<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> سلامت و محیط زیست </title>
<link>http://ijhe.tums.ac.ir </link>
<description>سلامت و محیط زیست - مقالات نشریه - سال 1393 جلد7 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>حذف رنگ راکتیو قرمز 120 از محلول ­های آبی بوسیله زئولیت طبیعی اصلاح شده با سورفکتانت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5464&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: صنایع متعددی از قبیل نساجی، چرم، دباغی، پلاستیک و کاغذ مقادیر زیادی فاضلاب حاوی رنگ­ های مصنوعی تولید می­ نمایند که اغلب این رنگ ­ها سمی و سرطان زا بوده و در صورت تخلیه به محیط باعث ایجاد مشکلات بهداشتی و زیست­ محیطی فراوانی می ­شوند. این مطالعه با هدف بررسی حذف رنگ راکتیو قرمز 120 از محلول­ های آبی بوسیله زئولیت طبیعی اصلاح شده با سورفکتانت انجام شد. روش بررسی: زئولیت سمنان، با الک های استاندارد ASTM در اندازه mm 0/2 - 0/3 دانه­ بندی و سپس با سورفکتانت کاتیونی اصلاح گردید. در این مطالعه، پارامترهای زمان تماس، غلظت اولیه رنگ راکتیو قرمز 120، pH، مقدار جاذب در مقیاس آزمایشگاهی بصورت ناپیوسته مورد بررسی قرار گرفت. غلظت رنگ در نمونه­ ها با استفاده از اسپکتروفتومتر در طول موج nm 537 اندازه­ گیری شد. برای تعیین ایزوترم و سینتیک جذب آلاینده، داده ­ها با استفاده از دو مدل ایزوترمی لانگمیر و فروندلیچ و مدل­ های سینتیکی شبه درجه اول و دوم آنالیز شدند. یافته ­ها: بررسی های جذب نشان داد که میزان جذب رنگ راکتیو قرمز 120 با افزایش غلظت اولیه رنگ و زمان واکنش و کاهش پارامترهای pH و جرم جاذب، افزایش می­ یابد. جذب رنگ پس ازmin 90 به تعادل می­ رسد و با افزایش غلظت از 25 به mg/L 100، میزان جذب از 2/47 به mg/g 5/1 افزایش می­ یابد. مقادیر ظرفیت جذب رنگ درpH  3، 5، 7و 9 به ترتیب 4/68، 4/59، 4/52 و mg/g 3/69 است. با افزایش دوز جاذب از 1/4 به g 3 در غلظت ثابت mg/L 75 ، مقدار آلاینده جذب شده در واحد جرم جاذب از 5/21 به mg/g 2/45 کاهش یافته است. نتایج مطالعات ایزوترم و سینتیک جذب نیز نشان داد که داده ­های حاصل از ایزوترم جذب لانگمویر (0/9814 = R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;) و سینتیک شبه درجه دوم (0/98 &lt; R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; ) تبعییت می­ کنند. نتیجه ­گیری: نتایج این تحقیق نشان می ­دهد که زئولیت ایرانی اصلاح شده با سورفکتانت در مقایسه با زئولیت­ های دیگر نقاط دنیا، قابلیت خوبی در حذف رنگ راکتیو قرمز 120 دارد. با توجه به ارزان، در دسترس بودن و سادگی اصلاح، می ­توان این زئولیت را جهت حذف رنگ از فاضلاب صنایع بکار برد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم  غلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی پوشش داده شده با سیلیس در حذف موادآلی طبیعی از آب </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5459&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: حضور مواد آلی طبیعی(NOM ) برروی کیفیت آب مانند رنگ، بو و مزه تاثیر می گذارد، حضور این مواد در آب باعث گرفتگی فیلترها و غشاها و در نتیجه کاهش راندمان فرایندهای تصفیه پیشرفته آب می شود، همچنین به علت واکنش با ضدعفونی کننده ها و تولید محصولات جانبی برای سلامتی انسان مضر است. نانوذرات اکسیدآهن به عنوان یک جاذب  موثر برای حذف آلاینده ها از محیط آبی مطرح هستند. در این تحقیق به منظور افزایش پایداری و پراکندگی بیشتر این نانوذرات از پوشش سیلیس استفاده شد و توانایی آن در جذب اسیدهیومیک از آب مورد بررسی گرفت. روش بررسی: نانوذرات اکسید آهن به روش هم ترسیبی تهیه شد، سپس با افزودن تترا اتوکسی سیالان نانوذرات حاصله با سیلیس پوشش داده شدند. مشخصات فیزیکی آنها توسط  میکروسکوپ الکترونی و دستگاه پراش اشعه X تعیین گردید. در مرحله بعد آزمایشات جذب شامل تعیین pH و زمان تماس بهینه در محدوده 12-3 و min 240-5 انجام شد، سینتیک جذب با توجه به زمان های مختلف جذب اسیدهیومیک تعیین شد، سپس با استفاده از نتایج تاثیر غلظت های مختلف جاذب، غلظت های مختلف اسیدهیومیک، ایزوترم های فروندلیچ و لانگمیر تعیین شدند. یافته ها: بررسی  مورفولوژی سطح جاذب نشان داد که نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با سیلیس دارای اندازه حدود nm 130-30 بود. pH معادل 10/5، و زمان تماس min 90 به عنوان شرایط بهینه برای حذف اسیدهیومیک توسط نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با سیلیس بود. و حداکثر ظرفیت جذب اسیدهیومیک توسط نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده با سیلیس 192/30 بوده است. بررسی روابط ایزوترم حاصل از تاثیر غلظت های مختلف جاذب بر غلظت های مختلف اسیدهیومیک نشان داد حذف اسید هیومیک توسط نانوذرات اکسید آهن پوشش داده شده با سیلیس از مدل لانگمیر(90/R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&gt;0 )و سینتیک آن از مدل شبه درجه دوم(98/R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&gt;0 )پیروی می کند. نتیجه گیری: نانوذرات اکسید آهن پوشش داده شده با سیلیس به علت داشتن جایگاه های جذب فراوان، خاصیت مغناطیسی و قابلیت جداسازی توسط آهنربا، و تولید ارزان قیمت می تواند به عنوان یک جاذب کارآمد در حذف اسیدهیومیک از آب آشامیدنی به کار رود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>روشنک رضائی کلانتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد فرایند شبه فنتون مبتنی بر نانواکسیدهای آهن در حذف پایرن از خاک‌های آلوده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5457&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: به دلیل مشکلات فرایندهای اصلاح زیستی شامل زمان بر بودن، بازده پایین و احتمال سمیت آلاینده برای جوامع زیستی، استفاده از فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته با قابلیت بازدهی بیشتر و اصلاح در زمان کوتاه تر برای حذف هیدروکربن های آبگریز در خاک های آلوده مد نظر قرار گرفته اند. اکسیداسیون فنتون به دلیل سادگی و پتانسیل اکسیداسیون بالا بسیار مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه تعیین بازده اکسیداسیون شبه فنتون با استفاده از نانواکسیدهای آهن در مقایسه با آهن فرو به منظور حذف پایرن از خاک بود. روش بررسی: نسبت های مولی پراکسید هیدروژن به آهن تنظیم نشده با حضور آهن طبیعی خاک، 10 و 20، غلظت پراکسید هیدروژنpH mM 500-0 های 3، 5، 7 و خاک های حاوی نانواکسیدهای آهن، آهن فرو و آهن طبیعی بنابر روش طراحی آزمایش های تاگوچی برای حذف mg/kg 100 پایرن بررسی شدند. پس از تعیین شرایط بهینه، آزمایش ها در pH خنثی و بر روی نمونه دارای آلودگی یک ساله انجام شد. یافته ها: آهن فرو، نسبت مولی پراکسید هیدروژن به آهن 20، pH برابر 3 و غلظت پراکسید هیدروژن mM 500 به عنوان شرایط بهینه تعیین شدند. با اعمال شرایط بهینه، پاسخ تابع S/N به 39/322 افزایش یافته و بازده حذف پایرن در pH معادل 3 پس از زمان واکنش h 2 به 86 درصد برای آهن فرو و 83 درصد برای نانواکسیدهای آهن افزایش یافت. نتیجه گیری: فرایند اکسیداسیون فنتون با کاربرد نانو اکسیدهای آهن در شرایط بهینه معرفی شده و pH خنثی می تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای فرایند اکسیداسیون فنتون متداول در اصلاح شیمیایی خاک آلوده به پایرن بکار رود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عباس رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوی پراکنش و تعیین منشاء هیدروکربن‌های چند حلقه‌ای معطر در رسوبات سواحل جنوب غربی دریای خزر: استان گیلان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5458&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: تحقیقات انجام شده بر روی هیدروکربن های چند حلقه ای معطر (PAHs) در رسوبات سطحی سواحل جنوب غربی دریای خزر محدود و بیانگر آلودگی متوسط تا شدید با منشاء غالب پتروژنیک در مورد ترکیبات PAH است. این مطالعه به منظور بررسی توزیع الگوی پراکنش و تعیین منشاء ترکیباتPAH (61ترکیب)در رسوبات سطحی سواحل جنوب غربی دریای خزر (استان گیلان) انجام شد. روش بررسی: تعداد 45 نمونه رسوب سطحی از 5 نیم خط عمود بر ساحل در استان گیلان (از آستارا تا لاهیجان) از اعماق 10، 20 و m 50 جمع آوری گردید. نمونه ها بوسیله دستگاه کروماتوگرافی گازی &amp;ndash; طیف سنجی جرمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت تعیین منشاء از نسبت های تشخیصی استفاده شد.یافته ها: در محدوده مورد مطالعه به ترتیب سه ترکیب فنانترن (ng/g74/6&amp;plusmn;87/6)، پایرن (ng/g 23/5&amp;plusmn;43/1) و نفتالین (ng/g 40/4&amp;plusmn;34/4) بیشترین مقدار را در بین ترکیبات PAH نشان دادند. با توجه به نتایج نسبت های تشخیصی همچون (LMW/HMW (0/75-0/25)، Ant/178 (0/11-0/02)، Flu/202 (0/49-0/20 و B(a)Ant/228 (0/54-0/09) منشاء غالب ترکیبات PAH در محدوده مورد مطالعه پتروژنیک است. نتیجه گیری: با توجه به نسبت های تشخیصی و تشابه بین ترکیبات PAH غالب در منطقه و ترکیبات PAH غالب در پایه نفتی آذربایجان، منشاء اصلی ترکیبات PAH در سواحل استان گیلان به احتمال زیاد مربوط به آلودگی نفتی آذربایجان است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا ریاحی بختیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش تصفیه لجن‌های کف مخازن ذخیره نفت خام توسط فرایند اکسیداسیون شیمیایی با پراکسیدهیدروژن و فنتون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5449&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: ذخیره نفت خام در مخازن سبب می شود مقدار زیادی لجن در کف آنها تشکیل شود که لازم است بطور مناسبی تصفیه و دفع گردند. تحقیق حاضر با هدف بررسی کارایی پراکسیدهیدروژن و فنتون در حذف کل هیدروکربن های نفتی (TPH) از لجن های کف مخازن ذخیره نفت  خام انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، غلظت های 2، 5، 10، 15، 20 و 30 درصد وزنی از محلول های پراکسیدهیدروژن و فنتون به لجن اضافه و میزان TPH پس از گذشت 24 و h 48 زمان واکنش، اندازه  گیری شد. روش اضافه کردن اکسیدکننده  ها بصورت یکجا و تدریجی، هم به لجن خشک اولیه و هم به لجن اشباع از آب انجام شد. آنالیز عنصری لجن توسط دستگاه ICP و اندازه  گیری TPH به روشTNRCC صورت گرفت. یافته  ها: میانگین میزان حذف TPH در غلظت های 2، 5، 10، 15، 20 و 30 درصد از اکسیدکننده  های مورد استفاده، به  ترتیب برابر با 1/55، 9/03، 23/85، 33/97، 41/23 و 53/03 درصد بود. بیشترین میزان حذف در حالتی بدست آمد که اکسیدانت به  صورت تدریجی به لجن اشباع از آب افزوده شود. افزایش زمان اکسیداسیون از 24 به h 48 تاثیر کمی در افزایش راندمان حذف TPH داشت. علاوه بر این، کارایی پراکسیدهیدروژن و فنتون نیز در  تصفیه لجن تفاوت زیادی با هم نداشت. نتیجه  گیری: استفاده از پراکسیدهیدروژن و فنتون به  عنوان یک روش اکسیداسیون شیمیایی، به  تنهایی قادر به تصفیه کامل لجن های کف مخازن ذخیره نفت خام نیست، اما یک فرایند بسیار کارآمد در پیش  تصفیه لجن جهت کاهش سمیت و همچنین افزایش تجزیه  پذیری بیولوژیکی لجن مربوطه است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی کولیوند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه انتشار امواج مایکروویو درمحیط‌های درونی مجاور ماکروسایت‌های تلفن سیارشهر زنجان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5056&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: رشد صنعت ارتباطات در دهه های اخیر موجب دسترسی عمومی به سیستم سیار تلفنی با صرفه اقتصادی گردید که ناگزیر از ایجاد ایستگاه های پایه تلفن همراه در حجم وسیع برای پاسخگویی به تقاضای جامعه شد. آنتن ها برای تامین پوشش مناسب بر روی دکل های مرتفع نصب می گردند و منابع اختصاصی تولید امواج مایکروویو محسوب می شوند. پرتوگیری افراد از میادین رادیوفرکانسی موجب نگرانی در خصوص احتمال ایجاد عوارض سو آنتن ها ناشی از امواج مایکروویو بر سلامتی شده  است. هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت انتشار امواج مایکروویو درشرایط مواجهه واقعی افراد در محیط های درونی مجاور ماکروسایت ها در شهر زنجان است. روش بررسی: در این تحقیق چگالی توان امواج مایکروویو در اطراف 64 آنتن ماکروایستگاه پایه در محیط های درونی شامل اماکن مسکونی و مراکزحساس ، در فواصل و ارتفاع های متفاوت اندازه گیری شد. اندازه گیری  به روش استانداردIEEE Std C95.1 با دستگاه پرتابل SPECTRAN,HF-4060 Rev.3 انجام شد. تحلیل داده ها با نرم افزارآماری 18 SPSS با استفاده از آزمون های کولموگروف اسمیرنف ، تحلیل واریانس تک متغیره، و نهایتاً مدل رگرسیون چند متغیره انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بیشترین میانگین چگالی توان مربوط به فاصله m 20 برابر mW/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; 0/03787 است. با افزایش فاصله مقدار چگالی توان امواج کاهش می یابد و حداقل مقدار در m 300 آنتن با میانگین mW/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; 0/00108 اندازه گیری شد. همچنین با افزایش ارتفاع میزان چگالی توان امواج مایکروویو افزایش یافت. نتیجه گیری: بیشترین چگالی توان اندازه گیری شده در بین 252 مورد اندازه گیری برابرmW/m 7/32 است که در حدود %0/166 میزان مواجهه مجاز استاندارد محیطی در ایران است. با توجه به عدم بررسی اثر عواملی مانند موقعیت ساختمان ها ، لوازم داخل منازل در این تحقیق توصیه می شود مطالعات بیشتری در این زمینه انجام گیرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>امیرحسین محوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ردیابی جیوه کل در یک زنجیره غذایی آب شیرین (دریاچه سد قشلاق سنندج، ایران)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5450&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: با توجه به اهمیت دریاچه سد قشلاق سنندج و آلوده بودن این دریاچه به فلز سنگین جیوه و افزایش غلظت و سمیت جیوه ضمن جابجایی بین افق های غذایی، مطالعه  حاضر انجام شد، تا فاکتور تجمع زیستی و بزرگنمائی زیستی جیوه کل در طول یک مسیر غذایی از زنجیره غذایی (آب، رسوب، ماهی، انسان) در این دریاچه مورد بررسی قرار گیرد. روش بررسی: از فروردین تا شهریورماه سال 1391، 24 نمونه آب، 24 نمونه رسوب، 24 نمونه سیاه ماهی خالدار (Capoeta trutta) از دریاچه و 24 نمونه (بافت مو) از ساکنین روستای سراب قامیش که عمده ترین مصرف کنندگان ماهی دریاچه هستند گرفته شد. یافته ها: میانگین مقدار جیوه کل اندازه گیری شده در نمونه های آب، رسوب، ماهی و موی انسان به ترتیب 0/000128&amp;plusmn; 0/0028، 0/0057&amp;plusmn; 0/110 ،0/0119&amp;plusmn; 0/296، 0/1704&amp;plusmn; 2/059 برحسب ppm بوده و فاکتور تجمع زیستی در مورد رسوب و سیاه ماهی خالدار به ترتیب 10&amp;times;4 و 10&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&amp;times;1 و بزرگنمائی زیستی به ترتیب 40 و 5 محاسبه شد. نتیجه گیری: با توجه به رقم بالای نرخ تجمع و بزرگنمائی زیستی و غلظت جیوه کل ثبت شده در بافت ماکول سیاه ماهی خالدار دریاچه سد قشلاق سنندج، استفاده کنندگان از ماهی های این دریاچه، حداکثر مجاز به مصرف g 1182 از بافت عضله این ماهی در هفته بدون در نظر گرفتن سایر منابع بالقوه جیوه در سبد غذایی شان هستند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>شهرام کبودوندپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی توانایی سیانوباکتری Schizothrix vaginata ISC108 جهت تجزیه زیستی نفت خام </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5454&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: هیدروکربن های نفتی یک دسته از آلاینده های خطرناک محیط هستند. در حال حاضر تجزیه زیستی آلاینده های نفتی یکی از کارآمدترین و مقرون به صرفه ترین روش ها در رفع آلودگی های نفتی از محیط است. هدف اصلی از این مطالعه بررسی توانایی سیانوباکتری ‏Schizothrix vaginata ISC108‎‏ جهت تجزیه زیستی نفت خام و اثر نفت خام بر میزان رشد و مقدار کلروفیل و وزن خشک این سیانوباکتر است. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، سیانوباکتری Schizothrix vaginata ISC108 از کلکسیون ریز جلبک ها در پژوهشکده علوم پایه کاربردی جهاد دانشگاهی، دانشگاه شهید بهشتی (شهر تهران) تهیه شد‏. ابتدا خالص سازی این سیانوباکتری ‎‏ به روش پلیت آگار بر روی محیط کشت جامد ‏‎ BG11‎انجام شد‏. نرخ رشد، مقدار کلروفیل و وزن خشک این سیانوباکتری با استفاده از روش اسپکتوفتومتری اندازه  گیری شد. میزان تجزیه نفت خام به روش آنالیز کروماتوگرافی گازی (‏GC‏)‏ محاسبه شد. یافته ها: نتایج حاصل از اندازه گیری نرخ رشد سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata در تیمار یک درصد نفت خام و نمونه شاهد نشان داد که رشد این سیانوباکتری در حضور نفت خام به عنوان تنها منبع کربن تقریبا مشابه با نمونه شاهد افزایش می یابد. نتایج همچنین نشان داد که با افزایش غلظت نفت خام میزان وزن خشک سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata نسبت به نمونه شاهد افزایش و میزان کلروفیل در تیمار های مختلف نفت خام کاهش می یابد. میانگین تجزیه زیستی هیدرکربن های نفتی در تیمارهای روز 14 نسبت به نمونه شاهد به میزان 54/87 درصد و در روز 28 به مقدار 93/98 بود. نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص شد که سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata دارای پتانسیل بالایی در تجزیه زیستی نفت خام است. لذا از آنجایی که نفت یک فرآورده سمی برای سیستم های بیولوژیک و ‏یکی از آلوده کننده های اصلی اکوسیستم های زیستی است، نتایج حاصل بیانگر پتانسیل این سیانوباکتری برای استفاده از آن به عنوان شاخصی جهت رفع آلودگی های نفتی در مناطق آلوده است.‏&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معین صفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه سازی حذف COD و رنگ حاصل از فاضلاب خمیر مایه با استفاده از اکسیداسیون فنتون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5086&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: فاضلاب تولیدی خمیرمایه مخلوط پیچیده  ای است و دارای اکسیژن مورد نیاز شیمیایی(COD) بالا، رنگ تیره، نیتروژن بالا، سولفات بالا و آلاینده های غیر قابل تجزیه بیولوژیکی است. فاضلاب رها شده از این صنعت به علت وجود ترکیبات رنگی مقاوم به تجزیه و محلول به نام ملانوئیدین ها منبع اصلی آلودگی آب و خاک است. هدف این تحقیق بررسی کارایی اکسیداسیون پیشرفته با استفاده از فرآیند فنتون برای حذف COD و رنگ فاضلاب خمیرمایه است. روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه تجربی- آزمایشگاهی است. در این مطالعه اثر زمان واکنش، دوز پراکسید هیدروژن و Fe &lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt; برای حذف COD و رنگ فاضلاب خمیرمایه مورد آزمایش قرارگرفت. نمونه مورد استفاده برای این مطالعه، پساب خمیرمایه خروجی از واحد جداکننده 2 با COD و رنگ با غلظت های اولیه به ترتیب mg/L 5300 وpt-co 6950 بود. در این تحقیق برای به دست آوردن شرایط بهینه بهره برداری فرآیند، از آنالیز تاگوچی استفاده گردید. آزمایشات در 5 مرحله و در زمان های min 60،45،30،15 و 75 و با غلظت های پراکسید هیدروژن (M 0/02، 0/04، 0/06 ،0/08 و 0/1)، غلظت های Fe&lt;sup&gt;2+&lt;/sup&gt; 0/01 ، 0/02، 0/03، 0/04، 0/05M)) در pH برابر با 3 انجام گرفت. شرایط بهینه متغیرهای زمان واکنش، دوز پراکسید هیدروژن و Fe &lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt; با آزمایش جارتست تعیین شد. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از روش تاگوچی و آنالیز نسبت S/N، بهترین نسبت مقدار پراکسید هیدروژن به آهن (II) برای حذف حداکثر COD و رنگ، mol 0/08 به mol 0/04 در pH برابر 3 و زمانmin 30 حاصل شد. در این شرایط حداکثر راندمان حذف برای COD و رنگ به ترتیب 0/4&amp;plusmn; 63٪ و 0/5&amp;plusmn; 69٪ بود. نتایج نشان داد که با افزایش زمان واکنش، تغییر محسوسی در راندمان حذف مشاهده نمی گردد. نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گیری نمود که روش اکسیداسیون فنتون می تواند به عنوان گزینه ای مناسب به هنگام طراحی و انتخاب روش حذف رنگ و COD فاضلاب به منظور تصفیه فاضلاب های قوی صنعتی همچون فاضلاب صنعت خمیرمایه به عنوان پیش تصفیه با موفقیت بکار گرفته شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محسن اربابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> ارزیابی ریسک زیست محیطی در واحد الفین مجتمع پتروشیمی آریاساسول به روش تجزیه و تحلیل درخت خطا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5077&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: نشت مواد شیمیایی از تجهیزات در فرایندهای پتروشیمی امری محتمل است. وقوع چنین رخدادی باعث ایجاد آتش سوزی و انفجار و به تبع آن مخاطراتی برای محیط زیست می گردد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی ریسک زیست محیطی واحد الفین مجتمع پتروشیمی آریاساسول به منظور شناسایی منابع مولد ریسک های زیست محیطی در واحد یاد شده است. روش بررسی: به منظور اجرای این تحقیق اطلاعات پایه با استفاده از نتایج پایش و اندازه گیری آلاینده های هوای محیط و گازهای خروجی دودکش ، روش مرور ایمنی (safety review) و بازدید میدانی تامین شد. جهت مشخص کردن اثرات ناشی از نشتی هیدروکربن از تجهیزات بر محیط زیست محدوده بلافصل، میزان غلظت مواد آلی فرار (BTEX) در هوای محیط بر اساس استاندارد EPA0030 با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگرافی در 4 ایستگاه از مجتمع و پایش گازهای خروجی دودکش در 9 کوره با دستگاه پرتابل XL 350 Testo از خردادماه 1390 تا اردیبهشت 1391 به انجام رسید. ابزار ارزیابی و مدیریت ریسک مورد استفاده در این تحقیق روش تجزیه و تحلیل درخت خطا بود. اصلی ترین بخش ارزیابی ریسک به روش درخت خطا، انتخاب رویداد اصلی است. با توجه به آمار حوادث و جنبه های محیط زیستی عملیات کراکینگ اتان، نشتی هیدروکربن به عنوان رویداد راس، شناسایی و سپس نحوه ترکیب و همچنین ارتباط بین عوامل موثر در بروز آن در قالب رویدادهای پایانی، میانی و دروازه های «و» و «یا» تعیین شد. با تجزیه و تحلیل کیفی و کمی درخت خطای این حادثه، مهم ترین علل بروز آن تعیین و همچنین احتمال به وقوع پیوستن رویداد راس، در طول یک سال محاسبه گردید. یافته ها: آنالیز نمونه ها نشان داد، میزان بنزن با غلظت 0/37 mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; (در محدودهmg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; 0/37-0) در فصل پاییز، تولوئن با غلظت 0/13 mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; (در محدوده 0/13-0/02 mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt;) در فصل بهار، اتیل بنزن با غلظت mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; 0/09 (در محدوده 0/09-0/02 mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; ) در فصل پاییز و زایلن با غلظت mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; 1/01 (در محدوده 1/01-0/02 mg/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt;) در فصل پاییز بیش از ایستگاه های دیگر بوده است . در تحقیق فوق درخت خطای بسط یافته نهایی دارای 16 رویداد (اعم از پایانی، میانی و اولیه) بود که با 7 دروازه منطقی به هم دیگر متصل شدند. بیشترین درصد خطا در رویدادهای پایانی را خطاهای سخت افزاری از قبیل نقص در تجهیزات با 55/55 درصد را به خود اختصاص دادند و خطاهای انسانی و مدیریتی در رتبه های بعدی طبقه بندی شدند. بالاترین درصد اهمیت رویدادهای پایانی با 22/2 % متعلق به جنس نامناسب گسکت شناسایی گردید که از مهم ترین دلایل آن می توان به وضعیت تحریم های اقتصادی و عدم تلاش زیاد در تامین کالایی با کیفیت بالا اشاره نمود. نتیجه گیری: بیشترین احتمال وقوع رویداد پایانی مربوط به جنس نامناسب گسکت برابر  &lt;sup&gt;2-&lt;/sup&gt;10×2 شناسایی گردید. از اقدامات کنترلی برای پیشگیری از وقوع رخداد نشتی، تامین گسکت با کیفیت بالا است و این شکست در رده خطای سخت افزاری طبقه بندی می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید جعفر  عصمت ساعتلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سنتز و ارزیابی کارایی نانو کامپوزیت مغناطیسی کربن فعال-آهن صفر/ نقره(PAC-Feo/Ag) در حذف فنل از محیط آبی </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5118&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: فنل یکی از آلاینده های دارای اولویت است که از طریق صنایع چرم سازی، رنگ سازی، رزین سازی و داروسازی تولید شده و پس از ورود به محیط زیست سبب آلودگی آب های زیر زمینی می  شود. از این رو استفاده از یک روش مناسب جهت حذف آن امری ضروری است. هدف از این مطالعه سنتز و ارزیابی کارایی نانوکامپوزیت مغناطیسی کربن فعال-آهن صفر/ نقره (PAC-Fe&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;/Ag) در حذف فنل از محیط های آبی است. روش بررسی: در این مطالعه به ترتیب از روش احیاء برای تبدیل آهن دو ظرفیتی به آهن صفر و روش هم ترسیبی برای نشاندن آهن بر روی کربن فعال استفاده شد. از اختلاط سریع همراه با دمای بالا نیز برای نشاندن نقره روی نانو ذرات آهن صفر استفاده گردید. ویژگی جاذب با تکنیک های SEM، TEM و XRD مورد آنالیز قرار گرفت. سپس تاثیر تغییرات pH، زمان تماس، دور همزن، دما و غلظت های مختلف جاذب و فنل به روش یک فاکتور در زمان، بررسی و بهینه سازی شدند. ایزوترم و سینتیک واکنش نیز تعیین شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد PAC-Fe&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;/Ag دارای ساختاری مکعبی شکل، درهم تنیده و دارای قطری در محدوده 40 تا nm 100 است.pH برابر با 3، زمان تماسmin 90، دور همزن rpm 200 و میزان جاذب g/L 1 نیز به عنوان شرایط بهینه برای حذف فنل به دست آمدند. بررسی روابط ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده های تجربی فرایند جذب فنل بر روی PAC-Fe&lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;/Ag، به ترتیب با مدل لانگمویر (R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&gt;0/969&lt;r&lt;sup&gt;) و شبه درجه دوم (&lt;r&lt;sup&gt;R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&gt;0/965) همبستگی دارند. نتیجه گیری: در شرایط بهینه، جاذب اصلاح شده با آهن صفر و نقره با حداکثر راندمان 97%، توانایی جذب سریع و موثری در حذف فنل داشته و به دلیل خاصیت مغناطیسی به سادگی توسط آهنربا از نمونه محلول جداسازی می شود. &lt;/r&lt;sup&gt;&lt;/r&lt;sup&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی آذری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ نشانگر متالوتیونین در صدف دوکفه ای Crassostrea sp. به گرادیان جیوه و کادمیوم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: این مطالعه به منظور بررسی پاسخ متالوتیونین در صدف دوکفه ای Crassostrea sp. به غلظت های آزمایشی جیوه و کادمیوم جهت ارزیابی امکان استفاده از این پروتئین به عنوان نشانگر زیستی آلودگی فلزات مذکور در این نرم تن، انجام شده است. روش بررسی: صدف ها از بندر امام خمینی نمونه برداری و پس از 7 روز سازگاری با محیط آزمایشگاه، به مدت 14 روز در معرض غلظت های آزمایشی جیوه (15 و &amp;micro;g/L 75) و کادمیوم (15 و &amp;micro;g/L 150) قرار داده شدند. غلظت پروتئین متالوتیونین، پس از مراحل استخراج و رسوب دهی، به روش اسپکتروفتومتری سنجش گردید. میزان فلزات سنگین نیز پس از مراحل آماده سازی و هضم شیمیایی، توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. یافته ها: سطوح متالوتیونین در صدف های در معرض قرار گرفته با فلزات به طور معنی داری از غلظت این پروتئین در نمونه های شاهد بیشتر بود (0/05&gt;P). در دوکفه ای های قرار گرفته در معرض جیوه حداکثر میزان بیوسنتز متالوتیونین &amp;micro;g/g 7/6&amp;plusmn;137/2 وزن تر و در صدف های قرار گرفته در معرض کادمیوم بیشترین میزان بیوسنتز متالوتیونین &amp;micro;g/g 17/9 &amp;plusmn;312/4 وزن تر اندازه گیری گردید، که در حدود 3 برابر غلظت این پروتئین در بافت نرم نمونه های شاهد بود. بیوسنتز متالوتیونین در طی دوره در معرض گذاری با تجمع زیستی کادمیوم همبستگی مستقیم قوی و معنی داری نشان داد (P&lt; 0/01). در حالی که با تجمع زیستی جیوه همبستگی معنی داری نداشت (0/05&lt;p).&gt;&amp;nbsp;&lt;/p).&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی عظیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
