<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله اپیدمیولوژی ایران </title>
<link>http://irje.tums.ac.ir</link>
<description>مجله اپیدمیولوژی ایران - مقالات نشریه - سال 1390 جلد7 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1390/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی عوامل مادری مرتبط با تولد نوزاد نارس – یک مطالعه مورد شاهدی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=35&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; نارسی ثابت ترین عامل تعیین کننده مرگ و میر نوزادی است. این مطالعه با هدف مقایسه عوامل خطرساز مادری در نوزادان نارس و رسیده ی شهر بیرجند طراحی گردید.&lt;br&gt; &lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; این مطالعه مورد شاهدی بر روی 130 نوزاد نارس به عنوان گروه مورد و 130 نوزاد رسیده به عنوان گروه شاهد در نوزادان متولد شده در بیمارستان های بیرجند انجام شد. گروه مورد شامل نوزادان متولد شده با سن کمتر از 37 هفته بود که به ازای هر نوزاد نارس، اولین تولد با سن حاملگی 42-37 هفته ای بعد از تولد نوزاد نارس در گروه شاهد قرار گرفت. داده  بوسیله مصاحبه با مادر، بررسی پرونده وی در زایشگاه یا بخش توسط پزشک عمومی آموزش دیده جمع آوری گردید. داده ها پس از جمع آوری در نرم افزار SPSS وارد و آنالیز گردید.&lt;br&gt; &lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;دو گروه مورد و شاهد از نظر جنس با هم همسان بودند. شانس تولد نوزاد نارس در مادران با سابقه تولد نوزاد نارس 68/4 برابر مادران فاقد چنین سابقه ای، در زایمان های سزارین 34/3 برابر زایمان های طبیعی، در مادران مبتلا به پره اکلامپسی 72/7 برابر مادران سالم، در مادران با پارگی زودرس کیسه آب 3/11 برابر مادران طبیعی، در حاملگی های ناخواسته 1/2 برابر حاملگی های خواسته، در مراقبت های دوران بارداری کمتر از 4 بار 15/4 برابر مراقبت های 9 بار و در مادران با سابقه جفت سرراهی 96/8 برابر مادران بدون سابقه بود.&lt;br&gt; &lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; انجام مراقبت های پره ناتال و شناسایی مادران درخطر می تواند سبب کاهش تولد نوزادان نارس گردد.

</description>
						<author>غلامرضا شریف زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل روند میزان بروز سل با استفاده از مدل رگرسیون قطعه‌ای خطی در ایران طی سال‌های 87-1343</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=36&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; بررسی روند تغییرات میزان های مشاهده شده، اطلاعات ارزشمندی را جهت نیازسنجی، طرح، بازنگری برنامه ها و شاخص های توسعه هرکشور فراهم می سازد. هدف از مطالعه حاضر، به کار بردن مدل رگرسیون قطعه ای در تعیین روند تغییرات میزان بروز سل در ایران بوده است.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; در این مطالعه روند تغییرات الگوی میزان بروز سل در ایران طی 44 سال گذشته (87-1343) با استفاده مدل رگرسیون قطعه ای خطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای برآورد پارامتر های رگرسیونی از روش های کمترین مربعات و آزمون جایگشت و از معیار اطلاع بیز (BIC) نیز برای تصمیم گیری در انتخاب بهترین مدل از بین دو مدل رگرسیون پواسون و قطعه ای، استفاده گردید. تحلیل داده ها در نرم افزارهای آماری SAS و Joinpoint3.4 صورت گرفت.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج:&lt;/b&gt; &lt;br&gt;با توجه به مقدار p به دست آمده از آزمون جایگشت، فرض وجود دو نقطه تغییر طی سال های 1372 و 1356 پذیرفته شد (0108/0p=). میزان بروز بیماری سل طی 11 سال اول بررسی سیر نزولی با 1/10% کاهش سالانه، برای قطعه دوم طی سال های72-1356 سیر صعودی با 3/4 درصد افزایش در میزان بروز سالانه و برای قطعه سوم سیر نزولی با 5/4 درصد کاهش در میزان بروز سالانه بوده است. همچنین برای حداقل 10 سال آخر به طور میانگین سالانه 5/4 درصد از بروز بیماری سل کاسته شده است.&lt;br&gt; &lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; با توجه به نتایج بدست آمده از مدل رگرسیون قطعه ای می توان گفت، الگوی میزان بروز بیماری سل از سال 1371 به بعد روند نزولی داشته، که این کاهش از سرعت بالاتری در مقایسه با میانگین جهانی برآورد شده دارد، که نشان دهنده ارتقاء برنامه های کنترل بیماری سل و بهبود وضعیت بهداشتی در کشور است.

</description>
						<author>انوشیروان کاظم نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه بار حاصل از زایمان طبیعی و سزارین انتخابی در مراجعه کنندگان به بیمارستان‌های شهر اصفهان در سال 1388</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=37&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;با توجه به اهمیت فرایند زایمان و افزایش روزافزون آمار سزارین به مطالعه بار حاصل از دو شیوه زایمان بصورت طبیعی و سزارین و مقایسه آن ها پرداخته شد تا در برنامه ریزی و تصمیم گیری ها در آینده بکار آید.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; این مطالعه کوهورت برروی 2124 نفر از زنان در آستانه زایمان ترم مراجعه کننده به کلیه بیمارستان های شهر اصفهان انجام گردید. بروز عوارض زایمانی و تعیین وزن هر یک از عوارض و طول دوره بیماری مربوط به هر یک از عوارض، سال های از دست رفته عمر به دلیل مرگ و ناتوانی حاصل از هر دو شیوه زایمانی محاسبه و مقایسه گردید.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج&lt;/b&gt;: DALY حاصل از زایمان سزارین و زایمان طبیعی به ترتیب 7/20 و88/8 سال به ازاء هر هزار زایمان بدست آمد.DALY حاصل از زایمان سزارین در بیمارستان های خصوصی و دولتی به ترتیب 40/23 و 67/15 سال به ازاء هر هزار زایمان و DALY حاصل از زایمان طبیعی در بیمارستان های خصوصی و دولتی بترتیب 98/8 و 14/8 سال به ازاء هر هزار زایمان بدست آمد.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری&lt;br&gt;&lt;/b&gt;: DALY حاصل از سزارین در هر یک از بیمارستان های خصوصی و دولتی بیشتر از زایمان طبیعی بود و در مجموع DALY در بیمارستانهای خصوصی بیشتر از بیمارستان های دولتی بود. در هر یک از گروه های سنی زیر بیست سال و بین 35-20 سال و بالای 35 سال DALY حاصل از زایمان به روش سزارین بیشتر از زایمان طبیعی بود. بالا بودن DALY در زایمان سزارین لزوم انجام اقدامی مناسب و ایجاد تغییر در سیاست گزاری ها در جهت اصلاح روند فعلی را می طلبد.

</description>
						<author>زیبا فرج زادگان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان آگاهی، نگرش و بکارگیری پزشکی مبتنی بر شواهد در دستیاران بالینی دانشگاه علوم پزشکی کرمان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=38&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;Background &amp; Objectives:&lt;/b&gt; Today evidence-based medicine (EBM) has been accepted as a new and reliable paradigm in medical sciences and considered to improve the quality of medical practice. The objective of this study was to assess the knowledge and attitudes of Kerman Medical University (KMU) residents about EBM and the rate of its application.&lt;br&gt;&lt;b&gt;Methods:&lt;/b&gt; This cross sectional study was conducted in November 2009. A valid and reliable questionnaire was completed by residents at KUM.&lt;br&gt;&lt;b&gt;Results:&lt;/b&gt; Ninety four residents participated in the study in which 55.3% were male, the mean age was 32.7 years and the mean time from graduation as a General Physician was 5.6 years, 83.3% of respondents thought that EBM was beneficial in patient care but only 5.3 % of them claimed they use EBM in more than half of their clinical work and 88.3% of the participants expressed interest in learning EBM. The information source for clinical decision making in 59.6% of the residents was the text book, 41.4% clinical judgment combined with text books and only 19.2% articles.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;Conclusion: &lt;/b&gt;The residents of KMU have limited knowledge about EBM and it is a necessity to schedule EBM education programs to increase the resident’s knowledge and application.
</description>
						<author>نرگس خانجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی ناقلین بیماری لیشمانیوز جلدی در کانون شهرستان جاسک، استان هرمزگان با استفاده از تکنیک Nested-PCR</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=39&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; تکنیک های مولکولی مبتنی بر PCR با حساسیت و اختصاصیت بالا قادرند تعداد کم انگل در بدن ناقلین را نیز تشخیص دهند. شهرستان جاسک در جنوب شرقی کشور مهم ترین کانون بیماری سالک در استان هرمزگان بوده است. مطالعه حاضر بمنظور تعیین ناقلین بیماری در این کانون اجرا گردید.&lt;b&gt;&lt;br&gt; روش کار: &lt;/b&gt;در مطالعه ای توصیفی مقطعی در سال های 87-1386 پشه خاکی ها صید و با استفاده از کلیدهای تشخیصی مورد شناسایی قرار گرفتند. استخراج DNA بروش پروتئیناز K و فنل/کلروفرم/آیزوآمیل الکل انجام و تکثیر بخش متغیر مینی سیرکل های کینتوپلاست انگل نیز با استفاده از دو تکنیک Nested-PCR و با سری پرایمرهای LIN R4-LIN17-LIN19 و CSB2XF-CSB1XR-LiR-13Z صورت پذیرفته و باندهای حاصله با مقایسه با نمونه های استاندارد شناسایی شدند.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;نتایج:&lt;/b&gt; در مجموع 8123 عدد پشه خاکی از هشت گونه (سه گونه فلبوتوموس و پنج گونه سرژانتومیا) صید و تعیین هویت گردید. سه گونه فلبوتوموس پاپاتاسی؛ فلبوتوموس صالحی و سرژانتومیا تئودوری به ترتیب با 91/59؛ 21/17 و 32/7 درصد صید گونه های غالب بودند. آلودگی لیشمانیایی در سه نمونه (5%) از گونه ف. پاپاتاسی و دو نمونه (4%) از گونه ف. صالحی مشاهده و گونه انگل
Leishmania major تعیین گردید. ترجیح خونخواری این دو گونه از انسان بترتیب 6/29 و 18 درصد بود.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; مطالعه حاضر اولین مطالعه تعیین ناقلین بیماری لیشمانیوز پوستی به روش مولکولی در استان هرمزگان بود که نشان داد نوع بیماری در این کانون نوظهور از نوع روستایی یا مرطوب و با عامل لیشمانیا ماژور است. براین اساس دو گونه پشه خاکی ف. پاپاتاسی و ف. صالحی به عنوان ناقلین بیماری در این کانون معرفی می شوند.

</description>
						<author>کوروش عزیزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط اضافه وزن با نزدیک بینی در کودکان دبستانی اسلامشهر در سال 1388</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=40&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;سابقه و هدف افزایش چشم گیر شیوع نزدیک بینی درطول چند دهه گذشته درجوامع غربی و شرقی پیشنهاد می کند که احتمالاً تغییردرشیوه زندگی نوزادی و کودکی بعنوان ریسک فاکتوری مهم تأثیر زیادی برگسترش نزدیک بینی داشته است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان اضافه وزن و نزدیک بینی درکودکان دبستانی اسلامشهر اجرا شد.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;در این مطالعه موردی– شاهدی گذشته نگر240دانش آموز پایه دوم تا چهارم دبستان که بعد از ورود به مدرسه نزدیک بین بودن آن ها تشخیص داده شده بود، به عنوان مورد و240 همکلاسی بدون مشکل بینایی به عنوان شاهد وارد مطالعه شدند. داده های مربوط به وزن، قد و سن کودک زمانی که وی کلاس اول ابتدایی بوده، وزن، قد تولد کودک و ابتلای او به نزدیک بینی ازاطلاعات ثبت شده موجود بدست آمد. نمایه توده بدنی محاسبه گردید.کودکان دارای نمایه توده بدنی بیشتر یا مساوی صدک 85 استاندارد CDC2000 به عنوان اضافه وزن تعیین شدند. اطلاعات در زمینه عوامل مرتبط بانزدیک بینی قبل از ورود به مدرسه به روش مصاحبه با والدین جمع آوری شدند. نسبت شانس تعدیل شده وضعیت اضافه وزن بعداز تعدیل اثر متغیرهای مخدوش کننده محاسبه شد.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;نتایج:&lt;/b&gt; از کل کودکان مورد بررسی3/53% را دخترها و 7/46% را پسرها تشکیل دادند. 8/23% کودکان مورد و1/10% گروه شاهد دارای اضافه وزن بودند. پس از تعدیل سایر عوامل خطر احتمالی (سابقه فامیلی، دریافت شیر مادر، فعالیت بدنی، کار نزدیک، شغل مادر و وضعیت مالی)، اضافه وزن به صورت مستقل با نزدیک بینی مرتبط بود (نسبت شانس تعدیل شده 10/3 با فاصله اطمینان 95% 90/1 تا 03/5). &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;یافته ها حاکی از آن است که اضافه وزن کودکان قبل از ورود به مدرسه با افزایش خطر نزدیک بینی درسال های بعد مرتبط می باشد. بنابراین آموزش های لازم برای داشتن الگوی غذایی پیشگیری کننده از چاقی و شیوه زندگی فعال تر الزامی است.

</description>
						<author>احمد رضا درستی مطلق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نابرابری در عوامل خطر بیماری‌های غیرواگیر در شهرستان شاهرود</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=41&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

&lt;b&gt;مقدمه و اهداف: &lt;/b&gt;بیماری های غیرواگیر در همه جوامع قسمت اعظم بار بیماری ها را به خود اختصاص می دهند. عوامل خطر ایجاد کننده این بیماری ها کمتر بررسی شده و نابرابری در این عوامل اهداف سلامت برای همه را تحت تأثیر قرار می دهد. بررسی نابرابری
اقتصادی-اجتماعی در عوامل خطر بیماری های غیر واگیر و شناسایی عوامل مؤثر بر این نابرابری در شهرستان شاهرود اهداف این مطالعه هستند.&lt;br&gt; &lt;b&gt;روش کار: &lt;/b&gt;داده های نظام مراقبت غیرواگیر شهرستان شاهرود در سال 83 مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین متغیر وضعیت
اقتصادی- اجتماعی، از روش آنالیز مولفه اصلی (principal component analysis) استفاده گردید. هر یک از عوامل خطر بیماری های غیر واگیر در سطوح مختلف این متغیر بررسی و شاخص تمرکز (Concentration Index) محاسبه شد. برای بررسی علل ایجاد کننده نابرابری این شاخص به عوامل مؤثر از آنالیز تجزیه (decomposition analysis) استفاده شد.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;شاخص تمرکز برای فشارخون، مصرف سیگار، بی حرکتی و تغذیه نامناسب به ترتیب برابر 141/0- ،191/0- ،046/0- و 091/0- محاسبه گردید و اختلاف منحنی تمرکز در مورد این عوامل از خط برابری معنی دار بود. این شاخص برای دیابت، چاقی و کلسترول بالا معنی دار نبود. سن، شغل کارمندی، مجرد بودن، زندگی در روستا و وضعیت اقتصادی پایین از عوامل مهم مؤثر بر این نابرابری ها هستند.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;بررسی شاخص و منحنی های تمرکز نشان دهنده وجود نابرابری قابل توجه در بعضی از عوامل خطر بیماری های غیرواگیر در شهرستان شاهرود می باشد. مطالعات با حجم نمونه  بیشتر و متغیرهایی که وضعیت اقتصادی-اجتماعی را بهتر توصیف کند، پیشنهاد می گردد.

</description>
						<author>علی عالمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اپیدمیولوژیک لیشمانیوز پوستی با روش بیماریابی فعال و درمان بیماران و آموزش به دانش‌آموزان شهر بم و حومه طی سال 1389</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=42&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; لیشمانیوز پوستی یکی از مشکلات جدی بهداشتی در کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری از جمله ایران به شمار می رود. شهرستان بم یکی از کانون های قدیمی لیشمانیوز پوستی از نوع شهری است. این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع، بیماریابی، درمان بیماران و آموزش به کلیه دانش آموزان شهر بم و حومه در سال 1389 انجام گرفت.&lt;br&gt; &lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; کلیه دانش آموزان (18501 نفر) شهر بم و حومه مورد بررسی و افرادی که از نظر آزمایشگاه مثبت شدند تحت درمان کامل قرار گرفتند. به تمام دانش آموزان و معلمین مدارس پمفلت آموزشی جهت اطلاع رسانی به خانواده ها تحویل داده شد. داده ها پس از ورود به کامپیوتر با آزمون آماری کای 2 )2χ( مورد تجزبه و تحلیل قرار گرفت.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;در مجموع 16964 نفر ویزیت و 3/8% آن ها (1537 نفر) غیبت داشتند. در مرحله اول 117 نفر (69%) مظنون به مرکز درمان سالک ارجاع و جمعاً 48 نفر(28 در ده هزار) بیمار قطعی که 19نفر (5/39%) از آن ها دختر و 29 نفر(5/60%) پسر بودند. 15 نفر (2/31%) از بیماران از نوع لوپوئیدی یا شکست در درمان و عودداشته اند.

&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; میزان شیوع بیماری در مقایسه با مطالعه مشابه ای که در سال 84 انجام گرفت قریب 8 1برابر کاهش نشان می دهد. بیماریابی و درمان به موقع بیماران تجربه موفقی است که می تواند الگوی مناسبی برای کشورهای آلوده درمعرض حوادث و بلایای طبیعی باشد.

</description>
						<author>ایرج شریفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>علل عدم گزارش‌دهی صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده در دانشجویان پرستاری و مامایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=43&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه و اهداف:&lt;/b&gt; دانشجویان پرستاری و مامایی به علت تجربه کم در مراقبت از بیمار ممکن است در معرض خطر صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده باشند. تعداد صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده آلوده در این دانشجویان به علت گزارش دهی ناکافی آن مشخص نیست. هدف از این مطالعه تعیین علل عدم گزارش دهی صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده در دانشجویان پرستاری و مامایی است.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; این پژوهش یک مطالعه توصیفی و مقطعی بود که در سال 1388 در دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد. 207 دانشجوی پرستاری و 68 دانشجوی مامایی در این پژوهش شرکت کردند. یک پرسشنامه دو قسمتی که شامل اطلاعات دموگرافیک و سئوالاتی در باره مواجهه با صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده و فراوانی و موانع عدم گزارش دهی صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده بود. اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;نتایج: &lt;/b&gt;نتایج نشان داد که به ترتیب 43 % و 58/20 % از دانشجویان پرستاری و مامایی حداقل یک بار دچار صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده در یک سال گذشته شده بودند. به ترتیب تنها 95/44 درصد (40 نفر) و 50 درصد (7) از دانشجویان پرستاری و مامایی که دچار این صدمات شده بودند تمام صدمات را در سال گذشته گزارش کرده بودند. مهم ترین دلایل گزارش نکردن این صدمات شامل خطر پایین عفونت در منبع صدمه (8/44 درصد)، عدم آگاهی از فرایند گزارش دهی (73/36 درصد) و ترس از کاهش نمره ارزشیابی
(69/34 درصد) بود.
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; میزان صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده و همچنین گزارش نکردن این صدمات در دانشجویان پرستاری و مامایی بالا است. برنامه آموزشی بیشتری برای افزایش آگاهی این دانشجویان باید اجرا گردد. همچنین باید مربیان یک عکس العمل مثبت در قبال گزارش دهی صدمات ناشی از سرسوزن و اجسام برنده در دانشجویان داشته باشند.



</description>
						<author>نیره باغچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>لزوم استاندارد‌سازی طبقه‌بندی شغلی در تحقیقات</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/irje/browse.php?a_id=44&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author>بیژن مقیمی دهکردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
