<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله اپیدمیولوژی ایران </title>
<link>http://irje.tums.ac.ir</link>
<description>مجله اپیدمیولوژی ایران - مقالات نشریه - سال 1391 جلد8 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/4/11</pubDate>

					<item>
						<title>ارزیابی فناوری سلامت در مورد انسولین آنالوگ: مرور مطالعات نوع دوم </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=13&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; انسولین های آنالوگ
شبیه انسولین های انسانی است ولی فقط درساختار مولکولی که منجر به اختلاف در ویژگی های
فارماکینتیک و فارمادینامیک می گردد تفاوت دارند.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;کار&lt;/strong&gt; : مهم ترین پایگاه های
اطلاعاتی از ابتدای سال 2009 تا ژوئن 2010 مورد جستجو قرار گرفتند. این منابع با
توجه به نوع مطالعات مورد استفاده، عبارت بودند از: Cochrane
Library (DARE, NHS EEDs, CENTRAL and Cochrane Systematic Reviews)  ،CRD
York‍ در
این جستجو مطالعات مرور نظام مند، ارزیابی فناوری سلامت و ارزیابی اقتصادی مورد
بررسی قرار گرفته و 9 مطالعه مرتبط وارد مطالعه گردیدند.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج :&lt;/strong&gt; مطالعات نشان دادند
که هیچ دلیلی مبنی بر خطرات بیشتر یا کمتر آنالوگ سریع الاثر&lt;br&gt; (rapid-acting insulin analogue&lt;em&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;انسولین
آنالوگ سریع الاثر)&lt;em&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;در
مقایسه با انسولین انسانی وجود نداشته و آنالوگ بلند اثر بطور معناداری خطر
هیپوگلیسمی شدید را کاهش می دهد. همچنین، به دلیل عدم هزینه اثربخشی، انسولین
آنالوگ نسبت به دیگر انسولین های موجود، مقرون به صرفه شناخته نشدند معذالک برخی
مطالعات انسولین اسپارت 30 را نسبت به بقیه آنالوگ ها هزینه اثربخش تر می دانند.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; گرچه استفاده از
انسولین آنالوگ برای بیماران دیابتی اثر بخش می باشد معذالک به دلیل هزینه اثر
بخشی کمتر و گرانی                        انسولین
آنالوگ نسبت به انسولین انسانی پیشنهاد می گردد پوشش حمایتی منابع دولتی (بیمه ای)
از این فناوری با توجه به حساسیت مراقبتی که در دو گروه سالمندان و کودکان دیابتی
وجود دارد فقط برای این دو گروه صورت بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  
</description>
						<author>شیلا دعایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد روش‌های چند نشان‌گری FBAT-MM و FBAT-LC در بررسی ارتباط ژنتیکی برخی از میکروستلایت‌ها با میزان HDL-C در خانواده‌های دارای افراد مبتلا به سندرم متابولیک: مطالعۀ قند و لیپید تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=14&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; بررسی چندین نشان گر نزدیک به هم، اطلاعات بیشتری را برای تعیین دقیق تر مکان بیماری با استفاده از آنالیز ارتباط ژنتیکی فراهم می آورد. این تحقیق ضمن معرفی روش های چند نشان گری FBAT-MM و FBAT-LC و به کار گیری آن ها، به مطالعۀ ارتباط ژنتیکی چند نشان گری برخی میکروستلایت های منتخب با میزان HDL-C برای شناخت نواحی ژنی موثر در سندرم متابولیک می پردازد.&lt;br&gt; &lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; تعداد 125 خانواده از بین شرکت کنندگان در مطالعۀ قند و لیپید تهران به گونه ای انتخاب شدند که حداقل یک نفر از اعضای آن ها مبتلا به سندرم متابولیک و حداقل دو نفر دچار کاهش HDL-C باشند. ارتباط ژنتیکی چندنشان گری HDL-C با برخی میکروستلایت های کروموزوم های 8، 11، 12 و 16، با به کار گیری روش های FBAT-MM و FBAT-LC بررسی گردید.&lt;br&gt; &lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;خانواده های مورد بررسی شامل 563 نفر (269 مرد و 294 زن) بودند. با به کارگیری روش FBAT-MM، تنها ارتباط ژنتیکی هم زمان سه میکروستلایت کروموزوم 11 با میزان HDL-C معنی دار شد(05/0&lt;p).&gt; &lt;/p).&gt;

</description>
						<author>یداله محرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در سالمندان عضو کانون‌های سالمندی شهر تهران درسال 1388</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=15&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه
و اهداف&lt;/strong&gt; : کشور ایران
با رشد پر شتاب جمعیت سالمندی مواجه است. اندازه گیری کیفیت زندگی به طراحی برنامه های
مداخلاتی مناسب در آنان کمک فراوانی می کند. این مطالعه مقطعی با هدف بررسی کیفیت زندگی
در سالمندان عضو کانون های سالمندی شهر تهران انجام گرفت.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش
کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه شاخص های کیفیت زندگی در 400 نفر سالمند از
طریق پرسشنامه های استاندارد 36-SF و حمایت اجتماعی درک شده مورد بررسی قرار گرفت و به منظور تحلیل داده ها از
آزمون های ANOVA و t .test و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتاج&lt;/strong&gt;:
میانگین سنی افراد شرکت کننده 64 بود که در 5/74 درصد زن بودند. میانگین شاخص جسمی
در افراد مورد مطالعه 68/12±62/64
و میانگین شاخص روانی 7/4±35/63
بود. کیفیت زندگی زنان در ابعاد جسمانی، عملکرد اجتماعی، درد بدنی و سلامت عمومی از
مردان بیشتر بود. با افزایش شاخص توده بدنی، از میزان کیفیت زندگی کاسته، ولی با افزایش
درآمد و تحصیلات بر میزان کیفیت زندگی افزوده می شد. افراد متاهل در مقایسه با افراد
مجرد و افراد سالم در مقایسه با افراد بیمار از میزان کیفیت زندگی بالاتری برخوردار
بودند. بین شاخص های جسمی و روانی در سالمندان و حمایت اجتماعی از آنان رابطه معنی داری
وجود داشت.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;:
نتایج این مطالعه نشان داد که زنان نسبت به مردان از کیفیت زندگی بالاتری برخوردارند.
افراد با درآمد بالاتر و تحصیلات بیشتر و توده بدنی کمتر دارای کیفیت زندگی بهتری هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  

</description>
						<author>لیلی صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی جامعه شاهین‌شهر اصفهان: به منظور برنامه‌های عملیاتی ارتقای سلامت در سال 1387</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=16&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; ارتقا و پیشرفت سلامت اعضای یک جامعه، بر پایه ی ارزیابی آن جامعه استوار است. هدف
از این مطالعه، ارائه چارچوبی جهت اجرای جامع و مشارکتی ارزیابی جامعه برای تعیین
وضعیت سلامت، اولویت بندی مشکلات در راستای ارتقای سلامت، تدوین مداخله های مؤثر، ارزشیابی
سیاست ها و برنامه های بهداشت عمومی ساکنان منطقه و ارایه الگوی مناسب برای
مطالعات دیگر بود.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;:
این مطالعه براساس تجارب گروه پزشکی اجتماعی، اپیدمیولوژی و آمار زیستی دانشگاه
علوم پزشکی تهران از سال 1368 و مدل کارولینای شمالی از سال 2002 میلادی در هشت
مرحله اجرا گردید. تیم ارزیابی جامعه در برگیرنده ی دامنه وسیعی از ذینفعان کلیدی
و مردم محلی در سه سطح مشارکتی شامل گروه مشورتی، گروه کار و ناظر پروژه بود. داده ها
به روش مشاهده، مصاحبه، بحث گروهی متمرکز و فهرست منابع سلامت جامعه جمع آوری شد.
همزمان با جمع آوری داد ها، نقشه های دارایی جامعه آماده گردید. سپس آمارهای زیج
حیاتی به دو روش کمی و کیفی بررسی شد و اطلاعات در دسترس از آمارهای شهرستان و
نیروی انسانی خلاصه گردیدند. داده های  مرتبط به بررسی کیفی تحلیل
محتوا شدند. در مرحله بعدی (چهارم)، داده های سلامت شهرستان با داده های جامعه
ترکیب شده و نتایج حاصل از این ترکیب به جامعه گزارش گردیدند از روشHanlon  شامل سه ملاک وسعت، خطرناک
بودن و قابلیت اصلاح جهت اولویت بندی مشکلات بهره گرفته شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; تیم ارزیابی جامعه مصرف مواد مخدر، استعمال سیگار و افسردگی را به عنوان مهم ترین
مشکلات اولویت بندی نمودند. بعد از ایجاد پرونده ارزیابی جامعه، برنامه عملیاتی
سلامت جامعه تدوین و مشکلات مطرح شده براساس الویت، تعیین علل شده و فعالیت های
مداخله ای و پیشگیرانه ارایه گردید.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; ارزیابی جامعه در این مطالعه بخوبی مشکلات موجود را آشکار ساخت. این روش برای
ارزیابی مشکلات سلامتی توصیه می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
</description>
						<author>کورش هلاکویی نائینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برآورد خطر قابل انتساب آنتراکوزیس به علت مواجهه با دود هنگام پخت نان در تنورهای خانگی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=17&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; اگرچه
مطالعات پراکنده  (عمدتا به صورت گزارش موردی) انجام شده در ایران گویای ارتباط احتمالی
مواجهه با دود در هنگام پخت نان در تنورهای خانگی و آنتراکوزیس می باشند ولی خطر
قابل انتساب برآورد شده این ارتباط احتمالی نامشخص می باشد لذا این مطالعه با هدف برآورد
خطر قابل انتساب این ارتباط احتمالی صورت پذیرفت. &lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این
مطالعه مورد شاهدی که در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران صورت پذیرفت، 83 بیمار
مبتلا به آنتراکوزیس با 72 کنترل همسن از بخش جراحی مقایسه گردیدند. ابزار مورد
استفاده در این مطالعه پرسشنامه &quot;جامعه توراسیک آمریکا&quot;&lt;br&gt; (American Thoracic Society
questionnaire) است. متغیر مواجهه با دود به دو صورت متغیر دوحالتی
و متغیرکمی&lt;br&gt; (سال های مواجهه) در نظر گرفته شد و کسر قابل انتساب جمعیت دراثر مواجهه با دود
برآورد شد. &lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; در مدل تک
متغیره مشاهده گردید که مواجهه با دود (متغیر دوحالتی)، مواجهه شغلی با گرد و غبار،
سن و تحصیلات ارتباط معنی داری با آنتراکوزیس دارند. در مدل چند متغیره تنها
مواجهه با دود (55/7- 49/1 95%CI: ،35/3 OR:) با
آنتراکوزیس ارتباط معنی دار داشت. در مورد مواجهه با دود به عنوان متغیر کمی
مشاهده گردید که ارتباط سال های مواجهه با دود با آنتراکوزیس معنی دار می باشد و
در مدل چند متغیره نیز تنها سال های مواجهه ارتباط معنی داری با آنتراکوزیس داشت (09/1-01/1
:95%CI، 05/1OR: ). کسر قابل انتساب جمعیت در اثر مواجهه
با دود تقریبا برابر با 48% بدست آمد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج
مطالعه فعلی نشان داد که تقریبا نیمی از موارد آنتراکوزیس منتسب به مواجهه با دود است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal

</description>
						<author>مسعود یونسیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط وضعیت امنیت غذایی خانوار با افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی ساکن شهرستان ری در سال 1389</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=18&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; نا امنی غذایی به عنوان مشکل عمده سلامت عمومی، علاوه بر تأثیر بر سلامت جسمی،
آثار سوء اجتماعی و روانی نیز به همراه دارد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط
امنیت غذایی خانوار و افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی شهرستان ری انجام
گردید.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; بررسی توصیفی- تحلیلی مقطعی در بهار 1389 بر روی 430 مادر دارای کودک دبستانی
انجام شد. طی نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای، پرسشنامه امنیت غذایی 18 گویه ای (USDA)، افسردگی بک (Beck) و پرسشنامه اطلاعات عمومی با
مصاحبه مادران تکمیل شد. آزمون کای اسکوار، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون ساده
و چندگانه مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; شیوع ناامنی غذایی و افسردگی در مادران مورد بررسی به ترتیب 2/50% و 4/51% بود. در
&quot;گروه امن غذایی&quot; 6/34% و در گروه &quot;ناامن غذایی توام با
گرسنگی&quot; 8/77% افسرده بودند. از بین متغیرهای مورد بررسی، سن و قد با امنیت
غذایی و همچنین سن و وضعیت تأهل با افسردگی رابطه معنی داری داشتند. ناامنی غذایی
با افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی شهرستان ری همبستگی مثبت و معنی داری را
نشان داد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; شیوع ناامنی غذایی خانوار و افسردگی در جامعه مورد بررسی بالا بود. از آنجا که بین
ناامنی غذایی و افسردگی رابطه معنی داری وجود دارد، توجه بیشتر به این گروه لازم
می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
 </description>
						<author>احمدرضا درستی مطلق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل خطر بیماری ویروسی لکه سفید در مزارع پرورش میگو در چوئبده آبادان در سال 1389</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=19&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; بیماری لکه سفید از جمله بیماری های ویروسی است که باعث تلفات شدید در استخرهای
پرورش میگو می شود. علیرغم اقدامات گسترده صورت گرفته جهت کنترل آن، این بیماری
هنوز اصلی ترین مشکل بهداشتی مزارع پرورش میگو در ایران می باشد. هدف مطالعه حاضر
تعیین سهم عوامل خطر بیماری لکه سفید در میگوهای پرورشی در استان خوزستان است.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در یک مطالعه مقطعی 223 استخر در منطقه چوئبده آبادان از خرداد تا مهر ماه سال
1389 بررسی گردید. اطلاعات مربوط به 17 متغیری که تصور می شد با وقوع بیماری لکه
سفید ارتباط دارند از صاحبان استخرها، اداره شیلات و اداره دامپزشکی اخذ گردید.
وقوع بیماری لکه سفید بر مبنای علائم بالینی و نتایج آزمایش PCR تعیین گردید. از آنالیز رگرسیون چند متغیره و آزمون مربع کای برای
تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; در استخرهای تحت مطالعه، مدیریت ضعیف مبارزه با پرندگان(72/3(OR =، تحصیلات کم سر کارگر (29/3 (OR=
و فیلتراسیون ضعیف آب ورودی (43/3 (OR= شانس رخداد بیماری را به طور معنی داری
افزایش می داد و تغییرات کم شوری آب استخرها&lt;br&gt; (16/0 (OR= شانس وقوع بیماری را کاهش می داد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; &lt;a name=&quot;OLE_LINK66&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK65&quot;&gt;در
تحقیق اخیر مهم ترین عوامل موثر بر وقوع بیماری لکه سفید در سایت پرورش میگوی
استان خوزستان مشخص شد و سهم هر یک از عوامل خطر تعیین گردید. یافته های این
مطالعه به توسعه صنعت پرورش میگو در ایران، به ویژه در استان خوزستان کمک می کند.&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  
</description>
						<author>داریوش سعادتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه موردی بررسی آسیب و مرگ و میر ناشی از زلزله 1389 دامغان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=20&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; زمین لرزه هر ساله منجر به مرگ و جراحات هزاران نفر می شود. کشور جمهوری اسلامی
ایران نیز در معرض انواع مخاطرات طبیعی و انسان ساخت قرار دارد.
بنا بر گزارش جهانی کاهش خطر بلایا که در سال 2009 انتشار یافته، سطح خطر ایران
تنها در برابر مخاطرات طبیعی بر اساس مرگ حدود 106 هزار نفر در طی چهار دهه، 8 از
10 برآورد شده است (1). &lt;br&gt; مطالعات اندکی در این زمینه
صورت گرفته است. این مطالعه با هدف توصیف میزان جراحات وارده به افراد، علل
جراحات، ویژگی های سازه ای ساختمان ها و میزان آسیب وارده به آن ها، عکس العمل
افراد بلافاصله بعد از زلزله انجام شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه، یک مطالعه موردی (case study) است که یک هفته بعد از رخداد زلزله در پنج روستای جنوبی شهرستان
دامغان انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه بررسی آسیب های جسمی ناشی از
زلزله، استفاده شد. از مصاحبه با مسئولین و مشاهده و مرور منابع موجود، برای جمع آوری
اطلاعات منطقه و میزان خسارات وارده استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;:
یافته ها نشان داد که در این 5 روستا در اثر وقوع زلزله 4 مورد مرگ (28/0 درصد) و
56 مورد جراحات (4درصد) رخ داد. نوع جراحات در 50% موارد جراحت سطحی و 35 % کوفتگی
و 10% شکستگی بوده است. جراحات در 4/87 درصد افراد به علت آسیب توسط اجزای سازه ای
و در 1/7 درصد افراد به علت آسیب توسط اجزای غیر سازه ای و در 3/5 درصد افراد به علت
گیر افتادگی بین اشیاء پرت شده بود.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که علت عمده آسیب توسط اجزای سازه ای (4/87 درصد) بود. شاید بتوان با
افزایش مقاومت سازه ای ساختمان ها، بویژه در مناطق روستایی که لزوم انجام این امر بسیار
احساس می شود، تعداد تلفات ناشی از زمین لرزه را به حداقل رسانید، هرگاه این امر با
آموزش به افرادجامعه همراه شود، به نتایج بهتری در این زمینه می توان دست یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
</description>
						<author>کورش هلاکویی نائینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی هزینه‌های بیماری سرطان درکرمان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=21&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; سرطان هزینه های بسیاری را به صورت مستقیم و غیرمستقیم در پی دارد و میزان آن ها در سیاست گذاری سلامت اهمیت دارد. با توجه به فقدان مطالعه مشابه درکشور و با هدف پاسخ به کمیت وکیفیت هزینه های سرطان، برخی از بیماران سرطانی شهرکرمان در طی سال های 88 و 89 مورد مصاحبه و استخراج هزینه قرار گرفتند.&lt;br&gt; &lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;با بررسی لازم از دیدگاه بیماران، گروه ها و شکل هزینه های 233 بیمار مبتلا به سرطان را ثبت و آن ها را در هشت گروه سرطان خون، پستان، مغز و اعصاب محیطی، اندام های تناسلی زنان، گوارش، ریه، اندام های تناسلی مردان و پروستات قرارداده و محاسبات لازم انجام گردید.&lt;br&gt; &lt;b&gt;نتایج:&lt;/b&gt; میانگین هزینه های کلی سرطان در ماه 32/3 میلیون تومان &lt;br&gt;SD:0.71)) بود و پرهزینه ترین، سرطان پستان با میانگین ماهانه 30/4 میلیون تومان SD:3.70)) و کمترین، سرطان اندام های تناسلی مردان با میانگین ماهانه16/2 میلیون تومان (SD:1.67) شناخته شد. حدود دو میلیون تومان هزینه های مخفی این بیماران در ماه بودند سرطان های پستان، ریه، خون و اندام های تناسلی زنان به عنوان سرطان های پرهزینه، سرطان های مغز و اعصاب محیطی، گوارش وپروستات باهزینه متوسط و سرطان های اندام های تناسلی مردان در رده کم هزینه ترین سرطان های این استان قرارگرفتند.&lt;br&gt; &lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; با دقت در هزینه های انجامی توسط بیماران میزان هزینه ها در تمامی گروه ها و برای خانواده ها بالا و قابل توجه بوده، بخش مهمی از این هزینه ها به صورت مخفی هستندکه ضرورت توجه لازم را در سیاست گذاری سلامت و مدیریت هزینه بیماری ها می طلبند.

</description>
						<author>کورش هلاکویی نائینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان درخواست خون و فرآورده‌های خونی و مصرف آن‌ها در بیمارستان‌های شهرستان قم در سال 1388 </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=22&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;a name=&quot;OLE_LINK22&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK21&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه
و اهداف:&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; تزریق خون نجات بخش است ولی
امروزه درخواست بدون اندیکاسیون خون رواج یافته است. این مطالعه به منظور بررسی
میزان درخواست خون و فرآورده های خونی و مصرف آن ها در بیمارستان های شهرستان قم
طراحی شده تا یک طرح مشترک برای مصرف بهینه آن به دست آید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه توصیفی آینده نگر است و شامل4370 نوع از فراورده های درخواست شده در
بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی قم از بانک خون طی سال 1388 است. داده ها بوسیله
آزمون های k2 ؛T  مورد تحلیل قرارگرفتند و سطح آماری آن در نرم افزارspss16 
05/0&gt;p شد. نسبت c/t تعداد واحدهای crossmach شده تقسیم بر تعداد واحدهای تزریق
شده است، محاسبه
شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; دراین مطالعه،4370 نوع فراورده خونی درخواست شده مورد ارزیابی قرار گرفت؛ متوسط سن
بیماران 5/27 سال (1/57% مرد و 9/42% زن) بودند. از 4370 درخواست خون صورت گرفته
،42/16% (196/1 : c/t
  (برای
بیمارستان های تحت بررسی تزریق نشده بود، از مجموع 13بخش در نظر گرفته شده، بخش هایی
که بیشترین درخواست های خون را داشتند، به ترتیب عبارتند از :&lt;br&gt; جراحی اورژانس و تروما(3/23%)، هماتولوژی و انکولوژی (14%)، زنان وزایمان (3/11%)، بخش
کودکان (6/8%)، داخلی و نفرولوژی (8%)، بخش عفونی (9/6%)، بخش سوختگی (9/5%)،
جراحی عمومی(4/4%)، بخش ارتوپدی (2/3%)، Icu (3/2%). PCell بیشترین فراورده درخواست شده با
میزان7/78% است، اگرچه 44% از این میزان تزریق نمی شود.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطابق این یافته ها، میزان فرآورده های درخواستی خون بالا است. بنابراین راهبرد
منطقه ای وکشوری مشخص برای درخواست خون نیاز است تا این میزان را کاهش دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0

</description>
						<author>محسن اخوان سپهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی برخی علل منجر به تقاضای طلاق در زوجین متقاضی طلاق در دادگاه‌های تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=23&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/strong&gt; طلاق در زمره غم انگیز ترین پدیده های اجتماعی است که آسیب ها و مشکلاتی که زوجین
و خانواده های آنان قبل و پس از طلاق متحمل می شوند و عوامل موثر بر بروز این
پدیده از دیرباز مورد توجه و بررسی بوده است. طلاق علل متعددی دارد و هرگز یک علت را
نمی توان به عنوان علت اصلی طلاق در نظر گرفت. با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم
تعیین علل اصلی طلاق را مورد بررسی قرار دهیم.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی بود، گروه نمونه شامل 300 نفر ارجاعی ازدادگاه های
خانواده شهید محلاتی و ونک طی سال های 1385- 1386 بوده است. اطلاعات با استفاده از
پرسشنامه ساختاری (براساس مصاحبه با افراد متقاضی طلاق) بدست آمد. یافته ها بصورت
فراوانی و درصد نمایش داده شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; مهم ترین علل تقاضای طلاق در این مطالعه به ترتیب شامل علل روانی ( 3/96%)، عوامل
فرهنگی و اجتماعی (3/87%)، جنسی (88%)، عوامل اقتصادی ( 3/80%) و خشونت ( 3/84%) است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج پژوهش حاضر علاوه بر توصیه به مطالعات بیشتر، برنامه ریزی لازم در آموزش و
مشاوره های قبل از ازدواج را پیشنهاد می کند. همچنین لزوم آگاه سازی زوجین در
زمینه دریافت مشاوره تخصصی در زمان بروز مشکل و اقدام به طلاق، می تواند جهت
پیشگیری از وقوع طلاق به کار گرفته شود. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  
</description>
						<author>نسرین عابدی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روند بیماری بروسلوز (تب مالت) در ایران طی سال‌های 1387-1370</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=24&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;a name=&quot;OLE_LINK17&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK18&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه
و اهداف:&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; در مطالعه حاضر ضمن بررسی
روند بیماری بروسلوز در کشور و تهیه نقشه های مرتبط، تاثیر واکسیناسیون دامی بر
میزان گزارش بیماری در انسان مورد بررسی قرار گرفته است.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; ضمن جمع آوری اطلاعات مورد نیاز به تفکیک سال و استان محل گزارش، ﺗﺠزیه ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ
ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻣﺎﺭ ﺗﻮﺻـﻴﻔﻲ ﻭ تحلیل همبستگی انجام گرفت. &lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتایج:&lt;/strong&gt; طی این مدت، میانگین بروز گزارش شده سالیانه بیماری در کشور 24/43 در صد هزار نفر بوده است و به طور متوسط
در هر سال حدود 27500 مورد جدید بیماری در کشور گزارش شده است. روند بروز گزارش
شده تب مالت در کشور طی این سال ها، روندی کاهشی داشته است (001/0P&lt; و 79/0r= -). در استان های مختلف کشور بین
بروز گزارش شده سالیانه تب مالت و میزان آلودگی گزارش شده سالیانه گوسفندان و بزها
(001/0P&lt; و 347/0r=)، بروز گزارش شده سالیانه تب مالت
و میزان آلودگی گزارش شده سالیانه گاوها (001/0P&lt; و 327/0r=) و بین بروز گزارش شده سالیانه تب
مالت و درصد گاوهای واکسینه شده (031/0P= و 098/0r=) همبستگی معنی داری وجود دارد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;:
از آنجا که میزان شیوع تب مالت بستگی بسیار نزدیکی با میزان شیوع بروسلوز دام ها
دارد، نمی توان بدون کنترل و یا مبارزه جدی با این بیماری در دام ها، آن را در
جمعیت انسانی کنترل نمود و از این رو لزوم ارتباط و همکاری بین بخشی در ارتباط با
این بیماری به طور زیادی احساس می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
 
</description>
						<author>احسان مصطفوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
