<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله اپیدمیولوژی ایران </title>
<link>http://irje.tums.ac.ir</link>
<description>مجله اپیدمیولوژی ایران - مقالات نشریه - سال 1384 جلد2 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی وضعیت آهن و برخی عوامل مرتبط با آن در زنان باردار ایرانی در بهار سال 1380</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=175&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;عنصر آهن یکی از مهم ترین عناصر ضروری مورد نیاز در طی دوران بارداری می باشد که در رشد و تکامل جنین در داخل رحم و زایمان سالم و بی خطر نقش اساسی دارد. این مطالعه به هدف بررسی وضعیت کم خونی، فقر آهن و کم خونی ناشی از آن در زنان باردار ایرانی به جهت اتخاذ استراتژی های هدفمند از سوی سیاست گذاران حوزه ی سلامت طراحی و اجرا شده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;در این مطالعه مقطعی، 4368 زن باردار حاضر در ماه های 5 تا 9 حاملگی به روش خوشه ای از 11 اقلیم مختلف کشور انتخاب شدند. سطوح هموگلوبین، هماتوکریت، متوسط حجم گلبول قرمز و فریتین سرم اندازه گیری شد. و شیوع کم خونی، کم خونی فقر آهن و فقر آهن در کل کشور و به تفکیک اقلیم ها تعیین شد. 5/21% از زنان باردار با سن حاملگی 5 تا 9 ماهه ی ایرانی مبتلا به کم خونی هستند،  7/42% آن ها مبتلا به فقر آهن بوده و نسبت ابتلا به کم خونی فقر آهن در آنان 4/10 % برآورد می شود. شیوع کم خونی در زنان باردار مناطق روستائی کشور به طور معنی داری بیش از مناطق شهری است (به ترتیب 8/27%-2/22% در مقایسه با&lt;br&gt;6/21%-1/17%=CI95%) و بیشترین شیوع کم خونی و هماتوکریت پائین در زنان باردار اقلیم 5 (سیستان و بلوچستان، جنوب کرمان و جنوب خراسان) مشاهده شد (به ترتیب2/44% ،5/40%) و کم ترین میزان شیوع کم خونی در زنان باردار اقلیم 6 (اصفهان، یزد، کهکیلویه و بویراحمد و شمال کرمان) وجود داشت (به ترتیب 0/9% ،8/10%).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج:&lt;/b&gt; مصرف مکمل آهن (حتی به صورت نامنظم) نیز در کاهش احتمال ابتلا به کم خونی مؤثر بود اما تأثیر آن بر کمبود هماتوکریت فقط در نمونه هایی دیده شد که مصرف مکمل آهن را به صورت منظم گزارش نموده بودند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; کم خونی هم چنان یکی از مشکلات بهداشتی زنان باردار کشور به حساب می آید و گرچه تداوم برنامه مکمل یاری در آنان باید مد نظر قرار گرفته شود اما رفع پایدار کم خونی در زنان باردار کشور نیازمند ارائه مداخلات جامع تر به گونه ای می باشد که تمامی گروه های هدف به خصوص زنان سنین باروری را مورد هدف قرار دهد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  


</description>
						<author>سید مرتضی صفوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دریافت درشت‌مغذی‌ها در مبتلایان به مولتیپل اسکلروز با نیازهای تغذیه‌ای در شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; مولتیپل اسکلروز یا ام اس شایع ترین بیماری عصبی در بزرگ سالان جوان و شایع ترین بیماری خودایمنی دستگاه عصبی در همه سنین است. در حال حاضر بیش از چهل هزار بیمار مبتلا به ام اس در ایران وجود دارد که تعداد آنان روبه افزایش است. علی رغم نقش شناخته شده تغذیه در سیر بیماری و کنترل عوارض آن، بررسی وضعیت تغذیه این گروه از بیماران در ایران از نظرها دور مانده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی میزان دریافت روزانه درشت مغذی ها در بیماران تهرانی مبتلا به ام اس و مقایسه آن با مقادیر مرجع است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;یک صد و هشت بیمار به طور تصادفی از میان بیماران انجمن ام اس ایران (سال 1384-1383) انتخاب شدند. برای هر بیمار یک پرسش نامه اطلاعات فردی و بیماری تکمیل شد. میزان دریافت مواد غذایی توسط سه یاد آمد 24 ساعته خوراک و یک بسامد مصرف نیمه کمی یک ساله ثبت گردید. مقادیر به دست آمده با استفاده از راهنمای تبدیل مقیاس های خانگی به مقادیر وزنی بر اساس گرم تبدیل و توسط برنامه 3Nutritionist- پردازش شد. سپس میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر دریافت برای هر یک از &lt;br&gt;درشت مغذی ها توسط نرم افزار SPSS محاسبه گردید. جهت مقایسه با مقادیر مرجع از آزمون T استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج:&lt;/b&gt; انرژی حاصل از چربی تام و چربی های اشباع در بیماران مبتلا به ام اس ساکن تهران بیش از مقادیر توصیه شده روزانه و انرژی حاصل از چربی ها دارای یک پیوند دوگانه کم تر از مقادیر توصیه شده بود. همچنین مقدار مطلق دریافت پروتئین در این گروه از بیماران بیش از مقادیر مرجع و دریافت روزانه فیبر کم تر از مقادیر توصیه شده روزانه گزارش شد. نمایه توده بدن در 8/14% بیماران کم تر از حد طبیعی و در 38% بیماران بیش از میزان طبیعی بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;با توجه به یافته های پژوهش حاضر، توصیه به کاهش دریافت چربی کل، چربی های حیوانی و اشباع، جایگزین کردن منابع پروتئینی حیوانی با منابع گیاهی و دریافت کافی فیبر منطقی به نظر می رسد. در راستای تأمین این اهداف، مصرف بیشتر میوه، سبزی، غلات کامل و حبوبات در رژیم غذایی روزانه این بیماران پیش نهاد می گردد. بررسی وضعیت تغذیه، محاسبه نیاز روزانه و آموزش روش تغذیه صحیح در بیماران ایرانی مبتلا به ام اس ضروری به نظر می رسد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>مینو محمد شیرازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس تهران در مقایسه با جمعیت سالم شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=177&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;افرادی که از بیماری های مزمن رنج می برند علاوه بر ناتوانی های جسمانی دچار عوارض روانی این شرایط محدود کننده می گردند لذا تنها اندازه گیری سلامت جسمانی این بیماران کافی نیست، کیفیت زندگی مفهومی فراتر از سلامت جسمانی است و لازم است به عنوان یکی از پیامد های مهم به صورت مستقل سنجیده  شود. این مطالعه نیز به منظور بررسی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مقایسه با جمعیت سالم و عوامل مؤثر بر آن با استفاده از ابزار عمومی و کلی WHOQOL-BREF&lt;br&gt;(World Health Organization Quality of Life-BREIF) انجام شد. این پرسش نامه 4 دامنه ی سلامت جسمانی، سلامت روان، رابطه اجتماعی، و سلامت محیط را شامل می شود. هر دامنه امتیازی بین 4 تا 20 دارد که امتیاز بالاتر نشان دهنده کیفیت زندگی بهتر است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; این مطالعه به صورت مقطعی انجام شد. در این مطالعه 145 پرونده به صورت سیستماتیک از بین 2250 پرونده افراد ساکن تهران عضو انجمن بیماران مولتیپل اسکلروزیس انتخاب گردید و پرسش نامه WHOQOL-BREF از طریق مصاحبه تلفنی برای آنان تکمیل شد. برای بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی این گروه از بیماران از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. امتیاز دامنه های مختلف بیماران با نتیجه ی حاصل از تکمیل این پرسش نامه در نمونه ای تصادفی از جمعیت سالم شهر تهران که در مطالعه ای که به صورت &lt;br&gt;هم زمان و جهت روان سنجی پرسش نامه WHOQOL-BREF انجام گرفته بود، مقایسه شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;میزان پاسخ گویی در این مطالعه 97% بود. 8/73% شرکت کنندگان را زنان تشکیل می دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 5/36 با انحراف معیار 4/10 بود. میانگین امتیازات دامنه سلامت جسمانی در این گروه از بیماران 5/11 (2/3SD=)، دامنه سلامت روان 8/11 (2/3SD=)، دامنه رابطه اجتماعی 7/12 (1/3SD=) و در نهایت دامنه سلامت محیط 5/11 (7/2SD=) به دست آمد. امتیاز هر چهار دامنه ی کیفیت زندگی در این بیماران کم تر از گروه سالم بود. در رگرسیون خطی، متغیرهای شدت بیماری و میزان تحصیلات متغیر های مؤثر بر امتیاز این دامنه ها بودند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;در این گروه از بیماران امکان استفاده از پرسش نامه WHOQOL-BREF جهت سنجش کیفت زندگی وجود دارد، هر چند توصیه می گردد برای فراهم نمودن امکان اندازه گیری پیامد های بالینی در کارآزمایی های بالینی سؤالاتی مخصوص این بیماران به این پرسش نامه اضافه شود. از طرفی طراحی مداخلاتی مانند آموزش و اشتغال جهت بالا بردن کیفیت زندگی این گروه از بیماران توصیه &lt;br&gt;می شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>کورش هلاکویی نایینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر مرگ و صدمات در ارتباط مستقیم با زلزله 5 دی‌ماه 1382 بم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=178&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;تفاوت چشم گیر تعداد مرگ و مصدومیت در زلزله های مختلف، حتی با بزرگی یکسان، نیاز به بررسی عوامل مؤثر را ایجاد می کند. هدف این مطالعه تعیین عوامل مؤثر سازه ای و برخی خصوصیات فردی در وقوع مرگ و صدماتی است که در ارتباط مستقیم با زلزله 5 دی ماه 1382 بم روی داده اند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;جمعیت مطالعه، ساکنین منطقه زلزله زده ی بم در روزهای نوزدهم و بیستم پس از زلزله بودند. در یک مطالعه ی مقطعی 420 خانوار ساکن منطقه زلزله زده بم در روزهای نوزدهم و بیستم پس از زلزله با روش نمونه گیری خوشه ای مبتنی بر موقعیت جغرافیایی بررسی شدند و اطلاعات مربوط به اعضاء خانواری که در زمان زلزله در داخل ساختمان قرار داشتند از نظر خصوصیات ساختمان و بروز مرگ و صدمات سرپایی و بستری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار 0/8STATA و با استفاده از رگرسیون لجستیک انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;در این مطالعه 2089 نمونه، شامل 1089 مرد (1/52%) و 1000 زن (9/47%) بررسی شدند. در این موارد، 369 مورد مرگ (1/21%-3/14=CI95%، 7/17%) و 122 مورد (1/7%-5/4=CI95%، 8/5%) مصدومیت منجر به بستری و 319 مورد مصدومیت سرپایی (8/17%-6/12=CI95%، 3/15%)در ارتباط مستقیم با زلزله روی داده بود. عوامل مؤثر بر بروز مرگ عبارت بودند از: تخریب ساختمان (29/11%-56/3=CI95%، 34/6%=OR)، حضور در ساختمان های خشت و گلی (40/3-03/1=CI95%، 87/1%=OR)، سن زیر 6 سال (11/7-17/2=CI95%، 93/3%=OR) و سن 65-56 سال (15/5-23/1=CI95%، 52/2%=OR) الگوی مشابه، به جز تاثیر نوع ماده ی اصلی ساختمان، در عوامل مؤثر بر مصدومیت بستری و سرپایی مشاهده شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;بر اساس یافته های این مطالعه عوامل مؤثر بر مرگ، تخریب کامل ساختمان، حضور در ساختمان های ساخته شده با مواد سنتی و سن پایین و بالا بودند. عوامل مؤثر بر صدمات بستری و سرپایی نیز عبارت بودند از تخریب کامل ساختمان و سن پایین و بالا. این مطالعه اولین مطالعه اپیدمیولوژی تحلیلی است که به بررسی عوامل مؤثر بر مرگ و صدمات در کشور زلزله خیز ایران پرداخته است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی اردلان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع عفونت هپاتیت B در بالغین استان گلستان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=179&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; هر چند که مطالعات متعددی در رابطه با عفونت هپاتیت B انجام شده است ولی هم چنان جنبه هایی از اپیدمیولوژی بیماری ناشناخته باقی مانده است. مطالعات مبتنی بر جمعیت کمی در این خصوص در ایران انجام شده است لذا مطالعه فوق به منظور بررسی شیوع سرولوژیک هپاتیت B در استان گلستان انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; جمعیت مورد مطالعه کلیه افراد 65-25 ساله ساکن در مناطق شهری و روستائی استان گلستان بودند که بر اساس نمونه گیری خوشه ای تعداد 1850 نفر از آنان انتخاب و با مراجعه به درب منازل، از آنان جهت تکمیل پرسش نامه و انجام آزمایشات دعوت به عمل آمد. نمونه خون گرفته شده از نظر نشانگرهای سرمی ویروس هپاتیت B (HBsAg، (HBcAb به وسیله روش الیزا بررسی و نتایج در &lt;br&gt;گروه های مختلف سنی و جنسی مقایسه شد. برای آنالیز داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و Stata استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;هزار و هشتصد و پنجاه نفر از افراد، تحت غربال گری مارکرهای هپاتیتB قرار گرفتند. شیوع استاندارد شده سنی و جنسی&lt;br&gt;(Age &amp; Sex Standardized Prevalence) برای موارد HBsAg مثبت، 7/9% (7/11-6/7 =CI95%) بود. شیوع استاندارد شده سنی برای موارد HBsAg مثبت در مردان (8/10%) بیشتر از زنان (6/8%) بود (7/1-9/0=CI95% ،28/1=OR). شیوع موارد HBsAg مثبت در افراد مجرد به طور معنی داری بالاتر از افراد متأهل بود (5/3-29/1=CI95% ،13/2=OR). شیوع موارد مثبت HBsAg در افراد ساکن شهر بالاتر از روستایی ها بود (3/2-9/0=CI95% ،46/1=OR). شیوع استاندارد شده سنی و جنسی برای موارد HBcAb مثبت دراین مطالعه، 1/36% بود. این یافته در زنان بیشتر از مردان (8/1-19/1=CI95% ،46/1=OR) و در افراد متأهل بیشتر از افراد مجرد بود (45/2-02/1=CI95% ،58/1=OR). هم چنین شیوع موارد HBcAb مثبت در مناطق شهری بالاتر از مناطق روستائی بود (6/1-09/1=CI95% ،34/1=OR).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;بر اساس این مطالعه شیوع موارد مثبت HBsAg در استان گلستان بالاتر از سطح گزارش شده توسط سازمان جهانی بهداشت برای ایران بوده است. این میزان حتی از مقادیر مطالعات قبلی انجام شده در ایران نیز بالاتر است. این مسئله به خصوص برای &lt;br&gt;سیاست گذاران امر سلامت در استان گلستان حائز اهمیت بوده و برنامه ریزی های اساسی برای پیش گیری از آن را می طلبد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عباسعلی کشتکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی الگوی اپیدمیولوژیک استرس‌های شغلی در مدیران گروه صنعتی خودروسازی در ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=180&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;شواهد زیادی وجود دارد که مدیریت را یکی ازمشاغل پر استرس معرفی می کند. به مسئله ی استرس های شغلی در میان مدیران صنایع کم تر پرداخته شده است. هدف تحقیق، تعیین میزان شیوع انواع استرس های شغلی در مدیران گروه صنعتی سایپا و نیز ارتباط این استرس ها با عوامل شغلی دموگرافیک، تعیین عوامل ایجادکننده ی استرس های شغلی در مدیران و عوارض ناشی از استرس های شغلی بر سلامت و عمل کرد آنان می باشد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;استرس های شغلی مدیران برای انواع عوامل استرس زا در محیط کار بر اساس معیارهای مختلف با استفاده از پرسش نامه خود تکمیلی و در جلسات گروهی اندازه گیری و سنجیده شدند. در مجموع از تعداد 496 مدیر واجد شرایط جهت این مطالعه 440 نفر پرسش نامه ها را تکمیل کردند. در این مطالعه از 12 ابزار سنجش استرس شغلی برای تعیین استرس های شغلی مدیران گروه صنعتی سایپا استفاده شد. استرس های شغلی مدیران برای انواع عوامل استرس زا در محیط کار بر اساس معیارهای مختلف، از جمله عوامل شغلی هم چون فشار زمان، ساعت کار و برنامه  ی زمانی، مدیریت محیط کار، تصمیم گیری در محیط کار، عوامل استرس زای مدیریتی شامل عوامل ذاتی شغل، نقش سازمانی، توسعه ی سازمان، ساختار و جو سازمانی، روابط با سازمان و تلاقی سازمانی با محیط خارج کار و سایر عوامل مانند شرایط کار، عوامل ارتباطی، عوامل مربوط به شغل، سازماندهی و تقابل امور خانه و محل کار تعیین شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;میانگین سنی افراد مورد مطالعه 6/43 سال با انحراف معیار 3/7 سال و محدوده ی 27 تا 65 سال بود. به طور کلی بیش از 98% مدیران مورد مطالعه خود را در معرض استرس های شغلی می دانستند و میزان شیوع استرس شغلی به طور کلی معادل 5/49% بود. مهم ترین عوامل استرس زای شغلی بین افراد مورد مطالعه به ترتیب استرس ناشی از تصمیم گیری در کار(1/99%)، فشار زمان (3/97%)، ساعت کار و برنامه ی زمانی (5/73%)، استرس ناشی از مدیریت محیط کار (5/50%)، مشکلات استرس زای شغلی یا مدیریتی اخیر (1/21%)، و استرس ناشی از عوامل فیزیکی محیط کار (1/23%) بود. مدیران حوزه های خدمات فنی / نگهداری - تعمیرات، مهندسی و تولید بیشتر در معرض استرس های شغلی بوده اند. شیوع استرس های شغلی در افراد پایین تر در رده های مدیریتی بیشتر از سایرین بود و مدیران جوان تر نیز بیشتر در معرض استرس های شغلی بودند. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;نتایج این تحقیق و مقایسه ی آن با تحقیقات قبلی نشان داد که مدیران بسیار بیشتر از سایر کارکنان در معرض استرس های شغلی قرار دارند و میزان شیوع استرس شغلی در مدیران گروه سایپا نسبت به سایر جوامع بالاتر است. از آن جا که استرس های شغلی مدیران می تواند تأثیرات نامناسبی بر سلامت افراد و تولید در سازمان داشته باشد، لازم است به مسئله ی مورد پژوهش از طرف مدیریت ارشد گروه توجه بیشتری شود و برنامه ریزی های مداخله ای مناسب در سطح سازمان و اقدامات موثر در سطح افراد برای کنترل و پیش گیری استرس های شغلی در مدیران مورد مطالعه صورت پذیرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حمید سوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اپیدمیولوژی شپش سر و فاکتورهای مؤثر بر آن در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهرستان املش، استان گیلان سال 1383 - 1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=181&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;پدیکولوزیس عفونت جهانی و مسری پوستی در دنیا می باشد. در تمام دنیا آلودگی به شپش سر Pediculus humanus capitis غالباً بین دانش آموزان سنین 11-6 سال شایع تر است. به منظور تعیین شیوع Pediculus humanus capitis و بررسی برخی فاکتورهای دخیل در اپیدمیولوژی pediculiosis مطالعه ای توصیفی - تحلیلی در سال 1383 در بین بچه های دبستانی در شهرستان املش، استان گیلان انجام شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; به منظور تعیین وضعیت اپیدمیولوژیکی، کلیه 4244 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی از 95 مدرسه به صورت تمام شماری مورد ارزیابی قرار گرفته و نتایج حاصله بر اساس آزمون آماری کای دو (chi-squre) و نسبت شانس Odds Ratio مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت بررسی وجود شپش از شانه های مناسب استفاده شد و شرایط مو و فاکتورهای مورد مطالعه شامل نوع مدرسه، موقعیت مدرسه، سطح تحصیلات والدین، شغل والدین، تعداد دفعات استحمام در هر هفته، تعداد افرادی که از یک اتاق خواب مشترک استفاده می کنند، تعداد دفعات شانه زنی، حساسیت میزبان، تعداد افراد خانوار، مدل مو، جنس و طول مو از طریق پر کردن پرسش نامه کسب شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;نتایج این مطالعه نشان داد که بین نوع مدرسه، موقعیت مدرسه، تحصیلات و شغل والدین، وجود آب دائم لوله کشی، تعداد هم اتاقی، دفعات شانه زنی، محل و دفعات استحمام، جنس دانش آموز، احساس خارش، تعداد اعضاء خانواده، وجود مربی بهداشت، اندازه و حالت مو با آلودگی به شپش سر ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0P&lt;). در حالی که بین میزان آلودگی و شوره سر، بافته بودن مو، رنگ مو، سن دانش آموز، پایه تحصیلی و فصل ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0P&gt;). متوسط آلودگی در شهرستان20/9% برآورد شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;دلیل میزان بالای شیوع پدیکولوزیس در بین بچه های مقطع ابتدایی را می توان شرایط بهداشتی ضعیف و نیز عدم دسترسی به آب لوله کشی دائم ذکر نمود. کنترل بهداشتی موی سر بچه ها توسط مربیان بهداشتی امری ضروری است. این مطالعه اولین مطالعه اپیدمیولوژیکی انجام شده در شهرستان املش با شرح جزئیات دخیل در اپیدمیولوژی این آلودگی است و نشان می دهد که آلودگی به شپش سر هنوز به عنوان یک مشکل اساسی در جوامع با امکانات زندگی و سطح بهداشت پایین و وضعیت بد اقتصادی مطرح است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جواد رفیع نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر واکسن آنفلوانزا بر روی سندرم حاد تنفسی حجاج شهرستان ابهر در سال 1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=182&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p&gt;&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;سالانه حدود دو میلیون نفر از مسلمانان جهان در مراسم حج شرکت می نمایند. حجاج بایستی در مدت زمان محدود اعمال خود را در یک فضای فیزیکی محدود انجام دهند، لذا تراکم جمعیت باعث ایجاد تماس های نزدیک غیرقابل اجتناب می شود، که خود می تواند باعث شیوع بیماری های مختلف عفونی و مسری شود.&lt;br&gt;با توجه به این که شایع ترین شکایت حجاج در این سفر علائم تنفسی شبه آنفلوانزا است که باعث اختلال در انجام اعمال حج می شود، با مطالعه حاضر، اثر بخشی واکسیناسیون آنفلوانزا بر سندرم تنفسی شبه آنفلوانزا حجاج را می توان اندازه گیری نموده و از آن جهت برنامه ریزی های آتی استفاده نمود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;در این مطالعه که به صورت کارآزمائی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی 156 زائر شهرستان ابهر انجام شد، به ترتیب ورود به جلسات توجیهی در مسجد و نیز به تفکیک جنس به صورت یک در میان واکسن و دارونما تزریق شد و اطلاعات توسط فرد واکسیناتور به عنوان گیرنده داروی A یا B ثبت گردید. سپس این افراد در طول سفر حج از نظر علائم سندرم تنفسی حاد مورد بررسی قرار گرفته و روزانه در پرونده فردی حجاج ثبت گردید. پرونده ها پس از بازگشت از حج توسط فرد سوم (مجری طرح) بر اساس قرار گرفتن زائر در گروه A یا B طبقه بندی شده و اطلاعات پرونده استخراج و در نهایت با مشخص شدن واکسن و دارونما در مورد نتایج بحث و آنالیز صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;یک صد و چهل و هفت نفر از زائران طی مدت حج بیماری سندرم تنفسی حجاج را تجربه کردند که 5/90% از کل زائران را تشکیل می دادند. در گروه مورد 93% زائران و در گروه شاهد 96% زائران بیمار شدند و اختلاف معنی داری از نظر درصد ابتلا مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; واکسیناسیون آنفلوانزا در پیش گیری از بیماری سندرم تنفسی حجاج سال 1381 تاثیری نداشت، لذا می توان توصیه نمود که واکسن آنفلوانزا فقط برای کسانی که اندیکاسیون دیگری غیر از سفر حج ندارند تجویز نشود. لیکن جهت اخذ سیاست های مناسب &lt;br&gt;پیش گیرانه، هم چنان به تحقیقات بیشتری نیاز است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمدامین پورحسینقلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
