<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دیابت و متابولیسم ایران </title>
<link>http://ijdld.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دیابت و متابولیسم ایران - مقالات نشریه - سال 1391 جلد11 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/7/10</pubDate>

					<item>
						<title>کاربرد مزوپورها و نانوذرات طلای کلوئیدی در طراحی یک روش جدید سنجش ایمونواستریپ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=26&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; در این مطالعه یک روش جدید ایمونواستریپ رقابتی جهت تشخیص آلبومین سرم انسان (HSA) در نمونه ادرار با استفاده از آنتی بادی منوکلونال کونژوگه با نانوذرات طلا (mAb-AuNPs) و مواد کریستالی سیال بیوکونژوگه (MCM)-41-HSA طراحی گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; جهت تهیه ایمونواستریپ، ابتدا نانو ذرات طلا کلوئیدی با قطر متوسط 20 نانومتر ساخته و بعد از اتصال به آنتی بادی بر روی پد کونژوگه ثابت گشته و به عنوان عامل تشخیص مورد استفاده قرار گرفتند. پس از آن، HSA به نانوذرات مزوپور MCM-41 متصل و به عنوان خط تست بر روی غشای نیتروسلولزی تثبیت شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در شرایط بهینه، ایمونواستریپ می تواند HSA را در یک طیف خطی طویل (از 1 تا 200 میکروگرم بر میلی لیتر) و دقت تشخیص (ng/ml) شناسایی نماید. قابل اطمینان بودن روش آزمایش توسط انجام تست ایمونواستریپ با 30 نمونه ادراری آزمون شد و نتایج حاصل با نتایج به دست آمده از طریق ایمونوتوربیدیمتری، مقایسه گردید. ایمونواستریپ طراحی شده بسیار حساس و برای تشخیص سریع HSA در ادرار مناسب بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;این روش جدید می تواند به عنوان ایمونواستریپ رقابتی مورد استفاده قرار گرفته و برای آنتی ژن ها طراحی گردد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>کبری امیدفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیان mRNA ژن VEGF در بیماران مبتلا به گرفتگی عروق کرونر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=27&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; این مقاله برای سنجش میزان بیان mRNA ژن VEGF (vascular endothelial
growth factor) در سلول های تک هسته ای تحریک نشده در خون محیطی برای بیماران
مبتلا به CAD (coronary
artery disease) و بیماران بدون عارضه CAD است. همچنین ما پلی مورفیسم C/A را در ژن VEGF در ناحیه 2578- که می تواند در میزان
بیان mRNA این ژن موثر
باشد را بررسی کردیم.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها: &lt;/strong&gt;ما 50 بیمار که ابتلای آنها به CAD با
آنژیوگرافی به تایید رسیده است را به عنوان مورد و 50 نفر را که عدم ابتلای آنها
به CAD نیز با آنژیوگرافی مشخص شده را به عنوان شاهد در نظر
گرفتیم. بیان mRNA ژن VEGF توسط Real-time-PCR
بررسی شد و ژنوتیپ VEGF در ناحیه 2578-
نیز توسط تکنیک ARMS-PCR مطالعه گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بیان mRNA ژن VEGF به طور معنی داری در بیماران &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;CAD در مقایسه با افراد&lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt; CAD کاهش پیدا می کند(01/0=P). فراوانی آلل C و ژنوتیپ CC در ناحیه 2578- در
بیماران &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;CAD افزایش پیدا می کند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; هموزیگوت بودن برای ژنوتیپ CC به طور معمولی در افراد &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;CAD (30%) بیش از افراد &lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;CAD (18%) مشاهده شد، اما
این تفاوت معنی دار نیست (1/0=P)، و به هر حال یک تمایلی برای کاهش
بیان mRNA ژنVEGF وقتی که بیماران حامل ژنوتیپ AA در ناحیه 2578- بودند، در مقایسه با
افراد حامل AC یاCC مشاهده شد. بیان ژنVEGF در بیماران &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;CAD کاهش می یابد و پلی مورفیسم C/A در ناحیه 2578- بیانVEGF را تحت تاثیر قرار می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>امین البرزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر مهارکنندگی ترکیبات شیمیایی پیشنهادی بر فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز باکتریایی بعنوان دارویی بالقوه جهت درمان و کنترل دیابت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=28&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  false
  false
  false &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; یکی از مسائل مهم در فرآیند درمان و کنترل دیابت
کاهش هایپرگلایسمی بعد از مصرف مواد قندی می باشد که از طریق مهار آنزیم هایی
مانند آلفا آمیلاز امکان پذیر است. با توجه به نقش احتمالی
باکتری های فلور نرمال در متابولیسم بدن انسان، آنزیم آلفا آمیلاز باکتریایی نیز
می تواند از این منظر مورد توجه باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; در این تحقیق با استفاده از برنامه های Clustal W2 و Blast میزان تشابه و همانندی بین
توالی های آمینو اسیدی آلفا آمیلازهای 8 باکتری فلور نرمال حفره دهان بررسی شد. سپس
با استفاده از برنامه vina Autodock محل
جای گیری 5 ترکیب پیشنهادی به عنوان مهارکننده شامل &lt;a name=&quot;OLE_LINK62&quot;&gt;آکاربوز&lt;/a&gt;، &lt;a name=&quot;OLE_LINK42&quot;&gt;کنگو
رد&lt;/a&gt;،&lt;a name=&quot;OLE_LINK65&quot;&gt; بی کوکولین&lt;/a&gt;، &lt;a name=&quot;OLE_LINK43&quot;&gt;هسپریدین متیل چالکون &lt;/a&gt;و &lt;a name=&quot;OLE_LINK68&quot;&gt;جیبرلیک
اسید&lt;/a&gt; در ساختار آلفا آمیلازBacillus amyloliquefaciens&lt;em&gt; &lt;/em&gt;به عنوان مدل آنزیم باکتریایی مورد بررسی قرار گرفت. در بخش آزمایشگاهی اثر
ترکیبات مذکور بر فعالیت آلفا آمیلاز باکتریایی با روش برنفلد سنجیده شد.&lt;a name=&quot;OLE_LINK3&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;در بررسی تطابق توالی های آمینواسیدی آلفا آمیلازهای باکتری های فلور نرمال با آنزیم Bacillus amyloliquefaciens تشابه ای با میانگین 64% و همانندی با میانگین 46% مشاهده شد. همچنین نتایج حاصل از
مقایسه محل اتصال یون های فلزی و رزیدوهای کاتالیتیک جایگاه فعال نشان دهنده تشابه
فراوان ساختار آلفا آمیلازهای باکتریایی است. نتایج حاصل از جای گیری ترکیبات
پیشنهادی به عنوان مهارکننده در ساختار آنزیم باکتریایی تمایل به برهم کنش میان آنها با
آنزیم باکتریایی را نشان می دهد. در بخش سنجش های آزمایشگاهی نیز ترکیبات مذکور تا
غلظت 20 میکرو مولار اثری کاهشی بر
فعالیت آنزیم داشتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در بخش تجزیه و تحلیل آماری تطابق توالی ها تشابه معنی داری بین ترادف توالی ها وجود دارد که نشان دهنده تشابه فراوان بین
ساختار آلفا آمیلازهای باکتریای است. در بخش آزمایشگاهی با توجه به غلظت پایین
ترکیبات مورد سنجش احتمال دارد این مواد در غلظت های بالاتر اثر مهاری مطلوب تری
داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>آزاده ابراهیم حبیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی حیطه‌های مشکل‌ساز ناشی از دیابت در سالمندان دیابتی ساکن سرای سالمندان کهریزک تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=29&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  false
  false
  false
  
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; با توجه به افزایش میزان دیابت و رشد سالمندی در کشور،
بررسی کلیه ابعاد مرتبط با دیابت برای برنامه ریزی این گروه لازم می باشد. این
مطالعه به بررسی حیطه های مشکل ساز ناشی از دیابت در سالمندان دیابتی شهر تهران
پرداخته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه توصیفی تحلیلی بوده و به کمک مصاحبه حضوری و
تکمیل پرسشنامه های دموگرافیک و PAID که سه حیطه دارد، توسط 93 سالمند دیابتی ساکن سرای
سالمندان کهریزک تهران انجام یافته است. یافته ها با کمک نرم افزار SPSS ویرایش 16 آنالیز
گردید (05/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته ها نشانگر رابطه معنی دار بین حیطه های مشکل ساز
دیابت و جنس (011/0=P)، وضعیت اشتغال
(001/0=P)، نوع درمان
(001/0=P) و اختلالات
خواب (001/0=P) می باشد. نمرات
افراد در هر سه حیطه در کسانی که انسولین استفاده می کردند، بهتر بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بهتر است جهت کاهش مشکلات و عوارض ناشی از دیابت کلیه
ابعاد جسمی، روانی و ... این بیماران در نظر گرفته شده و در برنامه ریزی های کوتاه
مدت و بلند مدت مد نظر قرار گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید مسعود ارزاقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ مارکرهای التهابی و مقاومت انسولین به یک جلسه فعالیت مقاومتی دایره‌ای در مردان سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=30&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; غلظت های سیستمیک CRP و IL-6 به عنوان فاکتورهایی شناخته شده اند که می توانند در شناسایی بیماری های قلبی-عروقی و متابولیکی مورد توجه قرار گیرند و فعالیت بدنی موجب تغییر در سطح پلاسمایی آنها می گردد. در همین راستا هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر فعالیت مقاومتی دایره ای بر مارکرهای التهابی و مقاومت به انسولین بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; جهت انجام مطالعه تعداد 10 مرد جوان سالم (انحراف معیار&amp;plusmn; میانگین؛ سن 8/1&amp;plusmn;9/22 سال؛ قد 4/8&amp;plusmn;8/179 سانتی متر و وزن 7/5&amp;plusmn;6/68 کیلوگرم) به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنی ها پس آشناسازی و تعیین&lt;br&gt;
1-RM در یک جلسه فعالیت و یک جلسه کنترل شرکت نمودند. در جلسه فعالیت افراد با شدت 55% 1-RM و 3 ست با 15 تکرار و 2 دقیقه استراحت بین هر چرخه را اجرا نموده، قبل از فعالیت و سریعاً پس از فعالیت یک نمونه خونی گرفته شد و برای اندازه گیری گلوکز، انسولین، IL-6، IL-10 و hs-CRP مورد استفاده قرار گرفت. مقاومت به انسولین (IR) با استفاده از غلظت گلوکز و انسولین محاسبه گردید. از آزمون تی وابسته برای مقایسه میانگین دو جلسه استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج افزایش معنادار IL-6، IL-10 و IR را بلافاصله پس از فعالیت نشان داد (05/0&gt;P) و hs-CRP پس از فعالیت افزایش معنی داری نداشت (05/0&lt;p).&lt;strong&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; افزایش سایتوکاین های ضد التهابی IL-6 و IL-10 و مقاومت به انسولین بلافاصله پس از فعالیت مقاومتی دایره ای به نظر می رسد که بعد از فعالیت و در دوره های ریکاوری موجب تحریک و بکارگیری منابع سوخت چربی و گلیکوژن کبد گردد، و احتمال می رود تمرین مقاومتی موجب فعال سازی سازوکارهای کاهنده واکنش های التهابی بدن می باشد.&lt;/p).&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style type=&quot;text/css&quot;&gt;/* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>وریا طهماسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز گلبول قرمز در بیماران دیابتی نوع 2 در مقایسه با افراد سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=31&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  false
  false
  false &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بیماری دیابت با افزایش تولید رادیکال های
آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو همراه است. این مطالعه با هدف مقایسه میانگین
فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز،
گلوتاتیون ردوکتاز و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در
مقایسه با گروه کنترل انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 180 نفر
(95 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 و 85 فرد سالم) انجام شد. متغیرهای سن، جنس، نمایه
توده بدنی، فعالیت آنزیم های گلوتاتیون ردوکتاز(GR)، گلوتاتیون پراکسیداز (GSH-Px)، سوپراکسید دیسموتاز
(SOD) و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی
(TAC) اندازه گیری شد.
نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS
ویرایش 16 و آزمون آماری T-test
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در بیماران دیابتی نوع 2، میانگین فعالیت
آنزیم های SOD (U/gr Hb
99/354±93/1111) پایین تر از افراد سالم &lt;br&gt; (U/gr Hb 21/381±53/1158) بود. اما
اختلاف آماری معنی داری نداشت. فعالیت آنزیم GSH-Px
در بیماران دیابتی &lt;br&gt; (U/gr Hb 29/36±33/62) از میانگین
فعالیت آن در گروه کنترل (U/gr Hb
2/11±62/24) بالاتر بود. همچنین آنزیم GR در بیماران دیابتی (U/gr Hb
51/5±17/7) فعالیت بالاتری در مقایسه با گروه
کنترل (U/gr Hb 95/2±16/3) داشت.
اختلاف آماری در مورد فعالیت آنزیم های  GSH-Pxو GR
معنی دار بود (05/0P&lt;). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; افزایش تولید رادیکال های آزاد و تغییر
فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی نقش مهمی در بروز عوارض دیابت و تشدید مقاومت به
انسولین در این بیماران دارد. با شناخت بیشتر از تغییر فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی
و عوامل اکسیدانی در این بیماران در مراحل مختلف بیماری و عوامل مؤثر بر آنها می توان
به اثربخش بودن مداخلات دارویی و تغذیه ای در جهت کاهش استرس اکسیداتیو در بیماران
دیابتی نوع 2 امیدوارتر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>احسانه طاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزشیابی برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی توانمندسازی بر ارتقاء خودکارآمدی و ارتباط آن با کنترل دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=32&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  false
  false
  false &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; توانمندسازی
بیمار به عنوان یک برنامه موثر در راستای تغییر رفتار در مراقبت دیابت به شمار می آید.
این مطالعه به بررسی ارزشیابی الگوی توانمندسازی بر ارتقای خودکارآمدی و ارتباط آن
با کنترل دیابت در بیماران دیابتی نوع 2 شهر اصفهان می پردازد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها: &lt;/strong&gt;این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی شاهددار
بود که 140 بیمار در دو گروه مداخله و مقایسه پس از انجام پیش آزمون با انجام تخصیص
تصادفی وارد شدند. در مرحله پیش آزمون، کلیه اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با سلامت و
بیماری از بیماران اخذ گردید. سپس افراد گروه مداخله، در 5 گروه 14 نفری تقسیم شده
و در برنامه توانمندسازی با استفاده از استراتژی حل مساله گروهی و حمایت همسالان که
براساس سازه های مدل طراحی شده بود شرکت نمودند. افراد گروه مقایسه آموزش رایج مرکز
را طبق روال قبل ادامه دادند و به صورت جداگانه بدون تماس باگروه مداخله به تکمیل پرسشنامه ها
اقدام نمودند. اهداف توانمندسازی در این مطالعه با مفهوم خودکارآمدی و کنترل دیابت با
شاخص HbA1&lt;sub&gt;C&lt;/sub&gt; مورد بررسی
قرار گرفت. در پیگیری بلافاصله و سه ماه بعد ابزارخودکارآمدی دیابت بررسی گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 5/11 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0 &lt;p). 0-=&quot;r).&lt;br&quot; 4t=&quot;)&quot; 3t=&quot;)&quot; 1f=&quot;).&quot; 0p=&quot;و&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج مطالعه موید این مطلب است که آموزش مبتنی بر الگوی
توانمندسازی در گروه مداخله با استراتژی های حل مسئله گروهی و گروه همسالان دارای
اثربخشی در مقایسه با آموزش های رایج دیابت در متغیر خودکارآمدی و کنترل دیابت می باشد.&lt;/p).&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آذر طل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین پایایی و روایی پرسشنامه کلینیکی خلاصه شده کیفیت زندگی بیماران دیابتی (DQOL) به زبان فارسی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=33&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; مقوله کیفیت زندگی در سال های اخیر در بیماران مختلف مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است به طوری که توجه به ارزیابی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری های مزمن، روند افزایشی یافته است. کاهش کیفیت زندگی در بیماران دیابتی منتج به کم کردن مراقبت، کنترل نامناسب قند خون و افزایش خطر عوارض بیماری می گردد. هدف از این مطالعه تعیین اعتبار و پایایی فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران دیابتی (DQOL-BCI) به زبان فارسی بوده است. این پرسشنامه باعث سرعت بیشتر در ارزیابی کیفیت زندگی بیماران دیابتی می شود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; ابتدا فرم خلاصه شده پرسشنامه DQOL، به فارسی ترجمه گردید و سپس متن ترجمه شده فارسی، مجدداً به انگلیسی برگردانده و بین 50 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 که به کلینیک پزشک خانواده بهداشت و درمان صنعت نفت فارس مراجعه نموده و تمایل به تکمیل فرم داشتند، توزیع گردید. روایی محتوایی و روایی ثبات درونی پرسشنامه سنجیده و ضریب آلفای کرونباخ به منظور تعیین پایایی ثبات درونی، و از روش آزمون- پس آزمون جهت تعیین ثبات نتایج آزمون، استفاده شد. جهت بررسی روایی ثبات درونی پرسشنامه، از ضریب همبستگی اسپیرمن بین هر سوال با نمره کل، استفاده گردید. به منظور بررسی فرض نرمال بودن متغیرهای کمی نیز از آزمون کولموگروف - اسمیرنوف تک متغیره (One-Sample Kolmogorov-Smirnov Test) استفاده گردید. سطح معنی داری 05/0 جهت تفسیر آزمون ها در نظر گرفته شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; به منظور تعیین پایایی ثبات نتایج از آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید، که همبستگی بین نتایج آزمون- پس آزمون برابر 72/0r= و 001/0 P= به دست آمد. همچنین همبستگی درون خوشه ایی (ICC ) برابر 77/0 برآورد گردید. از ضریب آلفای کرونباخ به منظور تعیین پایایی ثبات درونی استفاده شد، که این ضریب برای کل سوال ها 77/0 بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; پرسشنامه خلاصه شده بیماران دیابتی که به فارسی ترجمه شده، به منظور اندازه گیری کیفیت زندگی بیماران دیابتی از پایایی و روایی لازم برخوردار است.                                                                   

</description>
						<author>علی اصغر نصیحت کن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر هیپوکسی تناوبی بر میزان لپتین پلاسما در دیابتی‌های چاق</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=34&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; هیپوکسی می تواند سازگاری های هماتولوژیکی سودمندی درپی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هیپوکسی تناوبی بر غلظت انسولین و شاخص های هماتولوژیک در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; بدین منظور از بین افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 در مرکز دیابت کرمانشاه، 40 نفر داوطلب به صورت تصادفی انتخاب و نهایتاً 10 نفر از واجدین شرایط (زنان یائسه و مردان چاق، با نمایه توده بدنی بیش از 30) به عنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها دارای میانگین شاخص توده بدنی 32 و دامنه سنی 50 تا 70 سال بودند. هیپوکسی تناوبی به مدت 14 روز، هر روز یک ساعت (5 دقیقه هیپوکسی و 5 دقیقه هوای اتاق در حالت نشسته) اجرا شد. شدت هیپوکسی در 5 روز اول و دوم معادل 12 و 11 درصد و در 4 روز سوم معادل 10 درصد اکسیژن در هوای دمی بود. در ابتدا و انتهای دوره هیپوکسی نمونه های خونی جمع آوری و میزان لپتین و انسولین پلاسما اندازه گیری شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته ها بیانگر افزایش معنادار لپتین پلاسما در روز 7 و 15 نسبت به پیش آزمون بود (05/0&gt;P). میزان انسولین پلاسما در هیچ یک از مقادیر اندازه گیری شده با وجود افزایش نسبت به پیش آزمون معنادار نبود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های پژوهش حاضر بیانگر اثر مثبت هیپوکسی تناوبی در افزایش سطوح لپتین پلاسما در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt; &lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>وحید تأدیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی PTH نوترکیب داخلی با مشابه تجاری (Forteo) در بهبود تراکم استخوان در بیماران مبتلا به پوکی استخوان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijdld/browse.php?a_id=35&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  false
  false
  false &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; هورمون پاراتیروئید انسانی از جمله
داروهای نوینی است که در درمان استئوپروز مورد استفاده قرار می گیرد ولی دارویی
گران محسوب می شود، از این رو تلاش هایی برای ساخت آن در کشور انجام شده است. هدف
از مطالعه حاضر بررسی اثرات درمانی فرم نوترکیب PTH ساخت داخل کشور در مقایسه
با نوع تجاری آن بوده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش ها:&lt;/strong&gt; این
مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور در مبتلایان به استئوپروز شدید می باشد
که به صورت دو گروه موازی هم انجام شد (Randomized
Double-blind Parallel Design Clinical Trial). این کارآزمایی از نوع مطالعات Equivalence
oninferiority می باشد. معیارهای ورود بیماران دارای شرایط درمان شامل زنان یائسه 75-45 ساله مبتلا به
استئوپروز بوده که استئوپروز و شدت آن در سنجش تراکم استخوان به روش DEXA و نیز شرح حال ثابت شده باشد.
بیمارانی که در طی 12 ماه قبل از شروع مطالعه حداقل به مدت 4 هفته سابقه مصرف
داروهای مهارکننده بازجذب استخوان داشته و یا در حال حاضر داروهایی مصرف می کردند
که با متابولیسم استخوان تداخل دارد از مطالعه خارج شدند. بیماران در هر دو گروه
روزانه تک دوز PTH نوترکیب (34-1) داخلی یا تجاری را
به صورت زیر جلدی به مدت 6 ماه دریافت کردند. بررسی مقایسه تاثیر دو دارو از
اندازه گیری بیومارکرهای جذب و تشکیل استخوان (CTX,NTX,P1NP,C1CP,BSAP,OC) در شروع مطالعه و ماه های 1، 3 و 6 استفاده
شد و علاوه بر آن از اطلاعات مربوط به سنجش تراکم استخوان در مقاطع زمانی قبل
از درمان و شش ماه پس از درمان در یک مرکز مشخص و ثابت و با یک دستگاه و تکنیک
مشابه به روش DEXA جمع آوری
شده و T-Score های مربوط
به مهره های کمری، گردن فمور و توتال هیپ به عنوان نقاط هدف درمان و مقایسه در نظر
گرفته شدند. برای هر فرد نیز پرسشنامه ای شامل اطلاعات دموگرافیک و عوامل خطر کاهش
تراکم استخوان تکمیل گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مجموع 46 بیمار، 24 نفر در گروه A و 22 نفر در
گروه B
وارد مطالعه شدند. در هر دو گروه مطالعه بیومارکرهای استخوانی شروع به تغییر
نمودند با این حال تفاوتی در بین دو گروه مشاهده نشد. از نظر عوارض جانبی نیز
تفاوتی بین دو گروه وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به نظر می رسد که PTH ساخت داخل
کشور می تواند به صورت موثر و مطمئنی به جای نوع خارجی آن مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-ansi-language:#0400
	mso-fareast-language:#0400
	mso-bidi-language:#0400}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معصومه نورانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
