<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> سلامت و محیط زیست </title>
<link>http://ijhe.tums.ac.ir </link>
<description>سلامت و محیط زیست - مقالات نشریه - سال 1392 جلد6 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی تاثیر غلظت و نرخ جریان ورودی به ستون بستر ثابت بر روی عملکرد جذب زیستی نیکل توسط جلبک قهوه‌ای پروتونه شده‌ Cystoseira indica و مدل‌سازی نتایج تجربی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5231&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: جذب زیستی یک فناوری جدید و ارزان جهت حذف و بازیابی فلزات سنگین از محلول های آبی است. به منظور بررسی پتانسیل این روش در حذف یون های نیکل، جذب زیستی نیکل از محلول های آبی توسط زیست توده  Cystoseira indica در یک ستون بستر ثابت بررسی شد. روش بررسی: میزان جذب یون های نیکل توسط جاذب زیستی پروتونه شده در غلظت  و نرخ جریان های ورودی متفاوت، مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین، منحنی شکست بدست آمده تحت یک شرایط آزمایشگاهی مشخص، با استفاده از مدل-های Thomas، Yoon &amp; Nelson، Dose-Response و Belter مدل سازی شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد افزایش غلظت ورودی به ستون از 58 تاmg/L 100، باعث افزایش نیروی محرکه  انتقال جرم شده و ظرفیت جذب جاذب از 55/84 بهmg/g95/69 افزایش می یابد. بررسی اثر نرخ جریان نشان داد هنگامی که فرآیند توسط انتقال جرم داخلی کنترل می شود، نرخ جریان های پایین مطلوب است. در مورد کنترل فرآیند توسط انتقال جرم خارجی، نرخ جریان های بالا باعث کاهش مقاومت لایه  نازک سیال اطراف جاذب شده و باعث افزایش انتقال جرم می شوند. مدل سازی داده های آزمایشگاهی، نشان داد مدل های فوق الذکر، به ویژه مدل Dose-Response، برای پیش بینی منحنی های شکست مناسب هستند. بررسی pH محلول خروجی از ستون نشان داد که مکانیسم تبادل یونی یکی از مکانیسم های اصلی در جذب زیستی نیکل توسط این جاذب است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تکمیل کننده  آزمایش های جذب ناپیوسته  تعادلی است. لذا، از نقطه نظر فرآیندی، این زیست توده می تواند در ستون های جذب به عنوان جاذب یون های نیکل مطرح باشد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا کشتکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی فرایندهای فتوشیمیایی و سونوشیمیایی توام با پراکسید هیدروژن در تجزیه رنگ‌زای کاتیونی بنفش 16 از محیط‌های آبی: مطالعه کینتیکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5219&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: رنگ زاهای کاتیونی از جمله رنگ زای کاتیونی بنفش کاربردهای بسیار زیادی در صنایع مختلف دارند. این مطالعه به منظور بررسی میزان تجزیه رنگ زای کاتیونی بنفش 16 توسط فرایندهای UV، UV/H2O2، US و US/H2O2 انجام شد. روش بررسی: فرایند فتولیز با استفاده از یک فتوراکتور مجهز شده به یک لامپ کم فشار بخار جیوه (طول موج کوتاه) و با توان W 55 در مقیاس آزمایشگاهی و فرایند سونولیز در یک سونوراکتور با فرکانس بالا (kHz 130) و با قدرت kW 100، با تاکید بر اثرات انواع پارامترهای موثر و افزودن نمک سولفات سدیم بر روی روند رنگ بری و راندمان تخریب رنگ انجام گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که راندمان حذف کامل رنگ زای کاتیونی بنفش 16 با غلظت اولیه mg/L 30 با استفاده از فرایند UV/H2O2 بعد از زمان حدودmin 8 بدست آمد. در رابطه با فرایند سونوشیمیایی نتایج نشان دهنده راندمان کمتر این فرایند نسبت به فرایند فتوشیمیایی بود. به طوری که راندمان حذف رنگ زا پس از زمان تابشmin 120 حدود 65% بدست آمد. همچنین مشخص شد کهpH طبیعی حاصل از رنگ زا و غلظت های کمتر رنگ زا برای تجزیه مناسب تر است و هر گونه افزایش در غلظت اولیه رنگ زا منجر به کاهش سرعت تخریب می شود. نتایج نشان داد مداخله گر سولفات سدیم در فرایند سونوشیمیایی باعث افزایش سرعت واکنش می گردد. دیگر یافته ها نشان داد که داده های کینتیکی از معادله درجه اول بهتر پیروی می کنند. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج حاصل از آزمایشات نشان داد که می توان از فرایندهای فتوشیمیایی و سونوشیمیایی توام با پراکسید هیدروژن به عنوان یک روش موثر در حذف رنگ زای کاتیونی بنفش 16 از محیط های آبی استفاده نمود. همچنین در مقایسه با دو فرایند ذکر شده، استفاده از فرایند فتوشیمیایی توام با پراکسید هیدروژن با توجه به کارایی حذف و همچنین قابل دسترس بودن به عنوان یک روش موثر و سریع جهت حذف رنگ ها از محیط های آبی پیشنهاد می گردد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>زهرا رحمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه‌سازی تجزیه زیستی مازوت توسط میکروارگانیسم‌های بومی به روش تاگوچی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5217&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;زمینه و هدف: بهینه سازی تجزیه زیستی مازوت بوسیله متغیرهای مختلف یکی از کاربردهای مهندسی زیستی در صنایع نفت است. هدف از این مطالعه تعیین کمیت های بهینه برای بالا بردن بازده تجزیه زیستی مازوت توسط میکروارگانیسم های بومی بوده است. روش بررسی: به منظور بهینه سازی تجزیه مازوت، هفت متغیر میزان تلقیح میکروبی، pH اولیه، ماده فعال سطحی، گلوکز، منبع فسفر، منبع نیتروژن و نمک دریایی هر یک با چهار سطح و متغیر نوع میکروارگانیسم با دو سطح برای طراحی آزمایش به روش تاگوچی در نظر گرفته شدند که با استفاده از آنها 32 آزمایش طراحی گردید. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان دادند مخلوط میکروبی، تلقیح میکروبی به میزان OD 600 0/016، pH 8/3، توئین80 با غلظت g/L 2، گلوکز با غلظت g/L 4، فسفات با غلظت g/L 5، آمونیوم با غلظت g/L 9 و نمک دریایی با غلظت g/L 0/5 شرایط بهینه فرایند تجزیه زیستی مازوت محسوب می شوند. نتیجه گیری: سطح بهینه هر متغیر الزاما بیشترین و یا کمترین سطح متغیر نبوده است. براساس تحلیل واریانس نتایج، منبع فسفر با 15/8% و pH با 14/8% بیشترین اثر را در میان متغیرها داشته اند؛ هرچند در کل، عامل خطا با 31/6% بیشترین تاثیرگذاری را داشته است. میزان تلقیح میکروبی در بهینه کردن تجزیه مازوت با 0/63% کمترین اثر را داشته است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا چکشیان خراسانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه و تحلیل اثرات زیست محیطی کشتارگاه‌های مرغ با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (مطالعه موردی: کشتارگاه طیور نمونه تهران)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5214&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف :کشتارگاه طیور نمونه تهران با مساحتی بالغ بر m2 13000 در ناحیه 3 منطقه 5 شهرداری تهران و در محله مرادآباد قرار دارد. تحقیق حاضر با هدف تحلیل اثرات زیست محیطی کشتارگاه مذکور به انجام رسید. برای دستیابی به این هدف از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) که از روش های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) است، استفاده گردید. روش بررسی: ابتدا از طریق تجزیه و تحلیل اثرات پروژه، معیارها و گزینه های مورد نظر مشخص گردید. در ادامه جهت تایید نهایی معیارها از پرسشنامه خبرگان استفاده گردید. به منظور اولویت بندی معیارها و گزینه ها از تکنیک بردار ویژه با به کارگیری نرم افزار Expert choice استفاده شد. یافته ها: نتایج اندازه گیری از پساب خروجی کشتارگاه نشان داد که پساب خروجی قابلیت تخلیه به آب سطحی، چاه و نیز مصارف آبیاری و کشاورزی را ندارد. ارزیابی صدا نشان داد که میزان صدای اندازه گیری شده بیشتراز حد مجاز است. نتایج آزمایش آلاینده های هوا پائین تر از حد استاندارد بوده است. نتیجه گیری: نتایج مبین آن است که در بعد آلودگی های کشتارگاه، فاضلاب با وزن 0/479 اولویت نخست و به ترتیب، صدا، هوا و بو با وزن های 0/229، 0/136 و0/080&amp;nbsp; اولویت های بعدی را شامل می شوند. محیط اقتصادی، اجتماعی فرهنگی نسبت به محیط فیزیکی شیمیایی و سپس محیط بیولوژیکی، رتبه بالاتری را کسب نموده است. در خاتمه با توجه به مهم ترین معضل زیست محیطی کشتارگاه )فاضلاب(، بهینه سازی سیستم تصفیه پساب کشتارگاه و نیز پایش مستمر کیفیت پساب خروجی در اولویت است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>سید علی جوزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی فرایند فنتون اصلاحی با نانو ذرات آهن در کاهش نیترات از محیط آبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5243&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: امروزه نگرانی های جهانی در مورد وجود نیترات در آب های زیر زمینی و تاثیر سوء آن بر سلامتی افزایش یافته است. این پژوهش با هدف بررسی کارایی فرایند فنتون اصلاحی در حضور نانو ذرات آهن در کاهش نیترات از محیط های آبی صورت پذیرفت. روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه تجربی است که در مقیاس آزمایشگاهی انجام شده است. احیاء نیترات توسط فرآیند اکسیداسیون پیشرفته Fe&amp;deg;/FeІІ/FeШ/H&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; در pH 10-2، زمان تماس min90-10، غلظت نیترات 50 تا mg/L 300 و نسبت های مولی 5-0/5 [H&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;]/[Fe] انجام پذیرفت. در این مطالعه تاثیر pH، نسبت مولی واکنش گرها، زمان افزودن H&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;، زمان تماس در حذف نیترات بررسی گردید. جهت سنجش نیترات از اسپکتوفتومتر Dr/5000 استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد پارامترهای بهینه در انجام فرآیند فنتون به منظور حذف نیترات به ترتیب شامل pH برابر با 3، نسبت مولی[H&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;]/[ Fe&amp;deg;] برابر با 0/5 و زمان تماس min 15 است. با اعمال این شرایط راندمان حذف نیترات در زمان ماند min 15، غلظت اولیه نیترات mg/L 100، غلظت ترکیبات آهن mg/L10 و pH 4 برای FeШ، FeІІ، Fe&amp;deg;، FeІІ/Fe&amp;deg;/H&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و FeШ/Fe&amp;deg;/H&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; به ترتیب برابر با 10/5، 27/6، 36/5، 62/3، 74% است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج آزمایشگاهی به دست آمده مشخص گردید که فرآیند فنتون اصلاحی با نانو ذرات آهن صفر قادر به کاهش نیترات تحت شرایط بهینه از محیط آبی بوده و این روش می تواند برای حذف ترکیبات مشابه مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>بهروز کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین غلظت فلزات کادمیوم و سرب در محصولات آرایشی )کرم ضدآفتاب، رژلب و رنگ مو(</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5224&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: توسعه صنعت محصولات آرایشی، گرایش مردم بخصوص خانم ها نسبت به زیبایی ظاهری، نیاز و استفاده از این محصولات را افزایش داده است. با توجه به حضور فلزاتی چون سرب و کادمیوم به عنوان ماده نگهدارنده و رنگی در این محصولات، به تعیین غلظت این فلزات در محصولات آرایشی کرم ضدآفتاب، رژلب و رنگ مو پرداخته شد. روش بررسی: مارک های مختلفی از مواد آرایشی به منظور تعیین غلظت فلزات کادمیوم و سرب تهیه شده و غلظت ها با استفاده از دستگاه جذب اتمی کوره گرافیتی بر حسب &amp;micro;g/kg وزن خشک اندازه گیری گردید. یافته ها: با توجه به آنالیز داده های بدست آمده، به طور کلی میزان فلز کادمیوم کمتر از فلز سرب بدست آمد. بین غلظت کادمیوم در مارک های مختلف کرم ضدآفتاب و رژلب اختلاف معنی داری مشاهده نشد (0/05&lt;p)&gt;0/05). نتیجه گیری: با وجود اینکه میزان سرب و کادمیوم در مارک های انتخابی محصولات آرایشی این تحقیق پایین تر از حد مجاز بدست آمد اما غلظت کم آنها نسبت به نتایج مطالعات پیشین می تواند اثرات سوء خود را از طریق خطرات جدی سلامت انسان و امکان بروز و یا تشدید بیماری های مختلف از جمله آلرژی، التهاب، بیماری های پوستی و غیره اعمال  کند. از این رو می-بایست تهیه و استفاده از این محصولات با توجه به استانداردهای موجود صورت پذیرد. &lt;/p)&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا ریاحی بختیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کارایی نانولوله‌های کربنی چندجداره در حذف فنل از محلول‌های آبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5225&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: صنایع مختلفی نظیر پتروشیمی، پالایشگاه نفت، داروسازی، پلاستیک، کاغذ، فولاد و رزین مقادیر قابل-توجهی فنل و مشتقات آن را تولید می کنند. با توجه به اینکه فاضلاب های حاوی فنل دارای سمیت بالا و قدرت تجزیه-پذیری کم هستند، باید قبل از تخلیه به محیط زیست، تصفیه شوند. بنابراین هدف از این مطالعه، حذف فنل از محیط های آبی با استفاده از نانولوله های کربنی چندجداره است. روش بررسی: فرایند جذب در شرایط آزمایشگاهی با تأکید بر اثر پارامترهای مختلفی چون زمان تماس (min 5 تا 120)،&amp;nbsp; (11وpH&amp;nbsp; (3،5،7،9، غلظت اولیه فنل (25،10،5و50mg/L) و یون های مداخله گر سولفات و کلراید (mg/L 20 تا 200) بر فرایند جذب مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تفهیم بهتر فرایند جذب، سینتیک و ایزوترم های جذب تعیین شد. یافته ها: نتایج نشان داد که حداکثر ظرفیت جذب در غلظتmg/L 50 فنل در طی زمان min 30 اتفاق می افتد. همچنین در pH بین 3 تا 9 تغییر محسوسی در جذب مشاهده نشد و در pH بیشتر از 9، جذب بطور ناگهانی کاهش یافت. وجود یون های سولفات و کلراید، تأثیری بر فرایند نداشت. علاوه بر این مشخص شد که سینتیک جذب از مدل سینتیک درجه دوم کاذب و داده های تعادلی از ایزوترم فروندلیچ تبعیت می کند. نتیجه گیری: بر مبنای نتایج حاصل از این مطالعه می توان اظهار نمود که نانولوله های کربنی چندجداره به دلیل قابل استفاده بودن در محدوده وسیعی از pH، زمان کوتاه برای رسیدن به تعادل و همچنین عدم تأثیر یون های مداخله گر بر فرایند جذب، قابلیت خوبی درحذف فنل از محیط های آبی دارند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>معصومه مستوفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین میزان آلودگی مایکوتوکسین‌ها و فلزات سنگین در برنج‌های خوراکی وارداتی به استان گلستان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5232&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: برنج یکی از اقلام پرمصرف غذایی است که در معرض آلودگی به مایکوتوکسین ها و فلزات سنگین قرار دارد. با توجه به خاصیت تجمع پذیری فلزات سنگین در بافت های بدن انسان و اثرات سوء آن بر بدن و سرطان زایی و جهش زا بودن مایکوتوکسین ها، بررسی حاضر به منظور تعیین آلودگی برنج های وارداتی به استان گلستان انجام پذیرفت. روش بررسی: در این مطالعه تعداد 80 نمونه برنج وارداتی از کشورهای هندوستان و پاکستان در مرز اینچه برون واقع در استان گلستان در فاصله زمانی دی ماه 90 تا مرداد ماه 91 نمونه برداری و از نظر میزان مایکوتوکسین ها (آفلاتوکسین های B&amp;rlm;1 ،B2، G1،G2 و مجموع آفلاتوکسین ها ، اکراتوکسین A، زرالنون و داکسی نیوالنول) و فلزات سنگین (سرب، آرسنیک و کادمیوم) مورد آزمون قرار گرفتند. تمامی نمونه ها از نظر میزان مایکوتوکسین ها توسط دستگاه HPLC و خالص سازی با ستون ایمونوافینیتی (خالص سازی داکسی نیوالنول با ستون فازجامد انجام شد) آزمون شدند. برای اندازه گیری آرسنیک از دستگاه بیناب سنجی جذب اتمی بر مبنای تولید هیدرید و برای تعیین مقدار سرب و کادمیوم از روش طیف سنجی نوری جذب اتمی با کوره گرافیتی بر طبق استاندارد AOAC.986.15 استفاده شد . یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین میزان آفلاتوکسین B1 ، B2، اکراتوکسینA و آفلاتوکسین توتال به ترتیب 0/93 ، 0/036، 0/033 وng/g 0/96 بود. آفلاتوکسین هایG1، G2 و داکسی نیوالنول در هیچ یک از نمونه ها مشاهده نشد. میانگین غلظت سرب ،آرسنیک و کادمیوم در نمونه ها نیز به ترتیب 0/067 ،0/007 وmg/kg0/024 بود. نتیجه گیری: همه نمونه ها با بیشینه مجاز تعیین شده برای مایکوتوکسین ها و فلزات سنگین برنج در استانداردهای ملی ایران مطابقت داشتند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدیس مسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مهاجرت بیس‌فنول A و نونیل فنول از بطری‌های آب معدنی و ظروف پلاستیکی یکبار مصرف به آب در دماهای مختلف</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5266&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: بیس فنولA و نونیل فنول مواد زنواستروژن هستند که به عنوان یک مونومر پلاستیک ها در حجم زیادی در تولید مواد پلاستیکی بخصوص بطری های آب معدنی و ظروف پلاستیکی یکبار مصرف استفاده می شوند. این مطالعه پتانسیل میزان مهاجرت بیس فنولA و نونیل فنول از لیوان های یکبار مصرف پلاستیکی به آب با دماهای مختلف و همچنین از جداره بطری های آب معدنی به آب در دماهای مختلف را مورد بررسی قرار داد. روش بررسی: در تحقیق حاضر استخراج بیس فنول A و نونیل فنول در نمونه ها با روش استخراج مایع- مایع انجام شد. برای شناسایی و تعیین کیفی بیس فنول A و نونیل فنول از دستگاه کروماتوگرافی گازی مجهز به آشکارساز طیف سنجی جرمی و برای تعیین کمی این دو ترکیب از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا مجهز به آشکارساز فلورسانس استفاده شد. یافته ها: نتایج این تحقیق از میزان مهاجرت بیس فنول A و نونیل فنول از لیوان های یکبار مصرف به آب با دماهای مختلف نشان داد که با افزایش دما میزان میزان مهاجرت این دو ترکیب به آب بطور معنی داری افزایش می یابد. همچنین نتایج مطالعه حاضر فقط حضور بیس فنول A را در آب بطری های آب معدنی نشان داد و اینکه با افزایش دما نیز میزان مهاجرت بیس فنول A به آب محتوی در بطری های آب معدنی افزایش می یابد. نتیجه گیری: بطور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که عدم نگهداری صحیح بطری های آب معدنی و همچنین استفاده از ظروف یکبار مصرف بخصوص برای آشامیدن نوشیدنی های گرم، در معرض قرار گیری مصرف کننده را در برابر این دو ترکیب افزایش می دهد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حبیب اله یونسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر جنس خاک بر نشت و جذب فلزات سنگین (کروم، سرب و کادمیوم) بعد از کاربرد کمپوست بر روی خاک‌ها</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5258&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: کاربرد کمپوست حاوی فلزات سنگین می تواند میزان غلظت فلزات را در خاک و آب های زیرزمینی افزایش دهد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی نشت فلزات سرب، کروم و کادمیوم از سه خاک آمیخته به کمپوست مواد زائد شهری است. روش بررسی: ابتدا خاک های انتخاب شده داخل ستون های با قطر داخلی mm 100 و ارتفاع mm 600 ریخته شده و تیمارها که شامل: کمپوست حاوی فلزات کمتر، کمپوست حاوی فلزات بیشتر و شاهد بودند هر یک در ستونی مجزا بارگذاری گردیدند. ستون های خاک در دمای اتاق به مدت 9 روز با آب مقطر آبیاری شدند تا اینکه ارتفاع آب مصرفی به mm 250 رسید. شیرابه جمع آوری شده و غلظت سرب، کروم، کادمیوم، pH و هدایت الکتریکی آن مورد آنالیز قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد، کاربرد کمپوست حاوی فلزات بیشتر بر کاهش pH، افزایش هدایت الکتریکی و نشت فلزات سرب، کروم و کادمیوم بر روی هر سه خاک نسبت به شاهد معنادار است (P&lt;sub&gt;V&lt;/sub&gt;&amp;le;0.05). اما کاربرد کمپوست حاوی فلزات کمتر بر نشت فلزات نسبت به شاهد در هر سه خاک معنادار نیست (P&lt;sub&gt;V&lt;/sub&gt;&amp;ge;0.05). به طور کلی میزان نشت فلزات از هر سه خاک  به این ترتیب شنی لومی &gt; شنی رسی لومی&gt; سیلت رسی لومی است. نتیجه گیری: غلظت فلزات در شیرابه بستگی به وی&amp;zwj;ژگی های خاک و نوع کمپوست افزوده شده به خاک دارد. از این رو کاربرد کمپوست حاوی فلزات بیشتر برروی خاک های دارای درصد بالای شن، ممکن است آب های زیرزمینی را در معرض آلودگی به فلزات سنگین قرار دهد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>ایوب رستگار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارائی نانوذرات سیلیکون در جذب اسیدهیومیک موجود در آب</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5277&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: موادهیومیک در آب شرب با کلرین واکنش داده و تشکیل ترکیبات سرطان زا می نمایند. از میان روش های مختلف برای جداسازی&amp;nbsp; اسیدهیومیک از آب های سطحی، فرایند جذب در زمره روش های است که به علت اقتصادی و ساده بودن توجهات زیادی را بخود جلب کرده است.این تحقیق با هدف بررس کارائی نانوذرات سیلیکون در جذب اسیدهیومیک موجود در آب انجام گرفت. روش بررسی: مطالعه تجربی است که بر روی نمونه سنتتیک و سپس بر روی نمونه واقعی آب خام تصفیه خانه زرینه رود تبریز انجام گرفت. نمونه برداری بروش نمونه برداری لحظه ای انجام گرفت .پس از تعیین کیفیت شیمیایی و میانگین اسیدهیومیک نمونه خام، اثر pH، مقدار جاذب و زمان های مختلف بر روی حذف اسیدهیومیک مورد بررسی قرار گرفت. شرایط بهینه هریک از پارامتر تعیین گردید. بمنظور درک بهتر فرایند جذب، ایزوترم ها و سینتیک جذب بررسی شد. غلظت اسید هیومیک و TOC بترتیب با استفاده از اسپکتروفتومتر Schimadzu/UV-1800,made&amp;nbsp; (in japan) در طول موج 254 nm و دستگاه TOC متر SHIMADZU مدل TOC-VCSH اندازه گیری شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار spss و آماره رگرسیون استفاده شد. یافته ها: بیشترین درصد حذف اسید هیومیک در pH=4، و زمان ماند 10 min و کاربرد مقدارجاذب 0/25 g/L برای محلول های سنتتیک و واقعی به ترتیب با راندمان 88/4 % و 81/8 % بدست آمد. نتایج نشان داد، جذب اسیدهیومیک از ایزوترم فروندلیچ وسرعت آن از سینتیک درجه دوم بترتیب با ضریب همبستگی 0/8172 و 0/9936 پیروی می کند. نتیجه گیری: گرچه میزان حذف در محلول های واقعی با محلول های سنتتیک بعلت تداخل عوامل مداخله گر در آب های طبیعی کمتر بود ولی در مجموع با توجه به درصد بالای حذف اسیدهیومیک در شرایط بهینه می توان روش مذکور را بعنوان یکی از روش های کارآمد برای حذف&amp;nbsp; اسیدهیومیک مطرح نمود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمد ملکوتیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان حضور باسیلوس سرئوس در شیرخام دریافتی کارخانجات تولیدکننده پنیر فراپالایش</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5291&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: شیر و فرآورده های آن محیط بسیار مناسبی جهت رشد میکروارگانیسم هایی از جمله باسیلوس سرئوس هستند. باسیلوس سرئوس اسپورزا بوده و می تواند به راحتی طی پاستوریزاسیون زنده مانده و مشکلات متعددی را ایجاد نماید. این تحقیق به منظور بررسی میزان اسپورهای هوازی و باسیلوس سرئوس در شیرخام دریافتی سه کارخانه تولید کننده پنیر فراپالایش انجام گردید. روش بررسی: نمونه گیری طی 30 روز در فصل زمستان از ماشین حمل شیرخام انجام شد. همچنین نمونه سواب نیز از سطح داخلی تانکر حمل شیرخام به منظور تشخیص حضور باسیلوس سرئوس گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد اغلب نمونه های شیرخام در مقایسه با استانداردهای ملی و بین المللی دارای سطح بالایی از آلودگی به اسپورهای هوازی و به ویژه باسیلوس سرئوس بودند. نتایج بررسی منابع تأمین شیرخام مشخص کرد که با وجود سطح پایین آلودگی کل در دامداری&amp;nbsp; صنعتی نسبت به دامداری سنتی و مراکز جمع آوری، اسپورهای هوازی و باسیلوس سرئوس حتی از این دامداری ها نیز می توانند به کارخانجات انتقال یابند. همچنین بیشترین میزان بار میکروبی کل و باسیلوس سرئوس در مراکز جمع آوری و کمترین آن در دامداری صنعتی یافت شد. بررسی دامداری های صنعتی مشخص کرد که آلودگی پستان دام به خاک و مدفوع و آلودگی بستر گاو از منابع مهم آلودگی شیرخام هستند. نتایج آزمون سواب نیز بیان گر عدم کفایت عملیات شستشو و پاکیزه سازی در محل برای حذف کامل باسیلوس سرئوس بود. نتیجه گیری: به منظور درجه بندی کیفیت شیرخام، شمار اسپورهای هوازی بسیار مؤثرتر از شمار کل میکروارگانیسم ها است. همچنین سیاست مدیریتی در برقراری تعادل بین مقدار و کیفیت شیرخام دریافتی و در نتیجه بهبود کیفیت، تأثیر به سزایی داشته و منجر به کاهش آلودگی کارخانجات شیر و محصول نهایی خواهد شد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمید عزت پناه</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
