<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1394 جلد14 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>از ژنوم تا ژن: مروری بر ژن‌ها و تغییرات ژنتیکی موثر بر بروز سندرم متابولیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5397&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: شیوع بیماری های غیرواگیر مانند سندرم متابولیک در کشورهای در حال توسعه به شدت رو به افزایش می باشد. همزمانی بروز سه شرط بالینی از میان چاقی شکمی، افزایش فشار خون، افزایش قند ناشتا، افزایش تری گلیسرید و کاهش کلسترول با دانسیته بالا شرط تشخیص این سندرم می باشد. در مطالعه مروری حاضر به بررسی تغییرات ژنتیکی مرتبط با این سندرم در دنیا و در مطالعه قند و لیپید تهران پرداخته است. روش ها: به منظور یافتن ژن ها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با سندرم متابولیک، بانک داده ژنوتیپ و فنوتیپ (dbGaP) و جستجوگر ژنتیک اپیدمیولوژی انسانی (HuGE navigator) بررسی گردیدند. همچنین، جهت بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه در ایران و مطالعه قند و لیپید تهران از بانک اینترنتی PubMed نیز استفاده گردید. یافته ها: 30 فنوتیپ مرتبط با این سندرم انتخاب شد که 21 فنوتیپ آن شاخص تر بودند. از بین پُلی مورفیسم های مرتبط با سندرم متابولیک و یا فاکتورهای خطر آن 173 پُلی مورفیسم بعد از حذف نتایج مشابه باقی ماند. در انتها شش ناحیه ژنی که در ارتباط بیشتری با بروز این سندرم بودند باقی ماندند. نتیجه گیری: شناسایی ژن های مسئول سندرم متابولیک به عنوان یک بیماری چند ژنی می تواند به ارتقای سطح درمان و پیشگیری کمک نماید. به طور کلی طی این مسیر نیازمند انجام مطالعات تکمیلی ژنتیکی از ده ها هزار نفر از افراد مبتلا به سندرم متابولیک در سطح کشور است، شناسایی و اولویت بندی بررسی این تغییرات ژنتیکی می تواند گامی به سمت جلو باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم السادات  دانشپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط دریافت های غذایی با بیماری کبد چرب غیر الکلی: یک مطالعه مروری </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5398&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: مطالعات موجود نشان می دهند دریافت رژیم های غذایی نادرست بر پیشرفت بیماری کبد چرب غیر الکلی مؤثر می باشد. هدف مطالعه حاضر جمع بندی نتایج مطالعات موجود در زمینه ارتباط دریافت های غذایی مختلف با این بیماری و دستیابی به نتایج کلی است. روش ها: پایگاه های اطلاعاتی Scopus، Pubmed، Cochrane، Magiran، Medlib و SID و لیست پایان نامه های موجود در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با هدف یافتن مطالعات مرتبط مورد جستجو قرار گرفتند. مطالعات مورد شاهدی، مقطعی و کوهورت برای ورود به مرور ساختار یافته انتخاب گردیدند. مقالات از نظر تکراری بودن، عنوان، نوع مطالعه، جمعیت مورد مطالعه، متغیرهای بررسی شده و کیفیت گزارش دهی اطلاعات ارزیابی شدند. یافته ها: از میان 2128 مقاله یافت شده با جستجوی اولیه پایگاه های اطلاعاتی، 33 مقاله مورد بازنگری کامل و 6 مقاله برای مرور ساختار یافته انتخاب گردید. مرور مطالعات نشان داد بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی گوشت قرمز، چربی ها و شیرینی ها را بیشتر، غلات کامل، میوه و سبزی را کمتر دریافت می کردند. داشتن الگوی غذایی غربی با احتمال ابتلا به این بیماری و پیروی بالاتر از رژیم مدیترانهای با استئاتوز کبدی کمتر ارتباط داشت. نتیجه گیری: یافته های حاصل از این مرور ساختار یافته، نشان می دهد دریافت های غذایی مختلف بر بیماری کبد چرب غیرالکلی و عوامل مرتبط با آن اثر می گذارد. با توجه به انجام مطالعات محدود در این زمینه، انجام مطالعات آیندهنگر بیشتر توصیه می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>پروین  میرمیران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و هموگلوبین گلیکوزیله در مبتلایان به دیابت نوع دو: نقش تعدیل‌کننده الکسیتایمیا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5399&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: یکی از اهداف مهم در کنترل دیابت حفظ هموگلوبین گلیکوزیله در سطح نرمال است اما عوامل اجتماعی و روانشناختی متعدد همچون حمایت اجتماعی و الکسیتایمیا بر روند این کنترل نقش دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش الکسیتایمیا در رابطه  حمایت اجتماعی ادراک شده و هموگلوبین گلیکوزیله بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش ها: این مطالعه از نوع مقطعی بود. نمونه پژوهش شامل 100 نفر (60% زن؛ 40 تا 60 سال) از بیماران مراجعه کننده به بیمارستان لبافی نژاد در سال 1392 بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه  اطلاعات دموگرافیک و آنتروپومتریک، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده، مقیاس الکسیتایمیا تورنتو و آزمایش خون هموگلوبین گلیکوزیله بود. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون تعدیل کننده سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون رابطه معنی داری را بین حمایت اجتماعی بالا، الکسیتایمیا و هموگلوبین پایین تر نشان داد. نتایج حاصل از رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که حمایت اجتماعی، 23% و الکسیتایمیا 31% از واریانس هموگلوبین گلیکوزیله را تبیین می کند. همچنین الکسیتایمیا در رابطه حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، نقش تعدیل کننده را ایفا می کند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاضر، الکسیتایمیا نقش تعدیل کننده را در رابطه حمایت اجتماعی و هموگلوبین گلیکوزیله بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارد. نتایج این پژوهش راهنمایی در جهت توجه به عوامل روانشناختی موثر در بهبود هموگلوبین گلیکوزیله بیماران می باشد که می تواند راهگشای مفهوم سازی، برنامه ریزی و طراحی سیاست گزاری های درمانی در درمان و کنترل دیابت نوع دو باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>پریسا  امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارائه الگوریتم جدید Fuzzy SARSA بهمنظور پیش بینی نوسانات سطح قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع یک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5400&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: یکی از عوارض خطرناک بیماری دیابت نوع یک افزایش و کاهش ناگهانی سطح غلظت قند خون می باشد که باعث بروز خطراتی چون اغماء و بیهوشی خواهد شد. بنابراین استفاده از روش هایی با درصد خطای پایین و هوشمند با اطلاعات موجود در جهت پیش بینی و در نهایت پیشگیری از این عوارض،گام مهمی در جهت کنترل بهینه بیماری محسوب می شود. به همین منظور در این مقاله ما از الگوریتم ترکیبی Fuzzy SARSA برای طراحی سیستم خبره در جهت پیش بینی نوسانات سطح قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع یک استفاده کرده ایم. هدف از این مقاله، ارائه و پیاده سازی یک الگوریتم ترکیبی جدید مبتنی بر یادگیری تقویتی و منطق فازی به نام FSA(Fuzzy SARSA Algorithm) برای طراحی سیستم خبره می باشد. روش ها: داده های پزشکی مورد استفاده در این مقاله مربوط به 3 بیمار زن ایرانی مبتلا به دیابت نوع یک است، که شامل الگوهایی چون نوع و دز انسولین تزریقی، فاصله زمانی بین ساعات ثبت سطح غلظت قند خون و نیز سطح غلظت قند خون در ابتدای بازه زمانی می باشد. در این مقاله از الگوریتم معروف یادگیری تقویتی به نام SARSA استفاده شده و با منطق فازی پیاده سازی شده و الگوریتم Fuzzy SARSA را در سیستم خبره برای پیش بینی نوسانات سطح قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع یک به کار برده ایم. یافته ها: نتایج به دست آمده برای سیستم خبره با الگوریتم پیشنهادی FSA برای عامل یادگیرنده با استفاده از پارامترهای، سطح غلظت قند خون در ابتدای بازه زمانی (mg/dlit)، دز انسولین کوتاه اثر تزریقی به بدن (unit)، دز انسولین طولانی اثر تزریقی به بدن (unit)، سطح استرس (unit)، سطح فعالیت بدنی (unit)، کربوهیدرات مصرفی (gr)، فاصله میان ابتدا و انتهای بازه زمانی (hour) نشان می دهد که عامل توانسته در 85 درصد سطح قند خون را در بازه نرمال 80 تا 120 نگه داردو در 15 درصد خطایی که عامل داشته مواقعی است که عامل اکتشاف درستی برای تزریق انسولین کوتاه اثر و طولانی اثر نداشته است. نتیجه گیری: در پایان تحقیق با توجه به نتایج به دست آمده مشخص شد که الگوریتم پیشنهادی برای سیستم هوشمند با کاهش تقریباً 15 درصدی خطای پیش بینی نسبت به دیگر روش های متدوال و از جمله روش های مبتنی بر یادگیری تقویتی، می توانند به عنوان مدلی مناسب به منظور پیش بینی نوسانات سطح غلظت قند خون در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک تلقی گردد، ضمن اینکه می توان از سایر روش های پیش بینی مبتنی بر هوش مصنوعی مانند شبکه های عصبی جهت پیش بینی دقیق استفاده کرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حسین  فرضعلی وند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان تغییرات سطوح سرمی لپتین، انسولین، زمینه لیپیدی و نمایه توده‌‌ بدنی پس از یک دوره تمرین تناوبی سرعتی در کودکان چاق</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5401&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: احتمال اینکه چاقی کودکی در بزرگسالی به یک بیماری مزمن تبدیل شود بسیار زیاد است. میزان شیوع و گسترش چاقی بهصورت قابل توجهی در طول دو دهه  اخیر افزایش یافته است. بنابراین مهم بودن سلامت فردی و کیفیت زندگی، پژوهش گران را به پژوهش در این زمینه واداشته است. هدف از این پژوهش، بررسی میزان تغییرات سطوح سرمی لپتین، انسولین، زمینه لیپیدی و نمایه توده  بدنی پس از یک دوره تمرین تناوبی سرعتی در کودکان چاق بود. روش ها: تعداد 30 دانش آموز چاق با دامنه سنی 9 تا 11 سال به صورت تصادفی هدفمند در 2 گروه تمرین تناوبی و کنترل گنجانده شدند. تمرینات تناوبی سرعتی به مدت 8 هفته اجرا شد. قبل و بعد از دوره تمرینی، اندازه گیری های مربوط به لپتین و انسولین به روش الایزا، زمینه لیپیدی و کلسترول با کیت شرکت پارس آزمون و اندازه گیری نمایه  توده بدنی انجام شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که پس از برنامه  تمرینی، میزان لپتین، انسولین و کلسترول خون در مقایسه با گروه کنترل کاهش داشت (001/0P = ). همچنین در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری در نمایه  توده  بدنی گروه تمرین دیده شد (01/0P= ). نتیجه گیری: تمرینات تناوبی سرعتی بر میزان لپتین، انسولین و کلسترول کودکان چاق تاثیر معنی داری دارد و این تمرینات باعث بهبود نمایه  توده  بدنی در این افراد می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عبدالرضا  کاظمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تعاملی مصرف عصاره دانه انگور همراه با فعالیت هوازی بر نیمرخ لیپیدی زنان چاق غیر فعال بالای 60 سال سالمندان سنندج</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5402&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: هایپرلیپیدمی عامل اصلی خطر بیماری های قلبی-عروقی(CVD) و از مشکلات شایع در جامعه است. پژوهش حاضر به بررسی اثر مکمل دانه انگور همراه با فعالیت هوازی بر نیمرخ لیبپیدی در زنان سالمند می پردازد. روش ها: در طرح تجربی 40 زن چاق غیرفعال (30BMI&amp;ge) بالای 60 سال به صورت غیرتصادفی و آماده در دسترس، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه (مکمل+ورزش و کنترل) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل تمرینات هوازی با شدت 50 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت 8 هفته و سه جلسه در هفته بود. گروه مصرف کننده مکمل عصاره دانه انگور 200 میلی گرم به صورت روزانه به مدت 8 هفته دریافت کردند. خون گیری پس از 12 ساعت ناشتایی در مرحله پیش آزمون و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اخذ شد. برای مقایسه اطلاعات پیش و پس آزمون در دو گروه از t همبسته و مقایسه بین گروه ها از t مستقل استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری در میزان کلسترول، تری گلیسرید و LDL-C پس آزمون و پیش آزمون گروه مکمل همراه با فعالیت ورزشی وجود داشت در حالی که در گروه کنترل اختلاف معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: تمرین هوازی طولانی مدت همراه با مصرف عصاره انگور سبب کاهش عوامل نیمرخ لیپیدی می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>صابر  ساعدموچشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شاخصهای سندرم متابولیک در زنان چاق با وزن نرمال در مقایسه با زنان غیر چاق</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5403&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: نمایه توده بدنی نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالا (بیشتر از 30 % در زنان و 23 % در مردان) به عنوان چاقی با وزن نرمال (Normal weight obese ) شناخته می شوند. در چاقی با وزن نرمال به دلیل ترشح سیتوکین های پیش التهابی از بافت چربی مازاد در بدن، خطر سندرم متابولیک و بیماری های مزمن مرتبط با چاقی افزایش می یابد. هدف مطالعه حاضر تأیید این فرض می باشد که درصد چربی بالا در بدن با وجود وزن و نمایه توده بدنی نرمال می تواند افراد چاق با وزن نرمال را در مقایسه با افراد غیر چاق به میزان بیشتری در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک قرار دهد. روش ها: این مطالعه به صورت مورد شاهدی طراحی شد.40 زن چاق با وزن نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالای 30% (30%FM&gt;) و 30 زن غیر چاق (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی کمتر از 25% (25% FM&lt;) که به لحاظ سن با یکدیگر جور شده بودند (میانگین سن= 28 سال) در این بررسی شرکت نمودند. شاخص های مرتبط با سندرم متابولیک شامل اندازه گیری های تن سنجی، فشارخون و غلظت خونی کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تری گلیسیرید، قند خون ناشتا و غلظت انسولین سرم ناشتا در دو گروه مورد سنجش قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردید. یافته ها: داده های حاصل از این مطالعه نشان داد که اندازه های تن سنجی شامل دور کمر و دور باسن در گروه چاق با وزن نرمال(NWO) بالاتر از گروه غیر چاق (non-NWO) بود (به ترتیب81/4±78/74 در مقابل 91/2±76/70 و 32/4±12/99 در مقابل 91/2±16/93 و 001/0 P-value&lt;). در غلظت کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تری گلیسیرید، قند خون ناشتا در گروه NWO تفاوت های غیر معنی  داری نسبت به گروه non-NWO مشاهده شد. فشار خون سیستولی و دیاستولی نیز در دو گروه تفاوت معنی  داری به لحاظ آماری نشان نداد. درحالی که غلظت انسولین سرم در گروه NWO بالاتر از گروه non-NWO (66/4±92/8 در مقابل11/2±08/6 و 015/0 p-value=) و حساسیت به انسولین در NWO پایین تر از non-NWO بود (357/0 در مقابل 374/0و 043/0 p-value=). نتیجه گیری: با توجه به غلظت بالاتر انسولین سرم و حساسیت به انسولین پایین تر در زنان چاق با وزن نرمال در مقایسه با زنان سالم ،می توان دریافت که این گروه از افراد نسبت به افرادی با BMI مشابه اما درصد چربی پایین تر بیشتر در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک در سنین پایین می باشند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سعید  حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر دوازده هفته تمرین هوازی بر سطوح رسیستین سرم و شاخص‌های AR، HOMA-AD و IRAR در مردان چاق کم‌تحرک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5413&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;مقدمه: سطوح رسیستین و مقاومت انسولینی در انسان های چاق افزایش می یابد. زندگی کم تحرک نیز با خطر بالای افزایش مقاومت انسولینی همراه است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر دوازده هفته تمرین هوازی بر سطوح رسیستین سرم و شاخص های آدیپونکتین-رسیستین (AR)، مدل ارزیابی هومئوستاز-آدیپونکتین (HOMA-AD) و IRAR در مردان چاق کم تحرک است. روش ها: در یک کارآزمایی نیمه تجربی، 21 مرد چاق کم تحرک به طور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی (10 نفر، 2/3±8/27 سال، 1/7±5/93 کیلوگرم، 4/3±7/31 درصد چربی، نمایه توده بدن 5/3±0/32 کیلوگرم بر متر مربع) و کنترل (11 نفر، 1/3±1/27 سال، 0/6±7/94 کیلوگرم، 1/3±2/31 درصد چربی، 3/3±2/32 کیلوگرم بر متر مربع) تقسیم شدند. ویژگی های عمومی آزمودنی ها، سطوح رسیستین سرم و شاخص های AR، HOMA-AD و IRAR قبل و پس از دوره تمرین اندازه گیری شد. تمرین هوازی شامل دوازده هفته تمرین رکاب زدن روی چرخ کارسنج (3 جلسه تمرین در هفته، شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره، مدت 20 تا 40 دقیقه در هر جلسه) بود. تجزیه  و تحلیل داده ها با به کارگیری نرم افزار آماری SPSS-16 صورت گرفت. سطح معنی داری 05/0&gt;p در نظر گرفته شد. یافته ها: پس از دوره تمرین، سطوح رسیستین سرم (016/0=P)، HOMA-AD (007/0=P)، AR (020/0=P) و IRAR (003/0=P) کاهش یافت، اما در مورد هیچکدام از شاخص های مذکور در گروه کنترل تغییر معنی داری مشاهده نشد (05/0&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فتاح  مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
