<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> اخلاق و تاریخ پزشکی ایران </title>
<link>http://ijme.tums.ac.ir</link>
<description>اخلاق و تاریخ پزشکی ایران - مقالات نشریه - سال 1395 جلد9 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1395/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>قداست حرفه‌ی پزشکی ( سرمقاله)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5924&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قداست حرفه ی پزشکی&lt;br&gt;
آیت الله دکتر مصطفی محقق داماد*&lt;br&gt;
سرمقاله&lt;br&gt;
در اینکه مفهوم قدسی چیست و تعریف و مصادیق آن چیست میان متکلمان بسیار سخن است. همه ی کارها و پدید ه هایی که در عالم هستی اتفاق می افتد بنا بر حکمت اسلامی و نظریه توحید افعالی در نهایت منتسب به خداوند سبحان می باشد. لذا این نکته که همه ی پدیده ها در عالم همیشه متصل و منتسب به خداوند است تمایز بین جهان بینی الهی و غیر الهی را مشخص می نماید. برای هر کار منتسب به خداوند سبحان می توان جنبه قدسی قائل شد. ولی واقعیت این است که در برخی امور از مبداء وجود تا آن امر، تا آن شیء ، تا آن پدیده، سلسله ی علل متعددی وجود دارد که می تواند از مبداء تا آن امر فاصله زیادی داشته باشد. از طرف دیگر، برخی امور هستند که فاصله  آن ها تا مبداء وجود کم  است.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;به  عنوان مثال اگر به حرکت برگ یک درخت توجه شود از نظر حکمت متعالیه همان حرکت منتسب به مبداء وجود است و خود این حرکت هم از مقوله وجود است؛ یعنی تا زمانی که به مبداء وجود متصل نباشد این حرکت اتفاق نمی افتد. این تئوری حکمت متعالیه است. اما از آن مبداء تا این حرکتی که الان پیش چشم ماست سلسله ی علل متعددی وجود دارد.&amp;nbsp; قرآن کریم در سوره ی هود، آیه 56 به همین مسئله مهم اشاره می نماید: &amp;quot;و ما مِنْ دابَّهٍ اِلاّ هُوَ اخِذٌ بِناصِیتِها&amp;quot; هیچ جنبنده&amp;rlm; ای نیست مگر اینکه او مهار هستی&amp;rlm; اش را در دست دارد . بنابراین، حرکت این برگ درخت را به خداوند بزرگ و سنت  او یعنی سلسله ی علل و معلولی که حاکم بر قواعد هستی میباشند منتسب می نماید. بر اساس قانون علیت، خدا مبدأ المبادی است، علت العلل است و به قول مرحوم حاج ملا هادی سبزواری &amp;quot; اذمه الامور کلاً بیده&amp;quot; یعنی ضمام تمام امور به دست اوست؛ و همین طور است بیان &amp;quot;و کل مستمده من مدده&amp;quot; یعنی هر چیزی در جهان مدد و یاری از او میگیرد. این تئوری، تئوری توحیدی است، جهان بینی توحیدی است.&lt;br&gt;
حال اگر ما بخواهیم این سلسله علل را از مبداء تا حرکت این برگ درخت بشماریم و بیان کنیم خواهیم دید که علل متعددی همچون خورشید، تابش متفاوت آن در نقاط مختلف، ایجاد گرمای متفاوت در بین دو منطقه، ایجاد و حرکت ابرها، ایجاد باد، جدایی برگ از یک درخت و علل خاص آن که در نهایت موجب اسقاط و حرکت برگ به پایین می شود باید احصاء گردد تا امر &amp;quot;ولا تسقط من ورقه ...&amp;quot; مفهوم یابد. اما برخی از پدیده ها هستند که از نظر قرآن مجید فاصله ی مبداء وجود تا آن پدیده خیلی کم است. خداوند سبحان دارای اسماء و صفاتیست و اسماءالله از همین جا مفهوم پیدا می  کنند. در واقع اسماءالله اشاره به همین افعال مستقیم خداوند دارند. در علم کلام گفته شده است که اسماءالله توقیفی هستند یعنی هیچ کس حق ندارد از طرف خودش اسمی را به خداوند سبحان نسبت دهد، و ما نمی توانیم بر اساس نظر خود هر اسمی را اسماءالله بنامیم. هر چند در قرآن مجید و سایر متون مقدس به نحو فعل به خداوند نسبت داده شده باشد، ما نمی توانیم از آن اسمی بسازیم و به خداوند نسبت دهیم. نکته اصلی بحث در اینجاست که در بعضی از حرفه ها از مبداء وجود تا آن حرفه، فاصله خیلی زیاد وجود دارد. اما فاصله  بعضی از حرفه ها گویی با نتیجه ی فعل آن حرفه کم است. در یک چنین شرایطی، صاحب آن حرفه را می توان مظهر نام خداوند سبحان و تجلی نام پروردگار بزرگ دانست. برای وضوح بیشتر این مسئله به آیاتی چند از قرآن کریم اشاره می شود. یکی از آن حرفه ها حرفه ی تعلیم و تربیت است. کلمه ربّ یک نامی از نام های خداوند سبحان است. ربّ، یک صفت برای خداوند است. ربّ یعنی مربی، یعنی خدا مربی است. خداوند تعلیم و تربیت را به خود نسبت داده است و بنابر این، ربّ یکی از اسماءالله است.&lt;br&gt;
&amp;quot;علم&amp;quot; که در نفس انسان پیدا می شود از مقوله ی وجود مادی نیست، مجرد است و سلسله ی علل ندارد. علم در مغز نیست، مغز وسیله است و بنابراین &amp;quot;علم&amp;quot; مجرد است. امور مجرده، اندازه ندارند و نمی شود گفت چند کیلو آگاهی، چند متر آگاهی، چند سانت آگاهی. امور مجرد نه عمق، نه طول، نه عرض و نه حجم دارند. مجرد محض از ماده کاملاً به دور است. پیدا شدن &amp;quot;علم&amp;quot; در نفس بشری واقع می شود و اینها یعنی ذهن بشری، نفس، روح و مغز وسیله است و خود &amp;quot;علم&amp;quot;، مجرد است. اما بر خلاف &amp;quot;علم&amp;quot;، مغز اندازه دارد، طول، عرض، عمق و ارتفاع دارد.&lt;br&gt;
بنابراین، از نظر فلسفه ی اسلامی، علم مجرد است که در نفس آدمی به وجود می آید. وجود، سلسله مراتب ندارد بلکه وجود مجرد گویی مستقیم از ناحیه خدا ایجاد می شود. برای مثال یک چیز را تا به حال نمی دانستید و یک مرتبه نسبت به آن علم پیدا مییکنید، یک قاعده هندسی یا یک قاعده پزشکی را نمی دانستید، اما یک مرتبه دانستید و برای شما کشف شد، در اصل یک علم حاصل می شود. اینکه ناگهان پیدا می شود، &amp;quot;علم&amp;quot; حاصل می شود، واسطه اش هر چه باشد این مظهر اسم الله است. مربی، مظهر اسم الله است. این مطلب را جلال الدین مولانا به خوبی بیان می کند: &amp;quot;این نجوم و طب وحی انبیاست&amp;quot;. یعنی طب هم از مقوله ی وحی است، در اصل علم از مقوله ی وحی است هر علمی، چه نجوم و چه طب. &amp;quot;عقل و حس را سوی بی سو ره کجاست، عقل جزوی عقل استخراج نیست&amp;quot;، یعنی علم &amp;quot; سو&amp;quot; ندارد، نمی توان گفت طرف راست علم، طرف چپ علم، ماده دارای جهت راست و چپ، عمق و ارتفاع است، ولی علم سو ندارد، جهت ندارد، جا و مکان ندارد. به عبارت دیگر، مغز مادی نمی تواند استنباط کند، استنباط یک کار معنوی است، &amp;quot;جز پذیر ای فن و محتاج نیست&amp;quot;، قابل فاعل نیست بلکه می پذیرد &amp;quot;قابل تعلیم و فهمست این خرد / لیک صاحب وحی تعلیمش دهد&amp;quot;. بنابراین حصول علم از مقوله ی وحی است.&lt;br&gt;
وحی، در یک مرتبه، همان وحی است که بر نبی اکرم (ص) وارد می شود، در مرتبه ای دیگر بر مادر موسی وارد می شود. یک مرتبه اش هم وحی است که بر طبیب، بر منجم و یا بر یک عالم وارد می شود.&lt;br&gt;
اینجا ست که معلم و مربی، مظهر نام خدوند سبحان می شوند ، چون واسطه  این انتساب علم به نفس آدمی هستند. همان گونه که شاعری در گفتگو با یک معلم به زیبایی به این مطلب اشاره دارد: &amp;quot;گفتمش تو کیستی؟ گفتا که من پروردگارم! گفتمش یعنی چه؟ گفتا زانکه من آموزگارم! گفتمش آموزگاری کی بوُد، پروردگاری؟ گفت اگر باور نداری درنگر نیکو به حالم! حق تعالی آفریده آدمی بر لوح خلقت، من بر آن لوح دلش هر نقش خواهم می نگارم!&amp;quot; یعنی این نقشی را که خداوند می خواهد بر لوح دل معنوی او بنگارد از آستین معلم بیرون می آید. بنابراین معلم مظهر نام پروردگاراست.&lt;br&gt;
مثال دیگر در این زمینه، زارع است. سوره واقعه در آیات 63 و 64 می فرماید: &amp;quot;أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ، أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ&lt;br&gt;
&amp;nbsp;آیا آنچه را کشت می &amp;rlm;کنید ملاحظه کرده&amp;rlm; اید، آیا شما آن را زراعت می &amp;rlm;کنید یا ماییم که زراعت می &amp;rlm;کنیم.&lt;br&gt;
یعنی چه کسی دانه را از دل خاک بیرون می آورد؟ فالق حبّه کیست؟ حبّه یا دانه یک ماده است، خاک ماده است، آب ماده است اما روح خروج، خروج از زمین، این یک ماده نیست. جنبه ی تجردش اینجاست، که آن جنبه ی ایجاد، می گوید زارع &amp;quot;ما هستیم&amp;quot;. پس زارع هم مظهر نام خداوند است. مثال دیگر، هدایت است. در این مورد به چند آیه از سوره ی شعراء اشاره می شود. در گفتگوی حضرت ابراهیم (ص) بنیانگذار ادیان توحیدی با قوم خود و دعوت ایشان به وحدانیت خداوند سبحان، آنان در پاسخ گفتند که خدای تو کیست؟ حضرت ابراهیم (ص) در معرفی خداوند می فرماید: خدای من، خداییست که مرا خلق و مرا هدایت کرد: &amp;quot;الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ&amp;quot;. این آیه به دو صفت ایجادی خداوند اشاره می نماید: اول، خلقت است که کار خداست و دوم، هدایت است که آنرا نیز به خداوند سبحان نسبت می دهد. می فرماید که خداوند خالق و خداوند هادیست.&lt;br&gt;
در واقع شروع تمام هدایت ها از طرف خداوند و به دست اوست. هر کس هدایت نشده است در واقع قبول هدایت نکرده و نقص خودش است. اما هدایت، دست خداست به طوری که قرآن مجید می فرماید، هیچ پیغمبری در دنیا نبوده است مگر آنکه ما ابتدا به او گفتیم &amp;quot;لا اله الا الله‬&amp;lrm;&amp;quot;. یعنی اگر ما به او نیاموخته بودیم و او را هدایت نکرده بودیم، خودش به این نکته و هدایت دست نمی یافت. بنابراین خداوند، بشر را به توحید راهنمایی کرده است، و هیچ پیغمبری نبوده است مگر اینکه &amp;quot;لا اله الا الله‬&amp;lrm;&amp;quot; یعنی وحدت وجود و وحدت توحیدی را خداوند سبحان به آن ها آموخته و آن ها را هدایت کرده است. سپس خداوند سبحان بشر را از طریق انبیاء به توحید هدایت کرده است. بنابراین، در هدایت هم سلسله  ای در کار است. خداوند هادیست و اینها همه واسطه  آن هدایتند. آخرین لحظه ای که انسان هدایت می شود، نوری در قلب تابیده می شود و انسان حقیقت را درک می کند، وحدت حق را درک می کند، آنجا دست مستقیم خداوند است و لذا خداوند هادیست.&lt;br&gt;
آیه بعدی می فرماید: &amp;quot;وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ&amp;quot;، او خداییست که به من غذا می دهد و سیرابم می کند. خداوند است که انسان را سیر می کند، نمی گوید آب می دهد و سیراب می کند. غذایی که به بچه داده میشود، مادر غذا را در دهان بچه می گذارد، آیا سیری را هم مادر ایجاد می کند؟ مادری که غذا را به بچه می دهد، دهنده ی غذاست و فاعل است، اما سیری چطور پیدا می شود؟ آیا احساس سیری از آب و یا غذا را هم مادر به بچه می دهد؟ سیراب کردن &amp;quot; وَیَسْقِینِ&amp;quot; کار کیست؟ این کار در اصل کار خداوند سبحان است، و بنابراین، خداوند یسقین است.&lt;br&gt;
مثال بعدی که منظور اصلی این مقال است، صفت &amp;quot;شافی&amp;quot; است. همانگونه که حضرت ابراهیم (ص) در ادامه می فرماید: &amp;quot;وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ&amp;quot;، خداوند من خداییست که وقتی مریض می شوم او شفا می دهد.&lt;br&gt;
شفای بیمار به دست طبیب که دست خداوند است حاصل می شود. پس طبیب مداوا می کند و شافی خداوند است و اینجاست که حرفه پزشکی، قداست عجیبی پیدا می کند. در واقع برای طبیب چندین قداست وجود دارد؛ اولین قداست همان است که اول بیان شد، پزشک در مقام یک معلم در تعلیم علم طب، یک مربی است و در مقام طبابت، یک شفا دهنده است. بنابر این پزشک واسطه ای است میان پروردگار مربی، خداوند شافی و انسان ها. بنابراین یک پزشک در این مقام، تجلی نام خداوند سبحان است و از قداست خاصی برخوردار است.&lt;br&gt;
زمانی که یک طبیب، دارو تجویز می کند و یا عمل جراحی انجام می دهد اگر کمی توجه بکند، در می یابد که این دست خداوند است که از آستین او بیرون آمده است و در واقع تجلی نامی از اسماء الله می شود. نظامی گنجوی این دو اسماء الله، هدایت و شفا، و واسطه های آن ها را به زیبایی در کنار هم گذاشته است: &amp;quot;در ناف دو علم بوی طیب است/ وآن هر دو، فقیه یا طبیب است&amp;quot;. قداست این دو علم را متذکر می شود، یکی علم هدایت و دیگری علم طبابت. علم هدایت و طبابت، دست در آغوش یکدیگرند و هر دو بوی طیب، یعنی قداست دارند. همان گونه که حضرت پیامبر (ص) نیز، علم دین و علم طب را در کنار یکدیگر ذکر فرمودند: &amp;quot;العلم علمان علم الادیان و علم الابدان&amp;quot;.&lt;br&gt;
حال سوال اینجاست که قدر و شأن این علوم مقدس، هدایت و طبابت، چگونه به جای آورده خواهد شد؟. جناب حکیم نظامی گنجوی که مفاخر ادب فارسی می باشند، این گونه پاسخ این سوال را می دهد که: &amp;quot;می باش طبیب عیسوی هش&amp;quot;، یعنی هوش، اندیشه و تفکرت تفکر عیسوی باشد تا همانند حضرت عیسی (ص) واسطه شفای بیماران و مظهر اسماء الله یعنی شافی باشید. همچنین می فرماید: &amp;quot;می باش فقیه طاعت اندوز&amp;quot; که خطاب به فقها عرض می کند تلاش کنید تا فقیهی باشید که طاعت دیگران را بیندوزید و با هدایتتان نیز مردم را به طاعت وادارید.&lt;br&gt;
و چه زیباست که طبیبان قدر این قداست علم طب و مداوای بیماران را دانسته و در حفظ آن کوشا و واسطه شفا میان پروردگار و مخلوقاتش باشند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مصطفی محقق داماد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نگرش بیماران در مورد حریم خصوصی و رازداری  در بیمارستاهای منتخب تهران
</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5887&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان به منظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری می تواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهنده ی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعه ای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاست گزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائه کنندگان و گیرندگان خدمات کمک می کند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامه ی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده به طور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمون های آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کرده اند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینه ی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. هم چنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیم گیری بهتر (بدون اجازه ی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد این که اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذی ربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمره ی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفه های ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیش تر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است به منظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>باقر لاریجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی همبستگی رضایت ارتباطی با تعهد سازمانی در پرستاران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5844&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از مهم ترین چالش های بخش بهداشت و درمان داشتن کارکنان با تعهد قوی نسبت به سازمان به منظور بهبود اثربخشی سازمانی است. متغیر کلیدی که تاثیر قابل توجهی روی عملکرد سازمان دارد رضایت ارتباطی است. از آن جا که امکان دارد تعهد سازمانی تحت تاثیر ابعاد مختلف ارتباط سازمانی قرار گیرد، این پژوهش با هدف تعیین رابطه ی رضایت ارتباطی با تعهد سازمانی در پرستاران شاغل انجام یافته است. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. تعداد 300 نفر از پرستاران که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از میان کارکنان پرستاری شاغل در بخش های مختلف بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی تعهد سازمانی آلن و مایر و پرسشنامه ی رضایت ارتباطی&amp;nbsp; Downs&amp;Hazen است. داده ها پس از جمع آوری وارد نرم افزار Spss v.16 شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که&amp;nbsp; 31.3% از پرستاران از روابط سازمانی خود رضایت داشتند و 25% دارای تعهد سازمانی بودند. رضایت ارتباطی با متغیرهای موقعیت شغلی و وضعیت تاهل ارتباط معنی داری داشت اما با متغیرهای سن، جنس، سابقه ی کار، میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنی دار نداشت. هم چنین تعهد سازمانی با متغیرهای میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنی دار داشت و با متغیرهای جنس، تاهل، سن و موقعیت شغلی ارتباط معنی دار نداشت. میانگین و انحراف معیار رضایت ارتباطی (91.39&amp;plusmn;23.92) و برای تعهد سازمانی (9.33&amp;plusmn;47.48 ) بود. بین رضایت ارتباطی و تعهد سازمانی ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت (p&lt;0.001). هم چنین، مدل رگرسیون نشان داد که به ازای افزایش 1 نمره رضایت ارتباطی ./189 به نمره ی تعهد سازمانی اضافه می شود.با توجه به وجود ارتباط مثبت و معنی دار و نیز نتایج رگرسیون خطی، رضایت ارتباطی به عنوان متغیر پیش بین برای تعهد سازمانی است. بنابراین، به نظر می رسد بهینه سازی روابط سازمانی از سوی مدیران و مسؤولان در بیمارستان ها می تواند موجب افزایش تعهد پرستاران به عنوان یکی از شاخص های مهم در اثربخشی عملکرد شود.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>آفاق صدیقیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پرداخت‌های غیررسمی در ایران:  نتایج مطالعه‌ای مقطعی قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت
</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5913&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پرداخت های غیر رسمی یا زیرمیزی پدیده ای است که اهمیت اخلاقی ویژه ای دارد و به نظر می رسد در برخی از تخصص های پزشکی رایج باشد. این مطالعه  با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است.&amp;nbsp; این پژوهش مطالعه ای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصص های مختلف شرکت کننده در کنگره ها و برنامه های آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیش تر زیرمیزی دریافت می کردند. به باور پرسش شوندگان، شایع ترین علت، تعرفه های غیر واقعی و شایع ترین پیامد، بالا رفتن هزینه های بیماران بود.&amp;nbsp; متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به این که این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطه ی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی به نظر می رسد در زمینه ی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کم تر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیش تر در این بخش باشد.&amp;nbsp; به نظر می رسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفه ها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مجتبی پارسا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری بر سیر تکاملی و چالش‌های توسعه‌ی نقش در پرستاری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5877&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;توسعه ی نقش پرستار در پاسخ به چالش سیستم سلامت در برقراری تعادل بین منابع و تقاضای بهداشتی جامعه ایجاد شده است. هدف این مطالعه ی مروری، بررسی سیر تکاملی توسعه ی نقش پرستار و چالش های تجربه شده ی متعاقب آن در عرصه ی جهانی است.&lt;br&gt;
در این مطالعه جست وجو در منابع الکترونیک با کلید واژه های انگلیسی &amp;quot;نقش پرستار&amp;quot; و &amp;quot;توسعه ی نقش&amp;quot; به صورت ترکیبی و مجزا، تا سال 2015 انجام شد. اطلاعات لازم از مقالاتی که با موضوع ارتباط بیش تری داشتند استخراج شد. بر اساس نتایج، دو رویکرد مطرح در توسعه ی نقش پرستار توصیف شد. Extension که مربوط به پیشروی در قلمرو و وظایف سنتی پزشکان بوده است و Expansion که دلالت بر انبساط نقش پرستار در درون مرزهای آموزش پرستاری، تئوری و عمل دارد. در بسیاری از کشورها متعاقب اجرای این رویکردها علیرغم کمبودی که وجود داشته و به دلیل افزایش حجم کار پرستاران، ضرورت استفاده از کارکنان با مهارت پایین تر مطرح شده و به تبع آن چالش های متعدد و قابل توجهی نیز تجربه شده است.&lt;br&gt;
توسعه ی نقش پرستار در ایران پیشرفت قابل توجهی نداشته است؛ با این حال، به دلیل کمبود نیروی پرستاری، واگذاری کار پرستاران به رده های پایین تر مطرح و مورد بحث واقع شده است. در کشور ما زیر ساخت هایی هم چون صدور مجوز صلاحیت حرفه ای و تصمیم گیری بر مبنای داده های فراگیر از پایش تأثیر تغییرات انجام شده بر کیفیت مراقبت ها فراهم نیست. بنابراین، از نظر اخلاقی، تصمیم گیری در مورد اجرای هر نوع تغییر در حرفه ی پرستاری مطابق با الگوی سایر کشورها که زمینه ی کاری و فرهنگ سازمانی متفاوتی نیز دارند باید با در نظر گرفتن زمینه ی کاری و همه ی ابعاد حرفه ای و بسیار دوراندیشانه انجام پذیرد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>جمیله مختاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری بر تعاریف طب اسلامی با نگاهی به رابطه‌ی علم و دین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5860&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروزه، مشکلات فراروی طب رایج در ایران موجب اقبال عمومی به طب سنتی ایرانی شده که اصطلاح طب اسلامی نیز به موازات آن مطرح شده است. گرچه موافقان، طب اسلامی را دارای مبانی و اصول، ایدئولوژی، علوم پایه و منابع محکمی می دانند، تصویر علمی و روشنی از آن ارائه نشده است و دست کم در آثار پژوهشی در دسترس، هم چنان مبهم است. مطالعه ی حاضر به شکل مروری-توصیفی و کتابخانه ای انجام شده است. پایگاه های آی اس آی، پاب مد، آی اس دی، گوگل اسکولار، مگیران و اس آی دی&amp;nbsp; به منظور شناخت این مبانی، جست وجو شد. دو نفر جست وجوی مستقل انجام دادند و حاصل را در جلسه ای مشترک تجزیه و تحلیل کردند. ارزیابی کیفی توسط متخصص پزشکی اجتماعی انجام شد. وابستگی نویسندگان به مراکز علمی مصوب از شاخص های گزینش منابع جهت ورود به مطالعه بود. مبانی طب اسلامی با نگاهی به رابطه ی علم و دین مرور شد.&amp;nbsp; شش دیدگاه شامل تایید، رد، اولویت بخشی یا ترکیبی قابل بیان بود. برای این منظور، مضامین طبی در حوزه ی آیات و روایات و طب رایج با نگاه به طبقه بندی های رابطه ی علم و دین تعریف شد. برای بیان مفاهیم علم دینی و طب اسلامی به ترتیب از نظرات علامه جوادی آملی و مهدی اصفهانی استفاده شده است که در حال حاضر از جایگاه و بنیاد استدلالی متین تری برخوردارند؛ ایشان ضمن اعتقاد به لزوم اتصال وحیانی، از رئالیسم انتقادی نیز بهره گرفته اند و شرط تحقق علم اسلامی را هویت درونی اسلامی آن علم می دانند و معتقد به روایی دیگر لوازمات و پیامدهای آن هستند&lt;/div&gt;
</description>
						<author>جعفر شکری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>خط‌مشی اخلاقی بیمارستان برای قطع درمان بیماران ناهوشیار پایان حیات</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=5898&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پزشکان گرچه وظیفه دارند برای سلامت بیمار خود از هیچ تلاشی فروگذار نکنند، اما گاهی اوقات علاج بیمار آنها در توان حرفه پزشکی نیست و عملا برای درمان ایشان نمی توان کاری کرد. در این جا با دوگونه بیمار مواجه هستیم:&amp;nbsp; یکی بیماران هوشیار که قادرندچند صباحی را در هوشیاری بگذرانند و طبعا پزشکان برای تداوم حیات و بهبود کیفیت زندگی آنها همه اقدامات لازم را انجام می دهند و دسته دیگر بیمارانی که ناهوشیار بوده و از منظر دانش و تجارب پزشکی نه تنها امکان علاج آنها نیست، بلکه امکان هوشیاری مجدد آنها نیز نمی باشد. این دسته دوم موضوع مقاله پیش رو هستند و می دانیم که این بیماران معمولا مدت طولانی با کمک دستگاه تنفس مصنوعی و خدمات بخش مراقبت ویژه بقا می یابند و هزینه های زیادی بردوش بیمارستان و خانواده می گذارند وبه دلیل کم بودن تخت های آی سی یو، مانع از درمان سایر بیماران نیازمند می شوند و سؤال مقاله این است که بیمارستان اخلاقی در برخورد با این بیماران چه باید بکند؟ وآیا قطع درمان ایشان فعلی اخلاقی است یا خیر؟&lt;br&gt;
پاسخ این سؤال که در لابه لای مسائل و بحث های مقاله می آید به شکل خلاصه این است که بیمارستان اخلاقی باید خط مشی درمانی این بیماران را با نگاهی جامعه محور و مبتنی بر آموزه های اسلام و رعایت عدالت و انصاف، تدوین کرده و به اطلاع عموم برساند و نسبت به آنها اعلام پایبندی کند و بیماران و همراهان را به رعایت این خط مشی ها ترغیب و تشویق نماید.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>امیراحمد شجاعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
