<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1391 جلد26 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه اثر ضدقارچی گیاه شیرین بیان با نیستاتین در محیط آزمایشگاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=10&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; کاندیدا آلبیکنس شایع ترین عفونت فرصت طلب حفره دهان می باشد. داروهای ضدقارچ موجود عوارض متعدد و طعم نامطلوب دارد. شیرین بیان یکی از قدیمی ترین داروهای مورد استفاده در طب سنتی ایران است که اثرات ضد ویروسی و ضد باکتریال شناخته شده دارد اما مطالعات درباره اثرات ضد قارچی آن محدود است، بنابراین مطالعه حاضر جهت بررسی آزمایشگاهی اثرات ضد قارچی گیاه شیرین بیان طراحی شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه کاندیدا آلبیکنس شماره TIMM 2640 در محیط مناسب کشت داده شد و پس از عصاره گیری، شیرین بیان با غلظت مناسب تهیه شد و به وسیله روش انتشار دیسک کاغذی فعالیت ضد قارچی این گیاه در مقایسه با نیستاتین ارزیابی شد. بررسی یافته ها از آنالیز ANOVA انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر نشان داد که هاله عدم رشد در گروه نیستاتین 84/0±6/32 میلی متر و در گروه شیرین بیان نزدیک صفر بود و اثرات ضد قارچ گیاه شیرین بیان در مقایسه با نیستاتین بسیار کمتر بود (002/0=P).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; براساس نتایج این مطالعه گیاه شیرین بیان در محیط آزمایشگاه فاقد اثرات ضد قارچی می باشد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>فاطمه اربابی کلاتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بزرگنمایی عمودی رادیوگرافی پانورامیک توسط مقاطع CT اسکن تهیه شده برای ایمپلنت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=9&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; رادیوگرافی پانورامیک یکی از تکنیک های معمول در تصویربرداری از ایمپلنت است. با وجود برخی محدودیت های این تکنیک، رادیوگرافی پانورامیک، همچنان رادیوگرافی انتخابی جهت بررسی اولیه در درمان ایمپلنت می باشد. از معایب این رادیوگرافی می توان به عدم وجود دقت ابعادی آن اشاره کرد. مطالعات زیادی برای تعیین میزان بزرگنمایی تصاویر پانورامیک انجام گرفته است که عمده آنها بر روی فانتوم یا اسکال خشک بوده است. اخیراً در این مطالعات از CT یا CBCT (Cone Beam CT) به عنوان استاندارد طلایی استفاده می شود. هدف از این مطالعه تعیین بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک در نواحی قدام و خلف با استفاده از مقاطع کراس سکشنال بازسازی شده در  CT بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; تعداد 30 کلیشه پانورامیک تهیه شده با دستگاه های Planmeca EC or CC Proline از پرونده بیماران بخش ایمپلنت انتخاب شد و لندمارک های خاص روی آنها مشخص شد. ابعاد عمودی لندمارک ها روی رادیوگرافی پانورامیک و تصاویر بازسازی شده کراس سکشنال CT توسط کالیپر اندازه گیری و بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک به صورت نسبت ابعاد تصویر به ابعاد واقعی محاسبه شد. آنالیز آماری داده ها با استفاده از آزمون آماری Generalized Estimation Equation با Exchangeable correlation matrix و مدل Linear انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک در نواحی قدامی فک بالا 02/0±22/1، در نواحی خلفی فک بالا 02/0±16/1، در نواحی قدام فک پایین 02/0 ± 20/1 و در نواحی خلفی فک پایین 02/0±13/1 بود. اختلاف بزرگنمایی بین ماگزیلا و مندیبل معنی دار بود (001/0&gt;P). اختلاف بزرگنمایی بین نواحی قدام و خلف در فک بالا و فک پایین معنی دار نبود (11/0=P).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک (دستگاه Planmeca EC or CC Proline) در نواحی مختلف دو فک بین 13/1 تا 22/1 درصد متفاوت است.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>ندا مولایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر Chitosan بر ویژگی‌های استئوژنیک سلول‌های بنیادی مزانشیمال پالپ دندان شیری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=8&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پالپ دندان های شیری اکسفولیه شده، حاوی سلول های بنیادی با قابلیت تکثیر و کلونی زایی بالا می باشد. این سلول ها توانایی تمایز به رده های مختلف سلولی نظیر استئوبلاست، آدیپوسیت، کندروسیت و سلول های عصبی را دارند. این مطالعه با هدف ارزیابی تمایز سلول های بنیادی مزانشیمال جدا شده از پالپ دندان شیری به استئوبلاست و بررسی تاثیر گلوکزآمین در فرم Chitosan بر این تمایز، انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پالپ دندان های شیری لق، که سالم و عاری از پوسیدگی بودند، بلافاصله پس از کشیدن دندان، خارج شده و در محلول هضم آنزیمی  حاوی کلاژناز نوع 1 و دیسپاز غوطه ور شد. سپس در محیط کشت α Modified Eagle Medium (α MEM) محتوی 10 درصد Fetal Bovine Serum (FBS) کشت داده شدند. پس از سه هفته تشکیل کلونی توسط سلول ها ارزیابی شد. بررسی فلوسیتومتریک برای شناسایی مارکرهای سطحی سلول های بنیادی در روز 21 انجام گرفت. سلول های سومین پاساژ سلولی، جهت تمایز استئوژنیک در محیط کشت روتین و محیط کشت حاوی 10 میکروگرم در لیتر Chitosan، کشت داده شدند. ارزیابی تمایز استئوژنیک در روز 21 با اندازه گیری فعالیت آلکالین فسفاتاز و تعیین میزان تشکیل ندول های مینرالیزه با رنگ آمیزی Alizarin red انجام شد. نتایج حاصل به روش T-test آنالیز شد. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون غیر پارامتری Kolmogrov- Smirnov استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; کلونی زایی بیش از 80% در سلول های مورد بررسی دیده شد. آنالیز نتایج فلوسیتومتری نشان داد که در سلول های جدا شده از پالپ دندان شیری مارکرهای مزانشیمال CD90, CD105, CD146 مثبت بودند. درحالیکه مارکرهای هماتوپوئتیک CD45, CD34 و مارکرسلول های اندوتلیال CD31 در آن ها یافت نشد. تشکیل ندول مینرالیزه و فعالیت آلکالین فسفاتاز در حضور گلوکزآمین به طور معنی داری بیشتر بود )001/0(P&lt;.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; سلول های بنیادی از پالپ دندان شیری اکسفولیه شده استخراج و کشت داده شد. این سلول ها توانایی تمایز استئوژنیک دارند و افزودن گلوکزآمین (Chitosan) به میزان 10 میکروگرم در لیتر تاثیر مثبتی در این تمایز دارد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>رضوان رفعت جو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی میزان از دست دادن گشتاور در اباتمنت‌‌‌های زیرکونیایی MAD/MAM و پیش‌ساخته تیتانیومی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=7&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در پاسخ به نیاز   های زیبایی بیماران، استفاده از اباتمنت   های سرامیکی گسترش یافته است. علی رغم زیبایی این اباتمنت   ها، دقت ماشین کاری و تطابق آن  ها همواره مورد سوال بوده است. هرگونه عدم تطابق در محل اتصال بین اباتمنت و ایمپلنت، درنهایت منجر به از دست دادن گشتاور و شل شدن پیچ اباتمنت می گردد. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه میزان از دست دادن گشتاور اولیه در اباتمنت   های زیرکونیایی&lt;br&gt;manually aided design/manually aided manufacture (MAD/MAM) و پیش ساخته تیتانیومی بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; هفت عدد اباتمنت تیتانیومی (Branemark RP, Easy abutment) تهیه گردید. برای ساخت اباتمنت   های سرامیکی، از تکنیک copy milling (MAD/MAM) استفاده شد و با دوپلیکیت کردن اباتمنت   های تیتانیومی هفت عدد اباتمنت زیرکونیایی (ZirkonZahn, Sand in Taufers, Italy) تهیه شد. اباتمنت   های هر دو گروه، ابتدا با گشتاور 35 Ncm بر روی مدل ایمپلنت محکم شدند و پس از 10 دقیقه مجدداً گشتاور با همان مقدار اولیه، اعمال گردید. سپس اباتمنت   ها با Torque controller باز شده و مقادیر عددی detorque را در هر نمونه توسط تورک متر دیجیتالی به صورت درصدی از گشتاور ابتدایی ثبت گردید. آنالیز آماری توسط t-test صورت گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته   ها:&lt;/strong&gt; میانگین از دست دادن گشتاور در اباتمنت   های از پیش ساخته 71/12 Ncm با انحراف معیار 70/1 و برای اباتمنت   های سرامیکی MAD-MAM، 50/15 Ncm با انحراف معیار 67/4 بود که از لحاظ آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود نداشت (23/0P=).&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; باتوجه به محدودیت   های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که بین میزان detorque در اباتمنت   های سرامیکی از نوع MAD/MAM و تیتانیومی تفاوتی وجود ندارد.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>پویا اصلانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه لابراتوری ثبات رنگ کامپوزیت پس از Rebonding با استفاده از دو ماده چسبنده مختلف</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=6&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; تغییر رنگ ترمیم های کامپوزیتی عمده ترین عامل در تعویض این ترمیم ها است. هدف از این مطالعه  ارزیابی ثبات رنگ کامپوزیت پس از Rebonding با استفاده از دو ماده چسبنده مختلف بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; تعداد 45 نمونه دیسک کامپوزیتی تهیه و سطح نمونه ها با استفاده از دیسک و لاستیک پرداخت شدند. سپس نمونه ها به سه گروه تقسیم شدند (15=n). در گروه اول: هیچ مرحله دیگری انجام نشد. در گروه 2: دیسک های کامپوزیتی با ارتوفسفریک اسید 37% اچ شدند، سپس از عامل باندینگ Margin-bond جهت Rebonding استفاده شد. در گروه 3: مراحل کار مانند گروه 2 بود، اما بعد از اچ، در سطح دیسک از ماده Permaseal استفاده شد. بعد از اندازه گیری اولیه اسپکتروفتومتریک، نمونه ها جهت aging به مدت 3 هفته در قهوه قرار گرفتند. سپس اندازه گیری مجدد اسپکتروفتومتریک انجام شد. جهت آنالیز آماری داده ها از تست ANOVA و تست Tukey با سطح معنی داری 05/0P&lt; استفاده شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; طبق نتایج به دست آمده، میانگین تغییرات کلی رنگ E)Δ( در گروه 1: (34/0±4/1)، گروه 2: ( 51/1±24/5) و گروه 3: (34/1±44/7) بود. در مقایسه دو دویی گروه ها با همدیگر (001/0&gt;P) اختلاف کاملاً معنی دار بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; درصورتیکه از مواد چسبنده ذکر شده جهت Rebonding نمونه ها استفاده شود، باعث افزایش ثبات رنگ ترمیم های کامپوزیتی نمی گردد.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>آزیتا کاویانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه پروفایلومتری و میکروسکوپ الکترونی اثر پرداخت بر خشونت سطحی دو نوع کامپوزیت (با بیس سایلوران و متیل متاکریلات) و یک نوع گلاس آینومر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=5&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر پرداخت بر خشونت سطحی کامپوزیت با بیس سایلوران و مقایسه آن با کامپوزیت با بیس متاکریلات و یک نوع گلاس آینومر به وسیله پروفایلومتری و مطالعه با میکروسکوپ الکترونی (SEM) بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بررسی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; برای هرکدام از مواد مورد مطالعه (کامپوزیت Filltek P90، کامپوزیت Filtek P60 و گلاس آینومر Fuji IX) 28 نمونه تهیه شد. آماده سازی نمونه ها در مولد پلی اتیلن با قطر 4 میلی متر و ارتفاع 10 میلی متر انجام شد. نیمی از نمونه های هر ماده توسط کاغذ سنباده 180 grit از جنس سیلیکون کارباید و در حضور آب اتمام (finish) شد. سطح نیمی دیگر از نمونه ها ابتدا با کاغذ سنباده 180 grit و سپس به ترتیب با کاغذ سنباده های 250، 400، 800، 1000، 2000 و 2500 grit و در حضور آب پرداخت گردید. خشونت سطحی نمونه ها توسط پروفایلومتر تماسی بررسی شد و مقادیر متوسط خشونت سطحی (R&lt;sub&gt;a&lt;/sub&gt;) و حداکثر خشونت سطحی (R&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;) توسط دستگاه مشخص گردید. سپس از هر 6 گروه مورد مطالعه، 4 نمونه به صورت تصادفی انتخاب گردید و تحت میکروسکوپ الکترونی FE-SEM سطح آنها بررسی شد. آنالیز آماری توسط آزمون t، آنالیز واریانس و آزمون Dunnett T3 انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در هر 3 ماده، Ra بین 180 و 2500grit  متفاوت بود. در 180 grit، Ra تنها بین Filtek P60 و Fuji IX اختلاف معنی داری داشت (01/0P=). Ra با استفاده از سمباده 2500grit  تنها بین Filtek P90 و Filtek P60 تفاوت معنی داری نشان نداد (56/0P=).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در گلاس آینومر و ترمیم های کامپوزیتی خلفی مرحله پرداخت توصیه می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>فرناز فراهت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انقباض پلیمریزاسیون در کامپوزیت‌های حاوی سیلوران و متاکریلات با دستگاه‌های تابشی LED با شدت‌های مختلف</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=4&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; انقباض پلیمریزاسیون کامپوزیت های با بیس متاکریلات یکی از مهم ترین عوامل در شکست ترمیم های کامپوزیت می باشد. برای برطرف کردن این نقیصه، کامپوزیت های با بیس سیلوران معرفی شده اند. ادعا شده است که این کامپوزیت ها دارای حداقل انقباض می باشند. هدف از این مطالعه بررسی میزان انقباض پلیمریزاسیون این دو نوع کامپوزیت بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، 5 نمونه دیسکی شکل از هر کامپوزیت رزین در مرکز یک رینگ فلزی باند شده به لام میکروسکوپ قرار گرفت. سطح رویی رینگ با لامل پوشانده شد. لام همراه نمونه کامپوزیتی روی پایه مخصوص دستگاه LVDT (linear variable differential transformer) طراحی شده برای این منظور قرار گرفت تا امکان تابش و کیورینگ نمونه ها از سطح تحتانی لام فراهم شود. در این آزمایش، برای بررسی تغییرات ابعادی نمونه حین پلیمریزاسیون، از روش Deflecting Disk و دستگاه LVDT استفاده شد. ضمناً در این مطالعه، از دو دستگاه تابشی LED با شدت های مختلف، برای پلیمریزاسیون کامپوزیت ها استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; میزان انقباض پلیمریزاسیون درمورد کامپوزیت Z250 کیور شده با LED وHigh Power LED  به ترتیب mµ08/0±15/11 و mµ17/0±51/11 و درمورد کامپوزیت P90 کیور شده با LED و High Power LED به ترتیب mµ06/0±08/1 و mµ12/0±16/1 بود. تفاوت معنی داری بین دستگاه های تابشی LED و High Power LED در میزان انقباض پلیمریزاسیون هر دو نوع کامپوزیت دیده نشد (P-value در مورد Z250 و P90 به ترتیب 094/0 و 019/0 بود).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مقدار انقباض پلیمریزاسیون در کامپوزیت های با بیس سیلوران با هر دو دستگاه تابشی، کمتر از کامپوزیت های با بیس متاکریلات بود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سارا ولی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان نسبت کنتراست سرامیک‌های گلیز شده و پالیش شده پس از Accelerated aging</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=3&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هدف از این مطالعه لابراتواری مقایسه دو نوع مختلف آماده سازی سطحی بر روی نسبت کنتراست سرامیک IPS e.max Press قبل و بعد از قرارگیری در معرض Accelerated aging بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 10 نمونه دیسکی شکل (10×5/1 میلی متر) از سرامیک های IPS e.max press براساس دستورالعمل کارخانه سازنده ساخته شد. نمونه ها به صورت تصادفی به دو گروه گلیز و پالیش تقسیم شدند (تعداد=5). نسبت کنتراست نمونه ها قبل و بعد از Aging با دستگاه اسپکتروفوتومتر مورد بررسی قرار گرفت. نسبت کنتراست (CR=Yb/Yw) به صورت نسبت شدت روشنایی نمونه ها روی پس زمینه سیاه (Yb) و پس زمینه سفید (Yw) تعریف می شد. آنالیز داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه انجام گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; پس از 300 ساعت Aging همه نمونه های IPS e.max Press افزایش معنی داری در نسبت کنتراست خود نشان دادند (005/0P=). سرامیک های پرداخت شده در مقایسه با سرامیک های گلیز شده افزایش معنی داری در اپاسیته خود داشتند (018/0P=).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به محدودیت های مطالعه حاضر از یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که سرامیک های گلیز شده در مقایسه با سرامیک های پرداخت شده دارای ثبات ترانسلوسنسی بالاتری پس از Aging می باشند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>هدی صفایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر سیکل مکانیکی بر ریزنشت کامپوزیت‌های با انقباض کم با بیس متاکریلات در مقایسه با کامپوزیت سیلوران و ارزیابی تطابق لبه‌ای آنها توسط میکروسکوپ الکترونی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=2&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; ایجاد تطابق لبه ای در حفره های کلاس V و انتخاب بهترین ماده ترمیمی برای کاهش میزان ریزنشت، یکی از چالش های مهم در دندانپزشکی ترمیمی است. هدف این مطالعه بررسی اثر سیکل مکانیکی بر ریزنشت کامپوزیت های با انقباض کم در مقایسه با کامپوزیت های با بیس متاکریلات با درصد انقباض پایین در حفرات کلاس V و ارزیابی تطابق لبه ای آنها توسط میکروسکوپ الکترونی (SEM) بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی حفره های Cl V در سطح باکال و لینگوال 48 دندان پرمولر و مولر انسانی تراشیده شد (96 حفره). دندان ها به 4 گروه 12 تایی (24حفره) تقسیم شدند: گروه یک: کامپوزیت Kalore-GC+G-Bond، گروه دو: کامپوزیت Grandio+Futurabond NR، گروه سه: کامپوزیت Aelite LS Posterior+All Bond SE و گروه چهار: کامپوزیت LS System Adhesive Primer&amp;Bond +Filtek P90. همه دندان ها تحت 2000 سیکل حرارتی قرار گرفتند. نیمی از ترمیم های هر گروه (12n=) تحت 200000 سیکل مکانیکی با نیروی 80 نیوتن قرار گرفتند. رپلیکای اپوکسی رزین 32  نمونه (4 ترمیم از هر زیرگروه) تحت SEM بررسی و درصد درزهای بینابینی محاسبه شد. درنهایت دندان ها در فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت و در دمای 37 درجه سانتی گراد قرار گرفتند و سپس دندان ها، برش داده شده و تحت استریومیکروسکوپ مشاهده شدند. آنالیز آماری با استفاده از تست های Kruskal-Wallis و Mann-Whitney انجام شد و ریزنشت اکلوزال و جینجیوال با تست Wilcoxon مقایسه شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میزان ریزنشت اکلوزالی بین 4 گروه (در حالت با و بدون سیکل مکانیکی) معنی دار نبود (05/0&lt;p ).  &gt;P). در هیچیک از گروه ها اعمال سیکل مکانیکی منجر به افزایش میزان ریزنشت در اکلوزال یا جینجیوال نشده بود (05/0&lt;p).&lt; /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; سیلوران عملکرد بهتری نسبت به کامپوزیت های با بیس متاکریلات با انقباض کم در مطالعه حاضر نداشته است (به جز Aelite) و همچنین اعمال سیکل مکانیکی موجب افزایش ریزنشت نشد.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>راضیه حسینی فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تطابق لبه‌ای بین دو نوع رستوریشن زیرکونیایی Cercon و Zirkonzahn قبل و بعد از پرسلن‌گذاری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=1&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در میان شاخص های متعدد موفقیت یک رستوریشن تطابق لبه ای اهمیت به سزایی دارد و با توجه به افزایش روزافزون استفاده از رستوریشن های تمام سرامیک، بررسی تطابق لبه ای در این رستوریشن ها لازم به نظر می رسد. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه تطابق لبه ای بین دو نوع کراون زیرکونیایی Cercon و Zirkonzahn و تاثیر مراحل متعدد پرسلن گذاری بر روی تطابق لبه ای آنها بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; ابتدا دای فلزی استاندارد، با خط خاتمه تراش شولدر تهیه شد. 12 کوپینگ Cercon و 12 کوپینگ Zirkonzahn ساخته شدند و تطابق لبه ای نمونه ها بدون سمان شدن در 12 نقطه مشخص دور تا دور مارجین به وسیله استریومیکروسکوپ (با دقت mµ 1/0±) اندازه گیری شدند. پس از پرسلن گذاری مارژینال گپ به همین نحو اندازه گیری شد. شاخص های مرکزی و پراکندگی به وسیله آزمون Multivariate (b) محاسبه شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مارژینال گپ کوپینگ های Cercon، (mµ46/13±67/59) و بعد از پخت پرسلن (mµ37/24±81/65) و کوپینگ های Zirkonzahn، (16/14±75/63) و بعد از پخت (mµ94/21±74/64) اندازه گیری شد. آزمون آماری Multivariate (b) به روش Hotelling trace نشان داد که میزان عدم تطابق لبه ای در دو گروه ( Cerconو Zirkonzahn) قبل و بعد از پخت پرسلن تفاوت معنی داری ندارد (05/0&lt;p).&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: در محدوده این مطالعه سیستم های Cercon و Zirkonzahn تطابق لبه ای قابل قبولی دارند و سیکل های پخت پرسلن باعث تغییر معنی داری در تطابق لبه ای آنها نمی شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;</description>
						<author>عباس آذری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
