87 نتیجه برای چاقی
علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشانگرهای جنسی بافت بیضه موشهای صحرایی چاق روزهدار بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی کنترل شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفتهای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزهدار، روزهدار-تمرین استقامتی، روزهدار-تحریک الکتریکی و روزهدار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروههای مداخله برای یک دورۀ 4 هفتهای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20دقیقه) و روزهداری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بیهوشی، نمونهبردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژنها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازهگیری شد. برای آنالیز دادهها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معنیداری 05/0 >P و نرمافزار گرافپد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار بیان ژنهای 5αR و آروماتاز در موشهای صحرایی چاق روزهدار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنیداری نبود (377/0 =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزهداری با افزایش بیان ژنهای 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونههای چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن میشود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز میتواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
خدیجه ضامنی جعفرکلائی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بازی تناوبی شدید و تمرین تناوبی شدید بر شاخصهای ترکیب بدن، عملکردی و نیمرخ چربی دختران دارای اضافهوزن و چاقی 10 تا 12 صورت گرفت.
روشها: در پژوهش نیمهتجربی حاضر، 30 دختر (میانگین قد 32/5 ± 26/149 متر، وزن 65/7 ± 41/67 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدنی 3/2 ± 14/30 کیلوگرم بر مجذور متر) دارای اضافهوزن و چاقی بهطور تصادفی در گروههای تمرین تناوبی شدید (10 نفر)، بازی تناوبی شدید (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرین بهمدت هشت هفته، سه جلسه در هفته با تمرینات چهار دقیقهای با شدت بالا (90 -85 درصد ضربان قلب حداکثر) و بهبودی سه دقیقهای (75-65 درصد ضربان قلب حداکثر) با چهار تکرار انجام شد که در تمرینات تناوبی شدید به شکل دویدن و در بازی تناوبی شدید به شکل بازی صورت گرفت. نمونههای خونی جهت اندازه-گیری سطوح سرمی نیمرخ چربی (48 ساعت قبل و پس از مداخله) گرفته شد.
یافتهها: هر دو گروه تناوبی شدید و بازی تناوبی شدید در مقایسه با گروه کنترل در مقادیر توان هوازی و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)افزایش (001/0 >P) و در مقادیر درصد چربی بدن، تری گلیسیرید ( TG)، کلسترول کل ( TC ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (010/0 >P) کاهش معناداری را نشان دادند و بین دو گروه تمرین در TG، LDL و HDL (01/0 >P) تفاوت معنادار بود که با افزایش HDL بیشتر و کاهش بیشتر TGو LDL. در گروه بازی تناوبی همراه بود.
نتیجهگیری: بازی تناوبی شدید میتواند بهعنوان راهکار مناسبتری جهت بهبود نیمرخ چربی دختران دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.
زهرا حسینی توسل، منا تمدن، دکتر هانیه السادات اجتهد، باقر لاریجانی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان دادهاند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موشهای نر نوجوان به طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری میکند. این مداخله علیرغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگومیر ناشی از بیماریهای غیرواگیر بوده است، این راهبردهای مبتنی بر میکروبیوم میتوانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار میدهند، نشاندهندۀ رویکردی بینرشتهای و امیدوار کننده است که علوم غدد درونریز، میکروبیولوژی و جنبههای روانتنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند میدهد. با این وجود، تصویر رسانهای M. vaccae بهعنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم میشود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش میدهد، امّا بهطور کامل مانع از آن نیست و نمیتواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش میتواند بهعنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوقفرآوریشده بهکار گرفته شود و درمانهای موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمانهای دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایشهای بالینی گستردهتری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمانهای فعلی چاقی مورد نیاز است.
منصوره کریمی، فاطمه شرفی فرد، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک در کودکان و نوجوانان چاق خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و دیابت نوع دو را افزایش میدهد. تحقیقات نشان میدهد که تمرین ورزشی میتواند سلامت قلب و عروق را در این جمعیت بهبود بخشد. هدف این فراتحلیل ارزیابی تأثیر تمرینات ورزشی بر این عوامل خطر در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک است.
روشها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی از پایگاههای PubMed، Web of Science و Scopus بدون محدودیت زمانی تا ماه (می) ۲۰۲۴ انجام شد. در تحلیل دادهها، از مدل اثر تصادفی برای محاسبه تفاوت میانگین وزنی (WMD)، اختلاف میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصله اطمینان ۹۵ درصد (CI) استفاده شد. همچنین، ناهمگونی مطالعات با آزمون I² ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج 6 مطالعه با 1761 آزمودنی نشان داد که تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار وزن بدن [001/0=P،kg 32/6- =WMD]، دورکمر [001/0=P،cm 11/9- =WMD]، لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) [001/0=P، mmol/L52/0- =WMD]، کلسترول تام (TC) [001/0=P ،mmol/L 65/0- =WMD]، تریگلیسرید (TG) سرمی [001/0=P،mmol/L 56/0- =WMD]، گلوکز ناشتا [03/0=P، mmol/L 19/0- =WMD]، انسولین ناشتا [001/0=P، 01/1- =SMD] و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) [001/0=P،60/1- =WMD] نسبت به گروه کنترل در کودکان و نوجوان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میشود.
نتیجهگیری: مداخلات ورزشی سبب کاهش وزن بدن، دورکمر، فشارخون و بهبود پروفایل چربی از جمله LDL، TC و TG سرمی در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میشود، اما تأثیر قابل توجهی بر غلضت HDL سرمی ندارد. بنابراین برای کاهش عوامل خطر قلبی- عروقی و بهبود شرایط متابولیک، اجرای مداخلات ورزشی بلندمدت ضروری است.
محمد رضا آستانه، سوسن درودی، محمد ابراهیم آستانه، نرگس فریدونی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو بهسرعت در حال افزایش است، بهویژه در خاورمیانه که چاقی مرکزی عامل مهمی در بار بیماری است. شناسایی افراد با شانس بالای ابتلا نیازمند نمایههایی است که چربی احشایی را بهتر از نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) ارزیابی کنند. این مطالعه ۹ نمایۀ پیکرسنجی را در ارتباط با دیابت مقایسه و توان پیشبینی و مقادیر برش بهینه را تعیین کرد.
روشها: 19 تحلیل مقطعی شامل 103/10بزرگسال 35-70 ساله از کوهورت فسا بود. دیابت براساس گلوکز ناشتا ≥۱۲۶ mg/dL یا مصرف داروی ضددیابت تعریف شد. اندازهگیریها شامل BMI، دور کمر (WC)، دور باسن (HC)، نسبت دور کمر به باسن (WHR)، نسبت دور کمر به قد (WHtR)، نمایۀ گردی بدن (BRI)، نمایۀ چربی بدن (BAI)، نمایۀ شکل بدن (ABSI)، نمایۀ حجم شکمی (AVI) و نمایۀ دور کمر تعدیلشده بر وزن (WWI) بود. ارتباطها با رگرسیون لجستیک (خام و تعدیلشده) بررسی شد. دقت با منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، سطح زیر منحنی (AUC) و نمایۀ یودن سنجیده شد.
یافتهها: افراد دیابتی مقادیر بالاتری از نمایههای پیکرسنجی داشتند (05/0p<). در مدلهای تعدیل شده، WC، WHR، WHtR، AVI و WWI پیشبینیکنندههای معنادار بود WHR ((05/0p<)) بالاترین AUC را داشت ((001/0p<)، 651/0). مقادیر برش بهینه با حساسیت و ویژگی بالا شامل 91/0= WHR، 53/0 WHtR=و 1/4 BRI= بود.
نتیجهگیری: نمایههای چاقی مرکزی — بهویژه WHR، WHtR و BRI— توان تفکیک بالاتری برای دیابت نشان دادند و استفاده از نمایههای ساده مبتنی بر دور کمر را برای غربالگری زودهنگام تأیید میکند.
سعید ماملی، حانیه مردعلی زاده، رحمان سوری،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: اجرای فعالیت ورزشی منظم بهعنوان یکی از معتبرترین مداخلات بالینی، نقش مهمی در کاهش سطوح آسپروسین در افراد چاق دارد. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی اثرات فعالیت بدنی بر سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق بود.
روشها: این مطالعه یک مرور نظاممند است که براساس دستورالعمل PRISMA انجام شد. جستجوی منابع در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science، Google Scholar و ResearchGate تا فوریه ۲۰۲۵ صورت گرفت. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که جمعیت آنها، مردان و زنان سالم چاق بوده و مداخلات آنها شامل انجام فعالیت بدنی یا تمرینات ورزشی با پروتکل مشخص بود. مطالعاتی که در آنها افراد با وزن طبیعی یا اضافه وزن بود و از مکمل غذایی استفاده شده بود، از بررسی حذف شدند. در نهایت ۶ مطالعه واجد شرایط شناسایی شد. دادههای استخراج شده شامل ویژگیهای جمعیت، نوع و شدت مداخله، مدت تمرین، نوع و روش اندازهگیری سطح سرمی آسپروسین بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار استاندارد PEDro ارزیابی شد.
یافتهها: در مجموع 6 مطالعه با انواع مختلف فعالیت بدنی شامل تمرینات مقاومتی با شدت بالا، تمرینات هوازی و مداخلات ترکیبی با رژیم غذایی مورد بررسی قرار گرفت. تمامی مطالعات نشان دادند که فعالیت بدنی منظم باعث کاهش سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق میشود. با وجود تفاوتهای موجود در نوع و شدت مداخلات، نتایج بهطور کلی روند کاهش سطوح آسپروسین را تأیید میکنند. بهدلیل تنوع در طراحی و تفاوت های قابل توجه در نوع مداخله و مدت تمرین، امکان انجام متاآنالیز وجود نداشت و نتایج بهصورت کیفی جمعبندی شدند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که تمرینات مقاومتی با شدت بالا بیشترین اثرگذاری را در کاهش سطوح آسپروسین دارند. همچنین مداخلات ترکیبی نظیر تمرینات هوازی- مقاومتی به همراه رژیم غذایی، بیشترین تأثیر را در کاهش سطوح آسپروسین داشتند. فعالیت بدنی منظم با تأکید بر افزایش شدت، نقش بارزی در درمان چاقی با تکیه بر کاهش آسپروسین دارد.
رقیه منصوری، رسول شکری، سیده ندا موسوی، داوود افشار،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: در مطالعۀ حاضر اثرات مکمل یاری با کورکومین به همراه رژیم غذایی کاهش وزن بر فراوانی نسبی باکتریهای تولیدکننده بوتیرات در رودۀ مردان چاق که از نظر متابولیکی سالم بودند بررسی شده است.
روشها: در کارآزمایی بالینی دوسوکور کنترل شدۀ حاضر، 60 مرد چاق (نمایۀ تودۀ بدنی بزرگتر-مساوی kg/m2 30) که از نظر متابولیکی سالم بودند شرکت کردند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی به یکی از دو گروه دریافت کننده مکمل کورکومین (500 میلیگرم، دوبار در روز) یا دارونما تقسیم شدند. طول مدت مداخله هشت هفته بود. نمونهها از نظر سن و دریافت غذایی قبل از مطالعه بین دو گروه همسانسازی شدند. نمونه مدفوع در ابتدا و انتهای مطالعه جمعآوری و فراوانی نسبی باکتریها پس از استخراج DNA اندازهگیری شد.
یافتهها: فراوانی نسبی فکالی باکتریوم پراسنیتزی در مردان تحت مداخله با دارونما پس از 8 هفته کاهش یافته (04/0= P) و بهطور معنیداری کمتراز گروه تحت مداخله با کورکومین بود (003/0=P ). میانگین تغییرات فکالی باکتریوم پراسنیتزی در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی بوده درحالیکه در گروه دارونما کاهشی بود (003/0=P ). بهعلاوه میانگین تغییرات روزبوریا اینتستینالیس در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی و در گروه دارونما کاهشی بود (009/0=P ).
نتیجهگیری: رژیم غذایی کاهش وزن منجر به کاهش فراوانی نسبی باکتریهای بوتیروژنیک در رودۀ مردان چاق میشود درحالیکه مکمل یاری با کورکومین میتواند منجر به افزایش جمعیت این باکتریها، بهعنوان یکی از روشهای درمان چاقی، شود.