43 نتیجه برای پروین
الهم آخوند زاده، پروین یاوری، یداله محرابی، علی کبیر،
دوره 11، شماره 1 - ( دوره 11، شماره 1 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در مطالعههای مختلف، میزان بقای بیماران مبتلا به سرطان معده در کشور متفاوت گزارششده و یک برآورد کلی از آن وجود ندارد. هدف از این مطالعه، فراتحلیل میزان بقای 1،3و 5 ساله بیماران مبتلا به سرطان معده در ایران است.
روش کار: در این مطالعه، تمامی پایگاههای داخلی شامل Iran Medex, Magiran , SIDو Medlib و پایگاههای انگلیسیزبان شاملGoogle Scholar و PubMedبا استفاده از کلیدواژههای «سرطان معده» و «میزان بقا» و سایر کلیدواژههای مترادف فارسی و انگلیسی، در فاصله زمانی 1392-39 جستجو شد. سپس تمام مقالههای مرور شده، که دارای معیار ورود به مطالعه بوده و از کیفیت قابل قبولی برخوردار بودند؛ مورد بررسی قرار گرفتند. برای ترکیب نتایج مطالعهها از مدل اثرات تصادفی Der Simonian and Laird استفاده شد. سایر آنالیزها شامل تحلیل زیرگروهها و تحلیل حساسیت و بررسی سوگیری انتشار با استفاده از نمودار قیفی و آزمونهای بگ و ایگر بود. در نهایت دادهها توسط نرمافزارSTATA نسخه11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: از تعداد 235 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه، تعداد 9 مطالعه شرایط ورود به این تحقیق را داشتند، که بر اساس آنها میزان بقای 1،3و5 ساله بیماران مبتلا به سرطان معده به ترتیب 57/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 70/0-45/0)، 29/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 37/0–22/0) و 17/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 21/0-13/0) به دست آمد.
نتیجهگیری: مطالعههای انجامشده در مناطق مختلف ایران محدود و آمار دقیقی از میزان بقا در سایر مناطق ایران وجود ندارد. بنابراین مطالعههای بیشتری، برای دستیابی به برآورد دقیقتری از میزان بقا و عوامل مؤثر بر آن در کل کشور مورد نیاز است.
محمد حسین پناهی، پروین یاوری، داود خلیلی، یداله محرابی، فرزاد حدائق، فریدون عزیزی،
دوره 11، شماره 1 - ( دوره 11، شماره 1 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعههای بیماریهای مزمن نشان میدهند که ممکن است افراد چاق به طور متناقضی، بقای بهتری داشته باشند. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثر بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک در رخداد بیماری عروق کرونر قلب میباشد.
روش کار: به منظور بررسی رخداد بیماری عروق کرونر قلب 6507 نفر شرکت کننده (میانگین سنی 4/47 سال، 4/43 درصد مرد) به مدت 10 سال پیگیری شدند. شرکتکنندهها بر اساس وجود یا عدم وجود بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک به 4 گروه تقسیم شدند. سپس با استفاده از مدل رگرسیونی چند متغیره کاکس نسبت مخاطره گروهها نسبت به گروه بدون بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک در 1/27>BMI و 1/27&leBMI محاسبه شد.
نتایج: نسبت مخاطره در مردان و زنان BMI پائین با بیماری مزمن کلیوی و بدون سندرم متابولیک به ترتیب 06/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 31/3-28/1) و 56/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 31/6-04/1) بود. این مقدار در بیماران BMI بالا از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین در مردان و زنان BMI پائین مبتلا به سندرم متابولیک بدون بیماری مزمن کلیوی، نسبت مخاطره به ترتیب 52/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 73/3-71/1) و 68/4 (فاصله اطمینان 95 درصد: 95/9-20/2) بود. در بیماران BMIبالا این مقادیر 70/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 78/2-05/1) و 90/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 13/3-16/1) بود.
نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهد که خطر بروز بیماری عروق کرونر قلب در افراد BMI پائین مبتلا به سندرم متابولیک و بدون بیماری مزمن کلیوی تقریباً دو برابر بیماران BMI بالا میباشد.
محمد خدادوست، پروین یاوری، مسعود بابایی، فاطمه سروی، سید سعید هاشمی نظری،
دوره 11، شماره 3 - ( دوره 11 شماره 3 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سیاستگذاران حوزهی بهداشت لازم است بدانند دادههایی که مبنای تصمیمگیری آنان را تشکیل میدهد تا چه اندازه قابل اعتماد است. میزان کاملشماری ثبت بهعنوان معیاری از کیفیت ثبت سرطان مورد استفاده قرار میگیرد که عبارت است از مقداری از موارد بروز سرطان قابل گزارش در جمعیت مورد بررسی که واقعاً در سامانه ثبت شدهاند.
روش کار: پس از حذف موارد تکراری، تعداد کل 471 مورد جدید سرطان مری که توسط دادههای پاتولوژی، مستندات بیمارستانی و گواهیهای مرگ در طی سالهای 1385 و 1387 به مرکز ثبت سرطان اردبیل گزارش شدند؛ وارد مطالعه گردید. میزان بروز با استفاده از روش صید- بازصید و با استفاده از مدلهای لگاریتم خطی برآورد شد. بهمنظور انتخاب مدلی که بیشترین برازش را دارد؛ از معیارهای BIC، G2 و معیارهای اطلاعات آکائیک و بیزین استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، مدلی دارای ارتباط بین دو منبع پاتولوژی و مستندات بیمارستانی و همچنین منبع گواهیهای مرگ بهطور مستقل از این دو منبع بهعنوان مدلی که بهترین برازش را دارد؛ انتخاب شد. برآورد میزان کلی کامل بودن ثبت برای سرطان مری برای سالهای 1385 و 1387 برابر با 36 درصد بود. منبع پاتولوژی بیشترین میزان کاملشماری ثبت را برای سرطان مری با کاملشماری 17/21 درصد داشت. میزان برآورد شده بروز محاسبه شده توسط روش لگاریتم خطی به ترتیب 71/49 و 87/53 در صدهزار نفر محاسبه شد.
نتیجه گیری: میزان پایین کاملشماری ثبت در اردبیل نیاز به اعمال تغییراتی در بیماریابی و خلاصهسازی مشخصاتی مانند استفاده از کد ملی و پرونده الکترونیک سلامت افراد به منظور ثبت دقیقتر سرطان است.
روناک قهرمانی، پروین یاوری، سهیلا خداکریم، کوروش اعتماد، اردشیر خسروی، رشید رمضانی دریاسری، محمد امین پور حسین قلی،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شماره 4، زمستان 94 1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان کولورکتال، چهارمین علت مرگ ناشی از سرطان در دنیا است و سالیانه 000/430/1 نفر را مبتلا میکند و تقریباْ نیمی فوت میکنند. در میان مردان ایرانی، پنجمین و در زنان ایرانی سومین سرطان شایع میباشد. این مطالعه به منظور برآورد میزان بقای مبتلایان به سرطان کولورکتال و عوامل مرتبط با استفاده از مدل مخاطره جمعی آلن انجام گردید.
روش کار: طی سالهای ۸۸-۱۳۸۴، 24807 بیمار با تشخیص سرطان کولورکتال در واحد ثبت سرطان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ثبت شده بود. سن ، جنس، وضع تأهل، تحصیلات، وضع اشتغال، محل سکونت، مرحله تشخیص تومور، ناحیه درگیر به عنوان عوامل دموگرافیک و بالینی که روی میزان بقا مؤثرند، به مدل مخاطره جمعی آلن وارد شدند و از نمودار آلن برای بررسی اثر این عوامل در طول زمان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزار R3.2.0 استفاده شد.
یافتهها: مرحله تشخیص تومور به عنوان مهمترین تعیین کننده میزان بقا رابطه معنیداری با میزان بقای مبتلایان داشته و میزان بقای 1 تا 5 ساله در بیماران مرحله دوم و سوم تومور به ترتیب 100، 98، 96، 93 ، 93 و و 99، 97، 94، 90 ، 84 درصد به دست آمد.
نتیجهگیری: باوجود تمایل بسیاری از پژوهشگران در استفاده از مدل کاکس در تحلیل دادههای بقا، مدل مخاطرات جمعی آلن این قابلیت را دارد که اثر متغیرهای مستقل را در طول زمان بررسی کند و دید بهتری به پژوهشگر در مطالعههای پیشآگهی کننده بقا در بیماران مبتلا به سرطان ارایه دهد. با توجه به نتایج این پژوهش نیاز به تشخیص زودرس سرطان کولورکتال در مراحل اولیه سرطان، برای افزایش طول عمر بیماران ضروری به نظر میرسد.
سیما مسعودی، یداله محرابی، داود خلیلی، پروین یاوری،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شماره 4، زمستان 94 1394 )
چکیده
اندازه گیری ویژگیهای مورد بررسی در تحقیقات علوم پزشکی تقریباً همیشه در معرض خطای اندازهگیری تصادفی قرار دارند که معمولاً این خطا و اثرات ناشی از آن توسط پژوهشگران نادیده گرفته میشود. یکی از اثرهای خطای تصادفی در اندازهگیری یک پدیده آماری به نام «بازگشت به میانگین» است. این پدیده زمانی مشاهده میگردد که بر اساس اندازه یک متغیر، گروهی انتهایی از جمعیت انتخاب گردد. اگر در این گروه اندازهگیری دومی از متغیر انجام شود. در مقایسه با میانگین اندازهگیری اول، میانگین اندازهگیری دوم به میانگین جمعیت نزدیکتر خواهد شد. در مطالعههای مداخلهای، این افزایش (یا کاهش) ممکن است اثر مداخله انجام شده تلقی شده و نتیجه گرفته شود که درمان مؤثر بوده است، در حالی که اثری نداشته است. نادیده گرفتن بازگشت به میانگین سبب خطا در نتیجهگیری و تفسیر نتایج مطالعهها، تصمیمگیری در پزشکی مبتنی بر شواهد و برنامهریزی برای اقدامات پیشگیری و بهداشتی خواهد شد. این مقاله به اهمیت این موضوع و اثر آن در مطالعههای مداخلهای اپیدمیولوژیک و راههای اجتناب از آن میپردازد.
فرید زایری، سید حسین سید آقا، هاله آقا مولایی، فرزانه برومند، پروین یاوری،
دوره 12، شماره 2 - ( دوره 12، شماره 2 1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پستان یکی از رایجترین بدخیمیهای زنان است که بعد از سرطان ریه بیشترین میزان مرگ را به خود اختصاص داده است. هدف این مطالعه، مقایسه دو مدل رگرسیون لجستیک و درخت ردهبندی در تعیین عوامل مؤثر و پیشبینی ابتلا به سرطان پستان است.
روش کار: دادههای مورداستفاده برگرفته از یک مطالعه مورد- شاهدی است که بر پایه اطلاعات بیمارستانی از 303 بیمار مبتلابه سرطان پستان بهعنوان مورد و همین تعداد افراد غیرمبتلا به این سرطان بهعنوان شاهد بهدستآمده است. ابتدا 16 متغیر بهعنوان عوامل خطر بالقوه در دو مدل درخت ردهبندی و رگرسیون لجستیک وارد و نتایج حاصل با استفاده از سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد (ROC) و مقدار حساسیت و ویژگی مقایسه شدند.
نتایج: از 16 متغیر موردبررسی، پنج متغیر در مدل درخت ردهبندی و پنج متغیر در مدل رگرسیون لجستیک معنیدار شدند. پیشبینی بر اساس این متغیرها منجر به حساسیت، ویژگی و سطح زیر منحنی ROC 71 درصد، 69 درصد و 7/74 درصد برای درخت ردهبندی و3/63 درصد، 8/68 درصد و 1/71 درصد بهترتیب برای رگرسیون لجستیک گردید.
نتیجهگیری: با توجه به معیارهای بهدستآمده، مدل درخت ردهبندی از توانایی بالاتری نسبت به رگرسیون لجستیک در تفکیک بیماران از افراد سالم برخوردار بود. نتایج بهدستآمده از مطالعه حاضر نشان داد که سه متغیر وضعیت یائسگی، تعداد افراد مبتلا به سرطان پستان در خانواده و سن مادر هنگام اولین تولد زنده در هر دو مدل رگرسیون لجستیک و درخت ردهبندی بهطور مشترک معنیدار بودهاند.
فرشته عثمانی، ابراهیم حاجی زاده، پروین منصوری،
دوره 12، شماره 3 - ( دوره 12 شماره 3 1395 )
چکیده
مقدمه واهداف: دادههای مطالعههایی که در آن هر فرد امکان تجربه متعدد یک پیشامد را در زمانهای مختلف داشته باشد؛از نوع حوادث بازگشتی هستند. از رایجترین رویکردهای تحلیل رخدادهای بازگشتی،بهدست آوردن برآوردی از میانگین/نرخ بروز رخدادها در زمانهای مختلف است. دراین زمینه یکی از مواردی که میتواند به شناخت بیشتر اثر فاکتور مورد نظر بر پاسخ کمک کند، مشخصکردن تغییرپذیری اثر متغیرهای کمی روی نرخ وقوع رخدادها در طول زمان است. در این مطالعه از روشهای کرنل و بیاسپلاین برای هموارسازی برآورد ضرایب در مدل نرخ با ضرایب وابسته-زمان و کاربرد آن دردادههای مبتلایان به پسوریازیس استفاده شد.
روشکار: در این مطالعه از دادههای موجود در پروندههای بیماران مبتلا به پسوریازیس که در طی فروردین 1385تاخرداد1393در بخش پوست بیمارستان امام خمینی تهران،عود منجربه بستری داشتهاند، استفاده شد. برای بررسی میزان عود بیماری در طول سال از مدل نرخ با ضرایب وابسته-زمان استفاده شد و تغییرپذیری اثرات با استفاده از آزمون والد مورد ارزیابی قرار گرفت. برای برآورد ضرایب در مدل نرخ وابسته-زمان از توابع بیاسپلاین و کرنل کمک گرفتهشد. در پایان یافتههای حاصل از دو روش براساس برآوردهای بهدست آمده با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان دادکه براساس نتیجه آزمون والد، اثرمتغیری مانند فصلعود روی میزان عود پسوریازیس بهصورت معنیداری متفاوت است(P<0.01). همچنین باتوجه به برآورد ضرایب از دو روش بیاسپلاین وکرنل تفاوت چندانی بین این دو روش مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در شرایطی که اثرمتغیر موردبررسی روی وقوع رخدادها درنقاط مختلف زمانی متفاوت است؛استفاده از مدل نرخ با ضرایب وابستهزمان میتواند برآورد مناسبتری از اثر متغیر مورد نظر بر پاسخ ارایه دهد.
میثم الفتی فر، سید مهدی حسینی، مسعود بهرامی، منوچهر کرمی، مسعود پروین،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1، بهار 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از موارد کاربرد درصد خطر قابل انتساب جمعیت برآورد بار بیماری جمعیت در مواجهه با چند عامل خطر است. این مطالعه بهمنظور برآورد مقادیر درصد خطر قابل انتساب جمعیت (PAR%) خوشههای زمان مکان موارد سل ریوی در استان همدان اجرا شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات موارد سل ریوی از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد و پس از کشف خوشههای معنیدار با استفاده از آماره کاوشی زمان-مکان از PAR% بهمنظور تحلیل خوشهها و برآورد دقیقتر مکانهای کشف خوشه استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 4 خوشه زمان-مکان اولیه،3 خوشه زمان- مکان ثانویه برای موارد سل ریوی و 92 درصد مواردی که وضع مشخصی از نظر ابتلا به اچآیوی/ایدز نداشتند؛ در نواحی مطالعه کشف شد. با وجود تفاوت مکانهای خوشههای کشفشده و تفاوت مقادیر PAR% منتسب به آنها، دومین خوشه اولیه موارد سل ریوی (متشکل از شهرستانهای رزن، فامنین و کبودرآهنگ) بیشترین مقدار PAR% را داشت که نیازمند توجه بیشتری است.
نتیجه گیری: وجود خوشههای زمانی-مکانی معنیدار در استان همدان لزوم استفاده از درصد قابل انتساب جمعیت را بهمنظور تمایز دقیقتر نواحی خوشههای کشفشده برای اتخاذ معیارهای پیشگیری و کنترل از بیماری ضروری میسازد. با اینحال مطالعههای تحلیلی بیشتری بهمنظور کشف عوامل مؤثر بر رخداد موارد سل ریوی نیاز است.
مصطفی عنایت راد، کورش اعتماد، سهیلا خداکریم، پروین یاوری،
دوره 13، شماره 3 - ( دوره 13، شماره 3، پاییز 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان کولورکتال چهارمین سرطان شایع و پنجمین علت مرگومیر ناشی از سرطان در ایران است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میزان بروز سرطان کولورکتال در مردان و زنان با شاخص توسعه انسانی و اجزای آن در استانهای مختلف ایران انجام شد.
روش کار: این مطالعه یک بررسی اکولوژیک، برای تعیین ارتباط میزان بروز سرطان کولورکتال در مردان و زنان با شاخص توسعه انسانی میباشد، که بر اساس اطلاعات مرکز ثبت سرطان و دادههای سرشماری مرکز آمار ایران انجام شده است. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام شد. از آزمون همبستگی پیرسون برای ارزیابی ارتباط بین میزان بروز سرطان کولورکتال و شاخص توسعه انسانی و اجزای آن استفاده شده است. P≤0.05 سطح معنیداری آماری در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیشترین میزان بروز سرطان کولورکتال در مردان، به ترتیب در استانهای تهران (78/16)، آذربایجانشرقی (41/14)، سمنان (62/13) و بیشترین میزان بروز سرطان کولورکتال در زنان، به ترتیب در استانهای تهران (47/18)، سمنان (80/14) و آذربایجانشرقی (82/12) گزارش شده است. نتایج بررسی نشان داد بین میزان بروز سرطان کولورکتال در مردان (605/0=r) و زنان (661/0=r) با شاخص توسعه انسانی همبستگی مثبت وجود دارد، این رابطه از نظر آماری معنیدار بود (001/0< P).
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن میزان بروز سرطان کولورکتال در استانهایی که شاخص توسعه انسانی بالاتری دارند؛ بنابراین بررسی میزان بروز سرطان توسط شاخص توسعه انسانی و اجزای آن میتواند برای نشان دادن تصویر واضحتری از توزیع سرطان در هر کشور مفید باشد و برای پیشگیری از سرطان مورد استفاده قرار گیرد.
احسان مصطفوی، علی اکبر حقدوست، پروین یاوری، رضا چمن، علیرضا مصداقی نیا، مصطفی عنایت راد،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4, زمستان 1396 )
چکیده
در راستای پاس داشت بزرگان علمی که در اعتلای دانش و خدمت بی دریغ به میهن نقش آفرینی نموده اند، لازم است زندگی نامه و شخصیت ایشان به صورت مستند منتشر شود تا در تاریخ کشور ثبت و الگویی جاودان برای نسل های بعد باشند.
استاد دکتر ابوالحسن ندیم، استاد اپیدمیولوژی و پایه گذار اپیدمیولوژی نوین در ایران، با داشتن سه تخصص انگلشناسی، اپیدمیولوژی و علوم آزمایشگاهی، فعالیتهای درخشانی در حوزه بهداشت در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی انجام دادهاند.
فعالیتهای ایشان در حوزههای مختلف اپیدمیولوژی و بهداشت صورت گرفته و تلاشها و دستاوردهای چشمگیر ایشان در جنبههای مختلف لیشمانیوز و بررسی گسترش انواع فلبوتوموسها در ایران دارای اهمیت فراوانی است. با بیش از 45 سال سابقه خدمت، بخش عمدهی دانشآموختگان اپیدمیولوژی در کشور به طور مستقیم یا غیرمستقیم، شاگرد ایشان بودهاند.
مروری اجمالی بر زندگی بزرگمرد بهداشت کشور، آقای دکتر ابوالحسن ندیم، که در این مقاله به تحریر در آمده است نشان می دهد که دانش وافر، تلاش مستمر و عشق و علاقه به خدمت صادقانه در زندگی ایشان روشنایی بخش افرادی است که در این وادی گام بر می دارند.
عاطفه ارشدی، پروین یاوری، محمد حسین الیاسی، علیرضا ابدی، علی اصغر کلاهی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پژوهشهای انجام شده در رابطه با مهارتهای زندگی و سلامت عمومی عمدتاً در بردارنده چند مهارت یا بخشی از سلامت بوده است. در این مطالعه 10 مؤلفه مهارت و 3 مؤلفه سلامت عمومی در مراجعان به مراکز خدمات درمانی و مشاورهای بنیاد شهید تهران بررسی و رابطه بین هریک از مهارتها با سطوح چندگانه سلامت عمومی سنجیده شد.
روش کار: پژوهش روی 600 فرد دریافت کننده خدمات به روش تصادفی از جامعه آماری انجام شد. دادهها با استفاده از دو پرسشنامه استاندارد جمعآوری و با آزمونهای آماری t، آنالیز واریانس یکطرفه، تعقیبی توکی و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. به منظور شناخت روابط علّی بین متغیرها و شیوه تأثیرگذاری مهارتها بر سلامت عمومی، از تحلیل مسیر و نرم افزار لیزرل نسخه 8 استفاده شد.
یافتهها: میانگین برخورداری از مهارتها به ترتیب بیشترین مربوط به مدیریت هیجان، تفکر نقاد، جذب حمایت اجتماعی و تفکر خلاق، تصمیمگیری، مدیریت استرس، خود آگاهی، همدلی و ارتباط مؤثر و حل مسأله بود. یافتههای تحلیل مسیر نشان دهنده یک ارتباط قوی بین مجموع مهارتهای زندگی و سلامت عمومی بود. تأثیر مهارتها بر عملکرد اجتماعی بیش از سایر مؤلفههای سلامت بود.
نتیجهگیری: سهم مهارت مدیریت هیجان، تفکر خلاق، ارتباط مؤثرمؤثر و مدیریت استرس در پیشبینی سلامت عمومی بیش از بقیه ابعاد مهارتهای زندگی است. باتوجه به اهمیت سلامت عمومی، پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی برای ارتقای مهارتها و افزایش سطح سلامت عمومی با تمرکز بیشتری در این زیرگروه جمعیتی اجرا شود.
کامناز شریف الکاشانی، پروین یاوری، بابک عشرتی، رضا شکرریز، فرزاد تاجدینی، نوشین عقیلی،
دوره 16، شماره 4 - ( دوره 16، شماره 4 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تشخیص صحیح و بههنگام طغیان بیماریهایی با دوره کمون کوتاه مانند انواع اسهال خونی از اهمیت زیادی در نظام سلامت برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین کشف طغیانهای اسهالهای خونی با روش مجموع تراکمی انجام گردید.
روش کار: مطالعه به روش سری زمانی با استفاده از دادههای نظام مراقبت کشوری بین سالهای 96-1393 انجام شد. حد آستانه اعلان طغیان در هر فصل و استان بهصورت جداگانه با استفاده از میانگین در سه سال 95-1393 در همان فصل و استان تعیین و تعداد اعلان طغیانها در روش مجموع تراکمی که برابر تعداد موارد بالاتر از حد آستانه بالایی در نمودار تجمعی است؛ با تعداد طغیانها اعلام شده به روش فعلی نظام مراقبت کشوری در سال 1396 در هر فصل در استانهای اصفهان، خوزستان و همدان مقایسه شدند.
یافتهها: در استان اصفهان در بهار و تابستان اعلان طغیان به روش فعلی بیش از روش مجموع تراکمی و در پاییز و زمستان کمتر از مجموع تراکمی بود. در استان خوزستان در تمام فصول اعلان طغیان به روش فعلی به شکل قابل توجهی بیش از روش مجموع تراکمی و در استان همدان در تمام فصول اعلام طغیان به روش فعلی کمتر از روش مجموع تراکمی بود.
نتیجهگیری: با توجه به تفاوت زیاد مشاهده شده در میزان اعلام اسهال خونی در مناطق جغرافیایی و فصول مختلف سال، استفاده از روش مجموع تراکمی راه بهتری برای اعلام طغیان بهویژه در مناطق با میزان بروز بالا بهنظر میرسد.
مریم شامی، پروین عضدی، مرضیه محمودی، سعید نجف پور بوشهری، فائزه جهان پور،
دوره 17، شماره 1 - ( دوره 17، شماره 1، بهار 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: فعالیت بدنی یکی از اجزای سبک زنـدگی است که بهعنوان یک رفتار مهم ارتقا دهنده سلامت باعـث پیشگیری و به تأخیر انداختن انــواع بیماریهای مزمن و مرگومیر زودرس میشود. با توجه به کاهش مقدار فعالیت بدنی در سالهای اخیر، این مطالعه با هدف بررسی فعالیت بدنی دانشآموزان دوره ابتدایی شهر بوشهر در سال ۱۳۹۸ انجام یافته است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی– تحلیلی از نوع مقطعی، جامعه پژوهش شامل تمامی دانشآموزان ابتدایی شهر بوشهر بود، تعداد ۴۰۶ دانشآموز به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد سطح فعالیتبدنی کودکان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه ۲۰ از آزمونهای آماری t مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه، ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره فعالیت بدنی شرکتکنندگان 84/0± 27/3 بود، که بیان کننده سطح متوسطی از فعالیت بدنی است. بین فاکتورهای جمعیتشناختی (تحصیلات پدر و مادر، مقطع تحصیلی و شاخص توده بدنی) با فعالیتبدنی ارتباط آماری معنیدار مشاهده شد. دانشآموزانی که والدین آنها دارای سطح تحصیلات بالاتری بودند، فعالیتبدنی بیشتری داشتند و افردای که چاق بودند فعالیت بدنی کمتری داشتند.
نتیجهگیری: بین عدم فعالیت بدنی و افزایش شیوع اضافه وزن و چاقی ارتباط مستقیمی وجود دارد و توجه بـه شـیوه زنـدگی افـراد بهویژه کودکان و نوجوانان که در سنین یادگیری هستند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنابراین لازم است در راستای ارتقای مقدار فعالیت بدنی دانشآموزان، برای آموزش و فرهنگسازی لازم، اهتمام بیشتری به عمل آید.
سارا جلالی فراهانی، پریسا امیری، زینب شایقیان، پرنیان پروین، لیلا چراغی، فریدون عزیزی،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع بیماری کووید-19 با افزایش سطح اضطراب و استرس و محدودیت دسترسی به خدمات پزشکی، تهدیدی برای رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بیماری در افراد دیابتی است. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط شیوع بیماری کووید-19 بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران دیابتی بود.
روش کار: پژوهش حاضر روی 318 فرد بزرگسال مبتلا به دیابت نوع 2 که در فاصله سال های 1397 تا 1399 در مطالعه قند و لیپید تهران شرکت کرده و پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی را تکمیل نموده بودند، انجام شد. داده های رفتارهای خودمراقبتی مجدداً 3-4 ماه پس از اعلام همه گیری در کشور، از طریق تماس تلفنی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه و آزمون تی زوجی استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره کل رفتارهای خودمراقبتی قبل و بعد از شیوع بیماری کووید-19، به ترتیب 8/14±7/49 و 9/13±1/56 بود (001/0>P). در زنان، بعد از شیوع کووید-19، نمره کل خودمراقبتی پس از تعدیل نمره قبل از شرایط مذکور، با افزایش طول مدت دیابت افزایش داشت (31/0=β، 020/0P=). این نمره، در زنان دارای مدرک تحصیلی دیپلم در مقایسه با افراد دارای تحصیلات دانشگاهی کاهش معنی داری نشان داد (57/6- =β، 024/0P=). همچنین نمرات رفتارهای خودمراقبتی رژیم غذایی و مراقبت از پا در هردو جنس و نمره اندازه گیری قند خون در زنان بعد از شیوع بیماری کووید-19 بطور معناداری بیشتر از زمان قبل از شیوع بیماری کووید-19 بود.
نتیجهگیری: بعد از شیوع کووید-19، رفتارهای خودمراقبتی بخصوص رفتارهای مرتبط با رژیم غذایی و مراقبت از پا و اندازه گیری قند خون درکوتاه مدت بهبود یافت
زهرا گائینی، پروین میرمیران، زهرا بهادران، فریدون عزیزی،
دوره 18، شماره 3 - ( دوره 18، شماره 3، پاییز 1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: رژیم غذایی از عوامل اثرگذار در بروز بیماری مزمن کلیوی است. با توجه به مطالعات اندک با نتایج متناقض درزمینه ارتباط دریافت کافئین و بیماری مزمن کلیوی، مطالعه حاضر بهمنظور بررسی رابطه مصرف کافئین، چای و قهوه در درازمدت بر بروز بیماری انجام شد.
روش کار: دریافتهای رژیمی 1780 نفر از بزرگسالان شرکتکننده در فاز سوم مطالعه قند و لیپید تهران، با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ارزیابی گردید. جهت تخمین نسبت شانس بیماری مزمن کلیوی بعد از حدود 6 سال پیگیری، از آزمون رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن افراد در ابتدای مطالعه 15/40± 33/96 سال بود. طی حدود 6 سال پیگیری، نسبت شانس بیماری مزمن کلیوی 17/9 درصد بود. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوش گر، نسبت شانس بیماری مزمن کلیوی با هیچیک از سهک های دریافت چای، قهوه یا کافئین ارتباط معناداری را نشان نداد (نسبت شانس و حدود اطمینان تعدیلشده بروز بیماری در سهک سوم دریافت چای و کافئین نسبت به سهک اول و مصرفکنندگان قهوه نسبت به افرادی که قهوه مصرف نمیکردند، به ترتیب شامل (1/25-0/68) 0/92، (1/21-0/63) 0/87، (1/51-0/90) 1/17 بود).
نتیجهگیری: رابطه معکوس و غیرمعنادار بین مصرف چای و کافئین با بیماری مزمن کلیوی و همچنین رابطه مستقیم و غیرمعنادار بین مصرف قهوه و بیماری مشاهدهشده در این مطالعه، لزوم مطالعات آیندهنگر بیشتری را جهت بررسی اثرات دریافتهای غذایی بر بروز بیماری مزمن کلیوی بیان میدارد.
آیسان امراهی تابیه، پروین سربخش، شمس الدین نامجو، حسین اکبری، حمید اله وردی پور،
دوره 19، شماره 4 - ( دوره 19، شماره 4، زمستان 1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از عوامل اثر گذار بر سلامت سالمندان سندرم آسیب پذیری است و کیفیت خواب احتمالا یکی از وضعیت های بالینی مرتبط با آن می باشد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کیفیت و مدت خواب با سندرم آسیب پذیری در سالمندان شهر نقده انجام گرفته است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 347 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر شهر نقده در سال 1399 به صورت نمونه گیری دو مرحله ای (ابتدا طبقه ای و سپس تصادفی ساده) انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های دموگرافیک، آسیب پذیری ادمونتون و کیفیت خواب پیتزبورگ بود. از نرم افزار آماری SPSS25 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که 30/3 % سالمندان آسیب پذیر بودند. نتایج همچنین نشان داد که بین کیفیت و کمیت خواب با آسیب پذیری سالمندان همبستگی آماری معنی دار وجود دارد (0/635r= ، 0/001> P و 0/170 – =r و 0/001> P). هم چنین بین تمامی حیطه های آسیب پذیری با کیفیت خواب ارتباط آماری معنی دار وجود داشت و مرتبط ترین حیطه ها به ترتیب شامل خلق، مصرف دارو و شناخت (0/487 =r، 0/397r = ، 0/381= r) بود.
نتیجهگیری: احتمالا کیفیت و کمیت خواب بر سندرم آسیب پذیری تاثیر می گذارد، بنابراین لازم است که مداخلات موثر بر بهبود کیفیت خواب و در نهایت کاهش آسیب پذیری سالمندان به خصوص در حیطه های شناخت و خلق در سطح کلان و سیاستگذاری های سلامت طراحی و اجرا گردد.
زهرا گائینی، سودا علیوردی زاده، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 20، شماره 2 - ( دوره 20، شماره 2، تابستان 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در زمینه ارتباط بین مصرف محصولات لبنی و خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی هنوز شک و تردید وجود دارد. هدف ما در این مطالعه، تعیین اثرات احتمالی انواع مختلف محصولات لبنی بر بروز بیماری های قلبی-عروقی در یک جمعیت بزرگسال ایرانی می باشد.
روش کار: از میان جمعیت بزرگسال شرکت کننده در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران، پس از حذف افرادی که اطلاعات تغذیه ای، بیوشیمیایی و تن سنجی کامل نداشتند، یا در ابتدای مطالعه به بیماری قلبی-عروقی مبتلا بودند، 2635 نفر انتخاب شده و تا مرحله ششم مطالعه مورد پیگیری قرار گرفتند. دریافت های غذایی در ابتدای مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک 168 موردی اعتبارسنجی شده ارزیابی گردید. تفاوت معناداری میان ویژگی های پایه ای شرکت کنندگانی که پرسشنامه بسامد خوراک را کامل نکرده بودند و ویژگی های کل جمعیت در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران، وجود نداشت. خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در پایان مطالعه، تعدیل شده برای مخدوشگرهای احتمالی، در سهک های هریک از محصولات لبنی با استفاده از آزمون رگرسیون کاکس تخمین زده شد.
یافتهها: طی حدود 10/6 سال پیگیری، 6/5 درصد از شرکت کنندگان به بیماری های قلبی-عروقی مبتلا شدند. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوشگر، بروز بیماری های قلبی-عروقی با دریافت لبنیات تام، لبنیات کم چرب، لبنیات پرچرب، لبنیات تخمیرشده یا تخمیر نشده، شیر کم چرب یا پرچرب، ماست کم چرب یا پرچرب، پنیر، پنیر خامه ای و بستنی ارتباط معناداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به وجود شواهد گسترده در مطالعات قبلی که بیانگر عدم وجود ارتباط معنادار میان مصرف محصولات لبنی، فارغ از میزان چربی آنها، و خطر بیماری های قلبی-عروقی هستند، تجدید نظر در توصیه های تغذیه ای در زمینه کاهش مصرف لبنیات پرچرب برای پیشگیری از بیماری های قلبی-عروقی ضروری به نظر می رسد.
احسان مصطفوی، کیومرث ناصری، پروین یاوری،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده
 |
دکتر حسین صباغیان، دامپزشک و اپیدمیولوژیست، از افراد برجسته و به نام اپیدمیولوژی و بهداشت کشور میباشد. در این مقاله مروری به فعالیتهای ارزنده ایشان اشاره شده است.
دکتر صباغیان در طول سالهای خدمت خود مسئولیت هایی نظیر ریاست ایستگاه تحقیقات بهداشتی اصفهان، دبیر دفتر تحقیق دانشکده بهداشت دانشگاه تهران، رییس گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی دانشگاه تهران و عضویت در شورای مدیریت دانشگاه تهران را به عهده داشت. از وی کتاب های متعددی در حوزه اپیدمیولوژی، بهداشت عمومی و بیماری های مشترک انسان و دام (زئونوز) در دسترس می باشد.
مرور خدمات ارزنده ایشان می تواند برای جامعه اپیدمیولوژی و بهداشتی و جوانان کشور بسیار ارزشمند باشد. |
زهرا گائینی، هانیه مالمیر، سودا علیوردی زاده، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعات محدودی در زمینه نسبتهای چربی های رژیم غذایی محاسبه شده در قالب شاخص های کیفیت چربی، موجود است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین شاخص های کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در یک جمعیت بزرگسال ایرانی می باشد.
روش کار: برای انجام این مطالعه، 1849 نفر از بزرگسالان شرکت کننده در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران (سال 87-1384)، مطابق معیارهای ورود مطالعه انتخاب شده و تا سال 1396 (حدود 10 سال) مورد پیگیری قرار گرفتند. دریافت های غذایی در ابتدای مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک 168-موردی ارزیابی گردید. خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی، تعدیل شده برای مخدوشگرهای احتمالی، در سهک های هریک از شاخص های کیفیت چربی های رژیمی شامل شاخص آتروژنیک، شاخص ترومبوژنیک، شاخص ارتقاء سلامت، نسبت اسیدهای چرب چندغیراشباع به اسیدهای چرب اشباع و نسبت اسیدهای چرب هیپوکلسترولمیک به هیپرکلسترولمیک با استفاده از آزمون رگرسیون کاکس تخمین زده شد.
یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان 45/9 (11/0) سال بود. در مدت 10/6 سال پیگیری، 172 نفر از شرکت کنندگان به بیماری های قلبی-عروقی مبتلا شدند. در مدل خام، خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در شرکت کنندگان در بالاترین سهک شاخص ترومبوژنیک، 46 درصد بیشتر بود (نسبت مخاطره= 1/46، حدود اطمینان 95%: 2/15-1/00). با این حال این ارتباط در مدل های تعدیل شده معنادار باقی نماند. همچنین، هیچ ارتباط معنیداری بین سایر شاخصهای کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری های قلبی-عروقی در مدلهای خام و تعدیل شده وجود نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر هیچ ارتباط معناداری میان شاخص های کیفیت چربی های رژیمی و بروز بیماری های قلبی-عروقی مشاهده نشد.
احسان مصطفوی، حسین صباغیان، پروین یاوری،
دوره 21، شماره 4 - ( دوره 21، شماره 4، زمستان 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دکتر کیومرث ناصری، دامپزشک و متخصص اپیدمیولوژی، از افراد برجسته و به نام اپیدمیولوژی و بهداشت کشور میباشد. در این مقاله مروری به فعالیتهای ارزنده ایشان اشاره شده است.
روش کار: اطلاعات در مورد دکتر کیومرث ناصری و فعالیتهای ارزشمند ایشان از منابع مختلف اعم از اسناد، مقالات و مصاحبه با افراد جمع آوری شد.
یافتهها: دکتر ناصری از سال 1349 تا 1368 به عنوان عضو هیات علمی اپیدمیولوژی دانشکده بهداشت دانشگاه تهران خدمت نمود. بعد از انقلاب اسلامی، دکتر ناصری در سمت های عضو شورای هماهنگی دانشکده بهداشت، معاون آموزشی دانشکده بهداشت، مدیر رشته بین المللی کارشناسی ارشد بهداشت عمومی در همکاری با سازمان جهانی بهداشت و مدیریت گروه بهداشت مرکز نشر دانشگاهی ادامه خدمت داد. ایشان سپس در دانشگاه های کالیفرنیا در لس آنجلس و دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در نورتریج به کار پژوهش و تدریس در زمینه اپیدمیولوژی سرطان ها مشغول شد و در سمت اپیدمیولوژیست ارشد در واحد ثبت سرطان اداره بهداشت کالیفرنیا خدمت نمود. وی همچنین مدرس اپیدمیولوژی در دانشگاه لیورپول انگلستان بوده است. از وی کتاب های متعددی در حوزه اپیدمیولوژی، بهداشت عمومی و بیماری های مشترک انسان و دام (زئونوز) در دسترس می باشد.
نتیجهگیری: مرور خدمات ارزنده ایشان می تواند برای جامعه اپیدمیولوژی و بهداشتی و جوانان کشور بسیار ارزشمند باشد.