<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1388 جلد22 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>وضعیت آگاهی، نگرش و عملکرد مراقبین بهداشت در مدارس شهر تبریز درباره سلامت دهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=137&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مراقبین بهداشت نقش مهمی در آموزش و پیشگیری از بیماری های شایع دهان و دندان دارند. یک برنامه مدون می تواند در آموزش رفتار مناسب، نقش بسزایی داشته باشد. این مطالعه میزان آگاهی، نگرش و عملکرد مراقبین بهداشت مدارس شهر تبریز را در مورد سلامت دهان و دندان در سال 87-86 مورد بررسی قرار داده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه مقطعی و توصیفی-تحلیلی در مدارس ابتدایی تبریز انجام گرفت. حجم نمونه شامل کلیه مدارس ابتدایی دارای مراقب بهداشت بود. پرسشنامه ای به آنها ارسال گردید. سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مراقبینی که پرسشنامه را جواب داده بودند مورد بررسی قرار گرفت. تست های آماری T-Test مستقل و Paired-Sample T-Test برای تحلیل داده ها، مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از 64 نفر مراقب بهداشت 58 نفر زن و 6 نفر مرد بودند. میانگین سنی افراد شرکت کننده 45 سال بود. 44 نفر از مراقبین دوره درسی مدون مربوط به دهان و دندان را گذرانده بودند. 49 نفر نیز دوره های آموزشی ویژه ای را سپری کرده بودند. میانگین نمره کسب شده در بخش آگاهی77/6 از 10 نمره بود که زنان بطور معنی داری نمرات بالاتری کسب کرده بودند. زنان سابقه کاری بیشتری نیز داشتند. میانگین نمره نگرش و عملکرد بترتیب 42/7 و 14/7 از حداکثر 10 نمره بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته ها نشان داد که برگزاری دوره های آموزشی حین خدمت و تجربه کاری در میزان آگاهی، نگرش و عملکرد مراقبین بهداشت مدارس نقش موثری داشته است. بهبود این وضعیت با استفاده از برنامه های باز آموزی و جزوات قابل دستیابی است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>احمد جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان رعایت اصول حفاظت در برابر اشعه در دانشکده‌های دندانپزشکی سراسر کشور</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=136&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در دهه های اخیر دستورالعمل های متعددی در زمینه حفاظت در برابر پرتوهای یونیزان در پرتونگاری های دندانی از سوی سازمان های بین المللی حفاظت در برابر تشعشع وضع شده است. هدف از این مطالعه تعیین میزان رعایت دستورالعمل های سازمان های حفاظت در برابر اشعه در بخش های آموزشی- درمانی واقع در دانشکده های دندانپزشکی سراسر کشور (18دانشکده) می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی پرسشنامه ای با توجه به مصوبات کمیته های بین المللی حفاظت در برابر تشعشع تهیه گردید. پرسشنامه که شامل سؤالاتی در مورد اصول حفاظتی مورد نیاز جهت بیماران، پرسنل و همچنین آزمون های کنترل کیفی بود، برای مسئولین مراکز رادیولوژی دانشکده های دندانپزشکی سراسر کشور (18 دانشکده) ارسال شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و آنالیز داده ها میزان مطابقت موارد ذکر شده با استانداردها تعیین گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مورد وجود تجهیزات حفاظت در برابر پرتوها (مانند پیشبند سربی، محافظ تیروئید و دیوارهای متراکم سربی)  شاهد وضعیت مطلوبی بودیم . گرچه اغلب پرسنل بندرت از این تجهیزات استفاده می کنند. استفاده از فیلم های با سرعت بالا، دستگاه های ظهور و ثبوت اتوماتیک در مراکز مورد بررسی نکته بسیار مثبتی بود. معضل عمده اغلب مراکز دندانپزشکی به عدم کنترل دوره ای تجهیزات و عدم وجود آزمون های کنترل کیفی مربوط بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; میزان رعایت اصول حفاظت در برابر اشعه در مراکز رادیولوژی دانشکده های دندانپزشکی سراسر کشور در وضع نسبتاً مطلوبی قرار دارد. ولی در زمینه برنامه های کنترل کیفی تجهیزات و پایش منظم تجهیزات و همچنین در مورد استفاده از تجهیزات تصویربرداری دیجیتال وضعیت مطلوبی وجود نداشت.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>کریم قاضی خانلو ثانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش‌‌‌‌های مختلف ضد عفونی کردن فضای داخلی دندان‌‌‌‌ها جهت استفاده در آموزش پری کلینیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=135&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; دندان   های مورد استفاده در دوره پری کلینیک، باید قبل از استفاده ضد عفونی شوند. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر ضدمیکروبی چند محلول ضد عفونی کننده مختلف بر روی میکروب کشت داده شده در اتاقک پالپ دندان   های کشیده شده انسان بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی 54 دندان سالم کشیده شده انسان جمع آوری شد. پس از تهیه حفره دسترسی و خارج نمودن بافت پالپی از اتاقک پالپ، 108 اندوسپور باسیل استئاروترموفیلوس به داخل اتاقک پالپ تزریق شد و حفره دسترسی توسط ماده پر کننده موقت مهر و موم گردید. دندان   ها به 5 گروه 10 تایی تقسیم شده و به مدت 48 ساعت در هیپوکلریت سدیم 25/5%، میکروتن 5%، دکونکس 5%، گلوترآلدئید 2% و فرمالین 10% قرار گرفتند. دو دندان در اتوکلاو و دو دندان در نرمال سالین به عنوان کنترل منفی و مثبت گذاشته شدند. دندان   ها پس ازخارج نمودن از مواد ضد عفونی کننده، از ناحیه سرویکال دو نیم شده و قطعات تاجی به دست آمده در محیط کشت Trypticase Soy Broth قرار گرفتند و پس از 3 روز، ایجاد کدورت (Turbidity) در لوله    ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده با تست آماری Fisher&#039;s exact مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته   ها:&lt;/strong&gt; هیچ یک از مواد ضد عفونی  کننده قادر نبودند در تمامی موارد از رشد میکروبی جلوگیری کنند، هر چند که فرمالین با ضد عفونی نمودن 6 دندان تأثیر بهتری از سایر مواد نشان داد. تفاوت بین 5 گروه از نظر آماری معنی دار نبود (384/0=P).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اتوکلاو نمودن دندان   های کشیده شده را می توان تنها روش قطعی نابود سازی میکروب   های موجود در کانال ریشه دندان معرفی نمود و کاربرد مواد ضد عفونی کننده نمی تواند روش مطمئنی برای این کار باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>سید محمد ابریشم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای دوز جذبی اشعه در اندام‌های هدف درتصویربرداری از ناحیه فک و صورت با تکنیک‌های پانورامیک، توموگرافی خطی، CBCT و CT پزشکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=134&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هدف از این مطالعه اندازه گیری و مقایسه دوز جذبی اشعه در بافت های بدن (غده تیروئید، غدد بزاقی، چشم و پوست) در طی تصویربرداری از ناحیه فک و صورت با تکنیک های پانورامیک، توموگرافی خطی، CBCT و CT پزشکی بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; دوزیمتر ترمولومینسانس (TLD) در 14 ناحیه از فانتوم RANDO به منظور اندازه گیری میانگین دوز جذبی اشعه در غده تیروئید، غده بزاقی پاروتید، غده بزاقی تحت فکی، غده زیرزبانی، عدسی چشم و پوست ناحیه گونه قرار داده شد، سپس با دستگاه Promax (PLANMECA، فنلاند) تصویربرداری های پانورامیک، توموگرافی خطی و CBCT و با دستگاه Spiral Hispeed/Fxi (جنرال الکتریک، آمریکا) تصاویر CT از فانتوم تهیه گردید. با استفاده از میانگین دوز جذبی، دوز معادل و دوز موثر هرارگان محاسبه گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; محدوده دوز جذبی در تکنیک پانورامیک از mGY038/0 (پوست ناحیه گونه) تا mGY308/0 (غده بزاقی تحت فکی)، در توموگرافی خطی از mGY 048/0 (عدسی چشم) تا mGY510/0 (غده بزاقی تحت فکی)، در CBCT از mGY322/0 (غده تیروئید) تا mGY144/1 (غده بزاقی پاروتید) و در تکنیک CT از mGY495/2 (غده بزاقی زیرزبانی) تا mGY424/3 (غده بزاقی تحت فکی) متغیر بود. میزان دوز موثر کلی در تکنیک CBCT تقریباًٌ 5 برابر پانورامیک و 4 برابر توموگرافی خطی، و در تکنیک CT، 30 برابر پانورامیک و 22 برابر توموگرافی خطی بود. دوز موثر کلی در تکنیک CT تقریباً 6 برابر CBCT بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; برای به دست آوردن اطلاعات سه بعدی در ناحیه ماگزیلوفاشیال، روش تصویربرداری CBCT دوز جذبی و دوز موثر بسیار کمتری نسبت به CT پزشکی دارد. همچنین در طی تصویربرداری از ناحیه دهان و فک و صورت، غدد بزاقی بیشترین دوز جذبی را دارا هستند.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>عباس شکری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی و مقایسه استفاده از Alloderm و پیوند مخاطی در وستیبولوپلاستی فک پایین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=133&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; استفاده از پیوند مخاطی برای جراحی وستیبولوپلاستی، یک عمل رایج به شمار می رود. روش فوق نیاز به برداشت پیوند از یک محل دهنده پیوند دارد که ریسک عوارض ناشی از جراحی را افزایش می دهد. بعلاوه ممکن است میزان کافی بافت دهنده در دسترس نباشد. نتایج قابل قبول کاربرد Alloderm به عنوان یک جایگزین برای پیوندهای مخاطی شامل: تحمیل نکردن جراحی اضافه به بیمار، حذف تروما به ناحیه دهنده پیوند دسترسی نامحدود، کاهش خونریزی حین عمل، کاهش عوارض بعد از عمل و هماهنگی رنگی بهتر می باشد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی میزان حفظ عمق وستیبول در وستیبولوپلاستی با Alloderm و پیوند مخاطی بود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; هر دو روش وستیبولوپلاستی در قدام مندیبل به روش Clark با Alloderm و پیوند مخاطی در ١٠ نمونه انجام گرفت. بطوریکه با یک روش تصادفی نصف بستر آماده شده طی جراحی با Alloderm و نصف دیگر با Autograft پوشیده شد. بلافاصله بعد از جراحی و ١، ٣ و٦ ماه بعد از جراحی متغیرهای رد پیوند، عمق وستیبول و میزان Relapse بررسی و ثبت گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شد. روش های آماری بکار رفته در تحقیق آزمون فریدمن، آزمون t استیودنت زوجی، آزمون اسمیرنوف-کلموگروف بودند (سطح معنی داری آماری با 05/0&gt; Pبه دست می آید).&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تفاضل میزان Relapse در دو روش، در طول دوره پیگیری از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشته اند (05/0&lt;p ).  &gt; &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; استفاده از Alloderm در جراحی پیش از پروتز در بیماران نیازمند به وستیبولوپلاستی، جانشینی مؤثر برای پیوند های بافت نرم اتوژن می باشد.&lt;/p&gt;</description>
						<author>سروناز غفاری گرکانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی دقت تکنیک رادیوگرافی پانورامیک، رادیوگرافی پانورامیک به همراه لمس ناحیه و تکنیک tube shift در تعیین موقعیت دندان کانین نهفته فک بالا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=132&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; کانین های فک بالا بعد از دندان های مولر سوم بیشترین شیوع نهفتگی را داشته و شیوع آن برحسب جامعه مورد مطالعه از 1% تا 3% گزارش شده است. تعیین موقعیت قرارگیری باکالی یا پالاتالی دندان های کانین در استخوان فک می تواند طرح درمان را تحت تأثیر قرار دهد. از این  رو تکنیک های متعددی برای تعیین موقعیت دندان کانین نهفته فک بالا معرفی شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین دقت تکنیک رادیوگرافی پانورامیک، تکنیک tube shift و رادیوگرافی پانورامیک به همراه لمس ناحیه در تعیین موقعیت دندان کانین نهفته فک بالا انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 47 بیمار (20 زن و 27 مرد با میانگین سنی 4/25 سال) با سن بیشتر از 12 سال که به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نموده و حداقل یک دندان کانین نهفته داشتند وارد مطالعه شدند. یک متخصص رادیولوژی فک و صورت در ابتدا با استفاده از پانورامیک و سپس توسط تکنیک تیوب شیفت موقعیت کانین را تشخیص داد. سپس یک جراح فک و صورت توسط پانورامیک و لمس ناحیه بدون اطلاع از نتایج رادیوگرافی، دندان کانین را تعیین موقعیت نمود. نتایج حاصل از تشخیص دو متخصص با نتیجه بدست از آمده از مشاهد دندان کانین حین جراحی مقایسه شد. آنالیز آماری توسط محاسبه حساسیت و ویژگی انجام گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; براساس نتایج به دست آمده از جراحی دندان ها (استاندارد طلایی)، 11 دندان از 47 دندان کانین نهفته فک بالا (4/23%) دارای موقعیت باکالی و 36 مورد (6/76%) نیز دارای موقعیت پالاتالی بودند. نتایج مطالعه بیانگر حساسیت (توانایی تکنیک در تعیین نهفتگی با موقعیت پالاتال) برابر سه روش (100%) و ویژگی (توانایی در تعیین نهفتگی با موقعیت باکال) بیشتر tube shift (100%) نسبت به تکنیک های دیگر (0%) است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه حاضر نشان داد تکنیک tube shift بیشترین دقت تشخیصی را در تعیین موقعیت نهفتگی کانین ها داشته است. می توان گفت رادیوگرافی پانورامیک و پانورامیک به همراه لمس ناحیه نمی توانند به عنوان تکنیک قابل قبول در شناسایی موقعیت نهفتگی کانین های فک بالا مورد استفاده قرار گیرند و استفاده از آنها باید به عنوان یک روش کمکی در کنار روش های معتبر دیگر محدود شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>داریوش گودرزی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر مایعات مشابه غذا بر روی ریزسختی سطحی دو نوع کامپوزیت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=131&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه وهدف:&lt;/strong&gt; کاهش سختی ترمیم های رزین کامپوزیت در دهان پس از سخت شدن به وسیله نور مرئی می تواند دوام کلینیکی این مواد را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این تحقیق بررسی اثر مایعات مشابه غذا مانند اتانول 25%، 50% و 75 % و هپتان 50 % بر روی سختی سطحی دو نوع کامپوزیت P60) و (Gradia پس از سخت شدن بوسیله نور مرئی و غوطه ور شدن به مدت 24 ساعت و 7 روز بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 45 نمونه از هر کامپوزیت در یک مولد استنلس استیل با ابعاد 2 در 6 میلی متر قرار داده و سخت شدند. از هرنوع کامپوزیت تعداد 5 نمونه بلافاصله پس از سخت شدن با نور مرئی تحت آزمون ریزسختی قرار گرفتند تا ریزسختی اولیه کامپوزیت ها به دست آید (گروه کنترل). نمونه ها از هر کامپوزیت در لوله هایی محتوی محلول اتانول با غلظت های 25%، 50% و 75% و هپتان 50% به مدت 24 ساعت و 7 روز قرار گرفتند. سپس نمونه ها از محلول خارج، شسته و خشک شدند و تا زمان آزمایش به یخچال منتقل گشتند. در شرایط استاندارد میزان ریزسختی سطح نمونه ها با دستگاه Microhardness سنجیده شد. نتایج با مقیاس ویکرز اندازه گیری شد و داده ها با استفاده ا ز تست های one-way ANOVA و 3-way ANOVA و Tukey Post-hoc آنالیز قرار گردید. 05/0&gt;P سطح معنی دار بودن نتایج قرار داده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; سختی سطحی کامپوزیت P60 از کامپوزیت گرادیا بیشتر بود. آنالیز واریانس در گرادیا و P60 نشان داد که به غیر از اتانول 25% (514/0=P) بین گروه کنترل و همه گروه های دیگر تفاوت آماری معنی داری (05/0&gt;P) وجود داشت. پس از 24 ساعت همه مایعات به غیر از اتانول 50% و 75% (793/0=P) تأثیر معنی داری روی کامپوزیت گرادیا داشتند. پس از 7 روز همه مایعات به غیر از اتانول 25% و 50% (385/0=P) و اتانول 50% و 75% (150/0=P) تأثیر معنی داری روی کامپوزیت گرادیا داشتند. کامپوزیت P60 بعد از زمان 24 ساعت و 7 روز تأثیر همه مایعات را روی سختی معنی دار نشان داد. هپتان 50% سختی را افزود (000/0P=) و اتانول 75% (000/0=P) و اتانول 50% (001/0=P) و اتانول 25% (007/0=P) سختی کامپوزیت را بطور معنی داری کاهش داد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس این مطالعه زمان بر روی نتایج اثری نداشت. P60 استحکام بیشتری نشان داد. اتانول 75%، 50% و 25% به ترتیب تأثیرگذار بودند. هپتان سختی سطحی را افزایش داد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>سکینه آرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر برداشت الیاف کلاژن بر استحکام باند برشی کامپوزیت به عاج در دو سیستم باندینگ توتال اچ و سلف اچ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=130&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هیپوکلریت سدیم قادر به برداشت فاز آلی عاج دمینرالیزه بوده و باعث ایجاد اتصال مستقیم رزین با کریستال های هیدروکسی آپاتیت موجود در عاج می شود و در نتیجه پدیده تخریب هیدرولیتیک این الیاف که ممکن است دوام باند را تحت تاثیر قرار دهد وجود نخواهد داشت. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر استفاده از محلول هیپوکلریت سدیم 10% بر استحکام باند برشی عاج در دو سیستم باندینگ سلف اچ و توتال اچ است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 60 دندان پره مولر انسانی کشیده شده مورد استفاده قرار گرفت. سطوح باکال دندان ها تا موقع اکسپوز شدن عاج توسط فرز الماسی تراشیده شدند. سپس دندان ها بطور تصادفی در 4 گروه تقسیم شد و مراحل آماده سازی سطحی عاج بصورت زیر انجام شد؛ گروه1: (3M) Single Bond مطابق دستور کارخانه سازنده استفاده شد. گروه2: پس از آماده سازی عاج محلول 10%NaOCl به مدت 1 دقیقه استفاده شد، پس از شستشو و خشک کردن از سیستم باندینگ (Single Bond (3M ESPE استفاده گردید. گروه3: (Kuraray) Clearfil SE Bond مطابق دستور کارخانه سازنده استفاده شد. گروه4: پس از کاربرد پرایمر مطابق دستور کارخانه سازنده نمونه ها جهت برداشت مونومر اضافی در استون 50% غوطه ور شدند. نمونه ها پس از شستشو خشک گردیدند و بعد از محلول10% NaOCl بر روی سطح عاج استفاده شد و بعد از شستشو و خشک کردن ادهزیو سیستم Clearfil SE Bond بکار رفت. بعد از آماده سازی سطوح عاجی استوانه های کامپوزیتی با ابعاد mm2×4 بر روی سطوح عاجی باند گردید. نمونه ها در معرض 500 سیکل حرارتی 5-55 درجه قرار داده شد. سپس تست استحکام باند برشی توسط دستگاه اینسترون با سرعت mm/min 1 انجام شد. داده های بدست آمده توسط آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و دو طرفه و آزمون مقایسه چندگانه توکی مورد بررسی آماری قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین استحکام باند برشی به عاج در گروه Single Bond برابر با MPa2/4 ±8/16 و در گروه Single Bond همراه با NaOCl برابر با MPa 34/4±52/10 بود. در گروه Clearfil SE Bond میانگین استحکام باند MPa 07/4±7/23 و در گروه Clearfil SE Bond همراه با NaOCl برابر ب اMpa 65/3±3/23 بود. آنالیزهای آماری نشان داد که استفاده از 10% NaOCl در Single Bond باعث کاهش استحکام باند شد (001/0&gt;P) ولی در Clearfil SE Bond تغییری در استحکام باند ایجاد نکرد(99/0&gt;P).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج این مطالعه استفاده از هیپوکلریت سدیم 10% در سیستم چسباننده توتال اچ (Single Bond) باعث کاهش استحکام باند برشی شد و در سیستم چسباننده سلف اچ (Clearfil SE Bond) تاثیری بر روی استحکام باند برشی نداشت.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>لیلا پیشه ور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین مناسب ترین الگوی توزیع تنش (به روش اجزا محدود) در روش‌های ثابت نمودن با پیچ قابل جذب پس از جراحی ساژیتال دو طرفه راموس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=129&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt; &lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;امروزه به دلیل عوارض ناشی از ثابت نمودن (Fixation) بوسیله پیچ و پلاک های تیتانیومی در جراحی BSSRO (Bilateral Sagittal Split Ramus Osteotomy) استفاده از پلیمرهای قابل جذب به عنوان جایگزینی مناسب مطرح شده است. از آنجایی که تحقیقاتی که تا کنون انجام شده در این زمینه کافی نیست، انجام این مطالعه به روش (Finite Element Analysis) FEA مفید بنظر می رسد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; روش بررسی: &lt;/strong&gt;این مطالعه به روش تجربی برروی مدل  بازسازی شده از فک پایین انسان در محیط نرم افزار Catia و Ansys انجام شد. خط استئوتومی در جراحی BSSRO بر روی مدل ساخته شده اعمال گردید. سپس بارگذاری هم جهت با نیروی اکلوژن و تحت نیرو های 75 نیوتن، 135 نیوتن و 600 نیوتن صورت گرفت. الگوی توزیع تنش در ثابت نمودن توسط یک پیچ قابل جذب، دو پیچ قابل جذب به صورت عمودی، دو پیچ قابل جذب به صورت افقی، سه پیچ قابل جذب به روش L و سه پیچ قابل جذب به روش Backward L معکوس توسط نرم افزار Ansys مورد مقایسه و آنالیز غیر خطی مکانیکی قرارگرفت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; یافته ها: &lt;/strong&gt;در بین روش های مدل سازی شده، روش سه پیچ قابل جذب به فرم L ،  حداکثر استحکام اولیه را دارا می باشد. اما از آنجاییکه وارد کردن حداقل تروما و هزینه به بیمار از اهداف جراحی BSSRO است روش دو پیچ عمودی می تواند ضمن تأمین استحکام کافی،  تروما و هزینه کمتری را هم به بیمار وارد سازد. روش یک پیچ قابل جذب در N 600 یعنی حداکثر اکلوژن فرد سالم نمی تواند استحکام مورد نیاز را فراهم سازد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;پیچ های قابل جذب با ترکیب پلیمری پلی گلایکولیک اسید و L/D پلی لاکتید می توانند استحکام و ثبات اولیه قابل قبولی را در جراحی BSSRO تأمین نمایند. &lt;/p&gt;</description>
						<author>شیرین انصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه استحکام برشی و ریزنشت یک دنتین باندینگ آزمایشگاهی با سیستم باندینگ چند منظورهScotchbond بر اساس استاندارد ISO TR 11405</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=128&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; استحکام برشی پیوند و میزان ریزنشت مهم ترین خواص دنتین باندینگ ها می باشد زیرا در اتصال کامپوزیت  به نسج دندانی نقشی اساسی دارد. ریزنشت باعث نفوذ عوامل باکتریال به توبول های عاجی و سطوح مینایی شده که حساسیت و عود پوسیدگی را به واسطه از دست رفتن ترمیم کامپوزیتی به دنبال خواهد داشت. استحکام برشی ناکافی پیوند، باعث شکست زودهنگام ترمیم در اثر حداقل نیروهای مضغی می شود. هدف اصلی از انجام این مطالعه مقایسه میزان ریز نشت و استحکام برشی باندینگ یک ادهزیو آزمایشگاهی با یک ادهزیو اسکاچ باند بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، 60 دندان مولر بدون پوسیدگی برای تست باند برشی استفاده شد که به چهار گروه 15 تایی تقسیم گردید. متغیرهای این مطالعه، نوع باندینگ ، مینا و عاج بودند. جهت تست ریزنشت از 20 دندان استفاده شد و به دو گروه 10 تایی تقسیم گردید. مراحل بر اساس استانداردISO TR 11405 اجرا گردید. داده ها پس از انجام نرمالیتی تست با استفاده از آزمون های پارامتریک و غیرپارامتریک مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. به علاوه توزیع Weibull بر روی داده ها صورت پذیرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; داده های تست ریزنشت و استحکام باند برشی اختلاف آماری معنی داری را بین دو گروه باند آزمایشگاهی و SbMP نشان ندادند (05/0&gt;P) .ریزنشت در دو باندینگ بین سطوح اکلوزال و ژینژیوال از لحاظ آماری تفاوت معنی داری نداشت (05/0&gt;P). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; باندینگ آزمایشگاهی نتایج قابل قبول و مشابه SbMP نشان داد. می توان نتیجه گرفت که باندینگ آزمایشگاهی دارای کیفیت کاربردی بالا و قابل مقایسه با مشابه تجاری آن است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>الهیار نزادی نیاسر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
