<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1386 جلد6 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>دیابت و روزه داری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=299&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;حدود 5/1 - 1/1 میلیارد مسلمان در جهان زندگی می کنند و شیوع دیابت در دنیا تقریباً 6/4 % می باشد . تعداد زیادی از افراد مسلمان دیابتی ، اصرار به انجام فریضه الهی روزه داری دارند . ناشتایی طولانی مدت می تواند مشکلاتی برای این بیماران ایجاد کند. این بیماران مستعد هیپوگلیسمی و هیپرگلیسمی هستند و دهیدراتاسیون نیز می تواند مشکل ساز باشد . کنترل دیابت در حین روزه داری نیاز به مراقبت دقیق پزشک و آموزش لازم و تنظیم دقیق دوز دارویی ، رژیم غذایی و فعالیت فیزیکی دارد. در این مقاله کنترل درمان بیماران دیابتی در ماه رمضان مورد بحث قرار می گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>باقر  لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه ژن کاندیدا در دیابت نوع یک: ژن IFN-</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=300&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;یکی از واسطه های التهابی مهم و ضروری در آغاز و بروز دیابت نوع 1 سایتوکین IFN-می باشد. این سایتوکین که از گروه سایتوکین های Th1 محسوب می شود، نقش بسیار مهمی را در برانگیختن سلول های ایمنی بیطرفTh0)) و تبدیل آنها به سلول های Th1 و به طور متقابل مهار تکثیر سلول های Th2 دارد که در نهایت سبب القا و پیشبرد پاسخ های ایمنی سلولی می گردد. با توجه به آنکه الگوی پاسخ ایمنی در بیماری خودایمن دیابت نوع 1 از نوع سلولی است، این سایتوکین جایگاه مهمی را از نظر هدایت واکنش های خودایمن و بر هم زدن نظم عوامل سلولی و مولکولی درگیر داراست. از منظر مداخلات درمانی در بیماری دیابت نوع 1 نیز این سایتوکین موضوع تحقیقات متنوعی در سطوح مختلف بوده است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در قالب یک Candidate Gene Association Study میزان تأثیر پلی مورفیسم ژن IFN- در موقعیت *T/A874+ بر ایجاد و پیشرفت بیماری دیابت نوع 1 مطالعه شد. جمعیت مورد مطالعه شامل 248 نفر بیمار بریتانیایی- قفقازی با دیابت نوع 1 و 119 نفر بدون بیماری مشخص (سالم) بوده است. روش ARMS-PCR جهت تعیین آلل و ژنوتیپ مربوط به پلی مورفیسم مذکور انتخاب گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; توزیع فراوانی آلل/ ژنوتیپ حاصله از پلی مورفیسم ژن IFN- تفاوت معنی داری را از نظر آماری در بین دو جمعیت مقایسه شده کنترل و بیمار نداشت (05/0P≥).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; با توجه به گزارش های قبلی که همراهی پلی مورفیسم مورد نظر با بیماری دیابت نوع 1 را گزارش نموده اند، یافته های ما چنین نتیجه ای را تایید نمی کند که می تواند دلالت بر این نکته نماید که پلی مورفیسم (های) ژنی دخیل در ایجاد دیابت نوع 1 در گزارش های قبلی، پلی مورفیسم (های) دیگری (یا در داخل ژن IFN- یا در ساختمان ژن های مجاور) بوده اند که با پلی مورفیسم مورد مطالعه درLinkage Disequilibrium می باشند.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>جواد  توکّلی بزّاز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر اعتیاد به تریاک بر چربی‌های سرم و بروز آترواسکلروز عروقی در خرگوش طبیعی و هیپرکلسترولمیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=301&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بیماری های عروق کرونر و آترواسکلروز از مهمترین عوامل مرگ و میر در جوامع پیشرفته و در حال توسعه محسوب می شوند. یکی از باورهای عامه در جامعه ما این است که مصرف تریاک باعث کاهش چربی های خون و پیشگیری از ابتلا به بیماری های قلبی می شود. در این مطالعه اثر اعتیاد به تریاک بر چربی های سرم و ضایعات آترواسکلروزی در خرگوش های طبیعی و هیپر کلسترولمیک مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها :&lt;/b&gt; این مطالعه بر روی 32 سر خرگوش سفید نر نیوزلندی در چهار گروه کنترل، هیپرکلسترولمیک، معتاد و هیپرکلسترولمیک معتاد انجام شد. جهت بررسی چربی های خون طی یک دوره 3 ماهه، هر ماه یکبار خونگیری انجام شد و جهت بررسی تغییرات وزنی،حیوانات هر دو هفته یک بار وزن شدند. در نهایت حیوانات کشته و از لحاظ وجود و وسعت پلاک آئورتی مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها :&lt;/b&gt;میانگین وزن همه گروه های مورد مطالعه با گذشت زمان افزایش یافت. میزان کلسترول، تری گلیسرید ، کلسترول LDL و نمایه آتروژنیک گروه هیپر کلسترولمیک و هیپر کلسترولمیک معتاد به طور معنی داری با گذشت زمان افزایش یافت(001/0P&lt;) که این افزایش در گروه هیپر کلسترولمیک معتاد بیشتر از گروه های دیگر بود. در گروه های هیپر کلسترولمیک و هیپر کلسترولمیک معتاد ضایعات آترواسکلروزی مشاهده شد که این ضایعات نیز در گروه هیپر کلسترولمیک معتاد به طور معنی داری بیشتر بود(001/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt;بر اساس یافته های این مطالعه مصرف خوراکی تریاک باعث تشدید اثرات آتروژنیک غذاهای پرچرب می شود. احتمالا اثر تریاک بر متابولیسم کلسترول وابسته به وضعیت تغذیه ای بوده و از این طریق با آترواسکلروز مرتبط می باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم  دارابی امین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ایمونیزاسیون با دو آنتی‌ژن مختلف بر علیه LDL اکسید بر ایجاد و توسعه آترواسکلروز در خرگوش</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=302&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مطالعات گوناگون از LDL اکسید شده (OX-LDL) به عنوان یکی از آنتی ژن هایی که دارای نقش اساسی در ایجاد آسیب های اولیه آترواسکلروز می باشد، نام می برند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر ایمونیزاسیون با دو آنتی ژن متفاوت تهیه شده از OX-LDL در خرگوش، سعی در شناخت بیشتر ارتباط سیستم ایمنی و آترواسکلروز دارد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; ابتدا LDL از پلاسمای انسانی استخراج و خالص شده سپس با دو روش مالون دی آلدئید (MDA) و یا مس (CU++) اکسید شد. خرگوش ها به سه گروه 6 تایی تقسیم شده و پس از دو هفته که همگی تحت رژیم غذایی پایه بودند، اقدام به ایمونیزاسیون توسط MDA-LDL یاCU-LDL در آنها شد. در گروه کنترل نیز از بافر فسفات نمکی (PBS) استفاده گردید. ایمونیزاسیون در هفته های2، 4، 6 و 8 نیز مجددا با همین مواد تکرار شد و در هر مرحله میزان آنتی بادی OX-LDL اندازه گیری شد. در پایان هفته هشتم، هر گروه به مدت دو ماه تحت رژیم غذایی پرکلسترول قرار گرفت. در ابتدا و انتهای مطالعه، فاکتورهای بیوشیمیایی آنها مورد ارزیابی قرار گرفت و در انتهای مطالعه نیز میزان رگه چربی (Fatty Streak) در عروق کرونر (راست و چپ) و آئورت آنها مورد ارزیابی پاتولوژیک قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; ایمونیزاسیون با MDA-LDL در رژیم پرکلسترول موجب کاهش معنی دار میانگین کلسترول و LDL-C و قندخون ناشتا(FBS) در انتهای مطالعه شد و به طور معنی داری از میزان رگه چربی در آئورت و کرونر راست این گروه نسبت به گروه پر کلسترول (کنترل) کاسته شد. ایمونیزاسیون باCU-LDL در رژیم پرکلسترول موجب کاهش معنی دار میانگین FBS، تری گلیسرید و کلسترول در انتهای مطالعه شد ولی تاثیر معنی داری بر کاهش رگه چربی در این گروه نسبت به گروه پرکلسترول (کنترل) مشاهده نشد. در گروه تحت رژیم پرکلسترول ایمونیزه شده با CU-LDL تغییرات میانگین CRP هم نسبت به گروه پرکلسترول (کنترل) و هم نسبت به گروه پرکلسترول ایمونیزه شده با MDA-LDL به طور معنی داری کاهش نشان داد .&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که فرضیه اثرات حفاظتی پاسخ های ایمنی بر آترواسکلروز بستگی به نوع اتوآنتی بادی همراه دارد، به طوریکه ایمونیزاسیون با MDA-LDL نسبت به CU-LDL با سازوکاری متفاوت در پیشگیری از آترواسکلروز موثر بوده است.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>صدیقه  عسگری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تاثیر 3 روش مختلف آموزشی بر میزان آگاهی مراقبین بهداشتی در برخورد با کودکان دیابتی مدارس ابتدایی شهر تهران در سال 1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=303&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;دیابت نوع 1، یکی از مهم ترین معضلات بهداشتی درسراسر دنیا محسوب می شود. مراقبین بهداشتی در مدارس باید در زمینه  دیابت اطلاعات لازم را داشته باشند تا کودکان دیابتی بتوانند از فرصت های آموزشی خود به درستی بهره برند. هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر 3 روش مختلف آموزش بر میزان آگاهی مراقبین بهداشتی در برخورد با کودکان دیابتی است تا براساس آن بتوان روش مناسبی را جهت ارتقای سطح آگاهی مراقبین بهداشتی مدارس ارائه نمود. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;روش ها :&lt;/b&gt;در این مطالعه مداخله ای ، نمونه ها (132نفر) از فهرست مراقبین بهداشتی تهران  به صورت تصادفی انتخاب و بر مبنای نوع آموزش به 3 گروه (پوستر ، کتابچه،آموزش گروهی) تقسیم شدند .برای هر 3 گروه پرسشنامه ای قبل و بعد از آموزش تکمیل گردید. پرسشنامه شامل دو بخش بود، بخش اول آن، اطلاعات دموگرافیک و بخش دوم پرسشنامه از 16 سؤال تشکیل شده بود که اطلاعاتشان را درباره دیابت مشخص می کرد. آنالیز داده ها با استفاده از آزمون t وآنالیز واریانس انجام شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; &lt;b&gt;یافته ها : &lt;/b&gt;میزان آگاهی افراد مورد مطالعه، قبل از آموزش بر اساس نمرات ،5/23% ضعیف ، 8/59% متوسط و7/16% خوب  بود. بعد از مداخله، میزان آگاهی در گروه آموزش با استفاده ازکتابچه و آموزش گروهی به طور معنی داری افزایش یافته بود در حالیکه در گروه آموزشی پوستر ارتقای معناداری در سطح آگاهی مراقبین بهداشتی دیده نشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری : &lt;/b&gt;بر اساس یافته های این مطالعه ، از بین روش های آموزشی، ابتدا آموزش گروهی و بعد از آن آموزش از طریق کتابچه در افزایش آگاهی مراقبین بهداشتی مؤثر  باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>محسن  خوش نیت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر Vacuum-Compression Therapy (VCT) بر جریان خون اندام دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=304&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;دیابت مزمن با اختلالات گردشی خون در اندام های تحتانی همراه است. یکی از روش های متداول فیزیوتراپی در درمان اختلالات گردشی خون، (Vacuum-Compression Therapy) VCT است. این روش بر تغییر متناوب فازهای مثبت و منفی هوا بر اندام تحت درمان استوار است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر این روش درمانی بر جریان خون اندام دیابتی بوده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;این تحقیق به صورت تجربی و از نوع &quot;مطالعه قبل و بعد&quot;و به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. 18 بیمار دیابتی نوع 2 که دارای نوروپاتی و بیماری عروق محیطی (با منشأ دیابت) بودند، در یک گروه تحت درمان VCT قرار گرفتند. بیماران به مدت 10 جلسه و به صورت یک روز در میان و هر جلسه به مدت 45 دقیقه درمان شدند. جریان خون ساق و پای بیماران توسط دستگاه پلتیسموگرافی در جلسات مختلف اندازه گیری شد. آنالیزآماری متغیرهای کمی با آزمون های Paired T-Test و Repeated Measures ANOVA انجام شد. سطح معنی داری آماری 05/0 P&lt; تعیین گردید.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; از متغیرهای «جریان خون ورودی شریانی»،«ظرفیت وریدی»، «جریان خون بازگشتی وریدی»،«پرخونی واکنشی پس از ایسکمی» و«مقدار حداکثر پاسخ عروق به ایسکمی»، تنها جریان خون بازگشتی وریدی در اندام تحتانی بعد از 10 جلسه درمان، بهبود معنی داری یافت. &lt;br&gt;نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد روش درمانی VCT (با پارامترهای مورد بررسی)، تأثیری بر افزایش جریان خون شریانی (که مهم ترین هدف این تحقیق بود) نداشت و باید در مورد پارامترهای مؤثر دستگاه و مدت زمان هر جلسه و تعداد کل جلسات، با توجه به سیر پیشرونده و ناتوان کننده بیماری، مطالعات بیشتری صورت گیرد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>کاوه  رضائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسهء اثرات روغن ماهی و روغن ذرت برسطح لیپیدهای سرم بیماران دیابتی نوع2 مراجعه کننده به کلینیک دیابت زاهدان، سال 83-82</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=305&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بیماری دیابت به عنوان یکی از شایع ترین بیماریهای متابولیک انسان دارای شیوعی در حال پیشرفت می باشد. دیس لیپیدمی در این بیماران شایع است که با افزایش تری گلیسرید و LDL-C و کاهش HDL-C پلاسما مشخص می گردد و خطر حوادث قلبی و عروقی را افزایش می دهد.ز درمان های پیشنهادی جهت دیس لیپیدمی در افراد دیابتی ، استفاده از  اسیدهای چرب اشباع نشده امگا-3 می باشد که عمدتاً در روغن ماهی موجود است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; این مطالعه بصورت کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی شده انجام گرفت. در مدت یک سال 96 بیمار دیابتی نوع 2 در دو گروه به مدت 8 هفته و سه بار در روز تحت تغذیه با روغن ماهی یا روغن ذرت قرار گرفتند (هر گروه 48 نفر ). درابتدای مطالعه ودر پایان هفته هشتم میزان قند خون ناشتا،تری گلیسرید، کلسترول تام، LDL-C وHDL-C بیماران اندازه گیری شد و تغییرات آنها در هر گروه و نیز بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; به طور کلی جنس، متوسط سن، سن شروع دیابت، مدت دیابت، BMI، میزان کلسترول تام، FBS, LDL-C, HDL-C و تری گلیسرید قبل درمان و نوع درمان دیابت، و سیگاری و غیر سیگاری بودن در دو گروه با هم تفاوت معنی داری نداشت. در گروه مصرف کننده روغن ماهی و روغن ذرت، میزان متوسط تری گلیسرید، کلسترول تام و قند خون ناشتا قبل و بعد از درمان اختلاف معنی داری نداشتند ولی در گروه روغن ماهی LDL-C بعد از درمان کاهش و HDL-C افزایش یافت (001/0=P) و در گروه روغن ذرت میزان متوسط LDL-C قبل و بعد از درمان اختلاف معنی داری با هم نداشتند ولی HDL-C بعد از درمان افزایش یافت (001/0=P). میزان متوسط تغییرات تری گلیسرید، کلسترول تام و قند خون ناشتا قبل و بعد از درمان در دو گروه با هم اختلاف معنی داری نداشت ولی بعد از درمان در گروه روغن ماهی نسبت به گروه روغن ذرت، میزان LDL-C کاهش و میزان HDL-C افزایش چشمگیری داشت که به ترتیب 003/0=P و 001/0=P بود. نسبت متوسط مقادیرLDL / HDL و /HDLکلسترول تام در گروه روغن ماهی و روغن ذرت در قبل و بعد از درمان اختلاف معنی داری داشته و نسبت متوسط تغییرات این دو در گروه روغن ماهی نسبت به روغن ذرت کاهش واضحی داشتند که به ترتیب برای نسبت های فوق 001/0=P و 005/0=P بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;در این طرح روغن ماهی نسبت به روغن ذرت باعث کاهش بیشتر میزان LDL-C و افزایش بیشتر HDL-C شد و از آن مهم تر این که روغن ماهی باعث کاهش نسبت مقادیر HDL-C /کلسترول تام وLDL/HDL شد که این موارد باعث کاهش خطر حوادث قلبی و عروقی در بیماران دیابتی نوع 2 می شود . &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حمیرا  رشیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع سندرم متابولیک بر اساس تعریف جدیدIDF و همخوانی آن با تعاریف ATPIII و WHO در مطالعه قند و لیپید تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=306&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;سندرم متابولیک توسط تعاریف مختلف بیان شده است. اخیرا در آپریل سال 2005، فدراسیون بین المللی دیابت (IDF) تعریف جدیدی از سندرم متابولیک را بر پایه دو تعریف قبلی WHO و ATPIII بیان کرده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع سندرم متابولیک بر اساس این تعاریف و تعیین میزان هم خوانی تعریف IDF با معیارهای ATPIII و WHO طراحی شده است. &lt;b&gt;&lt;br&gt;روش ها:&lt;/b&gt; مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که در آن 10368 مرد و زن بالای 20 سال شرکت کننده در فاز اول مطالعه قند و لیپید تهران بررسی شدند. شیوع سندرم متابولیک بر اساس هر یک از سه تعریف محاسبه گردید. میزان هم خوانی تعاریف مختلف سندرم متابولیک با استفاده از تست کاپا محاسبه گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; شیوع سندرم متابولیک (فاصله اطمینان 95%) بر اساس تعاریفIDF ، ATPIII و WHO به ترتیب (0/33-2/31) 1/32%، (1/34-3/32) 2/33% و (2/19-6/17) 4/18% بود. حساسیت، ویژگی و هم خوانی تعریف IDF به ترتیب با تعریف ATPIII 91%، 89% و01/0±3/66 و با تعریف WHO 73%، 77% و 01/0±5/39 بود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; در بالغین ایرانی تعریف IDF جهت تشخیص سندرم متابولیک هم خوانی بالا با تعریف ATPIII و هم خوانی ضعیف با معیار WHO دارد. &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>فرزاد  حدائق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه دریافت میوه و سبزی با عوامل خطر بیماری‌های قلبی و عروقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=307&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;از آنجا که تحقیقات کمی در مورد اثرات مفید سبزیجات و میوه جات بر روی عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی در مطالعات جامعه نگر در دسترس است، هدف از این مطالعه ارزیابی میزان و چگونگی رابطه دریافت میوه و سبزی با عوامل خطر بیماری های قلبی و عروقی در بزرگسالان بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه مقطعی جامعه نگر 840 فرد بزرگسال ساکن تهران(361 مرد و 479 زن) در سن بین 18 تا 74 سال به صورت تصادفی در سال 1378 انتخاب شدند. دریافت های غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد غذایی (FFQ) ارزیابی و مقادیر ذکر شده هر غذا با استفاده از راهنمای مقیاس های خانگی به گرم تبدیل و وارد برنامهNutritionist III شد. حدود مرزی برای دستجات میوه و سبزی 0-9/1، 2-9/2، 3-9/3و 4≤ سهم در روز انتخاب شدند .&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;بعد از تطبیق برای متغیرهای مخدوش گر در رگرسیون لوجستیک چند متغیره ، دریافت میوه و سبزی بطور معنی دار و معکوس با عوامل خطر CVD مرتبط بود. نسبت شانس تعدیل شده در مدل اول که برای سن، BMI، دریافت انرژی، وضیت کشیدن سیگار، کلسترول رژیم غذایی و شیوع دیابت یا بیماری  کرونر قلب تطبیق شده بود، برای غلظت LDL-C بالای سرمی1، 88/،81/0و 75/0 (01/0P&lt;)بود و با تعدیل بیشتر برای تحصیلات، فعالیت بدنی، دریافت چربی اشباع، غیراشباع ، چربی کل، پتلسیم و ویتامین ث این روند مخدوش نشد. این ارتباط در تمام بخش های کشیدن سیگار، فعالیت بدنی و سه اک های Keys score مشهود بود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; دریافت بیش از 4 سهم میوه و سبزی، با غلظت کمتر LDL-C و کلسترول تام سرم و در نتیجه خطر کمتر بیماری های قلبی عروقی مرتبط بود .&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>پروین  میرمیران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات مصرف دانه کامل سویا و پروتیین سویای فرآوری شده بر شاخص‌های التهابی و عملکرد آندوتلیال در زنان یائسه مبتلا به هر پنج جزء سندرم متابولیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=308&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;امروزه سندرم متابولیک را یک بیماری التهابی قلمداد می کنند لذا توجه به عوامل تاثیر گذار بر میزان عوامل التهابی در این بیماری حایز اهمیت است. هدف از این تعیین اثرات مصرف سویا بر شاخص های التهابی و عملکرد آندوتلیالی در زنان یائسه مبتلا به سندرم متابولیک می باشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی متقاطع و تصادفی بر روی 42 زن یائسه مبتلا به سندرم متابولیک انجام شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی برای مدت 8 هفته از رژیم غذایی DASH (رژیم با هدف کنترل فشار خون ، یا رژیم غذایی حاوی پروتیین سویا و یا رژیم حاوی دانه کامل سویا استفاده کردند. مارکر های التهابی با استفاده از روش ELISA اندازه گیری شدند. &lt;br&gt;یافته ها: تفاوت میزان E-selectin (از جمله عوامل التهابی نشاندهنده عملکرد آندوتلیال) متعاقب دوره دانه کامل سویا در مقایسه با دوره کنترل 4/11%- (01/0 P&lt;) و تفاوت آن در دوره پروتیین سویا در مقایسه با دوره کنترل 7/4%- (19/0P= ) بود. مصرف دانه کامل سویا سطح اینترلوکین 18 را در مقایسه با دوره کنترل کاهش داد( تفاوت از دوره کنترل : 2/9%- ، 01/0 P&lt;). در مورد میزان C-Reactive Protein تفاوت دوره مصرف دانه کامل سویا از دوره کنترل 9/8%- (01/0 P&lt;) و این تفاوت در مورد دوره پروتیین سویا از دوره کنترل 6/1%- (01/0 P&lt;) بود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; مصرف کوتاه مدت دانه کامل سویا باعث کاهش برخی از عوامل التهابی و افزایش سطح اکسید نیتریک پلاسما در زنان یائسه مبتلا به هر پنج جزء سندرم متابولیک گردید.&lt;/span&gt; &lt;span&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;                                                                  

</description>
						<author>لیلا آزادبخت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش نخستین بیمار شناخته شده دچار چاقی شدید در اثر موتاسیون ژن گیرنده لپتین در ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=309&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span&gt;تخمین زده می شود که می توان 40 تا 70 درصد موارد چاقی را به عوامل ژنتیکی نسبت داد. اشکال منوژنیک نادر می باشند و برای اولین بار در ایران در این مورد گزارشی در قالب یک مقاله گزارش موردی ارائه می گردد. بیمار با پرخوری شدید، افزایش وزن سریع و ابتلاء مکرر به عفونت ها معرفی شد. این پسر از پدر و مادری با نسبت فامیلی نزدیک متولد شده بود. حاملگی و وزن هنگام تولد وی طبیعی بود. در 18 ماهگی 28 کیلوگرم وزن داشت. در معاینه فیزیکی به جز چاقی و چسبندگی انگشتان دوم و سوم در هر دو پا نکته غیر طبیعی دیگری وجود نداشت. سطح سرمی ناشتای لپتین ng/ml 45 بود. در بررسی ژنتیک به عمل آمده حذفی 66 بازی در کدون 514 ژن گیرنده لپتین مشاهده شد. متأسفانه بیمار به علت ابتلای مجدد به عفونتی تنفسی که به درمان قاطع پاسخ نمی داد، به دنبال ایست قلبی-تنفسی در گذشت. در بیماران دچار چاقی شدید به ویژه در مواردی که در کودکی شروع می شوند، بررسی ژنتیکی توصیه می گردد. موتاسیون های ژن گیرنده لپتین می توانند با تغییرات در سیستم ایمنی و ابتلای مکرر به عفونت ها در ارتباط باشند.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>مریم  قدسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کارآزمایی بالینی تنظیم قند خون بیماران دیابتی نوع 1 با استفاده از پمپ انسولین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=310&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt;درمطالعات گوناگون استفاده از پمپ (انفوزیون مداوم زیر جلدی انسولین) نتایج قابل ملاحظه ای در حفظ و کنترل قند خون افراد دیابتی نوع 1 داشته است.با توجه به محدودیت هایی نظیرمسائل تکنیکی و نیاز به آموزش ، مطالعه حاضر به روش کارآزمایی بالینی و بدون گروه مقایسه برای بررسی تاثیر استفاده از پمپ در تنظیم قند خون بیماران دیابتی نوع 1 انجام شد. این مطالعه احتمالاً اولین گزارش رسمی استفاده از پمپ و مقایسه با قبل از آن در کنترل قند خون در ایران می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;9 بیمار دیابتی نوع یک ( بدون عوارض دیابت) به مدت 6 ماه تحت درمان با استفاده از پمپ قرار گرفتند. بررسی اثربخشی این روش درمانی در کنترل بیماری با مقایسه سطح هموگلوبین گلیکوزیله((HbA1C قبل و پس از درمان با پمپ و جهت بررسی عوارض احتمالی آن از میزان بروز هیپوگلیسمی استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; 7 مرد و2 زن، درمحدوده سنی39-15 سال و با سابقه 15 -1/0 سال ابتلا به دیابت مورد مطالعه قرارگرفتند. میانگین HbA1C بیماران از 6/8% در ابتدای مطالعه به 1/7% پس از 6 ماه استفاده از پمپ رسید که این اختلاف از نظر آماری قابل ملاحظه بود(03/0P=). متوسط نیاز به انسولین از 66 واحد روزانه در آغاز مطالعه به 56 واحد روزانه در انتهای مطالعه و با اختلاف آماری قابل ملاحظه (03/0=P) کاهش یافت. تغییرات قابل ملاحظه قند خون ناشتا، هیپوگلیسمی بالینی و تغییرات بارز وزن مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;استفاده از پمپ در درمان بیماران دیابتی نوع 1 در ایران، احتمالاً روشی موثر و بی عارضه در کنترل قند خون بیماران می باشد. البته ما در رابطه با عوارض این روش نمی توانیم به طور قطع قضاوت نماییم.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;                                                                  


</description>
						<author>باقر لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
