<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1393 جلد13 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>فراتحلیل اثربخشی آموزش‌ها و مداخلات روان‌شناختی و ورزشی بر میزان کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو (ایران: 1392- 1382) </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5248&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بهبود وضعیت کیفیت زندگی بیماران دیابتی یکی از شاخص های مهم درمان و کنترل بیماری دیابت است. از این رو، ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران در سال های اخیر مورد توجه درمانگران و پژوهشگران قرار گرفته و پژوهش های بسیاری در این زمینه انجام شده است. هدف پژوهش حاضر، جمعآوری و  ترکیب نتایج پژوهش های روان شناختی و ورزشی در این زمینه و بررسی میزان اثر این مداخلات روان شناختی و ورزشی بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی با استفاده از روش فراتحلیل بوده است. 
روش ها: بدین منظور، از بین پژوهش های متعددی که در این زمینه انجام شده بود، 29 پژوهش (18 مداخله روان شناختی و 11 مداخله ورزشی) که از لحاظ روش شناختی (فرضیه سازی، روش تحقیق، جامعه آماری، حجم نمونه، روش نمونهگیری، ابزار  اندازه گیری، روش تحلیل آماری) مورد قبول بودند انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. ابزار این پژوهش، چک لیست فرا تحلیل بود. 
یافته ها: یافته های فراتحلیل نشان داد که  اندازه اثر مداخلات و آموزش های روان شناختی بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی 95/0=d (00001/0&gt;p) و  اندازه اثر مداخلات و آموزش های ورزشی بر کیفیت زندگی این بیماران 08/2=d (00001/0&gt;p) می باشد. برطبق جدول تفسیر اندازه اثر کوهن هر دو اندازه اثر مداخلات روان شناختی و ورزشی در حد بالا است. 
نتیجه گیری: مداخلات و آموزش های روان شناختی و ورزشی می توانند در بهبود کیفیت زندگی بیماران دیابتی موثر واقع شوند. 
</description>
						<author>عصمت  مسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای اثرات دیابت نوع یک و دو تجربی بر سطوح فاکتورهای بیوشیمیایی خون و تغییرات هسیتولوژیک غده تیروئید در رتهای نر نژاد ویستار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5249&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت نوعی بیماری درون ریز متابولیک است که اختلالات متابولیکی ناشی از آن ممکن است عمل سایر غدد درون ریز درگیر در متابولیسم از جمله غده تیروئید را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در مطالعه حاضر اثرات دیابت القایی نوع یک و نوع دو بر ساختار غده تیروئید و سطوح فاکتورهای بیوشیمیایی خون در موش صحرایی نر نژاد ویستار مورد بررسی قرار گرفته است. 
روش ها: سی رت نر بالغ به سه گروه کنترل، دیابت القایی نوع یک (mg/kg130) آلوکسان و دیابت القایی نوع دو (تیمار با آب آشامیدنی حاوی فروکتوز 10% به مدت 8 هفته) تقسیم شدند. پس از القای دیابت، رت ها به مدت دو ماه نگهداری شدند و در طی این مدت سطوح سرمی فاکتورهای بیوشیمیایی و انسولین کلیه موش ها در سه مقطع زمانی قبل، وسط و پایان  دوره آزمایش اندازه گیری شد. پس از فیکس، غده تیروئید موش ها به  روش پرفیوژن و طی مسیر آماده سازی بافتی، تهیه مقاطع میکروسکوپی سریال و رنگ آمیزی، وضعیت ساختاری غده تیروئید به وسیله تکنیک های استریولوژیکی کاوالیه و دایسکتور مورد بررسی کمی قرار گرفت. 
یافته ها: دو ماه پس از القای دیابت، در دیابت نوع یک افزایش سطح تری گلیسرید و کلسترول و کاهش سطح LDL در حالی که در دیابت نوع دو، در سطوح LDL وHDL  اندکی کاهش مشاهده شد. نتایج حاصل از بررسی ساختاری غده تیروئید بیانگر کاهش چشم گیر (05/0P&lt;) حجم غده تیروئید و افزایش معنی دار (01/0P&lt;) دانسیته سطحی فولیکول ها و به عبارت دیگر کاهش حجم فولیکول ها در هر دو گروه دیابتی بود.
نتیجه گیری: این نتایج رابطه نزدیک بین اختلالات تیروئیدی با دیابت را مورد تائید قرار می دهند. 
</description>
						<author>مرتضی  بهنام رسولی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر Bisphenol A وBisphenol AP  در مدل موشی سندرم تخمدان پلی کیستیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5250&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سندرم تخمدان پلی کیستیک (Polycystic Ovary Syndrome=PCOS) یک بیماری نسبتا شایع در زنان در سنین باروری است. بیس فنول ها گروه های شیمیایی هستند که از دو گروه هیدروکسیل عملکردی تشکیل شده اند و بیشتر آن ها بر پایه ی دومتیل متان هستند. در این پژوهش اثر ترکیبات بیس فنول A و بیس فنول AP در سندرم تخمدان پلی کیستیک مورد بررسی قرارگرفته است. 
روش  ها: رت های ماده بالع نژاد ویستار در 6 گروه طبقه بندی شدند. گروه کنترل سالم  (رت های سالم که روغن هسته انگور را به عنوان حلال دارو دریافت نمودند). گروه PCOS (القای بیماری توسط تستوسترون پروپیونات) وگرو های تجربی ١٫٢٫٣٫٤ که به ترتیب پس از القای PCOS، بیس فنول A و بیس فنول AP را با دوز های mg/kg 25mg/kg ,  50 از طریق گاواژ دریافت کردند. در پایان از قلب خون گیری به عمل آمد و هورمون های  LH,FSH اندازه گیری شد. تخمدان ها نیز جهت بررسی های بافت شناسی مطالعه شدند. 
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که بیس فنول A و بیس فنول AP، میزان هورمون LH را نسبت به FSH  افزایش می دهند. هم چنین این دو ماده با کاهش معنادار تعداد فولیکول در حال رشد و کاهش فولیکول گراف و همین طور افزایش سرعت آترزی فولیکولی و کاهش احتمال ایجاد کیست (از بین بردن فولیکول ها و عدم تبدیل به کیست)، باعث ایجاد اثرات منفی بر روی سندروم تخمدان پلی کیستیک می شوند. 
</description>
						<author>فرزانه  عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات پالماتین بر التیام زخم پوستی در موش های صحرایی سالم و دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5251&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یافتن داروهای موثر در التیام زخم دیابتی مد نظر پژوهشگران است. هدف از این تحقیق بررسی اثرات التیام  بخش پالماتین در بهبود زخم های پوستی موش های سالم و دیابتی می باشد. 
روش ها: در این مطالعه 16 سر موش نر نژاد ویستار  به 4 گروه (کنترل منفی، کنترل مثبت، تجربی یک، تجربی دو) تقسیم گردیدند. در گروه های مورد آزمایش، زخمی به مساحت 4 سانتی متر مربع در سمت چپ ستون فقرات ایجاد گردید و روند  ترمیم زخم به صورت ماکروسکوپی بررسی شد. 
یافته ها: زخم گروه های دیابتی شده با استرپتوزوسین، در مقایسه با گروه سالم  ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروه های تجربی تیمار شده با پالماتین  نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود. 
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که پالماتین موجب تسریع  ترمیم زخم های پوستی نمونه های سالم و دیابتی می شود. 

</description>
						<author>سحر  ملزمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تمرین استقامتی بر بیان ژن‌های مبادله گر سدیم هیدروژن 1 (NHE1) و هم انتقال دهنده سدیم بی‌کربنات 1 (NBC1) در عضلات اسکلتی رت‌های دیابتی نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن های مبادله گر سدیم هیدروژن1و هم انتقال دهنده سدیم بی کربنات 1 در عضلات اسکلتی رت های دیابتی نوع دو بود. 
روش ها: تعداد 40 رت نژاد ویستار نر در سن 4 ‏هفتگی با میانگین وزن 8/9±7/93 گرم انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی و تمرینی دیابتی تقسیم شدند. تمرین استقامتی به مدت هفت هفته (دویدن روی نوار گردان جوندگان)، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. میزان بیان mRNA (NHE1 وNBC1) از طریق تکنیک Real time- PCR انجام گرفت. از آزمون آماری t مستقل و نرم افزار REST ‏ ‎‏جهت تعیین معنی ‏دار بودن تفاوت متغیرها استفاده شد. 
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد بیان mRNA (NHE1) در عضلات EDL و نعلی به ترتیب %25 و%19در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم کاهش داشت که این میزان کاهش در هر دو عضله معنی دار بود (05/0&gt;P). همچنین میزان کاهش در بیان mRNA (NBC1) در عضلات بازکننده طویل انگشتان پا (EDL) و نعلی به ترتیب %35و%29 در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل بود که این میزان کاهش در هر دو عضله معنی دار بود (05/0&gt;P). تمرین استقامتی موجب افزایش بیان NHE1 mRNA و NBC1 در گروه تمرین کرده دیابتی شد. 
نتیجه گیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که که بیان mRNA (NHE1 وNBC1) در گروه کنترل دیابتی کاهش قابل ملاحظه ای دارد و تمرین استقامتی می تواند این کاهش بیان را در گروه تمرینی دیابتی جبران و به سطوح نرمال نزدیک کند. 
</description>
						<author>امیر عباس  منظمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گیاهان تغذیه‌ای درمانی رایج در خوددرمانی بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک‌های دیابت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5253&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: شناخت روش های رژیم غذایی درمانی و مصرف گیاهان دارویی در بیماران دیابتی و خوددرمانی های به کار گرفته شده توسط بیماران در کنترل و بهبود بیماری، حائز اهمیت است. 
هدف: هدف اصلی دراین مطالعه تعیین مداخلات خوددرمانی ها با استفاده از گیاهان تغذیه ای دارویی رایج و روشهای مصرف گیاهان، جهت کاهش قندخون و کنترل بیماری که بیماران مبتلا به دیابت استفاده داشته اند، بوده است. 
روش ها: این مطالعه به روش توصیفی مقطعی، تعداد 502 نفر بزرگسالان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک های دیابت مراکز بهداشتی درمانی تابع مرکز بهداشت جنوب تهران، شهرستان اسلامشهر و کلینیک دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم بیمارستان فیروزگر، به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات به روش پرسش گری حضوری با استفاده از پرسشنامه تخصصی تنظیم شده، توسط پرسش گران آموزش دیده کارشناسان تغذیه، انجام شد. 
یافته ها: ابتلا به دیابت نوع دو 8/83%  بیماران مراجعه کننده (غیروابسته به انسولین) و 3/70% بیماران رژیم غذایی و داروهای خوراکی وگیاهان دارویی برای کنترل بیماری خود مصرف داشتند. گیاهان تغذیه ای دارویی رایج دارچین در 1/34%، گیاهان شنبلیله 7/13%، سیر 6/28%، شوید 8/28%، زنجبیل 8/17% بیماران برای کاهش قندخون استفاده داشتند. ارتباط معنی داری بین سطح تحصیلات، سن و سابقه ابتلا به دیگر بیماری های مزمن در بیماران و خوددرمانی گیاهی دیده شد. 
نتیجه گیری: مصرف گیاهان تغذیه ای مفید در کاهش قندخون و کاهش پروفایل های چربی به طور تواماً بیشترین موارد خوددرمانی مصرف گیاهان تغذیه ای در کنترل بیماری بوده است. 
</description>
						<author>شهاندخت  نجم آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر مکمل یاری با ویتامین D بر بهبود سطوح ویتامینD و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به دیابت نوع دو با سطوح ناکافی و کمبود ویتامین D</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5260&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه:کمبود ویتامین D در ارتباط با اختلال در ترشح انسولین، عدم تحمل گلوکز و دیابت نوع دو است. این مطالعه با هدف بررسی اثر مکمل یاری با 50000 واحد ویتامین D بر بهبود سطوح ویتامین D سرم و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارای سطوح ناکافی و کمبود ویتامین D انجام شد.
روش ها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور 81 فرد مبتلا به دیابت نوع دو با سطوح ویتامین D بین 30-10 نانوگرم در میلی لیتر شرکت کردند که به طور تصادفی و بر اساس جنس به دو گروه مداخله(ویتامین D 50000 IU هفته ای یک بار) و کنترل(دارونما هفته ای یک بار) تقسیم شدند. طول مدت مطالعه 8 هفته بود. در ابتدا و انتهای مطالعه پس از 12 ساعت ناشتایی شبانه نمونه خون افراد جمع آوری شد و غلظت سرمی گلوکز ناشتا، انسولین ناشتا و 25 هیدروکسی ویتامین D سرم اندازه گیری شد. مقاومت به انسولین نیز از طریق محاسبهHOMA-IR  به دست آمد.
یافته ها:بعد از 8 هفته مکمل یاری با ویتامین D، سطح 25 هیدروکسی ویتامین D در گروه مداخله به طور معناداری افزایش یافت و به سطوح نرمال رسید. غلظت گلوکز ناشتا، انسولین ناشتا و شاخص HOMA-IR در گروه ویتامین D کاهش معناداری یافت اما در گروه دارونما تغییر معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری:دریافت 8 هفته مکمل ویتامین D 50000 IU، هفته ای یک بار در افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارای سطوح ناکافی و کمبود ویتامین D در مقایسه با دارونما می تواند سبب بهبود سطوح ناکافی ویتامین D و بهبود کنترل شاخص های گلیسمی شود.
</description>
						<author>محسن  خوش نیت نیکو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میزان همخوانی یافته‌های سنجش قندخون با استفاده از گلوکومتر ON CALL  و گلوکوکارد با روش آزمایشگاهی استاندارد </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5254&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که با عوارض متعددی از جمله نارسایی کلیه، کوری و قطع عضو همراهی دارد. اما می توان با پایش دقیق قندخون از بروز عوارض آن پیشگیری نمود. با توجه به کاربرد سریع، آسان، کم هزینه و عمومی گلوکومتر برای پایش قند خون، بر آن شدیم تا میزان دقت و هم خوانی یافته های حاصل از دو دستگاه گلوکومتر را با روش استاندارد سنجش قندخون مورد مقایسه قرار دهیم. 
روش ها: در این مطالعه 369 بیمار مبتلا به دیابت مراجعه کننده به آزمایشگاه بیمارستان شهید بهشتی کاشان در سال92-91 به روش ساده و بهطور داوطلبانه انتخاب و پس از انجام آزمایش قندخون ناشتا، توسط لانست مخصوص دستگاه گلوکومتر برای دو دستگاه گلوکارد و ONCALL خون مویرگی گرفته شد، سپس توسط نوار مخصوص این دستگاه ها سنجش قند انجام شد و یافته های حاصل توسط آزمون های آماری مربوط مانند میانگین ± انحراف معیار و همبستگی پیرسون مقایسه شد. 
یافته ها: میانگین اندازه قند در دستگاه گلوکومتر گلوکارد، گلوکومتر ONCALL و روش متعارف آزمایشگاه به ترتیب 6/51±127  ،1/42±9/117 و 9/51 ± 09/118 گزارش گردید. میزان سنجش قند خون دستگاه گلوکومتر ONCALL با روش استاندارد اختلاف معنادار نداشت [p=0. 901] اما نتایج گلوکومتر گلوکوکارد با روش استاندارد اختـلاف معـنادار داشـت [p≤0. 001]. 
نتیجه گیری: تنوع دستگاه های گلوکومتر مورد استفاده در نقاط مختلف کشور ضرورت انجام مطالعات مشابه را برجسته می کند. استفاده از گلوکومتر ONCALL با رعایت اصول استاندارد نمونه گیری برای سنجش قندخون توصیه می شود.  

</description>
						<author>سعید  نوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
