<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> سلامت و محیط زیست </title>
<link>http://ijhe.tums.ac.ir </link>
<description>سلامت و محیط زیست - مقالات نشریه - سال 1392 جلد6 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه کارایی الکترودهای آلومینیومی و آهنی از لحاظ راندمان و هزینه در حذف فسفات، نیترات و COD از پساب یک واحد رخت‌شوی‌خانه به روش انعقاد الکتریکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5221&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;
زمینه و هدف: در این تحقیق تصفیه پذیری پساب یک واحد خشک شویی و لباس شویی به روش انعقاد الکتریکی و با استفاده از دو جفت الکترود آلومینیومی و آهنی بررسی شد. روش انعقاد الکتریکی یک روش نوین در تصفیه انواع پساب است که در سال­ های اخیر به صورت ویژه ای مورد ملاحظه محققین قرار گرفته است. اعمال جریان برق مستقیم به دو یا چندین الکترود فلزی مناسب در یک راکتور ناپیوسته حاوی پساب، سبب تولید لخته­ های هیدروکسید فلزی می ­گردد.
روش بررسی: در این روش تغییرات شرایط عملیاتی شامل pH، فاصله بین الکترودها، شدت جریان الکتریکی و جنس الکترودها مورد بررسی قرار گرفت و با تغییر pH از 3تا 7 و هم چنین 9 راندمان حذف فسفات، نیترات و COD ثبت شد.
یافته ­ها: مطابق با نتایج به دست آمده در این تحقیق الکترود آلومینیومی عملکرد بهتری در حذف فسفات و الکترود آهنی نتایج بهتری در حذف نیترات وCOD از خود نشان داد. بیشترین میزان حذف فسفات در 7=pH  و با استفاده از الکترود آلومینیومی برابر با 99/93% به ­دست آمد و این در حالی­ است که بیشترین میزان حذف نیترات توسط الکترود آهنی و در 9=pH  که برابر با 97/62% و بالاترین میزان حذف COD توسط همین الکترود برابر با 80% و در 6=pH  تعیین گردید. هم چنین در این تحقیق به مقایسه نتایج هزینه های عملیاتی در استفاده از این دو الکترود پرداخته شد و نشان داده شد که نسبت هزینه ­ها در شرایط استفاده از الکترود آلومینیومی به هزینه ­ها در شرایط استفاده از الکترود آهنی متفاوت است.
نتیجه گیری: اگرچه دستیابی به مقادیر قابل توجه حذف نیترات، فسفات وCOD، با استفاده از هر دو نوع الکترود میسر است، اما برآورد هزینه­ های عملیاتی جهت تصفیه پساب­ های حاوی فسفات، نیترات وCOD با استفاده از الکترود آهنی از نظر دستیابی به  استانداردهای زیست محیطی نتایج بهتری نسبت به الکترود آلومینیومی ارایه می­ دهد
&lt;/div&gt;</description>
						<author>محسن سعیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تخمین برخی پارامترهای کیفی رودخانه‌ها با استفاده از مدل هیبرید شبکه‌های عصبی- موجکی (منطقه مطالعاتی: رودخانه جاجرود تهران و قره‌سو کرمانشاه)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5196&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: رودخانه ها مهم ترین منابع تأمین آب آشامیدنی، کشاورزی و صنعت به شمار مـی آینـد و به علـت اینکه از بسترها و مناطق مختلفی می گذرند و در ارتباط مستقیم با محیط پیرامون خود هـستند نوسـانات کیفـی زیادی دارند. از این رو بررسی و تخمین تغییرات پارامترهای کیفی آب در طول یک رودخانه بایستی مـورد توجـه قرار گیرد. در این تحقیق از یک مدل تلفیقی موجکی و شبکه عصبی مصنوعی، جهت تخمین برخی از پارامترهای کیفی آب (کل جامدات محلول، هدایت الکتریکی و نسبت جذبی سدیم) رودخانه های جاجرود تهران و قره سو کرمانشاه طی یک دوره آماری 24 ساله استفاده شده است. روش بررسی: در تحقیق حاضر، با استفاده از توان بالای موجک در شناسایی سیگنال ها و جداسازی سیگنال های خطا در ترکیب با شبکه عصبی برای تخمین پارامترهای کیفی آب رودخانه های مذکور مدل شبکه عصبی موجکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با مدل شبکه عصبی مصنوعی مقایسه گردید. ارزیابی این دو مدل توسط معیارهای آماری ضریب همبستگی (r)، ضریب کارایی نش- ساتکلیف (NS)، ریشه مربع میانگین خطا (RMSE) و میانگین قدر مطلق خطا (MAE) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج برآمده از تحقیق نشان داد که مدل بهینه شبکه عصبی موجکی با ضریب همبستگی بالای 9/0 قابلیت بالایی در تخمین پارامتر SAR در ایستگاه های مورد مطالعه دارد. همچنین در مورد پارامترهای EC و TDS دقت بالا و میزان خطای پایین مدل توسعه یافته عصبی موجک نسبت به مدل شبکه عصبی مصنوعی مشهود بود. نتیجه گیری: با توجه به کارایی بالای شبکه عصبی موجکی در پیش بینی پارامترهای کیفی آب رودخانه ها می توان از این مدل جهت اتخاذ تصمیمات مدیریتی و همچنین برای حصول اطمینان از نتایج پایش و کاهش هزینه پایش استفاده کرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حسین بانژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ذرات معلق و بیوآیروسل‌های باکتریایی در هوای تنفسی زندانیان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5197&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: بسیاری از اختلالات تنفسی و غیرتنفسی در ارتباط با حضور بیوآیروسل ها در هوای داخل و محیط خارج است. بهترین شرایط برای حیات بیوآیروسل ها رطوبت بالا و دمای متوسط است که معمولا در فضاهای بسته و با جمعیت بالا و متمرکز مانند زندان وجود دارد و با ایجاد کانون های نشر عوامل بیماری زا در غالب ذرات هوابرد از طریق تنفس، عطسه و سرفه سلامت زندانیان را در معرض خطر شیوع بیماری ها قرار می دهد. از این رو تعیین غلظت ذرات معلق هوا و همچنین شناسایی و تعیین مقدار انواع باکتری های موجود در هوای تنفسی زندانیان در نقاط پرتراکم محیط های داخلی یکی از زندان ها و ارتباط این دو با یکدیگر هدف تحقیق است.  
روش بررسی: این تحقیق در دو فصل تابستان و زمستان سال 1391 انجام گرفت. در این مطالعه از دستگاه TSI برای جمع آوری ذرات معلق PM2.5 و PM10 و از محیط های کشت بلاد آگار، EMB آگار و لون اشتاین برای شناسایی باکتری ها در 6 نقطه بسته و پرجمعیت زندان در دو بخش خوابگاهی و درمانی استفاده شد که طبق روش استاندارد NIOSH 0800 در دو فصل تابستان و زمستان متوالی با استفاده از پمپ دبی بالای L/min 3/28 و ایمپکتور تک مرحله  ای اندرسون با مدت زمان نمونه برداری min 5/2 برای هر پلیت (ظرف دردار پهن حاوی محیط کشت) و طی مراحل آزمایشگاهی صورت پذیرفت و درنهایت پس از شمارش و تشخیص کلونی های رشد یافته و تعیین تراکم بر حسبCFU/m³ ، داده ها توسط نرم افزار SPSS مورد تحلیل آزمون های آماری Anova  و Post Hoc و Correlation و آزمون همبستگی پیرسون قرار گرفتند.
یافته ها: مقادیر ذرات معلق در نقاط نمونه برداری خوابگاهی بیش از حد مجاز h 24 و در مکان های درمانی کمتر از حد مجاز بودند. از این 6 ایستگاه، در 3 ایستگاه از هر دو گروه باکتری های گرم مثبت و گرم منفی و در سه ایستگاه فقط باکتری های گرم مثبت کشت داده شدند. بیشترین بارآلودگی میکروبی در کریدور اصلی زندان و خوابگاه 2 و کمترین مقدار آلودگی در خوابگاه بیماران بستری و خوابگاه سل مشاهده شدند. نتایج نشان داد که بین ذرات معلق و بار میکروبی موجود در هیچ یک از فصول تابستان و زمستان ارتباط معنی داری وجود نداشت لیکن بین میزان تراکم جمعیت، تعداد تهویه و تراکم باکتری در هوای تنفسی زندانیان ارتباط قوی و از نوع مستقیم برقرار بود. 
نتیجه گیری: باتوجه به اینکه طبق یافته ها بیشتر بار آلودگی میکروبی و غلظت غیرمجاز ذرات در بخش های خوابگاهی و عمومی بوده است می توان ورود روزانه زندانیان جدید، تراکم بالای جمعیت، وجود زندانیان بیمار و نیز زندانیانی که دارای بیماری های تنفسی پنهان هستند و هنوز علایم بالینی را نشان نداده اند، شرایط آب و هوایی و هجوم ریزگردها را در آلوده بودن نقاط پر تردد و پر تراکم زندان مورد بررسی دخیل دانست که نیازمند کاهش جمعیت و اقدامات مهندسی و بهداشتی تکمیلی است.
</description>
						<author>محسن پیمانی فروشانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تجزیه زیستی نفت کوره سنگین توسط مدل‌های سینتیکی و معادله جدید سه پارامتری </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5198&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: مدل سازی و تعیین روابط ریاضی برای محاسبه و پیش بینی یک فرایند زیستی از کاربردهای مهم مهندسی زیستی محسوب می شود. هدف از این مطالعه تعیین معادلات مناسب و دقیق برای توضیح تغییرات مختلف در فرایند تجزیه زیستی نفت کوره سنگین از طریق بررسی مدل های سینتیکی و معادله سه پارامتری Ch است. روش بررسی: برای ارائه یک رابطه دقیق و نسبتا کامل از دو شرایط فرایندی متفاوت استفاده شد که در آن از باکتری های بومی جدا شده از محیط استفاده گردید. آزمایش ها طی 10 روز انجام شد و نمودارهای رشد میکروبی، تغییرات غلظت مازوت، تغییرات pH و پتانسیل الکتریکی محیط رسم گردید. با برازش داده های حاصل روی مدل های سینتیکی و رابطه Ch میزان دقت و ثوابت آنها بدست آمد. یافته ها: نتایج نشان دادند مدل های سینتیکی توانایی ارائه یک رابطه دقیق و مناسب برای شرایط مختلف را نداشته اند. از طرفی معادله Ch با ارائه معادلات بسیار دقیق توانست علاوه بر تغییرات مازوت، تغییرات pH و پتانسیل الکتریکی محیط را نیز براساس گذر زمان و رشد میکروبی به خوبی توضیح دهد. نتیجه گیری: رابطه Ch به دلیل استفاده از دو متغیر در محاسبه متغیر سوم و انتخاب صحیح متغیرها توانست در شرایط متفاوت تغییرات مختلفی در تجزیه زیستی مازوت را در قالب روابط ریاضی توضیح دهد. همچنین می توان انتظار داشت که در آینده این رابطه بتواند پدیده های گوناگون دیگری را نیز بررسی نماید.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا چکشیان خراسانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ‌کیفیت فیزیکی، شیمیایی و میکروبی آب‌ جکوزی‌های شهر یزد در سال 1390</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5189&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;]زمینه و هدف: مجموعه های آبی از جمله جکوزی ها از پرطرفدارترین مراکز تفریحات آبی برای مردم بشمار می روند که عدم رعایت معیارهای بهداشتی در آنها می تواند منجر به افزایش رشد میکروبی در آب آنها و در نتیجه افزایش شیوع بیماری های عفونی شود. این تحقیق با هدف بررسی جامع آب جکوزی های شهر یزد و مقایسه نتایج با استانداردهای ملی و بین المللی صورت گرفته است. روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بوده که جامعه آماری آن شامل جکوزی های شهر یزد است. نمونه برداری از کلیه جکوزی ها هر دو هفته یکبار و به مدت 3 ماه (تابستان 1390) انجام گردیده و پارامترهای درجه حرارت، pH، میزان کلر باقیمانده، کدورت، قلیاییت، سختی، جمعیت باکتری های هتروتروف، استافیلوکوک اورئوس، سودوموناس آیروژینوزا، استرپتوکوک  مدفوعی و کلیفرم مدفوعی مطابق با روش های استاندارد مورد آزمایش قرار گرفته اند. از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری ANOVAو T-test یا Kruskal-Wallis و Mann-Whitney برای توصیف داده ها استفاده و نتایج حاصل از تحقیق به روش مقایسه با استانداردها نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: با توجه به نتایج این مطالعه، میانگین کلر آزاد و ترکیبی باقیمانده به ترتیب برابر با 0/628mg/L و 0/337، قلیاییت 141/928mg/LCaCO3 و سختی برابر با 275mg/LCaCO3 بوده است. میانگین pH، کدورت و دما به ترتیب برابر با 7/88، 0/457NTU و 38/121C بود و از نظر باکتری های شاخص، میانگین جمعیت باکتری های هتروتروف، استافیلوکوک اورئوس، سودوموناس آیروژینوزا و کلیفرم مدفوعی به ترتیب 20465/7، 120/77، 209/91 و 31/143 در 100mL بوده است. آنالیز آماری داده ها نشان داد بین کدورت و Pvalue = 0/018) pH) رابطه مستقیم و بین جمعیت باکتری های هتروتروف و کلر آزاد باقیمانده، رابطه عکس (0/026 = Pvalue) وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، پارامترهای جمعیت باکتری هتروتروف و قلیاییت کمترین تطابق را با استاندارد داشتند که نشان دهنده ضرورت پایش مداوم پارامترهای فیزیکی، شیمیایی و میکروبی آب جکوزی، کنترل تعداد و تراکم افراد استفاده کننده از جکوزی و پایش مداوم عملکرد فرایند فیلتراسیون و کلرزنی آب جکوزی ها است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محبوبه دهواری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی و اجرای الگوی مدیریت یکپارچه مواد زاید جامد شهرک‌های صنعتی، مطالعه موردی شهرک صنعتی شاهرود</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5195&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: هدف این مطالعه، طراحی و اجرای الگوی مدیریت یکپارچه زایدات صنعتی در شهرک صنعتی شاهرود و  همچنین بررسی نتایج و تعیین مشکلات اجرایی احتمالی این الگو است. 
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به مدت 4 سال در شهرک صنعتی شاهرود انجام شد و مراحل اجرای آن عبارت بودند از: 1-آنالیز کمی و کیفی کلیه مواد زاید جامد تولید شده در این شهرک، 2-تعیین وضعیت فعلی مدیریت مواد زاید جامد در این شهرک و مشخص کردن برنامه های اجرا شده در این ارتباط، 3-طراحی و پیاده سازی الگوی مدیریت یکپارچه شامل طراحی و اجرای برنامه های آموزشی، وضع قوانین جرائم و مشوق ها، تشریح برنامه ها برای تمامی واحدهای مستقر و اجرای آن و 4-نظارت بر روند اجراء و تعیین نتایج حاصل از آن. 
یافته ها: سالیانهton  1728 مواد زاید جامد در این شهرک تولید می شود که سهم زاید صنعتی ton 1603، و زایدات خانگی ton 125 است. با اجرای این الگو دو سیستم جداگانه تفکیک، جمع آوری و بازیافت زایدات صنعتی و خانگی در این شهرک راه اندازی شد. همچنین مطابق با اهداف، میزان مواد زاید جامد تولیدی و دفعی در سال 1390 به ترتیب به 5/51 و Kg per 100 million Rials products6/28 و میزان بازیافت زایدات صنعتی و کاغذ نیز به ترتیب به 42 % و 40 % رسید.     
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که اجرای این مدل یعنی راه اندازی عملیات تفکیک، اجرای برنامه های آموزشی، ظرفیت سازی، ارائه خدمات فنی، تکمیل چرخه صنایع مستقر در شهرک و تقویت همکاری های بین واحدهای صنعتی با مدیریت شهرک تا حد زیادی توانست مشکلات مدیریت پسماند را کاهش دهد. 
</description>
						<author>علی اکبر رودباری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دو روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و تاپسیس در مکان‌یابی محل دفن پسماندهای شهری (مطالعه موردی: انتخاب محل دفن پسماند شهری کرج)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5233&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: امروزه دفن پسماندها به دلیل هزینه پایین تر و قبول طیف گسترده تری از پسماندها در بسیاری از کشورها، رایج ترین روش است. در مکان یابی محل دفن پسماند، پارامترهای گوناگونی مانند نیازمندی های جوامع شهری، دولتی و قوانین زیست محیطی و تعداد زیادی از معیارهای کمی و کیفی مورد ارزیابی قرار می گیرند. به این منظور روش های متعدد تصمیم گیری چند معیاره در اولویت بندی مکان های مناسب بکار گرفته می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی کارایی دو روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و روش تاپسیس در اولویت بندی گزینه های دفن پیشنهادی در فرآیند مکان یابی دفن زباله است. از این رو جهت انجام این بررسی، در تحقیق حاضر از این دو روش برای تعیین اولویت گزینه های دفن در کرج با توجه به معیارهای مدنظر استفاده شد. روش بررسی: در این منطقه از رویهم گذاری لایه های اطلاعاتی (نقشه های رقومی) و بکارگیری توابع پرس و جو در نرم افزار Arc GIS9.2، 4 منطقه در جنوب محدوده مورد مطالعه (کرج) شناسایی شدند. سپس اولویت بندی گزینه ها با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و تاپسیس انجام و نتایج با یکدیگر مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: براساس نتایج روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی اولویت گزینه ها به ترتیب گزینه 3 و 2 و 4 و 1 است در حالی که در روش تاپسیس، ترتیب اولویت گزینه ها به صورت 4 و 3 و 2 و 1 است. یافته های این بررسی مبین این واقعیت است که هر دو روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و تاپسیس در اولویت بندی گزینه های دفن، روش های مناسبی هستند. نتیجه گیری: به دلیل اینکه در فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، وزن دهی به گزینه ها با مقایسه زوجی گزینه ها نسبت به هدف صورت می گیرد و همچنین گزینه ها نسبت به تک تک معیارها مورد مقایسه زوجی، ارزیابی و امتیازدهی قرار می گیرند، این روش در این پژوهش از کارایی مناسبی برخوردار است و نتایج نهایی از دقت و اطمینان بالاتری برخوردار است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مرضیه مهتابی اوغانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل موثر در تولید هالواستیک اسیدها و اندازه گیری غلظت آنها در آب خروجی تصفیه خانه های شهرتهران در نیمه اول سال 1389</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5257&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;
زمینه و هدف: معمولترین روش گندزدایی آب کلرزنی است، واکنش کلر با ترکیبات آلی طبیعی که در طی فرایند تصفیه به خوبی حذف نشدند منجر به تشکیل فرآورده های جانبی گندزدایی می شود. هالواستیک اسیدها بعد از تری هالومتان ها دومین فرآورده جانبی کلرزنی مهم در آب هستند. در بیشتر مطالعات صورت گرفته در ایران تری هالومتان ها مورد بررسی قرار گرفته اند، بنابراین ترکیبات حاضر برای اولین بار در ایران مورد پایش قرار گرفتند. روش بررسی: نمونه برداری در 6 ماه متوالی (نیمه اول سال1389) از آب سطحی و تصفیه شده شهر تهران انجام شد. در نمونه های آب سطحی دما، pH ،جذب اشعه فرابنفش در254 nm و کل کربن آلی اندازه گیری شدند و در نمونه های آب تصفیه شده pH، کلر آزاد باقیمانده و هالواستیک اسیدها مورد آنالیز قرار گرفتند. یافته ها: نتایج مطالعه در شهر تهران نشان داد که غلظت کربن آلی در آب سطحی به ترتیب در فصل بهار و تابستان 3/6،4/42 mg/L و 1/78،2/71 و میزان هالواستیک اسیدها در فصل بهار و تابستان به ترتیب 41/7-55/56 μg/L و43/73-34/83 است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که غلظت مواد آلی طبیعی (NOM)، کل کربن آلی(TOC)و هالو استیک اسیدها (HAAs) در فصل بهار بیشتر از فصل تابستان است و میزان هالواستیک اسیدها به غلظت NOMو TOC وابسته است. با توجه به حداکثر غلظت مجاز هالواستیک اسیدها (60μg/L) توسط EPA می توان گفت در تمامی نمونه ها غلظت هالواستیک اسیدها از حداکثر مجاز کمتر است ولی به دلیل نزدیک بودن مقادیر پایش شده به سطح استاندارد می تواند هشداری برای مسئولان مربوط در صنعت آب محسوب شود.
&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محبوبه قوچانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کیفیت باکتریایی خاک و محصول کشاورزی آبیاری شده با فاضلاب تصفیه شده شهری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5259&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;
زمینه و هدف: استفاده از فاضلاب در بخش کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک که با کمبود آب روبرو هستند مهم است. هر چند که کاربرد فاضلاب در کشاورزی بسته به خصوصیات آن می تواند مفید یا زیان آور باشد. بنابراین هدف این مقاله بررسی کیفیت باکتریایی خاک و محصول تحت آبیاری با فاضلاب تصفیه شده بود.
روش بررسی: برای بررسی میکروبی در این تحقیق، طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با 2 تیمار شامل آبیاری با آب چاه با کود (W1) و آبیاری با پساب (W2) و در 3 تکرار برای کشت ذرت علوفه ای در مزرعه تصفیه خانه فاضلاب شهری شهرکرد به مدت 3 ماه در تابستان 1390 اجرا گردید.
یافته ها: در انتهای فصل رشد برای بررسی کیفیت باکتریولوژیکی، نمونه های خاک از عمق 5-0 و 15-5 سانتی متری خاک و نمونه های گیاهی شامل برگ قدیمی، برگ جدید و دانه گیاه جمع آوری شدند. تعداد باکتری های لاکتوز مثبت، کلی فرم کل و مدفوعی خاک تحت تیمار فاضلاب، در عمق 5-0 سانتی متری نسبت به عمق 15-5 سانتی متری حدود 42% بیشتر بودند. در برگ قدیمی تعداد کلی فرم کل 88MPN/ 100 mL  و کلی فرم مدفوعی 40MPN/ 100mL و در برگ جدید تعداد کلی فرم کل 38MPN/ 100mL و کلی فرم مدفوعی 2MPN/ 100mL شمارش گردید.
نتیجه گیری: بطور کلی نتایج نشان داد که با گذشت زمان روزانه تعداد باکتری های شاخص آلودگی در خاک به مقدار 35% کاهش می یابد. 

&lt;/div&gt;</description>
						<author>افسانه عالی نژادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تولید کربن فعال از لاستیک های مستعمل اتومبیل و حذف بنزین از آب به وسیله آن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5268&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;
زمینه و هدف: افزایش تولید لاستیک های مستعمل بحث بازیافت این پسماند را به امری مهم در جهان امروز تبدیل کرده است، ازطرفی به نظر  می رسد در جوامع در حال توسعه آلودگی آب های زیرزمینی به مواد نفتی از جمله بنزین به تحدیدی جدی برای سلامت انسان تبدیل شده است، هدف مطالعه حاضر تولید کربن فعال از لاستیک مستعمل و استفاده از آن برای حذف بنزین از محیط آبی است. روش بررسی: در این مطالعه از نمک پتاسیم هیدرواکساید برای فعال سازی شیمیایی لاستیک مستعمل استفاده گردید. به منظور جلوگیری از  اکسیداسیون پیش ماده مورد استفاده از گاز آرگون استفاده شد. برای تعیین خصوصیات بافت کربن فعال تولید شده جذب گاز N2 و ایزوترم BET  به کار برده شد. همچنین جهت تعیین خصوصیات جذب بنزین بر روی جاذب تولید شده از مدل های ایزوترمی و سینتیکی و برای تعیین اثر دما از مطالعه ترمودینامیکی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد میزان SBET و VTOTAL به ترتیب برابر با 111/702 g/m2 و 0/124 cc/g است. مدل لانگمیر و شبه درجه دوم نیز به  ترتیب بهترین مدل های ایزوترمی و سینتیکی جهت پیش بینی رفتار جاذب در جذب بنزین تعیین گردیدند. مقادیر تغییرات انرژی آزاد گیبس نیز در تمامی دماها منفی بود. نتیجه گیری: کربن فعال تولید شده دارای مساحت سطحی مطلوب و ظرفیت جذب مناسب برای حذف بنزین در محیط های آبی است و به نظر می رسد تولید کربن فعال از لاستیک مستعمل ارزان، موثر و دوستار محیط زیست باشد.
&lt;/div&gt;


</description>
						<author>محمد علی بقاءپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی حذف رنگ و COD رنگزای راکتیو آبی 171 در سیستم تلفیقی اکسیداسیون پیشرفته UV/H2O2 و بیولوژیکی SBAR</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5270&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: در این تحقیق راندمان حذف رنگ زای راکتیو آبی 171 با استفاده از فرایند تلفیقی اکسیداسیون پیشرفته UV/H2O2 و SBAR مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: ابتدا دو سیستم شیمیائی و بیولوژیکی هر یک بطور مجزا مورد بررسی قرار گرفت. در سیستم شیمیایی پارامترهای نوع و توان لامپ و نیز غلظت اولیه رنگ زا و پراکسید هیدروژن و در سیستم بیولوژیکی زمان ماند هیدرولیکی، شدت هوادهی، غلظت اولیه رنگ زا و درصد حذف رنگ و COD بررسی شدند. پس از تعیین شرایط بهینه و قابلیت هر یک از این سیستم  ها، جهت بررسی کارائی سیستم تلفیقی، خروجی فاضلاب نیمه تصفیه شده در فاز شیمیایی پس از حذف پراکسید هیدروژن باقیمانده توسط دی اکسید منگنز، وارد راکتورهای بیولوژیکی گردید. یافته  ها: در آزمایش فاز شیمیایی، غلظت 100 ppm رنگ زا با استفاده از لامپ UV-C با توان 150 W و با استفاده از mM 0/1 پراکسید هیدروژن در pH=9 در مدت زمان 25 min، به طور کامل رنگبری شد اما راندمان حذف COD در انتهای آزمایش(min 135)، 86/7&amp;nbsp; درصد&amp;nbsp; بود. کاربرد سیستم بیولوژیکی حذف 44 درصد رنگ توسط مکانیسم جذب در COD اولیه 50 mg/L را به دنبال داشت که بیانگر عدم توانایی سیستم در تجزیه بیولوژیکی و شکستن مولکول رنگ زا بود. سیستم تلفیقی، قادر به حذف موفق  تر رنگ و COD رنگ زا در مقایسه با انجام هر یک از فرایندها بصورت مجزا بود. به طوریکه علاوه بر حصول رنگبری کامل، در فرایند تلفیقی اول (حذف رنگ تا غلظت 45 ppm در سیستم شیمیائی و تخلیه به سیستم بیولوژیکی)، میزان حذف COD رنگ زا به 81 درصد و در فرایند تلفیقی دوم (حذف کامل رنگ در سیستم شیمیائی و تخلیه به سیستم بیولوژیکی) به 52 درصد رسید. نتیجه گیری: طبق نتایج بدست آمده، به دلیل پیچیده بودن ساختار رنگ زا، سیستم بیولوژیکی قادر به حذف کامل آلاینده نیست. ولی با تلفیق دو فرایند شیمیایی UV/H2O2 و بیولوژیکی SBAR، میزان تجزیه پذیری ترکیبات آلی افزایش می  یابد که نشان دهنده موفق بودن فرایند تلفیقی در تجزیه ترکیبات سخت تجزیه  پذیر است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>بیتا آیتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>غلظت کادمیوم، نیکل، وانادیوم و روی در عضله و خاویار تاسماهی ایرانی (Acipenser persicus) با تاکید بر ارزیابی ریسک ناشی از مصرف عضله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5223&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;
زمینه و هدف: آلودگی به فلزات یکی از مشکلات مهم زیست محیطی و یکی از نگرانی های مهم بهداشت مواد غذایی به شمار می آید. در سراسر جهان، ماهیان خاویاری یک منبع مهم تامین غذا و ایجاد اشتغال و درآمد هستند. در پژوهش حاضر، با اندازه-گیری غلظت کادمیوم، نیکل، وانادیوم و روی در عضله و خاویار تاسماهی ایرانی (Acipenser persicus)، ریسک ناشی از مصرف این ماهی برای انسان مورد ارزیابی قرار گرفت. 
روش بررسی: نمونه های تاسماهی ایرانی (24n=) را از مراکز مهم صید ماهیان خاویاری بخش جنوبی دریای خزر واقع در استان های مازندران و گیلان جمع آوری گردیده و تا آنالیز شیمیایی در فریزر در دمای 0C 20- نگهداری شدند. حدود g 1 از هر نمونه خشک شده را در لوله های هضم PTFE ریخته شد. سپس به میزان mL 10 اسید نیتریک 65% به آن اضافه گردید. ابتدا به مدت h 1 در دمای 0C 40 لوله های PTFE بر روی هیتر قرار داده سپس به آرامی دما را افزایش داده و به مدت h 3 در دمای 0C 140 حرارت داده شد. محلول حاصل با استفاده از کاغذ صافی واتمن شماره یک، صاف شده و در نهایت با آب دوبار تقطیر شده (دیونیزه) به حجم mL 25 رسانیده شد.
یافته ها: میانگین غلظت کادمیوم، نیکل، وانادیوم و روی در عضله به ترتیب 0/002 ±0/005، 0/03±0/06،   0/13 ± 0/04 و 3/07 ±7/49 μg/gوزن تر است. همچنین میانگین غلظت این فلزات در خاویار به ترتیب 0/006±0/007 ، 0/07 ± 0/09 ، 0/15 ± 0/12 و 5/75 ±21/23 μg/g وزن تر تعیین گردید.
نتیجه گیری: میانگین غلظت کادمیوم، وانادیوم و روی از حد استاندارد تعیین شده توسط سازمان کشاورزی، ماهی گیری و غذایی انگلستان MAFF (2000) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) پایین تر است. حد استاندارد فلزات کادمیوم، وانادیوم و روی به ترتیب μg/g 0/2، 0/5 و 50 است. بنابراین بدلیل پایین بودن غلظت های بدست آمده از حد مجاز، مصرف عضله و خاویار تاسماهی ایرانی خطری جدی برای سلامتی مصرف کنندگان نخواهد داشت.

&lt;/div&gt;


</description>
						<author>علیرضا ریاحی بختیاری </author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
