136 نتیجه برای آب
محمد قلی زاده، امید حیدری،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش فاضلاب تصفیه نشده و توسعه ناپایدار کشاورزی در حریم رودخانهها موجب کاهش کیفیت آبهای سطحی شده است. هدف از این مطالعه بررسی تعیین کیفیت آب با شاخصهای کیفی NSFWQI، IRWQISC و شاخص آلودگی Liou و مقایسه آنها با استانداردهای جهانی و پهنه بنـدی مـسیر رودخانـه گرگانرود بـا اسـتفاده از نرم افزار GIS است.
روش بررسی: در این مطالعه 5 ایستگاه نمونهبرداری براساس معیارهای استاندارد شامل نوع کاربری اراضی، دسترسی و پراکندگی در امتداد رودخانه انتخاب گردید. 12 پارامتر کیفی آب شامل اکسیژن محلول، کلیفرم مدفوعی، pH، اکسیژن خواهی بیوشیمیایی، اکسیژن خواهی شیمیایی، درجه حرارت، فسفات آلی، نیترات، آمونیوم، کدورت، کل مواد جامد محلول و هدایت الکتریکی در طول رودخانه به مدت یک سال از خرداد ماه 1397 تا اردیبهشت 1398 با استفاده از روش استاندارد در آزمایشگاه اندازهگیری شد.
یافتهها: مقدار فسفات و کدورت از ایستگاه 2 به سمت پایین دست رودخانه افزایش یافته که به علت وجود زه آبهای کشاورزی و فاضلاب شهری است. اختلاف معنیداری در مقادیر BOD، کلیفرم مدفوعی و نیترات با مقادیر استاندارد وجود دارد. نتایج شاخصهای کیفیت آب بیانگر تاثیرات بسیار زیاد خروجی فاضلابهای شهری و زبالههای انسانی در حریم رودخانه است. بالاترین وضعیت کیفی مربوط به ایستگاه 1 (75، کیفیت خوب) که دسترسی کمتری برای توسعه فعالیتهای انسانی وجود داشت، بود. براساس انطباق نتایج شاخصها با واقعیت زمینی، نتایج شاخص کیفی آبهای سطحی ایران بهدلیل بهرهگیری از متغیرهای کیفی بیشتر و تطابق کاملتر، عملکرد بهتری نشان داد.
نتیجهگیری: وجود فاضلابهای شهری و زهآبهای کشاورزی در محدوده شهر گنبدکاووس مهمترین دلایل کاهش کیفیت آب (طبقه کیفی بد) است. در این راستا، توجه به مدیریت جامع منابع آبی و ارزیابی اثرات محیط زیستی باید مورد توجه باشد.
محمد قلی زاده، محمد زیبایی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آبهای سطحی معمولا به دلیل تماس با سازندهای زمینشناسی مختلف، ارتباط با سایر منابع آب سطحی و زیرزمینی از نظر ترکیب شیمیایی بسیار متغیر هستند. آگاهی از وضع کیفی آب و تاثیرات فعالیتهای انسانی، در مدیریت پایدار و برنامهریزی منابع آب از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی کیفیت فیزیکوشیمیایی و هیدروشیمیایی آب رودخانه چهلچای در استان گلستان است.
روش بررسی: در این مطالعه 6 ایستگاه براساس معیارهای استاندارد شامل نوع کاربری اراضی، دسترسی و پراکندگی در امتداد رودخانه در سال 1397 انتخاب گردید. 10 پارامتر کیفی آب شامل pH، هدایت الکتریکی، کل جامدات محلول، سولفات، کلراید، بیکربنات، سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم در طول رودخانه به مدت یک سال با استفاده از روشهای استاندارد موجود در آزمایشگاه اندازهگیری شد. تحلیلهای هیدروشیمیایی براساس نمودار پایپر، شولر، دورو، ویلکاکس، گیبس توسط نرمافزار RockWorks.17، انجام گرفت. از آنالیز واریانس یک طرفه نیز جهت مقایسات استفاده گردید.
یافتهها: تغییرات کاتیونها در نمونههای آب رودخانه چهلچای بهصورت Ca2+>Na+>Mg2+>K+ و تغییرات آنیونها بهصورت HCO3->SO42->Cl است. تیپ آب رودخانه بهطور غالب بیکربنات کلسیم بوده است. آب منطقه مورد مطالعه توسط نمودار شولر برای شرب در حد قابل قبول و براساس نمودار ویلکاکس (80 درصد نمونهها در کلاس S1-C3 (شور - قابل استفاده برای کشاورزی)) و میانگین نسبت جذب سدیم (0/79)، آب رودخانه برای اهداف کشاورزی مناسب ارزیابی شد.
نتیجه گیری: دلیل کیفیت مناسب آب رودخانه چهلچای وجود کانیهای دولومیت و نیز عدم وجود کارخانهها و فاضلابهای خانگی و رعایت موازین بهداشتی توسط ساکنین منطقه است.
سارا منوچهرنیا، میترا محمدی، رضا اسماعیلی، احمد وحدانی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه ارزیابی ارتباط بین پارامترهای اقلیمی و آلودگی هوای شهر مشهد با بیماران قلبی- عروقی و فوت ناشی از آن در سال 1393 توسط مدل سری زمانی است.
روش بررسی: دادههای بیماران (شامل موارد سرپایی و انتقال به بیمارستان) و مرگ و میر قلبی-عروقی از مرکز فوریتهای پزشکی و سازمان فردوسهای مشهد، پارامترهای اقلیمی همچون دما، فشار، رطوبت نسبی، سرعت باد و بارندگی از سازمان هواشناسی و آلایندههای شاخص هوا از مرکز پایش آلایندههای زیست محیطی مشهد برای دوره آماری سال 1393 گردآوری گردید. در این پژوهش، جهت بررسی تاثیر پارامترهای اقلیمی و مقادیر آلاینده هوا بر روی بیماران قلبی-عروقی و فوت ناشی از آن با تاخیر روزانه، هفتگی و ماهانه از مدل سری زمانی باکس جنکینز (مدل تلفیقی اتورگرسیون و میانگین متحرک معروف به ARIMA) در سطح معنیداری 5 درصد استفاده شد. سپس به بررسی اثر فصول بر تعداد بیماران مذکور و فوت ناشی از آن توسط آزمون ناپارامتری کروسکال-والیس پرداخته شد.
یافتهها: برازش مدل نهایی برای تعیین رابطه ماهانه میان عناصر اقلیمی و آلایندههای هوا با تعداد بیماران قلبی-عروقی و فوت ناشی از آن برابر یک مدل 0,0,0)) ARIMA است. در بررسی ماهانه، رطوبت (رابطه مستقیم)، دما (رابطه مستقیم)، سرعت باد (رابطه معکوس) و PM2.5 (رابطه معکوس) بهترتیب با میانگین 16/2471، 48/1628، 122/38 و 7/3905، اثر معنیداری با تعداد بیماران قلبی-عروقی داشته است. در موارد فوت نیز در بررسی ماهانه فشار (رابطه مستقیم)، دما (رابطه معکوس) و بارندگی (رابطه معکوس) بهترتیب با میانگین 6/5904، 1/5728 و 1/1704 رابطه معنیداری با میزان مرگ و میر بیماریهای قلبی-عروقی داشتهاند (0/05>p). نتایج نشان داد که تنها میان بیماران قلبی-عروقی در فصلهای مختلف سال تفاوت معنیداری وجود دارد و بیشترین میزان بیماران مذکور در فصل پاییز به تعداد 3778 نفر اتفاق افتاده است.
نتیجهگیری: از نتایج این مطالعه مشخص شد که ارتباط میان عناصر جوی و آلایندههای هوا با تعداد بیماران قلبی-عروقی در مطالعات کوتاه مدت قابل مشاهده بوده، هر چند در موارد مرگ و میر مطالعات بلندمدت میتواند اطلاعات بیشتری را نمایان کند. این مطالعه نشان داد که در وقوع بیماریهای قلبی-عروقی عناصر اقلیمی و آلایندههای هوا موثرند در صورتیکه در مرگ و میر تنها عناصر اقلیمی نقش اساسی را ایفا کردهاند. چالش اصلی مطالعه حاضر این است که بیماری قلبی-عروقی و مرگ ناشی از آن ممکن است تحت تاثیر پارامترهای دیگری غیر از موارد مطرح شده در این پژوهش، همچون متغیرهای مخدوشکننده متعدد فردی و محیطی نیز باشند.
نرگس لاسمی، مهدی هادی، سیمین ناصری،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوامل موثر بر سلامتی در یک اجتماع، آب آشامیدنی سالم و بهداشتی است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد "اطمینان از در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و بهداشت برای همه" را بهعنوان یکی از 17 آرمان توسعه پایدار برای دستور کار توسعه 2030 اتخاذ کرده است. هدف 1-6 از آرمان 6 توسعه پایدار دسترسی جهانی و عادلانه به آب آشامیدنی سالم و مقرون به صرفه و تامین امنیت آب آشامیدنی برای همه خانوارها است. هدف 2-6 خواستار پایان دادن به دفع مدفوع در محیط آزاد برای اطمینان از اینکه هر شخص به توالت و سیستم دفع ایمن دسترسی دارد، است. 143 روستای سوادکوه با ضعف در سیستمهای آبرسانی و خدمات بهداشتی جهت به روز رسانی شاخصها و اجرایی شدن اهداف توسعه پایدار انتخاب گردید.
روش بررسی: چک لیستی برای استخراج اهداف 1-6 و 2-6 براساس برنامه پایش مشترک (JMP) طراحی شد. با احتساب 7400 خانوار، حاشیه خطای 5 درصد و حدود اطمینان 95 درصد و لحاظ کردن محافظه کارانهترین حالت برای توزیع پاسخ برابر با 50 درصد، مقدار حجم نمونهای برابر با 512 خانوار تعیین گردید. نمونهها تصادفی و از بین تمامی روستاها گردآوری و سپس تحلیل توسط SPSS19 انجام شد.
یافتهها: در بخش آب آشامیدنی 84 درصد به خدمات ایمن، 15 درصد به خدمات پایه و حدود 1 درصد به خدمات بهبود نیافته دسترسی دارند. در بهسازی 98/8 درصد از خدمات ایمن و 0/2 درصد از خدمات محدود استفاده میکنند. در بخش بهداشت فردی 98/8 درصد افراد به خدمات ایمن دسترسی دارند.
نتیجهگیری: عدم ایمن سازی آب آشامیدنی و عدم بهسازی منابع آب عمده مشکلات بخش آب آشامیدنی است. عدم دسترسی به شبکه فاضلاب، دفع فاضلاب در زمین بزرگترین مخاطرات بهداشتی منطقه است. مطالعه انجام شده میتواند راهکارهایی جهت بهبود کیفیت بهداشتی زندگی افراد، ارائه کند.
ملیحه افخمی، فاضل امیری، طیبه طباطبایی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود آب در مناطق خشک و نیمه خشک یکی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید محصولات کشاورزی محسوب می شود. از اینرو، استفاده از منابع آب غیرمتعارف نظیر فاضلاب تصفیه شده شهری در این مناطق مورد توجه قرار گرفته است. ورود پساب به خاک ممکن است باعث انباشته شدن فلزات سنگین در خاک شود. آلودگی خاک به این فلزات موجب جذب بهوسیله گیاه و ورود آنها به زنجیره غذایی گردد. در این پژوهش گلخانه ای، تغییرات غلظت فلزات سنگین سرب (Pb) و کادمیوم (Cd) حاصل از مصرف پساب شهری در خاک و گیاه فلفل دلمهای (Capsicum annuum) مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: آزمایش گلدانی در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و تیمارهای آبیاری شامل آب چاه، پساب تصفیه شده و پساب رقیق شده فاضلاب انجام گرفت. برای ارزیابی اثرات تیمارهای مختلف آبیاری بر خاک، پارامترهای اسیدیته (pH)، هدایت الکتریکی (EC)، غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در خاک مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، برای اثرات تیمارهای آبیاری بر گیاه فلفل دلمه ای، پارامترهایی وزن زیست توده، وزن تر و خشک و غلظت سرب و کادمیوم (در شاخه، میوه و ریشه) اندازهگیری شد. مقدار سرب و کادمیوم در فلفل با ICP-OES اندازه گیری شد. میانگینها با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) مقایسه شد و برای تعیین تفاوت بین گروهها از آزمون دانکن (Duncan) استفاده شد (0/05> p). همچنین از آزمون t مستقل (Independent t-test) برای بررسی تفاوت غلظت سرب و کادمیوم در خاک و آب استفاده شد (0/05> p).
یافته ها: نتایج تجزیه شیمیایی خاک و اندام فلفل نشان داد آبیاری با پساب سبب افزایش معنیدار غلظت سرب و کادمیوم در خاک و در شاخه، میوه و ریشه فلفل نشد. غلظت سرب و کادمیوم در خاک و در شاخه، میوه و ریشه فلفل در محدوه غلظت مجاز و استاندارد بود. تفاوت غلظت سرب و کادمیوم در خاک پیش از کشت معنیدار نبود، اما در پایان دوره مطالعه، غلظت سرب در فلفل بیشتر از غلظت کادمیوم بود. استفاده از پساب باعث افزایش وزن تر و خشک در ریشه، شاخه و میوه فلفل شد.
نتیجه گیری: آبیاری با پساب بر افزایش غلظت سرب و کادمیوم در ریشه و اندام هوایی گیاه فلفل مؤثر نبود (0/05> p). نتایج این مطالعه محدود به یک فصل رشد است و با ادامه کاربرد فاضلاب شهری، غلظت سرب و کادمیوم در خاک و سپس در گیاه ممکن است از حد استاندارد تجاوز کند. بهویژه در مورد سرب که به نظر میرسد تمایل کمی به افزایش نسبت به خاک اولیه و اندام فلفل نشان داده است. از اینرو، ادامه این تحقیق برای ارزیابی اثرات درازمدت پساب تصفیه شده شهری بوشهر بر غلظت عناصر سنگین در خاک و گیاه و بر خواص خاک توصیه میشود، هر چند که بایستی اذعان داشت که براساس توصیههای فنی کاربرد پساب تصفیه شده قابل توصیه نیست ولی در موارد ضروری با احتیاط میتواند استفاده شود.
حمزه شریفی، حسین موحدیان عطار،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه میکروپلاستیکها در محیطهای آبی و خاکی، هوا و مواد غذایی یافت شدهاند. این مواد با جذب آلایندههای دیگر، آنها را نیز همراه با خود انتقال داده و باعث تهدید سلامت انسانها، حیوانات و محیط زیست میشوند. اندازهگیری و ارزیابی میکروپلاستیکها میتواند باعث افزایش دانش در مورد آنها و درک اثرات زیانآور احتمالی آنها شود. با این حال، تاکنون روش استانداردی برای اندازهگیری میکروپلاستیکها ایجاد نشده است و اندازهگیری میکروپلاستیکها در مطالعات با روشهای متفاوتی انجام شده است. هدف از این مطالعه، بررسی روشهای مختلف اندازهگیری میکروپلاستیکها در آب و فاضلاب و شناسایی نقاط ضعف و قوت این روشها است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری بوده که در زمستان سال 1399 خورشیدی، با جستجو در پایگاه دادههای PubMed، Google Scholar، Web of Science و Scopus با استفاده از کلید واژههای Microplastic"، "Water"، "Drinking-water"، "Wastewater"، "Surface"، "Bottled-water" و "Marine" و انتخاب مقالات چاپ شده بین سالهای 2015 تا 2021 در مجلات معتبر و مقایسه و بررسی آنها انجام شد.
یافتهها: مراحل اصلی اندازهگیری میکروپلاستیکها در مطالعات مختلف شامل نمونهبرداری و صافسازی، پیشتصفیه و هضم، جداسازی براساس اختلاف چگالی، شمارش و شناسایی ترکیب شیمیایی میکروپلاستیکها است.
نتیجهگیری: هضم با استفاده از آب اکسیژنه، شناورسازی با نمک طعام، شمارش توسط استریومیکروسکوپ و طیفسنجی توسط طیفسنج FTIR و micro-RAMAN بیشترین کاربرد را در مطالعات مربوط به آب و فاضلاب دارد. با این حال متفاوت بودن روشهای اندازهگیری و شناسایی میکروپلاستیکها، مقایسه نتایج مطالعات را با مشکل روبرو کرده است و به نظر میرسد باید در راستای استانداردسازی این روشها تلاش شود.
مهرنوش ابطحی، محمود علی محمدی، رضا سعیدی، رامین نبی زاده، معصومه عسکری، بابک محمودی، مریم غنی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت شیمیایی و میکروبی آبهای بطری شده در ایران و محاسبه شاخص کیفیت آب (WQI) انجام گرفت.
روش بررسی: برندهای مختلف آب بطری شده (4 نمونه از 71 برند) بهطور تصادفی از بازار جمع آوری شدند. مشخصات شیمیایی و میکروبی نمونهها بررسی و تعیین گردید. در نهایت محاسبات مربوط به شاخص کیفیت آب (WQI) انجام شد و نمونههای آب بطری شده در طبقه بندیهای بسیار خوب، خوب، ضعیف، خیلی ضعیف و نامناسب قرار گرفتند.
یافتهها: در هیچ کدام از نمونهها غلظت فلزات سنگین از استانداردهای ایران و غلظت سولفات، کلرور و فلوراید از استانداردهای بین المللی فراتر نبود. در چند نمونه، غلظت نیتریت و نیترات از استاندارد بالاتر بود. در پارامترهای مختلف، بین 8 تا 89 درصد از نمونهها دارای غلظتی بیش از مقدار درج شده برروی برچسب بودند که بر روی برچسب درج شده بود. تعداد 5 گونه از باکتریهای مختلف در 15 نمونه آب یافت گردید. از نظر شاخص WQI، در حدود 63 درصد از نمونهها دارای کیفیت بسیار خوب بودند. همچنین 34 و 3 درصد از نمونهها نیز بهترتیب در رده کیفی خوب و ضعیف قرار گرفتند. هیچ کدام از نمونههای آب بطری شده دارای کیفیت خیلی ضعیف و نامناسب نبودند.
نتیجهگیری: کیفیت آبهای بطری شده تحت بررسی عموما مناسب بود اما با توجه به گستره وسیع آبهای بطری شده در ایران براساس برند و فصل سال، ارزشیابی مستمر روشهای تصفیه آب در شرکتها و پایش مداوم کیفیت شیمیایی و میکروبی آبهای بطری شده در تمام فصول سال پیشنهاد میشود.
مهسا جهانگیری راد، محمد رفیعی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: خوردگی و رسوبگذاری از جمله شاخصهای مهم در ارزیابی کیفی آب است. تحقیق حاضر با هدف بررسی علت رسوبگذاری در شبکه توزیع آب شهر سمنان صورت گرفت.
روش بررسی: بدین منظور از 5 نقطه (3 نقطه مخازن ذخیره و 2 نقطه شبکه توزیع) در دو نوبت نمونه برداشت گردید و جهت آنالیزهای فیزیکی-شیمیایی مورد آنالیز قرار گرفت. غلظت آنیونها و کاتیونهای رایج توسط دستگاه کروماتوگرافی یونی (IC) تعیین گردید. رسوب تشکیل شده در شبکه توزیع آب نیز جهت مطالعه ساختار و عناصر اصلی تشکیل دهنده آن توسط دستگاه طیفسنجی فلورسانس پرتوی ایکس (XRF) و طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی (ICP) مورد بررسی قرار گرفت. از شاخصهای پایداری نظیر لانژلیه، ریزناز و پتانسیل رسوب کربنات کلسیم جهت بررسی وضعیت خورندگی و رسوبگذاری آب استفاده گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج بهدست آمده کیفیت اکثر نمونههای برداشت شده از لحاظ فیزیکی-شیمیایی در محدوده مجاز استاندارد 1053 ایران قرار دارد. نتایج همچنان نشان میدهد آب منطقه سختی بالایی دارد. غلظت منیزیم و سولفات نیز در یکی از مخازن بیش از حد مجاز بوده است. نتایج همچنین ساختار اصلی رسوب را کربنات کلسیم (کلسیت) و اکسید سیلیس نشان داد. براساس شاخص لانژلیه وضعیت آب رسوبگذار نشان داده شده است؛ همچنین به دلیل بالا بودن میزان سختی در آب و رسوب تشکیل یافته در شبکه توزیع نتایج بهدست آمده از شاخص پتانسیل رسوب کربنات کلسیم، آب را به شدت فوق اشباع از لحاظ کربنات کلسیم نشان میدهد. آنالیز تعادل آنیونی و کاتیونی آب نشان دهنده حضور سختی موقت بهصورت بی کربنات کلسیم و منیزیم و در مقادیر کمتر سولفات و کلراید منیزیم بهصورت سختی دائم است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست، به دلیل سختی کربناته بالا در آب و حضور سیلیس و کلسیت در رسوب جهت جلوگیری از تشکیل رسوب استفاده از فرایند سختی گیری با آهک در pH حدود 10 جهت حذف همزمان کلسیت و سیلیس محلول و کلوییدی توصیه میگردد.
محمد رضوانی قالهری، بنیامین عجمی، اسفندیار قوردوئی میلان، معین خالویی، امیرحسین محوی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آبهای زیرزمینی، اصلی ترین منبع آب جهت آشامیدن در مناطق خشک و نیمهخشک هستند. میزان بارش، ساختار زمینشناسی، کانی شناسی آبخوان و مدت زمان تماس آب با محیط اطراف در زیرزمین اصلی ترین عوامل موثر بر کیفیت شیمیایی آب زیرزمینی هستند. هدف این مطالعه تعیین خواص فیزیکوشیمیایی آب زیرزمینی با در نظر گرفتن WQI و همچنین ارزیابی کیفی آن برای مصارف آشامیدنی بود.
روش بررسی: در این مطالعه نمونهبرداری از 71 حلقه چاه مورد استفاده جهت شرب شهرستان کاشان در فصل تابستان سال 1399 با 2 بار نمونه برداری از هر چاه انجام شد و پارامترهای فیزیکی و شیمیایی مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از روشهای ریاضی شاخص کیفیت آب (WQI) مشخص شد و از ضریب همبستگی پیرسون جهت آنالیز همبستگی استفاده شد. در نهایت آنالیز دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-16 ،Excel و آزمونهای آماری صورت گرفت.
یافتهها: WQI محاسبه شده از 71 چاه شهرستان کاشان نشان میدهد که 67 درصد چاهها دارای کیفیت عالی و 33 درصد چاهها از نظر پارامترهای کیفی آب کیفیت خوب داشتند. در مجموع از 71 نمونه مورد بررسی شاخص عددی کیفیت آب 44/94 بود و آب دارای کیفیت عالی بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد یونهایی مانند سدیم، سولفات و کلرور بهطور مستقیم با وجود شورهزار در یک منطقه مرتبط هستند و باعث بالا رفتن غلظتهای EC و TDS و همچنین به هم خوردن تعادل آنیونی و کاتیونی در محیطهای آبی میشود. همچنین مشخص شد که بیش از نیمی از چاهها دارای کیفیت عالی هستند درنتیجه استفاده از آب چاههای کاشان برای آشامیدن مناسب است.
رضا خیری سلطان احمدی، حبیب نظرنژاد، فرخ اسدزاده،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با صنعتی شدن جوامع و افزایش بهره وری از آبهای سطحی، آلودگی رودخانه ها توسط آلاینده های کشاورزی، صنعتی و فاضلابهای انسانی افزایش یافته است. لذا بررسی آلودگی رودخانهها جهت برنامهریزیهای منطقهای و زیستمحیطی از اهمیت ویژهای برخوردار است. برای ارزیابی آلودگی آبهای سطحی تعدادی از شاخصهای کیفیت آب های سطحی مورد بررسی قرار گرفتند.
روش بررسی: برای بررسی کیفیت آب رودخانه مهابادچای از شاخص کیفیت منابع آب سطحی ایران (SCIRWQI) استفاده شد. نمونه برداری در طول رودخانه مهابادچای و با در نظر گرفتن مواردی مانند محلهای نزدیک به زهکشهای احداث شده در سواحل رودخانه و مکان های تخلیه پسابهای کشاورزی و خانگی انجام شد.
یافتهها: ضریب همبستگی پیرسون بین پارامترهای فیزیکی و شیمیایی و میکروبی آب نشان میدهد که کلیفرم مدفوعی، BOD، COD، نیترات، آمونیوم و فسفات، کدورت و سختی کل با یکدیگر ارتباط معنیدار مثبت در سطح 99 درصد (0/01>p) دارند. طبق این شاخص، نمونه های بالادست رودخانه در رده خوب، ایستگاه های میانی در رده نسبتا خوب تا متوسط، و نمونه های پایین دست رودخانه در رده نسبتا بد طبقه بندی می شوند.
نتیجهگیری: بررسی ارتباط بین هر پارامتر و شاخص IRWQISC نشان داد که کلیفرم مدفوعی، BOD، COD، آمونیوم و کدورت اثرپذیری بیشتری در تعیین این شاخص دارند. اغلب پارامترهای مورد بررسی، در بالادست رودخانه کم و بهتدریج در طول رودخانه و به طرف مناطق شهری و صنعتی بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
ناصر مهردادی، داود وفایی مهر، غلامرضا نبی بیدهندی، حسن هویدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکههای توزیع آب به علت گستردگی و در دسترس بودن، مستعد وقوع حملات تروریستی از طریق تزریق مواد سمی هستند. پژوهش حاضر با هدف کاربرد شبکه عصبی غیر نظارت شونده نگاشت خود سامان یا Self-Organizing Map (SOM) در تشخیص گستره آلودگی تعمدی سم آرسنیک در شبکه توزیع آب شهری تهران صورت گرفت.
روش بررسی: بدین منظور، ابتدا وضعیت هیدرولیکی موجود شبکه توزیع آب تحت پوشش مخزن شماره ۴ تهران به عنوان پایلوت مدلسازی شد. سپس سناریوهای محتمل تزریق آلاینده آرسنیک در نقاط مختلف شبکه توزیع آب با استفاده از تحلیل کیفی شبکه و کاربرد تحلیلگر EPANET و با کدنویسی در محیط نرمافزار R نگارش شدند. برای یافتن گستره آلودگی به ازای تزریق آرسنیک در زمانها و مکانهای مختلف در شبکه توزیع آب، از شبکه SOM استفاده شد.
یافتهها: میزان غلظت آلودگی در یک نقطه مشخص با گذشت زمان کاهش یافته و میان زمان و غلظت، همبستگی بالایی وجود دارد. همچنین، گستره آلودگی وابسته به میزان مصرف مشترکین و به تبع آن، ساعت تزریق آلودگی است. روش توسعه یافته در پژوهش حاضر ۹۱ درصد با واقعیت تطابق دارد و با سرعت بالا قادر به مشخص نمودن گستره آلودگی در شبکه توزیع آب است.
نتیجهگیری: تکنیک SOM میتواند به عنوان تکمیل کننده سیستم پایش کیفیت آب و تشخیص آلودگی در شبکه توزیع آب شهری مورد استفاده قرار گیرد تا در کوتاهترین زمان ممکن، به عنوان جایگزین مدلسازی کمی-کیفی شبکه توزیع آب، گستره آلودگی را در هنگام تشخیص آلودگی احتمالی مشخص نماید.
فاطمه طباطبایی، رویا مافی غلامی، حمید مقیمی، ساناز خرمی پور،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروپلاستیک ها میتوانند دارای اثرات مضری برای جانداران از جمله انسان ها داشته باشند. این ذرات در تمامی منابع آبی، خاکی و غذایی شناسایی شده اند. در این میان، منابع آب شیرین دارای اهمیت بسزایی هستند، زیرا از طریق تصفیه خانه های آب، به عنوان منبع آبی برای انسان ها در نظر گرفته میشوند. لذا این مطالعه به بررسی عملکرد تصفیه خانه های تهران در حذف این ذرات میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه عملکرد 3 تصفیه خانه آب آشامیدنی شهر تهران، در حذف این ذرات مورد بررسی قرار گرفت. در بیشتر مطالعات صورت گرفته در سطح جهان، ذرات بزرگتر از µm 1 بررسی شدند، اما در این مطالعه ذرات نانوپلاستیک با سایز کوچکتر از µm 1 نیز مورد بررسی قرار گرفته و همچنین تاثیر فصل گرم و سرد سال نیز، در غلظت این ذرات در نظر گرفته شد.
یافته ها: طبق نتایج مطالعه، مقدار ذرات میکرو و نانوپلاستیک در ورودی تصفیه خانه ها در فصل گرم سال 309±2569 تا MP/L 425±3918 و در خروجی آنها 32±1492 تا MP/L 146±2279 بوده که نشاندهنده افزایش این ذرات در فصل گرم است. در نتیجه، تصفیه خانه های مورد مطالعه تنها قادر به حذف 32/1 تا 59/9 درصد از این ذرات بودند. به علاوه، با استفاده از میکروسکوپ الکترونی، میکروپلاستیک ها از لحاظ شکل ظاهری به سه دسته فیبر، فراگمنت و فیلم دسته بندی شدند.
نتیجهگیری: براساس نتایج در این مطالعه، تصفیه خانه های تهران عملکرد ضعیفی در حذف این ذرات دارند.
سمیرا شیخی، حسن اصلانی، رضا دهقانزاده، عمار مریم آبادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کلرپیریفوس (CPF) یک آفت کش آلی ارگانوفسفره است که بهطور گسترده در صنعت کشاورزی استفاده می شود که بعد از ورود به محیط زیست می تواند موجب به خطر انداختن سلامتی موجودات زنده گردد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی کاربرد فرایندهای Fe(VI) و Fe(VI)/PMS جهت اکسیداسیون CPF در صنعت تصفیه آب انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه در دو فاز انجام گردید. در فاز اول (انعقاد و لخته سازی)، از منعقدکننده کلرورفریک (FeCl3) استفاده شد و با استفاده از یک طراحی مرکب مرکزی (CCD) توسط نرم افزار R، اثر ترکیبی چهار متغیر کدورت اولیه، pH اولیه، دوز ماده منعقدکننده و زمان تماس مورد بررسی قرار گرفت. سپس مایع رویی حاصل به فاز بعدی (اکسیداسیون پیشرفته) منتقل شد و اثر دو اکسیدان Fe(VI) و Fe(VI)/PMS بهطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج بدست آمده از فاز اول مطالعه نشان داد که کلرورفریک بهترین عملکرد را در pH قلیایی 8 با بازده 95/79 درصد دارد. در فاز دوم نیز مشخص شد که بازده تخریب توسط فرایند Fe(VI)/PMS در مقایسه با فرایند Fe(VI) به تنهایی، در همه pHها بالاتر است. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اولیه CPF و نسبت [Fe(VI)]:[PMS] راندمان حذف نیز افزایش می یابد. با بررسی سینتیک واکنش مشاهده شد که سرعت حذف در فرایند Fe(VI)/PMS، 1/5 برابر بیشتر از فرایند Fe(VI) است.
نتیجه گیری: با توجه به کارایی حذف بالا و البته سرعت تخریب بیشتر فرایند Fe(VI)/PMS می توان از این تکنیک بهعنوان یک روش نسبتا موثر در حذف آفت کش کلرپیریفوس از محیط های آبی استفاده نمود.
ناهید شاهبداغی، داریوش افضلی، مریم فیاضی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش آلودگی آب، کمبود جدی آب و افزایش فشار برای صرفه جویی در مصرف آب، بازیافت و استفاده مجدد از آب توجه بیشتری را در صنایع مختلف به خود جلب کرده است. حذف سیلیس از آب خنک کننده به منظور بازیافت و استفاده مجدد از آب ضروری است. هدف از این مطالعه حذف سیلیس از آب با استفاده از نانوذرات اکسید منیزیم (MgO) سنتز شده به روش رسوب شیمیایی است.
روش بررسی: نانوذرات سنتزی به طور موفقیت آمیزی با استفاده از روش های میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی (FE-SEM)، طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FTIR) و پراش اشعه ایکس (XRD) شناسایی شد. برای تعیین شرایط بهینه جذب در سیستم بسته، اثر پارامترهای مهم مانند pH (8-2)، زمان تماس (min 150-0)، غلظت اولیه محلول سیلیس (mg/L 1000-50)، مقدار جاذب (g 0/14-0/01) و دما (C˚ 60-25) مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته ها: تحت شرایط بهینه، حذف کامل mg/L 200 از محلول سیلیس در مدت زمان واکنش min 60 صورت پذیرفت. داده های تعادلی با استفاده از ایزوترم لانگمویر و فروندلیچ مورد بررسی قرار گرفت. فرایند جذب را می توان با مدل لانگمویر به خوبی توصیف کرد، و بیشینه ظرفیت جذب mg/g 75/76 محاسبه گردید. داده های سینتیکی با استفاده از معادلات شبه درجه اول و شبه درجه دوم بررسی شدند. مدل شبه درجه دوم تطابق خوبی با مطالعات سینتیکی نشان می دهد (0/9949=R2).
نتیجه گیری: با توجه به پتانسیل بالای نانوذرات MgO در حذف سیلیس، می تواند کاندیدای مناسبی در حذف سیلیس و تصفیه فاضلاب های صنعتی محسوب شود.
یوسف دادبان شهامت، حامد محمدی، نسرین سنگبری، غلامرضا روشندل، مینا قهرچی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش شهرنشینی و توسعه صنعت، آلودگی محیط زیست از جمله منابع آب آشامیدنی به فلزات سنگین به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. از اینرو، مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری غلظت سرب و کادمیوم در آب شبکه توزیع شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی است که در آن غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در 25 ایستگاه مختلف شبکه آبرسانی شهر گرگان از اردیبهشت ماه تا مهرماه سال 1397 توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. جهت انجام آزمونهای آماری از نرم افزار SPSS ver 22 استفاده شد. همچنین نقشههای پهنه بندی براساس غلظت این دو فلز توسط نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه شد.
یافتهها: نتایج حاصل از سنجش غلظت سرب و کادمیوم نشان داد که تمامی مقادیر سنجش شده کمتر از استانداردهای ملی و بین المللی است. به طور کلی میانگین غلظت سرب و کادمیوم به ترتیب µg/L 4/38 و µg/L 0/1 بدست آمده است. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین غلظتهای بدست آمده از فلز سرب در ماههای مختلف اختلاف معنیداری (0/01 >p ) وجود داشته است. همچنین نقشه پراکنش سرب و کادمیوم نشان داد که در نواحی مرکزی و برخی نواحی مرزی غلظت این دو فلز بیشتر است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده میتوان دریافت که غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در آب شرب شبکه آبرسانی شهرگرگان در حدود مجاز استانداردهای ملی و بین المللی قرار داشته است.
هنگامه ترویجی، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی روستاهای استان مازندران امکان آلودگی آب آشامیدنی به انواع آلایندهها بخصوص فلزات سنگین به دلیل عمق کم منابع تامین آب آشامیدنی و نزدیکی این منابع به زمینهای کشاورزی وجود دارد. بنابراین، اهداف این مطالعه سنجش سطح آلودگی آب مصرفی در برخی روستاهای استان مازندران به فلزات سنگین و ارزیابی ریسکهای بهداشتی منتسب به آن بودند.
روش بررسی: محتوای فلزات آب آشامیدنی در 30 روستای با منبع آب مجزا در استان مازندران سنجش گردید. با توجه به غلظت و سمیت فلزات و مسیر مواجهه از طریق آشامیدن آب، ریسکهای سرطانزایی و غیرسرطانزایی با استفاده از روش مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو ارزیابی شدند.
یافتهها: مقادیر غلظت آرسنیک، کادمیوم، کروم، نیکل و سرب در آب به ترتیب برابر µg/L 4/26-1/0>،µg/L 0/05>، µg/L 3/74-0/15>، µg/L 10/89-0/3> و µg/L 4/68-0/8> بودند. مقادیر شاخص خطر (HI) برای ریسک غیرسرطانزایی در اثر مواجهه با فلزات از طریق آشامیدن آب در گروههای سنی مختلف در رنج 4-10×3/04 تا 4-10×9/94 بودند. مقادیر ریسک سرطانزایی تجمعی مازاد در طول عمر (ELCRT) برای آرسنیک و کروم به ترتیب برابر 8-10×9/72 و 8-10×6/13 بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که خوشبختانه غلظت فلزات در آب آشامیدنی منطقه مورد مطالعه بسیار کمتر از استانداردهای ملی بود و ریسک بهداشتی ناشی از آنها ناچیز بود. بنابراین، آب آشامیدنی در روستاهای مورد مطالعه از نقطه نظر آلودگی به فلزات کیفیت قابل قبولی دارد. با این حال، به دلیل وجود شالیزارهای برنج در برخی روستاهای استان مازندران، پایش مستمر سطح آلودگی منابع آب آشامیدنی در این مناطق ضرورت دارد.
پگاه قشلاقی، احسان کامرانی، ابوالفضل ناجی، مسلم دلیری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه احداث آب شیرین کنها در سواحل در حال گسترش است، با این حال اطلاعات محدودی درباره اثرات ناشی از تخلیه پساب آنها بر سلامت اکوسیستم دریایی موجود است. از اینرو پژوهش حاضر به هدف بررسی تأثیر پساب رهاسازی شده این تاسیسات در اکوسیستم ساحلی خلیج فارس بر بازماندگی و تعادل یونی گونه خرچنگ شناگر آبی (P.segnis) تحت شرایط آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی: پساب دو نوع آب شیرین کن فعال در استان هرمزگان با فناوری های اسمز معکوس (RO) و حرارتی (MED) جمع آوری شد. سپس تعداد 75 عدد خرچنگ (P.segnis) با میانگین (±SD) عرض کاراپاس cm2/18±9/71 و وزن کل g 1/04±61/22 از سواحل بندرعباس زنده گیری به آزمایشگاه منتقل گردید. نمونه ها در 5 تیمار (با 3 تکرار) کاملا تصادفی تیماربندی و به مدت 60 روز تحت آزمایش قرار گرفتند. مرگ و میر نمونه ها ثبت و در پایان از همولنف نمونه ها جهت اندازه گیری الکترولیت های بدن (سدیم، کلسیم، منیزیم و پتاسیم) نمونه برداری شد.
یافتهها: میزان بقا خرچنگ ها در تیمارهای پساب نسبت به تیمار شاهد (86 درصد) کاهش یافت که این کاهش در تیمارهای RO 100 درصد وMED 100 درصد بهترتیب با مقادیر 46/7 درصد و 40 درصد بسیار محسوس بود (0/01>p). همچنین سطح الکترولیتهای مورد بررسی نسبت به تیمار شاهد یک روند افزایشی را نشان داد که این افزایش در تیمارهایRO 100 درصد وMED 100 درصد شدیدتر بود (0/01>p).
نتیجهگیری: آزمایش حاضر نشان داد که تخلیه پساب آب شیرین کنها باعث بروز تغییرات فیزیولوژیک در موجودات آبزی می شود که در محیط طبیعی با هم افزایی سایر استرس های اکولوژیک می تواند به مراتب اثرات شدیدتری داشته باشد. بنابراین ضرورت دارد که مدیران اجرایی برای به حداقل رساندن اثرات زیست محیطی پساب واحدهای آب شیرین کن تدبیری بیاندیشند، چرا که پیشگیری بهتر از درمان است.
هوشنگ قمرنیا، میثم پالاش، زلیخا پالاش،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش بهره وری از آب های سطحی، توسعه ناپایدار کشاورزی در حریم رودخانه ها و فاضلاب های انسانی موجب کاهش کیفیت این منابع آبی شده است. لذا بررسی میزان آلودگی و منابع آن جهت برنامه ریزی های منطقه ای امری بسیار ضروری است. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت آب رودخانه گلین با استفاده از شاخص کیفیت آب (WQI) و شاخص آلودگی رودخانه (Liou) است.
روش بررسی: نمونه برداری از آب رودخانه گلین در ایستگاه روستای نجار طی یک دوره یک ساله از اردیبهشت 1398 تا فروردین 1399 به منظور بررسی کیفیت آب براساس شاخص های WQI و Liou انجام شد.
یافته ها: کیفیت آب طبق شاخص Liou طی پژوهش در ایستگاه نمونه برداری در ماه های شهریور و اسفند در رده خوب و در سایر ماه ها در رده اندکی آلوده قرار گرفت. طبق نتایج شاخص WQI کیفیت آب در ماه های شهریور و اسفند به ترتیب با مقادیر 47/82 و 49/74 در رده توصیفی عالی قرار داشتند ولی در سایر ماه ها در رده خوب قرار گرفت. در ماه های شهریور و اسفند به دلیل میزان کمتر BOD5 متأثر از کاهش فعالیت های کشاورزی کیفیت آب نسبت به سایر ماه ها بهبود یافت و هر دو شاخص نیز این تغییرات کیفی را نمایان ساختند.
نتیجه گیری: به علت عدم شرایط پایدار در کیفیت آب متأثر از تغییرات فصلی و خروج آن از رده آب های با کیفیت عالی طبق نتایج شاخص WQI و همچنین اندکی آلودگی آب براساس شاخص Liou، استفاده مستقیم از آب رودخانه گلین به منظور شرب توصیه نمی گردد و بدین منظور باید تصفیه متداول صورت گیرد و ارزیابی های دقیق و مستمر کیفیت آب در رودخانه گلین ضروری است.
زهرا لطفی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای (PAHs) آلاینده های فراگیر با قابلیت ناهنجاری زایی، جهش زایی و سرطان زایی هستند که وجود آنها در محیط و یا قرار گرفتن در معرض آنها می تواند خطرات بالقوهای را برای محیط زیست و سلامت انسان به دنبال داشته باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی و تعیین مقادیر ترکیبات PAHs در نمونه های خاک سطحی محل دفع پسماندهای حاصل از فعالیت واحدهای تصفیه روغن (نورالدین آباد شهرستان گرمسار) در سال 1400 انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نمونه های خاک سطحی از 8 ایستگاه منتخب در محدوده مورد مطالعه جمع آوری شد. پس از استخراج آنالیت ها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-آشکارساز یونش شعله ای (GC-FID) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAHs در نمونه ها استفاده شد. پردازش آماری داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که غلظت ترکیبات نفتالن (Nap)، اسنافتن (Ace)، بنزو (ب) فلوئورانتین (BbF)، دی بنزو (آاچ) آنتراسن (DBA)، بنزو (جی اچ آی) پیریلین (BP) و ایندنوپیرن (Ind) کمتر از حد کمی شدن روش اندازه گیری mg/kg 0/01> است. مجموع غلظت 16 ترکیب PAHs در خاک ایستگاه های مورد مطالعه از mg/kg 56/55 تا mg/kg 92/06 متغیر بود.
نتیجه گیری: مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ها با بیشینه رواداری (MAC) استانداردهای کیفیت منابع خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران نشان داد که مقادیر ترکیبات اسنافتیلن (Acy)، فلورن (Flu)، فنانترن (Phen)، آنتراسن (Ant)، فلوئورانتین (Flt)، پیرن (Pyr)، کریزین (Chr)، بنزو(آ)آنتراسن (BaA)، بنزو (کا) فلوئورانتین (BkF) و بنزو (آ) پیرن (BaP) بیشتر از حد مجاز بوده است. همچنین، مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ها با بیشینه رواداری وزارت بهداشت، رفاه و ورزش هلند نشان داد که مقادیر ترکیبات Acy، Flu، Phen، Ant، Pyr، Chr، BaA، BkF و BaP بیشتر از بیشینه رواداری بوده است. بنابراین با توجه به تجاوز میانگین غلظت تعدادی از ترکیبات شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و انسان به اعمال اقدامات اصلاحی و پاکسازی خاک براساس استانداردهای پاکسازی آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران توصیه می شود.
طه محمد حسینی، حسین سعادتی، جبرائیل نسل سراجی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به آمار قابل توجه افراد آسیب دیده در استخرهای آبگرم معدنی، هدف اصلی این تحقیق ارائه مدلی برای سنجش و مدیریت ریسک در استخرهای آب گرم معدنی است.
روش بررسی: برای تهیه مدل مفهومی ریسک در چهار مرحله اقدام گردید که شامل تعیین شمای کلی مدل، شناسایی پارامترها، ارزیابی و امتیازدهی به پارامترها براساس فرم جمع آوری داده، با روش تحلیل سلسله مراتبی و ارزشیابی و تعیین ریسک نهایی استخرها است. با توجه به محدوده استاندارد مجاز هر پارامتر، براساس وزن های بدست آمده، طبقات ریسک سلامت، ایمنی و محیط زیست در پنج محدوده برای هر پارامتر بدست آمد. نهایتا با تجمیع این پارامترها، امتیاز نهایی ریسک استفاده از هر استخر حاصل می شود. به منظور ارزیابی مدل ارائه شده، مقدار ریسک استخرهای آب گرم معدنی استان اردبیل با روش ابداعی این تحقیق، بدست آمد.
یافتهها: مطابق نتایج، بیشترین ریسک گروه سلامت، در استخر آبگرم گاومیش گلی با امتیاز 16/25، در گروه ایمنی، استخر آبگرم قطورسویی با امتیاز 70/25، و در گروه محیط زیستی، نیز آبگرم قطور سویی با امتیاز 7/125، ثبت شد. درنهایت به ترتیب امتیاز ریسک، استخر قطورسویی و گاومیشگلی دارای سطح ریسک غیرقابل قبول بوده، آبگرم های قینرجه، شابیل، برجلو و سبلان در سطح ریسک زیاد قرار دارند.
نتیجه گیری: مدل ارائه شده با شواهد و مدارک وقایع پزشکی قانونی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت. با توجه به نتایج مدل مفهومی ریسک و امتیاز بهدستآمده برای هر جزء و اجزای فرعی، میتوان راهحلهای مناسب، بهمنظور کاستن از سطح ریسک در هر استخر آب گرم ارائه کرد.