<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پوست و زیبایی </title>
<link>http://jdc.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پوست و زیبایی - مقالات نشریه - سال 1393 جلد5 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه‌ی اثربخشی مینوکسیدیل نیوزومال با مینوکسیدیل متداول در درمان آلوپسی آندروژنتیک در مردان:کارآزمایی بالینی تصادفی دارای گروه شاهد و دوسوکور </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5069&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک از شایعترین انواع ریزش مو در آقایان می باشد. در حال حاضر تنها داروی موضعی مورد تأیید توسط سازمان غذا و داروی آمریکا برای آلوپسیآندروژنتیک، مینوکسیدیل می باشد. به هر صورت، اثربخشی این دارو به دلیل نفوذ کم پوستی، محدود است. با توجه به اینکه سیستمهای دارورسانی مانند لیپوزومها و نیوزومها اثربخشی بیشتر و عوارض جانبی کمتری دارند، این مطالعه به منظور مقایسهی اثربخشی محلول موضعی مینوکسیدیل نیوزومال 2.5% با محلول موضعی متداول مینوکسیدیل %2.5 صورت گرفته است.

روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی، تصادفی دارای گروه شاهد دوسوکور، 90 بیمار مذکر که براساس معیارهای Hamilton مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بودند، وارد مطالعه شدند. بیماران ازنظر پاسخ به درمان براساس ارزیابی پزشک (با درماتوسکوپ) و خودارزیابی بیمار در هر یک از دو گروه به مدت 6 ماه بهصورت ماهانه موردپیگیری قرار گرفتند.

یافته ها: هشتاد و هشت نفر از شرکت کنندگان مطالعه را به پایان رساندند. میانگین تعداد موی افزایشیافته در گروه نیوزومال 28.18±11.00 و در گروه مینوکسیدیل متداول 5.23±14.22 در طول دوره ی درمان بود (P&lt;0.001). در ارزیابی میانگین پاسخ به درمان توسط بیمار در گروه نیوزومال 8.72±5.03 و در گروه مینوکسیدیل متداول 3.33±2.67 بود که بهطور معنی داری رضایت بیشتر بیماران را نشان می دهد (P=0.001). دو بیمار در گروه مینوکسیدیل نیوزومال به دلیل قرمزی و خارش ناشی از مصرف دارو از مطالعه خارج شدند.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، مینوکسیدیل نیوزومال ازنظر آماری بهطور معنی داری باعث پاسخ درمانی بهتری نسبت به محلول متداول مینوکسیدیل شد. بنابراین ممکن است استفاده از این ترکیب جدید دارویی برای درمان آلوپسی آندروژنتیک توصیه می گردد.
</description>
						<author>رضوان امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیخطری 5 فرآوردهی ضدآفتاب: کارآزمایی بالینی دارای گروه شاهد فاز I</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5070&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای ضدآفتاب یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر نورآفتاب است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.

روش اجرا: پنج نوع ضدآفتاب موجود در بازار ایران انتخاب گردید و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه MPA 580 Cutometer®، میزان تغییرات رخ داده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین موردبررسی قرارگرفت.

یافته ها: هیچ تفاوت بالینی معنیداری در شاخصهای pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای ضدآفتاب مشاهده نشد. تفاوت در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم و رطوبت لایه ی شاخی در برخی ضدآفتابهای موردمطالعه بهدلیل وجود ترکیبات پوشاننده یا جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم پایه بود.

نتیجه گیری: مصرف ضدآفتابها سبب ایجاد واکنشهای حساسیتی در داوطلبین نگردید و میتوان این محصولات را برای مصرف توصیه نمود.
</description>
						<author>سامان احمدنصرالهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حساسیت ELISA در تشخیص اتوآنتیبادیهای دسموگلین 1 و 3 در بزاق و سرم بیماران مبتلا به پمفیگوسولگاریس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5071&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: پمفیگوسولگاریس بهعنوان شایعترین شکل بیماری خودایمنی پمفیگوس بهشمار میرود. تهیهی نمونهی خون بهمنظور تشخیص بیماری، با دشواریهایی همراه است، درحالی که نمونهگیری از بزاق بسیار آسانتر میباشد. شناخت روشهای ارجح تشخیصی و پایش فعالیت بیماری، به تسریع تشخیص، درمان بهتر، کاهش هزینههای درمانی، ارتقای کیفیت درمان و کاهش مرگ و ناتوانی ناشی از بیماری خواهد شد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی حساسیت ELISA در تشخیص اتوآنتیبادیهای anti-DSG1 و anti-DSG3 در بزاق و سرم بیماران مبتلا به پمفیگوسولگاریس میباشد.

روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 40 بیمار مبتلا به پمفیگوسولگاریس مراجعهکننده به بیمارستان رازی که تشخیص بیماری آنها ازطریق بررسی آسیبشناسی و انجام ایمونوفلوئورسانس مستقیم به اثبات رسیده بود، بهعنوان گروه بیمار و 40 فرد سالم بهعنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ی بزاق غیرتحریکی با روش تف کردن (Spitting) به همراه نمونهی سرم از هر دو گروه تهیه شد. اطلاعات دموگرافیک، شدت بیماری و فنوتیپ بیماری در پرسشنامه هایی که به این منظور تدوین شده بود، ثبت گردید. تست ELISAی DSG1 و DSG3 برروی نمونههای سرم و بزاق هر دو گروه انجام شد.

یافته ها: سن متوسط بیماران 43.37±11.94 با دامنهی 26 تا 71 سال بود. ELISAی DSG1 بزاق در 17 بیمار (حساسیت 42.5%) و ELISAی DSG1 سرم در 36 بیمار (حساسیت 90%) مثبت گزارش گردید. همچنین ELISAی DSG3 بزاق، در 24 بیمار (حساسیت 60%) و ELISAی DSG3 سرم در 34 بیمار (حساسیت 85%) مثبت بود.

نتیجه گیری: اگرچه حساسیت سرم در تشخیص اتوآنتیبادیهای پمفیگوسولگاریس نسبت به بزاق بیشتر است، اما از بزاق میتوان بهعنوان یک بیومارکر مناسب جهت تعیین سطوح آنتیبادیها و پایش فعالیت بیماری استفاده نمود.
</description>
						<author>مریم کوپائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گرانولوم ناشی از خالکوبی: علائم بالینی و خصوصیات دموگرافیک بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان رازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5072&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با توجه به رواج روزافزون خالکوبیهای زیبایی، خصوصاً در کشورهای جهان سوم و خصوصاً در بین خانمها و احتمال ایجاد ضایعات بهدلیل ایجاد واکنشهای ایمنی برروی نواحی خالکوبیشده و همچنین ارتباط احتمالی آن با ابتلا به سارکوئیدوز در آینده، مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین علائم بالینی و جنسیت افراد با گرانولوم ناشی از خالکوبی در بین سایر انواع ضایعات گرانولوماتوز غیرعفونی انجام شد.

روش اجرا: این مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر از ابتدای سال 1386 تا پایان سال 1390 در مبتلایان به انواع ضایعات گرانولوماتوز غیرعفونی براساس تشخیص نهایی آسیبشناسی که به درمانگاه بیمارستان رازی مراجعه کردهاند، انجام شد.

یافته ها: درکل 1099 بیمار وارد طرح شدند. شایعترین گرانولوم غیرعفونی یافتشده، گرانولوم جسم خارجی با 511 مورد (46.4%) و پس از آن گرانولوم ناشی از خالکوبی با 102 مورد (9.3%) بود. تمام بیماران با گرانولوم ناشی از خالکوبی، خانمهای با سن 40 تا 60 سال و با میانگین سنی 43.09 و انحراف معیار 8.57 سال بودند. 96.1% از این بیماران، دارای ضایعات پوستی در صورت خود بودند. 26 مورد (25%) از ضایعات گرانولوم ناشی از خالکوبی با نمای گرانولوم سارکوئیدال و 1 مورد (1%) با نمای گرانولوم کازئوز مشاهده شدند. غالب ضایعات این بیماران بهصورت پاپول (32.35%) و پلاک (24.51%) گزارش شدند.

نتیجه گیری: گرانولوم ناشی از خالکوبی دومین گرانولوم شایع غیرعفونی بهشمار میرود و تقریباً در 25% موارد نمای سارکوئیدال دارد. با توجه به ارتباط احتمالی گرانولوم سارکوئیدال با بروز اسکار سارکوئیدوز و نیز سارکوئیدوز سیستمیک بررسی تمام موارد واکنش به خالکوبی از لحاظ آسیبشناسی منطقی بهنظر میرسد.
</description>
						<author>پدرام نورمحمدپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دیدگاه دانشجویان پزشکی پیرامون تجربهی مشارکت دانشجویی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری درس پوست به دو شیوهی بحث گروهی و سخنرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5073&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: فدراسیون جهانی آموزش پزشکی با تدوین استانداردهای آموزش پزشکی به دانشگاههای علوم پزشکی توصیه کرده است که در آموزش و فرآیند یاددهی ـ یادگیری دانشجویان را در بهعهدهگرفتن فعال مسئولیت برای یادگیری خود تشویق نمایند و آنها را برای یادگیری مادامالعمر آماده سازند. هدف از این مطالعه، مقایسهی اثربخشی مشارکت دانشجویی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری درس پوست به دو شیوهی بحث گروهی و سخنرانی از دیدگاه دانشجویان بوده است.

روش اجرا: این مطالعهی توصیفی ـ مقطعی بین سالهای 1390 تا 1392 طی 19 دورهی ماهیانهی ارائهی واحد پوست به دانشجویان پزشکی (هر دوره 5 تا 7 نفر) انجام گرفته است. در هر دوره، 16 جلسهی 2 ساعتهی تئوری، برنامهریزی شده است. تدریس 4 جلسهی اول توسط اساتید و 12 جلسهی بعد توسط مشارکت فعال دانشجویی تحت نظارت اساتید بهصورت 6 جلسه بحث گروهی و 6 جلسه سخنرانی بوده است و در پایان هر دوره توسط پرسشنامه، دیدگاه دانشجویان راجع به اثربخشی دو شیوهی فوق مورد بررسی قرار گرفت.

یافته ها: از 102 دانشجوی شرکت کننده در این مطالعه 94 نفر (62.15%) بحث گروهی، 2 نفر (1.96%) سخنرانی و 5 نفر (4.9%) هر دو روش را مفید دانسته و 1 نفر (0.98%) هیچکدام از این دو روش را مفید ندانسته است. علل ارجحیت بحث گروهی بهترتیب اولویت عبارت بودند از: انجام پیشمطالعه و آمادگی ذهنی، مشارکت کلّیهی دانشجویان، یادگیری در سطح بالاتر و ماندگاری بهتر مطالب در ذهن، بیان نکات مهم توسط استاد، تکرار مطالب، نشاط و عدم کسالت در بحث گروهی. 

نتیجه گیری: بحث گروهی یک روش ارزشمند در فرآیند یاددهی ـ یاد گیری با مشارکت فعّال و پویای دانشجویان است که باعث یادگیری مستقل و فهم عمیق مطالب درسی، توجّه بیشتر به نکات کلیدی و ایجاد محیطی با نشاط در آموزش میگردد. از این روش جهت ارتقای آموزش پزشکی در گروههای آموزشی دیگر نیز میتوان استفاده کرد. </description>
						<author>مهران حیدری سراج</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی سرطان پوست براساس الگوی حرارتی در تصاویر فروسرخ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5074&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زﻣﻴﻨﻪ و ﻫﺪف: سرطان پوست شایعترین نوع سرطان بوده و 75% کل موارد سرطان را در جهان تشکیل میدهد. ملانوم بدخیم، تهاجمیترین نوع سرطان پوست است که بسیار بدخیم و کشنده است. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی الگوی حرارتی تصاویر فروسرخ در افتراق ضایعات خوشخیم و بدخیم پوستی بود.

روش اﺟﺮا: مطالعهی حاضر برروی 120 نفر (60 نفر زن و 60 نفر مرد) دارای ضایعهی مشکوک به ملانوم بدخیم صورت گرفت و تشخیص نوع ضایعه (خوشخیمی یا بدخیمی) براساس الگوی حرارتی و با استفاده از روش کلاستربندی Fuzzy C-Means (FCM) انجام شد. در این تصویربرداری، تفاوت در پاسخهای حرارتی بین بافت سالم و ضایعه مقایسه و دادههای بهدستآمده با نتایج بیوپسی مقایسه شد.

ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: در 120 نمونهی مورد مطالعه، 3 مورد سرطان پوست (2 مرد و 1 زن) وجود داشت که با الگوی حرارتی تصاویر فروسرخ نیز قابل شناسایی بودند.

ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: در حال حاضر روشهای جدیدی برای تشخیص سرطان پوست بهویژه ابزارهای تشخیصی غیرتهاجمی، در آزمایشگاههای متعدد کشف شده است. روش ارائهشده در این مقاله بهعنوان یک روش غیرتهاجمی و مقرونبهصرفه برای تشخیص سرطان پوست مورد توجه قرار میگیرد.
</description>
						<author>فاطمه ولیپوری گودرزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوردههای ضدآفتاب: تیغی دولبه در پیشگیری از سرطان پوست</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdc/browse.php?a_id=5075&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سردبیر محترم:
سرطانها در جهان بهعنوان یکی از مهمترین علل مرگ و هزینههای درمانی مطرح میباشند که در بین سرطانها، سرطان پوست شایعترین سرطان در جهان بوده و تعداد زیادی از افراد را درگیر کرده و بروز آن در جهان رو به افزایش میباشد. در ایران نیز یک معضل بهداشت عمومی میباشد.
یکی از مهمترین دلایل این افزایش در بروز سرطان پوست میتواند افزایش فعالیتهای روزانه در محیط باز بدون پوشش کافی و در معرض آفتاب قرارگرفتن باشد. یکی از بهترین راههای مقابله با بیماریها پیشگیری اولیه میباشد، پیشگیری اولیه با توجه به افزایش بروز این نوع سرطان و ارزانتربودن و کاراتربودن این نوع پیشگیری در جلوگیری از این نوع سرطان، بسیار مفید و قابل استفاده میباشد.
یکی از مهمترین اقدامات پیشگیریکننده از سرطان پوست، استفاده از ضدآفتابها میباشد، این مواد مانع از ورود اشعه (بهعنوان یک عامل خطرساز مهم در بروز سرطان پوست) به بدن میشود، درنتیجه نقش محافظتی بالایی در پیشگیری از سرطان پوست دارد. 
اما نکتهی جالب این است که همزمان با افزایش مصرف مواد و لوازم آرایشی در کشور طی سالهای اخیر، میزان ابتلا به سرطانهای پوستی در کشور نیز افزایش یافته است؛ این در حالی است که در مطالعات مختلف، اثربخشی ضدآفتابها در پیشگیری از سرطان پوست به تأیید رسیده است. این تناقض پیشرو میتواند ناشی از این باشد که لوازم آرایشی غیرمجازی در بازار به فروش میرسد و از آنجایی که افراد آگاهی درستی در این زمینهها ندارند، بسیاری از سودجویان با تولید و فروش انواع محصولات آرایشی، با درج نام برندهای معتبر و استفاده از مواد غیرمجاز و سمی، سلامت عموم را به مخاطره انداخته‏اند و ضدآفتابها که خود بهعنوان یک ماده برای پیشگیری از سرطان و سایر بیماریهای پوستی مطرح میباشد، خود میتواند زمینهساز مخاطرات جدی و حساسشدن پوست و درنتیجه بیماریهای همراه با آن گردد؛ لذا با توجه به آنچه ذکر شد، به نظر میرسد میبایست در این زمینه اطلاعات کافی به مردم ازطریق رسانههای عمومی و آموزشی ارائه گردد و توجه و نظارت بیشتری بر مواد آرایشی ازجمله ضدآفتابهای موجود در بازار شود و افراد بهخصوص بانوان (بهدلیل خرید بیشتر این لوازم) در هنگام خرید این محصولات دقت کافی داشته باشند. همچنین پزشکان و متخصصان در این زمینه اطلاعات لازم در اختیار مراجعین و بیماران قرار دهند.
با توجه به سیاست مجلهی پوست و زیبایی در جهت ارتقای سطح سلامت پوست در جامعه و با توجه به اهمیت سلامت پوست و مصرف زیاد لوازم آرایشی خصوصاً در بانوان و نقش اینها در سلامتی، همانطور که در بالا ذکر شد میتواند بهعنوان یک تیغ دولبه رفتار کند، بهطوری که درصورت مصرف درست باعث کاهش سرطان پوست و درصورت مصرف نادرست باعث افزایش بیماریهای پوستی گردد، انتظار میرود این دستنوشته مورد توجه مسئولین و خوانندگان قرار گیرد تا شاهد استفاده درست از ضدآفتابها در کشور و کاهش خطرات همراه باشیم.</description>
						<author>حمید صالحی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
