<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1393 جلد14 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>سری آمار: تحلیل جداول توافقی 3 (معیارهای تاثیر و توافق) </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5345&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در مطالعات علوم پزشکی، نیاز است شاخصهایی برای بررسی تاثیر مواجههها و مداخلهها و همچنین دقت اندازهگیریها به کار رود. هدف از این مقاله ارائه شاخصهای تاثیر و توافق در اندازهگیریها و انجام استنباط در مورد آن ها بود. مبانی و نحوه انجام محاسبات انواع معیارهای تاثیر و توافق در اندازهگیریها و استنباط در مورد آنها برای مطالعات علوم پزشکی، با در نظر گرفتن ملاحظات مربوط، ارائه گردید. برای بررسی تاثیر و تعیین سهم عامل خطر روی پیامدها در مطالعات مورد-شاهدی و هم گروهی، شاخص خطر و کسر قابل انتساب در گروه مواجهه و جامعه، به همراه فاصله اطمینان آن ها استفاده شد. همچنین شاخصهای نسبی و مطلق کاهش خطر و تعداد مورد نیاز برای درمان (NNT) در مطالعات مداخلهای و مخصوصاً کارآزماییها به عنوان اندازه اثر کفایت تاثیر گذاری مداخله به کار رفت. در مطالعات تشخیصی و غربالگری، فاصله اطمینان حساسیت، ویژگی و شاخصهای مرتبط به همراه فاصله اطمینان آن ها محاسبه شد. به علاوه نیاز است میزان دقت اندازهگیریها برای اندازهگیریهای کمی با استفاده از شاخص های خطای معیار اندازهگیری، ICC، حدود توافق بلند و آلتمن و ضریب همبستگی توافق لین و برای متغیرهای اسمی و رتبهای به ترتیب توسط کاپا و کاپای وزنی محاسبه و در مورد آن ها استنباط انجام شود. در هر یک از موقعیتهای فوق نتایج حاصل از مثالهای مطالعاتی به همراه نحوه انجام محاسبات ارائه شد. برای بررسی تاثیر و توافق در اندازهگیریها برای انواع مطالعات علوم پزشکی، تحلیلهای ارائه شده با توجه به موقعیت و هدف مطالعه توصیه میشود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد  اصغری جعفرآبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه سبکهای مقابله‌ای با تبعیت از درمان در بیماران دیابتی نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5346&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: افزایش دانش بیماران به تنهایی برای کنترل بیماری خود کافی نبوده و نیاز است که توانایی ها و مهارت هایی برای مقابله موثر با استرس های حاصل از دیابت کسب کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های مقابله ای با تبعیت از درمان در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد. روش ها: در یک طرح پژوهشی مقطعی تعداد 100 بیمار دیابتی نوع دو با استفاده از روش در دسترس انتخاب شدند. این بیماران پرسشنامه های راه های مقابلهای لازاروس و فولکمن و پرسشنامه تبعیت از درمان را تکمیل کردند. در این مطالعه از آزمون همبستگی اسپیرمن و مدل رگرسیون خطی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss استفاده شد. یافته ها: خرده مقیاسهای سبک مسئله مدار و هیجانمدار با تبعیت از درمان ارتباط معنیداری داشتند. بدین صورت که بین سبک مسئله مدار با تبعیت از درمان رابطه معنیدار مستقیم وجود دارد (05/0&gt; P) و بر اساس تحلیل رگرسیونی خطی با افزایش مسئله مداری، تبعیت از درمان نیز افزایش مییافت. بین سبک هیجان مدار با تبعیت از درمان رابطه معنی دار معکوس وجود داشت (05/0&gt; P) که بر اساس تحلیل رگرسیونی خطی با افزایش هیجان مداری، تبعیت از درمان کاهش مییابد. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر وجود ارتباط معنیدار بین سبک های مقابله ای مسئله مدار و هیجان مدار با پیروی و تبعیت از درمان در بیماران دیابتی تاکید می کند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جواد  جواهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر دوازده هفته تمرین هوازی برسطوح سرمی واسپین ،گلوکز ناشتا و مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: این پژوهش به منظور تعیین تأثیر 12 هفته تمرینات هوازی منظم برسطح سرمی واسپین و عوامل مرتبط با هومئوستاز گلوکز در بیماران دیابتی نوع دو انجام گرفت. روش ها: در این پژوهش نیمه تجربی، 20 زن مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین سن: 02/3±30/43 سال، نمایه توده  بدنی: 23/3±089/27 کیلوگرم بر متر مربع و میزان چربی بدن: 71/2±46/29 درصد) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (10=n) و کنترل (10=n) قرار گرفتند. گروه تجربی، دوازده هفته تمرین هوازی (3 جلسه در هفته با شدت 75 تا85 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره) انجام دادند. نمونه گیری خون 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تی زوجی و مستقل تجزیه و تحلیل شد (05/0&gt;P). یافته ها: نتایج، کاهش معنی دار سطوح سرمی واسپین، گلوکز ناشتا و مقاومت به انسولین (مقادیر P به ترتیب 001/0 ، و01/0 و07/0) را در گروه تجربی نشان داد و مقادیر وزن، نمایه توده بدنی، درصد چربی و نسبت دور کمر به دور لگن آزمودنی های گروه تجربی نیز به طور معنی داری کاهش یافت (مقادیر P به ترتیب 002/0، 01/0، 04/0و03/0). نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که انجام تمرینات هوازی همراه با کاهش وزن و درصد چربی بدن، منجر به کاهش سطح سرمی واسپین سرم، گلوکز ناشتا مقاومت به انسولین می شود، لذا می تواند به عنوان یک روش درمانی مکمل برای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مورد توجه قرار گیرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>زینب  نظام دوست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش سبک دلبستگی و فرزند پروری در مبتلایان به چاقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5348&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: نقش چاقی و اضافه وزن در پیدایش و تداوم بیماری های جدی پزشکی و اختلال های روان شناختی از یک سو، و تاثیر عوامل روانشناختی بر چاقی از سوی دیگر، اهمیت پژوهش در این حوزه را مضاعف کرده است. هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک های دلبستگی و سبک های فرزند پروری در بزرگسالان مبتلا به چاقی و افراد غیرمبتلا بود. روش ها: تعداد 144نفر، شامل 72 مبتلا به چاقی (48 زن و 24 مرد) و 72 غیر مبتلا (48 زن و 24 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس دلبستگی بزرگسالان (Adult Attachment Inventory) و پرسشنامه اقتدار والدین (Parental Authority Questionnaire) را تکمیل کردند. یافته ها: بین سبک دلبستگی ایمن و نمایه توده بدنی (Body Mass Index) در افراد مبتلا به چاقی، رابطه منفی معنی دار وجود داشت، اما بین سبک های دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و نمایه توده بدنی رابطه معنی دار تایید نشد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که بین میانگین سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن- دوسوگرا با نمایه توده بدنی در دو گروه مبتلا به چاقی و گروه غیرمبتلا تفاوت معنی دار وجود دارد. در بررسی سبک های فرزندپروری و نمایه توده بدنی، بین سبک فرزند پروری مقتدرانه پدری و نمایه توده بدنی رابطه معنی دار به دست آمد، اما بین سبک های فرزند پروری آمرانه و سهل گیرانه والدین (پدر/ مادر) و نمایه توده بدنی رابطه معنی دار تایید نشد. نتیجه گیری: با در نظر گرفتن نقش سبک های دلبستگی و سبک های فرزندپروری می توان زمینه مساعدی در مداخلات پیشگیری و برنامه های درمانی، به منظور ارتقاء سلامت جسمانی و روان شناختی افراد فراهم آورد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد علی  بشارت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شاخص چربی احشایی(VAI)، بهترین پیشگویی کننده مقاومت به انسولین و سندرم متابولیک در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5350&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: با توجه به محدودیت مطالعات مبتنی بر جمعیت و نبود توافق کلی در مورد حساسترین و دقیقترین شاخص پیشگویی کننده مقاومت به انسولین و سندرم متابولیک در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)، مطالعه حاضر با هدف مقایسه اعتبار شاخصهای متعدد موجود در مبتلایان به این سندرم صورت پذیرفت. روشها: در مطالعه کشوری مبتنی بر جمعیت بررسی شیوع سندرم تخمدان پلی کیستیک، 1772 زن و دختر 18-45 ساله از نظر ابتلا به این سندرم بر اساس معیارهای رتردام مورد مطالعه قرار گرفتند. دور کمر، نمایه توده بدنی، نسبت دور کمر به باسن، محصول تجمع لیپیدی(LAP) و شاخصچربی احشایی (VAI) تعیین و شاخص ارزیابی مدل هومئوستازبرای مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در بین زنان مبتلا محاسبه گردید. تعریف سندرم متابولیک با توجه به معیار Joint Interim Statement (JIS) و HOMA بزرگتر یا مساوی 3/2 بهعنوان آستانه مقاومت در نظر گرفته شد. یافتهها: از بین شاخصهای بررسی شده VAI معیار بهتری جهت پیشگویی مقاومت به انسولین (حساسیت 60% و ارزش اخباری مثبت 83%) و سندرم متابولیک (حساسیت 97% و ارزش اخباری مثبت 95%) بود. با ترسیم منحنی راک بهترین نقاط برش جهت پیشگویی مقاومت به انسولین معادل 8/1 و برای سندرم متابولیک 1/3 بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد از میان تمام مارکرها، شاخص چربی احشایی شاخص قابل اطمینانی در جهت غربالگری اختلالات قلبی و متابولیک در میان زنان مبتلا به PCOS باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فهیمه  رمضانی تهرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط چند شکلی ژنتیکی Val109Asp ژن امنتین با چاقی در زنان ایرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5349&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: چاقی در تمام جوامع به عنوان یک مشکل بهداشتی مطرح بوده که به سرعت در حال افزایش است. چاقی به عنوان یک عامل مرتبط با سبک زندگی، خطر ابتلا به بسیاری از بیماری ها را افزایش می دهد. امنتین یک آدیپوسیتوکین جدید است که در بافت چربی احشایی به فراوانی بیان می شود و سطح بیان آن ارتباط معکوس با چاقی دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین چند شکلی ژنتیکی Val109Asp ژن امنتین و چاقی در زنان ایرانی است. روش ها: این مطالعه  مورد-شاهدی بر روی260 زن شامل 186 زن با 30 &gt;BMI به عنوان گروه کنترل و 74 زن با 30 &amp;leBMI مبتلا به عارضه چاقی انجام شد. تعیین ژنوتیپ های امنتین با استفاده از واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) و به دنبال آن چندشکلی طولی قطعات محدود شونده (RFLP) صورت گرفت. آنالیز داده ها توسط نرم افزار SPSS ویرایش 17 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: فراوانی ژنوتیپ های Asp/Asp، Asp/Val و Val/Val در گروه کنترل به ترتیب 6/65%، 7/31%، 7/2% و در افراد چاق 4/51%، 2/39%، 5/9% بود. مقایسه فراوانی ژنوتیپ ها در دو گروه نشان داد که افراد دارای ژنوتیپ Val/Val نسبت به افراد واجد ژنوتیپ Asp/Asp در خطر بیشتری برای ابتلا به عارضه چاقی می باشند (01/0 P: ،9/14-3/1=CI%95، 5/4=OR). نتیجه گیری: ارتباط معنی داری بین چند شکلی Val109Asp ژن امنتین و چاقی در زنان ایرانی وجود دارد&lt;/p&gt;
</description>
						<author>لیلا  کهن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه شدت‌های مختلف فعالیت هوازی حاد بر غلظت ویسفاتین پلاسما و مقاومت به انسولین در مردان چاق مبتلا به دیابت نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5351&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: هدف از این تحقیق مقایسه شدت های مختلف فعالیت هوازی حاد بر غلظت ویسفاتین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش ها: تعداد 10 آزمودنی مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین±انحراف معیار؛ سن، 6/3±6/52 سال ؛ قد، 7/6± 3/171 سانتیمتر؛ وزن 7/4±58/87 کیلو گرم) در تحقیق حاضر شرکت کردند. در جلسه اول سنجش های آنتروپومتریکی، ترکیب بدنی و اوج اکسیژن مصرفی(VO2peak) آزمودنی ها اندازهگیری شد. در جلسات دوم تا چهارم آزمودنیها پس از حداقل 10 ساعت ناشتایی در یک طرح متقاطع با سه شدت %40 ، %60 و %80 اوج اکسیژن مصرفی، طی سه جلسه به فاصله یک هفته روی تردمیل دویدند. هزینه انرژی هر جلسه فعالیت 300 کیلو کالری بود. نمونه خونی قبل از فعالیت، بلافاصله و 24 ساعت پس از هر شدت فعالیت برای اندازه گیری سطوح ویسفاتین، گلوکز و انسولین جمع آوری شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که هیچ یک از اثرات اصلی زمان نمونه گیری و فعالیت و اثر تعاملی زمان نمونه گیری × فعالیت بر سطوح ویسفاتین، گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) معنیدار نبود (05/0&lt; p). همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین مقدار تغییرات ویسفاتین و انسولین در شدت های مختلف فعالیت ارتباط معنی داری وجود داشت (05/0&gt; p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاضر می توان نتیجه گیری کرد که در فعالیت های هوازی با هزینه انرژی برابر (300 کیلو کالری)، شدت فعالیت بر سطوح ویسفاتین بلافاصله بعد و 24 ساعت بعد از فعالیت اثرگذار نمی باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حامد  رضایی نسب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>لکه های مغولی و بیماری گانگلیوزیدوزیس نوع 1 (GM1) و مروری بر مقالات</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5352&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;گانگلیوزیدوزیسGM1 یک اختلال ذخیره سازی لیپید به دلیل کمبود آنزیم &amp;beta- گالاکتوزیداز لیزوزوم است. این کمبود منجر به تجمع گانگلیوزیدوزGM1 در لیزوزوم ها می شود، که نهایتاً منجر به تورم، آسیب سلولی و اختلال در عملکرد ارگان می شود. این بیماری یک اختلال نورودژنراتیو نادر می باشد. لکههای مغولی (ضایعات هیپرپیگمانته وسیع) وسیع یک نشانه بالینی در برخی از بیماری های متابولیک از جمله بیماری گانگلیوزیدوزیسGM1 نوع یک میباشد. هپاتومگالی، هیپوتونی، ادم، تشنج و ناهنجاری های اسکلتی و لکه ماکولای آلبالویی از جمله علائم دیگر این بیماری است. ما در این مقاله یک کودک 10 ماهه مبتلا به گانگلیوزیدوزیس GM1نوع یک که با لکههای مغولی وسیع به مرکز آموزشی درمانی هاجر(س) شهرکرد مراجعه کرده بود را گزارش میکنیم.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>افسانه  نکویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
