<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1393 جلد14 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>تغییرات عوامل تحریکی رگزایی ناشی از تمرین مقاومتی فزاینده در رت های دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5314&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: فعالیت ورزشی کنترل کننده بیماری هاست و مشاهده گردیده است در مبتلایان به دیابت به ویژه دیابتی هایی که به فعالیت ورزشی می پردازند عوامل بازدارنده رگزایی کنترل شده و عوامل پیش برنده رگزایی تقویت می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات عوامل تحریکی رگزایی ناشی از تمرین مقاومتی فزاینده در رت های دیابتی می باشد. 
روش ها: تعداد 24 سر رت نر ویستار با همگن سازی بر اساس وزن به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل یک نوبت 10 تکراری بالا رفتن از نردبان تمرینات مقاومتی همراه با وزنه متصل به قاعده دم (با توجه به حداکثر ظرفیت حمل وزنه هر رت) سه جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، رت ها بی هوش شده و خون گیری از قلب انجام شد، سپس، سرم رت ها برای سنجش شاخص های VEGF ، NO،گلوکز و انسولین استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS16 انجام شد. سطح معناداری 05/0&gt; α در نظر گرفته شد. 
یافته ها: نتایج آزمون t مستقل نشان داد در این پژوهش هشت هفته تمرین مقاومتی باعث افزایش معنی دار VEGF (776/0P=) و NO[946/0P=] سرم رت های نر دیابتی نشده است بلکه موجب کاهش معنی دار قند خون گردیده است (001/0=P)، اگرچه میزان انسولین خون بین گروه ها تفاوت معنی داری نداشت (931/0=P). 
نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرینات مقاومتی علی رغم بهتر شدن مقادیر گلوکز تأثیر مثبتی بر عوامل تحریکی رگزایی در رت های دیابتی ندارد. 
</description>
						<author>مهرنوش  مهرو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مرفومتریک بافت بیضه به دنبال تجویز ال-کارنیتین در موش صحرایی دیابتیک مدل استرپتوزوتوسین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5316&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: با توجه به اینکه دیابت اثر سویی بر پدیده اسپرماتوژنز و باروری مرد دارد، هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تجویز ال-کارنیتین بر فرایند اسپرماتوژنز و ساختار بیضه موش های صحرایی دیابتیک مدل استرپتوزوتوسین بوده است. 
روش ها: در این مطالعه تجربی 15 سر موش صحرایی به طور تصادفی به 3 گروه تقسیم شدند: گروه اول، گروه کنترل که سیترات بافر را دریافت می کنند؛ گروه  تجربی دوم، موش های دیابتیک بودند که روزانه دوز mg/kg 40 کارنیتین را به مدت 16 روز دریافت می کنند. گروه تجربی سوم، موش های دیابتیک بود که کارنیتین دریافت نمی کردند. بعد از گذشت 16 روز بررسی مرفومتریک انجام شد. همچنین، اندکس وزن بیضه به دست آمد. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS   و آزمون آماری ANOVA آنالیز شد. 
یافته ها: در مقاطع بیضه موش های دیابتیک از هم گسیختگی لایه اول سلول های اسپرم ساز و تغییر شکل لوله های اسپرم ساز مشاهده گردید. آنالیز آماری اختلاف معنی داری را بین اندازه قطر لوله های سمینفر در گروه کارنیتین نسبت به گروه های دیگر نشان داد (P&lt;0. 05). اختلاف معنی داری در وزن موش ها بین گروه کنترل و گروه های دیابتی وجود داشت (P&lt;0.001). همچنین بیشترین نسبت اندکس وزن بیضه در گروه کنترل مشاهده گردید (P&lt;0. 05). 
نتیجه گیری: یافته های مطالعه پیش رو نشان داد که تجویز کوتاه مدت ال کارنیتین بر قطر و ضخامت مجاری اسپرم ساز بیضه اثر گذار است. لذا ممکن است درمان با ال کارنیتین باعث بهبود در فرایند اسپرماتوژنز مردان دیابتی شود. 
</description>
						<author>شبنم  محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روش فشار متناوب هوایی بر بهبود تعادل و نمره پرسشنامه‌های نوروپاتی والک و میشیگان در بیماران دیابتی نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5317&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از مشکلات بیماران دیابتی اختلال تعادل است که از مهمترین علل آن، نوروپاتی محیطی و کاهش حساسیت سوماتوسنسوری است. از تئوری های مطرح در نوروپاتی دیابتی، اختلال جریان خون ناشی از آسیب آرتریول های تغذیه کننده اعصاب محیطی است. روش فشار متناوب هوایی (IPC) Intermittent Pneumatic Compression، با توجه به تأثیر بر همودینامیک عروقی و بهبود خون رسانی، در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه قصد دارد تأثیر این روش را بر بهبود علائم نوروپاتی بسنجد. همچنین با توجه به نقش نوروپاتی بر اختلال تعادل، هدف دیگر مطالعه بررسی اثر این روش بر بهبود تعادل دینامیک بیماران دیابتی است. 
روش ها: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی است. 39 بیمار دیابتی نوع دو مبتلا به نوروپاتی به دو گروه درمان (20 بیمار) و کنترل (19 بیمار) تقسیم شدند. گروه درمان تحت 10 جلسه  مداخله با روش IPC هر جلسه به مدت 45 دقیقه یک روز در میان قرار گرفت. در هر دو گروه در جلسه  اول و نهایی، ارزیابی های مربوط به تغییرات شدت نوروپاتی با استفاده از پرسشنامه های والک و میشیگان، ارزیابی حس عمقی با استفاده از دیاپازون و ارزیابی تعادل با استفاده از دستگاه بیودکس انجام گرفت. 
یافته ها: شاخص های ثبات قدامی خلفی و کلی بیودکس در سطح 6 در گروه درمان، بهبودی معنی دار داشتند. حس ارتعاش و پرسشنامه های نوروپاتی والک و میشیگان نیز نشان دهنده  بهبودی معنی دار بود (05/0 P ). 
نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد روش درمانی IPC تأثیر مثبت بر بهبود شدت نوروپاتی و حس درک ارتعاش و تعادل دینامیک سنجیده شده با بیودکس دارد. 
</description>
						<author>فرید  بحرپیما</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه الگوهای غذایی و غلظت سرمی کورتیزول در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5318&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استرس فیزیولوژیک ممکن است غذا خوردن را تحت تأثیر قرار دهد و نوع غذای دریافتی ممکن است سطح استرس فیزیولوژیک را تغییر دهد. با توجه به گزارشاتی مبنی بر بالا بودن سطح کورتیزول سرم به عنوان بیومارکر استرس در بیماران دیابتی، هدف از این مطالعه بررسی رابطه الگوهای غذایی و غلظت سرمی کورتیزول در بیماران دیابتی نوع دو می باشد. 
روش ها: این مطالعه در سال 1391 به صورت مقطعی توصیفی- تحلیلی روی 241 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. الگوهای غذایی عمده به روش تحلیل عاملی به دست آمد. اندازه گیری غلظت سرمی کورتیزول در ساعت 8 صبح انجام شد. مقایسه سطح کورتیزول سرم بین سهک های الگوهای غذایی غالب با استفاده از آنالیز کوراریانس با تعدیل اثر متغیرهای مداخله گر و بررسی رابطه کورتیزول سرم و امتیاز الگوهای غذایی با استفاده از آنالیز رگرسیون خطی انجام شد. 
یافته ها: سه الگوی غذایی عمده (غربی، سالم و شبه سالم) شناسایی شد. هیچ یک از متغیرهای تن سنجی، سطح فعالیت فیزیکی، مدت زمان ابتلا به دیابت و قند خون ناشتا رابطه معنی داری با سطح کورتیزول سرمی نداشتند. پس از تعدیل اثر عوامل مداخله گر، تفاوت آماری معنی داری میان میانگین غلظت سرمی کورتیزول در سهک های الگوهای غذایی و نیز بین غلظت کورتیزول و امتیاز الگوهای غذایی مشاهده نشد. میانگین سطـح کورتیزول سـرمی در جمـعیت مـورد بـررسی nmol/L 10/5±95/12 و در محدوده نرمال بود. 
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در بیماران دیابتی نوع دو، کورتیزول سرم با میزان پیروی از الگوهای غذایی غربی، سالم و شبه سالم رابطه ای ندارد. 
</description>
						<author>آرش  رشیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه مدت زمان مصرف قرصهای پیشگیری از بارداری خوراکی با سندرم متابولیک و اجزای آن: مطالعه قند و لیپید تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5319&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: این مطالعه جهت بررسی اثرات قرص های جلوگیری از بارداری خوراکی بر سندرم متابولیک و اجزای آن انجام شد. رو ش ها: نمونه های پژوهش از میان 5532 نفر زنان 45-18 سال مشارکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های تکمیل شده در مطالعه قند و لیپید تهران استفاده شد. 
یافته ها: مقایسه در میان گروه های مطالعه بر اساس مدت زمان مصرف قرص انجام شد و نتایج نشان داد که شیوع سندرم متابولیک و اجزای آن بین گروه ها حتی به همراه تعدیل فاکتورهای مخدوش کننده معنی دار نبود.
 نتیجه گیری: مدت زمان مصرف قرص های پیشگیری از بارداری کنونی در افزایش شیوع سندرم متابولیک در میان زنان سنین باروری تأثیری ندارد.
</description>
						<author>فهیمه  رمضانی تهرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توارث پذیری نمایههای تن سنجی در خانوادههای تهرانی جمعیت مورد مطالعه قند و لیپید تهران فاز3 (1388-1385)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5320&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه چاقی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل خطر زای بیماری های قلبی و عروقی مطرح می باشد و عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش مهمی بازی می کنند. هدف از مطالعه حاضر تخمین میزان توارث پذیری نمایه های تن سنجی در خانواده های مورد مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) است. 
روشها: در مطالعه مقطعی حاضر، 529 خانواده دو نسلی از فاز سه TLGS انتخاب شدند، به نحوی که حداقل دو فرد از اعضای خانواده مبتلا به اضافه وزن یا چاقی باشند. نمایه های تن سنجی، انرژی مصرفی در حالت استراحت (REE) و شاخص اندازه بدن (BS) تعیین گردید. میزان توارث پذیری (h2) متغیرها با استفاده از نرم افزار SOLAR تخمین زده شد.
یافتهها: مجموع افراد شرکت کننده 2460 نفر (493 پدر، 573 مادر، 720 پسر و 674 دختر) و متوسط سنی والدین و فرزندان به ترتیب 2/10±7/45و 7/9±4/18 سال بود. میزان توارث پذیری نمایه های تن سنجی در خانواده های تهرانی پس از تعدیل سن و جنس، بین21/0 با خطای استاندارد 035/0 (دور باسن) تا 51/0 با خطای استاندارد 037/0 (اندازه بدن) متغیر بود. بنابر انتظار، اندازه بدن به عنوان یک صفت اسکلتی، بالاترین میزان توارث پذیری را داشت. با در نظر گرفتن اندازه بدن به عنوان یک عامل مداخله گر، توارث پذیری REE از 26/0 به 47/0 افزایش یافت. بنابراین شاخص اندازه بدن می تواند نقش مهمی در تعیین میزان توارث پذیری این متغیرداشته باشد.
نتیجه گیری: عوامل ژنتیکی نقشی تعیین کننده در فنوتیپ چاقی خانواده های تهرانی بر عهده دارند
</description>
						<author>مریم السادات  دانشپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع کمبود ویتامین D و ارتباط آن با نمایه توده بدن و دور کمردر دختران نوجوان 17-14 سال، بوکان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5321&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کمبود ویتامین D یک اپیدمی گسترده بهداشتی و ناشناخته در سراسر دنیاست. هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع کمبود ویتامینD و ارتباط آن با شاخص های چاقی کل و چاقی مرکزی در دختران نوجوان بود.
روش ها: مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی 216 نفر از دختران نوجوان سنین 17-14 سال انجام گرفت که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از دبیرستان های شهرستان بوکان انتخاب شدند. پرسشنامه های اطلاعات عمومی، دریافت غذایی و فعالیت فیزیکی برای تمام افراد تکمیل گردید. اندازه گیری های تن سنجی بهعمل آمد. نمونه های خون ناشتا جهت سنجش(OH)D ۲۵ سرم جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون همبستگی Partial مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین سطح سرمی ویتامین D 81/2 ± 26/7 نانوگرم در میلی لیتر بود. 100 درصد افراد عدم کفایت ویتامین D داشتند. 5/18، 4/1 و 4/26 درصد افراد مورد مطالعه بهترتیب دچار اضافه وزن، چاقی و چاقی شـکمی بودند. بین سطح(OH)D  ۲۵ سرم با دور کمر همبستگی منفی معنی دار (112/0-, r=047/0 P=) وجود داشت.
نتیجه گیری: مطالعه  حاضر نشان داد کمبود ویتامین D یک مشکل مهم بهداشتی در نوجوانان مورد مطالعه می باشد. با توجه به ارتباط معکوس بین وضعیت ویتامین D با چاقی مرکزی، رویکردهای مداخله ای جهت بهبود وضعیت ویتامین D و کاهش چاقی در بین نوجوانان بهمنظور پیشگیری از شیوع بیماری های مزمن در طی سال های آتی زندگی آنان ضروری به نظر می رسد.
</description>
						<author>مریم رف رف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اعتبار و ارتباط پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» با وضعیت متابولیسم و سطح سرمی هورمونهای تیروئیدی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5322&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ارتباط میان متابولیسم‏‏، عملکرد هورمون های تیروئیدی و چاقی موضوعی است که در دهه های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف اعتبار سنجی پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» و ارتباط آن با وضعیت متابولیسم و سطح سرمی هورمون های تیروئیدی انجام شد.
روش ها: این مطالعه به روش مقطعی- توصیفی و با استفاده از داده های 164 نفر از افراد20 تا 64 ساله از میان مراجعهکنندگان به کلینیک تغذیه و پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. برای هر کدام از شرکتکنندگان فرم پرسشنامه تیروئید و متابولیسم شامل 25 سوال تکمیل گردید. سطح سرمی هورمون های تیروئیدی شامل T3, T4, TSH اندازه گیری شد. میزان متابولیسم استراحت بدن (REE) با استفاده از دستگاه کالری متری غیرمستقیم اندازه گیری شد. 
یافته ها: میزان REE حاصل از دستگاه کالری متری غیرمستقیم و محاسبه شده توسط فرمول هریس بندیکت، در مردان به ترتیب 34/475± 7/1826 و 54/454±6/2277 و در زنان 50/205± 8/1410و 10/136± 73/ 1670 کیلوکالری بود. نمره نهایی پرسشنامه ارتباط معنی داری با REE اندازه گیری شده نداشت. متابولیسم استراحت بدن ارتباط مستقیمی با سطح سرمی  T3 و T4 و T3/T4 و ارتباط معکوس با TSH داشت. به جز سطح سرمی T3، در سایر موارد ارتباط آماری معنی دار وجود نداشت. وضعیت متابولیسم افراد با استفاده از محاسبه درصد تفاضل و اندازه گیری شده با دستگاه، و محاسبه شده با فرمول هریس-بندیکت و متابولیسم پیش بینی شده با پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» هم خوانی نداشت. اما از میان 25 سوال پرسشنامه سوالات 1 ،4 ،16 ،23 ارتباط معنی داری با متابولیسم استراحت بدن (اندازه گیری شده با دستگاه) داشت.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که پرسشنامه تیروئید و متابولیسم تهیه شده، از ثبات درونی برخوردار، لیکن از روایی (validity) برخوردار نمی باشد. 
</description>
						<author>سعید  حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
