<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1385 جلد5 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>نظری برکمیته‌های اخلاق در پژوهش در جهان و ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=345&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;رشد فناوری در بخش های تشخیص، درمان و پیشگیری، رابطه متقابل اخلاق و طب را پررنگ تر نموده است. موضوع «اخلاق در پژوهش» یکی از مباحث وموضوعات مهمی است که توسط مجامع بین المللی، سازمان های منطقه ای، سیاستگذاران و برنامه ریزان کشورهای مختلف و محققان و متخصصان رشته های مختلف علوم و فنون مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در همین راستا ایجاد کمیته های اخلاق در سطوح مختلف  گام مؤثری در جهت توجه به اخلاق در پژوهش محسوب شود. یک «کمیته اخلاق در پژوهش» تشکلی چند مسؤولیتی و مستقل است که پژوهش های شامل آزمودنی های انسانی را با هدف حفاظت از شأن، حقوق و رفاه آنها مورد ارزیابی قرار می دهد.&lt;br&gt;در این مقاله ضمن بیان برخی شواهد تاریخی نقض اصول اخلاقی در پژوهش های پزشکی، سیر تدوین قوانین مربوط، و راهنماهای بین المللی در مورد کمیته های اخلاق و جایگاه آنها در سطح جهان مرور خواهد شد و سپس جایگاه کمیته های اخلاق در پژوهش در کشور با استناد به قوانین و آیین نامه های موجود و برخی پژوهش های صورت گرفته مورد ارزیابی کلی قرار خواهد گرفت. &lt;br&gt;انتظار داریم این مقاله ضمن فراهم نمودن آشنایی هرچه بیشتر پژوهشگران کشورمان با موضوع اخلاق در پژوهش و جایگاه و مسؤولیت های کمیته های اخلاق در پژوهش، در جهت تقویت این کمیته ها در کشور مفید باشد.&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>باقر  لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رویکردی جدید در درمان بیماری دیابت خودایمن وابسته به انسولین با استفاده از سلول‌های دندریتیک تیمار شده با اینترلوکین 10 (IL-10)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=346&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;دیابت وابسته به انسولین، یک بیماری خود ایمن به واسطه فعالیت سلول های T خود واکنشگر علیه سلول های بتای جزایر لانگرهانس کبدی می باشد. سلول های دندریتیک(DCs) می توانند در صورت قرار گرفتن در محیط های سایتوکینی متفاوت، عملکرد تحریکی و یا تنظیمی سلول های T را القا نمایند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در مطالعه حاضر، ابتدا سلول های دندریتیک با استفاده از GM-CSF و IL-4 از سلول های بنیادی مغز استخوان موش تولید شده و بعد از تیمار شدن با IL-10 و یا LPS با پپتید انسولین بارگذاری شده و از نظر شاخص های بلوغ و همچنین تولید سلول های T تنظیمی و القای تولید سایتوکین ها مورد مطالعه قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; نتایج نشان می دهند که میزان بروز MHC class IIبر روی سلول های دندریتیک تیمار شده با IL-10 کمتر از سلول های دندریتیک تیمار شده با LPS (72 درصد در مقابل 93 درصد، (04/0 &lt; P) می باشد. هرچند سلول های دندریتیک تیمار شده با IL-10 قادر به القای تکثیر سلول هایT بودند، ولی مقایسه سایتوکین های تولید شده در دو گروه نشان می دهد که در گروهی که با IL-10 تیمار شده بودند، میزان تولید IFN- کمتر بوده (02/0 P &lt;).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; استفاده از سلول های دندریتیک تیمار شده با IL-10، می تواند در درمان و پیشگیری از دیابت خود ایمن موثر باشد اما برای بررسی بیشتر این کارایی لازم است سلول های دندریتیک تیمار شده با این سایتوکین در مدل های حیوانی دیابتی مورد استفاده و آزمون قرار گیرند.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;



</description>
						<author> سید محمد موذنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر استرس روانی مزمن بر عملکرد گلی‌بن‌کلامید در ترشح انسولین از جزایر لانگرهانس جدا شده موش‌های صحرایی در حضور گلوکز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; با توجه به این که استرس می تواند بر کنترل قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 اثرات معکوس بگذارد، مطالعه حاضر به بررسی عملکرد گلی بن کلامید در ترشح انسولین از سلول های بتای جزایر لانگرهانس موش های صحرایی، متعاقب اعمال استرس روانی مزمن پرداخته است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در این تحقیق، تعداد 30 سر موش صحرایی نر( نژاد Wistar) در گروه های مساوی شاهد و آزمایش مورد استفاده قرار گرفتند(هر گروه 5 سر). چهار نوع استرسور محدود کننده با ترتیب تصادفی روزانه دو بار، هر بار یک ساعت و به مدت 15 و 30 روز اعمال شدند. 24 ساعت پس از آخرین استرس، ترشح انسولین (به روش استاتیک) از جزایر لانگرهانس جدا شده حیوانات در حضور غلظت های 6/5، 3/8 و 7/16 میلی مولار گلوکز بررسی شد. ترشح انسولین از جزایر در حضور غلظت 6/5 میلی مولار گلوکز به همراه 10 میکرو مولار گلی بن کلامید نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; ترشح انسولین از جزایر جدا شده حیوانات استرس دیده در حضور غلظت های افزاینده گلوکز، فقط در روز سی ام نسبت به گروه شاهد بطور معنی داری افزایش یافت. در گروه آزمایش، میزان ترشح انسولین از جزایر در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به تنهایی، در روزهای پانزدهم و سی ام، به طور معنی داری نسبت به روز اول افزایش یافت. در حالی که این افزایش در گروه شاهد وجود نداشت. بر خلاف حیوانات گروه شاهد، در حیوانات گروه آزمایش ترشح انسولین در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به همراه 10 میکرو مولار گلی بن کلامید، در روز های اول، پانزدهم و سی ام، تفاوت معنی داری را با ترشح انسولین در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به تنهایی نشان نداد. ترشح انسولین از جزایر جدا شده، در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به همراه 10 میکرو مولار گلی بن کلامید در روزهای مختلف، بین گروه های شاهد و آزمایش تفاوت معنی دار نشان نداد. &lt;b&gt;&lt;br&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;با توجه به یافته های فوق، به نظر می رسد که استرس روانی مزمن، پاسخ دهی سلول های بتای پانکراس به گلی بن کلامید را کاهش می دهد و در نتیجه مانع از تقویت ترشح انسولین بوسیله گلی بن کلامید می شود. توجه به این نکته در کنترل متابولیک بیماران دیابتی که از این دارو استفاده می کنند و تحت استرس قرار می گیرند حائز اهمیت می باشد. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  



</description>
						<author> صالح زاهدی اصل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات عصاره روغنی گردوی ایرانی(لواسانات) برتغییرات غلظت سرمی لیپیدها ولیپوپروتیین‌ها درمدل حیوانی(رت نر هیپرکلسترولمیک)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=348&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;مطالعات تجربی نشان داده اند که مصرف گردو خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی(CHD) را کاهش می دهد. گردو میزان لیپیدهای آتروژن نظیر کلسترول تام(TC) وتری گلیسرید(TG) ولیپوپروتیین های آتروژن همچونLDL-C،VLDL-C را کاهش می دهد. این تأثیر به علت وجود ترکیبات مختلف به ویژه اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه (PUFA) از نوع  همچون اسید لینولنیک (C18:39,12,15 ) می باشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; 20 راس رت نرهیپرکلسترولمیک با وزن g250-200 را به چهار گروه تقسیم کرده ،سپس این رت ها به مدت هشت هفته تحت رژیم غذایی که حاوی مکمل عصاره روغنی گردوی ایرانی بود تغذیه گردیدند: گروه شاهد (غلظت 0% عصاره روغنی) و سه گروه مورد 5%، 5/7% و 10% عصاره روغنی گردو (به ترتیب 035/0، 049/0 و 07/0 گرم عصاره روغنی به ازای هر گرم وزن در هر روز).&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد که عصاره روغنی گردوی ایرانی (لواسانات) اثری مثبت در کاهش غلظت سرمی TG (14%)، TC (8/7%)، LDL-C (11%) و VLDL-C (12%) داشته و با افزایش میزان مصرف عصاره(5% ، 5/7% و 10%) این اثر کاهنده نیز بیشتر شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; به علت کاهش غلظت سرمی لیپیدها و لیپوپروتیین های آتروژن در اثر مصرف عصاره روغنی گردوی ایرانی (لواسانات)، می توان گردو را به عنوان یک مکمل غذایی کاهنده خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی معرفی کرد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author> محمود دوستی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط گلوبولین متصل شونده به هورمون جنسی با دیابت بارداری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=349&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; انسولین یک تنظیم کننده مهم سطح سرمی گلوبولین متصل شونده به هور مو ن جنسی (SHBG) است.سطوح پایین SHBG با افزایش مقاومت به انسولین و هیپرانسولینمی همراه است. هدف از این مطالعه مقایسه سطح سرمی SHBG بین افراد سالم و بیماران مبتلا به دیابت بارداری (GDM) بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; سطح سرمی SHBG در 38 زن با دیابت حاملگی و 143 زن حامله سالم اندازه گیری شد. همچنین انسولین، پپتیدC و تستوسترون اندازه گیری شد. مقاومت و حساسیت به انسولین با آزمون های HOMA و QUIKE ارزیابی شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;سطح سرمی SHBG در گروه GDM نسبت به گروه سالم به طور  معنی داری پایین تر بود (007/0 P=). سطح سرمی انسولین ناشتا در گروهGDM نسبت به گروه سالم بطور معنی داری بالاتر بود(01/0 P=). نمایه HOMA در گروهGDM نسبت به گروه سالم بطور معنی داری بالاتر بود (005/0 P=). درنهایت در یک مدل رگرسیون لجستیک با تعدیل عواملی نظیر سن، شاخص توده بدنی و تعداد بارداری، صدک زیر 25 سطح سرمی SHBG در پیش بینی GDM اثری مستقل داشت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; سطح سرمی SHBG در بیماران GDM پایین تراز مقادیر طبیعی است و مقادیر پایین آن پیش بینی کنندهGDM می باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author> محمدعلی بیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان بروز میکروآلبومینوری و عوامل خطر همراه در بیماران دیابتی نوع 2</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=350&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; میکروآلبومینوری، از علایم زودرس ابتلای کلیه و حاکی از پیشرفت به طرف نفروپاتی و افزایش خطر مرگ و میر در بیماران دیابتی می باشد. میکروآلبومینوری، مدت ها قبل از بروز نفروپاتی بالینی به وقوع می پیوندد و با تشخیص زود هنگام، امکان پیشگیری از پیشرفت آن به مراحل شدیدتر نفروپاتی وجود دارد. با توجه به اهمیت تشخیص نفروپاتی در مراحل اولیه و درمان به موقع ، این مطالعه به منظور تعیین بروز (انسیدانس) پنج ساله میکرو آلبومینوری و رابطه آن با سایر عوامل خطر در بیماران دیابتی نوع 2 در جمعیت دیابتی اصفهان انجام شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها :&lt;/b&gt; تعداد 505 بیمار دیابتی نوع 2 شامل 22% مرد، از بین مراجعین به مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان در سال 1378 که آلبومین ادرار آنها طبیعی بود انتخاب و به مدت پنج سال پیگیری شدند. میانگین سن و مدت ابتلا به دیابت بیماران به ترتیب 5/9±4/57 و7/4±2/10 سال بود. بیماران در شروع مطالعه ضمن معاینه بالینی و ثبت مشخصات، از نظر نمایه توده بدنی ، قند خون ناشتا و بعد از غذا، هموگلوبین گلیکوزیله( HbA1c) ، فشار خون ، لیپید پروفایل ، کراتینین سرم و آلبومین ادرار 24 ساعته بررسی شدند. سپس بیماران هر سه ماه یک بار از نظر کنترل وزن، قند ،لیپید ، فشار خون و هر یک سال از نظر ادرار 24 ساعته برای آلبومین بررسی شدند. در صورت دفع بیش از 30 میلی گرم آلبومین در ادرار 24 ساعته حداقل در دو نوبت آزمایش ، به عنوان میکروآلبومینوری در نظر گرفته شد. نتایج بدست آمده در پایان مطالعه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها : &lt;/b&gt;در طول مطالعه تعداد 176 نفر از بیماران، دفع آلبومین غیر طبیعی در حد میکروآلبومینوری داشتند. انسیدانس میکروآلبومینوری3/82 در هزار « شخص- سال » بود (فاصله اطمینان 95% ، 3/78 و2/86 ) . انسیدانس میکروآلبومینوری درمردان بیشتر از زنان بود ( به ترتیب 4/104 در برابر2/66 در هزار شخص- سال ، 001/0 P&lt; ). میانگین مدت ابتلا به دیابت، هموگلوبین گلیکوزیله ، پرفشاری خون و کراتینین سرم در مدت مطالعه در افراد میکروآلبومینوری نسبت به نورموآلبومینوری بیشتر ، و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود . میانگین سن، نمایه توده بدنی ، کلسترول و تری گلیسرید در دو گروه تفاوت نداشت . در تحلیل نهایی با استفاده از مدل رگرسیون ، مدت ابتلا به دیابت، هموگلوبین گلیکوزیله ، پر فشاری خون و ابتلا به رتینوپاتی به عنوان متغیرهای مستقل تعیین کننده آلبومینوری شناخته شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری : &lt;/b&gt;نتایج بدست آمده نشان می دهد که میکروآلبومینوری در جمعیت مورد مطالعه شایع و انسیدانس آن نسبت به سایر مطالعات انجام شده بیشتر می باشد. اندازه گیری مرسوم آلبومین ادرار برای تشخیص زود هنگام و درمان موثر میکروآلبومینوری و عوامل خطر همراه جهت جلوگیری از پیشرفت نفروپاتی حائز اهمیت است.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author> حسن صفایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سطح سرمی هموسیستیین در بیماران دچار گرفتگی عروق کرونری دیابتی و غیر دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=351&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;آترواسکلروز در بیماران مبتلا به دیابت نسبت به افراد طبیعی زودتر و با انتشار وسیع تر ایجاد می شود. هموسیستیین از جمله عواملی است که باعث تسریع روند آترواسکلروز در بیماران دیابتی می گردد. از آنجا که هموسیستیین خون به طور معنی داری در بیماران مبتلا به بیماری گرفتگی عروق کرونر افزایش می یابد، در این مطالعه تفاوت سطح هموسیستیین سرم در بیماران مبتلا به بیماری های عروق کرونری قلب در بیماران دیابتی و غیر دیابتی بررسی شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;یک مطالعه مورد- شاهدی انجام گردید که نحوه نمونه گیری غیراحتمالی و مبتنی بر هدف بود. 33 بیمار دیابتی با انفارکتوس قلبی حاد یا قدیمی و 34 فرد در گروه شاهد با OGTT منفی به همراه انفارکتوس قلبی حاد یا قدیمی در این مطالعه شرکت کردند. افراد دو گروه از نظر سن ، جنس ، سابقه خانوادگی آترواسکلروز، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، مصرف سیگار، تری گلیسرید و کلسترول تام، LDLو BMI با هم همسان سازی شدند. هموسیستیین ناشتای پلاسما به کمک روش ELISA و سایر متغیرها به کمک روش های آزمایشگاهی سنجیده شدند. متغیر های کمی دو گروه با تست t و متغیرهای کیفی با X2 مورد مقایسه قرار گرفته و برای تعیین ارتباط از آزمون اسپیرمن و پیرسون استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه، 33 بیمار در گروه مورد و 34 فرد در گروه شاهد حضور داشتند. میانگین سن و انحراف معیار افراد در گروه مورد 5/10 ± 5/59 سال و در گروه شاهد 5/9 ± 5/62 سال بود. تفاوت میان میانگین هموسیستیین ناشتا سرم در گروه مورد به میزان mmo/L 80/4 ± 2/16 در مقابل گروه مورد به میزان 8/4 ± 6/10 mmol/L با 05/0 &lt; P معنی دار بود. رابطه ای بین هموسیستیین سرم و قند خون ‏‎، اسید اوریک سرم و تری گلیسرید سرم بیماران وجود داشت. به ترتیب&lt;br&gt;(69/0= r، 46/0= r، 51/0= r).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; میزان هموسیستیین ناشتای پلاسما در بیماران دیابتیک مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب بالاتر از بیماران غیر دیابتیک مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب می باشد . این امر ممکن است در پاتوژنز شیوع بالای آترواسکلروز در بیماران دیابتی نقش داشته باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
						<author>حمیدرضا  ذاکری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واژینیت کاندیدایی و عوامل موثر بر آن در زنان دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان دکتر شریعتی (1384-1381)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=352&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;دیابت بیماری مزمنی است که هر ارگانی از بدن را متأثر می سازد. یکی از مشکلات این بیماری واژینیت مقاوم به درمان می باشد که با عواملی نظیر وضعیت کنترل قندخون، زمینه آلرژی و آتوپی مرتبط است. از جمله پاتوژن های شایع این عارضه کاندیدا آلبیکنس است. اکثر پزشکان به صرف وجود علایم بالینی واژینیت(بدون بررسی آزمایشگاهی) اقدام به درمان می کنند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی و مقطعی با همکاری 160 بیمار زن دیابتی (و غیرباردار) در کلینیک دیابت بیمارستان دکتر شریعتی طی سال های 1384-1381 انجام شد. برای بیماران سنجش قند خون ناشتا و 2 ساعت پس از صبحانه، هموگلوبینA1C و کشت ترشحات واژن انجام شد. آزمون آماری مورد استفاده در این طرح Fisher&#039;s Exact Test بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه، 71% بیماران واژینیت بالینی(قارچی یا باکتریال) و 5/12% کل بیماران واژینیت کاندیدایی داشتند. در بررسی میکروسکوپی واژینیت کاندیدایی، 3/1% موارد کاندیدا ( در 7/16% کل افراد مورد مطالعه) مشاهده گردید. شیوع واژینیت بالینی کاندیدا همراه با کشت مثبت کاندیدا 6/2 % بود. با احتساب 2/6% که تنها کشت مثبت کاندیدا داشتند (در افراد مبتلا به واژینیت بالینی ولی بدون علایم واژینیت کاندیدایی ) ، شیوع کلی واژینیت کاندیدایی بر اساس کشت مثبت کاندیدا در ترشحات واژن، 8/8% محاسبه شد. بین میانگین قند خون ناشتا و کشت عفونی واژن، اختلاف آماری قابل ملاحظه بود. کشت مثبت کاندیدای واژن با سن، وضعیت کنترل قند خون ، سابقه آلرژی، وضعیت بهداشت ناحیه تناسلی، شغل، تحصیلات، نوع دیابت، نحوه درمان و یا مدت ابتلا به دیابت رابطه ای نداشت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; پیشنهاد می شود درافراد دیابتی با علایم واژینیت، به ویژه واژینیت کاندیدایی(حتی با وجود شواهد میکروسکپی)، کشت ترشحات واژن انجام شود. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>باقر  لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سندرم متابولیک در بزرگسالان با وزن طبیعی: مطالعه قند و لیپید تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=353&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;شیوع عوامل خطر قلبی عروقی در نژاد قفقازی با محدوده طبیعی نمایه توده بدنی افزایش نشان می دهد و لذا مطالعه حاضر جهت تعیین شیوع و نسبت شانس سندرم متابولیک و عوامل خطر آن در افراد با وزن طبیعی طراحی شده است .&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه مقطعی و بر پایه جمعیت، 3444 شرکت کننده (1737 مرد و 1707 زن) بالای 20 سال ساکن شهر تهران با نمایه توده بدنی طبیعی (kg/m2 9/24-5/18 برای هر دو جنس) شرکت داشتند. اطلاعات دموگرافیک افراد جمع آوری گردید و فشار خون و شاخص های تن سنجی آنها مطابق پروتکل های استاندارد سنجیده و نمایه توده بدنی محاسبه شد. آنالیزهای بیوشیمیایی بر روی نمونه های خون ناشتا انجام گردید. سندرم متابولیک مطابق راهنمای پانل درمانی بزرگسالان (ATP III) به صورت وجود 3 عامل یا بیشتر از عوامل خطر متابولیک می باشد. میانگین ها و نسبت ها و نیز نسبت های شانس چند عاملی با تعدیل برای سن، فعالیت فیزیکی، استعمال سیگار و تحصیلات افراد که مبین ارتباط بین سندرم متابولیک و چارک های BMI طبیعی بودند، ارائه گردیدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; شیوع کلی سندرم متابولیک در مردان و زنان با وزن طبیعی به ترتیب 9/9% (فاصله اطمینان 95% ، 3/11-5/8) و 11% (فاصله اطمینان 95%، 4/12-5/9)، 2/0=P می باشد. میانگین نمایه توده بدنی در مردان کمتر از زنان بود (8/1±4/22 در مقابل 7/1±5/22 kg/m2 ،001/0P&lt;) و در مقابل میانگین دور کمر در مردان بالاتر از زنان دیده شد (6/6±8/79 در مقابل 7/7±3/79cm، 001/0P&lt;). فشار خون بالا، سطح تری گلیسرید بالا و حضور حداقل دو عامل خطر در گروه مردان بیشتر بود در حالی که شیوع دور کمر بالا و HDL سرمی پایین در گروه زنان بیشتر بود. افراد در بالاترین چارک BMI طبیعی نسبت شانس بالاتری برای بروز سندرم متابولیک در مقایسه با اولین چارک آن داشتند (با نسبت شانس 21/5 برای مردان و 15/2 برای زنان). احتمال ابتلا به سندرم متابولیک و هر یک از عوامل خطر آن با افزایش چارک های BMI طبیعی در هر دو جنس افزایش داشت، بجز قندخون بالا و دور کمر بالا در مردان و قند خون بالا در زنان.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; در جمعیت بزرگسال ایرانی شیوع عوامل خطر قلبی ـ عروقی حتی در محدوده وزن نرمال نیز زیاد می باشد و لذا مداخلات برای پیشگیری از دیابت و بیماری های قلبی عروقی در افراد با وزن طبیعی نیز باید مد نظر قرار گیرد. از سوی دیگر حدود BMI منطبق بر توصیه های WHO، احتمالاً برای این جمعیت غیرمناسب می باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> فرزاد حدائق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات مفید مصرف آب آلبالو بر کاهش برخی عوامل خطر ساز بیماری‌های قلبی عروقی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; خطر بیماری های قلبی عروقی در دیابت بالاست، بنابراین دستیابی به سطوح مناسب چربی های خون در این بیماران، از اهمیت خاصی برخوردار است. تغذیه و از جمله مصرف آنتوسیانین ها، نقش مهمی در کاهش خطر بیماری های قلبی و فشار خون دارد. در این مطالعه، اثر مصرف کنسانتره آب آلبالو به عنوان یک منبع غنی از آنتوسیانین ها، بر سطح چربی ها و فشار خون در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;روش ها: در این مطالعه نیمه تجربی، 16 زن دیابتی نوع 2 با قند خون ناشتای ≥ 110 mg/dl و LDL-C≥ 100 mg/dl مورد بررسی قرار گرفتند و 40 g/day کنسانتره آب آلبالو به مدت 6 هفته مصرف کردند. وزن، چربی های خون و سطح فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در شروع و پایان مطالعه اندازه گیری شد. همچنین مصرف غذای 2 روز نیز توسط بیماران به ثبت رسید. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از آزمون ویلکاکسون استفاده شد. &lt;br&gt;یافته ها: میانگین (±SD) سن، وزن، کلسترول تام، LDL-C و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در ابتدای مطالعه به ترتیب 8/8±6/53 سال، 9/14±8/72 کیلو گرم، 0/27±9/213 mg/dl، 7/14±4/118mg/dl، 7/15±1/129 mmHg و1/8±7/81 mmHg بود. در پایان مطالعه مقادیر وزن، کلسترول تام، LDL-C و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بطور معنی داری کاهش یافتند (05/0&gt;P). تغییرات مشاهده شده در سطح HDL-C و تری گلیسیرید سرم از نظر آماری معنی دار نبود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;نتایج این مطالعه نشان می دهد که مصرف آب آلبالو، به بهبود عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 کمک می کند. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author> سعید حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر مشاوره رژیم غذایی دیابتی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک تغذیه بیمارستان امام حسین(ع) شاهرود</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=355&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; بیماری دیابت از جمله بیماری های مزمنی است که به مراقبت پزشکی مداوم و آموزش خود مراقبتی نیاز دارد و تغذیه درمانی جزء جدا نشدنی از مدیریت دیابت می باشد. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر مشاوره رژیم غذایی دیابتی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک تغذیه بیمارستان امام حسین(ع) شاهرود صورت گرفته است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها: &lt;/b&gt;در پژوهش حاضر که یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده (Randomized Clinical Trial) است، تعداد 144بیمار 65 - 35 ساله مبتلا به دیابت نوع دو، مراجعه کننده به کلینیک تغذیه بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود انتخاب گردیدند و به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. سپس برای نمونه های گروه مورد، برنامه مشاوره رژیم غذایی حاوی: 60-50% کل کالری از کربوهیدرات، 20-10% پروتیین و کمتر از 30 درصد چربی، به صورت شفاهی طی یک جلسه 30 دقیقه ای انجام شد و به صورت مکتوب نیز در اختیار آنان قرار گرفت و در گروه شاهد مداخله ای صورت نگرفت. کیفیت زندگی بیماران هر دو گروه، در دو مرحله قبل از مشاوره رژیم غذایی و یک ماه پس از آن توسط پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36، سنجیده شد و در پایان میانگین نمره کیفیت زندگی و ابعاد آن در دو گروه مقایسه گردید. تجزیه و تحلیل یافته ها توسط برنامه SPSS انجام شد. از آزمون آماری t جهت آنالیز داده ها استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش 10±1/52 سال بود. قبل از مشاوره، کیفیت زندگی کل در 46% از واحدهای پژوهش در سطح ضعیف برآورد گردید و 2/54% از واحدها اظهار داشتند که وضعیت سلامت آنها نسبت به سال گذشته بدتر است. آزمون آماری تی مستقل با 05/0 P&lt; تفاوت معنی داری را از لحاظ میانگین وزن، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، قند خون ناشتا، قند خون غیر ناشتا، کلسترول و تری گلیسرید خون، پس از مشاوره رژیم غذایی در دو گروه مورد و شاهد نشان داد. همچنین با 05/0 P&lt; تفاوت معنی داری از لحاظ میانگین نمره کیفیت زندگی کل و ابعاد مختلف آن، پس از مشاوره رژیم غذایی در دو گروه مورد و شاهد مشاهده شد. آزمون آماری تی مزدوج نیز افزایش معنی داری از لحاظ میانگین نمره کیفیت زندگی کل و ابعاد مختلف آن قبل و بعد از مشاوره رژیم غذایی در گروه مورد نشان داد، ولی در گروه شاهد مشاهده نگردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه ‏گیری:&lt;/b&gt; برنامه مشاوره رژیم غذایی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران دیابت نوع دو در ابعاد مختلف آن می گردد، لذا استفاده از برنامه مشاوره رژیم غذایی جهت پیشگیری و کاهش بروز عوارض و افزایش سازگاری بیماران با بیماری دیابت توصیه می گردد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> مهری دلوریان زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کیفیت ثبت پیامدهای قلبی و مراقبت های حاد کرونری در یکی از مراکز بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی تهران (1383-1382)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=356&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; ارزیابی روند بروز پیامدهای بیماری های ایسکمیک قلب، عوامل خطرزای آنها و چگونگی برخورد نظام سلامت با افراد مبتلا به پیامدهای فوق یا در معرض خطر آنها، از مهمترین ابزارها در پایش برنامه های کنترل بیماری های ایسکمیک قلبی است. طرح حاضر با هدف ارزیابی امکان پیاده سازی سیستم ثبت وقایع کرونری، مشابه سیستم ثبت پیامدهای کرونری در پروژه MONICA بر پایه استفاده از داده های موجود در سیستم در بیمارستان امیراعلم تهران انجام شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; پرونده های 320 بیمار (شامل 80 بیمار از هر دوره 3 ماهه از ابتدای مرداد 82 تا انتهای تیر 83) که با تشخیص اولیه سندروم حاد کرونر بستری شده بودند، از نظر داده های موجود در پرونده ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها بر اساس 3 مولفه «همبستگی درونی داده ها»، «تغییر ناگهانی در نسبت داده های ناکافی در دوره های زمانی متوالی» و «نسبت کلی داده های ناکافی» ارزیابی گردیدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; داده های ثبت شده در پرونده بر اساس تعاریف طرح&lt;br&gt; MONICA، در 7/0 درصد از پیامدها برای رسیدن به تشخیص کافی نبود و در 2/11 درصد از پیامدها، تشخیص احتمالی را به دنبال داشت. میانه درصد داده های گمشده (Missing) در داروهای تجویز شده پیش از پیامد هم در پیامدهای قطعی غیرکشنده و هم در مجموع پیامدهای کشنده بیش از 10 درصد بود (معادل نمره 1 از 4). میانه درصد داده های گمشده در رابطه با الکتروکاردیوگرام، آنزیم ها و احیای قلبی در پیامدهای غیرکشنده کمتر از 5 درصد و در پیامدهای کشنده کمتر از 2 درصد (معادل نمره 3 از 4) بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; کیفیت داده های موجود در پرونده ها و چگونگی ثبت آنها در این مطالعه با بسیاری از واحدهای گزارش دهنده طرح &lt;br&gt;MONICA که عمدتاً از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بوده اند، قابل مقایسه است. بر این اساس به نظر می رسد استفاده از داده های موجود در پرونده ها برای ثبت نظام مند پیامدهای قلبی، اقدامی موثر و شدنی باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author> مازیار مرادی لاکه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه بین عوارض نوروپاتی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=357&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; یک عارضه شایع و خطرناک دیابت، نوروپاتی است که بیشترین مرگ ومیر و هزینه مراقبتی را در این گونه بیماران در پی دارد. مطالعات نشان می دهند که نوروپاتی دیابتی تأثیر منفی بسزایی روی کیفیت زندگی بیماران به جا می گذارد با این حال مطالعات چندانی درباره کیفیت زندگی بیماران مبتلا به این عارضه در ایران انجام نشده است؛ لذا این مطالعه با هدف تعیین رابطه بین عوارض نوروپاتی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی به انجام رسیده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 304 بیمار دیابتی مبتلا به عوارض نوروپاتی به روش نمونه گیری آسان مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها از طریق مصاحبه(پرسش وپاسخ )، ثبت اطلاعات از پرونده بیمار و معاینه فیزیکی جمع آوری شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای سه قسمتی شامل سوالات مربوط به مشخصات فردی و بیماری واحدهای مورد پژوهش ، جدول عوارض نوروپاتی دیابتی و سوالات مربوط به بررسی ابعاد مختلف کیفیت زندگی بود. اعتبار پرسشنامه از طریق روایی محتوا و پایایی آن به روش آزمون مجدد تعیین گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در رابطه با عارضه نوروپاتی حسی ، بیشترین درصد به علامت گزگز اندام ها (1/96%) و درد در اندامها (1/92%) مربوط بود و در رابطه با عارضه نوروپاتی اتونوم، بیشترین درصد به اختلال عملکرد جنسی (4/72%) و اختلال گوارشی (4/70%) تعلق داشت. نتایج نشان داد کلیه بیماران دیابتی با تمامی علایم و عوارض نوروپاتی، از کیفیت زندگی نسبتاً مطلوب برخوردار هستند. همچنین افزایش تعدد علایم وعوارض نوروپاتی با کاهش نمرات پرسشنامه کیفیت زندگی ارتباط آماری معناداری نشان داد(001/0 P&lt;) بدین معنی که وجود علایم نوروپاتی، سطح کیفیت زندگی بیماران را بیشتر کاهش می دهد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;با توجه به یافته های این مطالعه ، بین کیفیت زندگی و عوارض نوروپاتی ارتباط آماری معنی داری وجود دارد . لذا پیشنهاد می شود مدیران پرستاری و مربیان آموزشی، در برنامه های بازآموزی پرستاران، بیشتر به اهمیت ارتقای سطح کیفیت زندگی بیماران مبتلا به عوارض نوروپاتی دیابتی در ابعاد مختلف بپردازند.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم  پیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معرفی بیمار دیابتی با ضایعات چرکی عود کننده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=358&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هیدرآدنیت چرکی، یک بیماری عودکننده است که باعث درگیری غدد عرق پوست عمدتاً در نواحی چین دار بدن می گردد. سیر بالینی این بیماری به میزان زیادی متغیر است. در موارد خفیف، به صورت ندول های منفرد عود کننده دیده می شود ولی در موارد شدید، با التهاب مزمن و ایجاد آبسه و اسکار همراه بوده و بندرت به اسکواموس سل کارسینوما تبدیل می شود. در حالی که عوامل ژنتیکی، هورمون ها و عفونت در ایجاد بیماری نقش دارند، پاتوژنز دقیق آن هنوز مشخص نیست. علاوه بر این درمان موثر آن کاملا مشخص نشده است. درمان اصلی آن جراحی و آنتی بیوتیک های موضعی و سیستمیک است.&lt;br&gt;ما یک مرد دیابتی 63 ساله با سابقه طولانی هیدرآدنیت چرکی درمان نشده و درگیری شدید ناحیه سرین را معرفی می کنیم. جهت بررسی آن در Pubmed جستجو انجام شد که 7 مورد همراهی هیدرآدنیت چرکی و دیابت یافت شد. &lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  



</description>
						<author> محمد رضا مهاجری تهرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
