<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1385 جلد6 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>تاریخچه اخلاق پزشکی در ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=323&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اخلاق پزشکی تاریخچه ای بس طولانی در جهان دارد و مسلماً دستیابی به اخلاقی همسو با فرهنگ  جوامع مختلف، باید با توجه به پیشینه تاریخی آنها حاصل گردد. اغلب تصور بر این است که تاریخ اخلاق پزشکی با بقراط آغاز می شود؛ در حالی که اخلاق پزشکی سابقه ای دیرینه تر دارد. روشن است که فرهنگ های مختلفی همچون بابلی، مصر باستان، یونانی، و ایرانی، همه در قانونمند کردن طب و حفظ حقوق بیماران اهتمام ورزیده اند. یکی از اولین دست نوشته های بشری در این موضوع، که به سال 1750 قبل از میلاد بر می گردد، قانون حمورابی است که توسط بابلیان تنظیم گردیده است. &lt;br&gt;در این مقاله سعی شده است ریشه های اخلاق پزشکی در تاریخ طب ایران، خصوصاً پس از گرویدن ایرانیان به اسلام مورد بررسی قرار گیرد. در این دست نوشته به طور عمده از کتب و دست نوشته های پزشکان و مورخان بزرگ ایرانی و خارجی، و پاره ای از مقالات چاپ شده در مجلات معتبر جهان، که از طریق جستجوی در پایگاه های اطلاعات علمی همچون Medline و Ovid وموتورهای جستجوئی مانند Google Scholar بدست آمده، استفاده گردیده است. &lt;br&gt;تاریخچه طب در ایران به حدود قرن چهارم قبل از میلاد مسیح برمی گردد. پزشکان بزرگ ایرانی توجه ویژه ای به اخلاق پزشکی داشته اند که در کار بالینی، آموزش و تدریس و نگارش کتب مشهود است. بین دوران تمدن باستان و دوره رنسانس در اروپا دوران تاریک موسوم به قرون وسطی است. در این دوران، ایرانیان گام های قابل توجهی در حیطه دانش و اخلاق در جهان برداشته اند که مرور خواهد شد. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از مهار کننده‌ فاکتور نسخه‌برداری NF - κB در جزایر پانکراس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=324&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;پیوند جزایر پانکراس به عنوان روشی مناسب در درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 شناخته شده است. هر چند فعال شدن سایتوکین های پیش التهابی مترشحه از خود جزایر پانکراس منجر به وقایع التهابی به هم پیوسته ای می گردد که باعث از دست رفتن پیوند به طور حاد و یا مزمن می گردد. .مسیر سیگنالی NF - kB در پاسخ به استرسهای ناشی از جداسازی و تخلیص جزایر پانکراس فعال می گردد که ترشح و آزادسازی مدیاتورهای التهابی از جمله MCP - 1 را به دنبال دارد. این امر نقش مهمی در فعال سازی سلولهای ایمنی و تجمع این سلول ها در محل پیوند ایفا می نماید که باعث تشدید پروسه وازنش پیوند می گردد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه سعی بر این بوده تا اثر Curcumin به عنوان یک بازدارنده قوی NF-κB بر تولید MCP-1 از جزایر پانکراس و عملکرد جزایر در شرایط in vitro مورد مطالعه قرار گیرد. &lt;br&gt;یافته ها&lt;b&gt;: نتایج&lt;/b&gt; به دست آمده نشان داد که Curcumin در محیط کشت باعث کاهش ترشح MCP-1 از جزایر پانکراس در مقایسه با گروه کنترل می گردد و در مقادیر مورد نظر باعث کاهش عملکرد جزایر پانکراس نگردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;تحقیقات بر روی محرک هایی که باعث القاء تولید و ترشح فاکتور های التهابی از جزایر پانکراس می گردد و مکانیسم ها و مسیرهایی که در اثر این محرک ها فعال می گردد؛ سودمند خواهد بود و به یافتن روش هایی برای کاهش این محرک ها و غیر فعال نمودن این مسیرهای التهابی کمک خواهد نمود که در نهایت می تواند نتایج حاصل از پیوند جزایر پانکراس را بهبود بخشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>مهسا  محمدآملی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک قرص پانصد میلی گرمی متفورمین هیدروکلراید در داوطلبان سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5070&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author>محمد رضا  روئینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر عصاره آبی گیاه صبر زرد (Aloe vera) برقند و چربی های خون در موش‌های صحرایی نر دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=325&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;صبر زرد از گیاهان دارویی است که برای درمان التهاب، بهبود سوختگی و تقویت سیستم ایمنی مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه به دلیل عوارض جانبی کمتر و ارزان تر بودن گیاهان دارویی، مصرف آنها رو به افزایش است. هدف این مطالعه بررسی اثر صبرزرد بر قند خون، لیپیدها و لیپوپروتئین ها درموش های صحرایی نر دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; جمعیت مورد مطالعه شامل 56 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار آلبینو با وزن 150-200گرم بودند. حیوانات مورد آزمایش به7 گروه تقسیم گردیده که 6 گروه آنها با استرپتوزوتوسین (IP-Kg/mg65) دیابتیک شدند. پس ازیک هفته، خونگیری جهت اندازه گیری قندخون ناشتا به منظور دیابتی شدن حیوانات انجام گرفت. گروه های دیابتیک به جز گروه کنترل دیابتی روزانه به ترتیب مقادیر(mg/kg100،200،300و400) عصاره صبرزرد وmg/kg5 گلیبن کلامید را از طریق گاواژ به مدت 4 هفته دریافت نمودند. درپایان دوره درشرایط ناشتا،خونگیری جهت اندازه گیری قند خون، لیپیدها و لیپوپروتئین های سرم انجام شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که فقط دوزmg/kg400 صبرزرد و mg/kg 5 گلیبن کلامید موجب کاهش معنی دار قند (به ترتیب،12/23 ±62/162و51/26±37/193) گردید. همچنین دوزهای mg/kg200،300،400 صبرزرد و mg/kg5 گلیبن کلامید موجب کاهش معنی داری درغلظت تری گلیسیرید وکلسترول نسبت به گروه کنترل دیابتیک گردیدند. تمامی دوزهای صبرزرد و گلیبن کلامید موجب کاهش LDL شدند اما اثری بر HDL نداشتند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; نتایج این تحقیق نشان می دهد که عصاره صبرزرد موجب کاهش قند، کلسترول، LDL و TG می گرددکه شناخت دقیق آن نیاز به مطالعه بیشتری دارد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>مهدی  عباس نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط پپتید-C و انسولین مایع آمنیوتیک با ماکروزومی نوزادان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=326&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; پپتید- cمایع آمنیوتیک بیانگر میزان ترشح انسولین جنین است . شرایط هیپر انسولینمی جنین، سبب افزایش وزن موقع تولد واختلال تحمل گلوکز و چاقی درسنین بالاتر می شود.شیوع تولد نوزادان ماکروزوم در ایران 10% می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پپتید-c و انسولین مایع آمنییوتیک با ماکروزومی نوزادان بود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; این مطالعه به صورت مورد- شاهدی انجام شده است. 10 نوزاد که در زمان تولد وزن بالای 4000 گرم داشتند، به عنوان گروه مورد در نظر گرفته شدند و 28 نوزاد با وزن کمتر از 4000 گرم به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه گردیدند. مادران نوزادان هر دو گروه از نظر میانگین سنی و تعداد زایمان و وزن قبل از بارداری اختلاف زیادی نداشتند. چنانچه شرکت کنندگان شرایط خروج از مطالعه را نداشتند، در هنگام زایمان حدود cc 10 مایع آمنیوتیک طی آمنیوسنتز گرفته شد و همچنین از بند ناف جنین یا خون وریدی جنین وخون وریدی مادر جهت اندازه گیری انسولین و پپتید-c و گلوکز نمونه گیری به عمل آمد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;نوزادان ماکروزوم در مقایسه با گروه شاهد اختلاف معنی داری در پپتید&lt;br&gt;-c خون نوزاد (044/0=P)وخون مادر(043/0= P) داشتند. میزان انسولین در مادران نوزادان ماکروزوم و نوزادان ماکروزوم و مایع آمنیوتیک بالاتر از گروه شاهد بود ولی از نظر آماری معنی دار نبود. میزان پپتید-c در مایع آمنیوتیک نوزادان ماکروزوم نیز بالاتر از گروه شاهد بود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری : &lt;/b&gt;افزایش پپتید-c مایع آمنیوتیک، خون نوزاد وخون مادر، می تواند با افزایش وزن جنین ارتباط داشته باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  


</description>
						<author>باقر  لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط تظاهرات دهانی دیابت با مدت ابتلا به بیماری و نحوه کنترل قند خون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=327&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; دیابت دارای اثرات متعددی بر روی بافت های دهان است.تظاهرات دهانی به ویژه بیماری های پریودنتال و عفونت های قارچی و باکتریایی عودکننده در بیمارانی که قند خون آنها کنترل نشده باشد،با شدت بیشتری بروز می کنند. هدف از تحقیق حاضر بررسی ارتباط تظاهرات دهانی در مراجعین به مرکز دیابت کرمان با مدت ابتلا و نحوه کنترل قند خون بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; جامعه مورد مطالعه116 بیمار دیابتی درمانگاه دیابت بیمارستان شهید باهنر کرمان بودند.این افراداز نظر وضعیت دندان ها، بافت پریودنشیوم، خشکی، سوزش دهان و تغییرات مخاطی مورد ارزیابی قرار گرفتند.همچنین اطلاعات مورد نیازدر رابطه با تاریخچه دیابت و نحوه کنترل قند خون ثبت گردید. نتایج با استفاده از برنامه SPSS و آزمون مجذور کای وt-test مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; شایعترین تظاهرات دهانی در جامعه مورد مطالعه شامل ژنژیویت (3/96%)،پریودنتیت (2/90%) وخشکی دهان (24/67%) بودند.ارتباط معنی داری بین مدت ابتلا به دیابت و بیماری های پریودنتال (012/0=P) و سوزش دهان (002/0=P) وجود داشت. در این مطالعه بین کنترل قند خون و بیماری های پریودنتال رابطه معنی داری وجود نداشت، ولی این بیماری ها در افرادی که قند خونشان کنترل شده بود، بامیزان کمتری مشاهده گردید.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری :&lt;/b&gt;نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که بیماری های پریودنتال و خشکی دهان از عوارض شایع دیابت می باشند. بنابراین دندانپزشکان باید برای کنترل وحفظ وضعیت سلامت دهانی در مبتلایان به دیابت ،عملکرد غده بزاقی و وضعیت پریودنتال رابه طور دقیق ارزیابی کنند .&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>مریم  راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر آموزش در چارچوب مدل اعتقاد سلامت بر باورهای بهداشتی، آگاهی و رفتار بیماران دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=328&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; دیابت یک بیماری مزمن است که نیازمند مشارکت بیمار در فرایند درمان می باشد. پیامد درمان به باورهای بهداشتی بیمار و درک وی از بیماری وابسته است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر مداخله آموزشی در چارچوب مدل اعتقاد سلامت بر باورهای بهداشتی ، آگاهی و رفتارهای مراقبت از خود بیماران مبتلا به دیابت بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; جمعیت مورد مطالعه بیماران دیابتی بستری در 4 بیمارستان آموزشی تهران بودند که در یک مطالعه تجربی (کارآزمایی بالینی) در سال 85-1384 مورد بررسی قرار گرفتند. 64 بیمار به روش مبتنی بر هدف انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. بعد از تعیین نیازها در چارچوب مدل اعتقاد سلامت، مداخله آموزشی در گروه مورد صورت گرفت. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه محقق ساخته طی مصاحبه چهره به چهره و سازمان یافته با نمونه های منتخب در دو نوبت قبل از مداخله آموزشی و دو ماه بعد از آن جمع آوری گردید. در نهایت داده ها با استفاده از آمار توصیفی و شاخص های مرکزی، آزمون های آماری پارامتریک و غیرپارامتریک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;قبل از مداخله، آزمون تی تست مستقل تفاوت معنی داری را در متغیرهای دموگرافیک و ابعاد مدل اعتقاد سلامت در دو گروه نشان نداد (05/0P). آزمون های تی زوج شده و ویلکاکسون پس از مداخله افزایش معنی داری در میانگین و میانه نمرات آگاهی ( از 78/11 به 53/15)، حساسیت درک شده (از 66/27 به 59/30)، شدت درک شده ( از 62/20 به 87/25)، خود کارآمدی (از16/19به 25/22) و رفتارهای مراقبت از خود (از 37/95 به 56/117) در بیماران گروه مداخله نشان دادند (05/0&gt;P). ولی در گروه کنترل بجز در بعد آگاهی (05/0&gt;P) در سایر ابعاد تغییر معنی داری مشاهده نشد (05/0نتیجه گیری: مداخله آموزشی در چارچوب مدل اعتقاد سلامت، ممکن است منجر به تغییر باورهای بهداشتی،افزایش آگاهی و به دنبال آن ارتقای رفتارهای مراقبت از خود بیماران دیابتیک گردد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>زهرا  فارسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه وزن تولد با لپتین و آدیپونکتین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=329&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;لپتین و آدیپونکتین هورمون هایی هستند که به طور عمده از بافت چربی تولید می شوند و با وزن بدن ارتباط دارد. مطالعات انجام شده طی بارداری، نتایج متناقضی از نقش لپتین و آدیپونکتین در طی بارداری بر وزن تولد نوزاد گزارش کرده اند. هدف از این مطالعه ارزیابی سطوح سرمی لپتین و آدیپونکتین مادری و بند ناف و ارتباط آن با وزن هنگام تولد نوزاد می باشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; این مطالعه به صورت مقطعی در 86 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. نمونه خون از مادر در اتاق زایمان و بعد از تولد نوزاد از بند ناف گرفته شد. نمونه های مادر و بند ناف از نظر غلظت لپتین و آدیپونکتین آزمون شد. وزن هنگام تولد و قد نوزاد در اطاق زایمان اندازه گیری شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;میانگین نمایه توده بدنی مادر8/4 ± 8/23 کیلوگرم بر متر مربع،وزن نوزادان 46/0  13/3 کیلوگرم و میانگین هفته بارداری 6/2 ± 15/38 هفته بود. ارتباط معنی داری بین آدیپونکتین نوزاد با وزن نوزاد یافت نشد. لپتین نوزاد همبستگی مثبت معنی داری با وزن نوزاد نشان داد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری :&lt;/b&gt; تغییرات سطح لپتین نوزادی منعکس کننده تغییر بافت چربی در نوزاد است و می تواند بر روی وزن نوزاد موثر باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>باقر  لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط سطح سرمی آدیپونکتین با درصد توده چربی بدن و میزان حساسیت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=330&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; نقش آدیپونکتین در تنظیم متابولیسم گلوکز، مقاومت به انسولین و اختلالات مرتبط با چاقی مورد توجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر به منظور تعیین سطح سرمی آدیپونکتین و ارتباط آن با درصد توده چربی بدن و حساسیت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن دیابتی و غیر دیابتی انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; مطالعه بر روی مردان دارای اضافه وزن دیابتی نوع 2 ( 20 نفر) و غیر دیابتی ( 20 نفر) انجام شد. سطح سرمی آدیپونکتین به روش ELIZA، FBS به روش گلوکز اکسیداز و انسولین ناشتا به روش Immunoreactive اندازه گیری شدند. درصد توده چربی بر اساس امپدانس بیوالکتریک تعیین شد. حساسیت به انسولین نیز بر اساس فرمول QUICKI محاسبه شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; با وجود یکسان بودن تقریبی BMI در هر دو گروه، میانگین درصد توده چربی در گروه دیابتی(87/2 ±55/26% )بدون وابستگی به سن به طور معناداری بالاتر از گروه غیر دیابتی (64/2±93/22 %) بود (05/0P&lt;). میانگین آدیپونکتین در گروه دیابتی ( µg /ml 53/3±77/7 ) کمتر از گروه غیر دیابتی(µg /ml 03/0±13/8) بود، گرچه این اختلاف از نظر آماری معنا دار نبود. بین آدیپونکتین و درصد توده چربی ارتباط معکوسی مشاهده شد که از نظر آماری معنا دار نبود. از طرف دیگر ارتباط مستقیمی بین آدیپونکتین و حساسیت به انسولین در گروه غیر دیابتی مشاهده شد( 5/0+=r ؛ 04/0=P).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;پایین بودن سطح آدیپونکتین در مردان دارای اضافه وزن دیابتی در مقایسه با مردان مشابه غیر دیابتی، به علاوه ارتباط مثبت آدیپونکتین با حساسیت به انسولین نشان دهنده اثر کاهش سطح این هورمون در موارد مقاومت به انسولین و دیابت در مردان ایرانی دارای اضافه وزن است. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>لادن  گیاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مداخلات تغذیه‌ای بر روند تغییرات عوامل مرتبط با بیماری‌های غیرواگیر در ساکنین منطقه 13 تهران: مطالعه قند و لیپید تهران </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=5071&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه:  مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر مداخلات تغذیه ای بر روند تغییرات شاخص  های تغذیه ای و غیر تغذیه ای مرتبط با بیماری های غیرواگیر در ساکنین منطقه 13 تهران صورت گرفت.
روش ها: در مرحله اول مطالعه قند و لیپید تهران، 1474 نفر از ساکنین تحت پوشش3 مرکز بهداشتی درمانی به صورت تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی تغذیه ای قرار گرفتند.  در مرحله دوم این طرح، ساکنین تحت پوشش یکی از مراکز بهداشتی به عنوان گروه مداخله، و ساکنین تحت پوشش دو مرکز بهداشتی دیگربه عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند و مداخلات تغذیه ای در منطقه مداخله آغاز گردید.  به طور متوسط پس از 8/3 سال ، 222 نفرازگروه مداخله و356 نفرازگروه کنترل به صورت تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی تغذیه ای قرار گرفتند.  میانگین نمایه توده بدنی، دریافت درشت مغذی ها، ریز مغذی ها، و شاخص های بیوشیمیایی در هر دو گروه، قبل و بعد از مداخله محاسبه و با آزمون t زوجی مقایسه شد. برای مقایسه نتایج پس از مداخله بین دو گروه از آنالیز کوواریانس استفاده شد.
یافته ها : پس از تعدیل اثر سن، جنس و متغیرهای پایه،  تفاوت معنی داری در میانگین گلوکز ناشتا ، کلسترول کل سرم و کلسترول دریافتی در دو گروه مشاهده گردید.  به طوری که میانگین گلوکز ناشتای خون در گروه کنترل 14±92 و در گروه مداخله 17±90، (001/0P&lt;)،  میانگین کلسترول کل سرم در گروه کنترل 14±232 و در گروه مداخله 122± 214  میلیگرم در دسی لیتر، (05/0P&lt;) و میانگین کلسترول دریافتی روزانه 232 و در گروه مداخله 214 میلی گرم بود)05/0(P&lt;.  
نتیجه گیری:  نتایج مطالعه حاکی از کاهش کلسترول کل سرم و قند خون ناشتا و کلسترول دریافتی روزانه پس از مداخلات تغذیه ای می باشد.
</description>
						<author>پروین  میرمیران</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
