275 نتیجه برای پزشک
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحثبرانگیز در حوزهی اخلاق پزشکی است که میتواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، بهعنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائهی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه بهصورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و دادهها از منابع معتبر و بهروز، جمعآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع میتواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع بهویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک بهجای منافع آنها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجستهتر میشود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباطهای مالی و حرفهای خود، از بروز این تعارضها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارضها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه میدهند؛ همچنین، برگزاری دورههای آموزشی برای پزشکان در زمینهی اخلاق حرفهای و تعارض منافع میتواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفهای میتواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارضها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.
مصطفی قاسم پور، عباس داداش زاده، مجید پورعبدالله، فضه حسینی لیلاب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حساسیت اخلاقی، یکی از ویژگیهای حیاتی برای کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی است که بر روی فرایندهای تصمیمگیری اخلاقی آنها و مراقبتی که در مواقع اضطراری و اغلب پیچیده، به بیماران ارائه میدهند، اثر میگذارد. حساسیت اخلاقی، بهعنوان توانایی افراد در شناسایی معضلات اخلاقی و درک پیامدهای آنها تعریف میشود. حساسیت اخلاقی میتواند کارکنان را قادر سازد تا در چالشهایی مانند منابع محدود و وضعیت حاد بیمار، سریع و مستقل تصمیمگیری کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی سطح حساسیت اخلاقی در بین تکنسینهای فوریتهای پزشکی (EMTs) و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن، طراحی و انجام شد. این مطالعهی مقطعی در سال 1402، با شرکت 245 نفر از تکنسینهای فوریتهای پزشکی (EMTs) که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شده بودند، انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی حساسیت اخلاقی (MSQ) جمعآوری و با استفاده از آزمونهای همبستگی و تحلیل رگرسیون، تجزیه و تحلیل شدند. این مطالعه نشان داد، میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی در بین شرکتکنندگان (39.45±7.13) در سطح متوسط تا بالا قرار داشت؛ همچنین نتایج نشان داد، بین حساسیت اخلاقی و برخی مشخصات فردیاجتماعی و حرفهای، با سابقهی کار، بهعنوان عاملی تعیینکننده، همبستگی معنیداری وجود دارد (P<0.001). تجزیه و تحلیل رگرسیون، تجربهی کاری (B=0.08 , P<0.001) را بهعنوان یک پیشبینی قوی برجسته کرد که نشان میدهد، افزایش مواجهه با چالشهای بالینی و اخلاقی در طول زمان، حساسیت اخلاقی را افزایش میدهد. بهبود حساسیت اخلاقی در بین کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی، گامی حیاتی بهمنظور افزایش توانایی آنها در شناسایی چالشهای اخلاقی پیچیده و ارائهی مراقبتهای باکیفیت برای بیمار است. با توجه به نیازهای منحصربهفرد کارکنان در موقعیتهای اضطراری، مانند زمان محدود برای تصمیمگیری، محدودیت منابع و نیاز به اقدام فوری، تجهیز آنان به ابزارهایی برای تشخیص و رسیدگی به معضلات اخلاقی ضروری است. اجرای برنامههای آموزشی جامع، با تمرکز بر آگاهی اخلاقی و استدلال اخلاقی، میتواند تکنسینهای فوریتهای پزشکی را برای تصمیمگیری آگاهانهتر و همدلانهتر توانمندتر کند؛ علاوهبراین، پرورش فرهنگ سازمانی حمایتی که عملکرد اخلاقی را در اولویت قرار میدهد و آموزش مداوم را ارائه میدهد، میتواند اعتماد و شایستگی آنها را در مدیریت موقعیتهای حساس اخلاقی بیشتر تقویت کند.
مجتبی پارسا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
زیرمیزی پولی است که پزشک، خارج از تعرفهی مصوب و تعیینشده برای ارائهی خدمات پزشکی (معمولاً عمل جراحی) از بیمار مطالبه و دریافت میکند. در این مطالعه جنبههای اخلاقی و حقوقی و فقهی این پدیده که در بین برخی پزشکان رواج یافته، بررسی شده است. این مطالعهی کیفی، ماحصل مصاحبههای نیمهساختارمند با هفده نفر از صاحبنظران رشتههای فقه، حقوق، اخلاق حرفهای، فلسفهی اخلاق، اخلاق پزشکی، اقتصاد سلامت و روانشناسی اجتماعی است که با روش تحلیل محتوای مرسوم تحلیل و بررسی شده؛ همچنین، از یازده نفر از مراجع عظام، شامل حضرات آیات خامنهای، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، موسوی اردبیلی، سیستانی، شاهرودی، علوی گرگانی، جعفر سبحانی و یثربی استفتا شده است. در نتایج بهدستآمده از مصاحبهها با صاحبنظران، به دریافت زیرمیزی از جنبههایی مانند درنظرنگرفتن مصالح بیماران و ضرررساندن به آنها، بهخصوص به بیماران فقیر، خدشه در عنصر اعتماد بین پزشک و بیمار، خلاف قوانین و مصالح جاری کشور بودن، ترویج بیقانونی، خلاف تعهدات پزشکی و اخلاقی پزشک بودن، اجبار یا اکراه بیمار در پرداخت زیرمیزی، نبودن دریافت یا پرداخت زیرمیزی تحت لوای عقود شرعی، خدشه وارد شده است. بهعلاوه ذکر شد، پزشکی حرفهای (Profession) است که در آن باید منافع بیماران بر پزشکان اولویت داده شود که در اینجا، این موضوع نقض شده است؛ همچنین، در استفتا از مراجع عظام، اکثر قریب به اتفاق آنان، بهخصوص مراجعی که دیدگاه حکومتی داشتند، این امر را جایز ندانستند و بعضاً دریافت چنین پولی را حرام دانستند. دریافت زیرمیزی به لحاظ اخلاقی و حقوقی و فقهی محل اشکال جدی و بعضاً حرام است. ممکن است، پرداخت زیرمیزی از جانب بیمار به خاطر اجبار به پرداخت آن، اشکالی نداشته باشد، اما دریافت آن از جانب پزشک حتماً اشکال دارد.
رسول اسمعلی پور، نرگس دستمالچی، خلیل حاجی اصغرزاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
موضوع و هدف این مقاله، بررسی جدیدترین ملاحظات اخلاق زیستی مرتبط با کاربرد سلولهای بنیادی در پژوهش و بالین است. فناوری سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی، حوزهای میانرشتهای است که با بهرهگیری از علوم مختلف، سعی در تولید و ترمیم بافتها و درمان بیماریها با روشهای مبتنی بر سلولهای بنیادی دارد. با پیشرفتهای اخیر در علم زیستپزشکی و توانمندیهای بینظیر سلولهای بنیادی در درمان بیماریها، توجه به ابعاد اخلاقی این فناوری، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این تحقیق مروری، پس از معرفی اجمالی فناوری سلولهای بنیادی، چالشهای اخلاقی ازجمله: توجیهات لازم برای استفاده از سلولهای بنیادی، حقایق مربوط به رضایت آگاهانهی بیماران، حفظ کرامت انسانی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از استفاده از این سلولها را ارائه داده است. افزایش کاربرد روشهای درمانی که کارآیی برخی از آنها اثبات نشده و مراحل لازم را نیز طی نکردهاند، همچنین، عرضهی مستقیم محصولات تولیدی در مراحل پیشبالینی به مصرفکننده در بازار باعث شده است، ملاحظات اخلاقی استفاده از سلولهای بنیادی اهمیتی روزافزون پیدا کند. از طرفی، استفادهی غیراصولی از این سلولها ممکن است، باعث ایجاد بیماریهایی مانند سرطان یا گرفتگی عروقی شوند و مشکلی به مشکلات بیمار اضافه کنند. یافتهها مؤید این امر است که تطبیق قوانین و مقررات موجود با ملاحظات اخلاقی و پیشنهادهایی برای بهبود استانداردهای اخلاقی در پژوهشهای بالینی، با سلولهای بنیادی مدّنظر پژوهشگران و سازمانهای ذیربط، مرتبط است. نتایج این پژوهش، میتواند به راهنمایی پژوهشگران و سیاستگذاران در برنامهریزی زمینههای اخلاقی تحقیق کمک کند و در پی آن، به ارتقاء کیفیت و ایمنی پژوهشهای بالینی در حیطههای سلولدرمانی و پزشکی بازساختی منجر گردد.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
نظارت بر پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزههای پزشکی و سلامت، از یک سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسانها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرحهای دانشبنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروههای اخلاق در پژوهش، بهعنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرحها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهشهای علمی در حوزهی طرحهای دانشبنیان میپردازد. این مطالعه بهصورت مروری و با جمعآوری دادهها از دستورالعملها و آییننامههای اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی موجود در سامانهی کمیتهی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با نظارت کارگروهها بر طرحهای مصوب از منابع معتبر و بهروز جمعآوری و تحلیل شدهاند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروههای اخلاق بر طرحهای دانشبنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرحها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرحنامه صورت گیرد و در این صورت است که بهطور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهشها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروههای اخلاق، انگیزهی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهشها ایجاد میکند؛ همچنین، کارگروهها میتوانند با ارائهی مشاوره و آموزشهای لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرحهای پژوهشی دانشبنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروههای اخلاق در پژوهش میتواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزهی فناوریهای نوین و طرحهای دانشبنیان یاری رساند. این نظارت نهتنها به کاهش تخلفات اخلاقی میانجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهشها نیز میشود. پیشنهاد میشود که کارگروههای اخلاق به تقویت آموزشهای اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.
فاطمه سادات عسگریان، علی صابر، ساره باقری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اعتماد، یکی از مهمترین جنبههای روابط انسانی است که زمینهساز مشارکت و همکاری میان اعضاست؛ همچنین، اعتماد یکی از ارزشمندترین سرمایههای اجتماعی در نظام سلامت است که در صورت مخدوششدن، هزینهای سنگین به نظام سلامت تحمیل خواهد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی سنجش میزان اعتماد بیماران به پزشکان و تأثیر آن بر روند درمان بیماران در بیمارستان شهیدبهشتی کاشان بود. در این مطالعه 325 نفر از بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان شهیدبهشتی کاشان انتخاب شدند و بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 310 نفر از آنها در مطالعه باقی ماندند. در این بررسی از ابزار اعتماد عمومی استفاده شد. این پرسشنامه از 33 سؤال تشکیل شده که شامل شش بُعدِ مراقبتهای بیمارمحور (شش سؤال)، سیاستهای مراقبت از بیمار در سطح کلان (شش سؤال)، تخصص ارائهدهندگان (چهار سؤال)، کیفیت مراقبتها (نُه سؤال)، ارتباطات و ارائهی اطلاعات (شش سؤال) و کیفیت همکاری میان ارائهدهندگان (دو سؤال) است. بازهی نمرات بین 0 تا 100 در نظر گرفته شده بود و اگر نمرات 0 تا 20 بود، اعتماد بسیار کم، بین 20 تا 40، اعتماد کم، 40 تا 60، اعتماد متوسط، 60 تا 80، اعتماد زیاد و 80 تا 100 اعتماد بسیار زیاد به مراقبتهای بهداشتیدرمانی را نشان میداد. از 310 بیمار، 157 نفر (50.6درصد) مذکر و 153 نفر (49.4درصد) مؤنث بودند و میانگین و انحراف معیار سنی بیماران در زمان مطالعه 20.6±56.6 سال بود. در بین بیماران 178 نفر (57.4درصد) به بیماری حاد و 132 نفر (42.6درصد) به بیماری مزمن مبتلا بودند. میانگین و انحراف معیار نمرهی کلی پرسشنامهی اعتماد عمومی 13.8±95.59 گزارش شد. این مطالعه نشان داد، نمرهی اعتماد عمومی بیماران به پزشکان در این مرکز زیاد است. در ارائهی مراقبتهای بهداشت و درمان، مداخلات بهتنهایی کافی نیست و باید کیفیت خدمات، برای افزایش اعتماد و رضایت بیماران، ارتقا یابد.
محسن رضائی آدریانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
یکی از چالشهای مهم در ارتباط گیرنده و ارائهکنندهی خدمت سلامت، مسائل و ارتباط مالی است. این ارتباط به دو گونهی مستقیم یا غیرمستقیم است. در ارتباط مستقیم مالی گیرنده و ارائهکنندهی خدمت سلامت، معضلات اخلاقی متعددی پدید میآید که دریافت وجه خارج از تعرفه (زیرمیزی)، سهمخواهی، ارجاع به خود، ارجاع بیجا، تقاضای القایی، بستری و جراحی غیرضروری، از آن جمله هستند. در شیوهی ارتباط غیرمستقیم، بخشی اندک از هزینهی خدمات سلامت بر عهدهی گیرندهی خدمت است و نهاد واسط (بیمه یا وزارت بهداشت) عمدهی این هزینه را پرداخت میکند. وجود نظام پزشک خانواده، همراه با سطحبندی و ارجاع دقیق و صحیح، تکمیلکنندهی شیوهی ارتباط غیرمستقیم مالی است. در چنین حالتی این امکان وجود خواهد داشت که تعرفهی خدمات، مطابق با هزینهی تمامشده باشد و تعرفهها به اصطلاح «واقعی» شوند. در این صورت، برای بسیاری از معضلات اخلاقی پیشگفته، زمینهای برای بروز و ظهور وجود نخواهد داشت. در نظام سلامت کنونی، نمونههای موجود قطع ارتباط مستقیم مالی و نظام ارجاع، گویای چنین امکانی است. قانون بیمهی تصادفی (مادهی ۹۲ برنامهی چهارم توسعه)، پزشک خانوادهی کمیتهی امداد امام(ره)، ازجملهی این نمونهها هستند. در مراکز درمانی که محل ارجاع بیماران مصدوم هستند، کارکنان باسابقه که قبل و بعد از اجرای قانون بیمهی تصادفی را در تجربهی زیستهی خود دارند، بهروشنی به تفاوت آشکار قبل و بعد از اجرای این قانون اذعان دارند. مطالعات انجامشده هم به این موضوع اشاره دارند.
فاطمه رحیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
ویزیت از راه دور، فناوری نوینی در حوزهی پزشکی است که امکان ارائهی خدمات مراقبتیدرمانی از راه دور را فراهم میکند و پتانسیل فراوانی برای بهبود دسترسی، کاهش هزینهها و افزایش رضایت بیماران دارد. با وجود این مزایا، نگرانیهایی دربارهی پیروینکردن نیروهای درمانی از پروتکلهای ویزیت از راه دور و پیامدهای ناگوار آن در زمینهی ایمنی بیمار، حریم خصوصی و کیفیت خدمات وجود دارد. در این مقاله، به اهمیت ایجاد پروتکلهای ویزیت از راه دور و پایش استفاده از آن پرداخته شده است. برای اجرای مؤثر ویزیت از راه دور، باید ملاحظاتی در سه مرحله، در کانون توجه قرار گیرد: پیش از ویزیت، هنگام ویزیت و پس از آن. اطمینان حاصلکردن از مناسببودن این نوع ویزیت برای بیمار با توجه به وضعیت او، شکلگیری رابطهی پزشک و بیمار بر اساس اعتماد متقابل و احترام، اخذ رضایت آگاهانه از بیمار، هماهنگی میان ارائهدهندگان خدمات مراقبتیدرمانی و توجه به تفاوتهای فرهنگی و زبانی، برخی از مهمترین ملاحظاتی هستند که رعایت آنها در مرحلهی پیش از ویزیت، ضروری است. مدیریت محیط فیزیکی و تجهیزات آن، نظیر اینترنت پرسرعت و دوربین باکیفیت و مستندسازی کامل و شفاف از فرایند ویزیت نیز، از ملاحظات هنگام ویزیت است. پس از ویزیت نیز، ارزیابی تجربهی بیمار و رفع مشکلات احتمالی میتواند به بهبود خدمات کمک کند. چالشهای فنی، مانند تهدیدهای حریم خصوصی و نیاز به ابزارهای رمزگذاری قوی، هزینههای اولیهی بالا و ضرورت شفافیت مالی و بیمهای، از دیگر مسائلی است که باید به آن توجه شود؛ همچنین، آموزش مداوم پزشکان و بیماران و درنظرگرفتن نیازهای افراد دارای معلولیت، از الزامات این فناوری است. در نهایت باید اذعان داشت، تدوین دستورالعملهای جامع، تطبیق با استانداردهای بینالمللی و نظارت مداوم میتواند ویزیت از راه دور را به ابزاری مؤثر و پایدار در نظام مراقبتیدرمانی یک کشور تبدیل سازد و در ارتقاء سلامت عمومی، نقشی مهم ایفا کند.
هومن حیدری، شکیلا بل کافه، محمدرضا دین محمدی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
سلامت از راه دور (Telehealth) بهعنوان روشی نوین در ارائهی خدمات سلامتی، بهسرعت در حال گسترش است؛ این روش، بهویژه در دوران همهگیری کرونا، امکانات جدیدی را برای دسترسی به مراقبتهای سلامتی فراهم و به کاهش هزینهها کمک کرده است؛ بااینحال، گسترش این پدیده، چالشهای قانونی و اخلاقی بسیاری را به همراه داشته است که به بررسی دقیق نیاز دارند. در این مطالعهی مروری، از کلیدواژههای پزشکی از راه دور، سلامت از راه دور، چالشهای اخلاقی، چالشهای قانونی و نظام سلامت برای جستوجو در پایگاههای علمی PubMed, Scopus, CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انتخاب شدند. مقالات پژوهشی، مرورهای نظاممند و گزارشهای موردی که به بررسی چالشهای قانونی و اخلاقی در حوزهی سلامت از راه دور پرداخته بودند، وارد بررسی شدند. پس از جستوجو و انتخاب اولیه، مقالات با استفاده از معیارهای کیفیت و اعتبار علمی ارزیابی شدند و در نهایت، مقالات منتخب برای تحلیل نهایی جمعآوری شدند. سلامت از راه دور، با چالشهای متعددی مواجه است که به توجه ویژه نیاز دارند. یکی از اصلیترین نگرانیها، حریم خصوصی و حفاظت از دادههاست؛ زیرا تبادل اطلاعات حساس بیماران میتواند تهدیداتی برای محرمانگی ایجاد کند و رعایت قوانین حفاظت از دادهها و تدابیر امنیتی برای حفظ اعتماد بیماران ضروری است؛ همچنین، رضایت آگاهانهی بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بیماران باید بهطور کامل، دربارهی خطرات و مزایای این خدمات مطلع شوند و فرایندهای رضایت آگاهانه باید با شیوههای پزشکی از راه دور تطبیق یابند؛ افزونبراین، درحالیکه سلامت از راه دور میتواند دسترسی به خدمات سلامتی را بهبود بخشد، ممکن است نابرابریهای موجود را تشدید کند؛ بنابراین، سرمایهگذاری در زیرساختهای ارتباطی و برنامههای سواد دیجیتال برای اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات، ضروری است. سلامت از راه دور با وجود چالشهای قانونی و اخلاقی، مزایایی چشمگیر مانند راحتی و بهبود هماهنگی مراقبتها را ارائه میدهد. برای افزایش این مزایا، ضروری است که به چالشهای اشارهشده بهطور ویژه توجه شود. همکاری بین سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات سلامت برای توسعهی دستورالعملها و مقررات جامع، کلید موفقیت در این حوزه است. این مطالعه بر اهمیت پرداختن به چالشهای موجود و بهبود شیوههای سلامت از راه دور تأکید دارد تا از ارائهی خدمات سلامتی ایمن و عادلانه اطمینان حاصل شود.
امین آرمان، مینا مبشر، محمد امینی زاده،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
تصمیمگیری دربارهی ادامهدادن یا قطعکردن درمانهای طولانیکنندهی حیات برای بیماران انتهایی که از نظر پزشکی معالجهناشدنیاند، از چالشبرانگیزترین موضوعات در نظام سلامت است. وصیت پزشکی بیمار، یکی از راهکارهایی است که در این باره، در دنیا مطرح شده است. بیمار در موقعیتی که هنوز ظرفیت تصمیمگیری دارد، نظرات خود را دربارهی نحوهی ادامهدادن درمانهای طولانیکنندهی حیات ثبت میکند. ثبت وصیت پزشکی، به لحاظ اخلاقی میتواند با دیدگاه اصولگرایی، احترام به حق استقلال فردی بیمار و ارزیابی منافع و مضرات ارائهی این خدمات، توجیهپذیر باشد؛ لیکن همواره اعتقادات و باورهای مذهبی بیماران و وابستگان و درمانگران بر این موضوع اثرگذار است. از منظر دین مبین اسلام، حفظ حیات انسان، مبنای بسیاری از تصمیمسازیها دربارهی این موضوع است. قواعد فقهی و حقوقی متعددی، همچون: قاعدهی تسلیط و اذن در تصرف، قواعد نهی از القاء در مهلکه، حرمت قتل نفس، قاعدهی لاضرر و قاعدهی وجوب دفع ضرر از یک طرف و توجه به مفهوم حیات غیرمستقرّه در مادهی ۳۷۲ قانون مجازات اسلامی و قواعد حرج و لاضرر و نیز توجه به قاعدهی حرمت امور لغو و لعبی از طرف دیگر، میتواند به تصمیمهایی متفاوت دربارهی ادامهدادن یا قطعکردن درمانهای طولانیکنندهی حیات بینجامد؛ بااینحال، با توجه به انواع وصیت در فقه اسلامی، طبق عقد صلح، ثبت درخواست بیمار برای چگونگی ادامهدادن درمان امکانپذیر است. این مطالعه نشان داد، کاربرد وصیت پزشکی در نظام سلامت ایران نیازمند واکاوی دقیقتر مبانی اخلاقی و حقوقی و شرعی است.
مه سیما عبدلی، حمیدرضا نمازی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
شناخت بیماریها و علل ایجاد آنها از مسائل کلیدی علم پزشکی به شمار میآید و پایه و اساس درمان را تشکیل میدهد. واکنشها و عوارض بیماریها در اشخاص گوناگون ممکن است متفاوت باشد؛ برخی افراد به دلیل عوامل ژنتیکی یا شرایط محیطی نسبت به بیماریها، مقاومت بیشتری دارند. از طرفی دیگر، در دنیای امروز، شاهد بروز بیماریهای نوظهوری هستیم که تاکنون درمان قطعی برای آنها ارائه نشده است. این موضوع بهروشنی نشان میدهد، اهمیت بررسی علل اصلی بروز بیماریها را نمیتوان نادیده گرفت. پزشکی تکاملی کمتر از نیمقرن است در گفتمانهای پزشکی غربی مطرح شده است. این نظریه بر مبنای اصول داروینیسم، به طرح و بررسی موضوعاتی میپردازد که بشر در طی تاریخ طولانی حیات بهطور طبیعی یا متأثر از شرایط اجتماعی با آنها مواجه بوده است. بنا بر دستاوردهای تحقیقات صورتگرفته در حوزهی پزشکی تکاملی، عوامل مؤثر در وضعیت سلامت و بیماری انسان، تنها به شرایط زیستی و محیطی فرد محدود نمیشود، بلکه به دورههای طولانی تاریخ تکامل بشر و تغییر و تحولاتی که با آن مواجه بوده است، بازمیگردد. این مطالعه ضمن معرفی سیزده محور اصلی در پزشکی تکاملی، بر اهمیت و کاربرد آن در زمینهی پزشکی و سلامت، تمرکز میکند؛ همچنین، بر ضرورت توجه بیشتر به این مفهوم از سوی پژوهشگران علوم پزشکی و برخی رشتههای میانرشتهای تأکید مینماید.
امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
امروزه، ارائهی خدمات بیمارمحور که نیازها و ارزشها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار دهد، رکن اساسی در ارائهی خدمات سلامت محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائهی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعهی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهتگیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسشنامه بهصورت آنلاین توزیع و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکتکننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکتکنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آنها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکتکنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشمپزشکی، بهترتیب بیشترین رشتههای تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات بهدستآمده در بخش نمرهی کلی، نمرهی اشتراک و نمرهی مراقبت، بهترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدودهی پزشکمحور قرار داشت. میانگین نمرهی سه حوزه با جنسیت شرکتکنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکتکنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمرهی اشتراک ارتباط معنیدار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشکمحور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامههای آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعهی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی میتواند بهعنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیتها و فشارها و خواستههای برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیتهای نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاستهای پژوهشی (سطح کلان) به برنامههای توسعهی پژوهش در مؤسسهها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیتهای شکلگرفته در سطوح سهگانهی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن میسازد؛ ازاینرو، سیاستگذاریهای کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامههای عملیاتی برای توسعهی پژوهش در دانشگاهها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران بهمنزلهی انجامدهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار میدهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضههای این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیتهایی که در این سطوح میتوانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافتهها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میانکنشِ بخشهای آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میانبخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد میتواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با بهکارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان میتواند چالشهای موجود در جریان تعامل فعالیتها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهمتنیدگی آنها را دنبال کند.
سعید نظری توکلی، سعید غدیرزاده طوسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
درمان جان بیمارانِ در معرض خطر یا ضرر جبرانناپذیر، عملی واجب است؛ باوجوداین، گاه بهواسطهی پیری، شدت بیماری یا نبود درمان تعریفشده، بیمار در وضعیتی است که بنا به تشخیص کادر پزشکی، شروع یا ادامهی درمان اثری در بهبودی او ندارد یا اثر آن، چنان ناچیز است که در عرف پزشکی نادیده انگاشته میشود. در این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی و به استناد منابع کتابخانهای انجام شده است، بر آن بودیم تا با مطالعهی تطبیقی «درمان بیهوده» در اخلاق پزشکی، با عنوان «اسراف» در فقه اسلامی، نشان دهیم تا چه اندازه میان آنها سازگاری مفهومی وجود دارد؛ همچنین، با توجه به حرمت اسراف در آموزههای فقهی، آیا انجامدادن درمان بیهوده از نظر شرعی حرام است؟ برای این منظور، ابتدا «درمان بیهوده» و شاخصههای آن در متون پزشکی، سپس ملاحظات اخلاقی انجامدادن آن تبیین شد؛ در نهایت، پس از تحلیل واژهی اسراف با استناد به منابع لغوی، فقهی، روایی و تفسیری از نظر مفهومی و موضوعی و حکمی، میزان سازگاری درمان بیهوده با اسراف، بر اساس مطالعهی تطبیقی، بررسی شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد، درمان بیهوده به این دلیل که موجب هدررفتن اموال شخصی یا عمومی میشود و برای بهبودی یا سلامت بیمار سودمند نیست، غرض عقلایی ندارد و مصداق اسراف است؛ بدینترتیب، انجامدادن درمان بیهوده نهتنها واجب نیست، بلکه چون مصداق اسراف است، حرام شمرده میشود؛ پس، انجامدادن آن، افزون بر عقوبت اخروی، ازآنجاکه مستلزم اتلاف مال دیگری است، مسئولیت مدنی نیز دارد.
احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
پزشکی تدافعی، مجموعهی اقداماتی است که پزشکان و سایرحرفهمندان پزشکی با انگیزهی دفاع از خود در برابر تهدیدها و خطرات احتمالی پیشِ رو، بهویژه جلوگیری از شکایت بیمار یا محکومشدن در محاکم قضایی، به اشکالِ مختلف، ازجمله پزشکی تدافعی مثبت و منفی انجام میدهند. با توجه به اینکه پیشگیری از شکایت و رسیدگی حقوقی، مهمترین انگیزهی انجامدادن چنین اقداماتی است که از لحاظ اخلاقی اغلب ناموجه تلقی میشوند، صدور احکام قضایی علیه پزشکان میتواند این رفتارها را تشدید کند. با توجه به گزارشهایی از صدور احکام کیفری علیه برخی پزشکان در ایران و واکنش برخی انجمنهای حرفهای به این موضوع، مقالهی حاضر با اشاره به مستندات و دادههای موجود دربارهی شیوع گستردهی پزشکی تدافعی در ایران، به بررسی آثار صدور چنین احکامی بر نظام سلامت و ارائهی برخی پیشنهادها برای مدیریت موضوع پرداخته است. هدف از نوشتن این مقاله، تأکید بر اهمیت توجه به انگیزههای تدافعی پزشکان در ارائهی خدمات سلامت و عوامل اثرگذار بر آن، بهویژه ترس از محکومیتهای کیفری است که میتواند موجب افزایش این رفتارهای تدافعی در بین پزشکان و تشدید تأثیرات منفی ناشی از آنها بر نظام ارائهی خدمات سلامت شود.
الهام ملکزاده، زهرا علیزاده بیرجندی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقالهی حاضر به بررسی تاریخ شکلگیری و تحولات دارالمجانین تهران در دورهی قاجار و پهلوی پرداخته است و به این دلیل که به تأسیس یکی از مؤسسات درمانی و عوامل مؤثر در تغییر و تحولات آن مربوط میشود، در مطالعات تاریخ پزشکی، بسیار اهمیت دارد. پرداختن به فرایند توسعهی دارالمجانین (تیمارستان) و طرح دادخواستهای مردم، اهمیت این مقاله را از جنبهی تاریخ اجتماعی نشان میدهد. این پژوهش با رویکرد توصیفیتحلیلی و مستند به اسناد آرشیوی منتشرنشده نگاشته شده است. خوانش اسنادی تاریخ جنون، بیانکنندهی روایتهای ناگفتهای از زندگی مجانین (دیوانگان) و باورهای رایج دربارهی آنهاست. باورهایی که نحوهی رفتار با مجانین را در مراکز نگهداری آنها نشان میدهد. یافتهها نشان داد، در این دوره وضعیت رسیدگی به مجانین بهتر شده؛ اما به دلیل کمبود امکانات و افزایش تعداد بیماران، مشکلات همچنان ادامه داشته است. نگرش مسئولان به دیوانگان، نگاهی مراقبتی بوده است تا شهروندان از مخاطرات حضور مجانین و تردد آنها در جامعه ایمن باشند.
حسین فصیحی، سید احمد فاضلی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
در دنیای فلسفه، اندیشمندان بسیاری با تفکرات عمیق و گاه شگفتانگیز، دریچهای نو به سوی درک هستی گشودهاند. در این میان، اسپینوزا، با دیدگاهی منحصربهفرد، پیوندی عمیق میان اخلاق و دین و ذات الهی ترسیم میکند. اسپینوزا معتقد است، کتابهای مقدس، فراتر از آموزههای مذهبی، نقشی انگیزشی برای عمل اخلاقی در انسان ایفا میکنند. او ریشهی فضیلت را در طبیعت و ذات انسان جستوجو میکند و معتقد است، خوبی و بدی اعمال، ذاتی آنها نیست، بلکه به خداوند، بهعنوان مبدأ خیر و شر بازمیگردد. در نهایت، اسپینوزا با اعتقاد به ضرورت فراگیر، اخلاق را نیز از این قاعده مستثنی ندانسته و آن را مستند به ذات الهی میداند. این دیدگاه نشان میدهد، اخلاق و همهی اعمال انسان در چهارچوب ضرورتهای طبیعت و ذات الهی اتفاق میافتد. بررسی دیدگاههای اسپینوزا روشن میسازد، انسان با ذات الهی وحدت دارد و رابطهی میان دین و اخلاق از نوع هماهنگی و تعامل است. این دو مقوله در فلسفهی اسپینوزا، در یک مسیر قرار میگیرند و به انسان در مسیر سعادت و فضیلت یاری میرسانند. این رویکرد بدیع، نهتنها درک ما را از اندیشههای اسپینوزا ژرفتر میکند، بلکه با ایجاد پلی میان دین و عقل و سلامت، راه را برای بازاندیشی در باب اخلاق پزشکی و معنویت در جهان امروز هموار میسازد. این پژوهش، با نگاهی نقادانه به دیدگاههای اسپینوزا، زمینهساز پژوهشهای آینده در حوزهی فلسفهی اخلاق، دین و اخلاق پزشکی خواهد بود و میتواند به گفتوگوی سازنده میان سنت و مدرنیته کمک کند.
حمیدرضا نمازی، نوید روان،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ملاحظات پزشکی دربارهی سالمندی، قدمتی به اندازهی خود پزشکی دارد؛ بااینحال، به دلیل وجود مناقشات پیرامون در نظرگرفتن سالمندی، بهعنوان بیماری یا روند عادی زندگی، طب سالمندی با تأخیر از پزشکی مجزا شد. تفکیک طب سالمندی از سایر تخصصهای پزشکی، نه بر اساس موقعیت یک ارگان خاص از بدن و نه بر اساس فرایندهای پاتوفیزیولوژیک مشخص، بلکه بر مبنای دورهای از زندگی است. از طرفی دورههای مختلف زندگی، مانند سالمندی از موضوعات طبیسازی نیز هستند؛ ازاینرو، طب سالمندی ممکن است گاه دچار طبیسازی سالمندی و مخاطرات آن شود؛ علاوهبراین، نسبیبودن مفهوم سالمندی و وابستگی آن به زمینههای اجتماعی میتواند منجر به ایجاد سردرگمی در فهم موضوع طب سالمندی شود. پرهیز از این مخاطرات نیازمند تأمل فلسفی و اخلاقی بر مفاهیم سلامت و بیماری و سرشت سالمندی است. این مقاله بهطور مشخص میکوشد نشان دهد، طبیسازی سالمندی چه نسبتی با طب سالمندی دارد و مصادیق و دربردارندههای فلسفی و اخلاقی آن چیست. با توجه به اینکه انتظار میرود، ایران در دهههای آینده، با بحران سالمندی روبهرو باشد، این تأمل فلسفی در سطوح مختلف میان پژوهشگران فلسفه و اخلاق پزشکی، پژوهشگران و متخصصان طب سالمندی و همچنین در جامعهی مدنی میتواند به فاصلهگذاری میان طب سالمندی و طبیسازی سالمندی، افزایش انسجام و کارایی طب سالمندی و ارتقاء سلامت سالمندان منتهی شود.
علیرضا حیدری، سید حامد آتشی، فریده کوچک، زهرا خطیرنامنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
پاسخگویی به نیازهای غیرطبی بیماران، بیانگر خواست بیماران و خانوادهها برای مشارکت فعالانهتر در تصمیمها و برنامههای درمانی است. هدف این مطالعه، تعیین سطح پاسخگویی به نیازهای غیرطبی بیماران بستری بود. این مطالعه، مقطعی و به روش توصیفیتحلیلی انجام شد. تعداد 392 بیمار بستری از مراکز آموزشیدرمانی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مطالعه شرکت کردند. روش نمونهگیری، تصادفی نظاممند بود. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامهی روا و پایاشدهی پاسخگویی سازمان جهانی بهداشت بود. میانگین سنی (±انحراف معیار) بیماران برابر با (92/16 ±17/45) سال بود. 1/55 درصد از بیماران مرد و مابقی زن بودند. میانگین نمرهی کلی اهمیت پاسخگویی (±انحراف معیار) برابر با (45/4 ± 37/33) محاسبه شد که در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. اغلب بیماران (بیشتر از 65 درصد)، همهی ابعاد پاسخگویی را خیلی مهم یا بیاندازه مهم ارزیابی کردند. مهمترین بُعد از دیدگاه بیماران، مناسببودن کیفیت محیط اطراف (9/95درصد) و کماهمیتترین بُعد، محرمانه نگهداشتن اطلاعات فردی (7/34درصد) بود. میانگین نمرهی کلی عملکرد پاسخگویی (±انحراف معیار) برابر با (0.7 ± 8) 54/54 محاسبه شد و در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نمرهی کلی اهمیت و عملکرد پاسخگویی در بیمارستانهای آموزشی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. ضروری است، به ابعادی که از نظر بیماران مهم تلقی شدند و از نظر عملکرد پاسخگویی ضعیف بودند، اولویت داده شود و مراکز آموزشیدرمانی در پاسخگویی به بیماران در خصوص جنبههای غیربالینی توجه بیشتری نشان دهند.