<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1404 جلد25 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1404/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>نامه به سردبیر: واکسن چاقی، جستاری بر یک تحقیق پیش بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6457&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان داده اند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موش های نر نوجوان به  طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری می کند. این مداخله علی رغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگ و میر ناشی از بیماری های غیرواگیر بوده است، این راهبرد های مبتنی بر میکروبیوم می توانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار می دهند، نشان دهندۀ رویکردی بین رشته ای و امیدوار کننده است که علوم غدد درون ریز، میکروبیولوژی و جنبه های روان تنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند می دهد. با این وجود، تصویر رسانه ای M. vaccae به عنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم می شود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش می دهد، امّا به طور کامل مانع از آن نیست و نمی تواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش می تواند به عنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوق فرآوری شده به کار گرفته شود و درمان های موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمان های دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایش های بالینی گسترده تری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمان های فعلی چاقی مورد نیاز است.</description>
						<author>باقر لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسۀ عملکرد هوش مصنوعی با روش‌های مرسوم مبتنی بر گایدلاین در تشخیص پیش دیابت: یک مطالعۀ مروری نظام مند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6402&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت یک مشکل جدی جهانی است و روش های پیش بینی و مدیریت آن اهمیت زیادی دارند. روش های تشخیصی مرسوم شامل آزمایش هایی مانند OGTT، FPG و HbA1c است. یادگیری ماشین می تواند دقت تشخیصی را بهبود بخشد، اما نیاز به بررسی گایدلاین های بالینی و عملکرد آن در مقایسه با روش های مرسوم وجود دارد.&lt;br&gt;
روش ها: این مرور روایتی اثربخشی یادگیری ماشینی در تشخیص زودهنگام دیابت را بررسی می کند. مقالات براساس معیارهای مشخص انتخاب و از نظر طبقه بندی الگوریتم ها، شاخصهای خروجی، مشارکت متخصصان بالینی و شفافیت تحلیل شدند. معیارهایی مانند دقت، AUC، ویژگی و حساسیت برای ارزیابی عملکرد الگوریتم ها استفاده شدند. مقالات مرتبط برای مقایسه تشخیص پیش دیابت باهوش مصنوعی و روش های مرسوم بررسی شدند و گایدلاین های هر دو حوزه استخراج و مقایسه شدند.&lt;br&gt;
یافته ها: تحلیل 41 مقاله نشان داد که الگوریتم های ANN، LR و DNN بیشترین استفاده را داشته اند. تنها 2 درصد مقالات از قوانین بالینی و حضور پزشکان استفاده کرده و 12 درصد از مقالات قابلیت تفسیر داشته اند. در روش های مرسوم از تست های HbA1c و FPG استفاده می شود، امّا هیچ گایدلاین بالینی برای هوش مصنوعی منتشر نشده است. الگوریتم های هوش مصنوعی در حساسیت و ویژگی به ترتیب 29 و 23 درصد بهتر عمل کردند.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: اگرچه هوش مصنوعی در تشخیص پیش دیابت عملکرد بهتری دارد، اما به دلیل مشکلاتی مانند عدم ارزیابی پذیری و نبود گایدلاین های بالینی، هنوز برای استفاده در بالین آماده نیست. با رفع این محدودیت ها، هوش مصنوعی می تواند به عنوان روشی کارآمدتر به کار رود.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>امین گلابپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مداخلات پرستاری برای کودکان مبتلا به دیابت نوع یک و خانوادۀ آنها: یک مرور نظام‌مند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6443&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت نوع یک شایع ترین نوع دیابت است که کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. مداخلات پرستاری برای کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شامل شناخت مشکلات نوجوان و ارائۀ مراقبت های فنی و حمایت عاطفی است. پرستاران نقش مهمی در کمک به نوجوانان و خانواده هایشان در مدیریت احساسات، تنظیم رژیم های درمانی و ادغام روتین های جدید در زندگی روزمره دارند. هدف از این مرور نظام مند، شناسایی و تحلیل مداخلات پرستاری مؤثر در مدیریت دیابت نوع یک در کودکان و حمایت از خانواده های آنها است. این مطالعه با بررسی شواهد موجود تلاش می کند تا نقش پرستاران در بهبود پیامدهای بالینی، روانی و رفتاری کودکان و ارتقای آگاهی، مهارت های خودمراقبتی و کیفیت زندگی خانواده ها را تبیین کند.&lt;br&gt;
روش ها: جستجوی نظام مند در پایگاه های علمی PubMed ، Scopus،Web of Science ، CINAHL، SIDو&amp;nbsp; Magiranبین سال های 2010 تا 2025 انجام شد. راهبرد جستجو با استفاده از کلیدواژه های PubMed (مداخلات پرستاری) [عنوان/چکیده]، (دیابت نوع یک)، (کودک) و (خانواده) ایجاد شد. جستجوی نظام مند با کلید واژه های انگلیسی: ((Nursing Interventions[title/abstract]) AND (Type 1 Diabetes [title/abstract])) AND (Child[title/abstract])) AND (Family[title/abstract]) از میان 500 مطالعه در رابطه با مداخلات پرستاری در دیابت نوع یک کودکان با بررسی جزئی تر، در مجموع 10 مطالعه معیارهای ورود را داشتند و در تجزیه و تحلیل نهایی وارد شدند.&lt;br&gt;
یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخلات پرستاری می تواند تأثیر قابل توجهی بر مدیریت دیابت توسط کودک و خانواده ها داشته باشد که منجر به بهبود پیروی از رژیم های درمانی، کنترل بهتر قند خون و افزایش کیفیت زندگی برای کودکان و خانواده می شود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: مداخلات پرستاری نقش به سزایی در بهبود کنترل قند خون، افزایش آگاهی و خودمراقبتی کودکان مبتلا به دیابت نوع یک و حمایت از خانواده های آنان دارند. مداخلاتی همچون آموزش بیمار و خانواده، مشاورۀ روانی، پیگیری منظم، استفاده از فناوری های آموزشی و مراقبت محور و همکاری تیمی، توانسته اند نتایج مطلوبی در کاهش عوارض بیماری، بهبود کیفیت زندگی و افزایش تطابق روانی اجتماعی فراهم آورند. بر این اساس، توسعه و اجرای برنامه های مداخله ای مبتنی بر شواهد، با در نظر گرفتن ویژگی های فردی، فرهنگی و اجتماعی خانواده ها، برای ارتقای مراقبت پرستاری در کودکان دیابتی توصیه می شود.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>جلال نورمحمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مداخلات روانشناختی برای والدین کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به دیابت: یک مطالعۀ مروری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6420&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در سال های اخیر شیوع دیابت افزایش چشم گیری داشته است. والدین کودکان مبتلا به دیابت از مشکلات جسمانی و روان شناختی متعددی رنج می برند؛ بنابراین مداخلات مختلفی برای بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی آنها طراحی شده است. این مداخلات از طیف وسیعی از رویکردها و روش شناختی ها بهره برده اند. مطالعۀ حاضر با هدف شناسایی و مرور مداخلات روانشناختی مختلف برای والدین کودکان کمتر از 6 سال مبتلا به دیابت و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها انجام شده است.&lt;br&gt;
روش ها: جستجوی رویکردهای مداخلاتی از طریق پایگاه های اطلاعاتی مختلفی از جمله گوگل اسکولار، پابمد، ساینس دایرکت و اسکوپوس انجام شد. پس از بررسی ملاک های ورود داده ها، 11 مقاله انتخاب و مطالعه شد.&lt;br&gt;
یافته ها: مداخلات از رویکردهای مختلفی از جمله شناختی- رفتاری، یادگیری اجتماعی، خانوادۀ درمانی، فرزندپروری مثبت استفاده کرده بودند. روش های مداخله عمدتاً از راه دور بود و پیامدهای مختلفی را برای والد و کودک در پی داشت که به تفضیل ذکر شده است. همچنین حجم نمونه در این مطالعات بین 30 تا 200 والد بود و میزان رضایت عمدۀ مداخلات بالا گزارش شد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: به طور کلی مداخلات محدودی انجام گرفته است. با توجه به اینکه مداخلات با تمرکز بر وضعیت روانشناختی والدین می تواند منجر به افزایش حمایت اجتماعی و بهبود سلامت روان در والدین و کودکان مبتلا به دیابت شود؛ امید است این مقاله زمینه را برای بررسی رویکردهای مختلف فراهم سازد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد علی مظاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ویژگی‌های شخصیتی، تاب‌‌‌‌‌‌‌آوری و سازِکارهای راهبردهای مقابله‌ای در افراد مبتلا به دیابت و افراد سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6469&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تأثیر عوامل روانشناختی بر بیماری های جسمانی، لزوم شناخت این عوامل را در روند مداخلات پیشگیرانه و درمانی برجسته کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسۀ ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و راهبردهای مقابله ای در بیماران دیابتی و افراد سالم بود.&lt;br&gt;
روش ها: این پژوهش با روش علی- مقایسه ای در نمونه ای متشکل از 75 بیمار دیابتی و 75 فرد سالم، که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. گردآوری داده ها به وسیلۀ پرسشنامه های تاب آوری، پنج عاملی شخصیت و راهبردهای مقابله ای، انجام شد. جهت بررسی فرضیه ها، از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخۀ 26 استفاده شد.&lt;br&gt;
یافته ها: میانگن نمرات تاب آوری و ویژگی های شخصیتی برون گرایی و وظیفه شناسی در افراد سالم بالاتر و میانگین نمرۀ روان رنجور خویی در افراد دیابتی بالاتر بود. تفاوت معناداری در ویژگی های شخصیتی خوشایندی و گشودگی بین این دو گروه مشاهده نشد. یافته ها نشان داد که میانگین نمرات افراد سالم در استفاده از راهبردهای مسئله مدار و میانگین نمرات افراد دیابتی در استفاده از راهبردهای هیجان مدار نسبت به گروه دیگر بالاتر بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که عوامل روان شناختی نقش مهمی در بروز و تشدید مشکلات بیماران دیابتی دارند. بنابراین، توجه به این عوامل و به کارگیری راهبردهای روان شناختیِ مناسب می تواند در پیشگیری و درمان مؤثرتر این بیماری نقش آفرین باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>شهناز محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی روند شیوع دیابت نوع دوم با استفاده از مدل ترکیبی اتوماتای سلولی یادگیر و الگوریتم مدل رتبه‌بندی برتری و فروتری: رویکردی مبتنی بر داده‌های واقعی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6444&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینه های اقتصادی و درمانی قابل توجهی را بر نظام های سلامت تحمیل می کند. پیش بینی دقیق روند ابتلا به دیابت می تواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامه های مداخله ای ایفا کند.&lt;br&gt;
روش ها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبه بندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهره گیری از داده های بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیش بینی شود. داده های مورداستفاده شامل ویژگی های دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیش پردازش داده ها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرم افزار MATLAB پیاده سازی شد.&lt;br&gt;
یافته ها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدل سازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی به عنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشن شدن سلول های مدل شناسایی شدند.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: یافته ها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند می تواند در تحلیل داده های سلامت و پیش بینی بیماری های مزمن مؤثر باشد.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>مصطفی کاشانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی الگوی کتواسیدوز دیابتی راجعه در جنوب شرق ایران: تحلیل شیوع، عوامل خطر و پیامدهای بالینی در یک مطالعه چهار ساله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6436&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کتواسیدوز دیابتی راجعه یکی از عوارض جدی و تهدید کنندۀ حیات دیابت است که می تواند منجر به بستری های مکرر و عوارض قابل توجه شود. این مطالعه با هدف بررسی شیوع، عوامل خطر و پیامدهای بالینی کتواسیدوز دیابتی راجعه در جنوب شرق ایران انجام شد.&lt;br&gt;
روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی گذشته نگر، پرونده های 560 بیمار مبتلا به کتواسیدوز دیابتی طی سال های 1399-1396 در بیمارستان افضلی پور کرمان بررسی شدند. بیماران با حداقل دو نوبت بستری به علت کتواسیدوز دیابتی وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعیت شناختی، بالینی و آزمایشگاهی با استفاده از چک  لیست جمع آوری و تحلیل شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخۀ 25 و با آزمون های آماری کای دو و تی مستقل در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;
یافته ها: از 560 بیمار، 40 بیمار (16/7%) دچار کتواسیدوز دیابتی راجعه بودند. میانگین سنی بیماران 04/15 &amp;plusmn; 36/28 سال بود و 60% را زنان تشکیل می دادند. 70% بیماران مبتلا به دیابت نوع یک بودند. شایع ترین علل زمینه ساز شامل مصرف نامنظم یا قطع انسولین (5/72%) و وجود عفونت (55%) بود. سوء مصرف مواد در 25% بیماران گزارش شد. میانگین سطوح سرمی اوره، کراتینین و پتاسیم به ترتیب&amp;nbsp; 37.73 &amp;plusmn; 55.23 میلی گرم بر دسی لیتر، 67/0 &amp;plusmn; 98/0 میلی گرم بر دسی لیتر و 64/0 &amp;plusmn; 38/4 میلی اکی والان بر لیتر بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به دیابت نوع یک، در معرض خطر بالاتر کتواسیدوز دیابتی راجعه قرار دارند. عدم پایبندی به درمان با انسولین و عفونت ها مهم ترین عوامل خطر شناسایی شده بودند. این یافته ها بر اهمیت آموزش بیماران در مورد مصرف منظم انسولین و پیشگیری از عفونت ها تأکید می کند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد حسین گذشتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تمرینات هوازی بر سطح فریتین و سیستم آنتی اکسیدانی در موش های مدل سارکوپنی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6432&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سالمندی با سارکوپنی و همچنین استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات هوازی بر استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس در موش های مدل سارکوپنی بود.&lt;br&gt;
روش ها: تعداد 21 سر موش آزمایشگاهی نژاد C57BL/6&amp;nbsp; (24-16هفته) مدل سارکوپنی با میانگین وزنی (35-25 گرم) و همچنین 21 سر موش سالم (7-6 هفته) به طور تصادفی در گروه های (1) کنترل سالم- جوان (7 =n) (2) تمرین هوازی- جوان (7 =n) (3) کنترل پیر- سالم (7 =n)، (4) کنترل پیر- مدل سارکوپنی (7 =n) (5) تمرینات هوازی- پیر سالم (7 =n) (6) تمرینات هوازی- پیر مدل سارکوپنی (7 =n) قرار داده شدند. گروه  مداخله تمرینات هوازی را به مدت هشت هفته و هفته ای پنج جلسه با شدت 80-60 درصد توان هوازی انجام دادند. بیان ژن آنزیم گلوتایتون پراکسیداز (GPX-4) و سوپر اکسید دسموتاز (SOD) و با استفاده از روش Real Time PCR سنجش شد. همچنین غلظت مالون دی آلدئید (MDA) و Fe2+ در عضلۀ دوقلو اندازه گیری شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
یافته ها: مشاهده شد بیان ژن آنزیم های SOD و GPX-4 در گروه پیر مدل سارکوپنی به طور معنی داری در مقایسه با گروه پیر کنترل سالم کاهش (به ترتیب 001/0P= ، 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe2+&amp;nbsp; به طور معنی داری افزایش یافت (به ترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ). همچنین بیان ژن آنزیم های SOD و GPX-4 در گروه های تمرینات هوازی در مقایسه با گروه های کنترل افزایش معنی دار (به ترتیب 001/0P= ؛ 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe [2+] کاهش معنی دار داشت (به ترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ).&lt;br&gt;
نتیجه گیری: در نهایت می توان گفت تمرینات هوازی از طریق افزایش بیان ژن آنزیم های GPX-4 و SOD و کاهش غلظت مالون دی آلدئید و Fe2+&amp;nbsp; فشار اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس را در وضعیت سارکوپنی کاهش دهد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>کمال عزیزبیگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روشی برای تشخیص بیماری دیابت با استفاده از الگوریتم‌های تبرید شبیه‌سازی شده و کی-نزدیک‌ترین همسایه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6431&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت نوعی بیماری مزمن است که در آن بدن نمی تواند از گلوکز استفاده و یا آن را ذخیره کند. دیابت زمانی رخ می دهد که لوزالمعده قادر به ساخت انسولین نباشد یا بدن نتواند از انسولین تولید شده استفاده کند. امروزه بیماری دیابت یک بیماری شایع در جهان است و ارائه روش هایی خودکار برای تشخیص آن بسیار حائز اهمیت است.&lt;br&gt;
روش ها: در این مقاله، روشی نوین برای تشخیص دیابت با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی معرفی شده است. روش پیشنهادی مبتنی بر الگوریتم های فرا ابتکاری و طبقه بندی است. برای انتخاب ویژگی ها از الگوریتم فرا ابتکاری تبرید شبیه سازی شده (SA) استفاده شد. تشخیص دیابت نیز با استفاده از الگوریتم طبقه بندی بهبودیافته کی-نزدیک ترین همسایه (KNN) انجام می شود. علاوه بر روش پیشنهادی، عملکرد دو روش دیگر با نام های MVMCNN و WKNN در تشخیص دیابت مورد مطالعه قرار گرفتند.&lt;br&gt;
یافته ها: روش پیشنهادی با دو روش دیگر برای تشخیص دیابت به صورت عملی مقایسه شده است. مقایسه ها براساس میزان دقت حاصل از تشخیص بیماری صورت گرفت. در آزمایش ها روش پیشنهادی (SAKNN) دقت 95%، روش MVMCNN دقت 93% و روش WKNN دقت 90% را ارائه کردند. بنابراین روش پیشنهادی نسبت به سایر روش ها عملکرد بهتری از خود نشان داده است. از نظر زمانی و چند معیار دیگر نیز روش پیشنهادی عملکرد قابل قبولی داشت.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: روش پیشنهادی برای تشخیص دیابت به کمک الگوریتم های فرا ابتکاری و طبقه بندی دقت بالاتری نسبت به دیگر روش ها ارائه می دهد. این نتایج نشان می دهد که استفاده مناسب از تکنیک های هوش مصنوعی می تواند راه حل های مؤثری برای تشخیص خودکار بیماریی دیابت ارائه دهد و می تواند به عنوان یک ابزار کمکی برای پزشکان و محققین به کار گرفته شود.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>حسین ازگومی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پلی‌مورفیسم rs1205 موجود در ژن کُدکنندۀ پروتئین واکنشگر C و ارتباط آن با ﺳﻄﺢ لیپوپروتئین با چگالی پایین سرم در جمعیت ایرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6458&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: چربی خون یک مشکل جهانی و از تهدیدهای مهم برای سلامت جامعه است. چربی خون یک بیماری چندژنی بوده و اغلب ژن های مرتبط با آن ناشناخته اند. rs1205 یکی از پُلی مورفیسم های ژن کُدکنندۀ پروتئین واکنشگر C (CRP) است که باعث تغییر نوکلئوتید C به T شده و یکی از فاکتورهای خطر برای افزایش سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) است. این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع پُلی مورفیسم rs1205 در ژن CRP و ارتباط آن با سطح LDL در جمعیت ایرانی انجام شد.&lt;br&gt;
روش ها: تعداد کل نمونه ها 137 نفر، شامل 79 نفر شاهد و 58 نفر بیمار (LDL بالاتر از 130 میلی گرم/دسی لیتر) بود. سپس با استفاده از روش سیستم جهشی مقاوم به تکثیر- واکنش زنجیره ای پلیمراز (ARMS-PCR) از نظر وجود یا عدم وجود پلی مورفیسم rs1205 در ژن CRP، مورد بررسی قرار گرفتند. محصول PCR بر روی ژل آگارز انتقال داده شد. پس از مشاهده باندها و بررسی صحت آنها، آلل های مختلف، مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: 2/56 درصد از نمونه ها، نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) پایین تر از 25 و 8/43 درصد آنها، BMI بالاتر از 25 داشتند. درصد فراوانی ژنوتیپ ها نشان داد که ژنوتیپ CT معادل 4/47 درصد، ژنوتیپ CC معادل 5/36 درصد و ژنوتیپ TT معادل 1/16 درصد است. 7/57 درصد از نمونه ها، LDL پایین تر از 130 و 3/42 درصد آنها، LDL بالاتر از 130 داشتند.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: ارتباط معنی داری میان پلی مورفیسم rs1205 و سطح LDL سرم جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین تفاوت سن و جنسیت نمونه ها نیز تأثیری در این رابطه نداشتند. احتمال می رود عدم تفاوت در قومیت، یکی از دلایل احتمالی معنادار نبودن نتایج این مطالعه باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>ویدا حجتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
