<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> اخلاق و تاریخ پزشکی ایران </title>
<link>http://ijme.tums.ac.ir</link>
<description>اخلاق و تاریخ پزشکی ایران - مقالات نشریه - سال 1387 جلد1 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/5/11</pubDate>

					<item>
						<title>سرمقاله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=311&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برخی معیارهای اخلاق پزشکی از دیدگاه محمدبن زکریای رازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=312&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در آثار به جای مانده از اطبای مسلمان، به ویژه محمدبن زکریای رازی، نکات مهمی در ارتباط با اخلاق پزشکی &lt;br&gt;مطرح شده است که می توان آن ها را در سه بخش عمده مطرح کرد:&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;1-رعایت موازین اخلاقی در پرداختن به حرفه ی پزشکی: رازی با توجه به نظریات پزشکان برجسته ی معاصر و &lt;br&gt;پیش کسوت خود، تأکید زیادی بر ویژگی  های شخصیتی متعددی می کند که پزشک باید از آن ها برخوردار باشد تا بتواند شایسته ی طبابت باشد. به عنوان مثال، وارستگی و آراستگی در ظاهر و رفتار، رازداری، پرداختن به مطالعه، خودداری از اتلاف وقت در کار های بیهوده و ناشایست، عدم توجه به مادیات و استفاده از طبابت به عنوان تجارت، داشتن اعتماد به نفس مناسب در هنگام کار و احترام گذاشتن به بیمار، از ویژگی  های پزشک خوب به شمار می آیند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;2-رعایت موازین اخلاقی در امور پژوهشی: یکی از ویژگی  هایی که رازی را نسبت به اکثریت پزشکان - و حتی ابن سینا - ممتاز می کند، رعایت اخلاق در پژوهش است. رازی، هر جمله و نقل قولی را با ذکر مأخذ می آورد و حتی مطالبی را که از مأخذ ناشناخته می آورد، تأکید می کند که از کتابی با نویسنده ی مجهول آورده ام.  وی به پزشکانی خرده می گیرد که مطالب دیگران را به گونه ای نقل کرده اند که گویی خودشان آن را انجام داده اند و می گوید که  این کار، شایسته ی پزشک نیست.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;3- رعایت موازین اخلاقی در امور درمانی: رازی برای هر اقدام درمانی، خود را موظف به رعایت اخلاق، دقت، امانت و احساس تعهد نسبت به بیمار می داند. به عنوان مثال، تأکید می کند که هیچ گاه نباید پیش از شناسایی عامل درد، داروهای ضد درد را تجویز کرد، بلکه باید عامل را شناسایی کرده، به اقدام برای زدودن آن پرداخت. در همین راستا تأکید می کند که در برخی از موارد پزشکان، درد چشم را با تریاک یا دیگر داروها درمان کرده اند که منجر به کوری شده است. هم چنین تأکید کرده که زیاده روی در مصرف برخی داروهای به ظاهر سودمند- هم چون زعفران که رنگ رخسار را نیکو می گرداند- ممکن است به عوارض وخیم و حتی غیر قابل جبرانی بینجامد. هم چنین می افزاید که باید از به کار بردن داروهای متعدد برای برطرف کردن علامت های مختلف خودداری کرد، زیرا ممکن است چند علامت، همگی مربوط به یک عامل باشند و با درمان عامل، همه ی آن علایم زدوده شوند.  در اصل مقاله هر کدام از موارد فوق به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سید محمود طباطبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استنتاج اخلاق از دین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=313&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مباحث مهم در مبانی اخلاق، ارتباط و تعامل میان اخلاق و دین است. این ارتباط در مواردی اهمیت می­یابد که مسائل مشترکی مطرح می­شود که اخلاق و دین با دو رویکرد به آن می­پردازند. مفاهیم جدیدی مانند اخلاق سکولار نتیجه ی جداکردن دین و اخلاق بوده است. یکی از دیدگاه های معروف در ارتباط اخلاق و دین، دیدگاه «استنتاج اخلاق از دین» یا «نظریه فرمان الهی» است که در این مقاله به طرح و بررسی آن می پردازیم.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;برای جمع­آوری منابع اسلامی موجود از کتب موجود در کتابخانه ی موزه ی ملی تاریخ علوم پزشکی تهران و موتورهای جست وجوگر سایت­هایی مانند Google و  Yahooبا بهره گیری از کلیدواژه­های « اخلاق و دین»، «اسلام» و «نظریه فرمان الهی» بهره گرفتیم.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;با نگاهی گذرا به تاریخ بشر، اتحاد هنجارهای اخلاقی با دستورات دینی در بسیاری از جوامع مشهود است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;گفتمان اشاعره و معتزله در زمینه­ی حسن و قبح عقلی افعال از سابقه ی دیرین این مسأله در جوامع اسلامی حکایت دارد. نیاز اخلاق به دین می تواند مبنایی یا محتوایی باشد. در ارتباط مبنایی می توان از غایات مشترک دین و اخلاق و نیازهای اخلاق به دین نام برد. هدف غایی دین و اخلاق، اصلاح طلب رساندن انسان به کمال واقعی است. اما عقل عرفی در تشخیص ارزش های اخلاقی دارای محدودیت های ذاتی است و برای رفع آن ها نیازمند راهنمایی های دین.  بر این مبنا رابطه ی اخلاق با دین رابطه ی ارگانیکی است, مثل رابطه ی ‏تنه با درخت (مبادی تصوری). از طرفی دین درحوزه ی گزاره های اخلاقی نیز پشتوانه و تبیین‏گر صدق آن هاست (مبادی تصدیقی).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;انسان برای انجام کارهای اخلاقی و اجتناب ‏از کارهای ضداخلاقی نیازمند تشویق و تنبیه است و دین ‏بهترین وعده‏ها و بدترین وعیدها را به انسان عرضه می‏دارد که خود ضامن اجرای اخلاق است. با رویکرد منطقی (محتوایی)، دو دیدگاه اشاعره و معتزله در «استنتاج اخلاق از دین» وجود دارند. اشاعره قایل به تبعیت اخلاق از دین در همه مواردند و حسن و قبح ذاتی افعال را نمی پذیرند, اما معتزله مستقلات عقلیه را پذیرفته ودر این حوزه قایل به استقلال اخلاق از دین اند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;در نتیجه, نظریه ی «استنتاج اخلاق از دین» را می توان از ابعاد مختلف بررسی کرد. اهداف مشترک باعث پشتیبانی این دو پدیده از یکدیگر می شوند. اخلاق مبتنی بر عقل غیر از حوزه ی مستقلات عقلیه نیازمند راهنمائی دین است تا فقر ذاتی خویش را در ادراک مفاهیم واقعی اخلاق جبران کند. تأیید دین بر مفاهیم منتج از اخلاق عرفی نوعی ضمانت اجرائی است که با وعده و وعید های دین کامل شده، تحقق اجتماعی می یابد. از دیدگاه گزاره ای نیز میان متکلمان اسلامی ( اشاعره و معتزله) اختلاف نظر است.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سید احمد فاطمی تبار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اتانازی و «حق بر خویش»، چالشی در ماهیت حقوق بشر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=314&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در اسناد حقوقی اتانازی داوطلبانه، اعم از فعال و انفعالی، با حق بر درمان و حق حیات مرتبط است. به علاوه، آزادی انتخاب مسأله ای اساسی در بررسی اخلاقی اتانازی داوطلبانه است. لذا این پرسش اساسی مطرح است که آیا حقوق بشر توسط خود انسان قابل سلب است؟ پاسخ به  این پرسش بحثی در ماهیت حقوق بشر می طلبد. در اسناد حقوقی بین المللی تصریحی بر جواز اتانازی وجود ندارد، اما می توان به کلیت موضوع حق حیات اشاره کرد و این پرسش را مطرح نمود که آیا حق حیات با حق مرگ ملازمه دارد؟  دیوان اروپایی حقوق بشر معتقد است که ممنوعیت نقض حق حیات، مندرج در ماده ی 2 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، به روابط میان افراد با یکدیگر (علاوه بر دولت) نیز تسرّی می یابد. اما پرسش بی پاسخ این است که آیا دارنده ی حق می تواند از حق خود اعراض نماید؟! با تعهد مثبت دولت ها برای حمایت از حقوق بنیادین بشر، این انتخاب برای یک دولت مسؤول برای دفاع قابل استناد نخواهد بود. در واقع، قواعد حقوق بشری نیز قواعدی امری هستند؛ برای مثال، ماده ی 959 قانون مدنی ایران اشعار می دارد هیچ کس نمی تواند حقوق مدنی را از خود سلب نماید. به علاوه، از نظر مذهبی نیز خودکشی ممنوع است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;در نتیجه، با توجه به امری بودن قواعد حقوق بشر و حکم عقلی مبنی بر درمان بیماری و استناد بر لزوم استفاده از توان انسان، می توان مدعی شد حقوق بشر اتانازی داوطلبانه را تجویز نکرده و چه بسا منع نموده است. بنابراین، مبنای حقوقی یا واقعی برای حق انسان نسبت به خود به عنوان لایه ی سوم حقوق بشر وجود ندارد؛ به ویژه در مواردی که استفاده از سایر حقوق به حق بنیادینی چون حق حیات بستگی دارد. باوجود این، پرسش تازه این است که رابطه ی حقوق بشر (به ویژه حق حیات) با آزادی اراده و انتخاب چیست؟&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>امیر مقامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حسن و قبح اخلاقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=315&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>حسن و قبح&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;اخلاقی( ذاتی یا عقلی) دارای جایگاه ارزشمندی در علومی هم چون علم اخلاق است که  با نفی آن اخلاق نسبی می شود. در این مقاله به تعریف و نقد مفاهیم حسن و قبح می­پردازیم.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;برای جمع­آوری منابع موجود از منابع معتبر کتب اسلامی و کتب موجود در کتابخانه ی موزه ی ملی تاریخ علوم پزشکی تهران و موتورهای جست وجوگر سایت­هایی مانند Google ، Iran Medex ،Yahoo استفاده شد.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;با بررسی متون، معانی متفاوتی برای حسن و قبح به دست می آیند که عبارتند از: «سازگاری و ناسازگاری باطبع»،  «موافقت با اغراض و مصالح»، «کمال و نقص نفسانی»، «تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم» و «کشش های فطری». طبع انسانی به دو نوع حیوانی و والا قابل تقسیم است. طبع حیوانی انسان نمی­تواند ملاک بازشناسی فعل اخلاقی باشد، ولی انسان ها در قلمرو تمایلات روحانی مشترک هستند. با تعریف طبع والا حسن و من علوی قابل اثبات نیست، مگر آن که حسن آن را بدیهی بدانیم. اغراض نیز به اغراض شخصی، اغراض نوعی و اغراض مطلوب قابل تقسیم اند. اغراض شخصی مایه ی هرج و مرج نظام اخلاقی می­شوند. اغراض نوعی می­توانند پشتوانه ی اخلاق باشند، ولی چون تحسین و تقبیح مربوط به ذات عمل نیست، نمی­توان این نظریه را جزء حسن و قبح ذاتی شمرد، بلکه بهتر است آن را حسن و قبح عقلایی یا عقلی غیرذاتی نامید. منظور از غایت مطلوب، قرب و بعد الهی است که لازمه ی آن نیت است تا کمال و معنویت تحقق یابد.  تعریف «کمال و نقص نفسانی» در حقیقت به همان نظریه ی «سازگاری با طبع والا» بازمی­گردد. از «تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم»  که تنها وصف فعل اختیاری انسان است، تعبیرهای گوناگونی ارائه شده است که عبارتند از: «درستی مدح و ذم»، «حکم به مدح و ذم»، «شایسته ی مدح و ذم بودن»،  «خود مدح و ذم» و  «بناء عقلا بر مدح و ذم». کشش­ها یا دوری جویی های فطری نیز به همان نظریه ی «سازگاری با طبع والا» بازمی­گردند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;در تعریف حسن و قبح باید ملاک هایی که کاربرد کلامی و تا حد امکان اخلاقی دارند، مانند سازگاری با طبع والای انسانی، مایه ی کمال و نقص نفسانی، کشش های فطری و مصالح و اغراض نوعی مورد توجه باشند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سید احمد فاطمی تبار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأملات اخلاقی- حقوقی در شبیه‌سازی انسان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=316&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>فناوری شبیه سازی، امید به آرزوی دیرین بشر برای جاودانه زیستن را تقویت کرد و به دنبال آن، بحث های متفاوتی درباره ی  جواز و عدم جواز این فناوری پدیدار شد. این فناوری که با حوزه های متفاوتی مانند اخلاق، حقوق و دین مرتبط است، همه ی این حوزه ها را با پرسش هایی روبه رو ساخته است و اندیشمندان هر حوزه تلاش کرده اند تا پاسخی مناسب دهند؛ گروهی آن را به شدت محکوم کرده، گروهی پذیرفته و بالاخره گروهی هم به راهی میانه رفته اند.  با توجه به این نگرش ها می توان قانون گذاری های متفاوتی را مشاهده کرد.&lt;br&gt;بررسی دیدگاه های متفاوت نشان می دهد که ترس از نقض کرامت انسانی و آسیب ها و پیامدهای خطرناک ناشی از شبیه سازی و مانند آن  که رنگ اخلاقی به خود دارند و به قلمرو حقوق هم راه یافته اند، مهم ترین نکاتی هستند که مد نظر مخالفان قرار گرفته اند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>علیرضا اسماعیل آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پزشکی نبوی و جهان غرب</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=317&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پزشکی مدرن و روش  های امروزی بهداشت و توسعه ی سلامت تا حد زیادی مدیون آموزه های پیامبر اکرم (ص) و دانشمندان بزرگ اسلامی است، اما متأسفانه قسمت اعظم این خدمات هم چنان برای مردم دنیا ناشناخته باقی مانده است. برای مثال، خدمات حکما و اندیشمندان مسلمانی هم چون ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و الزهراوی موجب پیدایش پیشرفت   های شگرفی در علوم مختلف پزشکی گردید که چندین قرن به منزله ی موتور محرکی برای گسترش مرزهای دانش پزشکی در اروپا عمل نمود. الطب النبوی (طب پیامبر) مجموعه ای از دستورات پزشکی است که توسط مسلمین به عنوان یک جایگزین برای سیستم پزشکی یونانی (منشأ گرفته از طب جالینوس Galen ) مورد استفاده قرار گرفته است. در حقیقت، نگارندگان طب النبی افراد مذهبی و غیر پزشکی بودند که با استفاده از آیات قرآن و شیوه ی زندگی رسول اکرم (ص) این دستورات را جمع آوری نموده بودند. اگر چه طب النبی در ابتدا به عنوان یک جایگزین برای طب یونانی مطرح شده بود، اما بعدها بزرگانی نظیر الذهبی (Adh-Dhahabi  ) کوشیدند تا طب عربی- اسلامی را با طب یونانی ممزوج نمایند. از این رو، این دسته از اندیشمندان مسلمان تعالیم بقراط (Hippocrates) و جالینوس (Galen) را نیز علاوه بر پزشکان مسلمان مورد استناد قرار داده اند. اما از سوی دیگر تقریباً تمام روش   های درمانی پیشنهاد شده توسط اندیشمندانی هم چون جلال الدینی السبوطی (متوفی 1505 میلادی) بر اساس دانش پزشکی در زمان رسول اکرم(ص)، که از قرآن کریم، سنت حضرت رسول، احادیث روایت شده از ایشان و روش   های درمانی رایج در جوامع اسلامی اولیه منشأ گرفته بود، است. با توجه به شواهد موجود، استفاده از ویژگی   های درمانی حنا، زیتون و مسواک از جمله اقدامات درمانی در طب النبی است که به خوبی مستند  سازی شده اند. این درحالی است که برخی دانشمندان غربی کوشیده اند تا از اساس و بنیان منکر توجه اسلام به پزشکی و مقوله ی سلامت گردند. نقطه ی اوج این دیدگاه افراطی و غیر علمی در نوشته های مانفرد اولمان (Manfred Ullman ) دیده می شود. وی در کتاب خود تحت عنوان «طب اسلامی» اشاره می کند که ظهور حضرت رسول اکرم (ص) موجب بروز هیچ تغییری در وضعیت پزشکی نشد و در قرآن نیز با وجود آن که پرسش   های بسیاری در مورد زندگی انسان بیان گردیده و قوانین زیادی مطرح شده است، در هیچ کجای آن نه به پزشک اشاره ای شده است و نه به دانش پزشکی. روشن است که مطابق مستند ات انکارناپذیر، این اظهارنظرهای ناآگاهانه یا مغرضانه تا چه حد از حقیقت دور است. اظهار نظرهایی نظیر آن چه اولمان در خصوص اسلام و پزشکی و نقش مسلمین در توسعه ی دانش پزشکی اظهار داشته است، در نوشته های بسیاری از دیگر نویسندگان دنیای غرب نیز وجود دارد. در این نوشتار کوشش شده است تا علاوه بر تشریح نقش پزشکی نبوی در پیشرفت دانش پزشکی، ریشه های تلاش غرب برای نادیده انگاشتن  نقش اسلام و پزشکان مسلمان در توسعه ی دانش پزشکی مورد بحث قرار گیرند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author> سید محمد جواد مرتضوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نگرش پزشکان در مورد بیماران ترمینال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=318&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در برخورد با بیمار ترمینال، مسائل متعدد اخلاقی در حیطه ی اخلاق پزشکی مطرح می گردد. از جمله ی این مسائل، مسأله ی اطلاع دادن به بیمار ترمینال درباره ی بیماری خود و کسب نظر او راجع به اقدامات حمایتی و درمانی، شروع و قطع درمان های طولانی کننده ی حیات و بالاخره بحث اتانازی است. با توجه به این که در فرهنگ های مختلف دیدگاه پزشکان و مردم نسبت به مسائل اخلاقی می تواند کاملاً متفاوت باشد, برخورد با مسائل اخلاقی بیماران ترمینال احتیاج به بررسی نظرات پزشکان و مردم در زمینه ی خاص فرهنگی جامعه دارد. با توجه به این که در ایران مطالعه ای برای بررسی نظر پزشکان نسبت به مسائل بیماران ترمینال انجام نشده بود، مطالعه ی حاضر سعی در روشن کردن دیدگاه پزشکان ایرانی نسبت به مسأله ی بیماران ترمینال دارد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;در این مطالعه با بیست پزشک متخصص در گروه های تخصصی نفرولوژی, هماتولوژی, بیهوشی, نورولوژی, جراحی عمومی, جراحی اعصاب و رادیوتراپی که بیش تر در حیطه ی کاری خود با بیماران ترمینال مواجه بودند  مصاحبه ی عمیق انجام داده و  نظر آن ها را راجع به بیماران ترمینال جویا شدیم. سپس نظرات آن ها جمع بندی  و سعی در نتیجه گیری شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;بر مبنای مصاحبه هایی که انجام شده است مشخص شد که متخصصان مورد سؤال واقع شده، گرچه تعریف واحدی از بیماری ترمینال نداشته و بعضاً تعاریف آن ها با تعاریف کتب اخلاق پزشکی مغایرت دارد, ولی به نظر آن ها در اطلاع رسانی و تصمیم گیری راجع به بیمار ترمینال، مهم ترین عامل تأثیرگذار خانواده بوده و تمایلات پزشک و تشخیص او برای انجام یا قطع اقدامات حیات بخش نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. این طرز برخورد با بیمار ترمینال گرچه با اتونومی بیمار, مطابق آن چه در ادبیات غربی اخلاق پزشکی نامیده می شود مغایرت دارد,  در یک مدل اخلاقی که عمدتاً در جوامع شرقی دنبال می گردد می گنجد. به نظر می رسد در این روش برخورد، بیش تر تبعات قانونی اقدام و تعامل با بازماندگان فرد بیمار و اصول سودرسانی و عدم ضرررسانی مورد توجه بوده و اصل اتونومی از اهمیت کم تری برخوردار باشد. با قبول این روش برخورد، دیگر جایی برای مطرح کردن روش مراقبت پیشرو advanced care management باقی نمی ماند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>علی کاظمیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ملاحظات اخلاقی در طب مکمل و جایگزین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=319&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author>حمیدرضا ادهمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
