<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1387 جلد21 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/10/12</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر دو نوع قطره آهن بر میزان جذب اتمیک، تغییر رنگ و ساختار مینای دندان‌های شیری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=167&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; تغییر رنگ سیاه دندان های کودکان به دنبال مصرف ترکیبات آهن همواره مورد نگرانی والدین بوده است. هنوز مکانیسم دقیقی برای نقش آهن در ایجاد تغییر رنگ ارائه نشده است. در این مطالعه به بررسی اثر دو نوع قطره آهن (خوارزمی-ایران و Fer-in-Sol- USA) بر تغییرات رنگ، میزان جذب اتمیک و تغییرات ساختار مینای دندان های شیری، پرداخته شد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی تعداد 93 عدد دندان شیری قدامی سالم و در محدوده رنگ طبیعی، به 5 گروه تقسیم شدند. در دو گروه دندان ها قبل از تأثیر آهن، در محیط پوسیدگی زای مصنوعی(Artificial Caries Challenge) ، قرار گرفتند:گروه1 (NS): محیط نرمال سالین  (NS)(13 دندان). گروه2(NS-KH) : محیط نرمال سالین (NS)، قطره آهن خوارزمی  (KH)(20 دندان). گروه3(ACC-KH) : محیط پوسیدگی زای مصنوعی، قطره آهن خوارزمی (20 دندان). گروه4 (NS-F-in-S): محیط نرمال سالین، قطره آهن Fer-in-Sol (20 دندان)، گروه5 (ACC-F-in-S): محیط پوسیدگی زای مصنوعی، قطره آهن Fer-in-Sol (20 دندان). سپس تغییرات رنگ توسط یک نفر متخصص ترمیمی به صورت بصری، میزان جذب اتمیک با دستگاهICP (Vista-pro, Australia) و تغییرات ساختاری با دستگاه میکروسکوپ الکترونی (SEM, Philips, Netherland)، مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از میزان تغییر رنگ دندان ها با آزمون Kruskal-Wallis و مقایسه چندگانه توسط آزمون Bonferroni type و اطلاعات به دست آمده از میزان جذب اتمیک آهن با آزمون oneway ANOVA و مقایسه چندگانه توسط آزمون Tukey HSD مورد بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تغییرات رنگ در دندان های گروه های 3 و 5 (ACC-KH, ACC-F-in-S) که درمحیط پوسیدگی زای مصنوعی قرار گرفته بودند بیشتر از دندان های سالم گروه های 2و 4 (NS-KH,NS-F-in-S) بود (001/0&gt;p). همینطور در دندان هایی که در محیط ACC قرار گرفته بودند، قطره آهن خوارزمی تغییر رنگ شدیدتری را نسبت به قطره آهن Fer-in-Sol ایجاد کرد (018/0=p). در بررسی جذب اتمیک آهن، سطوحی از دندان های گروه های 3و5، که درمحیط پوسیدگی زای مصنوعی بودند (ACC-KH, ACC-F-in-S)، آهن بیشتری را نسبت به سطوح سالم دندان های گروه های 2 و 4 (NS-KH, NS-F-in-S)، جذب کردند (001/0&gt;p) و این مقدار برای قطره آهن خوارزمی بیشتر بود (001/0&gt;p). در تصاویر SEM، در دندان های سالم در بزرگنمایی کم، در سطح مینا پری کیماتا با الگویی منظم دیده شد. در گروه دندان هایی که در محیط پوسیدگی زای مصنوعی بوده اند، در بزرگنمایی کم، سطح مینا دارای ترک ها و شکستگی هایی بود که در گروه 3  (ACC-KH) ترک ها بیشتر و عمیق تر بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; قرارگیری در محیط پوسیدگی زای مصنوعی منجر به ایجاد افزایش جذب آهن و نیز تغییرات رنگ و ساختار مینای دندان های شیری گردید. این تغییرات پس از استفاده از قطره آهن خوارزمی بیشتر از قطره آهن Fer-in-SOL بود.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مجید مهران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین میزان موفقیت دانشجویان ترم 10 دانشکده دندانپزشکی علوم پزشکی تهران در تزریق بی‌حسی بلاک عصب آلوئولار تحتانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=166&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; ترزیق بی حسی یکی از ارکان مهم در دندانپزشکی محسوب می شود و در بین تکنیک های مختلف تزریق بی حسی، تکنیک بلاک عصب آلوئولار تحتانی (IANB) به روش غیرمستقیم یکی از کاربردی ترین و شایع ترین تکنیک ها می باشد. از طرفی، میزان موفقیت در این تکنیک بنا به دلایلی که وجود دارد، در کتب مرجع رقم نسبتاً پایینی را به خود اختصاص داده است. بنابراین در این مطالعه سعی شده است میزان موفقیت دانشجویان ترم 10 دانشکده دندانپزشکی علوم پزشکی تهران مورد ارزیابی قرار گیرد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تعداد 20=n نفر از بیماران مراجعه کننده به بخش جراحی دهان و فک و صورت واجد شرایط ورود به تحقیق، انتخاب شدند و بر روی هر کدام از آنها در 2 روز مختلف 2 تزریق IANB یکی توسط دانشجوی ترم 10 و دیگری توسط استاد (یا رزیدنت) بخش جراحی دهان و فک و صورت انجام شد و با استفاده از Pin Prick Test موفقیت یا شکست هر کدام از تزریق ها مورد ارزیابی قرار گرفت. در روش Pin Prick Test جهت تعیین موضع بی حس شده از نوک سنجاق یا سوند استفاده می شود. در این تحقیق از آزمون غیرپارامتری willcoxon استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج بدین ترتیب بود که 70% تزریق دانشجویان ترم 10، موفقیت آمیز بود و این رقم در مورد استادان (یا رزیدنت ها) بخش جراحی دهان و فک و صورت 90% بدست آمد که تفاوت معنی داری از لحاظ آماری بین این 2 گروه مشاهده گردید.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; تفاوت آماری قابل توجهی در بین دو گروه مشاهده شد، امید است که ازطریق آموزش عملی بیشتر، این تفاوت در مطالعات آینده کاهش یابد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>حسن حسینی تودشکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> تأثیر کارایی فرزهای الماسی بر استحکام باند کامپوزیت به عاج در سیستم‌های باندینگ مختلف</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=165&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; از آنجا که آماده سازی سطح دندان استحکام باند کامپوزیت ها به عاج را تحت تأثیر قرار می دهند و استحکام باند کامپوزیت ها در استفاده از فرزهای مستعمل و نیمه مستعمل در تراش دندان مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه مقایسه استحکام باند برشی کامپوزیت به عاج تراش داده شده با فرزهای الماسی با کارآیی تراش متفاوت (نو یا کهنه) در دو سیستم باندینگ توتال اچ و سلف اچ بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; شصت مولر سوم غیر پوسیده انسان، از سطح اکلوزال برش داده شدند تا عاج نمایان گردد، سپس با کاغذ سیلیکون کار باید پالیش شده و به صورت تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. هر فرز خشن الماسی نو، جهت تبدیل شدن به فرز کهنه، به مدت 30 دقیقه و تحت نیروی 150 گرم روی مینای گاو بکار گرفته شد. در هر گروه با استفاده از فرز نو الماسی و یا فرز کهنه، سطح برش به عمق 5/0 میلی متر در عاج تراشیده می شد. همچنین هر گروه با استفاده از چسباننده سینگل باند و یا چسباننده اس  ای باند، باند می شد. بنابراین 4 گروه وجود داشت. 1- فرز نو SE Bond، 2- فرز کهنه SE Bond، 3- فرز نو Single Bond، 4- فرز کهنه Single Bond. کپسول های کامپوزیتی(Filtek Z250) یکسان، به سطح عاج باند و کیور شدند. نمونه ها به مدت 48 ساعت و در دمای 37 درجه در سرم فیزیولوژی نگهداری شدند، سپس تحت بار برشی قرار گرفتند تا استحکام باند برشی کامپوزیت - عاج مشخص گردد. نتایج از طریق آنالیزهای آماری (واریانس دو طرفه و t-test) تفسیر شدند.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; استحکام باند برشی در گروه های مختلف به این صورت بود: 1- (Mpa 3/27)، 2- (Mpa 5/33)، 3- (Mpa 9/16) - (Mpa 3/19). آنالیزهای آماری ثابت کردند که استحکام باند برشی گروه های تراشیده شده با فرزالماسی کهنه (2،4) بیشتر از گروه های تراشیده شده با فرز الماسی نو (1،3) می باشد (005/0=p). این تفاوت آماری به خصوص ما بین گروه های باند شده با SE Bond دیده شد (1،2) ولی در گروه های Single Bond (1،2) اینگونه نبود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; کارایی تراش فرز بر استحکام باند برشی کامپوزیت- عاج مؤثر می باشد، خصوصاً وقتی عامل چسباننده SE Bond باشد. همچنین نوع چسباننده بر استحکام باند برشی کامپوزیت- عاج اثر گذار است.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>فرزانه شیرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> شیوع حساسیت به داروهای بی‌حس کننده تزریقی مورد استفاده در اعمال دندانپزشکی در مراجعین به کلینیک آلرژی تهران طی سال‌های 1386-1384</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=164&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: با توجه به تناقضات موجود در میزان شیوع آلرژی به بی حسی های موضعی و مواجهه دندانپزشکان با بیمارانی که ادعای حساسیت به داروهای بی حسی موضعی دندانپزشکی می کنند. هدف از این تحقیق بررسی شیوع آلرژی به این داروها در مراجعین به کلینیک آلرژی تهران طی سال های 1384-1386 می باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این تحقیق که از نوع مطالعه مستندات در دسترس می باشد از پرونده های130 بیمار مراجعه کننده به کلینیک آلرژی تهران طی سال های 1384-1386 استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین سنی بیماران 8/18 ± 5/29 سال بود. 34% از بیماران حداقل به یکی از غلظت های لیدوکایین و 10% از بیماران حداقل به یکی از غلظت های پریلوکایین پاسخ مثبت نشان دادند. در مقایسه میزان حساسیت به غلظت لیدوکایین 01/0 با غلظت 0001/0 آن تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد (017/0=p). همینطور در مقایسه غلظت لیدوکائین 001/0 با غلظت 0001/0 (01/0p&lt;). در مقایسه میزان حساسیت به سایر غلظت های داروهای مورد مطالعه تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد (05/0p&gt;).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; درصد قابل ملاحظه ای از افراد با شرح حال حساسیت، به داروهای بی حسی تزریقی مورد استفاده در دندانپزشکی واکنش نشان می دهند. این واکنش در مورد داروی پریلوکائین کمتر از لیدوکائین می باشد. به همین جهت استفاده از آن با خطرات کمتری همراه خواهد بود. البته این مسئله نباید به معنای بی خطر بودن کامل پریلوکائین تلقی شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>فهیمه اخلاقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر دو نوع تراش در مقاومت به شکست پرسلن لامینیت ونیر در مقابل نیروهای متناوب</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=163&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پرسلن لامینیت ونیر به جهت برداشت کم و زیبایی پایدار یکی از ترمیم هایی است که امروزه نقش مهمی در زمینه دندانپزشکی زیبایی پیدا کرده است. به جهت اینکه شکستگی یکی از عوامل مهم در لامینت های پرسلن می باشد طرح مناسب تراش دندان نقش مهمی در مقاومت به شکست پرسلن لامینیت ونیر دارد. هدف این بررسی  تأثیر دو نوع تراش در مقاومت به شکست پرسلن لامینیت ونیر در مقابل نیروهای متناوب (cyclic loads) است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه ۳۰ دندان ثنایای مندیبل انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شد گروه اول گروه کنترل بود.گروه دوم، گروه تراش Window بود که دندان ها ۳/۰ میلی متر در سرویکال، ۵/۰ میلی متر در ناحیه میانی و ۰/۷ میلی متر در انسیزال تراش داده شد. گروه سوم گروه Incisal lap بود که علاوه بر تراش فوق، ۲ میلی متر لبه انسیزال کوتاه شد. سپس ۲۰ ونیر با پرسلن فلدسپاتیک آماده شد که با سمان دوال کیور چسبانده شدند. نمونه ها در معرض نیروهای cyclic (۷۲۰۰۰۰سیکل، فرکانس Hz٣/۱، نیروی ۳۰ نیوتن) و ترموسایکلینگ (۵۵-۵ درجه با فاصله زمانی ۶۰ ثانیه، ۵۰۰سیکل) قرار گرفتند. سپس نمونه ها در دستگاه Universal testing machine با سرعت mm/min 1تست شدند تا شکست اتفاق افتاد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ۵ نمونه از گروه Window، یک نمونه از گروه Incisal lap و دو نمونه ازگروه شاهد در طول Cyclic laod دچار شکست شدند. میانگین نیروها تحت دستگاه Universal testing machine (بر حسب مگا پاسکال): گروه Window: ۱۰/۳۹۴ (۹۲/۲۴۸-۳۳/۶۴۱)، گروهIncisal lap: ۴۷/۲۷۳(۴۵/۱۳۵-۸۰/۴۷۹) و گروه کنترل: ۹۶/۷۶۸ (۰۱/۵۶۱- ۱۱۱۵/۰۸). لازم به ذکر است که اعداد داخل پرانتز دامنه داده ها می باشد. جهت تحلیل یافته ها از تست های آماری، LSD، chi&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;،ANOVA  استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; تفاوت آماری بین گروه ها معنی دار بود. تحت نیروهای ممتد مقاومت به شکست گروه شاهد بیشتر از گروه Window و Incisal lap و همچنین گروه Window از گروه Incisal lap بیشتر بود. قبل از اینکه نمونه ها تحت فشارهای ممتد زیر دستگاه Universal testing machine قرار بگیرد نیروهای متناوب به آنها وارد و مشخص شد که تراش lap Incisal نسبت به تراش window دارای مقاومت بیشتری برابر شکستگی ناشی از خستگی می باشد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>ابراهیم امین صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه میزان ریزسختی دو نوع MTA سفید و خاکستری به دنبال آلودگی توسط خون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=162&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; یکی از خصوصیات منحصر بفرد MTA سازگاری آن با محیط های مرطوب می باشد. گفته شده است که به علت قابلیت سخت شدن MTA در حضور خون نیازی به خشک کردن محل پرفوریشن قبل از قراردادن ماده نیست. در مقابل بیان شده است که آلودگی MTA با خون می تواند قابلیت سخت شدن ماده و به دنبال آن ایجاد مهر و موم کافی را تحت تأثیر قرار دهد. ضمن اینکه آلودگی توسط خون ممکن است بر روی نحوه شکل گیری کریستال های ماده نیز تأثیرگذار باشد. ریزسختی یک ماده نشان گر فرایند سخت شدن (setting) آن، شاخصی از استحکام و مقاومت کلی ماده در برابر تغییر شکل و نیز نشان دهنده پایداری ساختار کریستالین آن می باشد. با توجه به این نکات هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه میزان ریزسختی MTA سفید و خاکستری به دنبال آلودگی با خون می باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; دو نوع ماده MTA سفید (W) و خاکستری (G) در سه گروه بدون آلودگی (NC)، آلودگی سطح ماده با خون (BC) و اختلاط ماده با خون (MB) قرار گرفتند. در گروه بدون آلودگی مواد طبق دستور کارخانه سازنده آماده شدند. در گروه آلودگی سطحی بعد از آماده سازی مواد طبق دستور کارخانه، سطح آنها به مدت 4 روز در تماس با خون قرار گرفت. در گروه سوم مواد به جای اینکه با آب مقطر آماده شوند با خون مخلوط شدند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که بیشترین میزان ریزسختی مربوط به گروه WNC (4/11±9/59) و کمترین ریزسختی مربوط به گروه GMB (8/7±45/18) بود. در نهایت نتایج حاصل توسط آزمون آماری post hoc Tamhane، one-way ANOVA و آزمون t-test آنالیز شد. در بررسی تأثیر آلودگی با خون بر روی ماده تفاوت بین سه گروه NC، BC و MB در مورد هر دو نوع MTA سفید و خاکستری از نظر آماری معنی دار بود (001/0&gt;p). اختلاف دو نوع MTA سفید و خاکستری در گروه های بدون آلودگی (001/0&gt;p) و گروه های آلودگی سطحی با خون (WBC و GBC) از نظر آماری معنی دار بود (043/0=p).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در نهایت با توجه به نتایج این مطالعه توصیه می شود هنگام استفاده از هر دو نوع MTA سفید و خاکستری بهتر است از آلودگی ماده با خون جلوگیری شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>کاوه علومی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر درمان با آرامش‌سازی پیش‌رونده عضلانی  در بهبود علائم بالینی مبتلایان به سندرم اختلال عمل دردناک عضلات جونده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=161&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: سندرم اختلال عمل دردناک عضلات جونده (MPDS) یکی از شایع ترین اختلالات ناحیه صورتی است که بسیاری از بیماران از درد، حساسیت به لمس یک یا چند عضله جونده و محدودیت حرکت رنج می برند. فاکتورهای روانی- اجتماعی نقش مهمی در روند بیماری ایفا می کنند. اضطراب و افسردگی با افزایش کشش عضله می توانند اختلال عمل دردناک عضلانی ایجاد کنند. همچنین می توانند به همراه بیماری و یا در نتیجه درد مزمن و ناتوانی بارز شوند. با وجود درمان های متعدد برای این سندرم اولویت با درمانی است که با حداقل تهاجم و آسیب و با در نظر گرفتن مشکلات زیر بنایی باشد. آرامش سازی پیش رونده عضلانی PMR)) بطور عمده در درمان اضطراب و افسردگی بکار می رود. در این روش فرد می تواند با انقباض و رها کردن عضلات و بر مبنای ایجاد تمایز بین این دو احساس ضمن از بین بردن انقباض های عضلانی آرامش عمیقی را تجربه کند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر Progressive Muscle Relaxation در بهبود علائم بالینی مبتلایان به MPDS بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه کارآزمایی - بالینی، قبل و بعد، 33 بیمار مبتلا به MPDS)) که اضطراب و یا افسردگی خفیف (بر اساس آزمون بک) داشتند با PMR به مدت 1 ماه درمان شدند. پیگیری دو ماهه پس از درمان انجام شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های paired t-test/wilcoxon-sign-rank test/Shapiro-wilks استفاده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; شدت درد، حساسیت به لمس عضلات جونده، حداکثر باز شدگی دهان با درد و بدون درد، اضطراب و افسردگی پس از درمان نسبت به قبل بهبودی معنی داری نشان داد (001/0&gt;p).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; آرامش سازی پیش رونده عضلانی در بهبود علائم و نشانه های مبتلایان به MPDS مؤثر است. بنابراین وضعیت روانشناختی باید در طرح درمان این بیماران در نظر گرفته شود.&lt;/p&gt;</description>
						<author>ترانه فرخ نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سطح پلاسمایی آنتی‌بادی‌های (IgG1، IgG2) در افراد مبتلا به پریودنتیت و گروه کنترل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=160&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: ترشح آنتی بادی یک جنبه مهم در پاسخ میزبان به التهاب انساج پریودونشیم است. فاکتورهای متعددی از جمله سیگار، سن و فلور میکروبی زیر لثه در ایجاد پریودنتیت و ایجاد محصولات آنتی بادی نقش دارند. هدف مطالعه حاضر مشخص کردن ایمنوگلوبولین ها (IgG1, IgG2) در افراد مبتلا به Periodontitis در مقابل گروه کنترل، و بررسی رابطه این نوع از ایمونوگلوبولین ها با سیگار، سن و جنس افراد مورد مطالعه است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه افراد مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، 36 بیمار با پریودنتیت شدید، 39 بیمار با پریودنتیت متوسط و 40 نفر تحت عنوان گروه کنترل که هیچگونه مشکل پریودنتال نداشتند، انتخاب شدند. همچنین 21 بیمار دچار پریودنتیت مهاجم و 54 نفر پریودنتیت مزمن بودند. میزانIgG1  و IgG2 در این بیماران اندازه گیری شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; گروه بیماران در مقایسه با گروه کنترل سطح سرمی بالاتری از ایمونوگلوبولین ها را نشان دادند. در مورد میزانIgG1 بین گروه Moderate و Severe وهمچنین بین گروه هایaggressive  و chronic اختلاف آماری معنی داری دیده نشد (001/0&gt;p)، اما میزان IgG2به صورت معنی داری بین همه گروه های مورد مطالعه اختلاف داشت. سیگار نیز به وضوح باعث کاهش میزانIgG1  و  IgG2در گروه های مورد مطالعه شده بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بیماران سیگاری حتی افراد گروه کنترل که سیگار می کشیدند درمقایسه با افراد غیر سیگاری میزان کمتری از IgG2 داشتند.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>نغمه بهرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه تراکم عروق خونی کوچک توسط نشانگر CD34 با متاستاز به غدد لنفاوی گردنی در اسکواموس سل کارسینومای زبان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=159&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هدف&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt;آنژیوژنز در رشد و گسترش تومورهای بدخیم و همچنین مشی تومور نقش محوری دارد. نتایج تحقیقات گذشته نشان می دهد که تراکم عروق خونی کوچک و microvascular density  (MVD)در اغلب تومورهای بدخیم در تعیین تظاهرات کلینیکی و پیش آگهی تومور دخیل است. در مورد کارسینوم سلول سنگفرشی ناحیه سر و گردن با وجود مطالعات اندک، نتایج بسیار متفاوت است و به وجود رابطه قطعی بین MVD و سایر فاکتورهای کلینیکوپاتولوژیک از جمله بروز متاستاز به غدد لنفاوی ناحیه ای دست نیافته اند. هدف این مطالعه بررسی رابطه MVD با برخی فاکتورهای کلینیکوپاتولوژیک و مهم تر از همه، بروز متاستاز در غدد لنفاوی گردنی می باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بررسی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt;در این مطالعه توصیفی مقطعی تعداد 40 بلوک پارافینی اسکواموس سل کارسینومای زبان، از آرشیو انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب و مقاطع تهیه شده از آنها به روش ایمونوهیستوشیمی با آنتی بادی CD34 رنگ آمیزی شدند. در هر نمونه در هر یک از نواحی داخل، حاشیه و بافت سالم اطراف تومور، 4 ناحیه با رنگ پذیری بیشتر انتخاب و میانگین MVD دراین نواحی در دو گروه واجد متاستاز به غدد لنفاوی (N+) و فاقد آن (N-) شمارش و محاسبه شد. آنالیزهای آماری 3wayANOVA و  Independent t- testانجام و 05/0&gt;p معنی دار در نظر گرفته شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; MVD-CD34 بالاتر در ناحیه داخل و حاشیه تومور با بروز متاستاز به غددلنفاوی گردنی رابطه آماری معنی دار دارد ولی با سن و جنس وتمایز تومور از لحاظ آماری بی ارتباط بوده است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته ها نشان می دهد افزایش بروز نشانگر CD34 که بصورت میانگین MVD عنوان می شود نشانه بروز متاستاز در غددلنفاوی گردنی است و در نتیجه شاید قادر به تعیین پیش آگهی در اسکواموس سل کارسینومای اولیه زبان باشد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>صدیقه رهرو  تابان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری بر افزایش حجم لثه مرتبط با دارو در بیماران کودک و نوجوان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=158&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>افزایش حجم لثه از عوارض جانبی برخی داروهایی است که در کودکان مبتلا به بیماری های سیستمیک تجویز می شوند. از مهم ترین داروهایی که می توانند منجر به این عارضه شوند، phenytoin، cyclosporine، داروهای مسدود کننده کانال کلسیم و amphetamine می باشند. احتمال بروز افزایش حجم لثه ناشی از دارو در کودکان بیش از بزرگسالان است. این عارضه در کودکان و نوجوانان نه تنها عوارضی از لحاظ تکلم، تغذیه و عفونت پریودنتال را به همراه خواهد داشت، بلکه شاید مهم تر از آن عواقب روحی- روانی و نیز مشکلاتی در برقراری ارتباط را در پی دارد که متأسفانه اغلب به آن توجهی نمی شود. مطالعات صورت گرفته در این زمینه نیز بسیار ناچیز می باشند. بخش اول این مقاله، به بررسی مطالعات اپیدمیولوژیک انجام شده در مورد افزایش حجم لثه به عنوان یک عارضه جانبی دارویی در کودکان و نیز تأثیرآن بر سلامت روحی این گروه از بیماران می پردازد. در این مقاله عوارض و خطرات وارده به کودکان در رابطه با افزایش حجم لثه عنوان شده و نیز چارچوبی برای درمان پیشنهاد می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>ندا مسلمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
