<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1386 جلد6 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>مشاوره ژنتیک در بیماری دیابت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=311&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;توجه ویژه بر مطالعات علوم پایه، بخش عمده توجه دانشمندان و مراکز علمی تحقیقاتی سراسر جهان را به خود معطوف ساخته است. ژنتیک پزشکی علمی است که پل بین مطالعات بالینی و علوم پایه را با توجه ویژه بر علل مولکولی بیماری ها و عوارض آن برقرار نموده است. اهمیت مشاوره ژنتیک به عنوان بخش اصلی مدیریت بیماری های ارثی، بایستی توسط همه پزشکان لحاظ گردد. در این نوشتار به اصول مشاوره ژنتیک با تمرکز خاص روی بیماری دیابت پرداخته شده است. هدف از این مقاله مروری جلب توجه بیشتر متخصصین غدد و متابولیسم به اصول مذکور و دقت در موارد نادر و فامیلی و ارجاع آنها جهت بررسی بیشتر می باشد. تنوع نژادی و شیوع بالای ازدواج فامیلی در ایران و نیز افزایش شیوع و بروز این بیماری، ضرورت بررسی دقیق مولکولی آن را بیشتر می نماید&lt;/span&gt;.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>سید محمد  اکرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی پلی‌مورفیسم +45*T/G ژن آدیپونکتین در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در یک جمعیت تهرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=312&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;آدیپونکتین یک پپتید مترشحه از بافت چربی است که به خاطر ایجاد حساسیت به انسولین و اثرات ضدآتروژنی مورد توجه قرار گرفته است. پلی مورفیسم های ژن آدیپونکتین مرتبط با سطح سرمی آدیپونکتین، BMI، حساسیت به انسولین و دیابت نوع 2 می باشند. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی ژنوتیپ ها و آلل های پلی مورفیسم ژن آدیپونکتین در موقعیت +45 T/G و بررسی ارتباط آن با دیابت نوع 2 در جمعیت تهران میباشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; افراد دیابتی از کلینیک دیابت وگروه کنترل غیردیابتی با محدوده سنی 64-25 سال بوده و از ناحیه 17 تهران انتخاب شدند. در این مطالعه بررسی فراوانی پلی مورفیسم +45 T/G آدیپونکتین در 70 فرد نرمال و 80 بیمار دیابتی چاق و 72 بیمار دیابتی غیر چاق انجام شد. آنالیز مولکولار ژن آدیپونکتین با PCR-RFLPانجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه مشاهده گردید که فراوانی ژنوتیپ TT جمعیت دیابتی غیرچاق 5/62% و در گروه کنترل 78% بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود (5-9/0:CI و 2/2:OR و 02/0=P (TT Vs TG+GG (همچنین تفاوت معنی داری در فراوانی آلل های T و G در مقایسه بین گروه دیابتی غیرچاق و گروه کنترل مشاهده گردید و آنالیز آماری نشان داد که فراوانی آلل G در گروه دیابتی غیرچاق (1/20%) نسبت به گروه کنترل (12%) افزایش یافته است (7/3-9/0: 95%CI و 8/1:OR و 04/0=P). &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد که ژنوتیپ TG و GG در مقابل TT شانس ایجاد دیابت را افزایش می دهد که این نقش غیروابسته به چاقی و BMI بالا بوده است.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جواد  توکلی بزاز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایســه اندازه‌گیری سطح آلبومین به روش ایمونوتوربیدومتری در ســه شیوه مختلف نـمونه‌گیری ادراری برای غربالگری آلبومینوری در بیماران دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=313&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;میکروآلبومینوری یک علامت زودرس از ضایعات کلیوی دیابت است که به عنوان یک عامل مستقل پیش بینی کننده حوادث کاردیوواسکولر در این بیماران عمل می کند، روش های مختلفی هم برای جمع آوری نمونه و هم برای بررسی آزمایشگاهی میزان آلبومینوری وجود دارد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه روش های جمع آوری ادرار در سنجش آلبومینوری با استفاده از روش کمی ایمونوتوربیدومتری به عنوان روشی که پس از HPLC از دقت و حساسیت قابل قبول برخوردار است می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;طی یک مطالعه مقطعی در نمونه ای تصادفی از بیماران دیابتی در سال 1385، یک نمونه ادرار 24 ساعته (Timed 24-hours) و سپس در روز بعد یک نمونه ادرار شبانه 8 ساعته (Overnight timed collection) و یک نمونه ادرار راندوم صبحگاهی (Spot urine sampling) تهیه و به روش ایمونوتوربیدومتریک سطح آلبومین در آنها اندازه گیری شد. ضرایب همبستگی و هم خوانی بین 3 روش مختلف به شیوه کمی و کیفی (طبقه بندی شده) محاسبه گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; 47 بیمار دیابتی مورد مطالعه ( 46 نفر دیابت نوع 2 و 1 نفر دیابت نوع 1 ) در محدوده سنی 85 - 20 سال قرار داشتند. بین 2 روش نمونه گیری ادرار شبانه (8 ساعته) و نمونه ادرار راندوم صبحگاهی با نمونه ادرار 24 ساعته از نظر تشخیص میکروآلبومینوری همبستگی قابل قبولی وجود داشته و هم چنین ضریب هم خوانی (کاپا) برای دو روش جمع آوری ادرار 24 ساعته با ادرار شبانه 876/0 و بین دو روش ادرار 24 ساعته با ادرار راندوم صبحگاهی 936/0 و بین دو روش نمونه ادرار شبانه با نمونه ادرار راندوم 807/0 محاسبه شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;با توجه به وجود هم خوانی معنی دار و در حد عالی (Excellent) برای تشخیص میکروآلبومینوری بین این روش های جمع آوری می توان یکی از روش های جمع آوری ادرار شبانه و یا ادرار راندوم (صبحگاهی) را به جای ادرار 24 ساعته در غربالگری آلبومینوری بیماران دیابتی به کار برد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>کبری  امیدفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر L - کارنیتین بر روی سطح نیتریک اکسید و فعالیت آنزیم مبدل آنژیوتانسین سرمی در موش‌های صحرایی نرمال و دیابتی شده با استرپتوزوسین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=314&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مشکلات قلبی- عروقی و از جمله پرفشاری خون، از عوارض ناشی از ابتلا به دیابت طولانی مدت می باشند. مطالعات محدودی حاکی از اثرات مثبت L- کارنیتین بر پرفشاری خون موجود می باشد. در بررسی حاضر، اثرات احتمالی L- کارنیتین بر سطح نیتریک اکسید(NO) و فعالیت آنزیم مبدل آنژیوتانسین((ACE سرمی و فشار خون سیستولیک(SBP) در موش های صحرایی نرمال و دیابتی شده مورد مطالعه قرار گرفته است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه، تعداد 40 راس موش صحرایی در چهار گروه کنترل درمان نشده(C)، کنترل درمان شده(CT)، دیابتی درمان نشده(D) ودیابتی درمان شده (DT) مورد بررسی قرار گرفتند. دیابتی شدن حیوانات با تزریق استرپتوزوسین صورت گرفت. دو گروه C و D آزادانه به آب و غذا دسترسی داشتند و گروه های CT وDT ، دوز مشخصی از L- کارنیتین را در آب مصرفی بطور روزانه دریافت نمودند. پس از طی 12 هفته میزان SBP ، NO و فعالیت ACE سرمی ارزیابی گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;میزان فشار خون سیستولیک در گروه DT نسبت به گروه D کاهش معنی داری یافت. همچنین فعالیت ACE سرم در گروه DT در قیاس با گروه D کاهش معنی داری داشته و سطح NO سرم در دو گروه CT وDT به ترتیب نسبت به گروه های C و D افزایش معنی داری یافته است.&lt;br&gt;ن&lt;b&gt;تیجه گیری: &lt;/b&gt;بدین ترتیب چنین می توان نتیجه گرفت کهL - کارنیتین ممکن است بتواند با افزایش سطح NO و کاهش فعالیت ACE سرمی موجب کاهش SBP در موش های صحرایی دیابتی گردد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>علی محمد  شریفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات سیاه دانه بر آترواسکلروز و عوامل خطر جدید آن در خرگوش‌های هیپرکلسترولمیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=315&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;آترواسکلروز شایعترین علت مرگ و میر در اکثر کشورهای صنعتی است و تحقیقات بسیاری برای حل مشکلات مربوط به این بیماری درحال انجام است. امروزه بدلیل عوارض جانبی داروهای شیمیایی، استفاده از داروهای گیاهی مورد توجه خاصی قرار گرفته است. در این مطالعه نیز اثرات سیاه دانه (Ranunculacea)Nigella sativa L. بر روی آترواسکلروز و بعضی فاکتورهای موثر در ایجادآن در خرگوش های هیپروکلسترولمیک بررسی شده است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;به این منظور 15 سر خرگوش نر بالغ به 3 گروه آزمایشی ]گروه معمولی ، گروه پرکلسترول (%1 کلسترول)، گروه پرکلسترول (%1 کلسترول)+ سیاه دانه(%5 سیاه دانه)[ تقسیم شدند و به مدت 8 هفته تحت رژیمهای غذایی قرار گرفتند.در ابتدا و انتهای مطالعه نمونه خون خرگوش ها برای بررسی فاکتورهای بیوشیمیایی و در انتهای مطالعه عروق کرونر راست و چپ و آئورت برای بررسی میزان تشکیلFatty streak به کار برده شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; نتایج نشان می دهند که مصرف سیاه دانه به همراه رژیم پرکلسترول سبب کاهش معنی دار کلسترول و LDL کلسترول و همچنین کاهش معنی دار میزان تشکیلfatty streak در آئورت، کرونر راست و چپ می گردد. در ضمن این گیاه سبب افزایش غیرمعنی دار HDL کلسترول و کاهش غیرمعنی دار تری گلیسرید ،, CRP LDL- اکساید در این گروه می شود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; می توان گفت سیاه دانه از طریق تاثیر بر لیپوپروتئین های سرم، اثر آنتی اکسیدانی و ضدالتهابی، اثرات بسیار مفید و مطلوبی در جلوگیری از پیشرفت بیماری آترواسکلروز دارد. &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>صدیقه  عسگری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع و عوامل پیشگویی کننده هیپر گلیسمی ایزوله در جمعیت شهری تهران: مطالعه قند و لیپید تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=316&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف از این مطالعه تعیین شیوع و ویژگی های مبتلایان به هیپرگلیسمی ایزوله (IPH) که به صورت گلوکز پلاسمای ناشتای(FPG) کمتر ازmg/dl 126 و گلوکز پلاسما پس از تست تحمل گلوکز خوراکی (OGTT) بیشتر از mg/dl 200 تعریف می شوند، بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;نتایج OGTT مربوط به 9745 فرد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) (5589 زن و 4156 مرد) با سن بیشتر از 20 سال و بدون تشخیص قبلی دیابت، مورد ارزیابی قرار گرفت. مدل رگرسیون لوجستیک جهت پیش بینی وجود IPH در افراد با mg/dl 126&lt; FPG مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; شیوع کلی هیپرگلیسمی ایزوله بعد از تست تحمل گلوکز (IPH) 1/3 % (302n=) بود. در 5/26% (80n=) از افرادِ دارای IPH , گلوکز خون ناشتا کمتر از 100 میلی گرم در دسی لیتر بود. در آنالیز رگرسیون لوجیستیک، نسبت های شانس معنی دار از نظر آماری مربوط به این موارد بودند: گلوکز خون ناشتا(FPG) ≥mg/dl 100 (5/9OR=؛ فاصله اطمینان 95% معادل 5/12-1/7) ، سن ≥ 40 سال(6/2OR=؛ فاصله اطمینان 95% : 7/3-8/1)، تری گلیسیرید بیشتر یا مساوی 200 میلی گرم در دسی لیتر(1/2OR=؛ فاصله اطمینان 95% : 7/2-6/1)، فشار خون بالا (0/2OR=؛ فاصله اطمینان 95% : 6/2-8/1)، و دور کمر غیرطبیعی (9/1OR=؛ فاصله اطمینان 95% : 8/2-3/1).&lt;br&gt;&lt;b&gt;  نتیجه گیری: &lt;/b&gt;این آنالیز نشان داد که در افراد شهرنشین تهرانی باmg/dl 126 FPG&lt; ، متغیر هایی نظیر FPG ≥mg/dl 100، سن بالا، بالا بودن تری گلیسرید خون، فشار خون بالا و دور کمر غیرطبیعی، به طور معنی داری با وجود IPH ارتباط داشتند. بنا براین می توان OGTT را در افراد دارای خصوصیات فوق الذکر توصیه نمود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>فرهاد  حسین پناه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع عوامل خطر قلبی عروقی در بیماران دیابتی نوع 1‌ در اصفهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=317&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف از این مطالعه بررسی شیوع عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی در بیماران دیابتی نوع 1مراجعه کننده به مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها :&lt;/b&gt; در این مطالعه مقطعی، شیوع عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی شامل دیس لیپیدمی، مصرف سیگار و پرفشاری خون در افراد دیابتی نوع یک 30ـ15 ساله مورد بررسی قرار گرفت. موارد mg/dl 170&gt; کلسترول ، mg/dl 100 LDL&lt; ، mg/dl 35&gt; HDL ، mg/dl 150&lt; TG، فشار خون سیستولیک کمتر از 120 و دیاستولیک کمتر از 80 میلی متر جیوه به عنوان حد مطلوب کنترل محسوب شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها :&lt;/b&gt; در 219 بیمار دیابتی نوع 1 ( میانگین سنی 3/10 5/22 سال ، زن/مرد=120/99)، میانگین کلسترول و HDL کلسترول در زنان(9/34176،1/344/46) بالاتر از مردان بود(4/329/162،1/105/41) (05/0P&lt;). در کل جمعیت مورد مطالعه شیوع مصرف سیگار(15 نفر ) 9/6%، هیپرکلسترولمی(104نفر) 4/47%، 100 HDL (50نفر) 8/22%، هیپرتری گلیسریدمی(40نفر) 3/18% و پرفشاری خون (17نفر( 7/7% بود. در بررسی عوامل خطر به تفکیک جنس شیوع mg/dl35HDL&lt; در مردان وmg/dl 170&gt; کلسترول در زنان بیشتر بود (05/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری :&lt;/b&gt; نظر به شیوع نسبتاً بالای عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی در جمعیت دیابتی نوع 1 اصفهان و نیز تعدیل پذیر بودن این فاکتورها، تلاش در جهت آموزش کنترل مطلوب دیابت، افزایش فعالیت بدنی و پیگیری مستمر این عوامل خطر در بیماران دیابتی نوع 1 ضروری به نظر می رسد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرشته  کلانتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین سطح سرمی C-REACTIVE PROTEIN و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=318&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;دیابت بیماری متابولیک شایع و عامل خطر مهمی برای آترواسکلروز می باشد. پدیده های التهابی ممکن است در پاتوژنز هر دو بیماری نقشی ایفا نماید. C-Reactive Protein (CRP) شاخصی از التهاب سیستمیک بوده و به عنوان عامل خطر مستقل برای بیماری های قلبی- عروقی قلمداد می شود. اگر چه سطح سرمی CRP در افراد دیابتی نسبت به افراد غیر دیابتی سالم بالاتر است، ولی اطلاعات راجع به ارتباط CRP با سطح کنترل گلیسمیک محدود می باشد. در این پژوهش ارتباط بین غلظت سرمی CRP و هموگلوبین گلیکوزیله HbA1c به عنوان شاخص کنترل گلیسمیک مورد بررسی قرار گرفته است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه مقطعی که در 136 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 (69 نفر زن و 67 نفر مرد) انجام شد، علاوه بر اندازه گیری سطح سرمی CRP به روش بسیار حساس hs-CRP (Highly sensitive CRP assay ) و اندازه گیری HbA1C، فاکتورهای مداخله گر احتمالی موثر بر سطح سرمی hs-CRP هم مدنظر قرار گرفت. قند خون ناشتا به روش گلوکز اکسیداز، HbA1C به روش HPLC، پروفیل چربی به روش آنزیماتیک و hs-CRP به روش Sandwich immunoassay اندازه گیری شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt; یافته ها: &lt;/b&gt;میانگین غلظت سرمی h‏s-CRP اندازه گیری شده در این بیماران (8/4 2/5 میلی گرم در لیتر) از محدوده نرمال بالاتر و در زنان بیش از مردان بود (5/5 ± 4/6 در مقایسه 6/3 ± 9/ 3میلی گرم در لیتر).همبستگی بین میانگین hs-CRP و HbA1c قبل از حذف دیگر عوامل مداخله گر منفی اما معنی دار نبود (07/0=p , 15/0- =r ). پس از حذف عوامل موثر بر سطح سرمی h‏s-CRP ، در کل بیماران رابطه منفی و معنی داری مشاهده شد (02/0 = P , 22/0- = (r ، همچنین در بیماران مؤنث رابطه منفی و معنی داری بدست آمد (03/0 = P , 31/0- = (r. این رابطه در بیماران مذکر منفی ولی معنی دار نبود (44/0 = P , 12/0- = (r&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; این یافته ها نشان می دهد که سطح سرمی hs-CRP ، تحت تاثیر عوامل مختلفی بوده و افزایش غلظت hs-CRP در افراد دیابتی را نمی توان فقط براساس هیپرگلیسمی توجیه کرد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>امیر  بهرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط مصرف میوه ها و سبزی‌ها با سطح CRP پلاسما و شیوع سندرم متابولیک در زنان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=319&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اطلاعات محدودی در زمینه ارتباط مصرف میوه ها و سبزی ها با سطح پلاسمایی بیومارکرهای التهابی و شیوع سندرم متابولیک وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط مصرف میوه ها و سبزیها با سطح پلاسمایی CRP و سندرم متابولیک در زنان تهرانی صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه مقطعی 486 زن 60-40 ساله از معلمان زن تهرانی که مبتلا به بیماری های مزمن نبوده و انرژی دریافتی خود را در حد معقول گزارش کرده بودند به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و بصورت تصادفی انتخاب شدند. دریافت های غذایی افراد با استفاده از یک پرسشنامه نیمه کمی بسامد خوراک برای یکسال ارزیابی گردید. وزن و قد طبق دستورالعمل های استاندارد اندازه گیری و نمایه توده بدن محاسبه شد. نمونه خون سیاهرگی پس از 14-12 ساعت ناشتا بودن، جهت اندازه گیری سطح گلوکز خون، انسولین و لیپیدهای سرم جمع آوری گردید و فشار خون طبق روش استاندارد اندازه گیری شد. سندرم متابولیک طبق معیارهای ATP III (Adult Treatment Panel-III) تعریف شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; میانگین مصرف میوه ها و سبزی ها در افراد مورد مطالعه بترتیب 79±228 و 88±186 گرم در روز بود. هم مصرف میوه ها و هم مصرف سبزی ها، هر دو ارتباط معکوسی با سطح پلاسمایی CRP داشتند. بعد از کنترل اثر سن، نمایه توده بدن و دور کمر، میانگین پلاسمایی CRP در بین پنجک های مصرف میوه ها بترتیب 94/1، 79/1، 65/1، 61/1، و 56/1 میلی گرم در لیتر (مقدار P برای روند کمتر از 01/0) و در بین پنجک های مصرف سبزی ها بترتیب 03/2، 82/1، 58/1، 52/1 و 47/1 میلی گرم در لیتر بود (مقدار P برای روند کمتر از 01/0). این ارتباط های معکوس پس از کنترل اثر سایر عوامل مخدوش کننده و عوامل تغذیه ای همچنان معنی دار بود. پس از کنترل اثر عوامل مخدوش کننده، افرادی که در بالاترین پنجک مصرف میوه ها بودند دارای 34% (فاصله اطمینان 95%: 20% تا 46%) و افرادی که در بالاترین پنجک مصرف سبزی ها قرار داشتند، دارای 30% (فاصله اطمینان 95%: 16% تا 39%) شانس کمتر جهت ابتلا به سندرم متابولیک در مقایسه با افراد پایین ترین پنجک بودند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;یافته های این مطالعه ارتباط معکوسی را بین مصرف بالای میوه ها و سبزی ها با خطر سندرم متابولیک نشان داد، شاید قسمتی از این ارتباط از طریق سطح پلاسمایی CRP میانجیگری شود. این یافته ها از توصیه های کنونی تغذیه ای مبنی بر افزایش مصرف میوه ها و سبزی ها برای پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی حمایت می کند. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>احمد  اسماعیل زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه سطح سرمی هورمون لپتین در زنان با درجات مختلف چاقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=320&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;لپتین پپتیدی است که قویا با آدیپوزیته بدن ارتباط دارد و شاخص بالقوه ای برای چاقی ومشکلات ناشی از چاقی می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط سطح سرمی لپتین با شاخص های آنتروپومتریک در زنان با درجات مختلف چاقی می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;این مطالعه توصیفی- تحلیلی روی 106 زن غیر دیابتی با 25 ≥ BMI و38 زن غیر دیابتی با 25 BMI ≤ انجام گرفت. سطح سرمی لپتین با روش ایمنواسی وگلوکزخون ناشتا با روش گلوکز اکسیداز اندازه گیری شدند.نمایه توده بدن از تقسیم وزن(کیلوگرم) بر قد (متر مربع) محاسبه گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; بر اساس نتایج این مطالعه، میانگین غلظت ها ی سرمی لپتین در زنان با وزن طبیعی، اضافه وزن، چاق درجه 1وچاق درجه 2 به ترتیب 56/0 ± 88/6 ، 73/1 ± 30/39، 04/1 ±60/ 46و 13/3 ± 22/48 نانوگرم برمیلی لیتر بود. افزایش غلظت سرمی لپتین متناسب با افزایش نمایه توده بدن (BMI) چشمگیر بود. اختلاف غلظت سرمی لپتین در بین تمام گروه ها از نظر آماری معنی دار بود(001/0P&lt;). همبستگی مستقیم معنی داری بین لپتین و نمایه توده بدن با (001 /0 , P&lt;736/0r =) مشاهده شد. همبستگی معنی داری بین لپتین و سن و لپتین با نسبت دور کمر به دور باسن (WHR)در هیچ کدام از گروه ها مشاهد نشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;یافته ها ی این مطالعه نشان می دهند که غلظت لپتین با افزایش درجه چاقی افزایش می یابد و از بین شاخص های مختلف آنتروپومتریک، قویاً با نمایه توده بدن ارتباط دارد. &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>نصرت اله  ضرغامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کیفیت کنترل دیس لیپیدمی در جمعیت دیابتی نوع 2 اصفهان، پیگیری 5 ساله( 83-1379)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=321&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بیماری های عروق قلبی شایع ترین علت مرگ و میر در بیماران دیابتی و دو تا سه برابر افراد غیر دیابتی است. کنترل شدید قند خون در این بیماران اثر اندکی بر کاهش خطر عوارض قلبی عروقی نشان داده است. در این رابطه وجود سایر عوامل خطر قلبی عروقی از جمله دیس لیپیدمی را بیش از افزایش قند خون موثر می دانند. این مطالعه به منظور بررسی کیفیت درمان و کنترل چربیهای خون در بیماران دیابتی نوع 2 به انجام رسیده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه تعداد 602 بیمار دیابتی نوع2 که بطور منظم حداقل چهار بار در سال جهت کنترل قند خون به درمانگاه دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان مراجعه کرده بودند برای مدت پنج سال (1383-1379) مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران از نظر میزان خطر سطح چربی های خون در سه گروه ، با سطح مطلوب(Low risk ) ، مرزی(Moderate risk) و بالا (High risk) که بر اساس میانگین سطح چربی های خون در طول سال محاسبه شد ، ارزیابی شدند. بر اساس شاخص های استاندارد(معیار های ADA) سطح کنترل برای LDL کلسترول کمتر از 100 ، تری گلیسرید کمتر از 150 و HDL کلسترول برای مردان و زنان به ترتیب ، بیشتر از 40 و 50 میلی گرم درصد در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;در شروع مطالعه، میانگین سن بیماران5/9±2/52 و مدت دیابت6/4±8/6 سال و هموگلوبین گلیکوزیله 7/1±2/9% و شاخص توده بدنی 2/4±4/29 کیلوگرم بر مترمربع بود. 4/81% LDL کلسترول و 71% تری گلیسرید بالا داشتند که به ترتیب 8/47% و 6/41% آنها در سطح خطر بالا بود. در ابتدا 4/12% از ترکیبات استاتین و 5/21% از فیبرات استفاده کرده بودند که در پایان به ترتیب به4/50 % و 7/14% رسیده بود. در افراد هیپر لیپیدمی سطح LDL کلسترول از 8/35±8/170 در شروع مطالعه به mg/dl30±119 در صد (001/0P&lt; ) ، تری گلیسرید از 126±8/273 به97±2/225 (004/0=P) کاهش و HDL کلسترول از 6/10±9/43 به 1/14±4/48 (6/0P&lt;) افزایش یافته بود. درصد تغییرات به ترتیب برابر 8/35%- ،7/17%- و 3/7%+ بود. بطور کلی در پایان پیگیری سطح LDL کلسترول در30% و تری گلیسرید در 37% بیمارانی که هیپرلیپیدمی داشتند به کنترل هدف رسیده بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;نتایج این مطالعه نشان می دهد کیفیت کنترل چربی ها در بیماران مذکور نامطلوب است. با توجه به شیوع بالای هیپرلیپیدمی در افراد دیابتی که از عوامل مهم خطر ابتلا به عوارض قلبی عروقی در این بیماران می باشد، تشخیص و درمان دیس لیپیدمی تا دستیابی به کنترل مطلوب برای پیشگیری از بروز عوارض بعدی حائز اهمیت می باشد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>حسن  صفایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی و عوامل خطرزای بروز دیابت در بیماران مبتلا به پمفیگوس وولگاریس تحت درمان با گلوکوکورتیکویید از مهر ماه 1383 تا مهر ماه 1384</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=322&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;پمفیگوس وولگاریس، شایعترین بیماری تاولی خود ایمنی است. استروییدها درمان اصلی این بیماری هستند که دیابت یکی از مهمترین عوارض آنها محسوب می شود و سبب کاهش زود هنگام دوز استروئید و بکار گیری دیگر داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی و در موارد کمی موجب قطع مصرف آن ها می شود. تعیین عوامل خطر بروز دیابت می تواند در شناسایی زودرس آن در بیماران پر خطر کمک نماید و در عین حال درمان بیماری زمینه ای آنها ادامه داده شود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; 68 بیمار مبتلا پمفیگوس وولگاریس از نظر سابقه خانوادگی دیابت، فشار خون، شاخص توده بدنی (BMI)،FBS،HbA1C،TG ،HDL ارزیابی اولیه شدند و به مدت 8 هفته(هرهفته 2 بار)با بررسی FBS پیگیری شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در طی مدت یک سال، 68 بیمار وارد مطالعه شدند. در طول درمان 19 نفر(9/27%) به دیابت مبتلا شدند. تفاوت فراوانی ابتلا به دیابت بر اساس میزان گلوکز ناشتای مختل (IFG) (31/9-04/1: CI) 11/3:OR، (8/6-5/4: NL) 6%HbA1c&gt; (05/48-46/1:CI) 39/8:OR و 200TG≥ (18/28-64/1:CI)56/6:OR در گروه دیابتیک و گروه غیر دیابتیک از نظر آماری معنی دار بود. ازسوی دیگر بررسی فراوانی ابتلا به دیابت بر اساس سن ،سابقه خانوادگی ، فشار خون ،BMI وHDL تفاوت معنی داری بین دو گروه نداشت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;با توجه به این که IFG ، TG،HbA1c عوامل خطر مستقل برای دیابت بودند؛ بنابراین اگر بیمار مبتلا به پمفیگوس وولگاریس ، کاندید درمان با گلوکوکورتیکوئید است، از نظر وجود IFG ، TG،HbA1c قبل از شروع درمان بررسی شده و در بیماران پر خطر چک قند خون با فواصل زمانی کمتر انجام شود و یا درمان پروفیلاکتیک برای آنها شروع شود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محسن  خوش نیت نیکو</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
