<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله اپیدمیولوژی ایران </title>
<link>http://irje.tums.ac.ir</link>
<description>مجله اپیدمیولوژی ایران - مقالات نشریه - سال 1398 جلد15 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1398/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه میزان ابتلا به لیشمانیوز جلدی در دو کانون جدید در شرق و جنوب شرقی شهر کرمان سال 1396</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6382&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: لیشمانیوز جلدی ازجمله مشکلات بهداشتی در ایران و استان کرمان محسوب می شود. این مطالعه با هدف تعیین میزان ابتلا و معرفی دو کانون جدید لیشمانیوز جلدی در شرق و جنوب شرق کرمان انجام گرفت.&lt;br&gt;
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی اطلاعات جمعیتی دو منطقه آلوده سرآسیاب در شرق و مراکز بهداشتی درمانی و الله اباد در حاشیه جنوب شرق کرمان از مرکز بهداشت شهرستان کرمان کسب گردید. از هر منطقه 20 خوشه و هر خوشه 20 خانوار به طور تصادفی انتخاب شد. اطلاعات جمعیت شناختی افراد و تعداد و محل زخم، اسکار، زمان و مکان ابتلا در پرسشنامه ثبت و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: میزان شیوع در منطقه الله آباد 6/9 و در منطقه سرآسیاب 7/42 درهزار و میزان بروز به ترتیب 4/3 و 8/3 در هزار بود. بالاترین میزان ابتلا در الله آباد در گروه سنی زیر 6 سال بود و ازنظر آماری اختلاف معنی داری را با سایر گروه ها نشان داد (05/0P&lt;) و نسبت خطر ( OR) ابتلا در سرآسیاب 6/4 برابر منطقه الله آباد بود و ازنظر آماری هم معنی دار بود (001/0P&lt;).&lt;br&gt;
نتیجه گیری: نسبت میزان شیوع به میزان بروز در دو منطقه نشان می دهد که عمر کانون در شرق حدود 12 سال و در حاشیه جنوب شرق کرمان کانون جدیدی در حال شکل گیری است. پیشنهاد می گردد که با برنامه منظم در مراکز بهداشتی درمانی مناطق مذکور شامل بیماریابی فعال و درمان رایگان، بیماران را تا بهبودی کامل در دستور کار قرار دهد تا امکان کنترل بیماری فراهم گردد.</description>
						<author>بهناز افلاطونیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روش‌شناسی و ابزار نظام مراقبت و پیشگیری از رفتارها و عوامل مخاطره‌آمیز سلامت دانش‌آموزان (پیمایش کاسپین) اجرا شده در جمهوری اسلامی ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6383&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: بر اساس مدل بین المللی نظام مراقبت سلامت دانش آموزان، ایران همانند بقیه کشورها مجموعه پیمایش هایی را با عنوان کاسپین اجرا کرده است. هدف از این پژوهش، مقایسه پیمایش های کاسپین اجرا شده و سپس پیشنهاد هایی برای اجرا در دوره های آتی است.&lt;br&gt;
روش کار: مطالعه مرور نظام&amp;rlm;مند که در آن جمـع آوری اطلاعات از مستندات مربوط بــه سازمان جهانی بهداشــت (WHO) و از راه جـست وجو در پایگاه های اطلاعاتی بین المللی شامل Pubmed، EMBASE، Scopus، GoogleScholar، ScienceDirect و پایگاه اطلاعات کشوری شامل Magiran، SID، Irandoc، Iran medex به دو زبان انگلیسی و فارسی (در فاصله زمانی 18-2003) انجام شد. زمان و مکان اجرا، گروه هدف، پرسشنامه های مورد استفاده، حجم نمونه و روش نمونه گیری در دوره های اجرا شده مقایسه شده است.&lt;br&gt;
یافته ها: مطالعه کاسپین تاکنون 5 بار در ایران ( 2015-2003) به اجرا درآمده است. این مطالعه دو پرسشنامه دانش آموزان و والدین دارد. در هر 5 دوره، روش های نمونه گیری و پرسشنامه ها در هسته اصلی مشابه هستند و در برخی جزییات که به صورت انتخابی به آن اضافه می شود، با هم تفاوت دارند. پرسشنامه ها بر اساس برنامه نظام مراقبت سلامت دانش آموزان (GSHS) و برنامه رویکـرد گام به گام سازمان جهانی بهداشت برای مراقبـت عوامـل خطـر بیماری هـای غیر واگیر، طراحی شده اند.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: با توجه به تغییرات اندک در هر دوره و انطباق آن با مدل جهانی، پیشنهاد می شود پیمایش دوره بعدی کاسپین با تبعیت از دوره های قبلی و مطابق استانداردهای ارائه شده در مدل جهانی در طی سال های اخیر به فاصله منطقی از پیمایش سال 2015 اجرا شود.</description>
						<author>الهام احمدنژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل مکانی سوختگی‌های منجر به بستری و عوامل خطر مرتبط با آن در شهر مشهد، ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6384&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: سوختگی ها حوادث ناگوار و با مرگ ومیر فراوان هستند. مطالعه حاضر باهدف تحلیل الگوی مکانی سوختگی ها و شناسایی عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با بروز سوختگی ها در شهر مشهد انجام شد.&lt;br&gt;
روش کار: این مطالعه به صورت یک مطالعه مقطعی&amp;nbsp; بـر روی سوختگی های منجر به بستری در بخش سوختگی بیمارستان امام رضا که تنها بخش تخصصی سوختگی در شمال شرق کشور است انجام گرفته اسـت. مدل های آمیخته خطی تعمیم یافته فضایی (مدل پوآسن و دوجمله ای منفی) به منظور مدل سازی رابطه بین نرخ بروز سوختگی و عوامل&amp;nbsp; اقتصادی اجتماعی مورداستفاده قرار گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: درمجموع 1044 بیمار سوختگی منجر به بستری شامل 9/69% مرد و 1/30% زن موردبررسی قرار گرفتند. بیشترین فراوانی سوختگی ها در رده سنی 20-29 سال (2/24%) و شایع ترین علت سوختگی شعله بود (0/41%). آزمون خودهمبستگی فضایی خوشه های معناداری از بروز سوختگی ها را در شهر مشهد نشان داد به طوری که مناطق مرکزی شهر و در بافت فرسوده در معرض خطر بالای بروز سوختگی هستند. نتایج برازش مدل نشان داد عواملی مثل میزان فرسودگی بافت مسکونی (IRR =1.007; 95%CI 1.005-1.008)، درصد بی سوادی (IRR =0.98; 95%CI 0.95-0.99)، درصد زنان شاغل (IRR =0.96; 95%CI 0.92-0.99)، درصد بیکاری (IRR =0.92; 95%CI 0.85-0.99)، درصد خانوار بدون همسر (IRR =1.08; 95%CI 1.02-1.17) و درصد حاشیه نشینی (IRR =1.006; 95%CI 1.005-1.008) با نرخ بروز سوختگی در محلات شهر مشهد ارتباط معناداری دارد.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: براساس نتایج، عوامل اجتماعی و اقتصادی با خطر افزایش بروز سوختگی ها در شهر مشهد مرتبط است. نتایج این مطالعه می تواند در طراحی راهکارهای پیشگیری از سوختگی به ویژه در گروه ها و مناطق پرخطر به کار گرفته شود.</description>
						<author>علی هادیانفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سبک زندگی مرتبط با سلامت و عوامل پیش بینی کننده آن در ساکنین شهر رشت در سال 1396</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6385&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: سبک زندگی روشی است که فرد در طول زندگی انتخاب کرده و به عنوان شاخصی است که می تواند در سلامت جسمی و روانی افراد تأثیرگذار باشد. مطالعه حاضر باهدف تعیین سبک زندگی مردم شهر رشت و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است.&lt;br&gt;
روش کار: این مطالعه بر روی ۱۰۰۰نفر از ساکنین ۵ منطقه شهر رشت به روش تحلیلی-مقطعی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه شامل مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه ی سلامت رفتاری جمع آوری گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ و از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و رگرسیون خطی استفاده شد.&lt;br&gt;
یافته ها: بر اساس یافته های مطالعه 3/۵۰ % واحدهای پژوهش مرد و 7/۴۹% زن بودند. ازنظر سبک زندگی، میزان مصرف مشروبات الکلی 4/۱۳%، فعالیت فیزیکی 3/54%، مصرف صبحانه 6/95% ، گوشت قرمز 7/8۷%، میوه 4/98%، نمک 6/59%، غذای آماده 9/45% بود و 1/70% از مردم رشت هرگز مصرف دخانیات نداشتند. میانگین طول مدت خواب ساکنین 63/1&amp;plusmn; 45/7 ساعت بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، ارتقای سطح آگاهی و دانش تغذیه ای، آگاهی از مضرات استعمال دخانیات، در دسترس بودن مواد غذایی سالم و ارزان، فراهم نمودن امکانات فعالیت فیزیکی جهت ارتقای سبک زندگی اهمیت به سزایی دارد.</description>
						<author>عاطفه قنبری خانقاه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شاخص‌های تن‌سنجی بدو تولد و عوامل زمینه‌ای مرتبط با آن در نوزادان تازه متولدشده استان فارس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6386&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: شاخص های آنتروپومتریک بخصوص وزن اطلاعات مفیدی را برای مراقبت از نوزادان فراهم کرده و منجر به شناسایی نوزادان در معرض خطر می شود لذا هدف مطالعه حاضر، تعیین میانگین وزن، قد و دور سر بدو تولد نوزادان و برخی عوامل مرتبط با آن بود.&lt;br&gt;
روش کار: در این مطالعه مقطعی، شاخص های آنتروپومتریک (وزن، قد و دور سر) تعداد 1484 نوزاد تازه متولدشده، اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به زایمان مادران به صورت نمونه گیری چندمرحله ای در استان فارس در سال 1395جمع آوری گردید. همچنین پیش بینی کننده های شاخص ها با استفاده از مدل رگرسیون خطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;
یافته ها: از کل نمونه های موردپژوهش در این مطالعه، میانگین وزن، قد و دور سر نوزادان تازه متولدشده به ترتیب 465&amp;plusmn;3185 گرم، 92/2&amp;plusmn;92/49 و 29/2&amp;plusmn;58/34 سانتی متر بود. 7% نوزادان نیز دارای وزن کم هنگام تولد بودند. در اختلاف بین میانگین وزن نوزادان در زمان تولد با جنسیت، نوزادان پسر به طور متوسط 29/57 گرم وزن بیشتری نسبت به نوزادان دختر در زمان تولد دارند (05/0 &gt;p ) همچنین قد و دور سر نوزادان پسر اگرچه به ترتیب 15/0 و 10/0 سانتی متر نسبت به نوزادان دختر بیشتر بود اما این رابطه ها معنی دار نبودند. در تحلیل چند متغیره علاوه بر جنسیت؛ سن بارداری در هنگام زایمان (هفته) و نوع زایمان با هر سه شاخص آنتروپومتریک رابطه داشت.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: با شناخت و کنترل عوامل خطرزا که عمدتاً قابل تعدیل هستند می توان از بروز نوزادان دارای مشکلات شاخص های تن سنجی بخصوص کم وزنی جلوگیری کرد.</description>
						<author>هاله قائم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین علل تک‌فرزندی بر اساس دیدگاه زنان : مطالعه کیفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6387&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: باروری پایین سبب کاهش نیروی کار و سالخوردگی جمعیت می شود. ازاین رو، فرزند آوری و تعیین کننده های آن به عنوان موضوعی مهم در سیاست گذاری های جمعیتی، مطرح می شود. مطالعه حاضر، به تبیین علل تک فرزندی بر اساس دیدگاه زنان پرداخته است.&lt;br&gt;
روش کار: مطالعه کیفی حاضر، قسمت دوم یک مطالعه ترکیبی توضیحی متوالی است که با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی و روش استدلال استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش، خانم های متأهل 49-15ساله شهرستان بابل بودند که دارای تک فرزند بودند و اصلاً قصد بارداری در آینده نداشتند و با نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از کسب رضایت نامه کتبی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با 13 مصاحبه به اشباع رسید.&lt;br&gt;
یافته ها: یافته ها نشان داد که تک فرزندی در خانم های بابلی متأثر از رسانه و الگوهای اجتماعی است که با تقدم خویشتن همراه است. آینده تضمین نشده و تعارض زناشویی، داشتن تنها یک فرزند را تقویت می کند. در حقیقت، مسائلی وجود دارد که زنان باوجود &amp;quot;بلاتکلیفی های تک فرزندی&amp;quot;، مجبور به &amp;quot;ابقای تک فرزندی&amp;quot; شده اند و تلاش می کنند تا با تنها یک فرزند به زندگی خود معنا ببخشند.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: غیر از مسائل اقتصادی، مسائل اجتماعی متعددی در فرزند آوری خانواده ها نقش دارد و سیاست گذاران جمعیتی برای رسیدن به اهداف جمعیتی موردنظر خود باید این مسائل و مشکلات را نیز در نظر داشته باشند.</description>
						<author>زیبا تقی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در ورزشکاران استان خراسان شمالی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6389&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: امروزه باوجود تدابیر مختلف جهانی پیرامون استفاده مواد نیروزا، استفاده از این مواد برای کسب موفقیت در رقابت و افزایش توده عضلانی به امری مشکل ساز در جوامع ورزشی تبدیل شده است. لذا، هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین جامعه ورزشی استان خراسان شمالی بود.&lt;br&gt;
روش کار: جامعه آماری مطالعه مقطعی و توصیفی ـ تحلیلی حاضر را کلیه ورزشکاران استان خراسان شمالی تشکیل می دادند. داده های جمعیت شناختی و مصرف مواد توسط پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی آن مورد تأیید صاحب نظران حوزه زورافزایی رسید. پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. پرسشنامه به صورت خوشه ای ـ تصادفی توزیع و 436 فرم تکمیل شد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS در سطح 05/0&gt;P انجام گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: نتایج نشان داد که 2/39% افراد حداقل یکی از مواد را جهت اهداف نیروزایی در ورزش استفاده کرده اند. شایع ترین مواد استفاده شده مکمل های پروتئینی و ویتامینی (36%)، مواد معدنی (7/28%) و داروهای نیروزا (3/21%) بودند. همچنین، بین شیوع مصرف مواد نیروزا با سن، سابقه ورزشی و سطح تحصیلات ارتباط منفی و معنی داری وجود داشت. بعلاوه، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین بدن سازان، وزنه برداران و فوتبالیست ها بالاتر از سایر ورزشکاران بود. گذشته از این، شناخت ورزشکاران، آگاهی نسبت به عوارض و میزان آگاهی کلی افراد نسبت به مواد نیروزا پایین بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: ازاین رو، تدوین برنامه های آموزشی جامع جهت ارتقاء سطح آگاهی و شناخت ورزشکاران و مربیان نسبت به مواد نیروزا در استان خراسان شمالی ضروری به نظر می رسد.</description>
						<author>حسین طاهری چادرنشین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نظام مراقبت تب خونریزی‌دهنده کریمه-کنگو در جمهوری اسلامی ایران: تاریخچه، ساختارها و دست‌آوردها</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=6390&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;br&gt;
مقدمه و اهداف: هدف از این مطالعه، ارایه خلاصه ای از برنامه مراقبت و کنترل تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو در کشور، دست آوردها و نقاط قوت و ضعف آن است.&lt;br&gt;
روش کار: این مطالعه یک مطالعه تلفیقی است. منابع اطلاعاتی شامل داده ها، گزارش ها و دستورالعمل های موجود بودند. به منظور ارزیابی نقاط قوت و ضعف برنامه، مصاحبه ای با دست اندرکاران برنامه صورت گرفت.&lt;br&gt;
یافته ها: برنامه از سال 1378 در شبکه بهداشتی ادغام و مشمول گزارش دهی فوری شد. سازمان های دخیل شامل مرکز مدیریت بیماری های واگیر، معاونت بهداشتی دانشگاه های علوم پزشکی، انستیتو پاستور ایران، و سازمان دامپزشکی کشور هستند. بیماریابی بر اساس تعاریف استاندارد مورد مشکوک، محتمل، و قطعی است. تشخیص قطعی براساس نتیجه تست آزمایشگاهی و ظرف 48 ساعت پس از دریافت نمونه توسط آزمایشگاه مرجع کشوری در انستیتو پاستور ایران صورت می گیرد. درمان به صورت حمایتی و دارویی و رایگان انجام می شود. مهم ترین دست آوردهای برنامه شامل تشخیص و درمان سریع بیماران، پیشگیری از انتقال بیمارستانی، ارتقای هماهنگی بین بخشی، و شناسایی استان های پرخطر و راه های انتقال اصلی در کشور است. دیگر دست آوردها شامل ارتقای سطح آمادگی در برخورد با طغیان ها، راه اندازی آزمایش های جدید برای شناسایی سایر آربوویروس ها، و کاهش نرخ مرگ است.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: اجرای برنامه بر شناسایی به هنگام و کنترل طغیان های سالیانه بیماری مؤثر بوده است. ادامه موفقیت برنامه مستلزم نظارت مستمر بر اجرای صحیح فرایندها و ارزیابی راه کارهای جاری است. ارتقای آگاهی جمعیت عمومی و در معرض خطر، گسترش همکاری های بین بخشی و توسعه همکاری های بین المللی و منطقه ای با کشورهای هم جوار برای پایش و کنترل بیماری/ آلودگی در انسان، دام و ناقل ها پیشنهاد می شود.</description>
						<author>سنا عیب پوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
