11 نتیجه برای فلاح
حسن فلاححسینی، باقر لاریجانی، حسین فخرزاده، بیتا رجبیپور، شاهین آخوندزاده، طیبه تولیت، رامین حشمت،
دوره 3، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: اختلالات متابولیسمی و کاهش قدرت آنتیاکسیدانی خون در بیماران دیابتی مبتلا به چربی خون بالا منجر به افزایش تولید و کاهش دفع رادیکالهای آزاد اکسیژن و از عوامل مؤثر در تشدید بسیاری از بیماریهای ثانویه میباشد. تأثیر مثبت آنتیاکسیدانها در بهبود اختلالات متابولیسمی فوق در مطالعات متعددی گزارش شده است. در این کارآزمایی بالینی تأثیر عصاره بذر گیاه دارویی ماریتیغال یا سیلیبوم ماریانوم (Silybum marianum) با خواص آنتیاکسیدانی که به سیلیمارین معروف است روی چربی خون در بیماران دیابتی مبتلا به چربی خون بالا بررسی شد. روشها: تعداد 54 بیمار دیابتی مراجعهکننده به بیمارستان شریعتی دارای کلسترول خون بین 200 الی 300 میلیگرم در دسیلیتر و قند خون 150 الی 200 میلیگرم در دسیلیتر انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه درمان با سیلیمارین(29 نفر) و دارونما(25 نفر) تقسیم شدند. بیماران هر دو گروه قبل از ورود به مطالعه و سپس بعد از 4 ماه از نظر میزان کلسترول، LDL، HDL, تریگلیسرید, قند, SGOT و SGPT خون در حالت ناشتا بررسی شدند. به بیماران گروه سیلیمارین بعد از ورود به مطالعه روزانه 3 عدد قرص 200 میلیگرمی سیلیمارین و به گروه دارونما روزی 3 عدد قرص دارونما تجویز شد.
یافتهها: نتایج طرح حاکی از آن بود که در گروه سیلیمارین میزان کلسترول, LDL , تریگلیسرید, SGOT ، SGPT و قند خون ناشتا بعد از چهار ماه در مقایسه با زمان ورود به مطالعه بطور معنیدار کاهش یافت. این تغییرات در گروه دارونما مشاهده نشد ولی میزان قند خون بطور معنیداری افزایش یافت.
نتیجهگیری: تجویز داروی گیاهی سیلیمارین به بیماران دیابتی نوع دوم مبتلا به چربی خون بالا موجب کاهش میزان کلسترول, LDL, تریگلیسرید, SGOT و SGPT و همچنین قند خون ناشتا میشود.
احیاء گرشاسبی، سید محسن خوش نیت نیکو، مریم عباسیان، بیتا رجبیپور، نادر فلاح،
دوره 4، شماره 1 - ( 4-1383 )
چکیده
در حال حاضر معیارهای مختلفی برای تشخیص دیابت بارداری به کار می رود ACOG معیارهای NDDG وADA معیارهای کارپنتر کوستان را قبول کرده اند. گرچه هر دو این معیارها، بر اساس مطالعات اوسالیوان و ماهان به دست آمده است، ولی تعداد بیماران تشخیص داده شده بر اساس هر معیار متفاوت است. هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع دیابت بارداری براساس معیارهای کارپنتر کوستان و NDDG میباشد.
روشها: درطی یک غربالگری، 1200 زن باردار مراجعه کننده به درمانگاه بارداری انتخاب شدند. بیمارانی که دیابت آشکار داشتند، وارد مطالعه نشدند. برای تمام بیماران طبق الگوریتم غربالگری آزمون GCT و در صورت نتیجه بیشتر یا مساوی از130، تست GTT انجام شد. نتایج آزمون GTT براساس دو معیار اندازهگیری NDDG و کارپنتر کوستان بررسی و با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: در این غربالگری 377 نفر، GCT مثبت شدند که از این میان، براساس معیارهای کارپنتر کوستان، 83 نفر (9/6 درصد) و براساس معیارهای NDDG، 44 نفر (6/3درصد) مبتلا به دیابت بارداری بودند. در این مطالعه در صورتی که آستانه قند پلاسما در آزمون GCT، mg/dl140 در نظر گرفته می شد، بر اساس معیارهای کارپنتر کوستان، 16 نفر (1/18 درصد) و براساس معیارهای NDDG، 4 نفر (9 درصد) از بیماران را از دست می دادیم.
نتیجهگیری: با توجه به تفاوت معنیداری که در مقایسه دو روش NDDG و کارپنتر کوستان درتشخیص دیابت بارداری وجود دارد،تعیین ارزش هر کدام از روشها در بهبود پیش آگهی و پیامد ضروری است. از طرفی به نظر ما آستانه mg/dl 130 که توسط محققین قبلی پیشنهاد شده، دارای دقت و صحت بیشترمی باشد.
محمد علی برومند، نگار مقصودی، سید حسام الدین عباسی، شاپور شیرانی، سعیده فرقانی، عباسعلی کریمی، سعید داودی، نادر فلاح،
دوره 5، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
در بسیاری از مطالعات، نقش لیپوپروتیین (a) بعنوان یک عامل خطر مستقل جهت ابتلا به آترواسکلروز به اثبات رسیده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه بین سطح سرمی لیپوپروتئین (a) و تنگی شریان کاروتید در یک جمعیت نمونه ایرانی می باشد.
روشها: طی یک مطالعه مقطعی و در فاصله خرداد 1383 لغایت دی ماه 1383، تعداد 1189 بیمار که کاندید انجام عمل قلب باز در بخش جراحی مرکز قلب تهران بودند در این مطالعه وارد گردیدند. سونوگرافی داپلر کاروتید برای تمام این بیماران به صورت معمول و جهت غربالگری انجام گردید. سطح سرمی لیپوپروتئین (a)، پروفایل چربیها (شامل کلسترول تام، HDL و تریگلیسرید) و قند خون افراد بصورت ناشتا اندازهگیری شد. اطلاعات بیماران در برنامه نرم افزاری SPSS و با استفاده از آزمونهای t-test، chi-square و رگرسیون لوجیستیک آنالیز شد و ارتباط بین متغیرهای مختلف و تنگی شریان کاروتید مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از بین افراد مورد مطالعه، 837 نفر مذکر (5/70%) و 352 نفر مونث (5/29%) بودند که محدوده سنی آنها بین 35 تا حداکثر 88 سال متغیر بوده و میانگین سنی آنها 3/9 ± 60 تعیین گردید. در بررسی صورت گرفته، ارتباط معنی داری به لحاظ آماری بین سطح (a)Lp و تنگی شریان کاروتید یافت نگردید (2/0P>). بهعلاوه رابطه سطح (a)Lp و تنگی شریان کاروتید در دو گروه سنی کمتر و بیشتر از 55 سال نیز مورد آنالیز قرار گرفت که ارتباط معنی داری مشاهده نشد (2/0P>)، همچنین این ارتباط در مورد دو جنس مذکر و مونث نیز مورد بررسی قرار گرفت که فاقد ارتباط معنی دار بود(15/0=P). ارتباط بین سطح بالای Lp(a) و هیپواکو بودن پلاک که به معنی شکنندگی و مستعد بودن جهت تغییر ناگهانی و CVA است، مورد بررسی آماری قرار گرفت که ارتباط معنیداری بدست آمد. (001/0=P).
نتیجهگیری: در مطالعه ما بین سطح سرمی لیپوپروتیین (a) و تنگی شریان کاروتید ارتباطی مشاهده نشد اما سطح بالای Lp(a) با مستعد بودن پلاک به تغییر ناگهانی و ایجاد CVA ارتباط معنی داری را نشان داد. ازاینرو میتوان Lp(a) را به عنوان یک عامل خطر در مستعد بودن پلاک به تغییر ناگهانی و بوجود آمدن CVA پیشنهاد نمود.
فرنوش فلاح، رضا مهدوی، احمد پورعباس،
دوره 8، شماره 1 - ( 9-1387 )
چکیده
مقدمه : با توجه به اهمیت هیپرلیپیدمی به عنوان یکی از مهمترین عوامل خطرساز بیماریهای قلبی و عملکرد اساسی کارنیتین در متابولیسم
لیپیدها ، در مطالعه حاضر سطوح سرمی کارنیتین آزاد و لیپیدها
و متوسط دریافت روزانه کارنیتین ، پروتیئن حیوانی و ریزمغذیهای مؤثر در بیوسنتز آن ، در 31 مرد هیپرکلسترولمیک در مقایسه با 31 مرد سالم (نورمولیپیدمیک) بررسی گردید.
روشها: اندازهگیری سطح کارنیتین آزاد سرم با استفاده از کیت آنزیماتیک شرکت Roche و اسپکتروفتومتر uv و بررسی دریافت مواد غذایی به روش یاد آمد 24 ساعت و یادداشت غذایی انجام پذیرفت .
یافته ها: میانگین کارنیتین آزاد سرم در گروه هیپرکلسترولمیک به طور معنی داری بالاتر از میانگین این متغیر در گروه نورمولیپیدمیک بود ، [ به ترتیب98/4 ± 94 / 83 در مقابل 67/3 ± 30/44 میکرو مول در لیتر ( 001/0P < )]. در خصوص میانگین دریافت روزانه کارنیتین و مواد مغذی موثر در بیوسنتز آن در دو گروه مورد مطالعه تفاوت معنیداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بالاتر بودن سطح سرمی کارنیتین آزاد در گروه هیپرکلسترولمیک را نمی توان ناشی از تفاوت در دریافت روزانه کارنیتین و یا پیشسازهای آن دانست . افزایش سطح سرمی این متغیر را میتوان به واکنش تطابقی بدن به صورت افزایش احتمالی در بیوسنتز ، افزایش آزادسازی از ذخائر بافتی و یا کاهش احتمالی در دفع ادراری کارنیتین در پاسخ به افزایش لیپیدهای سرم نسبت داد . انجام مطالعات بعدی جهت تعیین سازوکار افزایش سطح سرمی کارنیتین آزاد در بیماران هیپرکلسترولمیک مفید به نظر می رسد.
اکبر حاجیزاده مقدم، ضیاء فلاح محمدی، پیروز شیخ، سعید میرزایی،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر شش هفته تمرین
اختیاری چرخ دوار و مصرف عصاره گیاه آلیوم پارادوکسوم بر سطوح عامل نوروتروفیک
مشتق از مغز (BDNF)Brain Derived Neurotrophic Factor در هیپوکامپ موش های دیابتی القاء
شده با آلوکسان بود.
روشها: 42 سر موش نر هشت هفتهای با میانگین وزن
5 ± 235 گرم از انستیتو پاستور شمال ایران
تهیه شدند و به طور تصادفی به شش گروه (کنترل، تمرین، دیابت - تمرین، دیابت بدون تمرین، دیابت - آلیوم، دیابت - آلیوم - تمرین) تقسیم
شدند. دیابتی
کردن موشها طی یک بار تزریق آلوکسان مونوهیدرات (120 میلیگرم به ازای هر کیلو وزن
بدن) محلول در بافر سالین به صورت درون صفاقی انجام شد. مدت مطالعه شش هفته و برای
گروههای تمرینی، ورزش از نوع اختیاری روی چرخ دوار بود. پس از پایان دوره ورزش، بعد
از بیهوشی با مخلوط کتامین (mg/kg50-30) و زایلازین (mg/kg5-3)، سر حیوانات
با قیچی جراحی قطع، مغز خارج شده و هیپوکامپ روی یخ جدا گردید. هیپوکامپ در بافر تهیه شده هموژن و پس از سانتریفوژ، سوپرناتانت به دست آمده جهت اندازهگیری BDNF استفاده
گردید. سطح BDNFهیپوکامپ
با استفاده از کیت EIA و به روش آنزیم لینک ایمنواسی (ELISA) اندازهگیری
شد. دادهها به روش تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD بررسی
شدند.
یافتهها: دیابت
القایی با آلوکسان تغییر معناداری در سطح BDNF هیپوکامپ ایجاد نکرد (05/0P<). نتایج نشان داد که بین سطوح BDNF
هیپوکامپ گروه کنترل با گروه دیابت-آلیوم (001/0=P) و گروه دیابت-آلیوم-تمرین (001/0=P) تفاوت معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: نتایج
این تحقیق نشان میدهد که دیابت
ناشی از تزریق آلوکسان مونوهیدرات تغییر معناداری در BDNF ایجاد نکرد. انجام فعالیت اختیاری چرخ دوار و مصرف آلیوم پارادوکسوم میتواند
موجب افزایش BDNF گردد. این افزایش میتواند در مقابله با اثرات زیانبار دیابت و استرس
اکسایشی همراه با آن مفید باشد.
بیتا فام، مریم زرکش، محمد صادق فلاح، نیما حسین زاده، کامران گیتی، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: امروزه چاقی بهعنوان یکی از مهمترین عوامل خطر زای بیماریهای قلبی و عروقی مطرح میباشد و عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش مهمی بازی میکنند. هدف از مطالعه حاضر تخمین میزان توارث پذیری نمایههای تن سنجی در خانوادههای مورد مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) است.
روشها: در مطالعه مقطعی حاضر، 529 خانواده دو نسلی از فاز سه TLGS انتخاب شدند، بهنحوی که حداقل دو فرد از اعضای خانواده مبتلا به اضافه وزن یا چاقی باشند. نمایههای تن سنجی، انرژی مصرفی در حالت استراحت (REE) و شاخص اندازه بدن (BS) تعیین گردید. میزان توارث پذیری (h2) متغیرها با استفاده از نرم افزار SOLAR تخمین زده شد.
یافتهها: مجموع افراد شرکت کننده 2460 نفر (493 پدر، 573 مادر، 720 پسر و 674 دختر) و متوسط سنی والدین و فرزندان بهترتیب 2/10±7/45و 7/9±4/18 سال بود. میزان توارث پذیری نمایههای تن سنجی در خانوادههای تهرانی پس از تعدیل سن و جنس، بین21/0 با خطای استاندارد 035/0 (دور باسن) تا 51/0 با خطای استاندارد 037/0 (اندازه بدن) متغیر بود. بنابر انتظار، اندازه بدن بهعنوان یک صفت اسکلتی، بالاترین میزان توارث پذیری را داشت. با در نظر گرفتن اندازه بدن بهعنوان یک عامل مداخلهگر، توارث پذیری REE از 26/0 به 47/0 افزایش یافت. بنابراین شاخص اندازه بدن میتواند نقش مهمی در تعیین میزان توارث پذیری این متغیرداشته باشد.
نتیجهگیری: عوامل ژنتیکی نقشی تعیین کننده در فنوتیپ چاقی خانوادههای تهرانی بر عهده دارند
زهره قلی زاده سیاهمزگی، شیوا ایرانی، علی غیاث الدین، پرویز فلاح، وحید حق پناه،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
هدف: زانتوهمول یکی از اصلیترین مواد مؤثرهی گل مادهی گیاه رازک است که تحقیقات زیادی اثرات ضد سرطانی آن را نشان میدهد. مسیر MAPK/ERK یکی از آبشارهای کلیدی در تنظیم بیان ژن، رشد و بقای سلول است. سیگنالینگ غیرطبیعی مسیر MAPK منجر به تکثیر کنترل نشده در سرطان تیروئید میشود. هدف از این مطالعه، بررسی بیوانفورماتیکی پروتئینهای اصلی این مسیر و معرفی آنها بهعنوان پروتئین هدف زانتوهمول است. همچنین بهدلیل اهمیت پروتئینهای EGFR، Grb2، SOS بر مسیر MAPK/ERK، این پروتئینها نیز مورد مطالعه قرار گرفتند.
روشها: ابتدا خواص فیزیکی-شیمیایی، فارماکوکینتیک-فارماکودینامیک زانتوهمول با استفاده از نرمافزار SwissADME پیشبینی شد. سپس ساختار سه بعدی زانتوهمول و پروتئینهای هدف (EGFR، Grb2، SOS ، RAS ، RAF، MEK1، MEK2 ، ERK1، ERK2) بهترتیب از پایگاه PubChem و پایگاه دادههای پروتئین دریافت شد و در بررسی داکینگ مولکولی با استفاده از نرمافزارAutodock4.1 مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که زانتوهمول دارای خاصیت فیزیکی-شیمیایی مناسب است و توسط سازوکار پمپP-گلیکوپروتئین، مقاومت دارویی ایجاد نمیکند. نتایج بهدست آمده از داکینگ مولکولی نشان میدهد که زانتوهمول نسبت به همهی پروتئینهای بررسی شده در مسیر MAPK/ERK پتانسیل مهاری دارد و قویترین برهمکنش آن با پروتئین MEK2 با انرژی اتصال kcal.mol-104/7- است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده، پیشبینی شد که زانتوهمول دارای پتانسیل مهار پروتئینهای مسیر MAPK/ERK است و فاقد سمیت است بنابراین میتواند بهعنوان یک نامزد مهار مسیر MAPK/ERK در سلولهای سرطانی تیروئید معرفی شود.
منیژه نامجو، پروانه نظرعلی، رحمان سوری، اعظم رمضان خانی، فاطمه فلاح،
دوره 22، شماره 4 - ( 8-1401 )
چکیده
مقدمه: آدرنومدولین(ADM)یک پپتید چند عملکردی است که در طیف گستردهای از فرآیندهای فیزیولوژیکی و عملکرد قلبی-عروقی نقش دارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسهی تأثیر فعالیت جسمانی ((PA بر سطوح ADM، نیتریکاکساید (NO) و میزان مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در افراد ورزشکار و غیر ورزشکار بود.
روشها: 12 ورزشکار و11 غیر ورزشکار دراین مطالعهی نیمهتجربی شرکت کردند. شرکتکنندگان پژوهش با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. تمرین تردمیل بیشینه (برنامهی بروس) در هر دو گروه انجام شد. نمونههای خونی قبل و پس از انجام جلسه تمرین جهت بررسی متغیرها جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس یکطرفه، تی زوجی، تی مستقل و همبستگی پیرسون و در سطح معنیداری 05/0P< تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که پس ازیک وهله فعالیت ورزشی زیربیشینه، شاخص HOMA-IR در گروه غیر ورزشکار کاهش (034/0 P=) و مقادیر NO هر دو گروه ورزشکار و غیر ورزشکار افزایشیافت (001/0 P=، 002/0 P=) واین افزایش در گروه ورزشکار بیشتر بود. همچنین در مقادیر ADM سرم در گروه غیر ورزشکار (001/0 P=) پس از اتمام وهلهی تمرین افزایش مشاهده شد.
نتیجهگیری: یک جلسه فعالیت جسمانی، احتمالاً با افزایش سطوح ADM و NO میتواند منجر به اتساع عروقی بهتر و بهبود عملکرد اندوتلیال و همچنین بهبود مقاومت به انسولین در افراد غیرفعال شود. از آنجا که در افراد ورزشکار تنها سطوح NO پس از پایان فعالیت افزایش یافت، بهنظر میرسد PA بر بهبود عملکرد اندوتلیال افرادغیرفعال تأثیر بیشتری دارد.
سمانه فلاح کریمی، نسرین رضائی، لیلا محمدی فرد،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با شیوع روز افزون دیابت کودکان و فشارهای روانی ناشی از آن توجه به این بیماران به یک اولویت بهداشتی در دنیا تبدیل شده است. پریشانی روانشناختی از مشکلات این بیماران است که ابعاد مختلف زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. بهنظر میرسد تحمل پریشانی روانشناختی بتواند بر مشکلات روان شناختی این بیماران تأثیرگذار باشد. لذا مطالعۀ حاضر با هدف تعیین ارتباط پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روان شناختی در کودکان مبتلا به دیابت انجام شد.
روشها: این یک مطالعۀ مقطعی است. نمونهها شامل200 کودک مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان و دارای معیارهای ورود بود. ابزار گرداوری دادهها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای پریشانی روانشناختی کسلر و تحمل پریشانی Gaher بود که به روش مصاحبه با کودک تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماریSPSS نسخۀ 27 و با استفاده از شاخصهای توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و آمار استنباطی (ضرایب همبستگی خطی پیرسن) تحلیل شدند.
یافتهها: از کل افراد مورد مطالعه % 6/52 دختر و %4/47 پسر بودند. میانگین زمان ابتلا در افراد 6/22 ماه بود. بین پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روانشناختی ارتباط معنادار و معکوس مشاهده شد (65/0 - =r، 001/0 >P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد هرچه تحمل پریشانی روانشناختی بالاتر باشد کودک پریشانی کمتری را تجربه میکند. بنابراین بهنظر میرسد برای برخورداری از سلامت روان بالاتر در این کودکان باید به ارتقا تحمل پریشانی آنان توجه کرد.
شهناز محمدی، علیرضا فلاح تفتی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: تأثیر عوامل روانشناختی بر بیماریهای جسمانی، لزوم شناخت این عوامل را در روند مداخلات پیشگیرانه و درمانی برجسته کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسۀ ویژگیهای شخصیتی، تابآوری و راهبردهای مقابلهای در بیماران دیابتی و افراد سالم بود.
روشها: این پژوهش با روش علی- مقایسهای در نمونهای متشکل از 75 بیمار دیابتی و 75 فرد سالم، که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. گردآوری دادهها بهوسیلۀ پرسشنامههای تابآوری، پنج عاملی شخصیت و راهبردهای مقابلهای، انجام شد. جهت بررسی فرضیهها، از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS نسخۀ 26 استفاده شد.
یافتهها: میانگن نمرات تابآوری و ویژگیهای شخصیتی برونگرایی و وظیفهشناسی در افراد سالم بالاتر و میانگین نمرۀ روانرنجورخویی در افراد دیابتی بالاتر بود. تفاوت معناداری در ویژگیهای شخصیتی خوشایندی و گشودگی بین این دو گروه مشاهده نشد. یافتهها نشان داد که میانگین نمرات افراد سالم در استفاده از راهبردهای مسئلهمدار و میانگین نمرات افراد دیابتی در استفاده از راهبردهای هیجانمدار نسبت به گروه دیگر بالاتر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که عوامل روانشناختی نقش مهمی در بروز و تشدید مشکلات بیماران دیابتی دارند. بنابراین، توجه به این عوامل و بهکارگیری راهبردهای روانشناختیِ مناسب میتواند در پیشگیری و درمان مؤثرتر این بیماری نقشآفرین باشد.
فاطمه روستایی، سمانه فلاح کریمی، زهرا خلیل زاده فرسنگی، فتیحه کرمان ساروی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت یک بیماری مزمن است که عوارض آن میتواند منجر به کاهش کیفیت زندگی شود و نیازمند مراقبتهای طولانیمدت است. آموزش مؤثر خودمراقبتی نقش مهمی در کنترل قند خون و پیشگیری از عوارض دیابت دارد. تلهنرسینگ بهعنوان رویکردی نوین، راهکاری امیدوارکننده برای ارتقای آموزش خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو محسوب میشود.
روشها: مطالعۀ حاضر یک مرور نظاممند است که با بهرهگیری از راهبرد جستوجوی سهمرحلهای انجام شد. با استفاده از کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل «تله نرسینگ»، «خودمراقبتی»، «دیابت» و معادلهای آنها (Telenursing, Self-care, Diabetes) بر پایۀ اصطلاحات MeSH، جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی فارسی (Magiran، SID) و بینالمللی (PubMed، Scopus، Google Scholar) در بازۀ زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود، از میان ۱۰۹۲ مقاله بازیابیشده، ۱۷ مقالۀ مورد مرور و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از مجموع ۱۰۹۲ مقاله بازیابیشده، پس از حذف موارد تکراری، ۱۷ مقاله که با اهداف مطالعه همراستا بودند، انتخاب شد. این مقالات به بررسی تأثیر تله نرسینگ از طریق تماس تلفنی یا ترکیب آن با سایر فناوریها در بهبود رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت پرداختند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد تماسهای تلفنی میتوانند بهعنوان یکی از روشهای اثربخش پرستاری از راه دور در آموزش خودمدیریتی بیماران دیابتی بهکار گرفته شوند. پرستاران قادرند از تله نرسینگ بهعنوان رسانهای آموزشی و کارآمد برای ارتقای کنترل قند خون استفاده کنند. این رویکرد نه تنها موجب بهبود کیفیت خدمات مراقبتی میشود، بلکه بیماران را در جهت مدیریت آگاهانه بیماری و پیشگیری از عوارض آن توانمند میسازد.