<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> سلامت و محیط زیست </title>
<link>http://ijhe.tums.ac.ir </link>
<description>سلامت و محیط زیست - مقالات نشریه - سال 1393 جلد7 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی غلظت سرب و کادمیوم در محصولات کشاورزی (کاهو، کلم، پیاز و چغندر) استان اصفهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5272&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: آلودگی محصولات کشاورزی به فلزات سنگین ناشی از وجود این آلودگی ها در خاک و هوا خطری جدی برای کیفیت و امنیت این محصولات به شمار می رود. کادمیوم و سرب هر دو اثرات سرطان زایی از خود نشان داده اند. هدف از این مطالعه، میزان سرب و کادمیوم در برخی از محصولات کشاورزی استان اصفهان است. روش بررسی: در طول دو فصل بهار و تابستان، 80 نمونه از 4 نوع محصول (از هر محصول 20 نمونه) به طور تصادفی از اراضی کشاورزی برخی از مناطق استان اصفهان برداشت گردید. پس از آماده سازی، میزان سرب و کادمیوم توسط دستگاه جذب اتمی تعیین شد. یافته ها: میانگین غلظت سرب و کادمیوم در محصولات نمونه برداری شده با یکدیگر متفاوت بود. به طوری که اختلاف میان غلظت سرب در چغندرلبویی با پیاز و کلم معنی دار بود (05/p&lt;0)&amp;nbsp; و اختلاف میان غلظت سرب در چغندرلبویی با کاهو معنی دار نبود (05/p&gt;0). مقایسه میانگین ها بیانگر این بود که تنها میان غلظت کادمیوم چغندر با کلم و چغندر با پیاز اختلاف معنی دار وجود دارد (001/p&lt;0). نتایج نشان داد که مقدار سرب و کادمیوم در اکثر محصولات بیشتر از محدود استاندارد ارایه شده توسط ایران (بیشینه رواداری سرب برای کاهو، کلم، چغندر و پیاز به ترتیب 0/3،0/2، mg/Kg dry weight ،0/1 ،0/1 و برای کادمیوم به ترتیب برابر 0/1، mg/Kg dry weight ،0/05 ،0/05، 0/05 است)و نیز FAO-WHO است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد اغلب محصولات نمونهبرداری شده در این تحقیق دارای دو فلز سنگین سرب و کادمیوم بیش از حد مجاز و استاندارد هستند. با این حال، مقدار تخمینی جذب شده هر عنصر (EDI) محصول نشان داد که به جز سرب در کاهو، سایر محصولات دارای EDI کمتری نسبت به میزان دریافت قابل تحمل روزانه موقتی (PTDI) که از طرف مؤسسه استاندارد ایران گزارش شده، هستند. برای فهم بهتر و مدیریت بهینه و جلوگیری از آلودگی بیشتر، مطالعه منشا عناصر سنگین و تعیین مقادیر آنها در خاک، آب و گرد و غبار این منطقه توصیه می شود.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محمد حسن صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه اثرنوع حلال و خشک نمودن زیست توده بر استخراج لیپید از میکروجلبک نانوکلروپسیس اوکولاتا جهت تولید بیودیزل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5290&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: اخیرا بیودیزل به عنوان سوخت سبز و انرژی دوست دار محیط  زیست توجه زیادی به خود جلب نموده و تلاش ها در جهت بهینه سازی شرایط تولید بیودیزل از میکروجلبک ها ادامه دارد. هدف از این مطالعه تعیین روش مناسب آبگیری و خشک نمودن زیست توده و انتخاب حلال آلی مناسب جهت استخراج لیپید از زیست توده است. روش بررسی: پس از کشت نانوکلروپسیس اوکولاتا در محیط گیلاردF/2 و رسیدن میکروجلبک به انتهای فاز رشد ثابت، زیست توده جلبکی به وسیله سانتریفیوژ از محیط آبی جدا و به سه روش فور، هوای آزاد و لیوفیلیزه خشک گردید. استخراج لیپید از تمامی نمونه های خشک شده، توسط دستگاه سوکسله و سه حلال دی اتیل اتر، ان هگزان وان پنتان انجام شد. کمیت و کیفیت لیپید استخراج شده در هر مرحله توسط گازکروماتوگرافی جرمی تعیین گردید. یافته ها: در هر سه روش خشک کردن، اسید پالمیتیک و اسید پالمیتولئیک بطور معناداری بیشترین ترکیب اسید چرب میکروجلبک را تشکیل داده و مقدار اسید پالمیتیک در ترکیب اسید چرب استخراج شده توسط دی اتیل اتر به طور معناداری نسبت به دو حلال دیگر بیشتر است. میکروجلبک خشک شده در هوای آزاد و روش لیوفیلیزه که با حلال دی اتیل اتر استخراج لیپید از آن انجام شده بیشترین مقدار تری گلیسرید را دارد و به ترتیب برابر 76/72و 75/03 درصد اسید چرب است. نتیجه گیری: استفاده از روش لیوفیلیزه جهت آبگیری و خشک نمودن زیست توده و همچنین دی اتیل اتر به عنوان حلال جهت استخراج لیپید از زیست توده نسبت به سایر روش های مورد مطالعه در این تحقیق بازدهی بالاتری دارد و در تحقیقات مربوط به تولید بیودیزل از لیپید میکروجلبک کارایی بیشتری خواهد داشت.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محمد ملکوتیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی پودر کربن فعال مغناطیسی شده با نانو ذرات Fe3O4 جهت حذف آموکسی سیلین از محیط های آبی: مطالعه سینتیک و تعادل فرآیند جذب</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5293&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;زمینه و هدف: استفاده بی رویه از آنتی بیوتیک ها و تخلیه آن ها به محیط زیست پیامدهای جدی و خطرناکی را به دنبال دارد. کربن فعال پودری در سطح وسیعی برای جذب این آلاینده ها استفاده شده است اما مشکلات ناشی از جداسازی آن مطرح است. هدف از این مطالعه سنتز کربن فعال مغناطیسی شده با نانو ذرات Fe3O4 و بررسی کارایی آن در حذف آموکسی سیلین از محیط های آبی بوده است. روش بررسی: مشخصات فیزیکی و ساختاری جاذب سنتز شده با تکنیک های SEM، TEM، XRD و BET مورد آنالیز قرار گرفت. همچنین برای تعیین پارامترهای ترمودینامیک، ایزوترم های تعادلی و سینتیک های فرآیند جذب تاثیر پارامترهایی نظیر pH، غلظت اولیه آموکسی سیلین و جاذب، زمان تماس و دما مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها: مشخصات فیزیکی کربن فعال مغناطیسی نشان داد که نانوذرات Fe3O4 دارای اندازه متوسط nm 80-30 و سطح ویژه برابر با m2/g 571 بوده است. شرایط بهینه ی جذب عبارتند از: 5=pH، زمان تماس min 90 ، دز جاذب g/L 1 و دمای C &amp;deg;20. داده های ایزوترم های تعادلی نشان داد که فرآیند جذب متناسب با هر دو مدل فروندلیچ و لانگمیر بوده و حداکثر ظرفیت جذب به میزان mg/g 136/98بوده است. فرآیند جذب می تواند به وسیله مدل سینتیکی شبه درجه دوم توصیف شود. مقادیر منفی به دست آمده برای ∆H0 و ∆G0 از مطالعه ترمودینامیک جذب نیز نشان داد که جذب آموکسی سیلین روی کربن فعال مغناطیسی، اگزوترمیک و خودبخودی بوده است. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که کربن فعال مغناطیسی علاوه بر داشتن ویژگی هایی چون، جداسازی سریع و آسان، پتانسیل بالایی را برای جذب آموکسی سیلین دارد. لذا می توان از آن برای جذب و جداسازی چنین آلاینده هایی از محیط های آبی استفاده نمود.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>روشنک رضایی کلانتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی غلظت جیوه در بافت نرم صدف‌های دوکفه‌ای Callista umbonella، Saccostrea cucullata و رسوبات در سواحل بندرعباس </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5289&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: این تحقیق در سال 1390 به منظور تعیین غلظت جیوه کل در رسوبات و بافت نرم دو گونه صدف دوکفه ای Callista umbonella و Saccostrea cucullata در سواحل بندرعباس انجام شد. روش بررسی: در مجموع 67 نمونه صدف دوکفه ای و 10 نمونه رسوب از دو ایستگاه ترمینال بندرعباس و پارک جهانگردی سورو جمع آوری شد. غلظت جیوه کل نمونه ها با دستگاه پیشرفته آنالیز جیوه (Leco AMA 254) اندازه گیری شد. یافته&amp;lrm;ها: میانگین غلظت فلز جیوه در بافت نرم صدف دوکفه ای S. cucullata در ایستگاه ترمینال بندرعباس و پارک جهانگردی سورو به ترتیب 145/58 و 151/13، برای صدف دوکفه ای C. umbonella 34/5 و 63/95و رسوبات به ترتیب (ng/g dw) 30/28 و 20/55 بدست آمد. مقایسه میانگین ها اختلاف معنی داری را بین بافت نرم دو گونه نشان داد (0/01&gt;p). نتیجه گیری: با توجه به تجمع بالاتر جیوه در بافت نرم اویستر S. cucullata نسبت به کلم C. umbonella و درجه تغییرپذیری پایین تر بافت نرم این گونه نسبت به گونه C. umbonella و همچنین وجود همبستگی مثبت و معنی دار برای فلز جیوه بین بافت نرم صدف های دوکفه ای با رسوبات پیرامونی در مجموع می توان نتیجه گرفت بافت نرم S. cucullata به عنوان پایشگر زیستی برای فلز جیوه در مناطق جزرومدی سواحل بندرعباس انتخاب گردد. در مقایسه با استاندارهای ایمنی غذا (FDA، EU Commission و NHMRC)، غلظت جیوه در اویسترها پایینتر از حد مجاز برای مصرف انسان بود.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>علیرضا ریاحی بختیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انتخاب فرآیند بهینه تصفیه فاضلاب کارخانجات تولید فرآوردههای لبنی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5298&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;زمینه و هدف: در این مطالعه، که یک مطالعه تجربی است، جهت تعیین بهترین فرآیند تصفیه فاضلاب کارخانجات فرآورده های لبنی، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی(Analytical Hierarchy Process: AHP) که یکی از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره (Multi-Criteria Decision-Making: MCDM) و مبتنی بر دانش کارشناسی است استفاده گردید. روش بررسی: ابتدا ساختار سلسله مراتبی تشکیل و معیارهای اصلی و شاخص ها تعریف گردید. سپس وضعیت فرایندهای تصفیه موجود با انجام بازدید میدانی، نتایج آزمایشات مربوط به پساب ورودی و خروجی بررسی و به شاخص های کمی تبدیل گردید. سپس وزن دهی معیارهای اصلی و شاخص ها بسته به شرایط موجود، آزمایشات انجام شده و نظر اساتید متخصص انجام و در نهایت با استفاده از نرم افزار Expert choice ارزیابی و اولویت بندی نهایی گزینه ها صورت پذیرفت. همچنین آنالیز تحلیل حساسیت بر روی معیارهای اصلی انجام و تاثیر تغییر وزن پارامترها بر روی گزینه ها ارزیابی گردید. یافته ها: در مقایسه معیارهای اصلی، معیار زیست محیطی نسبت به سایر معیارها اهمیت بیشتری دارد. پس از آن معیارهای فنی مهندسی، اقتصادی و مدیریتی به ترتیب از اهمیت بیشتری برخوردارند. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر پارامترهای گوناگون در انتخاب گزینه بهینه تصفیه فاضلاب، استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیاره ضروری است. پس از آنالیز نهایی، فرایند &quot;UASB ( Upflow anaerobic sludge blanket) + هوادهی” در اولویت اول قرار گرفت و پس از آن فرایندهای” فیلتربی هوازی + هوادهی”، “برکه بیهوازی + 2 مرحله هوادهی+ 2 مرحله ته نشینی”، “ فیلتر بی هوازی + 2 مرحله هوادهی+2 مرحله ته نشینی” و” سپتیک+ فیلترچکنده + هوادهی” در اولویت های بعدی قرار گرفتند.&lt;/div&gt;
</description>
						<author> علیرضا  دهقانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و ارزیابی ریسک مخاطرات ناشی از خطوط انتقال برق ولتاژ بالا در مناطق مسکونی با استفاده از روش تجزیه و تحلیل حالات شکست و اثرات آن (FMEA)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5294&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: FMEA) Failure Mode and Effect Analysis) تجزیه و تحلیل حالات شکست و اثرات آن یکی از شناخته شده ترین تکنیک های ایمنی سیستم بوده و به طور گسترده بعنوان یک ابزار به منظور شناسایی، بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از این مطالعه، کاربرد روش FMEA در شناسایی و ارزیابی ریسک های ناشی از خطوط انتقال برق در منطقه مسکونی حصیرآباد شهر اهواز است. روش بررسی: ابتدا، فرآیند انتقال برق و تجهیزات مورد استفاده در آن، شناسایی و حالات خرابی و شکست تجهیزات که منجر به وقوع ریسک در منطقه می شود، تعیین گردید. به منظور اندازه گیری شدت میدان مغناطیس ناشی از خطوط، از دستگاه 3D EMF TESTER، استفاده شد. ریسک های شناسایی شده، بر اساس پارامترهای روش FMEA، نمره دهی و برای هر یک، RPN محاسبه گردید. در ادامه، به کمک نرم افزار SPSS، سطح ریسک محاسبه و موارد شناسایی شده بر اساس آن اولویت بندی و تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: بیشترین مقادیر RPN به دست آمده مربوط به ریسک های بهداشتی بوده و کلیه ریسک های این گروه در شرایط اضطراری قرار دارند. بالاترین مقادیر مربوط به جزء سیم(از بین رفتن حریم) و جزء خط انتقال برق(عدم رعایت حریم استاندارد) با RPN 360 و کمترین مقدار جز سکسیونر با RPN، 60 به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن اکثر ریسک های به دست آمده، اقدامات کنترلی بر اساس نظرات کارشناسی در بخش های ایمنی مربوط به تجهیزات، آموزش اپراتورها، اقدامات نظارتی، در جهت کاهش سطح ریسک ها، ارائه گردیده است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>سید علی جوزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی واحدهای فرآوری لجن در تصفیه خانه فاضلاب شمال اصفهان برای حذف گونه های مختلف باکتری لیستریا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5295&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;زمینه و هدف: لیستریا از جمله باکتری های مقاوم به شرایط هضم لجن است که لیستریا مونوسیتوژنز به عنوان عامل بیماری لیستریوزیس از مهمترین گونه آن است. لجن تولیدی در تصفیه  خانه  فاضلاب شمال اصفهان، با استفاده از هاضم های بیهوازی تثبیت گردیده و پس از خشک شدن، جهت کوددهی زمین های کشاورزی استفاده می  شود. با توجه به اهمیت موضوع، هدف از انجام این مطالعه، بررسی کارایی واحدهای فرآوری لجن به ویژه هضم بیهوازی در حذف و یا کاهش باکتری لیستریا است. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، 13 بار نمونه برداری از واحدهای فرآوری لجن تصفیه خانه فاضلاب شمال اصفهان بطور هفتگی طی سه ماه به روش استاندارد انجام گرفت. برای شمارش و جداسازی باکتری لیستریا در نمونه های لجن، به ترتیب از روش های تخمیر سه لوله ای و استاندارد دپارتمان کشاورزی آمریکا استفاده گردید. لیستریاهای جدا شده، به روش فنوتیپی تایید شده و برای تعیین گونه باکتری از آزمون های بیوشیمیایی تخمیر کربوهیدرات و آزمایش کمپ استفاده شد. یافته ها: میزان آلودگی لجن خام، لجن تثبیت شده و لجن خشک شده به حداقل یکی از گونه های مونوسیتوژنز، ایناکوآ و سیلیگری به ترتیب 100، 92/3 و 53/8 درصد بود. کارایی هاضم های بیهوازی در حذف گونه های لیستریا مونوسیتوژنز، ایناکوآ و سیلیگری به ترتیب 64/7، 39/72 و 100درصد و کارایی بسترهای لجن خشک کن برای حذف گونه های مونوسیتوژنز و ایناکوآ به ترتیب 73/4، 96/68 درصد تعیین گردید. نتیجه گیری: لیستریا مونوسیتوژنز در مقابل شرایط واحدهای فرآوری لجن، از سایر گونه های شناسایی شده مقاوم تر است، بنابراین استفاده از لجن به عنوان کود می  تواند باعث انتشار این باکتری در محیط و آلودگی محصولات کشاورزی گردد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حسن خرسندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی گیاه پالایی در حذف هیدروکربن­ های نفتی از خاک رسی_سیلتی با استفاده از آلروپوس لیترالیس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5325&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: خاک آلوده به هیدروکربن  های نفتی (TPH) یک تهدید اساسی برای سلامت انسان بشمار می  رود. گیاه  پالایی، شامل استفاده از گیاه جهت پالایش خاک  های آلوده، یک روش مؤثر و مقرون به صرفه جهت کاهش آلودگی خاک است. هدف این مطالعه بررسی اثر گیاه و مواد مغذی بر حذف TPH از خاک است. روش بررسی: ابتدا با جمع آوری خاک از عمق 30-0 سانتی متری، تیمارهایی با غلظت آلودگی 1 و 2/5 درصد وزنی_وزنی آلودگی تهیه گردید. سپس گلدان  های آزمایشی به مدت شش ماه جهت تعیین میزان TPH، جمعیت باکتریایی هتروترفیک، و زیست  توده خشک گیاهی مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش تعیین TPH باقی مانده از طریق دستگاه GC و آزمایش تعیین جمعیت میکروبی به روش شمارش بشقابی هتروتروفیک صورت گرفت. جهت تحلیل داده  ها و رسم نمودار به ترتیب از نرم  افزار SPSS 17 و Excel استفاده گردید. یافته ها: طبق نتایج حاصله میانگین حذف TPH در خاک کشت  شده با گیاه (28/42 درصد) به طور معنی  داری (0/05&gt; p) بیشتر از حذف TPH در خاک بدون گیاه (12/2 درصد) بود. همچنین، میانگین درصد حذف TPH در خاک دریافت  کننده مواد مغذی و خاک بدون مواد مغذی به ترتیب 35/5 و 17/7 درصد بود. نتیجه گیری: بطور کلی درصد بالای رس و شوری خاک مورد مطالعه در مقایسه با دیگر مطالعات صورت گرفته، تا حدودی بر کارایی گیاه  پالایی اثر منفی بر جای گذاشت. ولی، با توجه به درصد رس و شوری بالای خاک مورد مطالعه، کارایی گیاه پالایی نسبتاً مطلوب بود.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>ایمان پارسه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع استافیلوکوکوس اورئوس در چهار نمونه تجاری معتبر از دوغهای تولیدی ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5296&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: دوغ یکی از نوشیدنی های سنتی ایران و برخی ملل دیگر نظیر اروپای شرقی، خاورمیانه و آسیا به شمار می آید. در گذشته دوغ به فراوردهای اطلاق می شد که پس از رقیق سازی ماست پر چرب با آب و جداسازی چربی آن با استفاده از مشک بر جای میماند. امروزه دوغ از ویژگی های مشخص و استاندارد شده فیزیکی، شیمیایی، فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی برخوردار است. پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفیت میکروبی چهار نمونه تجاری معروف تولید شده در ایران صورت گرفت. روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی انجام گرفت. به طور کلی 126 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از فروشگاه های عرضه مواد غذایی تهیه گردیدند. برای جداسازی استافیلوکوکوس اورئوس از محیط بردپارکرآگار(تست شناسایی) و تست کواگولاز(تست تاییدی) استفاده گردید. یافته ها: نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های آماری Test -T و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات حاکی از آن بود که اختلاف معنی داری بین ماه های بررسی شده، بین نمونه های تجاری و بین نوع دوغ ها از نظر میزان آلودگی وجود داشت (0/05&gt;p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه در دوغ های صنعتی پتانسیل به مخاطره افکندن سلامت مصرف کننده وجود دارد زیرا احتمال حضور آنتروتوکسین در دوغ صنعتی وجود دارد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محمود علی محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر مقدار حاد علف کش ترکیبی (2,4-dichlorophenoxyacetic acidو (2-methyl-4-chlorophenoxyacetic acid) بر فاکتورهای خونی و آنزیم های کبدی ALT وAST قزل آلای رنگین کمان rainbow trout (Oncorhynchus mykiss )</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5303&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: در طی سال های اخیر به دلیل مصرف بی رویه انواع سموم کشاورزی از جمله علف کش ها درطی عملیات زراعی، این ترکیبات طی فرایند زه کشی به اکوسیستم های آبی وارد شده که در نهایت با آثار زیانبار این ترکیبات بر جمعیت گونه های آبزی موجود در آن مواجه هستیم. در این مطالعه، اثر علف کش توفوردی &amp;ndash; ام سی پی آ از جمله سموم پرمصرف کشاورزی در استان کردستان بر پارامترهای خون شناسی و آنزیم های کبدی ماهی قزل آلای رنگین کمان به عنوان گونه مهم پرورشی در این استان مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: پس از تعیین LC50 سم با استفاده از مدل پروبیت، تعداد 60 عدد ماهی قزل آلای سالم با میانگین وزنی g 97 به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول به عنوان شاهد در نظر گرفته شد و در گروه دوم، به میزان (mL/L)1 (معادل mg/L 360 توفوردی+ mg/L 315 ام سی پی آ) علف کش مورد استفاده قرار گرفت. پس از 72 h، پارامترهای خون شناسی، شامل تعداد کلی گلبول های قرمز و سفید، تعداد تفریقی گلبول های سفید، هماتوکریت و مقادیر آنزیم های سرمی ALT وAST اندازه گیری شد. یافته ها: مقادیر شاخص های خونی شامل لوکوسیت، مونوسیت و ائوزینوفیل در گروه تحت تیمار سم به طور معنی داری نسبت به گروه شاهد افزایش یافت. درحالی که، مقادیر لنفوسیت، اریتروسیت و هماتوکریت در مقایسه با گروه شاهد کاهش قابل ملاحظه ای داشت (0/05&gt;p). بین میزان نوتروفیل در دو گروه شاهد و تیمارتفاوت معنی داری وجود نداشت. همچنین مقادیر آنزیم های کبدی ALT وAST در گروه تیمار به طور معنی دار نسبت به گروه شاهد افزایش یافت (0/05&gt;p). همچنین میزان تلفات پس از h 72 در گروه تیمارشده با سم 25% محاسبه شد. نتیجه گیری: مواجهه ماهی قزل آلای رنگین کمان با علفکش2,4 -D + MCPA موجب کاهش مقادیر اریتروسیت و هماتوکریت خون شده که در نهایت اختلال در فرایند خون رسانی و کمبود اکسیژن را به دنبال دارد. آسیب وارد شده به گلبول های قرمز خون و بافت های خون ساز بدن در نتیجه تماس با سم مذکور، از جمله دلائل احتمالی کاهش سطح این سلول ها در خون است. از طرفی افزایش سطح آنزیم های کبدی در سرم خون و علائم کالبدگشائی مشاهده شده در اندام کبد، کلیه و آبشش در ماهیان تلف شده نیز آسیب های ناشی از مواجهه با این سم را نشان داد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>فرزاد غیاثی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش اکسید کننده Na2S2O8 بر بهبود راندمان فرایند فتوکاتالیستی نانو ذرات TiO2 تثبیت شده بر بستر بتنی در حذف رنگ‌زا DB71</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5343&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: اکثر رنگ زاهای مصرفی صنایع نساجی با منشأ آلی می توانند سمی و سرطان زا باشند. یکی از روش های مناسب جهت حذف آنها استفاده از فرایند اکسیداسیون پیشرفته است. هدف اصلی از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر مثبت افزودن اکسیدکننده Na2S2O8 بر فرایند فتوکاتالیستی با استفاده از نانو ذرات TiO2 تثبیت شده بر بستر بتن به کمک اشعه UV جهت حذف رنگ زای آبی مستقیم 71 بوده است. روش بررسی: بستر بتنی بوسیله g/m2 40 نانو ذرات TiO2 به روش SSP پوشش داده شد. پس از انتخاب غلظت بهینه اکسید کننده و تعیین مقادیر بهینه پارامترهای pH، غلظت اولیه رنگ زا، شدت تابش UV و زمان، راندمان و نرخ حذف رنگ زا و میزان شکسته شدن حلقه های بنزنی و تغییرات COD در دو سیستم UV/TiO2 و&amp;nbsp; UV/TiO2/Na2S2O8 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: در شرایط غلظت اولیه رنگ زا ppm 100، pH 9، لامپ W 90 در مدت زمان min 55 برای سیستم UV/TiO2، راندمان حذف برابر با 50/48 درصد و در شرایط غلظت اولیه رنگ زا ppm 200، pH طبیعی (6/9) و مقدارg/L 0/24 اکسیدکننده و حفظ دیگر شرایط در سیستم UV/TiO2/Na2S2O8 راندمان حذف برابربا 88/65 بود. نتیجه گیری: افزودن اکسید کننده موجب افزایش راندمان حذف رنگ زا  و کاهش زمان حذف کامل آن می شود که حاکی از تاثیر مثبت افزودن اکسید کننده بر فرایند فتوکاتالیستی در حذف رنگ زا است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>بیتا آیتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت آلودگی میکروبی پنیرهای سنتی توزیع شده در استان مرکزی در سال 1390</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5326&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف: پنیر سنتی بنا به دلایل فرهنگی، طعم و بوی مطبوع و نیز ارزش تغذیه ای بالا به عنوان یک منبع پروتئینی جایگاه ویژه ای را در رژیم غذائی مردم کشور داراست. با این وجود آلودگی آن به میکروارگانیسم های پاتوژن می تواند سلامت انسان را به خطر انداخته و موجب ضررهای اقتصادی قابل توجهی گردد. هدف از این مطالعه اندازه گیری و شناسائی آلودگی میکروبی پنیرهای سنتی عرضه شده در سطح استان مرکزی بود. روش بررسی: استان مرکزی به 10 خوشه (براساس تعداد شهرستان) تقسیم و سپس در هر خوشه براساس میزان تراکم عرضه پنیر سنتی تعداد 8 نمونه از مراکز عرضه این محصول در تابستان سال 1390 گرفته شد. نمونه ها تحت شرایط استریل به آزمایشگاه انتقال داده شده و تحت آزمایشات میکروبیولوژی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج آزمون آماری نشان داد تمامی نمونه ها بیش از حد استاندارد ایران، به کلی فرم، استافیلوکوکوس ارئوس، کپک و مخمر آلوده هستند&amp;nbsp; P&lt;0/001). 34 ) درصد نمونه ها از نظر اشرشیاکلی دارای آلودگی بودند همچنین در 24 درصد نمونه ها آلودگی به استافیلوکوکوس ارئوس کواگولاز مثبت مشاهده شد. درصد آلودگی نمونه ها به سالمونلا نیز 8/75 درصد بود. نتیجه گیری: این نتایج بیانگر وضعیت نامطلوب پنیرهای سنتی استان مرکزی از نظر آلودگی میکروبی بوده است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مهدی خدایی مطلق</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
