<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> اخلاق و تاریخ پزشکی ایران </title>
<link>http://ijme.tums.ac.ir</link>
<description>اخلاق و تاریخ پزشکی ایران - مقالات نشریه - سال 1391 جلد5 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/7/10</pubDate>

					<item>
						<title>قلمرو فقه پزشکی و اخلاق پزشکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=97&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>باتوجه به اینکه در کشور ما، رعایت قوانین اسلامی در عرصههای مختلف زندگی - از جمله انجام اعمال پزشکی - ضروری است و عملکردها نباید مخالف با مبانی فقه و اخلاق اسلامی باشند، بهنظر میرسد که پزشکان، علاوه بر داشتن صلاحیتهای علمی و قانونی، میباید با احکام فقهی و ضوابط اخلاقی مرتبط با حرفهی خود، بر اساس این مبانی آشنایی پیدا کنند که اولاً: دانش فقه، مجموعهی فراگیری از احکام را ارائه میکند که از قرآن، احادیث پیامبر و معصومان، اجماع فقها و عقل استنباط شده و پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی در شرایط و موقعیتهای گوناگون هستند و ثانیاً: اصول اخلاقی در قرآن، روایات و اظهارات اندیشمندان و علمای دین، به تفصیل بیان شده و میتوان ضوابط اخلاق پزشکی را درحد تخصصی از آنها استخراج کرد. در این مقاله، به مرور متون معتبر فقهی، اخلاقی و پزشکی به منظور استخراج مطالب مرتبط با فقه و اخلاق پرداخته شده، اظهارات و تحلیلهای فقیهان و اندیشمندان گذشته و معاصر دربارهی قلمرو فقه پزشکی و اخلاق پزشکی و وجوه اشتراک و اختلاف آنها، شناسایی و بررسی شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، فقه پزشکی برای هر رویداد و پدیدهای در حیطه ی پزشکی که معمولاً جنبه ی بیرونی دارد، به تعیین حکم میپردازد و مکلفان وظیفه دارند آنها را به عنوان حکم خداوند، اجرا نمایند. اما اخلاق پزشکی، شامل ضوابط و مقررات بسیار وسیع و متنوع مرتبط با هرگونه عملکرد و رویداد بیرونی و درونی در حوزهی پزشکی است که عموماً باعث ارتقای کیفی گردیده، ممکن است همسان یا متفاوت با احکام فقهی باشند و علیرغم مطرحشدن آنها بهصورت دستورالعمل، تأکید به پیروی از آنها همانند الزام به اجرای احکام فقهی نیست.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>سیدمحمود طباطبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بازخوانی روایی دراخلاق: روشی در آموزش مفاهیم اخلاق پزشکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=98&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بازخوانی روایی در اخلاق روش و رویکردی است که در آن با استفاده از داستان یا وقایع نقل شده و اجزای تشکیل دهنده ی آن، از جمله شخصیت هایی که درآن به ایفای نقش می پردازند، به آموزش مفاهیم و قواعد اخلاقی پرداخته می شود. از این شیوه در اخلاق پزشکی مدرن هم برای آموزش مفاهیم و هم برای حل تعارضات اخلاقی استفاده می شود. برای آموزش اخلاق، توجه به پرورش احساس اخلاقی فرد در کنار استدلال عقلانی او مورد توجه بوده تا بدین وسیله انگیزه ی خیر و خوبی در فرد ایجاد شود و حساسیت اخلاقی او تقویت گردد. بدین ترتیب، فرد به نوعی خود آگاهی دست یافته و با قرار دادن خود در جایگاه دیگران در معرض تجربیاتی قرار می گیرد که در حالت عادی آن تجربیات در حیطه ی آگاهی او نبوده اند. چنین شیوه مواجهه ای گرچه نه در آموزش اخلاق پزشکی، اما در آموزش اخلاق به شکل عام آن، در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. بسیاری از متون کهن فارسی هم چون مثنوی مولوی، مثال های زنده و بارزی از ذکر نکات اخلاقی در دل داستان ها هستند. در این روش هم می توان از داستان زندگی بیمار و تجربه ی او از بیماری به عنوان مثالی مناسب برای آموزش مفاهیم اخلاق پزشکی استفاده کرد و هم می توان با کمک شیوه های نقد ادبی به تحلیل چالش های اخلاقی پرداخت و بدین وسیله با بازسازی مفهوم و مبانی اخلاق پزشکی، پارادایم متفاوتی را در مقابل اصول گرایی قرار داد. این مقاله ضمن تأکید بر ضرورت استفاده از این روش در آموزش اخلاق پزشکی به کاربرد آن در کمک به تصمیم سازی اخلاقی می پردازد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>لیلا افشار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دستور عدم احیا در جوامع مختلف و ضرورت وجود راهنمای اخلاقی کشوری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=99&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در اواخر دهه 1960 برخی از مقالات پزشکی به بیان زجر شدید بیماران بدحال مبتلا به بیماری های لاعلاج، به دلیل انجام مکرر فرایند احیای قلبی - ریوی (CPR) پرداختند. این موضوع حاکی از آن بود که با وجود اثربخشی فرایند احیا در نجات جان بیماران مبتلا به ایست قلبی - تنفسی، لیکن کاربرد معمول آن برای همه ی بیماران، مشکلاتی را به وجود آورده بود. مروری بر مطالعات نشان می دهند که طرز برخورد با بیمارانی که در روزها و ساعات پایانی عمر خود به سر می برند همواره برای کادر درمانی از جمله پزشکان و پرستاران، یک معضل محسوب شده و تصمیم گیری در مورد ادامه ی اقدامات درمانی در این بیماران، یکی از مهارت های اساسی مورد نیاز کادر سلامت است. چالش های علمی، اخلاقی، دینی و حقوقی متعددی در این حیطه وجود دارد که گاه تصمیم گیری را دشوار می سازند. در این مطالعه، ضمن مرور کلی مطالعات منتشر شده در زمینه ی عدم احیا در جوامع مختلف در 30 سال اخیر که طی آن ها دیدگاه های کادر درمانی بهداشتی اعم از پزشک و پرستار با یکدیگر مقایسه شده اند، سعی شده است با نگاهی جدید موضوع از دیدگاه اسلامی بررسی شود. هم چنین، راهنماهای بالینی که در زمینه ی عدم احیا توسط کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان و عربستان سعودی تهیه شده است نیز مورد کنکاش قرار گرفتند. برای جست وجوی این مطالعات، منابع اطلاعات کتاب شناسی الکترونیکی و پایگاه های معتبر اینترنتی متعدد استفاده شد و نیز جست وجوی دستی از منابع ذکر شده در برخی مقالات حاصله صورت پذیرفت. نتایج مطالعه نشان می دهد علیرغم مطالعات متعددی که در نقاط مختلف دنیا در زمینه ی DNR صورت پذیرفته است، کماکان پزشکان و کادر پزشکی در این امر با چالش مواجهند. در کشور ما، حسب ارزش  ها و اعتقادات دینی، این امر نیازمند تبیین دقیق تری است تا از سردرگمی تیم مراقبت در بالین بکاهد. ارزش ها و عقاید پزشک و بیمار، ما را از متابعت صرف از راهنماهای سایر کشورها بازمی دارد و ضرورت تدوین دستورالعملی مبتنی بر فرهنگ ایرانی - اسلامی را واضح می سازد. آموزش و افزایش آگاهی گروه های مختلف ازجمله بیماران و عموم جامعه، شاغلان حرف پزشکی و مسؤولان و سیاست گذاران سلامت در تمام جوامع و به طور خاص در کشور ما امری ضروری است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>فرزانه زاهدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تصمیم گیری در مورد ادامه‌ی حیات نوزادان مبتلا به بیماری های مهلک؛ باز نگاهی به معیارها</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=100&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تولد نوزادی نارس یا دچار عیوب مادرزادی شدید و با پیش­آگهی ضعیف، می­تواند خانواده و جامعه را با چالش­های متعدد اخلاقی، اجتماعی، حقوقی و ... مواجه کند. غالب معیار­هایی (ناتوانی، کیفیت زندگی و ...) که در تصمیم­گیری برای مراقبت از این نوزادان، ملاک عمل قرار می­گیرند، چندبعدی بوده و به شدت بار اخلاقی دارند. در این مطالعه تلاش شده است تا ضمن معرفی دیدگاه­ها و چالش­های موجود در انطباق این معیار­ها با وضعیت نوزادان به شدت بیمار، نقاط ضعف هر مفهوم نیز معرفی گردد. در پایان نیز دیدگاه کلی مکتب اسلام در رویارویی با چنین شرایطی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نقطه ی پایان غالب مباحثات اخلاقی در رابطه با یک نوزاد به شدت ناتوان، به چند سؤال بنیادی و بدون پاسخی قطعی در مورد مجاز بودن انسان برای تصمیم­گیری در مورد زندگی و مرگ یک نوزاد، معیار­های تصمیم­گیری و اعتبار آن­ها و غیره ختم می­شود. به  هر  روی، با وجود نظریه­پردازی­های دانشمندان مختلف، تاکنون تبیین همه جانبه­ای از معیار­های زندگی و مرگ، برای تصمیم گیری های اخلاقی پایان حیات ارائه نشده است. آن چه مسلم است این که علم امروز بشر هنوز در حدی نیست که پاسخ مشخصی برای سؤالات کلیدی این موضوع داشته باشد. هم چنین، نگارندگان تلاش کرده­اند تا نشان دهند بر خلاف دیدگاه­های غربی در آموزه­های اسلامی تصمیم­گیری در مورد حق حیات این نوزادان جایگاهی ندارد؛ چرا که می­تواند نوعی حذف غیر مجاز صورت مسأله باشد؛ بلکه بحث پیرامون چگونگی حل منطقی و اخلاقی موضوعی است که باید متناسب با علم و امکانات روز و در محدوده­ی جواز الهی آن صورت بگیرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>امید آسمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاع رسانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=101&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آگاهی و اطلاع رسانی کافی به بیماران و سایر دریافت کنندگان خدمات سلامت از ملزومات اساسی حفظ حقوق آن ها در نظام سلامت می باشد. در این میان کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی، خصوصاً در کتابخانه های بیمارستانی، می توانند نقش مهمی را در جهت حمایت از حقوق بیمار برعهده بگیرند. انجمن ها و گروه های حرفه ای بین المللی و ملی در برخی کشورها دستورالعمل هایی را در این حوزه تدوین و اجرا کرده اند؛ اما کمبودهای فراوانی در این زمینه در کشور ما وجود دارد. هدف از تدوین این مقاله، مرور کلی بر جایگاه حقوق بیمار و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاع رسانی بین المللی و استانداردهای حرفه ای کتابخانه های بیمارستانی است. در این پژوهش، کدهای اخلاقی مرتبط با حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در منشورهای اخلاقی کتابداری و اطلاع رسانی نهادهای بین المللی و استانداردهای حرفه ای کتابخانه های بیمارستانی مورد جست وجو و مطالعه قرار گرفته است. سپس ضمن واکاوی این کدها، پیشنهادهای راهبردی مبتنی بر فرهنگ بومی ارائه شده است یافته های این مقاله بیانگر این مطلب است که اطلاع رسانی به بیمار، اصلی مهم و مورد توجه در حقوق بیمار است که در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاع رسانی و نیز استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی به آن توجه شده است. ارائه ی خدمات اطلاع رسانی دانش مدار و تعاملی که بر بهبود عملکرد و یافتن راه حل بالینی استوار است (نه صرف آموزش کلی بدون توجه به تأثیر آن بر عمل)، کتابداری بالینی را در عرصه ی حمایت از حقوق بیمار در برخی کشورها موفق ساخته است. با توجه به نقش کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در فراهم آوری، سازماندهی و دسترس پذیر ساختن اطلاعات برای کاربران، کتابداران و اطلاع رسانان، باید با آگاهی از نیازهای ویژه­ی گیرندگان خدمات سلامت به عنوان کاربران خاص خود، امکان بهره گیری مؤثر از اطلاعات را برای آنان فرآهم آورند. لذا لزوم تدوین کدهای اخلاق حرفه ای با رویکرد مناسب به امر اطلاع رسانی بیماران و سایر دریافت کنندگان خدمات سلامت در کشور و تعریف جایگاه کتابداری بالینی در بیمارستان­ها و مراکز درمانی احساس می شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>فرزانه زاهدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری برمبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون بوعلی ‌سینا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=102&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از زمان شکل گیری علم پزشکی، اخلاق جزیی لاینفک از آن به شمار می آمده است؛ ازاین رو انتظار می رود ابن سینا پزشک سرآمد و مؤلف کتاب &lt;em&gt;قانون در طب&lt;/em&gt; با اخلاق پزشکی مأنوس بوده و در این عرصه، مبانی و اصول اخلاقی را مطرح کرده باشد. به منظور دستیابی به اطلاعات لازم در خصوص مبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون در طب این موضوع، در سه محور عملکرد پزشکی ابن سینا، پژوهش ها و نگرش فلسفی وی به اسلام و اصول اخلاقی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات این مقاله از جست وجوی جلدهای مختلف کتاب قانون و کتب و مقالات گوناگون نگاشته شده در زمینه ی اخلاق در پزشکی و ابن سینا به دست آمده است. در این کتاب ابن سینا اولین شرط لازم برای طبابت را آگاهی و تسلط پزشک برعلم طب و بخش های مختلف آن، اعم از تشخیص، درمان، پیش آگهی، پیشگیری و توان بخشی بیان کرده است تا از این طریق، آسیب و ضرری به بیمار نرسد. از نکات اخلاقی دیگر که در تألیف کتاب قانون مشهود است، استفاده از منابع علمی و اطلاعات موثق مختلف با ذکر منابع است. از سوی دیگر، این طبیب با اعتقاد قلبی به موازین اخلاقی و شرعی اسلام، در قبال حکیم مطلق و بندگان وی از جمله بیماران، احساس تعهد و مسؤولیت می کرده است. علیرغم عدم اختصاص بخشی از کتاب &lt;em&gt;قانون&lt;/em&gt; به اخلاق پزشکی، متن و محتوای آن، سرشار از توصیه های اخلاقی و مطالبی است که انسان را محور اصلی فعالیت های پزشکی قرار داده است.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>علی احسان حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحقق خارجی اعتماد در رابطه ی پزشک و بیمار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=104&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اعتماد مهمترین عنصر در رابطه ی پزشک و بیمار است و تأثیر بسزایی در اثربخشی درمان و همچنین، رضایت پزشک و بیمار دارد. چنانچه اعتماد را به درستی بشناسیم و معنی و مفهوم آن را بدانیم و تصور درستی از آن پیدا کنیم، میتوانیم به تحقق خارجی آن امیدوار باشیم و آن را ارتقا بخشیم. لذا در این مقاله بر آن هستیم که مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را بشناسیم و در رابطهی پزشک و بیمار به عنوان یکی از مهمترین مصادیق به بحث گذاشته و الگویی در این خصوص ارائه دهیم. به این منظور ابتدا به بررسی دیدگاه دانشمندان اعم از علوم اجتماعی و اخلاق پزشکی، غربی و ایرانی پرداخته و سپس با روش بحث متمرکز گروهی به اخذ دیدگاههای افراد متخصصو غیر متخصص در زمینه ی اخلاق پزشکی پرداخته و در نهایت با تحلیل محتوایی آنها به مدل و الگوی پیشنهادی و جدیدی میرسیم که هر چند ادعای کامل بودن و استقصای همه ی مؤلفه ها را ندارد اما در نوع خود و با در نظر گرفتن محدودیتهای مطالعات کیفی، تلاش کرده است که عمده ی مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را در خود بگنجاند. برای رسیدن به این الگو بر این باوریم که طرفین اعتماد یعنی اعتمادکننده (بیمار) و اعتمادشونده (پزشک)، هر دو در شکلگیری اعتماد نقش دارند و مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد به هر دو طرف مربوط است و در این میان برخی مربوط است به شخص بیمار و به شکل یکسویه درون او شکل میگیرد، نظیر نیاز و تمایل بیمار به اعتمادکردن. برخی مربوط است به بیمار و با توجه به آگاهی بیمار از ویژگیهای پزشک شکل میگیرند نظیر آگاهی بیمار از دانش و تجربیات پزشک. دو دسته ی دیگر از مؤلفه ها مربوط است به پزشک که یکدسته از آنها با توجه به ویژگیهای خود پزشک شکل میگیرد، نظیر وظیفه شناسی پزشک و ظاهر او. دسته ی آخر مؤلفه هایی هستند که مربوط است به پزشک ولی در ارتباط پزشک با بیمار شکل میگیرند نظیر رفتار ارتباطی پزشک با بیمار.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>امیراحمد شجاعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ضرورت تأسیس موزه‌ی تاریخ پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/ijme/browse.php?a_id=103&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author>مسعود کثیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
