جستجو در مقالات منتشر شده


275 نتیجه برای پزشک

غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

در دوره پیشامدرن تنجیم رویه ارتباط اجسام سماوی با زندگی‌ها و رویدادهای روی زمین و سنت حاصل از آن بوده است. وجهی از تنجیم مبتنی بر دانش نجوم و محاسبات ریاضی بود و وجه دیگر آن به طالع بینی می‌پرداخت. می‌توان از دو نوع تنجیم سخن گفت: تنجیم طبیعی و تنجیم احکامی. تنجیم طبیعی در زمان خود بخشی از فرایند تبیین رویدادها و پیش‌بینی آن‌ها بود. درحالی‌که تنجیم احکامی به طالع بینی و پیش‌بینی تقدیر و سرنوشت افراد و جنگ‌ها، رخ دادن بیماری‌ها می‌پرداخت. اما نکته قابل تأمل این است که بسیاری از دانش‌ها در دوره پیشامدرن از نتایج تنجیم استفاده می‌کردند. به‌طوری‌که فهم دانش‌های مرتبط با آب‌وهوا، کشاورزی و پزشکی در عصر پیشامدرن بدون فهم تنجیم کامل نیست. در این مقاله می‌کوشیم در بخش نخست به‌طور اجمال تنجیم و اقسام آن را بیان کنیم و برخی از ویژگی‌های تنجیم پزشکی را به‌عنوان بخشی از تنجیم طبیعی برشماریم. در بخش دوم به بررسی چگونگی تأثیر تنجیم بر نظریه‌های پزشکی بقراط و جالینوس در یونان باستان بپردازیم و نشان می‌دهیم تنجیم پزشکی در نزد آنان بخشی از فرایند طبیعی تبیین بیماری‌ها و روش‌های درمان و پیشگیری از آن‌ها بوده است.

مهشید صفایی، مقصود فراستخواه، احسان شمسی گوشکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

در ساختار نظام سلامت مسائل حرفه ای و بازدارنده های سازمانی موجب خستگی بیمار، فرسودگی پزشک و در نهایت مسائل میان فردی میان بیمار و پزشک از جمله عدم درک متقابل و فرسایش اعتماد می شود. از این رو، اعتماد به‌عنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در کیفیت روابط میان فردی میان بیمار و پزشک دارد. اعتماد میان بیمار و پزشک و گسترش عمومی آن مستلزم مجموعه‌ای از ملاحظات سازمانی و اصول حرفه ای در نظام سلامت است. در این پژوهش سعی شد عوامل سازمانی و حرفه‌ای مؤثر بر اعتماد میان پزشکان و بیماران واکاوی شود. داده­ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در مراکز ارائه خدمات سلامت شهر تهران گردآوری شد. با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه ها با 39 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با بهره گیری از استراتژی داده‌بنیاد و نرم‌افزار اطلس تی آی، داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شدند. پایایی در مرحله کدگذاری با استفاده از روش بازآزمون انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد، مؤلفه­های «حرفه‌ای - سازمانی» مؤثر مشتمل بر سه مؤلفه «مدیریت حرفه‌ای سازگارشونده»، «بیمه سازگارشونده»، «سیاست سازگارشونده»، و نُه مقوله است. این مؤلفه ها عناصر تشکیل دهنده ساختار و زیرساخت های توسعه حرفه‌ای در نظام سلامت هستند که می تواند ارتباط و تعامل مبتنی بر اعتماد میان بیمار و پزشک را در نظام سلامت احیا کنند. در خصوص تدوین راهبردها و سیاست‌های اجرایی برای افزایش اعتماد بین بیمار و پزشک به پژوهش های راهبردی دیگری نیاز است.

لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

افزایش ابتلا به بیماری‌های مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی می‌شود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالش‌های حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سال‌های اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکت‌کنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P)  و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهش‌های دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قوی‌تر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش می‌یابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.

رقیه گندم کار،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

 یکی از وظایف دولت‌ها آموزش و فراهم نمودن نیروی متخصص به منظور ارائه خدمات سلامت باکیفیت به افراد جامعه است. در طول چهار دهه اخیر، به فراخور افزایش یا کاهش نیاز جامعه، یکی از سیاست‌های افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو یا تلاش برای ارتقای کیفیت آموزش‌های ارائه شده در اولویت کاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفته است. با توجه به تصویب و اجرای طرح اصلاح نظام آموزش پزشکی از طریق افزایش ظرفیت دانشجویان علوم پزشکی و وجود نظرات موافق و مخالف بسیار در این خصوص، در این مقاله جنبه‌های مختلف افزایش ظرفیت‌ها شامل عرضه نیروی کار در پاسخ به نیاز جامعه و چالش‌های تضمین کیفیت آموزش مورد بحث قرار گرفته است. بررسی مطالعات موجود نشان می‌دهد موضوع افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان به منظور تأمین نیروی کار متخصص حوزه علوم پزشکی که مورد مداقه طرافداران این طرح است مسأله‌ای چندوجهی است که نیاز به مطالعات جامع ترکیبی و در نظر گرفتن همه عوامل تأثیرگذار بر آن مانند گرایش بسیار پزشکان، پرستاران و سایر حرف سلامت به مهاجرت، عدم ماندگاری در مناطق کمتر برخوردار، مشکلات اقتصادی و سایر عوامل دارد. علاوه بر این، افزایش ظرفیت‌ها نیازمند تأمین زیرساخت‌های لازم برای آموزش، برنامه‌ریزی برای ارائه آموزش باکیفیت و پایش نظام آموزشی و فراگیران از نظر دستیابی به توانمندی‌های مورد نظر است. در صورت عدم توجه به تأمین کیفیت آموزش در هر سه بعد درونداد، فرایند و برونداد، افزایش ظرفیت‌ها در نهایت منجر به در معرض خطر قرار گرفتن ایمنی و سلامت بیماران خواهد شد.

محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

پزشکی تدافعی، انجام‌دادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجام‌دادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزه‌ی محافظت از خود در برابر شکایت‌ها یا تنش‌هایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام می‌دهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداخت‌کننده‌ی هزینه‌ی درمانی مانند سازمان‌های بیمه‌گر می‌شود که می‌تواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهره‌وری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائه‌ی پیشنهاداتی برای مدیریت این‌گونه رفتارها و پیشگیری از آن‌ها، شامل سه دسته‌ی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتی‌سازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافته‌های منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظام‌مند منابع و مطالعه‌ی کیفی با روش برگزاری مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تنظیم شده‌اند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کرده‌اند.

فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

حق بر دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولت‌ها و اوضاع بین‌المللی، همواره با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است. علی‌رغم صراحت سیاست‌های کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیون‌های مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخه‌ی اول پیش‌نویس راهنمای اخلاقی ارائه‌ی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از داده‌های پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعه‌ی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکت‌کنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کرده‌اند. در این پیش‌نویس، پس از تبیین ارزش‌ها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائه‌ی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذی‌نفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائه‌ی خدمات سلامت، حرفه‌مندان و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، سازمان‌های حرفه‌ای، فعالان جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است

محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 به‌منظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاه‌ها، به‌عنوان ترویج‌کنندگان دانش سلامت، آموزش‌دهنده‌ی مهارت‌های بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته می‌شوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزه‌ی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونه‌گیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکت‌کننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقه‌ی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل داده‌هـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، داده‌ها در پنج طبقه‌ی اصلی و پانزده زیرطبقه دسته‌بندی شد. زیرساخت‌سازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگ‌سازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه می‌توانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را به‌سوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغله‌های روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیت‌ها را به مسئولان خاطرنشان ساخت

معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفه‌ای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی  مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه  و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامه‌های آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است.  پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب‌نظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشته‌های علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش  براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج  که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل  بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی،  بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی  نظر سنجی  شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده  از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج  مطالعه بیانگر ضرورت  ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ،  مهارت  محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و  بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.

مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

همه­گیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشته­های علوم پزشکی فرصت­ها و چالش­هایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش می­توانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداخته­اند، انجام شد. این مطالعه مقایسه­ای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوت­های دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابق­ها رفع شود. پانلی از متخصصین یافته­ها را تایید کردند. فرصت­های و چالش­های ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دسته­بندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راه­های ارتباطی با دانشجویان و شرکت­کنندگان در تحقیق و توسعه و آماده­سازی زیرساخت­های الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهت­ها و تفاوت­های فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهش­های بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که می­تواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.

عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در رده‌های مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش می‌نماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهت‌گیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزن‌دهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیده‌بان و کمترین نقش را به عنوان پیاده‌کننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.

سیده نفیسه مومنی، مژگان علاءالدینی، شهرو اعتماد مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 دوراهه های تصمیم گیری مختلفی در طول دوره طبابت برای بالینـگران رخ می دهد که یکی از آنها مواجهه با خطای پزشکی است. حرفه مندان دندانپزشکی تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خطا را در ارائه خدمات سلامت به کمترین میزان خود برسانند و از ایجاد آسیب به بیماران جلوگیری کنند. اما با همه تمـهیداتی که اتخاذ می شود گاهی در طی تشخیص و درمان بیماری ها خطایی رخ می دهد که عوارض ناشی از آن غیر قابل برگشت است. در مدیریت چنین شرایطی، علاوه بر جستجوی دلیل وقوع خطا، مواجهه اخلاقی دندانپزشکان با بیمار بسیار اهمیت دارد. در این مقاله با استفاده از مدل تصمیم گیری اخلاقی فدراسیون جهانی دندانپزشکی، راهکاری برای مواجهه اخلاقی در مدیریت خطای تشخیصی در بررسی آسیب شناسی ضایعات پیشنهاد می شود.

سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 آموزش بالینی بخشی مهم از برنامه‌ی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالش‌های اخلاقی متعدد مواجه می‌شوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائه‌ی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب می‌شود، این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونه‌گیری هدفمند بود و داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی عمیق، چهره به چهره و نیمه‌ساختاریافته‌ی فردی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجام‌دادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکت‌کنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبه‌ها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالش‌های اخلاقی در محیط بالین و چالش‌های اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نام‌گذاری شدند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌های دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالش‌های اخلاقی در محیط بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینه‌ی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوه‌ی تصمیم‌گیری در موقعیت‌های اخلاقی در نظر داشته باشند.

فرزانه زارع، محمد حسین آیتی، محمدرضا شمس اردکانی، محسن باغبانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

یکی از ابزارهای مهم در شناخت و ارزیابی یک ترکیب دارویی و تحلیل محتوای آن، نام دارو است. البته گاه این عنوان‌ها به سبب وجود مشکلاتی که به نوعی آسیب‌شناسی این حوزه تلقی می‌گردد خدشه‌دار می‌‌شوند. این پژوهش با گردآوری و بررسی داروهای مرکب طب سنتی تلاش دارد مشکلات حاضر در نام‌گذاری داروها را شناسایی کند. نام داروهای این پژوهش از سه کتاب عمل صالح، قرابادین کبیر، و قرابادین اعظم گرد آمده است که در زمره قرابادین‌های متأخر طبی بوده و در قرون 12 و 13 هجری نگاشته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در شیوه نام‌گذاری داروهای مرکب با 5 مشکل عمده مواجه هستیم: (1) وجود چندین نام‌ متفاوت برای دارویی با فرمولاسیون ثابت؛ (2) وجود نام یکسان برای داروهای دارای فرمولاسیون متفاوت؛ (3) نداشتن نام یا بی‌نام بودن برخی داروهای مرکب؛ (4) نامشخص بودن دسته دارویی برخی فرآورده‌ها؛ و (5) آمیختگی موضوع شکل دارویی با روش مصرف، افعال و خواص یا صفات دارو. این بررسی نشان می‌دهد که نام‌گذاری فرآورده‌ها و داروهای سنتی با الگوهای مختلفی انجام پذیرفته و از این رو، دچار تشتت فراوان است که نیازمند توجه و ساماندهی جدی است.

عالیه جهانیان، امیر آغایلی، جمال رضایی اوریمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

قرنطینه‌ در ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. گسترش بیماری‌های همه‌گیر، زمینه‌ساز ایجاد تشکیلات قرنطینه در ایران شد. در دوره‌ی قاجاریه، قرنطینه در کانون توجه قرار گرفت و در اواخر قرن نوزدهم، تشکیلات قرنطینه در مرزهای ایران تأسیس شد. بر این اساس، طی سالیان اخیر، پژوهش‌هایی متعدد درباره‌ی قرنطینه انجام گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و نقد مقاله‌ی «قرنطینه‌های ایران در اواخر دوره‌ی قـاجار و اوایل دوره‌ی پهلوی» اثر مسعود کثیری و مرتضی دهقان‌نژاد است. این پژوهش، مطالعه‌ای تحلیلی‌انتقادی است که با بهره‌گیری از منابع کتـابخانه‌ای به معرفی و ارزیابی مقاله می‌پردازد. مقاله‌ دارای نگارش منسجم ویکپارچه بوده و حاکی از تلاش نویسندگان برای شناساندن مشکلات و موانع اجرای قرنطینه در ایران است. در ساختار مقاله گاهی ارجاع‌دهی‌های نامناسب، اشکالات نگارشی و ابهام در حدود و ثغور دیده می‌شود؛ همچنین، اشاره‌نکردن به تأثیرات جنگ جهانی اول بر شدت بیماری‌های واگیر و قرنطینه و مبهم‌بودن شیوع بیماری‌های واگیر را می‌توان از نقدهای محتوایی و روشی برشمرد. مقاله‌ی نام‌برده، علی‌رغم اینکه توانسته با بررسی قرنطینه در دوره‌ی قاجاریه و پهلوی، مقوله‌ای تازه را به روی پژوهشگران تاریخ پزشکی بگشاید، دچار اشکالاتی ساختاری و محتوایی و روشی است؛ لذا انتظار می‌رود با توجه به اهمیت موضوع نقد در پژوهش‌های علمی و با توجه به تحلیل انجام‌شده درباره‌ی آن مقاله، مطالب پیش رو موجب ارتقاء کیفیت مقالات و اصلاح تولیدات علمی در این حوزه شود.

مجتبی نوروزی، علی اکبر حقدوست، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 امروزه، دانشمندان بر این باورند که پزشکی دقیق با استفاده از فناوری‌های پیچیده و اطلاعات به‌دست‌آمده از ژنتیک مولکولی، می‌تواند با بیماری‌های پیچیده مقابله کند و عدالت در سلامت را فراهم آورد. با درنظرگرفتن اصول اخلاق پزشکی، به‌کارگیری پزشکی دقیق با چالش‌های اخلاقی جدیدی روبه‌رو خواهد شد. این مقاله، با رویکرد اصول‌گرایی، به طرح موضوع عدالت و برخی چالش‌های اخلاقی پزشکی دقیق می‌پردازد؛ چراکه برای بهره‌مندی از مزایای پزشکی دقیق نیاز است، ضمن شناسایی چالش‌ها، چهارچوب اخلاقی متناسب با آن تدوین شود. نحوه‌ی اشتراک‌گذاری و دسترسی به اطلاعات به‌دست‌آمده از پزشکی دقیق می‌تواند آینده‌ی شغلی، انتخاب همسر و نوع بیمه‌ی سلامت افراد را تحت‌ تأثیر قرار دهد؛ همچنین، حفظ حریم خصوصی و استقلال افراد، از چالش‌های اخلاقی مهم در پزشکی دقیق است؛ زیرا درباره‌ی امنیت داده‌ها و نحوه‌ی دسترسی به آن‌ها اطمینان کامل وجود نخواهد داشت. در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، منافع پزشکی دقیق با توجه ‌به طراحی مطالعات و فناوری‌های گران و پیچیده، به برخی گروه‌ها محدود خواهد شد و نابرابری در عدالت را تشدید خواهد کرد؛ اما در بلندمدت، با دسترسی آسان و ارزان‌شدن فناوری‌ها، انباشت هزینههای درمانی در طول عمر کاهش می‌یابد و عدالت در بین کشورها و همچنین، درون آن‌ها برقرار خواهد شد.

آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

تعهد حرفه‌ای، مجموعه‌ای از نگرش‌ها، ارزش‌ها، رفتارها و روابطی است که به‌عنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل می‌کند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفه‌ای، در سال 1401 انجام شد. جامعه‌ی پژوهش این مطالعه‌ی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ی استاندارد نگرش به تعهد حرفه‌ای پزشکان بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکت‌کننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای در دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقه‌ی شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با اخلاق حرفه‌ای با میانگین نمره‌ی نگرش، ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، به‌عنوان اثرگذارترین نیروها بر شکل‌دهی اخلاق دانشجویان، باید برنامه‌ی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینه‌ی حرفه‌ای‌گری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفه‌ای، بازنگری و به‌خوبی اجرا کنند.

امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

اخلاق‎حرفه‎ای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیت‎های انسانی بنا شده است و شرایط حرفه‎ای و سازمانی پرستاران را متاثر می‎سازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه‎ساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاق‎پزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونه‎گیری هدفمند، پس از کسب رضایت‎آگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرم‎افزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافته‎ها نشان‎داد که؛ اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خرده‎مولفه)، در ارتباط با همکاران در رده‎های مختلف (چهار خرده‎مولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خرده‎مولفه‎) و در ارتباط با بیمارستان و سازمان‎های درمانی (دو خرده‎مؤلفه). پایایی کدگذاری مولفه‎ها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین می‎توان گفت که ابعاد اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تک‎تک حقوق این افراد از دید خود، می‎توانند اصول اخلاق‎حرفه‎ای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایت‎مندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.

مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آن‌ها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت می‌گیرد. نوشتار حاضر، مطالعه‌‌ای مروری غیرنظام‌مند است که جنبه‌های اخلاقی خودارجاعی را بررسی می‌کند. درباره‌ی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش میل به سرمایه‌گذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم می‌شود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینه‌ها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحت‌تر و باکیفیت‌تر بیماران به خدمات سلامت می‌شود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجام‌شده معتقدند، این پدیده به استفاده‌ی بیش‌ازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینه‌ها، کاهش کیفیت خدمات ارائه‌شده و به‌مخاطره‌افتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقی‌بودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی درباره‌ی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.

هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفه‌ای‌گرایی، استدلال اخلاقی، مهارت‌های ارتباطی و همدلی است. روش‌های سنتی، اغلب نمی‌توانند به اندازه‌ی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاین‌رو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعه‌ی حرفه‌ای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه می‌دهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمع‌آوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفه‌ای‌گرایی، رفتار حرفه‌ای و دانشجویان پزشکی، در فاصله‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاه‌های اطلاعاتی  Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جست‌وجو و در نهایت، هجده مقاله‌ی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفه‌گرایی، تحلیل و طبقه‌بندی شدند. متون بررسی‌شده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامه‌ی درسی تأکید می‌کنند. به‌طور خلاصه، این رویکردها عبارت‌اند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخه‌ی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافته‌ها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصت‌هایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفه‌ای منجر می‌شود. بهبود مهارت‌های ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیش‌بینی‌شده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قوی‌ترشدن نیروی کار پزشکی منتج می‌شود. روش توصیف‌شده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعه‌ی رفتار حرفه‌ای ارائه می‌دهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیت‌های یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوب‌های ساختاریافته و ارائه‌ی فرصت‌هایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت می‌کند. در آینده،‌ برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکار‌های ترکیبی بر رشد حرفه‌ای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیت‌های بازاندیشی خاص و پیشرفت‌های ملموس در مهارت‌ها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

عبدالحسن کاظمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

مجله‌ها شروع به انتشار مقالاتی کرده‌اند که در آن‌ها از ربات‌های چت مانند Bard و Bing وChatGPT  استفاده شده است؛ به‌طوری‌که برخی مجلات، چت‌بات‌ها را به‌عنوان نویسندگان مشترک، فهرست می‌کنند؛ اما خروجی چت‌بات‌ها، در حال حاضر، خطراتی چون: سوگیری‌ها، تحریف‌ها، مطالب غیرمرتبط، ارائه‌ی نادرست و سرقت ادبی دارند که بسیاری از آن‌ها، ناشی از الگوریتم‌های حاکم بر تولید آن‌ها هستند و به‌شدت به محتوای مواد استفاده‌شده در آموزش آن نرم‌افزار هوش مصنوعی وابسته‌اند. مجموع نظرات و بیانیه‌های مراجع بین‌المللی چون: کمیته‌ی اخلاق نشر (COPE)، کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی (ICMJE)، انجمن جهانی سردبیران پزشکی (WAME)، شورای سازمان‌های بین‌المللی علوم پزشکی (CIOMS) حاوی نکات مشترک ذیل هستند:
- فقط انسان‌ها می‌توانند نویسنده باشند.
- نویسندگان باید منابع مطالب خود را بدانند.
- نویسندگان باید مسئولیت عمومی کار خود را بپذیرند.
- ویراستاران و داوران باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌ی خطی و تولید نقدها و مکاتبات مشخص کنند.
- ویراستاران برای مقابله با تأثیرات چت‌بات‌ها بر انتشار، به ابزارهای دیجیتالی مناسب نیازمندند.
علاوه‌براین، این ویرایش تصدیق می‌کند که چت‌بات‌ها برای انجام‌دادن عملکردهای مختلف در نشریات علمی استفاده می‌شوند. چت‌ربات‌ها نمی‌توانند نویسنده باشند. اگرچه وضعیت حقوقی یک نویسنده از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، در اکثر حوزه‌های قضایی، نویسنده باید شخصی حقوقی باشد. چت‌بات‌ها معیارهای تألیف کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی را برآورده نمی‌کنند، به‌ویژه اینکه نمی‌توانند بعضی امور را ارزیابی کنند؛ اموری چون: تأیید نهایی نسخه‌ای که باید منتشر شود؛ مسئولبودن برای تمام جنبه‌های کار در حصول اطمینان از اینکه سؤالات مرتبط هستند، بهدقت یا یکپارچگی هر بخشی از کار بهطور مناسب بررسی و حل میشود.هیچ ابزار هوش مصنوعی نمی‌تواند بیانیه‌ی تضاد منافع را درک کند و وجهه‌ی قانونی امضای بیانیه را ندارد. چت‌بات‌ها مستقل از توسعه‌دهندگان خود، وابستگی ندارند. ازآنجاکه نویسندگانی که یک سخه‌ی خطی را ارسال می‌کنند، باید اطمینان حاصل کنند، همه‌ی کسانی که به‌عنوان نویسنده نام‌گذاری شده‌اند، معیارهای تألیف را دارند، ربات‌های گفت‌وگو نمی‌توانند به‌عنوان نویسنده گنجانده شوند. نویسندگان باید هنگام استفاده از چت‌بات‌ها شفاف باشند و اطلاعاتی را درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از آ‌ن‌ها ارائه دهند. میزان و نوع استفاده از چت‌بات‌ها در نشریات و مجلات باید مشخص شود. این درخواست با توصیه‌ی کمیته‌ی بین‌المللی ویراستاران مجلات پزشکی، مبنی بر تأیید کمک نوشتاری و ارائه‌ی اطلاعات دقیق درباره‌ی نحوه‌ی انجام‌دادن مطالعه و نتایج تولیدشده در روش‌ها مطابقت دارد. نویسندگانی که مقاله‌ای را ارسال می‌کنند که در آن از یک ربات چت/ AIبرای پیش‌نویس متن جدید استفاده شده است، باید در قدردانی، به چنین استفاده‌ای اشاره کنند. همه‌ی اعلان‌های استفاده‌شده برای تولید متن جدید یا تبدیل متن یا درخواست‌های متنی به جداول یا تصاویر باید مشخص شوند. هنگامی که برای انجام‌دادن یا تولید کار تحلیلی، کمک به گزارش نتایج (مانند تولید جدول‌ها یا شکل‌ها) یا نوشتن کدهای کامپیوتری، از یک ابزار هوش مصنوعی مانند ربات چت استفاده می‌شود، باید در متن مقاله ذکر شود. در هر دو بخش چکیده و روش، به‌منظور فراهم‌کردن امکان بررسی دقیق علمی نظیر تکرار و شناسایی جعل، باید اعلان کامل استفاده‌شده برای تولید نتایج تحقیق، زمان و تاریخ پرس‌وجو و ابزار هوش مصنوعی به‌کاررفته و نسخه‌ی آن ارائه شود. ویراستاران و داوران همتا باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از ربات‌های گفت‌وگو را در ارزیابی نسخه‌های خطی و تولید نظرات و مکاتبات مشخص کنند. اگر آن‌ها از چت‌بات‌ها در ارتباطات خود با نویسندگان و یکدیگر استفاده می‌کنند، باید نحوه‌ی استفاده از آن‌ها را توضیح دهند. ویراستاران و داوران، مسئول هرگونه محتوا و نقل‌قول تولیدشده توسط ربات/ چت هستند. آنان باید توجه داشته باشند که چت‌بات‌ها درخواست‌هایی را که به آن‌ها داده می‌شود، ازجمله محتوای دست‌نوشته را حفظ می‌کنند و ارائه‌ی دست‌نوشته‌ی نویسنده به یک ربات چت، محرمانه‌بودن دست‌نوشته‌ی ارسال‌شده را نقض می‌کند. ویراستاران به ابزارهای مناسب برای کمک به شناسایی محتوای تولیدشده یا تغییریافته توسط هوش مصنوعی نیاز دارند. چنین ابزارهایی باید بدون توجه به توانایی پرداخت هزینه برای آن‌ها، به نفع علم و عموم مردم و برای کمک به اطمینان از یکپارچگی اطلاعات مراقبت‌های بهداشتی و کاهش خطر پیامدهای نامطلوب سلامت، در دسترس ویراستاران قرار گیرد. بسیاری از سردبیران مجلات پزشکی از رویکردهای ارزیابی دست‌نوشته استفاده می‌کنند که برای مقابله با هوش مصنوعی طراحی نشده‌اند. در حال حاضر، افراد در انتشارات علمی می‌توانند از چت‌بات‌ها برای اموری چون: کارهای ساده‌ی پردازش کلمه (مشابه با نرم‌افزار واژه‌پردازی و بررسی دستور زبان و توسعه‌ی آن)، تولید ایده‌ها و متن و محتوای اساسی پژوهش استفاده کنند.


صفحه 12 از 14     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb