<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1405 جلد26 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1405/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>اثر ترکیبی تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین بر شاخص‌های گلایسمی در افراد چاق و دیابتی نوع دو‌: یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6454&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: چاقی یکی از عوامل ایجاد کننده دیابت است، از طرفی دیگر تمرینات ورزشی به همراه مصرف مکمل دارچین، به عنوان شیوه ای مهم در کنترل و پیشگیری از چاقی و عوارض ناشی از آن مانند دیابت و مقاومت به انسولین توصیه شده است. لذا هدف مطالعۀ حاضر، بررسی اثر ترکیبی تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین بر شاخص های گلایسمی در افراد چاق و دیابتی نوع دو   است.&lt;br&gt;
روش ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه های اطلاعاتی P&amp;rlm;ubMed ، Web of Science، Scopus، Magiran،Google Scholar ، Nor Mags، Irandoc و Sidتا ژانویه سال 2025 انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95% با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند.&lt;br&gt;
یافته ها: در مجموع 11 مطالعه با 230 آزمودنی چاق و دیابتی نوع دو  فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین سبب کاهش معنادار گلوکز ]001/0 P=&amp;nbsp; ،(599/19- الی 034/7-) 317/13-   =  [WMDو مقاومت به انسولین ]001/0 P=&amp;nbsp; ،(577/1- الی 618/0-) 098/1-  =  [WMDنسبت به گروه کنترل در افراد چاق و دیابتی نوع دو  شد. در حالی که انسولین ]060/0 P=&amp;nbsp; ،(333/4- الی 088/0) 123/2-  =  [WMDتغییر معنادار نداشت.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج فراتحلیل حاضر نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین در افراد چاق و دیابتی نوع دو  موجب بهبود گلوکز و مقاومت به انسولین می شود و این اثرات مفید با تغییر در انسولین همراه نیست.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>مهدی مقرنسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مداخلات ورزشی و عملکرد جنسی در مردان مبتلا به دیابت نوع دو: یک مُرور روایتی چندبعدی بر سازِکارها، شواهد بالینی و کاربردهای عملی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6462&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اختلال عملکرد جنسی یکی از پیامدهای شایع، نادیده گرفته شده و تأثیرگذار دیابت نوع دو در مردان است که با ابعاد فیزیولوژیکی، روان شناختی و اجتماعی متعددی در ارتباط است. هدف از این مقاله، مرور و تحلیل شواهد موجود در خصوص نقش مداخلات ورزشی در بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به دیابت نوع دو با رویکردی چندبعدی است.&lt;br&gt;
روش ها: این مطالعه به صورت مرور روایتی و بر پایۀ جستجوی نظام مند در پایگاه های PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar انجام شد. مقالات منتخب شامل کارآزمایی های بالینی، مرورهای نظام مند و مطالعات بنیادی مرتبط با ورزش و عملکرد جنسی در مردان دیابتی بودند. تحلیل مطالعات با تمرکز بر سازوکارهای فیزیولوژیکی، اثرات بالینی، عوامل روان شناختی و شکاف های پژوهشی صورت گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: شواهد نشان دادند که فعالیت بدنی از طریق بهبود مقاومت به انسولین، افزایش تستوسترون، بهبود عملکرد عروق آلت و تعدیل عوامل روان شناختی مانند اضطراب عملکرد، افسردگی و تصویر بدنی، می تواند تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد جنسی در مردان مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد. همچنین، اثرات نوع، شدت و مدت تمرین بر نتایج نهایی حائز اهمیت بود. مرور حاضر همچنین شکاف های پژوهشی مهمی از جمله نبود مطالعات جامع بلندمدت و عدم تمرکز بر سازِکار های عصبی-هورمونی را شناسایی کرد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: به نظر می رسد فعالیت بدنی به عنوان یک مداخلۀ غیر دارویی، ایمن و مؤثر، پتانسیل چشمگیری در بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به دیابت نوع دو دارد. یافته های این مقاله می تواند در طراحی پروتکل های درمانی یکپارچه و تدوین راهکارهای بالینی عملی برای ارتقاء کیفیت زندگی جنسی این بیماران مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود تمرینات ورزشی با رویکرد فردمحور و با همکاری تیمی چندرشته ای در درمان رسمی اختلال عملکرد جنسی در مردان دیابتی لحاظ گردد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>بابک هوشمند مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>همبسته‌های عصب‌شناختی تصمیم‌گیری؛ مروری بر مطالعات و ارایۀ یک مدل مفهومی بینش‌های عصبی شناختی در تصمیم‌گیری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6471&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تصمیم گیری یک فرآیند شناختی با سازِکارهای عصبی پیچیده است که شامل مناطق و شبکه های متعدد مغز می شود و زیربنای رفتار انسان از انتخاب های ساده تا تصمیمات پیچیده زندگی است. این مطالعۀ مروری مدلی جامع برای کارکرد تصمیم گیری براساس مفاهیم، مطالعات، و پژوهش های موجود ارائه می دهد که نقش مناطق مغز، عملکردهای شناختی و عوامل عاطفی مانند میل، قصد، اراده و هیجان را یکپارچه می کند.&lt;br&gt;
روش ها: در این مطالعه، با استفاده از رویکردی کیفی، ابتدا به بررسی غیرساختاریافته ادبیات موجود در پایگاه های داده ای معتبر پرداخته شد. سپس عوامل عصبی- شناختی استخراج شده در چندین جلسه پانل خبرگان متشکل از ۸ متخصص مورد بحث و اعتبارسنجی قرار گرفت. در نهایت، یک مدل مفهومی طراحی و در طی فرآیندی چندمرحله ای با کسب اجماع خبرگان، اعتبار آن تأیید شد.&lt;br&gt;
یافته ها: مدل مفهومی ارائه  شده چارچوبی جامع برای درک سازِکارهای عصبی شناختی تصمیم گیری است. این مدل عوامل شناختی، عاطفی و انگیزشی مانند قصد، هیجان و ذخیرۀ شناختی را ادغام می کند؛ تا درک دقیقی از نحوۀ انتخاب و ارزیابی نتایج به دست دهد. همچنین، نقش قشر پیش پیشانی و سیستم لیمبیک را برجسته می نماید. در نهایت سعی شد تأثیر محرک های خارجی بر تصمیم گیری را نیز نشان دهد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: مدل نهایی به دست آمده، چارچوبی یکپارچه از نقش مناطق کلیدی مغز مانند قشر پیش پیشانی و سیستم لیمبیک را در تعامل با عوامل شناختی (مانند ذخیره شناختی) و هیجانی (مانند هیجان یکپارچه و تصادفی) در فرآیند تصمیم گیری تبیین می کند. این مدل که از اعتبار خبرگی برخوردار است، کاربردهای مهمی در حیطه های آموزشی، روان درمانی و طراحی مداخلات برای تقویت تصمیم گیری دارد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>عطااله پورعباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر فعالیت بدنی بر سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق: مروری سیستماتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6483&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اجرای فعالیت ورزشی منظم به عنوان یکی از معتبرترین مداخلات بالینی، نقش مهمی در کاهش سطوح آسپروسین در افراد چاق دارد. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی اثرات فعالیت بدنی بر سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق بود.&lt;br&gt;
روش ها: این مطالعه یک مرور نظام مند است که براساس دستورالعمل PRISMA انجام شد. جستجوی منابع در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Web of Science، Google Scholar و ResearchGate تا فوریه ۲۰۲۵ صورت گرفت. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که جمعیت آنها، مردان و زنان سالم چاق بوده و مداخلات آنها شامل انجام فعالیت بدنی یا تمرینات ورزشی با پروتکل مشخص بود. مطالعاتی که در آنها افراد با وزن طبیعی یا اضافه وزن بود و از مکمل غذایی استفاده شده بود، از بررسی حذف شدند. در نهایت ۶ مطالعه واجد شرایط شناسایی شد. داده های استخراج شده شامل ویژگی های جمعیت، نوع و شدت مداخله، مدت تمرین، نوع و روش اندازه گیری سطح سرمی آسپروسین بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار استاندارد PEDro ارزیابی شد.&lt;br&gt;
یافته ها: در مجموع 6 مطالعه با انواع مختلف فعالیت بدنی شامل تمرینات مقاومتی با شدت بالا، تمرینات هوازی و مداخلات ترکیبی با رژیم غذایی مورد بررسی قرار گرفت. تمامی مطالعات نشان دادند که فعالیت بدنی منظم باعث کاهش سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق می شود. با وجود تفاوت های موجود در نوع و شدت مداخلات، نتایج به طور کلی روند کاهش سطوح آسپروسین را تأیید می کنند. به دلیل تنوع در طراحی و تفاوت های قابل توجه در نوع مداخله و مدت تمرین، امکان انجام متاآنالیز وجود نداشت و نتایج به صورت کیفی جمع بندی شدند.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که تمرینات مقاومتی با شدت بالا بیشترین اثرگذاری را در کاهش سطوح آسپروسین دارند. همچنین مداخلات ترکیبی نظیر تمرینات هوازی- مقاومتی به همراه رژیم غذایی، بیشترین تأثیر را در کاهش سطوح آسپروسین داشتند. فعالیت بدنی منظم با تأکید بر افزایش شدت، نقش بارزی در درمان چاقی با تکیه بر کاهش آسپروسین دارد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>رحمان سوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزشیابی پیاده‌سازی مداخله‌های سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مرتبط با آن در ایران: مرور دامنه‌ای شواهد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6553&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر مرتبط (تدوین سال ۱۳۹۴)، نقشۀ راه سیاست های سلامت ایران برای مدیریت این بیماری هاست. با گذشت حدود یک دهه، ارزیابی میزان تحقق و نحوۀ پیاده سازی آن ضروریست. این مطالعه با هدف مرور و ترکیب شواهد موجود دربارۀ وضعیت اجرای مداخله های سند، شناسایی تسهیل گرها، موانع و ارائۀ پیشنهادهای ارتقای اجرای آن انجام شد.&lt;br&gt;
روش ها: براساس چک  لیست PRISMA-ScR 2020 جستجوی نظام مند در پایگاه های PubMed, Scopus, Web of Science ،SID، Scholar Google، منابع سازمانی و فهرست منابع مطالعات مرتبط، به فارسی و انگلیسی انجام شد. مطالعات پژوهشی یا مروری که حداقل یکی از اهداف یا مداخله های سند ملی را در قالب شاخص های سلامت یا نظام سلامت در ایران ارزیابی کرده بودند، وارد شدند. سه پژوهشگر، به صورت مستقل، مطالعات را غربال گری و داده ها را استخراج کردند.&amp;nbsp; تحلیل داده ها به  صورت روایت گونه و طبقه بندی موضوعی انجام گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: ۷۸ مطالعه، گزارش و سند ملی وارد مرور شد. اقدامات انجام شده، تشکیل کمیته ها، تدوین برنامه های اقدام، ادغام خدمات در نظام سلامت، بازبینی استانداردها، تولید محتواهای آموزشی، راه اندازی نظام ثبت و انعقاد تفاهم نامه های همکاری بین بخشی بود. حمایت قانونی، ظرفیت های همکاری بین بخشی، ساختار ارائۀ خدمات و توانمندی جامعه، تسهیل گرها بودند. چالش های اصلی، نواقص سند ملی، کمبود منابع، ضعف هماهنگی، و رخدادهایی مانند کووید-۱۹ و تحریم ها بود. راهکارهای پیشنهادی، تقویت مداخله های هزینه اثربخش، پایش مستمر، تأمین منابع پایدار، بهبود مدل ارائه خدمات، و تقویت رویکرد چندبخشی بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که اجرای موفق سیاست های پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر، مستلزم سیاست گذاری مبتنی بر شواهد، تمرکز بر مداخله های مقرون به صرفه، ارزیابی مستمر و حمایت مدیریتی پایدارست.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>حانیه سادات سجادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل هوش مصنوعی ترکیبی بهبود یافته برای تشخیص زودهنگام سندرم تخمدان پُلی‌کیستیک زنان بارور و نابارور ایرانی براساس داده‌های متابولیک و تولید مثلی و ارائه توصیه‌های سبک سالم زندگی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6464&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سندرم تخمدان پُلی کیستیک (PCOS) با اختلالات متابولیکی، هورمونی و ژنتیکی همراه است. فقدان بیومارکرهای تعریف شده، امکان تشخیص را دشوار می کند. مدل های ترکیبی با دقت بالا امکان تشخیص زودهنگام را فراهم می کند. هدف مطالعۀ حاضر آموزش مدل به روش ترکیبی با شاخص های متابولیک و تولیدمثلی برای تشخیص زودهنگام و ارائۀ راهکارهای سبک زندگی سالم است.&lt;br&gt;
روش ها: داده های 7000 زن بارور و نابارور مبتلا و غیر مبتلا به سندرم تخمدان پُلی کیستیک&amp;nbsp; پردازش و سپس دیتاستی از 550 زن تهیه و با استفاده از جنگل تصادفی (RF) گروه 7 تایی، 10 تایی و 15 تایی از مهم ترین ویژگی ها انتخاب و برای آموزش مدل های ترکیبیVoting classifier, LG, SVC, XGBoost استفاده شد.&lt;br&gt;
یافته ها: پس از انتخاب سه گروه از مهم ترین ویژگی ها و آموزش مدل ها، مدل یادگیری جمعی به روش اکثریت آرا با دقت بالای 95 درصد توانست سندرم تخمدان پُلی کیستیک را تشخیص دهد. هورمون آنتی مولرین (AMH) به عنوان یک ابزار تشخیصی مهم تلقی می شود. به علاوه، از هورمون های جنسی و شاخص هایی نظیر قند ناشتا، کلسترول تام، کلسترول لیپوپروتئین پُرچگال، ویتامین د3 و هورمون های تیروئیدی می توان برای تشخیص زودهنگام این سندرم استفاده نمود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: شناسایی اولیه سندرم تخمدان پُلی کیستیک از طریق مدل های یادگیری ماشین بدون آزمایش های گران قیمت با دقت بالا امکان پذیر است که به پزشکان و بیماران کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرند و پیامدهای مضر درازمدت آن را کاهش دهند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>ولی الله دبیدی روشن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی شش هفته تمرین HIIT و HIFT بر متغیرهای فیزیولوژیکی و ظرفیت عملکردی نوجوانان تمرین نکرده چاق و دارای اضافه وزن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6493&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: چاقی در کودکی با چاقی در بزرگسالی و بیماری های مزمن مرتبط است بنابراین، این مطالعه به بررسی تأثیر تمرینات High-intensity ( HIFT) functional training و(HIIT)&amp;nbsp; High-intensity interval training بر متغیرهای فیزیولوژیکی و ظرفیت عملکردی نوجوانان تمرین نکرده چاق و دارای اضافه وزن وزن می پردازد.&lt;br&gt;
روش ها: 30 نوجوان دارای اضافه وزن و چاق که به صورت تصادفی در سه گروه کنترل ]82/0 &amp;plusmn;30/14 سال، 11/2 &amp;plusmn;23/30 =[body mass index (BMI) ، تمرین HIIT (87/0 &amp;plusmn;10/14 سال، 51/2 &amp;plusmn;17/29= BMI) و تمرین HIFT (82/0 &amp;plusmn;40/13 سال، 56/2 &amp;plusmn;42/29 =BMI) قرار گرفتند، در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی های گروه های تجربی، پروتکل تمرینی HIIT و HIFT را به مدت 6 هفته دنبال کردند. قبل و بعد از مداخله شاخص های آنتروپومتریک و سطح سرمی لپتین و امنتین اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های اندازه گیری مکرر و تعقیبی توکی مورد تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;
یافته ها: این پژوهش نشان داد که تمرین HIFT در مقایسه با گروه کنترل منجر به کاهش وزن و BMI به طور معناداری شد (05/0 P &lt;)، در حالی که HIIT اثر معنا داری را نداشت (05/0 P ˃). سطوح لپتین نیز در هر دو گروه به طور قابل توجهی پایین تر از گروه کنترل بود (01/0 P &lt;). اما فقط تمرین HIFT باعث افزایش معنادار سطوح امنتین در مقایسه با گروه کنترل شد (001/0 P &lt;). همچنین تأثیر معناداری بر نسبت دور کمر به لگن مشاهده نشد (05/0 P ˃).&lt;br&gt;
نتیجه گیری: مطالعۀ حاضر نشان می دهد که هر دو تمرین HIFT و HIIT می توانند به بهبود شاخص های آنتروپومتریک، سطوح سرمی امنتین و لپتین در نوجوانان چاق و اضافه وزن کمک کنند. با این وجود، به نظر می رسد تمرینات HIFT گزینه بهتری باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>وحید ولی پور ده نو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر مکمل یاری با کورکومین بر جمعیت باکتری‌های بوتیروژنیک روده در مردان چاق تحت رژیم غذایی کاهش وزن: کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکورکنترل شده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=6518&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در مطالعۀ حاضر اثرات مکمل یاری با کورکومین به همراه رژیم غذایی کاهش وزن بر فراوانی نسبی باکتری های تولیدکننده بوتیرات در رودۀ مردان چاق که از نظر متابولیکی سالم بودند بررسی شده است.&lt;br&gt;
روش ها: در کارآزمایی بالینی دوسوکور کنترل شدۀ حاضر، 60 مرد چاق (نمایۀ تودۀ بدنی بزرگتر-مساوی kg/m2 30) که از نظر متابولیکی سالم بودند شرکت کردند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به یکی از دو گروه دریافت کننده مکمل کورکومین (500 میلی گرم، دوبار در روز) یا دارونما تقسیم شدند. طول مدت مداخله هشت هفته بود. نمونه ها از نظر سن و دریافت غذایی قبل از مطالعه بین دو گروه همسان سازی شدند. نمونه مدفوع در ابتدا و انتهای مطالعه جمع آوری و فراوانی نسبی باکتری ها پس از استخراج DNA اندازه گیری شد.&lt;br&gt;
یافته ها: فراوانی نسبی فکالی باکتریوم پراسنیتزی در مردان تحت مداخله با دارونما پس از 8 هفته کاهش یافته (04/0= P) و به طور معنی داری کمتراز گروه تحت مداخله با کورکومین بود (003/0=P ). میانگین تغییرات فکالی باکتریوم پراسنیتزی در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی بوده در حالی که در گروه دارونما کاهشی بود (003/0=P ). به علاوه میانگین تغییرات روزبوریا اینتستینالیس در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی و در گروه دارونما کاهشی بود (009/0=P ).&lt;br&gt;
نتیجه گیری: رژیم غذایی کاهش وزن منجر به کاهش فراوانی نسبی باکتری های بوتیروژنیک در رودۀ مردان چاق می شود درحالی که مکمل یاری با کورکومین می تواند منجر به افزایش جمعیت این باکتری ها، به عنوان یکی از روش های درمان چاقی، شود.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>سیده ندا موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
