انجمن دیابت آمریکا) یا فقدان هر سه عامل، برپایه نتایج آزمون غربالگری گلوکز 50 گرمی مورد بررسی قرار گرفت و مدل های مختلفی از ترکیب عوامل خطرزای دیابت بارداری براساس نتایج غربالگری سنجیده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته‎ها:&lt;/b&gt; تعداد 66 نفر (9/6%) دارای نتایج مثبت غربالگری با گلوکز 50 گرمی بودند و 16 نفر (75/1%) نیز در آزمون تشخیصی دارای دیابت بارداری بودند. آزمون غربالگری گلوکز 50 گرمی در 3/95% (6/61 نفر) از افرادی‎که حداقل یکی از سه عامل خطرزای دیابت بارداری، شامل سن بالاتر از 25 سال، شاخص توده بدن بیشتر یا مساوی kg/m2 27 یا سابقه خانوادگی دیابت را داشتند و در 3/27% (231 نفر) کسانی که سه عامل خطرزای مذکور را نداشتند، نتیجه غربالگری منفی بود ] نسبت شانس (odds ratio): 03/7؛ فاصله اطمینان 95%: 23/2-21/22؛ 0001/0p&lt; [. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه‎گیری:&lt;/b&gt; غربالگری انتخابی زنان باردار برپایه عوامل خطرزای دیابت بارداری، در مواردی‎که با محدودیت امکانات انجام غربالگری همگانی مواجهیم، خواهد توانست بیشتر موارد با آزمون غربالگری مثبت را به‎درستی شناسایی نماید و در این میان، سن، شاخص توده بدن و سابقه خانوادگی دیابت، عوامل مهمی برای انتخاب افراد هستند.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ایرج نبی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی فرایند انفجار تنفسی سیستم فاگوسیتی (نوتروفیل و مونوسیت) در افراد دیابتی نوع2 با استفاده از محرکهای fmlp و PMA</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=477&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;دیابت یک اپیدمی نهفته و شایعترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسم شناخته شده است. نقص در دستگاه ایمنی ذاتی و سلولی از مواردی است که پژوهشگران نسبت به رویداد آن در این بیماری اتفاق نظر دارند، از جمله در منابع به دفعات به نقص در سیستم فاگوسیتی اشاره شده که شامل اختلال کموتاکسی، فاگوسیتوز و کشندگی(killing) بوده است. با این حال گزارشهای مربوط به اختلال در فرایند انفجار تنفسی سیستم فاگوسیتی، که از مکانیسم های کشندگی آنها است، ضد و نقیض می باشد. هدف از این مطالعه بررسی فرایند انفجار تنفسی نوتروفیل ها ومونوسیت ها در خون محیطی به طور جداگانه و با استفاده از دو محرک fmlp Formyl-met-leu-phe)) و (Phorbol-12,13-myristate acetate) PMA بوده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها:&lt;/b&gt; از 36 بیمار دیابتی نوع2 با میانگین سنی 7 ± 53 سال و 20 فرد سالم با میانگین سنی 5 ± 50 سال، 15 میلی لیتر خون محیطی هپارینه گرفته شد. سلولهای فاگوسیتی ( نوتروفیل و مونوسیت) با استفاده از گرادیان غلظتی اختصاصی و کشت سلولی کوتاه‎مدت، به‎طور خالص (بیش از 95%) از خون محیطی جدا گردید. فرایند انفجار تنفسی نوتروفیل ها و مونوسیت‎ها به‎طور جداگانه به کمک آزمون (Nitro blue tetrazolium) NBT نیمه‎کمی و با استفاده از دو محرک PMA و fmlp انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته&lt;/b&gt;‎&lt;b&gt;ها: &lt;/b&gt;پس از تحریک با PMA در نوتروفیل های افراد دیابتی، فعالیت کمتری در فرایند انفجار تنفسی در مقایسه با گروه شاهد مشاهده شد (097/0=p). همچنین پس از تحریک با fmlp، نوتروفیل های افراد دیابتی، در مقایسه با گروه شاهد فعالیت کمتری از خود نشان دادند که این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود (027/0=p) .برخلاف نوتروفیل ها، مونوسیت های گروه دیابتی و گروه شاهد، در ارائه پاسخ به محرکها در فرایند انفجار تنفسی تفاوتی نشان ندادند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه&lt;/b&gt;‎&lt;b&gt;گیری:&lt;/b&gt; برپایه نتایج به‎دست آمده، به نظر می‎رسد عدم پاسخ مناسب به محرکها و ناکارآمد بودن فرایند انفجار تنفسی سیستم فاگوسیتی، می‎تواند زمینه را برای پیدایش، تشدید و تداوم عفونتها در بیماران دیابتی فراهم سازد. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  


</description>
						<author>پیمان‏  شوشتری زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آثار حیاتی میدانهای مغناطیسی: اثر میدان در کاهش قند خون موش آزمایشگاهی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=478&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;گزارشهایی مبنی بر اثر میدانهای مغناطیسی بر هم‎ایستایی(homeostasis) قند خون وجود دارد اما هنوز توافق نهایی برای رد یا قبول این گزارشها حاصل نشده است. ما در ادامه بررسیهای قبلی خود، در این مطالعه اثر میدان مغناطیسی ثابت بر قند خون و وزن‎گیری حیوان آزمایشگاهی را بررسی می‎کنیم.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روشها:&lt;/b&gt; بیست وهشت موش ماده جوان سویه BALB/C را به‎طور تصادفی به چهار گروه A، B، C و D تقسیم کردیم. گروه A 20 روز در میدان مغناطیسی ثابت قرار گرفت، گروه B 20 روز در میدان‎نما قرار گرفت، گروه C 10 روز در میدان مغناطیسی بود و سپس از میدان خارج شد و10 روز پایانی آزمایش را در خارج از میدان سپری کرد، گروه D 10 روز در میدان‎نما وسپس 10 روز در خارج میدان‎نما بود. قدرت القای میدان مغناطیسی 500 گوس بود و به‎وسیله دو تیغه آهنربای طبیعی ایجاد می‎شد. میدان‎نما به‎وسیله دو تیغه سنگ سیاه که از جهت ظاهری مشابه آهن‎رباها بودند، ایجاد گردید. طی آزمایش موشها روزانه وزن می‎شدند و در پایان 20 روز آزمایش، از موشها نمونه خون اخذ و قند آن تعیین می‎گردید.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته‎ها: &lt;/b&gt;وزن‎گیری موشهای چهار گروه یکسان بود. قند خون گروه C از نظر آماری به‎طور معنی‎داری از قند خون گروه‎های B و D کمتر بود. تفاوت قند خون بین دیگر گروه‎ها از نظر آماری معنی‎دار نبود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه‎گیری: &lt;/b&gt;با وجودی که در مدت اقامت موشهای آزمایشگاهی در میدان مغناطیسی قند خون آنها تغییر نمی‎کند، قند خون موشها10 روز پس از خروج از میدان، از قند خون موشهایی که هرگز در میدان نبوده‎اند، کمتر است. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهرشاد  عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آنژین صدری و انفارکتوس قلبی در مبتلایان به هیپرلیپیدمی بندر بوشهر: یک مطالعه جمعیتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=479&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;ه&lt;b&gt;دف:&lt;/b&gt; تخمین شیوع آنژین صدری و انفارکتوس قلبی در جمعیت هیپرلیپیدمیک بندر بوشهر با استفاده از پرسشنامه ROSE و تغییرات الکتروکاردیوگرام کد مینه‎سوتا.&lt;b&gt; روشها:&lt;/b&gt; طی یک مطالعه مقطعی 1036 نفر از ساکنان 30-64 ساله شهر مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعه از سال 1375 تا 1376 به منظور تعیین شیوع دیابت و عوامل خطرزای کرونری انجام شد. تکمیل پرسشنامه ROSE و ثبت الکتروکاردیوگرام&lt;br&gt;(ECG) با 12 اشتقاق در تمام این افراد انجام شد. تحلیل تغییرات الکتروکاردیوگرام براساس کد مینه‎سوتا انجام شد. آنژین قطعی درجه 1و2 معیار تشخیص آنژین صدری و کد1.1 مینه‎سوتا یا تاریخچه بروز سکته قلبی، معیار تشخیص انفارکتوس قلبی بود.&lt;br&gt;یافته‎ها: شیوع خام هیپرکلسترولمی 6/47% و شیوع همسان شده سنی(age adjusted) هیپرکلسترولمی در زنان 3/50% و در مردان 9/43% بود. میانگین غلظت کلسترول در زنان mg/dl 5/492/204 و در مردان mg/dl 1/460/195 بود&lt;br&gt;(003/0=p). شیوع آنژین صدری 9/4% بود که پس از تطبیق با سن در مردان 6/5% و در زنان 6/4% به دست آمد. شیوع آنژین صدری در افراد مبتلا به هیپرکلسترولمی 3/6% و در افرادی که غلظت کلسترول نرمال داشتند 6/3% بود(05/0&lt; p). آنژین صدری با هیپرکلسترولمی در مردان همراهی قوی داشت(0005/0&lt; p). شیوع خام انفارکتوس میوکارد 5/2% بود که پس از تطبیق با سن در زنان 6/1% و در مردان 7/2% محاسبه شد(05/0&gt; p). شیوع انفارکتوس میوکارد در بیمارانی که هیپرکلسترولمی داشتند 1/4% و در افراد با غلظت کلسترول طبیعی 9/0% بود (05/0&lt; p). در تحلیل چندمتغیری، انفارکتوس میوکارد با هیپرکلسترولمی در هر دو جنس همراهی معنی‎دار داشت(05/0&lt; p). همچنین انفارکتوس میوکارد در هر دو جنس با دیابت و با پرفشاری خون در مردان همراهی داشت(05/0&lt; p).&lt;br&gt;نتیجه‎گیری: کاهش میانگین کلسترول در جمعیت شهری بندر بوشهر به‎منظور کاهش شیوع آنژین صدری و انفارکتوس قلبی یک ضرورت است که بدین منظور برنامه‎ریزی در جهت اصلاح شیوه زندگی در این شهر باید در اولویت قرار گیرد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>حسین  فخرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
