<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1393 جلد14 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>سری آمار:روش‌های متداول ناپارامتری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5364&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در مطالعات علوم پزشکی، موقعیت های وجود دارند که امکان استفاده از روش های متداول مبتنی بر توزیع نرمال (روش های پارامتری) وجود ندارد. هدف از این مقاله ارائه روش های متداول ناپارامتری و انجام استنباط مبتنی بر آن ها می باشد. مبانی و نحوه انجام محاسبات و همچنین کدهای نرم افزاری مربوط به روش های متداول ناپارامتری و استنباط مبتنی بر آن ها برای مثال های مطالعات علوم پزشکی به همراه ملاحظات انتخاب آزمون های ناپارامتری و کارایی نسبی آن ها در مقایسه با آزمون های پارامتری متناظر ارائه گردید. در صورت برقرار نبودن پیش فرض های آزمون  های پارامتری، بدون نگرانی برای از دست رفتن کارایی و حتی با کارایی بالاتر، باید از آزمون های ناپارامتری استفاده کرد. برای مقایسه متغیر کمی غیرنرمال یا رتبه ای بین دو گروه مستقل آزمون من-ویتنی، برای مقایسه متغیر کمی غیرنرمال یا رتبه ای بین بیش از دو گروه مستقل آزمون کروسکال والیس، برای مقایسه یک متغیر کمی غیرنرمال در دو وضعیت وابسته یا گروه های همسان شده آزمون رتبه علامت دار ویلکاکسون و برای مقایسه یک متغیر رتبه ای در دو وضعیت وابسته یا گروه های همسان شده آزمون علامت باید استفاده شود. برای هر یک از آزمون های فوق، نتایج حاصل از مثال های مطالعاتی به همراه نحوه انجام محاسبات ارائه شد. برای بررسی رابطه یا اختلاف در انواع مطالعات علوم پزشکی، آزمون های ارائه شده با توجه به موقعیت و هدف مطالعه توصیه می شود&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد  اصغری جعفرآبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر مهاری ترکیبات آروماتیک بر فعالیت آلفا آمیلاز سرم گاو: جستجوی ترکیبات بالقوه موثر در کنترل قند خون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5365&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: آلفا آمیلاز مهم ترین آنزیم تجزیه کننده نشاسته است. فعال کننده های این آنزیم بالقوه می توانند عامل کمکی در هضم باشند و مهارکننده های آن از جذب مواد نشاسته ای جلوگیری و در نتیجه میزان قند خون را کنترل می کنند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر ترکیبات آروماتیک بر فعالیت آلفا آمیلاز سرم گاو بود. روش ها: تاثیر ترکیبات کارواکرول، کومیل فنل، تریپتامین، تریپتوفان، N-استیل- L - تریپتوفان، بیس فنل A و 2- بنزیل اکسی فنل،2و6– دی ایزوپروپیل فنل، 4-کلرو-2- ایزوپروپیل-5- متیل فنل، بر فعالیت آلفا آمیلاز سرم گاو در حضور سوبسترای مصنوعی (کیت آزمایشگاهی) بررسی شد. یافته ها: در بررسی ترکیبات آروماتیک بر فعالیت آلفا آمیلاز سرم گاو اکثر آن ها از الگوی رفتاری مشابهی پیروی کردند. همه ترکیبات بهجز تریپتامین اثر مهاری در محدوده 5 – 30 % بر فعالیت آلفا آمیلاز سرم گاو داشتند، به  طوری که کومیل فنل بهترین تاثیر را در مهار آنزیم حدود30 % داشت، و تریپتامین فعالیت آلفا آمیلاز سرم گاو را 20 % افزایش داد. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ترکیبات آروماتیک یک و دو حلقه ای تاثیر مهار اندکی بر آلفا آمیلاز سرم گاو دارند و در ترکیب تریپتامین اثر فعال کنندگی مختصری دیده شد. با توجه به این نتایج از میان ساختارهای بررسی شده ساختارهای ایندولی و فنلی می توانند دارای تاثیر بر آنزیم آلفا آمیلاز باشند و در مرحله بعد بررسی مشتقات این ترکیبات پیشنهاد می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>پریچهره  یغمایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعدیل بیان ژن Sunday Driverدر عضله نعلی رتهای دارای نروپاتی دیابت متعاقب تمرین استقامتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5366&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: نروپاتی دیابت منجر به آتروفی عضله اسلکتی میگردد؛ اما سازوکارهای پیام رسانی آتروفی در این بیماری به طور کامل مشخص نشده است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی بیان ژن (Syd) Sunday Driver در عضله نعلی رت های نر ویستار دارای نروپاتی دیابت در پی تمرین استقامتی بود. روش ها: 12 سر رت صحرایی بالغ نر نژاد ویستار به طور تصادفی در سه گروه چهار تایی شامل دیابتی تمرین کرده، دیابتی تمرین نکرده و کنترل سالم قرار گرفتند. 2 هفته پس از تزریق ( mg/Kg45) STZ، با اثبات نروپاتی دیابت توسط آزمون های آلودینیای مکانیکی و هایپرآلژزیا حرارتی، پروتکل تمرین استقامتی با شدت متوسط به مدت 6 هفته اجرا گردید. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، رت ها تشریح و عضله نعلی استخراج گردید. بیان ژن Syd نیز به روش Real time-PCR بررسی شد. یافته ها: وزن عضله نعلی در گروه های دیابتی کاهش یافت (001/0=p)، اگرچه در گروه دیابت تمرین کرده نسبت به گروه دیابت تمرین نکرده بالاتر بود (001/0=p). بیان ژن Syd در گروه دیابت تمرین نکرده نسبت به گروه کنترل سالم بالاتر بود (001/0=p). همچنین تمرین منجر به کاهش معنی دار بیان ژن Syd و سطوح گلوکز خون در گروه دیابت تمرین کرده نسبت به گروه دیابت تمرین نکرده شد (به ترتیب 001/0=p و 0001/0=p). نتیجه گیری: تنظیم افزایشی mRNASyd در عضله نعلی رت های دیابتی، در توسعه آتروفی عضلانی درگیر بوده و ورزش به عنوان یک راهبرد غیر دارویی، می تواند آن را تعدیل و به سطوح نرمال نزدیک نماید. بنابراین، پیشنهاد می شود Syd به عنوان یک هدف درمانی بدیع در بیماری دیابت مورد توجه قرار گیرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>اعظم  کرمی پسکوهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر 10 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی نسفاتین-1 و شاخص مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5367&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: نسفاتین-1 آدیپوکاینی است که از بافت چربی ترشح شده و در سازوکار تنظیم عملکرد انسولین و متابولیسم گلوکز شرکت دارد. هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر 10 هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی نسفاتین-1 و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش ها: 18 زن مبتلا به دیابت نوع دو به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (10نفر) و کنترل (8 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی، تمرین مقاومتی را به مدت 10 هفته، سه جلسه در هفته (با شدت50-30 درصد یک تکرار بیشینه شروع و با افزایش تدریجی به 80-70 درصد یک تکرار بیشینه در جلسات پایانی) انجام دادند. گروه کنترل در هیچ گونه برنامه ورزشی شرکت نکرد. نمونه های خونی جهت تعیین مقادیر نسفاتین-1، انسولین وگلوکز در مراحل پیش و پس آزمون در شرایط 12 ساعت ناشتایی جمع آوری شدند. داده های حاصل با استفاده از آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، t مستقل و وابسته با نرم افزار spss نسخه 21 در سطح معنی داری 05/0&gt;&amp;alpha تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تغییرات درون گروهی گروه تجربی نشان داد، 10 هفته تمرین مقاومتی با افزایش معنی دار نسفاتین-1 و کاهش معنی دار گلوکز و مقاومت به انسولین همراه بود (05/0p&lt;)، در حالی که در مقادیر انسولین تغییر معنی داری مشاهده نشد (05/0p&gt;). در مقایسه بین گروهی، تغییرات پیش تا پس آزمون مقادیر نسفاتین-1 و گلوکز در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل معنی دار بود (05/0p&lt;). نتیجه گیری: براساس یافته های این تحقیق، تمرینات مقاومتی می تواند به عنوان درمان کمکی زنان دیابتی نوع دو توصیه شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آسیه  تاجی طبس</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کیفیت مراقبت و کنترل قندخون در بیماران دیابتی نوع دو مناطق روستایی تحت پوشش پزشک خانواده  </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5368&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: با توجه به اهمیت نتیجه طرح پزشک خانواده در مناطق روستایی و تصمیم کشور برای اجرای این برنامه در مناطق شهری، مطالعه حاضر به منظور تعیین کیفیت مراقبت و کنترل قندخون، فشارخون و لیپیدهای خونی بیماران دیابتی نوع دو مناطق روستایی تحت پوشش پزشکان خانواده انجام شده است. روش ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد380 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو دارای پرونده در خانه های بهداشت شهرستان ملکان در سال1391 با دامنه سنی 76-30 سال پس از موافقت آگاهانه از بین 1400 بیمار به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و داده ها از طریق پرسشنامه، مصاحبه حضوری، اطلاعات موجود در پرونده پزشک خانواده و اندازه گیری (HbA1c) Glycohemoglobin گردآوری شد. داده ها پس از ورود در نرم افزار SPSS19 از آنالیز رگرسیون لجستیک چندگانه جهت برآورد نسبت شانس تعدیل شده خطر ابتلا به عوارض دیابت در حضور سایر عوامل مرتبط با آن استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، 68% افراد مورد مطالعه را زنان و میانگین سن بیماران 9/11±86/57 بود. نسبت جنسی زنان به مردان تقریباً 2/2 به 1 بود. میانگین HbA1c بیماران 69/1±38/8% و تنها 9/23% بیماران کنترل مطلوب قندخون (کمتر از 7%) داشتند. در تجزیه و تحلیل نهایی اندازه HbA1c بیش از 7 درصد (002/0P=)، کلسترول بیش از mm/dl240 (04/0P=) و فشارخون بالای mm/Hg90/140 (007/0P=)، بهترتیب 52/1، 44/2 و 44/1برابرشانس ابتلا به عوارض دیابت را افزایش دادند. نتیجه گیری: کیفیت مراقبت و کنترل قندخون بیماران دیابتی منطقه مورد مطالعه، نزدیک به مطالعات سطح کشوری ولی از استانداردهای مطرح شده به ویژه انجمن دیابت آمریکا2ADA)) America Diabetes Association فاصله نسبتاً زیادی دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حسین  عزیزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سواد سلامت ارتباطی و انتقادی و خودمراقبتی در بیماران دیابتی نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5369&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: دیابت بیماری مزمنی است که می تواند عوارض حاد و ناتوان کننده ای چون بیماری های قلبی عروقی، نابینایی و نارسایی مراحل پایانی کلیه را ایجاد کند. با توجه به اهمیت خودمراقبتی در بیماران دیابتی و با توجه به اینکه سواد سلامت ناکافی یک مانع جدی برای مدیریت دیابت بهشمار آمده و می تواند مشارکت بیماران را در خود مراقبتی تحت تاثیر قرار دهد، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت سواد سلامت بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در سه حیطه عملکردی، ارتباطی و انتقادی و تعیین ارتباط این عوامل با انجام رفتارهای خودمراقبتی در این بیماران صورت پذیرفت. روش ها: این پژوهش یک مطالعه  توصیفی- تحلیلی است که به شیوه مقطعی بر روی 187 بیمار دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت حضرت علی اصفهان انجام شده است. نمونه مورد پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی آسان از میان بیماران مراجعه کننده به این کلینیک انتخاب شدند. سطح سواد سلامت و وضعیت انجام رفتارهای خودمراقبتی در بیماران به ترتیب توسط پرسشنامه های استاندارد (FCCHL) و (SDSCA) مورد ارزیابی قرار گـرفت. اﻃـﻼﻋـﺎت ﺟﻤـﻊآوری ﺷـﺪه ﺑﺎ اﺳـﺘﻔـﺎده از آزﻣﻮن ﻫﺎی آنالیز واریـانس یک طـرفه، t مستقل، ﺿﺮﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ پیرسون و رگرسیون خطی در ﻧﺮم اﻓﺰار آﻣﺎر ی SPSS v.17 ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳـﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. یافته ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 07/11±40/57 بود. میانگین نمره سواد سلامت و رفتارهای خود مراقبتی در شرکت کنندگان به ترتیب 57/0±28/2 و 56/1±84/3 بود. ارتباط آماری معنیداری ﺑﯿﻦ سواد سلامت کل، سواد سلامت ارتباطی و انتقادی ﺑﺎ ﺧﻮدﻣﺮاﻗﺒﺘﯽ دیده شد و سواد سلامت عملکردی و خودمراقبتی در بیماران ارتباط نداشت. سواد سلامت ارتباطی با رفتارهای خود مراقبتی تبعیت از رژیم غذایی، انجام فعالیت فیزیکی، پایش قند خون و مراقبت از پا مرتبط بود. سواد سلامت انتقادی نیز در بیماران با انجام فعالیت فیزیکی، پایش قند خون، مراقبت از پا و مصرف دارو ارتباط داشت. بین سواد سلامت ارتباطی و مصرف دارو و سواد سلامت انتقادی و تبعییت از رژیم غذایی در آزمودنی ها ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. از میان ابعاد مختلف سواد سلامت، سواد سلامت ارتباطی به عنوان پیشگویی کننده بهتری برای انجام رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیابتی شناخته شد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه سواد سلامت ارتباطی و انتقادی با خودمراقبتی در بیمارن دیابتی مرتبط بود، لذا توجه به مهارت های مرتبط با این ابعاد از سواد سلامت و ارائه اطلاعات متناسب با سطح سواد سلامت بیماران در سیستم های بهداشت و درمان ضروری به نظر می رسد. از آنجا که سواد سلامت عملکردی در بیماران که بیشتر با مهارت های خواندن و نوشتن مرتبط است با خودمراقبتی رابطه نداشت لذا توجه صرف به سطح تحصیلات افراد جهت برقراری ارتباط و ارائه آموزش ها به آن ها توصیه نمی گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>غلامرضا  شریفی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه بین ادراک بیماری و شیوه‌های مقابله با استرس در مادران دارای فرزند دیابت نوع یک </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5370&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین ادراک بیماری (ادراک از بیماری فرزند) و شیوه های مقابله با استرس در مادران دارای فرزند دیابت نوع یک بود. روش ها: جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای فرزند دیابت نوع یک است که در تابستان 1392 به کلینیک بیمارستان طالقانی شهر کرمانشاه مراجعه می کردند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و با توجه به جدول مورگان حجم نمونه ای به تعداد 103 نفر از مادران دارای فرزند دیابت نوع یک انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ادراک بیماری (IPQ) و مقیاس مقابله با موقعیتهای استرس زا (CISS) استفاده شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون معنی داری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین راهبرد مقابله هیجان محور، راهبرد مقابله تکلیف محور و راهبرد مقابله اجتنابی با ادراک بیماری رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین راهبرد مقابله هیجان محور با پیامدها، کنترل شخصی، ماهیت بیماری، نگرانی، شناخت بیماری و پاسخ های عاطفی رابطه معنی داری وجود دارد. بین راهبرد مقابله تکلیف محور با پیامدها، کنترل شخصی، ماهیت بیماری، نگرانی، شناخت بیماری و پاسخ های عاطفی رابطه معنی داری وجود دارد. بین راهبرد مقابله اجتنابی با پیامدها، کنترل شخصی، ماهیت بیماری، نگرانی و شناخت بیماری رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین یافته ها نشان دادند که متغیرهای راهبرد مقابله تکلیف محور، هیجان محور و اجتنابی به خوبی می توانند ادراک از بیماری مادران دارای فرزند دیابت نوع یک را به طور معنی داری پیش بینی کنند. نتیجه گیری: از نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که شیوه های مقابله با استرس بر ادراک از بیماری در مادران دارای فرزندان دیابت نوع یک موثر است و ادراک بیشتر از بیماری فرزند منجر به استفاده از شیوه های مقابله با استرس مناسب تر می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جلال  یونسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط اندازه دور کمر (چاقی شکمی)، نمایه توده بدنی و سابقه شکستگی با دانسیته استخوانی در جمعیت ایرانی: طرح جامع پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز در سطح کشور</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5371&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: شواهدی مبنی بر اثر نمایه توده بدنی و چاقی شکمی و تاثیر این دو عامل بر تراکم استخوانی وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین نمایه توده بدنی، چاقی شکمی و فراوانی شکستگی با تراکم استخوان در جمعیت ایرانی انجام گردیده است. روش ها: مطالعه پیش رو بهصورت مقطعی و گذشته نگر در افراد بالای 18 سال شرکت کننده در بخش سوم طرح جامع پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز در سطح کشور انجام شد. چاقی شکمی بر اساس اندازه دور شکم به دور باسن محاسبه گردید. در مردان مقدار &amp;le95/0 طبیعی و &gt;95/0 غیر طبیعی و همچنین در زنان مقدار &amp;le85/0 طبیعی و &gt;85/0 غیرطبیعی در نظر گرفته شد. رابطه نمایه توده بدنی و چاقی شکمی با دانسیتومتری استخوانی با آزمون رگرسیون خطی بررسی گردید. یافته ها: از بین 2019 نفر شرکت کننده در این مطالعه 717 نفر (5/35%) مرد و 1302 نفر (5/64%) زن با میانگین سنی95/13±85/41 سال بودند. افزایش نسبت دور شکم به دور باسن نسبت معکوسی با دانسیتومتری استخوانی داشت. در افرادی که سابقه شکستگی در ناحیه مچ دست داشتند دانسیته استخوانی در ناحیه هیپ و ستون فقرات از افرادی که سابقه شکستگی نداشتند، کمتر بود نتیجه گیری: چاقی شکمی بر اساس نسبت دور شکم به دور باسن بر خلاف چاقی کل بدن، ارتباط معکوسی با تراکم استخوانی داشت. بدین معنی که افزایش چاقی شکمی با کاهش تراکم استخوانی بدون ایجاد پوشش محافظتی بافت چربی در مناطق آسیب پذیر، خطر ایجاد شکستگی را افزایش می دهد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>شیرین  حسنی رنجبر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
