جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای کامران

عظیم میرزازاده، اکبر فتوحی، فرشید علاء‌الدینی، کامران یزدانی، آرش آریا، فریبا اصغری، شهریار شایانفر،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده

مقدمه: آنتوم دارویی است گیاهی با ترکیب سه گیاه anethum، fumaria و cichorium که در سال‌های اخیر به طور گسترده‌ای به‎عنوان داروی کاهنده چربی خون تجویز می‌شود. تاکنون مطالعه بالینی شاهدداری در مورد آثار درمانی و عوارض جانبی این دارو به عمل نیامده است.
روشها: در این مطالعه 151 بیمار (54 مرد و 97 زن) با تری‌گلیسرید برابر یا بالاتر از
 mg/dL 250 و کلسترول سرم کمتر ازmg/dL 240 مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی و سیستماتیک در چهار گروه درمانی آنتوم، اسید نیکوتینیک، کلوفیبرات و دارونما قرار گرفتند. بیماران در فواصل دو هفته‌ای به درمانگاه چربی خون واقع در بیمارستان دکتر شریعتی تهران مراجعه و پس از انجام معاینات و ارائه توصیه‌های لازم دارو دریافت می‌نمودند. در پایان دو ماه و چهار ماه از شروع درمان، پروفایل لیپید بیماران مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. بیماران از لحاظ متغیرهای جنس، شاخص توده بدن
(body mass index)، میانگین کلسترول تام، تری‌گلیسرید و HDL-C، مصرف سیگار، سابقه سکته قلبی، انجام ورزش و مصرف قرصهای ضدبارداری خوراکی در خانم‌ها، در بدو ورود به مطالعه مورد پرسش قرار گرفتند.
یافتهها: چهار ماه پس از شروع درمان میزان تری‌گلیسرید سرم در گروه آنتوم 5/12% و در گروه دارونما 8/6% کاهش نشان می‌دهد که تفاوت معنی‌داری
 با هم ندارند (999/0p=). این در حالی است که گروه اسید نیکوتینیک با 8/48% و کلوفیبرات با 5/54% کاهش تفاوت معنی‌داری از لحاظ تغییرات تری‌گلیسرید نسبت به گروه‌های آنتوم و دارونما نشان می‌دهند (006/0p=). چهار ماه پس از شروع درمان، گروه اسید نیکوتینیک از نظر تغییرات کلسترول تام با کاهش 8/7% دارای تفاوت معنی‌داری با سایر گروه‌ها می‌باشد (009/0P=). HDL-C در گروه آنتوم 8/9%، گروه اسید نیکوتینیک 5/17% و گروه کلوفیبرات 1/8% افزایش نشان می‌دهد که هیچ یک تفاوت معنی‌داری با دارونما (با 1/9% کاهش) نشان نمی‌دهند
(149/0p=). از نظر بررسی عوارض جانبی در گروه‌های مختلف درمانی، در پیگیری چهار ماهه 8/81% از بیمارانِ تحت درمان با اسید نیکوتینیک، 1/57% از بیمارانِ تحت درمان با کلوفیبرات، 0/8% از بیمارانِ تحت درمان با آنتوم و 30% از بیمارانِ تحت درمان با دارونما دچار عوارض جانبی شدند. در این میان شایع‌ترین شکایت‌های بیماران تحت درمان با آنتوم شکایات غیراختصاصی بوده است.
نتیجه گیری: برای داروی آنتوم اثرهای درمانی بر روی هیپرتری‌گلیسریدمی تنها مشاهده نشد


مریم رزاقی آذر، نازنین نوری، کامران افشاریان،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده

نقش تغذیه در کنترل متابولیک بیماران مبتلا به دیابت به اثبات رسیده است. کنترل خوب متابولیک، از عوارض دیررس بیماری دیابت پیشگیری می‌کند. بیماران دیابتی از خوردن مواد شیرین محروم هستند و با توجه به اثر کربوهیدرات‌های مختلف بر قند خون، پزشکان و بیماران با پرسش‌های زیادی در مورد مصرف مواد غذایی حاوی کربوهیدرات روبرو هستند که از جمله این مواد غذایی خرماست. هدف از این مطالعه تعیین میزان قند خون بعد از مصرف خرما از نوع رطب و مقایسه آن با اثر قند حبه بر روی قند خون بیماران دیابتی نوع 1بوده است.
روش‌ها: در این مطالعه تعداد 20 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 1به روش متوالی انتخاب شدند و به دو گروه 10 نفری تقسیم گردیدند و سپس به‌روش متقاطع مورد کارآزمایی بالینی قرارگرفتند. قند خون آنها در دو روز به فاصله یک هفته، قبل و در دقایق 30، 60، 90 و 120 بعد از مصرف یک خرمای 10 گرمی و قند حبه 5 گرمی اندازه‌گیری شد و ارقام بدست آمده با روش paired t test باهم مقایسه گردید.
یافته‌ها: یافته های حاصل از این مطا لعه تفاوت معنی داری را بین میزان قند خون بعد از خوردن قند حبه و بعد از خوردن خرما نشان نداد . همچنین سطح زیر منحنی قند خون طی 2 ساعت بعد از مصرف قند حبه و خرما محاسبه شد که برای قند حبهmg.min/dl614±6/1619 و برای خرما mg.min/dl967±1572 بدست آمد و با هم مقایسه گردید که آنها نیز تفاوت معنی‌داری با هم نداشتند.
نتیجه‌گیری: در بیماران دیابتی افزایش قند خون برای مقدار یک عدد خرمای 10 گرمی از نوع رطب که 5 گرم کربوهیدرات دارد با یک قند حبه 5 گرمی یکی است ولذا خوردن خرما در یک بیمار دیابتی برتری بر خوردن قند حبه ندارد.


باقر لاریجانی، سید سجاد محسنی صالحی، شیرین ایرانی، مرجان اکبری کامرانی، نسیم شیخ بهایی، احمد سجادی، سید ناصر استاد،
دوره 6، شماره 1 - ( 5-1385 )
چکیده

مقدمه: مطالعات متعددی جهت بررسی پیوند پانکراس به عنوان روشی نسبتاً قطعی در درمان دیابت نوع1 انجام می‌شوند .از آنجاکه میزان حیات جزایر برای پروگنوز پیوند مهم می‌باشد، در مطالعه حاضر مراحل لازم برای تهیه جزایر سلولی جهت پیوند در رت، انجام شده است. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی میزان حیات مجموعه جزایر بدست آمده در روزهای مختلف و در نهایت پیشنهاد زمان مناسب جهت پیوند می‌باشد.
روش‌ها:پانکراس رت جدا شده، بعد از
Chopping، توسط کلاژنازV برای مدت20 دقیقه در دمای C 37 C37ْ هضم شده و 3 بار سانتریفوژ شد.
سپس جزایر زیر میکروسکوپ جدا شده و در محیط کشت RPMI1640 در دمای Cْ37 ، برای 6 روز انکوبه شدند. هر Well حاوی 45-35 جزیره بود. میزان حیات جزایر پانکراس با ارزیابی میزان رنگ پذیری آنها با Acridine Orange / Propiodine Iodide و بررسی زیر میکروسکوپ فلورسنت تعیین گردید که در ساعت‌های 0 ، 24 ، 48 و روزهای 3 و 5 و 6 انجام پذیرفت.
یافته‌ها: میزان حیات پس از انکوباسیون به تدریج افزایش می‌یابد تا به حداکثر میزان خود در روز دوم می‌رسد. پس از آن میزان حیات سلول‌ها هستیم سیر نزولی را طی می‌کند به‌طوری که در روزهای 5 و 6 به شدت کاهش یافته و به حدود صفر می‌رسد.
نتیجه‌گیری: وضعیت حیاتی سلول های جزیره ای پانکراس پس از جداسازی و تخلیص بدنبال کشت در محیط مناسب بهبود می یابند، به‌طوری که این سلول‌ها بهترین آمادگی جهت پیوند را پس از 48 ساعت انکوباسیون بعد از جداسازی از محیط بدن دارند.


غلامرضا شریفی راد، محمد حسن انتظاری، عزیز کامران، لیلا آزادبخت،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1387 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت از جمله بیماری‌هایی است که سهم عمده درمان و کنترل آن  به عهده بیماران است، لذا آگاهی آنان در زمینه های مختلف به ویژه رژیم غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف بررسی کارایی مدل اعتقاد بهداشتی (Health Belief Model ) جهت آموزش رژیم غذایی به بیماران دیابتی نوع 2  انجام گردید.

روش‌ها: جمعیت مورد مطالعه، تعداد 88 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش انجمن دیابت ایران بودند که به طور تصادفی به دو گروه مداخله (44 نفر) و کنترل (44 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه طی مصاحبه مستقیم و در دو نوبت قبل از مداخله آموزشی و یک‌ماه بعد از آن جمع‌آوری گردید.

یافته ها: پس از مداخله، نمرات آگاهی در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت (001/0 >P ). شدت درک شده نیز پس از مداخله در گروه مداخله در مقایسه با شاهد افزایش یافت ( 001/0>P  ). این افزایش درگروه مداخله در خصوص حساسیت درک شده ، تهدید درک شده و منافع درک شده صادق بود(001/0P<). افزایش نمرات عملکرد در گروه مداخله نیز به میزان بیشتری از گروه شاهد بود (001/0 >P  ). میانگین قند خون در گروه مداخله به میزان معنی داری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (001/0 > P ).وزن و BMI در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.

نتیجه‌گیری: کارایی مدل اعتقاد بهداشتی در آموزش رژیم غذایی به بیماران دیابتی مورد تایید قرار می‌گیرد.


لیلا محمدزاده، اعظم کشاورزی، سیدحسین صمدانی فرد، ابوالفضل شجاعی فرد، کامران علی مقدم، محمدرضا امینی، سیده حمیده فخرایی، اردشیر قوام‌زاده، محمدرضا استادعلی، علی شهریاری احمدی، باقر لاریجانی، ارمغان فرد اصفهانی، اشرف ملک محمدی، مریم اعلاء، محمدرضا مهاجری تهرانی،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده

مقدمه: چندین مطالعه به صورت مداخله‌ای نشان داده که سلول‌های بنیادین حاصل از آسپیراسیون مغز استخوان یا سلول‌های منونوکلئر خون محیطی (CD34) می‌توانند منجر به آنژیوژنز و بهبود فعالیت بافتی در بافت ایسکمیک شده و به بهبود زخم کمک کنند اما نتایج آنها ضد و نقیض بوده، لذا ما تصمیم گرفتیم تحقیق حاضر را با نمونه بیشتر انجام دهیم.
روش‌ها: در این روش سلول‌های بنیادین گرفته شده از خون محیطی تحریک شده با فاکتور کلونی محرک گرانولوسیت
(G-CSF) به 7 بیمار مبتلا به زخم پای دیابتی تزریق گردید و14 بیمار به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند که 3 ماه بعد هر دو گروه از نظر اندازه و بهبود زخم و کاهش درد و برقراری مجدد نبض و میزان آمپوتاسیون و عوارض ناشی از سلول‌های بنیادین مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: در گروه مورد، خون‌رسانی بافتی نسبت به گروه شاهد بهتر شده است که این مساله با بهبود ABI (035/0=P) و برقراری مجدد نبض (01/0=P) تفاوت معنی‌داری داشته و میزان آمپوتاسیون ماژور (بالای مچ پا) در گروه شاهد 7 نفر از 14 نفر بوده اما در گروه مورد در طی سه ماه آمپوتاسیون ماژور دیده نشد (04/0=P). همینطور درد ناشی از ایسکیمی اندام در گروه مورد در طی سه ماه کاهش بارزی نسبت به گروه شاهد داشت (01/0=P).
نتیجه‌گیری: تحقیق حاضر نشان داد که تزریق سلول‌های بنیادین گرفته شده از خون محیطی در بهبود زخم پای دیابتی مؤثر بوده و در بهبود خون‌رسانی به اندام مبتلا کمک کننده است و از آمپوتاسیون اندام جلوگیری می‌کند.


رامین حشمت، عذرا طباطبایی ملاذی، کامران مرادزاده، شبنم عباس‌زاده اهرنجانی، صمیمه شهبازی، غزال خوشه‌چین، فاطمه بندریان، باقر لاریجانی،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: امروزه کمبود ویتامین D یکی از مشکلات شایع سلامتی در دنیا و نیز در ایران محسوب می‌شود. ویتامین D برای ترشح طبیعی انسولین در پاسخ به گلوکز و حفظ تحمل گلوکز ضروری است. تنها مطالعات معدودی در زمینه تاثیر مصرف مکمل‌های ویتامین D در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شده است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مکمل تزریقی ویتامین D بر مقاومت به انسولین و فاکتورهای آنتروپومتریک در دیابت طراحی گردید.
روش‌ها: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور در دو گروه مداخله (تزریق عضلانی و منفرد 300000 واحد ویتامین D3) و گروه دارونما و با همکاری 42 بیمار دیابتی نوع 2 انجام شد. پس از ثبت اطلاعات دموگرافیک و بررسی فاکتورهای آنتروپومتریک (دور کمر، فشار خون و نمایه توده بدنی)، نمونه خون جهت بررسی قندخون ناشتا، 25- هیدروکسی D3، انسولین، هموگلوبین گلیکوزیله A1c (HbA1c) و نمایه بررسی هومئوستاز(Homeostasis Model Assessment Index) در دو زمان قبل و بعد سه ماه گرفته شد. برای آنالیز آماری از آزمون‌های T-Test ونان پارامتریک استفاده شد.
یافته‌ها: در ابتدای مطالعه بین دو گروه (هر گروه 21 نفر) از نظر خصوصیات دموگرافیک، فاکتورهای آنتروپومتریک، نتایج بیوشیمیایی و نمایه HOMA اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده نشد. در گروه مداخله در انتهای مطالعه سطح HbA1c ، فاکتورهای آنتروپومتریک و نمایه HOMA تغییرآماری معنی‌داری نداشتند. سطح سرمی 25- هیدروکسی D3 افزایش آماری معنی‌داری نسبت به سطح پایه نشان داد (007/0=P).
نتیجه‌گیری: مصرف مکمل تزریقی ویتامین D تاثیر آماری معنی‌داری بر کنترل دیابت و مقاومت به انسولین نداشت. بنظر می‌رسد جهت اثبات تاثیر قطعی مصرف منفرد مکمل ویتامین D بر کنترل دیابت و عوامل خطرساز آن، نیاز به مطالعات تکمیلی است.


سپیده انصاری، فرشاد شریفی، یاسر تجلی‌زاده خوب، فرهاد کامرانی، حسین فخرزاده ،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه: دمانس یک مسئله شایع سلامت در جامعه سالمندی است. مطالعات نشان داده‌اند که میزان سختی شریانی می‌تواند اختلالات شناختی را پیش‌بینی نماید. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط میان سختی شریانی و وضعیت شناختی در سالمندان بود. روش‌ها: در این مطالعه مقطعی 60 نفر شامل 31 زن و 29 مرد ≥ 60 سال مراجعه کننده به بیمارستان خاتم الانبیاء شهر تهران که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، به روش تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات با اخذ مشخصات دموگرافیک، اجرای مقیاس تباهی همه جانبه و مقیاس افسردگی سالمندان 15 سوالی به روش مصاحبه چهره به چهره جمع‌آوری گردید. سختی شریانی با دستگاه اسفیگوموکور و با سنجش سرعت موج نبض کاروتید - فمورال محاسبه شد. در تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل رگرسیون لجستیک تک متغیره و چند متغیره استفاده گردید. یافته‌ها: میانگین سنی شرکت کنندگان (62/7) 62/72 بود. میانگین سن در گروه با اختلال شناختی، بالاتر از گروه با وضعیت شناختی طبیعی بود [به‌ترتیب (36/7)40/73 در مقابل (00/8)27/70، 05/0 = P]. میانگین سنوات تحصیلی شرکت-کنندگان در گروه با وضعیت شناختی طبیعی بالاتر از دیگر گروه‌ها بود (01/0 P <). میانگین سرعت موج نبض در شرکت-کنندگان (11/4)81/11 متر بر ثانیه بود. سرعت موج نبض با تشدید اختلال شناختی، افزایش یافت (m/s 24 /7 در گروه با وضعیت شناختی طبیعی و m/s 52/15 در گروه با اختلال شناختی شدید) (01/0 > P). نتیجه‌گیری: سرعت موج نبض با وضعیت شناختی رابطه عکس دارد. به‌نظر می‌رسد سختی شریانی مستقل از سایر عوامل خطر قلبی-عروقی با کاهش وضعیت شناختی مرتبط باشد.
بیتا فام، مریم زرکش، محمد صادق فلاح، نیما حسین زاده، کامران گیتی، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: امروزه چاقی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل خطر زای بیماری‌های قلبی و عروقی مطرح می‌باشد و عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش مهمی بازی می‌کنند. هدف از مطالعه حاضر تخمین میزان توارث پذیری نمایه‌های تن سنجی در خانواده‌های مورد مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) است. روشها: در مطالعه مقطعی حاضر، 529 خانواده دو نسلی از فاز سه TLGS انتخاب شدند، به‌نحوی که حداقل دو فرد از اعضای خانواده مبتلا به اضافه وزن یا چاقی باشند. نمایه‌های تن سنجی، انرژی مصرفی در حالت استراحت (REE) و شاخص اندازه بدن (BS) تعیین گردید. میزان توارث پذیری (h2) متغیرها با استفاده از نرم افزار SOLAR تخمین زده شد. یافتهها: مجموع افراد شرکت کننده 2460 نفر (493 پدر، 573 مادر، 720 پسر و 674 دختر) و متوسط سنی والدین و فرزندان به‌ترتیب 2/10±7/45و 7/9±4/18 سال بود. میزان توارث پذیری نمایه‌های تن سنجی در خانواده‌های تهرانی پس از تعدیل سن و جنس، بین21/0 با خطای استاندارد 035/0 (دور باسن) تا 51/0 با خطای استاندارد 037/0 (اندازه بدن) متغیر بود. بنابر انتظار، اندازه بدن به‌عنوان یک صفت اسکلتی، بالاترین میزان توارث پذیری را داشت. با در نظر گرفتن اندازه بدن به‌عنوان یک عامل مداخله‌گر، توارث پذیری REE از 26/0 به 47/0 افزایش یافت. بنابراین شاخص اندازه بدن می‌تواند نقش مهمی در تعیین میزان توارث پذیری این متغیرداشته باشد. نتیجه‌گیری: عوامل ژنتیکی نقشی تعیین کننده در فنوتیپ چاقی خانواده‌های تهرانی بر عهده دارند
روح انگیز علیرضایی شهرکی، احمد علی اکبری کامرانی، رباب صحاف، یداله ابوالفتحی ممتاز، نرجس خسروی سامانی،
دوره 17، شماره 5 - ( 4-1397 )
چکیده

مقدمه: دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های غدد است که در جوامع مختلف شیوع متفاوتی دارد. 90 % تا 95 % انواع دیابت را دیابت نوع دو شامل می‌شود. زندگی صنعتی و شهرنشینی عامل اصلی افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری است. برنامه‌ی کشوری پیشگیری و کنترل دیابت در راستای پیشگیری و کنترل دیابت و عوارض ناشی از آن، در کشور درحال انجام است و هنوز تأثیردقیق برنامه بررسی نشده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه بر میزان قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله‌ی بیماران در زمینه‌ی کنترل دیابت انجام شد.
روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی مقطعی از نوع قبل و بعد بود که بر روی 100سالمند دیابتی که قصد ورود به برنامه را داشتند، به‌صورت در دسترس در شهر اصفهان انجام شد. برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه دو قسمتی شامل: اطلاعات جمعیت شناختی، سلامت و سنجش بیوشیمیایی قندخون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله استفاده شد. اطلاعات به‌صورت قبل از ورود به برنامه و سپس سه ماه پس از ورود به برنامه جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار قند خون ناشتای بیماران قبل از ورود به برنامه به‌ترتیب 73/172و 68/71 و سه ماه بعد از برنامه 02/ 143، 19/51 بود (30/5 = t، 001/0>P). همچنین میانگین و انحراف معیار قند هموگلوبین گلیکوزیله بیماران قبل از ورود به برنامه به‌ترتیب 24/8 و 90/1 و بعد از برنامه به‌ترتیب 44/7 و 66/1 بود (79/4 = t، 001/0>P).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه، تأثیر برنامه‌ی کشوری پیشگیری و کنترل دیابت را در کنترل میزان قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله سالمندان دیابتی نشان داد. پیشنهاد می‌گردد این برنامه در همه‌ی مراکز بهداشتی-درمانی کشور انجام شود.
نسیم رضایی جوان، مهرنوش بهمنی، امیرمحمد تیمورزاده نجار، سودابه سلطان زاده، علیرضا فلک دین، محمود فیضی پور نامقی، مهنوش کامران وند، محمدحسین محمدی، مریم نوری ینگجه، الهه نجفعلی قندهاری، عطااله پورعباسی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده

مقدمه: تصمیم‌گیری یک فرآیند شناختی با سازِکارهای عصبی پیچیده است که شامل مناطق و شبکه‌های متعدد مغز می‌شود و زیربنای رفتار انسان از انتخاب‌های ساده تا تصمیمات پیچیده زندگی است. این مطالعۀ مروری مدلی جامع برای کارکرد تصمیم‌گیری براساس مفاهیم، مطالعات، و پژوهش‌های موجود ارائه می‌دهد که نقش مناطق مغز، عملکردهای شناختی و عوامل عاطفی مانند میل، قصد، اراده و هیجان را یکپارچه می‌کند.
روش‌ها: در این مطالعه، با استفاده از رویکردی کیفی، ابتدا به بررسی غیرساختاریافته ادبیات موجود در پایگاه‌های داده‌ای معتبر پرداخته شد. سپس عوامل عصبی- شناختی استخراج‌شده در چندین جلسه پانل خبرگان متشکل از ۸ متخصص مورد بحث و اعتبارسنجی قرار گرفت. در نهایت، یک مدل مفهومی طراحی و در طی فرآیندی چندمرحله‌ای با کسب اجماع خبرگان، اعتبار آن تأیید شد.
یافته‌ها: مدل مفهومی ارائه ‌شده چارچوبی جامع برای درک سازِکارهای عصبی شناختی تصمیم‌گیری است. این مدل عوامل شناختی، عاطفی و انگیزشی مانند قصد، هیجان و ذخیرۀ شناختی را ادغام می‌کند؛ تا درک دقیقی از نحوۀ انتخاب و ارزیابی نتایج به‌دست دهد. همچنین، نقش قشر پیش‌پیشانی و سیستم لیمبیک را برجسته می‌نماید. در نهایت سعی شد تأثیر محرک‌های خارجی بر تصمیم‌گیری را نیز نشان دهد.
نتیجه‌گیری: مدل نهایی به‌دست آمده، چارچوبی یکپارچه از نقش مناطق کلیدی مغز مانند قشر پیش‌پیشانی و سیستم لیمبیک را در تعامل با عوامل شناختی (مانند ذخیره شناختی) و هیجانی (مانند هیجان یکپارچه و تصادفی) در فرآیند تصمیم‌گیری تبیین می‌کند. این مدل که از اعتبار خبرگی برخوردار است، کاربردهای مهمی در حیطه‌های آموزشی، روان‌درمانی و طراحی مداخلات برای تقویت تصمیم‌گیری دارد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb