<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله اپیدمیولوژی ایران </title>
<link>http://irje.tums.ac.ir</link>
<description>مجله اپیدمیولوژی ایران - مقالات نشریه - سال 1397 جلد14 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1397/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی روند زمانی پنجاه سال اخیر بیماری وبا در ایران و مدلسازی تأثیر دما و بارش سالیانه بر بروز طغیان‌های جدید بیماری طی سال‌های 1384 تا 1393</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5959&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: وبا به عنوان یکی از تهدیدات سلامت عمومی است که با تغییرات اقلیمی و متغیرهای هواشناسی موردتوجه قرارگرفته است. در ابن مطالعه روند بیماری وبا و اپیدمی های رخ داده در 50 سال اخیر ، بر اساس متغیرهای اقلیمی بارش و دما موردبررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;
روش کار: این مطالعه به صورت کوهورت گذشته نگر با استفاده از نظام ثبت وزارت بهداشت در مرکز مدیریت بیماری های واگیر، کل موارد وبا و اپیدمی های بیماری در کشور از سال 1344 تا سال 1394 و همچنین موارد بروز در سال های 1384 تا 1393به تفکیک استان ها، روند بیماری بررسی شد و داده های دما و بارش برای مدت زمان مشابه نیز از سایت سازمان هواشناسی برای هر استان به دست آمد. در تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی و مدل رگرسیون Mixed-effects binomial استفاده شد.&lt;br&gt;
یافته ها: همبستگی مثبت معنی داری بین موارد وبا با میزان بارش دیده شد (008/0=P و 168/0=r). با افزایش هر یک میلی متر بارش نسبت میزان بروز سال بعد 9/10% افزایش یافته است. همچنین از سال 1384 تا 1393هرساله نسبت میزان بروز برابر با 7/14% کاهش یافته است و این کاهش معنی دار بوده است (021/0=P) و بیشترین نسبت میزان بروز به ترتیب مربوط به استان های سیستان و بلوچستان، قم، تهران، کرمان و هرمزگان بوده است.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: در سال های اخیر روند کلی بروز وبا در طی ده ساله اخیر کاهشی بوده است. رخداد بیماری پیامدی از پارامتر بارش باران در سال قبل است که با افزایش بارش، احتمال رخداد اپیدمی در سال بعد را افزایش می دهد اما تغییرات دما، بی تاثیر است.</description>
						<author>کورش هلاکویی نائینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اپیدمیولوژی مرگ‌ومیر ناشی از سوءمصرف مواد مخدر در اجساد ارجاعی به سازمان پزشکی قانونی کشور در سال 1392</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5960&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه و اهداف: سوءمصرف مواد مخدر به عنوان یک معضل بزرگ پزشکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عصر حاضر باعث افزایش ابتلا، میرایی و ناتوانی در معتادان می شود. کشور ما نیز به دلیل همسایگی با تولیدکنندگان بزرگ مواد مخدر دارای شرایط حاد و بحرانی از این نظر است. لذا به منظور مدیریت جامع اختلالات سوءمصرف مواد انجام مطالعات اپیدمیولوژیکی ضروری به نظر می رسد.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
روش کار: در این مطالعه توصیفی &amp;ndash; مقطعی اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک کلیۀ افرادی که در سال 1392 علت مرگ آن ها توسط سازمان پزشکی قانونی مصرف مواد مخدر اعلام شده بود توسط دو چک لیست استخراج شد و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
یافته ها: در این مطالعه تعداد 2957 پرونده مورد ارزیابی قرار گرفت که عمدۀ این موارد در افراد مجرد، مذکر و با سطح تحصیلات و درآمد پایین رخ داده بود. میانگین سنی افراد 81/12 &amp;plusmn; 6/36 سال بود. میزان مرگ ومیر ناشی از سوءمصرف مواد در کل کشور 28/53 به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت بود. شایع ترین مادۀ مخدر مصرفی در بین این افراد به ترتیب تریاک، شیشه و هروئین بود و استان های همدان، لرستان و زنجان هم با میزان مرگ ومیر 150، 101 و 06/80 به ازای هر 1000000 نفر جمعیت دارای بیشترین مرگ ومیر ناشی از سوءمصرف مواد مخدر بودند.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
نتیجه گیری: به منظور کاهش مرگ ومیر ناشی از سوءمصرف مواد مخدر، رویکردهای مدیریتی باید بر برنامه های آموزشی و برنامه های کاهش آسیب مثل متادون درمانی و برنامه های مبتنی بر توزیع نالوکسن در گروه های پرخطر متمرکز شوند.</description>
						<author>سید سعید هاشمی نظری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ در بخش پرتودرمانی بیمارستان نمازی شیراز با استفاده از روش‌های داده‌کاوی ماشین بردار پشتیبان و بگینگ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5961&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: با توجه به روند رو به رشد سرطان روده بزرگ در ایران در سال های اخیر، پیش بینی پیامد سرطان و اطلاعات بالینی پایه مربوط به آن بااهمیت است. روش های داده کاوی در پیش بینی و تشخیص سرطان ها می تواند مورداستفاده قرار گیرند. هدف از انجام این مطالعه تعیین عملکرد دو الگوریتم پیش بینی کننده ماشین بردار پشتیبان و بگینگ در پیش بینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ است.&lt;br&gt;
روش کار: جمعیت موردمطالعه 570 بیمار مبتلا به سرطان روده بزرگ با مرحله تومور 1 تا 4، مراجعه کننده به بخش پرتودرمانی بیمارستان نمازی شیراز شامل 338 بیمار زنده و 232 بیمار فوت شده از سال 1385 تا 1390 می باشند. برای پیش بینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ از روش ماشین بردار پشتیبان و روش بگینک استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزار Weka نسخه 3.6.10 استفاده گردید.&lt;br&gt;
یافته ها: بیشترین و کمترین محل قرارگیری تومورها مربوط به رکتوم و کولون چپ و به میزان 51 و 9 درصد بود. روش درمانی در بیش از 80% از بیماران نیز ابتدا عمل جراحی و سپس شیمی درمانی و یا رادیوتراپی بود. در عملکرد دو الگوریتم بر اساس صحت،  ویژگی و حساسیت محاسبه شده از ماتریس درهم ریختگی تعیین، مورداستفاده قرار گرفت. به ترتیب میزان صحت، ویژگی و حساسیت در الگوریتم ماشین بردار پشتیبان 4/84،  80 و 5/87 درصد و در الگوریتم بگینگ 2/83،  75 و 88 درصد به دست آمد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هر دو روش حساسیت و ویژگی قابل قبولی در پیش بینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ دارند اما ماشین بردار پشتیبان از میزان صحت بیشتری برخوردار بود</description>
						<author>رضا عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حوزه‌ها، مؤلفه‌ها و نشانگرهای بهزیستی کودکان در ایران: یک مطالعه دلفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5962&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: بهزیستی کودکان یک سازه چندبعدی است که به جنبه های مختلف زندگی کودکان می پردازد. مطالعه در پی شناخت حوزه های اصلی زندگی کودکان، مؤلفه ها و نشانگرهای آن ها در ایران است تا در سنجش بهزیستی کودکان در ایران مورداستفاده قرار گیرد.&lt;br&gt;
روش کار: در این مطالعه ابعاد، مؤلفه ها و نشانگرهای بهزیستی کودکان که از طریق مرور منابع و دیدگاه های مطلعین و کودکان استخراج شده بود، از طریق سه دور مطالعه دلفی توسط30 نفر از صاحب نظران دارای سابقه آموزشی، پژوهشی یا اجرایی در حوزه های مختلف زندگی کودکان موردبررسی قرار گرفت. ابعاد و مؤلفه های دارای نمره بالاتر از میانگین انتخاب  و درصد موافقت اعضا دلفی با نشانگرهای مرتبط با آن ها موردسنجش قرار گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: شش بعد بهزیستی کودکان شامل سلامت جسمی، مخاطرات و ایمنی، وضعیت اقتصادی، خانواده، بهزیستی فردی و اجتماعی، آموزش و مسکن و محیط زندگی و 25 مؤلفه و110 نشانگر مربوط به ابعاد مختلف بهزیستی کودکان توسط اعضا دلفی انتخاب شدند. در مورد مرتبط بودن نشانگرها با مؤلفه ها و ابعاد موافقت100%، واضح و روشن بودن توافق 96%، در نظر گرفتن وضعیت حال و آینده کودک 95%، در بر گرفتن گروه های سنی مختلف 95%، جامع بودن نشانگرها توافق 86% و تناسب کلی نشانگرها با مؤلفه ها توافق 95%حاصل شد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: مؤلفه ها و بیانگرهای پیشنهادی این مطالعه جهت ساخت شاخص ترکیبی بهزیستی کودکان می تواند با پایش و مقایسه وضعیت بهزیستی کودکان ایرانی بین استان های کشور و سال های متفاوت نقاط قوت و ضعف سیاست ها و برنامه های مرتبط را مشخص کرده و دولت را در اتخاذ سیاست های مناسب و بومی در کشور استان ها یاری دهد.</description>
						<author>مروئه وامقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر خدمات دریافتی بر وضعیت سلامت روان، امید به زندگی و حمایت اجتماعی زنان مبتلا به
 اچ آی وی مراجعه‌کننده به مرکز ارائه خدمت شهر کرمان
</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5963&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: با توجه به فشار روانی سنگینی که افراد مبتلا به عفونت اچ آی وی در جامعه متحمل می شوند که البته دراین بین زنان آسیب-پذیرتر هستند، لازم است ابعاد فشارهای روانی و جنبه های حمایت روانی-اجتماعی از ایشان به خوبی رصد شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی وضعیت سلامت روان، امید به زندگی و حمایت اجتماعی در زنان مبتلا به اچ آی وی مراجعه کننده به مرکز ارائه خدمت در شهر کرمان و ارائه الگوی مناسب حمایت اجتماعی به این قشر آسیب پذیر بوده است.&lt;br&gt;
روش کار: این مطالعه از نوع تلفیقی و دارای اجزای کیفی و کمی بود. مطالعه کیفی به شیوه اکتشافی برای شناخت بهتر محیط پژوهش و قسمت کمی به شیوه مقطعی-تحلیلی بر روی زنان مبتلای مراجعه کننده به یکی از مراکز حمایتی شهر کرمان انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات علاوه بر مصاحبه زمینه ای، پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ (1979) پرسشنامه حمایت اجتماعی ساراسون (1998) و پرسشنامه امید به زندگی میلر (1988) بوده است.&lt;br&gt;
یافته ها: نتایج نشان داد بعد از مراجعه، وضعیت ایشان به شکل قابل ملاحظه ای ارتقا یافته به شکلی که امید به زندگی 92 درصد، سلامت عمومی 80 درصد و حمایت اجتماعی 93 درصد بهبود پیداکرده بود. همچنین نتایج نشان داد بین نمره سلامت عمومی و امید به زندگی ارتباط قوی مثبت وجود داشت (r=0.61, P&lt;0. 001)&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج نشان داد احتمالاً مراکز ارائه دهنده خدمت ازاین دست می توانند نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به زندگی و ارتقا سلامت خانم های مبتلا به این عفونت در جامعه داشته باشند و به نیازهای اجتماعی ایشان تا حد زیادی پاسخ دهند.</description>
						<author>زهرا زین الدینی میمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روایی و پایایی ویرایش فارسی پرسشنامه استفاده آسیب‌زا از اینترنت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5964&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف بررسی روایی و پایایی ویرایش فارسی پرسشنامه استاندارد &amp;rdquo;استفاده آسیب زا از اینترنت&amp;ldquo; طراحی گردیده تا در مطالعات اپیدمیولوژیک مورداستفاده قرار گیرد.&lt;br&gt;
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1395 در سه دانشگاه علوم پزشکی کشور انجام شد. پرسشنامه دارای 5 حیطه است که عبارت اند از: ترجیح تعامل اجتماعی آنلاین، تنظیم خلق وخو، اشتغال ذهنی، استفاده جبری از اینترنت، و پیامدهای منفی. هر حیطه دارای 3 سؤال و پرسشنامه مجموعاً دارای 15سؤال است. سؤالات به صورت 7 گزینه ای طراحی و از 1 تا 7 نمره دهی شدند. بنابراین کمترین و بیشترین نمره قابل اکتساب برای مجموع سؤالات بین 15 و 105 بود. نمره 37-15 طبیعی، 60-38 اختلال خفیف، 83-61 اختلال متوسط، و 105-84 اختلال شدید در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;
یافته ها: بر اساس پرسشنامه، نمره 307 نفر (1/31 %) طبیعی، 445 نفر (1/45 %) دارای اختلال خفیف، 191 نفر (4/19 %) دارای اختلال متوسط و 43 نفر (4/4 %) دارای اختلال شدید بودند. بر اساس نسبت اعتبار محتوا، روایی 10 سؤال 100%، 3 سؤال 80%، یک سؤال 40%، یک سؤال صفر، و روایی کلی پرسشنامه 3/85 % بود. بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، پایایی حیطه ترجیح تعامل اجتماعی آنلاین 6/87%، حیطه تنظیم خلق وخو 1/91%، حیطه اشتغال ذهنی 8/89%، حیطه استفاده جبری از اینترنت 8/90%، حیطه پیامدهای منفی 2/86%، و پایایی کلی پرسشنامه 5/92 % بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: پرسشنامه از روایی قابل قبول و پایایی بالایی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار استاندارد در مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی آسیب ناشی از اینترنت و شبکه های اجتماعی در تحقیقات آتی استفاده شود.</description>
						<author>جلال پورالعجل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی روند مرگ ناشی از بیماری‌های غدد، تغذیه و متابولیک در جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های 1385 تا 1414</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5965&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: در میان بیماری های غیر واگیر، بیمارهای ناشی از غدد، تغذیه و متابولیک به خصوص در کشورهای درحال توسعه در دهه های اخیر رشد فزاینده ای داشته اند. لذا این مطالعه با هدف بررسی و پیش بینی روند مرگ ناشی از این گروه بیماری ها، در ایران انجام شده است.&lt;br&gt;
روش کار: جمعیت مطالعه، کل مرگ های ثبت شده ناشی از بیماری های غدد تغذیه و متابولیک در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی طی سال های 1385 تا 1394 است. جهت پیش بینی روندهای علل مرگ از مدل لی کارتر در پکیج دموگرافی 1/18 در نرم افزار R نگارش 1/3/3 استفاده شده است.&lt;br&gt;
یافته ها: روند میزان مرگ ناشی از بیماری های غدد، تغذیه و متابولیک در همه گروه های سنی و جنسی طی سال های 1385 تا 1394 روند افزایشی داشته و پیش بینی می گردد در سال 1414 به میزان 71/197 در کل جمعیت، 97/202 در زنان و 99/188 در مردان (در هر 100 هزار نفر) جمعیت برسد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: عوامل متعددی در ابتلا به بیماری های غدد تغذیه و متابولیک نقش دارند که یکی از این عوامل، افزایش سن و سالمندی جمعیت است که با توجه به تغییر ساختار سنی جمعیت ایران تا سال 1414 و افزایش سالمندی جمعیت، روند افزایشی در میزان مرگ های ناشی از این بیماری ها پیش بینی می شود و لازم است با توجه به روند سریع رشد آن در جمهوری اسلامی ایران، سیاست ها و برنامه های بین بخشی مبتنی بر جمعیت توسط سیاست گذاران اتخاذ گردد.</description>
						<author>کتایون جهانگیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش‌بینی تعداد زایمان با استفاده از مدل‌های پوآسن مارکف پنهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5966&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: زایمان یکی از مهم ترین خدمات ارائه شده در نظام های بهداشتی و درمانی است و منابع انسانی با ارزش ترین عامل تولید و ارائه خدمت به شمار می رود که افزایش بهره وری و کارایی آن از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا مطالعه حاضر باهدف پیش بینی تعداد زایمان و به منظور برنامه ریزی برای به کارگیری تمامی امکانات برای ارائه خدمت بهتر در جهت تأمین رضایت بیماران انجام شد.&lt;br&gt;
روش کار: داده های مورداستفاده در این مطالعه تعداد موارد ماهیانه زایمان انجام شده در بیمارستان حکیم جرجانی شهرستان گرگان طی سال های 1389 تا 1394 بود. با توجه به بیش پراکنش موجود در داده ها و عدم تبعیت آن ها از توزیع پوآسن، از مدل پوآسن مارکف پنهان به منظور پیش بینی فراوانی ماهیانه زایمان استفاده شد. برآورد پارامترهای مدل با روش درستنمایی ماکزیمم و الگوریتم EM انجام گرفت. از نرم افزار R ویراست 3.2.3 برای تحلیل داده ها استفاده شد.&lt;br&gt;
یافته ها: استفاده از معیار آکائیک نشان داد که فراوانی تعداد زایمان در ماه های مختلف در این بیمارستان از یک مدل پوآسن مارکف پنهان با 3 وضعیت پنهان تبعیت می کند و پارامتر میانگین توزیع پوآسن در هر یک از مؤلفه ها به ترتیب 74/193، 05/236 و 61/272 زایمان بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داده سیاست های تشویقی دولت بر افزایش باروری، نتیجه کوتاه مدت و محدودی داشته و بر روی نتایج پیش بینی دوساله این مطالعه اثر ناچیزی دارد.</description>
						<author>مجید صادقی فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ساختار عاملی پرسشنامه کیفیت زندگی مک‌گیل در بیماران قلبی: تحلیل عامل تاییدی مرتبه دوم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5967&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: تأثیر بیماری های قلبی بر کیفیت زندگی از مسائلی است که نیازمند توجه مراقبین بهداشتی می باشد. بهبود کیفیت زندگی از اهداف درمان های توانبخشی این بیماران است. بنابراین مطالعه حاضر جهت ارزیابی سازه کیفیت زندگی مک گیل در بیماران قلبی انجام شد.&lt;br&gt;
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 500 نفر از بیماران قلبی پرسشنامه 17 گویه ای کیفیت زندگی مک گیل را از اردیبهشت تا مرداد ماه 1395 در بیمارستان های بوعلی سینا و ولایت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین تکمیل نمودند. روایی سازه (روایی همگرا و واگرا) و پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، تتا و مک دونالد امگا مورد ارزیابی قرار گرفت. ساختار این سازه به کمک تحلیل عامل بررسی شد.&lt;br&gt;
یافته ها: براساس نتایج تحلیل عامل اکتشافی، سه عامل، دیدگاه کلی از کیفیت زندگی، بعد جسمانی و بعد روانی استخراج شد. شاخص های برازندگی مدل، برازش مناسب سازه کیفیت زندگی مک گیل را در بیماران قلبی تأیید کرد&lt;br&gt;
(Comparative of Fit Index: CFI=.918, incremental fit index: IFI=.919, Adjusted Goodness of Fit Index: AGFI=.844, RMSEA=.079, Minimum Discrepancy Function by Degrees of Freedom divided: CMIN/DF=2.97, Parsimonious Normed Fit Index: PNFI=.681, Parsimonious Comparative Fit Index: PCFI=.709). روایی همگرا و واگرا و همچنین ثبات درونی و پایایی سازه ی کیفیت زندگی تأیید شد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نتایج نشان داد سازه سه عاملی کیفیت زندگی مک گیل از روایی و پایایی مناسبی در بیماران قلبی برخوردار است. با توجه به ویژگی های مناسب روانسنجی، این ابزار می تواند در مطالعات بعدی جهت ارزیابی کیفیت زندگی این جمعیت به کار گرفته شود.</description>
						<author>سید حمید شریف نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر 12 هفته تمرین استقامتی- مقاومتی بر عملکرد عضلانی و حرکتی، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=5968&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: ضعف عضلانی و خستگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، باعث کاهش فعالیت های روزانه و کیفیت زندگی می شود. اگر چه ورزش به طور معمول برای این بیماران مناسب است، ولی اثر آن به خوبی مشخص نشده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمرین ترکیبی بر عملکرد عضلانی و حرکتی، خستگی و کیفیت زندگی این بیماران بود.&lt;br&gt;
روش کار: نمونه های تحقیق حاضر شامل 24 زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزس، 20-50 سال با درجه ناتوانی&lt;br&gt;
&amp;nbsp;EDSS (Expanded Disability Status Scale) بین 2-5 بود که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (12 نفر) و تجربی (12 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل12 هفته و 3 جلسه در هفته (دو جلسه تمرین استقامتی و یک جلسه تمرین مقاومتی) بود.&lt;br&gt;
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که 12 هفته تمرین ترکیبی موجب افزایش معنادار قدرت عضلانی پایین تنه (019/0= P) و بالاتنه (001/0= P)، استقامت (0001/0= P)، سرعت راه رفتن (008/0= P)، تعادل پویا (025/0= P) و کیفیت زندگی (007/0= P) و کاهش معنادار درجۀ ناتوانی (007/0= P) و خستگی (001/0= P) بیماران مبتلا به ام اس می شود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: به طورکلی می توان گفت که انجام برنامه های تمرین ترکیبی شامل وهله های فعالیت هوازی و مقاومتی در 3 روز غیر متوالی در هفته، برای زنان مبتلا به ام اس سودمند بوده و سبب بهبود عملکرد حسی حرکتی می گردد. متخصصان مربوطه می توانند ازاین گونه تمرینات به عنوان نوعی درمان مکمل توأم با درمان های دارویی برای کاهش عوارض بالینی بیماران ام اس استفاده نمایند.</description>
						<author>میترا خادم الشریعه</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
