<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1389 جلد23 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>اصلاحیه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=107&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده ندارد###</description>
						<author>سکینه آرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه تمایل محوری مزیودیستال دندان‌های خلفی در کلاس II اسکلتودنتال با کلاس I</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=106&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; یکی از اهداف اصلی در درمان ارتودنسی نرمال کردن موقعیت دندان ها در هر سه پلن فضایی است که شامل تمایل محوری صحیح مزیودیستال نیز می باشد. جهت شناخت میزان صحیح این تمایل، در این مطالعه، تمایل محوری مزیودیستال دندان های خلفی در هر چهار نیم فک، در کلاس II اسکلتودنتال بررسی و تغییرات حاصله با افراد کلاس I مقایسه شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این پژوهش، تعداد 78 عدد کلیشه رادیوگرافی پانورامیک متعلق به بایگانی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران از افراد دارای اکلوژن کلاس I اسکلتی در محدوده سنی 12-24 سال و 78 عدد کلیشه رادیوگرافی پانورامیک در افراد دارای مال اکلوژن کلاس II اسکلتی در محدوده سنی 12-19 سال انتخاب شد. نمونه های انتخاب شده همه در دوران دندان های دائمی و فاقد Missing، نهفتگی، دندان کشیده شده و کرادینگ خلفی بودند. پس از تعیین رفرنس برای فک بالا (خط واصل تحتانی ترین نقطه ریم اربیت دو طرف) و فک پایین (خط واصل مرکز فورامن منتال چپ و راست)، محور طولی دندان ها تعیین و رسم شد: (در دندان تک ریشه: تصویر کانال ریشه در بلندترین ناحیه، در پره مولرهای بالا: میانگین کانال باکال و پالاتال، درمولرهای پایین: میانگین تصویر کانال مزیال و دیستال و در مولرهای بالا: تصویر کانال پالاتال). میانگین های به دست آمده کلاس I و کلاس II اسکلودنتال با استفاده از آزمون T-test مقایسه شدند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; آنالیز آماری مقایسه بین دو گروه اسکلتی کلاس I و کلاس II نشان داد که تفاوت معنی داری (05/0P&lt;) در زاویه قرارگیری دندان ها از بعد مزیودیستالی بین دندان های 15، 16، 17، 25، 26 و 27 در فک بالا در نمونه های کلاس II در مقایسه با همین دندان ها در کلاس I وجود داشت و این زوایا در افراد کلاس II مزیالی تر بود. همچنین در فک پایین زوایای دندان های 36 و 46و 47 نیز در کلاس II اسکلتودنتال نسبت به کلاس I اسکلتودنتال مزیالی تر شدند. دندان های دیگر در مقایسه تفاوت آماری معنی داری را بین دو کلاس فکی نشان ندادند (05/0P&gt;).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; دندان های پرمولر دوم به بعد در فک بالا در افراد کلاس I نسبت به کلاس I تمایل مزیالی بیشتری دارند. در فک پایین این تمایل تنها در مولرها دیده می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سید محمد هاشم حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توموگرافی خطی با فیلم و Photostimulable Phosphor Plate در طرح درمان ایمپلنت در مندیبل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=105&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بررسی رادیوگرافیک قبل از جایگذاری ایمپلنت اغلب با توموگرافی برای مشخص کردن موقعیت ساختار آناتومیک حیاتی و ارزیابی استخوان کامل می شود. هدف از این مطالعه بررسی دقت توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate جهت ارزیابی کمیت استخوان مندیبل برای استفاده در طرح درمان ایمپلنت بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه از نوع بررسی روش ها بود. توموگرام هایی از 2 مندیبل خشک انسانی با استفاده از توموگرافی خطی با فیلم وPhotostimulable Phosphor Plate تهیه  شد. در هر مندیبل 10 ناحیه انتخاب گردید و با گوتاپرکا علامت گذاری شد. فاصله بین کرست فوقانی تا کانال مندیبل، ارتفاع کلی و پهنای مندیبل در هر توموگرام اندازه گیری شده و همینطور در مقاطع مندیبل نیز اندازه گیری  شد. مقادیر حاصل از مقاطع توموگرافیک با اندازه  های واقعی فواصل مورد نظر روی مقاطع استخوانی مقایسه شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; با اصلاح مقادیر بدست آمده روی مقاطع توموگرافیک توسط ضریب بزرگنمایی عنوان شده توسط کارخانه سازنده دستگاه، میانگین مطلق اختلاف با واقعیت در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate برای تعیین ارتفاع مندیبل به ترتیب 59/0 میلی متر (45/0SD=) و 65/0میلی متر (72/0SD=) و میانگین مطلق اختلاف با واقعیت در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate برای تعیین پهنای مندیبل به ترتیب 34/0 میلی متر (33/0SD=) و 31/0 میلی متر (33/0SD=) بود. میانگین مطلق اختلاف با واقعیت در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate برای تعیین موقعیت کانال مندیبولار به ترتیب 54/0میلی متر (30/0SD=) و 52/0 میلی متر (56/0SD=) محاسبه شد. در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم 100% از اندازه گیری  ها جهت تعیین موقعیت کانال، 80% از اندازه  های ارتفاع استخوان و 95% از اندازه  های پهنای استخوان در محدوده خطای 1± میلی متر واقع شده بودند. در توموگرافی خطی با Photostimulable Phosphor Plate 75% از اندازه گیری  ها جهت تعیین موقعیت کانال، 75% از اندازه گیری  های ارتفاع استخوان و 95% از اندازه گیری  های پهنای استخوان در محدوده خطای 1± میلی متر واقع شده بودند. در تعیین موقعیت کانال مندیبولار و تخمین ارتفاع و پهنای مندیبل بین توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0P&gt;).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; دقت توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate در اندازه گیری ارتفاع و پهنای مندیبل و تعیین موقعیت کانال مندیبولار در محدوده قابل قبول است.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>مریم میرزایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ارگونومیکی وضعیت‌های کاری دانشجویان دندانپزشکی و تأثیر آموزش اصول ارگونومیک بر آن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=104&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; ناراحتی های اسکلتی عضلانی در حرفه دندانپزشکی به دلیل وضعیت های بدنی نادرست موجب از دست رفتن وقت، هزینه و سلامتی دندانپزشکان می شود. پیشگیری از این مشکلات مستلزم ارزیابی و اصلاح وضعیت های کاری دانشجویان می باشد. این مطالعه با تعیین مشکلات موجود در وضعیت های کاری دانشجویان به وسیله روش (REBA) Rapid Entire Body Assessment، تأثیر آموزش بر بهبودآن را مورد ارزیابی قرار داد..&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; وضعیت کاری 69 نفر از دانشجویان قبل و بعد از طی دوره آموزشی یک روزه در زمینه &quot;اصول ارگونومیک در دندانپزشکی&quot;به وسیله روش REBA بررسی شد. موارد مورد استفاده در دوره آموزشی بر اساس مطالعات موجود در این زمینه تهیه شد. نمرات حاصل از REBA با نرم افزار SPSS و توسط Paired T-test آنالیز شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که وضعیت های بدن 2/94% از دانشجویان در حین کار در  سطح خطر متوسط و بالا بود و نیاز به اصلاح داشت. نمرات REBA افراد بر اساس نوع کار دندنپزشکی معنی دار بود (05/0P&lt;) و افراد بدترین وضعیت کاری را در حین کارهای جراحی، اندو و اطفال دارا بودندد. مقایسه نمراتREBA  قبل و بعد از آموزش هر چند از نظر آماری معنی دار بود  (05/0P&lt;) ولی تأثیر زیادی در بهبود وضعیت کاری دانشجویان نداشت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: وضعیت های بدن دانشجویان نیاز به اصلاح دارد. دوره آموزشی یک روزه اصول ارگونومیک در بهبود وضعیت کاری دانشجویان مؤثر بوده ولی کافی نیست. جهت بهبود وضعیت بدن در هنگام کار دندانپزشکی نیاز به آموزش بیشتر دانشجویان در این زمینه می باشد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سیامک یعقوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میکروسکوپ الکترونی اثر پرایمر بر نفوذ سیلنت در مینای آلوده به بزاق</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=103&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; آلودگی رطوبتی و یا بزاقی مینای اچ شده حین کاربرد سیلنت، بیشترین علت شکست درمان ذکر شده است. تعدادی از مطالعات نشان داده اند که عوامل باندینگ هیدروفیل قادرند بعد از آلودگی بزاق به مینا اچ شده باند شوند. در این مطالعه اثر پرایمر بر نفوذ سیلنت در سطح مینا اچ شده با آلودگی و یا بزاق مورد بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 40 دندان انسیزور دائمی کشیده شده و سالم انتخاب شدند و سطح مینایی دندان ها با یک ژل اسید فسفریک به مدت 20 ثانیه اچ شده و به مدت 30 ثانیه با جریان آب شسته و تا رسیدن به سطح گچی خشک شدند. در این مرحله دندان ها به صورت تصادفی به 4 گروه درمانی 10تایی تقسیم شدند:&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;1- سیلنت نوری Deguseal از کارخانه Degussa برروی سطح مینا اچ شده به عنوان گروه کنترل قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;2- سطح اچ شده با یک لایه بزاق و سپس پرایمر و سیلنت نوری پوشانده شد و پس از 10 ثانیه پرایمر، Scotchbond Multe-Purpose از کارخانه 3M برروی سطح قرار گرفت و با پوار هوا پخش شد، سپس سیلنت نوری بکار رفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;3- سطح اچ شده با برس مویی آغشته به آب مرطوب گشته و سپس پرایمر پوشانده شد و سیلنت نوری بکار رفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;4- سیلنت روی مینای اچ شده و آلوده به بزاق و رطوبت بکار رفت. سپس کلیه دندان ها طی مراحلی جهت مشاهده توسط SEM آماده شدند. در بزرگنمایی&lt;br&gt;1400 ´در 4 ناحیه به صورت تصادفی تگ ها شمارش گشتند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آنالیز واریانس  یک طرفه انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد که پرایمر سبب نفوذ سیلنت در دندان های آلوده به بزاق شد، ولی تگ ها از نظر تعداد و شکل قابل قیاس با گروه شاهد نبودند (001/0P&lt;). در گروهی که پرایمر در سطح مرطوب بکار رفت، تگ ها شکل منظم داشته و از نظر تعداد نیز با گروه شاهد برابری می کردند (05/0P&gt;). درصورت کاربرد سیلنت روی سطح مینای آلوده تگ رزینی تشکیل نشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; کاربرد پرایمر تا حدودی حساسیت سیلنت را به آلودگی بزاق کاهش می دهد ولی تعداد و شکل تگ ها تغییر می یابد و تعداد تگ ها کم می شود. بنابراین هنگامی که ایزولاسیون دقیق امکان پذیر نیست، کاربرد پرایمر تاحدی سودمند است اما ایزولاسیون در مورد سیلنت تراپی تأکید می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>ایوب پهلوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین توزیع تنش و کرنش استخوان اطراف ایمپلنت در طرح All-on-4 به روش آنالیز اجزای محدود</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=102&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; طرح All-on-4 با ویژگی های منحصر بفرد خود برای بازسازی فک پایین بی دندان مناسب به نظر می رسد. مسلماً بررسی چگونگی توزیع تنش و کرنش این طرح، می تواند در کنار مطالعات کلینیکی قدمی در جهت انتخاب طرح درمان مناسب باشد. هدف از این مطالعه تحلیل اجزای محدود، تعیین توزیع تنش و کرنش استخوان اطراف ایمپلنت در طرح All-on-4 در مندبیل بی دندان بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مدل سه بعدی فک پایین با استفاده از داده های حاصل از CT-Scan تهیه شد. ایمپلنت 5/13×4 میلی متر Nobel Biocare نیز مدل  سازی شد. ایمپلنت های خلفی با زاویه 45 درجه و قدامی ها به صورت عمودی و موازی در فک پایین بی دندان جایگذاری شدند. ایمپلنت ها با بارتیتانیومی و آکریل اسپلینت شدند. نیرو در دو حالت N 178 در قدام و N 300 در اولین مولر سمت چپ اعمال گردید. پس از مش بندی، تعریف خصوصیات مواد و شرایط مرزی، تحلیل توسط نرم افزار ABAQUS انجام گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میزان تنش Von-Mises و کرنش در استخوان اطراف ایمپلنت ها تعیین شد. به هنگام بارگذاری قدامی، حداکثر تنش (MPa 9/38) در اطراف ایمپلنت های قدامی و به هنگام بارگذاری خلفی، حداکثر تنش (MPa 3/77) در اطراف ایمپلنت های خلفی نزدیک به محل اعمال نیرو متمرکز بود. حداکثر کرنش در بارگذاری خلفی، اطراف ایمپلنت نزدیک محل اعمال نیرو و هنگام بارگذاری قدامی اطراف ایمپلنت های خلفی دیده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در هنگام بارگذاری خلفی، مقدار قابل توجه کرنش در استخوان اطراف ایمپلنت های خلفی زاویه دار مشاهده شد. در نتیجه در این ناحیه احتمال تحلیل استخوان وجود دارد. این در حالی است که به هنگام بارگذاری قدامی، مقادیر تنش و کرنش بدست آمده مطلوب بود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سیده هستی برقعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تنش‌های اطراف ایمپلنت به روش اجزای محدود در بریج‌های با ساپورت دندان/ایمپلنت در شرایط اتصال سخت و غیرسخت در پروتزهای سمان شونده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=101&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در بی دندانی ها بریج با ساپورت ایمپلنت انتخاب اول است. اما محدودیت های آناتومیک و سایر موارد احتمالا شرایطی را ایجاب می کند که ترکیب ایمپلنت و دندان استفاده شود. عدم تشابه جابه جایی (mobility) دندان و ایمپلنت باعث ایجاد اهرم یک طرفه می شود که احتمال شکست یا شل شدن قطعات ایمپلنت را دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی تنش اطراف ایمپلنت و دندان در یک بریج سه واحدی فک پایین با دو نوع اتصال دهنده سخت و غیر سخت  در پروتز سمان شونده با استفاده از مدل سازی سه بعدی به روش اجزاء محدود بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; دراین مطالعه با استفاده از روش اجزاء محدود و نرم افزار Solid works چهار مدل سه بعدی در رایانه شبیه سازی شد. مدل ها به شرح زیر می باشد: 1- اتصال سخت بین دندان و ایمپلنت (RCCP) 2- اتصال غیر سخت در مزیال ایمپلنت (NRCCP1) 3- اتصال غیر سخت دیستال دندان پرمولر دوم (NRCCP2) 4- اتصال غیر سخت وسط پونتیک (NRCCP3). پس از اتمام شبیه سازی نمونه ها تحت نیروی N150 عمودی در مرکز سطح اکلوزال روکش ها قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در تمامی مدل ها تنش در ناحیه کرستال ایمپلنت متمرکز بود و الگوی توزیع تنش اطراف دندان متعادل تر از ایمپلنت بود به جز مدل NRCCP2. توزیع تنش در اتصال غیرسخت نامتعادل بود بخصوص مدل NRCCP1. وجود اتصال غیرسخت در طراحی بریج تنش در سوپراستراکچر را افزایش می دهد و به ساختارهای مجاور منتقل می کند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بریج ایمپلنت/دندان بعنوان یک انتخاب ارزشمند مطرح است. در این بریج ها اتصال سخت ارجح است چون پروتز و ایمپلنت دارای انعطاف پذیری ذاتی هستند که اختلاف جابجایی دندان و ایمپلنت را جبران می کند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>حمیدرضا رجعتی حقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ماتریکس استخوان دمینرالیزه‌ گاو بر ترمیم نقایص استخوان پاریتال خرگوش</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=100&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه  حاضر جهت ارزیابی تأثیر ماتریکس استخوان دمینرالیزه  گاو  )زنوگرافت؛ (Demineralized Bone Matrix (DBM) در فرآیند ترمیم نقایص استخوان و مقایسه  آن با پودر استخوان دمینرالیزه  انسان (DBM انسان: آلوگرفت) که به صورت بالینی مورد استفاده قرار می گیرد، طراحی شده است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مطالعه بر روی 7 عدد خرگوش نر سفید نژاد نیوزلندی انجام گرفت. در ناحیه  درز میانی استخوان پاریتال هر خرگوش، سه نقص استخوانی بای کورتیکال به قطر 8  میلی متر با فرز ترفاین شماره 8 ایجاد شد. نقایص با مواد پیوندی به صورت تصادفی، پر شدند. یکی از نقایص در همه  خرگوش ها بدون ماده  پیوندی رها شد (به عنوان نقص کنترل). 3 ماه بعد ارزیابی هیستوپاتولوژیک در مورد میزان استخوان سازی انجام گرفت. داده ها با استفاده از تست Friedman مقایسه  شدند و هنگامی که P-value کمتر از 05/0 بود، تستWilcoxon  (Boneferroni adjusted) برای مقایسه  دو به  دوی گروه ها به کار گرفته شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; آنالیز آماری نشان داد که اختلاف بین نمونه های گروه محتوی DBM گاو با گروه کنترل (03/0P=) و DBM انسان با گروه کنترل (02/0P=) از جهت آماری معنی دار بود، اما اختلاف بین گروه های DBM گاو و DBM انسان معنی دار نبود (87/0P=).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه ترمیم رضایت بخشی را در نقایص استخوان پاریتال خرگوش که با DBM گاو پر شده بودند، نشان داد. میزان بهبودی در این نقایص با بهبودی نقایص استخوانی پرشده با DBM انسان که به صورت بالینی مورد استفاده قرار می گیرد، قابل مقایسه بود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سمانه آقازاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیش بینی عرض مزیودیستال دندان‌های کانین و پرمولر نروییده در جمعیت جنوب ایران با ارائه معادلات رگرسیون جدید</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=99&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; از آنجایی که اندازه دندان ها در ارتباط با نژاد می باشد، به نظر می رسد اطلاعات آماری اندازه دندان های جامعه ای که در آن درمان های ارتودنسی صورت می گیرد اهمیت بسیاری دارد. هدف از این مطالعه دستیابی به ارتباط بین عرض مزیودیستال 4 دندان اینسایزور و مولار اول دائمی و دندان های کانین و پرمولارهای نروییده در دو فک و ارائه معادلاتی جهت پیشگویی عرض کانین و پرمولارهای نروییده بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مطالعه مقطعی حاضر بر روی 715 کست مطالعه قبل از درمان (526 زن و 189 مرد) بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی شیراز و مطب خصوصی ارتودنتیست ها صورت گرفت. بزرگترین عرض مزیودیستال تمامی دندان ها با کولیس دیجیتال با دقت mm 01/0 اندازه گیری گردید و سپس تمامی داده ها توسط نرم افزار SPSS و تست های آماری Pearson Correlation، Independent T-test، Paired samples T- test و Multiple linear regression مورد بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تخمین های به دست آمده از معادلات پیشنهادی تاناکا-جانسون (0001/0P=) و جدول مایرز (05/0P=) با مجموع عرض مزیودیستال دندانی در جمعیت جنوب ایران تفاوت معنی داری نشان داد. در نتیجه معادلات رگرسیون جدیدی به تفکیک جنس و فک بر اساس عرض دندان های اینسایزور و مولارهای اول هر دو فک ارائه گردید. از میان معادلات رگرسیون پیشنهادی بیشترین ضریب تعیین (r&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;) متعلق به معادله 12 متغیره است که عرض مزیودیستال کانین و پرمولارهای نروییده فک بالا و پایین را بر اساس عرض مزیودیستال تمامی دندان های اینسایزور و مولارهای اول هر 2 فک پیشگویی می کند. معادله رگرسیون پیشنهادی بر اساس مجموع عرض مزیودیستال تمامی دندان های اینسایزور و مولار اول هر دو فک جهت تخمین کانین و پرمولارهای نروییده فک بالا 227/4x+177/0 Y= و جهت تخمین کانین و پرمولارهای نروییده فک پایین 730/2x+ 188/0Y= بود که نسبت به معادلات به دست آمده بر اساس دندان های ثنایا و مولر اول یک فک و دندان های ثنایا به تنهایی، از ضریب بالاتری برای پیشگویی دندان های رویش نیافته برخوردار بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; تخمین تاناکا- جانسون و جدول پیشنهادی مایرز در جمعیت جنوب ایران Overestimate است. به این علت معادلات رگرسیون جدیدی براساس سایز دندان های ثنایا به تنهایی و دندان های مولر اول و ثنایا با هم به منظور افزایش دقت در آنالیز فضا در هر 2 فک پیشنهاد می گردد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>سید محمد مهدی رویین پیکر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
