<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> سلامت و محیط زیست </title>
<link>http://ijhe.tums.ac.ir </link>
<description>سلامت و محیط زیست - مقالات نشریه - سال 1394 جلد8 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/5/10</pubDate>

					<item>
						<title>آلودگی خاک به آرسنیک در مناطق شهری: مطالعه موردی شهر اراک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5011&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: آلودگی آرسنیک به علت اثرات سمی آن به عنوان ماده سرطان زا، از نگرانی های بزرگ محیط زیستی است. در این تحقیق به منظور ارزیابی آلودگی آرسنیک به خاک و تعیین الگوی توزیع مکانی آن، نمونه های خاک سطحی از مناطق شهری اراک جمع آوری و آنالیز شدند. روش بررسی: در مجموع 62 نمونه خاک سطحی از عمق cm 20-0 از پارک ها ، فضای سبز، زمین های باز و کشاورزی، اطراف جاده و میدان ها در شهر اراک جمع آوری شدند. در این تحقیق نقشه توزیع مکانی آرسنیک در خاک توسط GIS و روش درون یابی کریجینگ تولید شد. یافته ها: غلظت آرسنیک در خاک های سطحی شهر اراک بین 2/2 تا mg/kg10/8 بود (میانگین: mg/kg 5/78). نتایج آنالیز مکانی آرسنیک نشان داد که آلودگی آرسنیک در مرکز شهر افزایش می یابد و از جنوب به شمال نیز روند افزایشی مشهود بود. همچنین غلظت آرسنیک در خاک شهری اراک در مقایسه با بسیاری از شهرهای دنیا مقادیر کمتری داشت. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گیری کرد که آرسنیک توسط هر دو فاکتور انسانی و طبیعی کنترل می شود. بیشترین مقادیر آرسنیک در مرکز شهر و شمال بود که بیانگر اثر فعالیت های انسانی مانند صنایع و حمل و نقل است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عیسی سلگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مقادیر فلزات سنگین در ذرات گرد و غبار باریده بر شهرهای سنندج، خرم آباد و اندیمشک در غرب ایران1392-1391</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5147&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: طوفان های گرد و غباری که اغلب در مناطق خشک و نیمه خشک جهان روی می دهند حجم زیادی از ذرات معلق را با خود حمل می کنند و از اینرو به عنوان یکی از مهمترین معضلات زیست محیطی در مقیاس های منطقه ای و بین المللی تلقی می گردند. هدف از این تحقیق ارزیابی مقادیر فلزات سنگین در ذرات گرد و غبار ته نشین شده در شهرهای سنندج، خرم آباد و اندیمشک است. روش بررسی: نمونه برداری ذرات گرد و غبار از 30 خرداد 1391 بمدت یکسال در بازه های زمانی 10 روزه و به طور همزمان در سه ایستگاه سنندج، خرم آباد و اندیمشک با استفاده از روش Deposit Gauge Method صورت گرفت و اندازه گیری فلزات Fe و Mn با استفاده از جذب اتمی به روش شعله و Zn, Cu, As, Ag, Cr, Ni به روش کوره گرافیکی انجام شد. سپس سطح آلودگی فلزات سنگین با استفاده از شاخص های Geo-Accumulation Index (Igeo) و Integrated Pollution Index (IPI) ارزیابی گردید. ماهیت کانی ها و شکل ذرات گرد و غبار نیز بوسیله تفرق اشعه ایکس و تصویربرداری میکروسکوپ الکترونی بررسی شد. یافته ها: نتایج حاصله از شاخص Igeo سطوح آلودگی Ag و Cu را بیش از As و Zn در گرد و غبار هر سه ایستگاه ارزیابی نمود در حالی که مقادیر سایر فلزات سنگین آلوده کننده ارزیابی نشدند. ضمنا میانگین مقادیر شاخص IPI برای ایستگاه های سنندج، خرم آباد و اندیمشک بترتیب 2/86، 1/55 و 1/40 محاسبه شد. تفرق اشعه ایکس نیز وفور کانی های سیلیکاته (کوارتز) و کربناته (کلسیت) را در ذرات گرد و غبار سه ایستگاه نشان داد. علاوه بر این تصاویر میکروسکوپ الکترونی تشابه شکل ذرات گرد و غبار در سه ایستگاه را تایید نمود. نتیجه گیری: با وجود کمتر بودن میانگین میزان ذرات گرد و غبار باریده بر واحد سطح در ایستگاه سنندج، غلظت فلزات سنگین در ذرات گرد و غبار نمونه برداری شده در این ایستگاه در مقایسه با ایستگاه های خرم آباد و اندیمشک بطور نسبی بیشتر بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>بابک سوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات بوجود آمده در میزان پلیمرهای خارج سلولی لجن فعال در طول آبگیری با راکتور متوالی اولتراسونیک – الکتروکواگولاسیون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5130&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: کاهش پلیمرهای خارج سلولی آزاد شده ناشی از تجزیه لجن یکی از چالش های اساسی در فرایند تصفیه لجن است. هدف این مطالعه بررسی میزان تغییرات پلیمرهای خارج سلولی طی آبگیری لجن توسط راکتور متوالی اولتراسونیک – الکتروکواگولاسیون تحت شرایط مختلف و تعیین موثرترین حالت برای کاهش این مواد است. روش بررسی: در این مطالعه میزان تغییرات پلیمرهای خارج سلولی در مایع رویی لجن پس از انجام شرایط متفاوت فرایندهای اولتراسونیک (فرکانس های k‏Hz 35 و 130 و زمان ماندهای 3، 5، 10وmin 30) و الکتروکواگولاسیون (ولتاژهایV 20 ، 30 و 40 و زمان ماندهای 20، 10  وmin 30) مقایسه گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین کاهش در فرکانس kHz 35 و زمان min 5 اولتراسونیک با min 30 الکتروکواگولاسیون تحت ولتاژV 40 بدست آمده است. بطوری که در این شرایط مجموع پلیمرهای خارج سلولی در سوپرناتانت لجن به میزان % 69 کاهش یافت. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، با بکارگیری راکتور اولتراسونیک – الکتروکواگولاسیون علاوه بر آبگیری لجن می توان به میزان قابل توجهی پلیمرهای خارج سلولی رها شده در سوپرناتانت را کاهش داد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>امیرحسین محوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل سازی فرآیند حذف پرکلرواتیلن از آب بوسیله مانع واکنش دهنده نفوذ پذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5222&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: پرکلرواتیلن به دلیل اثرات سوء بهداشتی و پایداری در منابع آب زیرزمینی، در دسته&amp;nbsp; آلاینده های نگران کننده قرار دارد. مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی یک ناحیه تصفیه غیرفعال بوده که در آن، اتن های کلره بصورت در محل و از طریق مکانیسم احیای شیمیایی تجزیه می شوند. هدف از انجام این پژوهش، بهینه سازی و مدل سازی تکنولوژی مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی با استفاده از روش رویه پاسخ، برای حذف پرکلرواتیلن از محیط آبی است. روش بررسی: به منظور شبیه سازی مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی، از یک ستون پر شده با ماسه سیلیسی و پودر آهن صفر ظرفیتی استفاده شد و تاثیر سه متغیر pH، ارتفاع ستون یا ضخامت مانع و دبی بر کارایی کلرزدایی کاهشی بررسی گردید. طراحی آزمایش، مدل سازی و آنالیز داده ها از طریق روش رویه پاسخ صورت گرفت. یافته ها: کارایی کلرزدایی حدود 93% در شرایط بهینه (pH برابر با 5، ارتفاع ستون cm26 و دبی mL/min 2) بدست آمد. روند افزایشی pH در طول ستون نشان دهنده حاکم بودن شرایط احیا بر ستون بود. ضریب تعیین 0/98 نیز تطابق بالای نتایج آزمایشگاهی با مقادیر پیش بینی شده حاصل از مدل را نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، تکنولوژی مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی کارایی بالایی در کلرزدایی پرکلرواتیلن دارد. همچنین با توجه به عدم نیاز به مصرف انرژی، فراوان بودن آهن، عدم تولید محصولات جانبی مضر و هزینه اثربخش بودن، مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی به عنوان یک تکنولوژی پایدار، سبز و دوستدار محیط زیست در تصفیه آب های زیرزمینی مطرح است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهسا مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین سطح آلودگی رسوبات سطحی خلیج چابهار به فلزات سنگین </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5262&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: در این مقاله، به بررسی غلظت فلزات سنگین نظیر کادمیوم، مس، سرب، روی، نیکل، کروم، آهن و منیزیم در رسوبات ساحلی خلیج چابهار پرداخته شده است. روش بررسی: بدین منظور پنج ایستگاه نمونه برداری انتخاب و نمونه برداری از رسوبات ساحلی و آب های کم عمق در دو فصل تابستان و زمستان سال 1391 انجام شده است. یافته ها: نتایج بیانگر این است که غلظت فلزات سنگین در رسوبات بیشتر از آب است، هرچند غلظت فلزات در ایستگاه های مختلف در نمونه های رسوب و آب از یک روند کلی پیروی کرده است. تغییرات فصلی بر روی میزان غلظت فلزات تاثیرگذار است؛ به طوری که در فصل زمستان غلظت برخی از فلزات سنگین مانند مس، سرب، روی، کادمیوم و نیکل بیشتر از فصل تابستان است. نتیجه گیری: به طور کلی غلظت فلزات سنگین در رسوبات منطقه مورد مطالعه از حدود استاندارد تعیین شده برای رسوبات کمتر مشاهده شده است و در بین ایستگاه های مختلف، ایستگاه های نزدیک و مرتبط با بنادر ماهیگیری غلظت بالاتری از فلزات را نشان دادند. نتایج نشان می دهد، اگرچه برخی فلزات منشاء طبیعی دارند، اما افزایش غلظت فلزات سنگین در منطقه مورد بررسی می تواند به تاثیر چشمگیر آلودگی ناشی از قایق های ماهیگیری نیز نسبت داده شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عزیزاله بزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان فلزات مس، روی و کروم در خاک های محل دفن زباله های شهری و خاکستر زباله های بیمارستانی شهرکرد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5513&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: ورود فلزات سنگین از طریق فعالیت های انسانی به اکوسیستم های طبیعی، بویژه خاک ها یکی از مهم ترین نگرانی های زیست-محیطی است. این تحقیق به منظور اندازه گیری مقادیر فلزات مس، روی و کروم در خاک محل دفن زباله های شهری و خاکستر زباله های بیمارستانی شهرکرد انجام شده است. روش بررسی: نمونه های خاک از سه بخش، بیرون از محل دفن زباله، محل دفن زباله شهری و محل دفن زباله های بیمارستانی جمع آوری شد. بطوری که از هر بخش به ترتیب 1،2 و1 ایستگاه انتخاب و در هر کدام سه تکرار نمونه برداری انجام شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد بین مقادیر فلزات روی، مس و کروم در خاک محل های دفن مورد مطالعه در سطح 95 درصد اختلاف معنادار وجود دارد (P&lt;0/05). همچنین برای فلز روی و مس بیشترین مقدار در محل دفن خاکستر زباله های بیمارستانی، و برای فلز کروم بیشترین مقدار درمحل دفن زباله های زاید شهری بدست آمد. در این بررسی ترتیب مقادیر فلزات مورد بررسی در نمونه های خاک در همه ایستگاه ها بدین صورتZn&gt;Cu&gt;Cr بدست آمد. نتیجه گیری: مقادیر بالای تعیین شده فلزات مورد بررسی در مطالعه حاضر بیانگر کاربرد بالای این فلزات در ساختار زباله های شهری و بیمارستانی و همچنین عدم تفکیک و دفن نادرست آنها است. از این رو آگاهی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی زباله های شهری، بیمارستانی و خاک محل دفن به منظور برآورد اثرات آنها برکیفیت خاک و محیط های اطراف ضروری است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا  ریاحی بختیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل مؤثر بر تولید پسماند بیمارستان امام خمینی‌(ره) کرج و تحلیل پیش‌بینی روند تولید آن با استفاده از مدل سری زمانی ARIMA </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5288&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: به دلیل وجود عوامل خطرساز و بیماری زا در پسماندهای بیمارستانی، این پسماندها نیاز به مدیریت دقیق و ویژه دارند. لذا هدف از این تحقیق، بررسی کمی و کیفی و هم چنین پیش بینی روند تولید پسماند بیمارستان امام خمینی(ره) کرج در آینده است. روش بررسی: با نمونه برداری ماهانه از پسماندهای عادی، عفونی، دارویی و نوک تیز و برنده بیمارستان طی چهار سال (1389 الی 1392)، میزان کل پسماند و درصد انواع پسماند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین کل پسماند تولیدی طی چهار سال بیش از دو برابر افزایش داشته است. از بین انواع پسماند، بیش ترین میانگین های ماهانه به ازای هر تخت مربوط به پسماندهای عادی و عفونی بوده و به ترتیب 48/3 و 46/5 درصد از کل پسماند تولیدی طی چهار سال را بهخود اختصاص داده  اند. هم چنین بیش ترین و کم ترین میزان تولید پسماند مربوط به فروردین و شهریور ماه بوده است. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که روند افزایشی تولیدی پسماند طی سال های مورد مطالعه اختلاف معنی داری دارند (0/001&gt;P). نتایج آنالیز سری زمانی ARIMA، بیانگر ادامه روند افزایشی تولید پسماند تا 6/3 (kg/ bed. day) در آذرماه 1393 است. نتیجه گیری: تولید پسماند در بیمارستان امام خمینی(ره) کرج با افزایش میانگین تولید از 2/98 به kg/ bed. day) 4/44) به ترتیب در سال های 1389 و 1392 نشان دهنده روند افزایشی در تولید پسماند است. مدل سری زمانی ARIMA افزایش 1/5 برابری تولید پسماند در پاییز 1393 را نسبت به میانگین چهار ساله نشان داد که این پیش بینی  روند تولید پسماند برای برنامه ریزی، بهینه سازی منابع مورد نیاز و طراحی کلی استراتژی مدیریت پسماند بیمارستانی بسیار مفید است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>افسانه شهبازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه اثر حمایت‌کننده الکترولیتی سدیم کلراید در حذف الکتروشیمیائی اسپور باسیلوس سوبتیلیس از آب آشامیدنی </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5336&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: امروزه کریپتوسپوریدیوم پاروم به عنوان یکی از عوامل بیماری زای مهم منتقله از آب با مقاومت زیاد در برابر روش های متداول گند زدایی و با توان ایجاد مشکلاتی در منابع آب مطرح است. بدلیل مشکلات مطرح در مطالعات کریپتوسپوریدیوم، جهت برآورد غیرفعال سازی و ارزیابی کیفیت آب، استفاده از اسپور باسیلوس سوبتیلیس غیر بیماری زا به عنوان مدل توصیه شده است. از سوی دیگر، در سال های اخیر توجه ویژه ای به فرایندهای الکتروشیمی به عنوان یک تکنولوژی سازگار با محیط زیست و کارامد در تصفیه و گندزدایی آب شده است. هدف از انجام این تحقیق، ارائه روشی جهت ارتقاء کیفیت آب آشامیدنی است. روش بررسی: در این تحقیق، سیستم الکتروشیمی حاوی الکترودهای استیل به ابعاد cm 4 &amp;times; 8 در حجم mL 200 از آب آشامیدنی واجد mg/L 4-1 سدیم کلراید مورد استفاده قرار گرفت. سوسپانسیون میکروبی واجد تعداد مشخصی از اسپور باسیلوس سوبتیلیس(ATCC 6633) مطابق باروش استانداردمک فارلند، در محدوده 103 تا 106 اسپور در هر میلی لیتر تهیه گردید. ارزیابی حذف عامل میکروبی هر min 15 طی زمان min 60 با نمونه برداری و انتقال به محیط کشت تریپتیکاز سوی آگار صورت پذیرفت. متغییرهای تعداداسپورهای باکتری، میزان حمایت کننده الکترولیتی، میزان جریان القائی و زمان واکنش مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: فرایند الکتروشیمیائی پیشنهادی بدون استفاده از حمایت کننده الکترولیتی در جریان های الکتریکی کمتر از mA 100 در زمان min 60 قادر به حذف کامل اسپور باسیلوس سوبتیلیس با تراکم 104 تا 106 نبود. افزودن الکترولیت حمایتی سدیم کلراید با غلظت mg/L 4 موجب حذف کامل اسپور در پایان min 60 گردید. نتیجه گیری: افزودن حمایت کننده الکترولیتی سدیم کلراید بدلیل افزایش فرایندهای اکسیداسیون مستقیم و غیر مستقیم ، تاثیر میکروب کشی فرایند الکتروشیمیائی را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهد. بهبود فرایند گندزدایی آب تا رسیدن به حذف کامل اسپور در زمان min 60 ، با حضور سدیم کلراید می تواند بدلیل تولید بیشتر عوامل اکسیدانت تولید شده در آند باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عباس رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی ستون حاوی پلی اکریلونیتریل پوشش داده شده با نانو ذرات اکسید آهن در حذف نیترات</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: نیترات از جمله آنیون های موجود در آب است که به لحاظ بهداشت عمومی دارای اهمیت زیادی است. فعالیت های مختلف انسانی در کنار منابع طبیعی ناشی از انحلال کانی های حاوی این نمک در ورود آن به منابع آبی نقش بسزایی دارد. هدف این تحقیق بررسی کارایی حذف نیترات از محیط آبی توسط ستون حاوی پلی اکریلونیتریل پوشش داده شده با نانو ذرات اکسید آهن است. روش بررسی: پلی اکریلونیتریل عامل دار شده و پوشش داده شده با نانوذرات آهن سنتز گردید و بعنوان ماده جاذب درون ستونی شیشه ای ریخته شد. مخزن محلول نیترات در قسمت بالایی ستون تعبیه گردید. محلول نیترات (mg/L 100) از داخل مخزن توسط میکروست در دبی های 2، 5 و mg/L 7 وارد ستون شد و کارایی حذف مورد بررسی قرار گرفت. میزان جذب همچنین در حضور میزان متفاوت جاذب (ارتفاع های مختلف) 10،15و cm 20 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که داده ها از فرمول توماس پیروی نموده و بر طبق آن نمودار نقطه شکست نیز ترسیم گردید. همچنین نتایج نشان داد ستون در دبی های پایین موثرتر عمل کرده است. هرچه میزان جریان افزایش یافته زمان نقطه شکست کم شده است. در ارتفاع های پایین تر از ستون بدلیل زمان کم جهت تماس نیترات با جاذب ، نقطه شکست از 9 به h 4 کاهش یافت هنگامی که دبی ورودی از 2 به mL/min 7 افزایش یافت. نتیجه گیری: ستون حاوی جاذب در حذف نیترات موثر عمل کرد. در ارتفاعات بیشتری از ستون حذف بالاتر بود. داده ها از فرمول توماس تبعیت کردند. داده های حاصل از ستون جذب با رگرسیون لجستیک هماهنگی بالایی نشان دادند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جعفر نوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی خطر سرطان‌زایی و غیر سرطان‌زایی مواجهه با استرهای فتالات از طریق مصرف آب‌های بطری شده در طول زمان نگهداری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5370&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: اخیرا، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی موجود در جدار بطری های پلی اتیلن ترفتالات از طریق مصرف آب های بطری شده، نگرانی هایی را در مصرف کنندگان ایجاد کرده است. یک دسته از این ترکیبات استرهای فتالات نام دارند که برخی از آنها به عنوان ترکیب های سرطان زا (دی اتیل هگزیل فتالات) و مختل کننده های غدد درون ریز (دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات) در انسان شناخته می شوند. هدف اصلی مطالعه، تعیین تاثیر زمان ماندگاری بر آزادسازی استرهای فتالات در آب های بطری شده از زمان تولید تا تاریخ انقضا به مدت یک سال است. روش بررسی: نمونه ها بعد خریداری در شرایط توصیه شده بر روی برچسب محصول در دمای اتاق و به دور از نور خورشید نگهداری گردیدند و سپس میزان آزادسازی استرهای فتالات در زمان های مورد نظر توسط میکرو استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازه گیری شد. در نهایت ارزیابی خطر مواجهه با ترکیبات مورد نظر برای کل جامعه و گروه های حساس (کودکان پیش از سن مدرسه و زنان باردار و شیرده) از طریق محاسبه میزان دریافت روزانه از طریق آب و محاسبه ضریب خطر و ریسک سرطان اضافی صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان از پارامترهای تاثیر گذار بر افزایش میزان مهاجرت استرهای فتالات از جدار بطری ها به درون آب است. به طوری که با گذشت زمان غلظت هر سه ترکیب دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات در آب افزایش می یابد و بعد از 12 ماه نگهداری غلظت فتالات های مختل کننده غدد درون ریز نسبت به هفته اول تولید به ترتیب 811/8، 2545/2 و832 درصد بیشتر شده است. با این حال، در کل در تمامی زمان های مختلف نگهداری میزان دی اتیل هگزیل فتالات از حد مجاز تعیین شده توسط EPA (&amp;micro;g/L6) تجاوز نکرده و تا رسیدن به این میزان نیز فاصله زیادی وجود داشت. ضریب خطر عوارض غیر سرطان زایی محاسبه شده ناشی از این مواجهه (در تمامی گروه های هدف در محدوده 0/005 الی &amp;micro;g/KgBW 0/02) به تنهایی از طریق مصرف آب های بطری شده در تمامی گروه ها کم و قابل چشم پوشی است (ضریب خطر&lt;1). علاوه براین، ریسک سرطان اضافی ناشی از حضور دی اتیل هگزیل فتالات در آب های بطری شده نیز ناچیز و قابل چشم پوشی است (&lt;sup&gt;7-&lt;/sup&gt;10&amp;times;9/9). نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده به نظر می رسد که استفاده از آب های بطری شده به عنوان یک منبع مواجهه خطرزا با استرهای فتالات مطرح نبوده و استفاده از آنها از این نظر تهدیدی برای سلامت افراد جامعه محسوب نمی گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مسعود یونسیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آفلاتوکسین M1 در کشک پاستوریزه توزیع شده در شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5423&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: آفلاتوکسین های M1 و M2 متابولیت های ثانویه سمی از کپک ها هستند که هنگام مصرف غذای آلوده به آفلاتوکسین B1 و B2 توسط دام، در شیر و محصولات لبنی ظاهر می گردد. با توجه به اهمیت مصرف محصولات لبنی در تغذیه انسان، مطالعه حاضر به منظور بررسی آفلاتوکسینAFM1) M1) در کشک های پاستوریزه (مایع صنعتی) شهر تهران انجام پذیرفت. روش بررسی: 32 نمونه کشک مایع صنعتی (8 برند و از هر کدام 4 تاریخ تولید متفاوت) از سوپر مارکت های شهر تهران خریداری شدند و به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) و با استفاده از ستون های ایمونوافینیتی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: در این مطالعه %90/62 کشک ها با میانگین ppt 75/48 &amp;plusmn; 60/17 آلوده به AFM1 بودند. در% 20/68 نمونه ها آلودگی بالاتر از حد مجاز استاندارد ایران ( ppt100) بوده&amp;nbsp; است. مقایسه برندهای مختلف نشان داد که برند B با میانگین آلودگی ppt158/47 &amp;plusmn; 99/09، و برندG با میانگین آلودگی ppt 16/91 &amp;plusmn; 21/27، به ترتیب بیشترین و کمترین میزان آلودگی را داشتند. اختلاف میان میزان آلودگی برندها معنی دار نبوده است (0/05&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محسن امینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد اثرات بهداشتی ناشی از مواجهه با آلاینده ذرات معلق کمتر از 10 میکرون با استفاده از مدل Air Q در شهر اهواز در سال 1388</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijhe/browse.php?a_id=5509&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: طبق برآوردهای سازمان بهداشت جهانی تقریبا هر سال 150000 نفر در جنوب آسیا در اثر بیماری های قلبی&amp;ndash; عروقی، تنفسی و سرطان ریه ناشی از آلودگی هوا دچار مرگ زودرس می شوند. نتایج مطالعات در خصوص اثرات کوتاه مدت و بلند مدت به صورت موارد بستری، مراجعه به پزشک، تعداد موارد یک بیماری خاص، مرگ و تعداد سال های از دست رفته زندگی (YOLL) گزارش می شود. در این مقاله هدف این است که به اثر آلاینده PM&lt;sub&gt;&lt;sup&gt;10&lt;/sup&gt;&lt;/sub&gt; بر سلامت انسان پرداخته شود. مدل کامپیوتری (Air Quality Health Impact Assessment) 2.2.3&amp;nbsp; Air Q جهت ارزیابی اثرات سوء ناشی از در معرض قرار گرفتن آلاینده PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt; بر سلامت انسان در اهواز در سال 1388 استفاده گردید. تماس طولانی مدت با ذرات معلق بصورت کاهش در طول عمر شخص، خود را نشان می دهد. میزان شیوع برونشیت و کاهش عملکرد ریوی در بچه ها و بزرگسالان حتی در غلظت های متوسط سالیانه ذرات معلق زیر (20&amp;micro;g/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; (PM&lt;sub&gt;2.5&lt;/sub&gt; و (30&amp;micro;g/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; (PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt;دیده شده است. عمده منابع انتشار ناشی از دخالت بشر در خصوص ذرات معلق ترافیک جاده ای(25-10 درصد)، احتراق ثابت(55-40 درصد) و فرایندهای صنعتی(30-15 درصد) هستند. روش بررسی: در این مطالعه داده های مورد نیاز از سازمان محیط زیست و سازمان هواشناسی اهواز گردآوری گردید. در مرحله بعد با توجه به خام بودن داده ها توسط نرم افزار Excelپردازش (مجموعه دستورات تصحیح دما و فشار، میانگین گیری، کد نویسی) داده ها انجام گردید. در مرحله آخر داده های پردازش شده توسط Excel به مدل Air Qداده شد. این مدل یک ابزار معتبر و قابل اعتماد به منظور برآورد اثرات کوتاه مدت آلاینده های هوا توسط سازمان بهداشت جهانی معرفی شده است. این مدل شامل چهار اسکرین ورودی (Supplier، AQ data، Location، Parameter) و دو اسکرین خروجی (Table، Graph) است. یافته ها: یافته ها نشان دادند که ایستگاه های اداره کل و نادری به ترتیب بیشترین و کمترین غلظت PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt;را داشته   اند، همچنین متوسط سالیانه، متوسط تابستان، متوسط زمستان و صدک 98 این آلاینده در شهر اهواز به ترتیب برابر با 261، 376، 170 و &amp;micro;g/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; 1268 بوده است. با توجه به نتایج حاصل تعداد کل مرگ ها منتسب به تماس با PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt; در یک سال 1165 نفر بوده است. نتیجه گیری: نرم افزار Air Q با استفاده از داده های پردازش شده توسط اکسل، خطر نسبی، بروز پایه و جزء منتسب را محاسبه نموده و حاصل کار را به صورت مرگ و میر نمایش می دهد. ذکر این نکته الزامی است که هیچ مدلی وجود ندارد که بتواند اثرات تمام آلاینده ها را یکجا و روی هم برآورد نماید. با توجه به نتایج حاصل تعداد موارد تجمعی مرگ قلبی عروقی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt; طی یکسال 612 نفر بوده است که 52 درصد این تعداد مربوط به غلظت کمتر از &amp;micro;g/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; 300 است. همچنین تعداد موارد تجمعی مرگ ناشی از بیماری های تنفسی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt; طی یکسال 114 نفر بوده است. تعداد تجمعی موارد مراجعه سرپائی به علت بیماری تنفسی منتسب به PM&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt;در یک سال 1551 نفر بوده است. 36 درصد موارد فوق در روزهای با غلظت کمتر از &amp;micro;g/m&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; 200 رخ داده است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد جواد محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
