<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1387 جلد21 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/7/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی آلودگی میکروبی سیستم‌های آبی یونیت‌های دندانپزشکی بخش تخصصی ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1385</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=197&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با توجه به احتمال بروز عفونت های خطرناک در افراد با سیستم دفاعی تضعیف شده منابع آب یونیت های دندانپزشکی از نظر آلودگی میکروبی مورد توجه قرار گرفته اند. هدف از این مطالعه ارزیابی وجود میکروارگانیسم های بیماری زا در آب یونیت های دندانپزشکی بخش تخصصی ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1385 و تأثیر زمان های فلاشینگ جهت کاهش ریسک این آلودگی ها بود.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی، 6 عدد یونیت دندانپزشکی بخش تخصصی ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی  تهران، جهت بررسی میزان آلودگی میکروبی سیستم های آبی انتخاب شد. نمونه ها در روز اول هفته (شنبه) پس از 64 ساعت خاموش بودن یونیت ها و در اواسط هفته پس از 16 ساعت خاموش بودن یونیت ها در ابتدای روز کاری و قبل از شروع کار برداشت شدند. سپس جهت بررسی تأثیر فلاشینگ (پاشیدن آب)، با انجام این عمل در فواصل 30، 60، 90 و 120 ثانیه نیز نمونه برداری صورت پذیرفت و در نهایت، پس از پایان کار نیز نمونه گیری انجام شد. نمونه های برداشت شده طی مراحل بالا از سه قسمت پوار، توربین و آب آشامیدنی یونیت انجام گرفت و دو نمونه نیز از آب شهری به عنوان کنترل نمونه برداشته شد و جهت اطمینان از صحیح بودن نتایج، نمونه برداری 6 بار در 6 روز متفاوت تکرار شد. نمونه های گرفته شده داخل فالکون (ظرف در بسته استریل) به آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشکده داروسازی منتقل شد. داده ها با استفاده از آزمون کروسکال والیس و آزمون چندگانه Dunn با سطح معنی داری 05/0p&lt; مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; پس از انجام مراحل آزمایشگاهی، از نمونه های آلوده باکتری E.coli جدا شد که می تواند نشان دهنده آلوده بودن آب به فاضلاب باشد. راکد ماندن آب در لوله ها و تشکیل بیوفیلم و کنده شدن آن را باید مورد توجه قرار داد. با انجام فلاشینگ میزان آلودگی کاهش یافت بطوری که در اواسط هفته پس از 90 ثانیه فلاشینگ، آلودگی آب به صفر رسید و در روزهای شنبه نیز پس از 2 دقیقه فلاشینگ آلودگی به طور قابل توجهی کاهش یافت (زیر &lt;em&gt;cfu&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;sub&gt;/ml&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; 200، میزان تأیید شده توسط ADA). همچنین در نمونه های برداشت شده آلودگی آب توربین بیشتر از آلودگی آب پوار و آب آشامیدنی یونیت بود که از لحاظ آماری معنی دار بود (001/0&gt; p).&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;طبق نتایج این مطالعه آب سیستم های مورد بررسی آلودگی داشت و فلاشینگ به مدت 120 ثانیه آلودگی را به صفر  رساند.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مریم معماریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پلی‌مورفیسم کدون 72 ژن p53 در نمونه‌های اسکواموس سل کارسینومای دهانی و مقایسه آن با افراد سالم به روش PCR</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=196&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه وهدف:&lt;/strong&gt; پلی مورفیسم تک نوکلیوتیدی در کدون 72 ژنp53، ساختار پروتیینp53 را تغییر و فعالیت آن را تحت تاثیر قرار می دهد .با توجه به اینکه پلی مورفیسم  مزبور وابسته به موقعیت جغرافیایی و نژادی است و فراوانی برخی از سرطا ن های انسانی را با آن مرتبط دانسته اند، هدف از مطالعه حاضر ارزیابی این پلی مورفیسم در نمونه های SCC دهان ومقایسه آن با افراد سالم در شهر اصفهان بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه case -control 20 بلوک پارافینی با تشخیص  SCCغیر متاستاتیک با تمایز خوب حفره دهان از آرشیو بخش آسیب شناسی دهان دانشکده دندانپزشکی در بین سال های 1380-1384 و نیز 20 نمونه خون افراد سالم به عنوان شاهد ،با تکنیک PCR ،مورد مطالعه قرار گرفت. پس از استخراج DNA، با استفاده از پرایمرهای اختصاصی آرژینین و پرولین و نیز الکتروفورز، ژل آگارز پلی مورفیسم کدون 72 ژن p53 مشخص گردید. اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم  افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. برای مقایسه توزیع فراوانی سه ژنوتیپ کدون 72 از آزمون دقیق فیشر با سطح معنی د اری 05/0 &gt;pاستفاده شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;شیوع ژنوتیپ آرژینین/ آرژینین، آرژینین/ پرولین و پرولین / پرولین در بیماران به ترتیب 45%، 45% و 10% و در گروه کنترل 45%،50% و 5% بود که اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; ارتباط بین پلی مورفیسم کدون 72 ژن p53 و بعضی سرطان ها در مناطق مختلف مشاهده شده است. با این وجود بر اساس نتایج مطالعه حاضر، این پلی مورفیسم را نمی توان به عنوان عامل مستعد کننده ژنتیکی در ابتلاء به SCC دهان در شهر اصفهان  منظور نمود.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>پرویز دیهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای نتایج کلینیکی استفاده از فلپ کرونالی یا غشای قابل جذب کلاژن، به همراه ماده پیوندی Bio-Oss+10%collagen، در درمان ضایعات فورکای درجه II مولرهای فک پایین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=195&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: بازسازی نسوج پریودنتال در ضایعات فورکیشن، پروگنوز دراز مدت دندان های درگیر را بهبود می بخشد. در این راستا تا به امروز شیوه های متعددی بکار رفته و نتایج آنها مورد مقایسه کلینیکی و هیستولوژیک قرار گرفته است. هدف از این مطالعه مقایسه اثرات کلینیکی کاربرد ماده پیوندی استخوان Bio-Oss +10% کلاژن در همراهی بافلپ کرونالی (BO/CF) یا به همراه استفاده از غشای قابل جذب کلاژن (BO/GTR) در درمان ضایعات فورکیشن درجه II مولرهای مندیبل می باشد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این تحقیق از نوع کارآزمایی بالینی مداخله ای یکسو کور (Single blind interventional clinical trial) بود که بشکل Split mouth طراحی و اجرا گردید. در این مطالعه 10 بیمار شامل 6 زن و 4 مرد با میانگین سنی 42 سال، با 10 جفت (20عدد) ضایعه فورکیشن چپ و راست مندیبل از مراجعین به دانشکده دندانپزشکی گیلان شرکت نمودند. برای کلیه بیماران پس از انجام فاز I درمان، اندازه گیری های نسج نرم شامل عمق پاکت (PPD)، سطح چسبندگی کلینیکی (CAL)، عمق افقی بسته فورکیشن (CHPD)، فاصله مارجین لثه تا CEJ (CEJ-GM) به همراه ایندکس های پلاک و لثه ای ثبت گردیدند. سپس هر یک از دو ضایعه سمت چپ و راست مندیبل به یکی از دو روش درمان شدند. در زمان جراحی اندازه گیری های نسج سخت شامل عمق افقی و عمودی بازفورکا (OHPD/OVPD) و فاصله کرست تا CEJ (CEJ-AC )ثبت گردید. کلیه متغیرها 6 ماه پس از درمان، طی جراحی re-entry تکرار و مقایسه شدند. داده ها به کمک آزمون ها آماری Wilcoxon (مقایسه نتایج در هر گروه) و Mann-Whitney (مقایسه نتایج بین دو گروه) با 05/0 p&lt; بعنوان سطح معنی داری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; هیچگونه تفاوت معنی دار آماری در متغیرهای تحت بررسی بین دو گروه مشاهده نشد .(p&gt;0.05) از طرف دیگر در تمام شاخص های تحت بررسی به غیر از فاصله CEJ-GM در گروه BO/GTR که بدون تغییر باقی ماند و نیز فاصله CEJ-AC که تغییرات آن در هر دو گروه نسبت به قبل از عمل معنی دار نبود، نتایج قبل و 6 ماه پس از عمل تفاوت معنی داری داشته و نشان دهنده اثرات مثبت هر دو روش درمانی بود (p&lt;0.05).&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این بررسی حاکی از مؤثر بودن هر دو روش درمانی در بازسازی ضایعات فورکیشن می باشد. بااین حال و با توجه به بهبود موقعیت نسج نرم (کاهش فاصله CEJ-GM) در گروه BO/CF، بنظر می رسد استفاده از اتصالات تاجی (براکت های ارتدنسی، کامپوزیت و غیره) می تواند در بهبود شرایط نسج نرم یعنی کاهش تحلیل لثه مؤثر باشد و چنانچه از غشاء استفاده شود نیز سبب ثبات موقعیت لثه و بهبود نتایج حاصله گردد.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>گلپر راد افشار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر کیور کردن کامپوزیت Flowable بر میکرولیکیج ترمیم‌های کامپوزیت‌ قابل تراکم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=194&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; انطباق کامپوزیت‎های خلفی به دیواره دندان به دلیل انقباض ناشی از پلیمریزاسیون و ویسکوزیته بسیار بالایی که دارند، مورد سؤال است. روش‎های مختلفی برای کاهش این مسئله اراﺋه شده است. هدف از این تحقیق ارزیابی اثر کامپوزیت‎های flowable همراه با کامپوزیت های قابل تراکم در تطابق و کاهش میکرولیکیج ترمیم های خلفی می‎باشد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی حفرات کلاس II MO بر روی 40 دندان کشیده شده سالم انسان به نحوی تراش داده شد که مارجین ژنژیوالی 1 میلی‎متر بالاتر از CEJ ختم گردید. سپس دندان ها به طور تصادفی در 2 گروه مختلف قرار گرفتند. در گروه اول بعد از استفاده از عامل اتصال دهنده عاجی کامپوزیت flowable  (Filtek Flow)به ضخامت 1-5/0 میلی‎متر در کف حفره قرار داده شد و بعد از عمل کیور، بقیه حفره با کامپوزیت p60 condensable پر شد. در گروه دوم بعد از استفاده از عامل اتصال دهنده عاجی کامپوزیت flowable به ضخامت 1-5/0 میلی‎متر در کف حفره قرار گرفت و بدون انجام عمل کیور بقیه حفره با کامپوزیت condensable پر شد. تمام دندان ها بعد از ترمیم، ترموسیکل شدند و سپس نمونه‎ها در محلول فوشین 3/0% و در دمای 37 درجه به مدت 48 ساعت قرار گرفتند. سپس نمونه‎ها در درون آکریل شفاف خود سخت شونده قرار گرفتند. بعد از برش و تهیه مقطع نمونه‎ها با استرومیکروسکوپ با بزرگنمایی 40 از نظر نفوذ دای مورد بررسی قرار گرفتند. برای آنالیز آماری از آزمون Mann-Whitney U با 05/0 p&lt;بعنوان سطح معنی داری استفاده گردید.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج تحقیق نشان داد که اکثر ترمیم‎ها دارای درجاتی از میکرولیکیج بودند. طبق آنالیز آماری بین دو گروه مورد مطالعه با دو روش مختلف تفاوت آماری وجود نداشت.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; عدم وجود تفاوت آماری بین روش‎ها نشان دهنده این مسئله است که هنوز هیچ روش یا ماده ترمیمی نمی‎تواند میکرولیکیج در مارجین ژنژیوالی را به طور کامل حذف کند. استفاده از کامپوزیت flowable سخت شده و سخت نشده قبل از کامپوزیت قابل تراکم تفاوت معنی‎داری در میزان میکرولیکیج ایجاد نمی کند.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مریم قوام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان تنوع تشخیص پوسیدگی‌های اکلوزال با روش‌های چشمی و رادیوگرافیک توسط دندانپزشکان عمومی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=193&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; تشخیص پوسیدگی های شیارهای اکلوزال در مراحل ابتدایی بسیار دشوارتر از سایر پوسیدگی ها بوده و نیاز به مهارت و دقت دندانپزشکان و کاربرد ابزارهای پیشرفته و روش های جدید دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان تنوع تشخیص پوسیدگی های اکلوزال به وسیله دندانپزشکان عمومی بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی-مقطعی در سال 1385 با معاینه دندان های کودکان 10-8 ساله مراجعه کننده به بخش کودکان تعداد 6 دندان مولر اول دایمی با پوسیدگی شیارهای اکلوزال در درجات 1 و 2 و 3 (طبق روش Espelid) که به تائید پنج دندانپزشک متخصص رسیده بود انتخاب شد. فتوگرافی رنگی سطح اکلوزال و رادیوگرافی بایت وینگ این دندان ها از طریق رایانه بر روی مانیتور به نمایش درآمد و از 157 دندانپزشک عمومی که به طور تصادفی سیستماتیک انتخاب شده بودند خواسته شد پس از مشاهده تصاویر مربوطه با تکمیل پرسشنامه  تشخیص خود را مبنی بر وجود یا عدم پوسیدگی و میزان پیشرفت آن در مینا و عاج اعلام نمایند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری chi-square تجزیه و تحلیل شد. 05/0&gt;p به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK4&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK3&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; تشخیص دندانپزشکان در مورد پوسیدگی های اکلوزال به ترتیب زیر بود: در پوسیدگی های درجه 1، 3/94% از دندانپزشکان هیچگونه پوسیدگی ای تشخیص ندادند و 8/3% پوسیدگی در مینا (تشخیص صحیح) و 9/1% پوسیدگی در حد عاج تشخیص دادند. پوسیدگی های درجه 2، 7/15% از دندانپزشکان هیچگونه پوسیدگی ای تشخیص ندادند و 7/60% پوسیدگی در حد مینا (تشخیص صحیح)، 31/22% در حد عاج و 3/1%  نیز درگیری پالپ را گزارش نمودند. در پوسیدگی های درجه 3، 7% از دندانپزشکان هیچگونه پوسیدگی تشخیص ندادند. در حالیکه 2/27% پوسیدگی در حد مینا و 9/58% پوسیدگی در حد عاج (تشخیص صحیح) و 1/6% درگیری پالپ را گزارش نمودند و 3/0% پاسخی ندادند. موارد تشخیص صحیح به وسیله دندانپزشکان زن در مقایسه با مردان به صورت معنی داری بیشتر بود (013/0=p)&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج مطالعه حاضر اگرچه تشخیص صحیح پوسیدگی اکلوزال به وسیله دندانپزشکان در حد قابل قبولی است ولی پراکندگی زیادی که در تشخیص این پوسیدگی ها بین دندانپزشکان وجود دارد نشان دهنده نیاز آنها به آموزش روشهای جدید تشخیص و کاربرد ابزارهای پیشرفته در این زمینه می باشد.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>جلال پورهاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وجود اضطراب و علل آن در بیماران مراجعه کننده به مطب‌های دندانپزشکی عمومی شهر همدان در سال 1384</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=192&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; یکی از جنبه های تندرستی پرداختن به سلامت دهان و دندان ها است، اما گاهی حضور در مطب دندانپزشکی چنان با ترس و وحشت توأم می شود که انجام و ارائه خدمات دندانپزشکی غیر ممکن می گردد. این موضوع از سویی باعث کاهش اعتماد به نفس دندانپزشکان شده و از سوی دیگر شاخص های بهداشتی جامعه را دچار تغییرات منفی می سازد. شناخت عوامل فزاینده و کاهنده اضطراب می تواند در بهبود این وضعیت مؤثر واقع شود. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی وجود و علل اضطراب در مراجعین مطب های دندانپزشکی عمومی شهر همدان صورت گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی و تحلیلی، مراجعین به مطب های دندانپزشکان عمومی که بالای 9 سال سن داشتند به صورت تصادفی انتخاب و طی دو مرحله مورد پرسش قرار گرفتند. در مرحله اول با یک پرسشنامه 17 سؤالی استاندارد براساس مقیاس  DAS(Dental Anxiety Scale) مشخص شد که آیا مراجعه کننده اضطراب دارد یا خیر. سپس افرادی که دچار اضطراب و بالغ بر 400 نفر بودند با یک پرسشنامه 64 سؤالی که براساس مقیاس اضطرابی Corah تنظیم شده بود مورد پرسش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده تحت بسته نرم افزاری SPSS ویرایش سیزدهم و براساس مدل آماری تحلیل واریانس چند متغیره آنالیز و 05/0p&lt; بعنوان سطح معنی داری درنظر گرفته شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر نشان داد عوامل مربوط به محیط مطب های دندانپزشکی با فراوانی 1/31%، عوامل مربوط به تصورات شخصی با فراوانی 4/19% و عوامل مربوط به مدیریت مطب و درمان دندانپزشکی هریک با فراوانی 1/19% در شکل گیری اضطراب مراجعین به مطب دندانپزشکی نقش داشته اند. شاخص ترین عوامل مربوط به محیط مطب نامطلوب بودن سرویس بهداشتی (3/46%)، وجود لکه های خون در محیط (5/44%) و کثیف بودن روپوش دندانپزشک (8/43%) گزارش گردید. امکان سرایت بیماری مهم ترین علت موجد اضطراب در مجموعه عوامل ناشی از تصورات شخصی به حساب می آمد (3/67%). برخورد عصبی دندانپزشک با فراوانی 8/47% و بی توجهی دندانپزشک به بیمار با فراوانی 8/46% از بارزترین علل موجد اضطراب در بین عوامل ناشی از مدیریت مطب محسوب  شدند. در مجموعه علل ناشی از درمان دندانپزشکی، خارج نمودن دندان، تزریق بی حسی و درمان ریشه هریک به ترتیب با فراوانی 3/48%، 5/44% و 3/44% از مهم ترین علل به محسوب گردیدند. تجربه قبلی درمان دردناک با فراوانی 3/47% و وضعیت نامناسب بهداشت دهان دندانپزشک با فراوانی 5/34% جزء سایر علل موجد اضطراب گزارش گردید. تعدد عوامل اضطراب در همه زمینه های مذکور به طور معنی داری در زنان بیشتر از مردان بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر نشان داد بیشترین حیطه ایجاد اضطراب در مراجعین به مطب های دندانپزشکی به تصورات شخصی آنها مربوط می شود که این موضوع در زنان به مراتب بیشتر از مردان مطرح می باشد.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>عبداله فرهادی نسب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دقت رادیوگرافی پانورامیک و توموگرافی خطی در تعیین محل کانال مندیبولار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=191&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; اندازه گیری دقیق استخوان برای تعیین ابعاد ایمپلنت ضروری است. جراح بایستی برای نیل به موفقیت از دقت روش های مختلف تصویربرداری آگاهی کافی داشته باشد. هدف از این مطالعه مقایسه دقت توموگرافی خطی و رادیوگرافی پانورامیک در تعیین فواصل عمودی و همچنین دقت توموگرافی خطی در تعیین ضخامت استخوان فک پایین بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه که از نوع بررسی روش ها بود، فواصل عمودی بین نشانه های فلزی در راس کرست و دیواره فوقانی کانال مندیبولار بر روی مقاطع توموگرافی و رادیوگرافی پانورامیک در 23 محل از چهار مندیبل خشک اندازه گیری شد. عرض مندیبل نیز در همان مقاطع توموگرافیک تعیین گردید. سپس استخوان ها از محل های نشانه گذاری شده بوسیله اره برقی برش داده شدند. اندازه های به دست آمده از تصاویر با واقعیت مقایسه شدند.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ضرایب بزرگنمایی عمودی دستگاه برای توموگرافی و رادیوگرافی پانورامیک به ترتیب 79/1 (17/0=SD) و 69/1 (23/0=SD) و برای بزرگنمایی افقی در توموگرافی 47/1 (17/0=SD) تعیین گردید. ضریب همبستگی پیرسون بین توموگرافی خطی و واقعیت در ابعاد عمودی (968/0r= ,001/0p&lt;) و ضخامت (813/0r= ,001/0p&lt;) معنی دار بود. این ضریب برای رادیوگرافی پانورامیک ضمن معنی داری (795/0r= ,001/0p&lt;) کوچکتر از موارد دیگر بود. با احتساب ضریب بزرگنمایی پیشنهاد شده توسط کارخانه سازنده، میانگین مطلق اختلافات بین اندازه های عمودی در توموگرافی خطی و رادیوگرافی پانورامیک به ترتیب 5/2 میلی متر (4/3=SD) و 8/3 میلی متر (65/1=SD) محاسبه شد. میانگین مقادیر مطلق خطا برای اندازه گیری ضخامت بوسیله توموگرافی خطی نیز 3/0 میلی متر (13/1=SD) بود. فقط 3/4% از اندازه های عمودی و 5/56% از اندازه گیری های ضخامت در توموگرافی و 3/4% اندازه ها در رادیوگرافی پانورامیک در محدوده خطای قابل قبول یعنی 1  میلی متر قرار داشتند. با کاربرد معادله رگرسیون خطی 87% اندازه ها در توموگرافی خطی برای محاسبه ارتفاع  و 8/51% اندازه ها در رادیوگرافی پانورامیک در محدوده 1  میلی متر قرار گرفتند.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته های مطالعه حاضر توموگرافی خطی در اندازه گیری ارتفاع مندیبل دقیق تر از رادیوگرافی پانورامیک بود. دقت توموگرافی خطی در تعیین ضخامت استخوان در حد قابل قبول قرار داشت.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>حوریه باشی زاده فخار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه آزمایشگاهی ریزنشت کرونالی چهار نوع ماده پرکردگی موقت مورد استفاده در درمان‌های اندودنتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=190&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; استفاده از مواد ترمیم موقت بین جلسات درمانی یکی از فاکتورهایی است که موفقیت یا شکست درمان های اندودنتیک را تعیین می کند. هدف از این مطالعه مقایسه ریزنشت کرونالی چهار نوع ماده ترمیم موقت زونالین، زمهریر، کلتوزول و IRM بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی، تعداد 120 دندان آسیای اول فک بالا و پایین بدون پوسیدگی که به دلیل مشکلات پریودنتال کشیده شده بودند، بکار گرفته شدند. حفره دسترسی استاندارد تهیه شد و آماده سازی کانال دندان های مورد مطالعه با روش step-back انجام گرفت. کانال ها با گوتاپرکا و سیلر AH26&lt;sub&gt; &lt;/sub&gt;&lt;sub&gt; &lt;/sub&gt;با تکنیک تراکم جانبی پر شدند. سپس دندان ها به طور تصادفی به چهار گروه آزمایشی 25 تایی و دو گروه کنترل مثبت ومنفی 10 تایی تقسیم شدند. در هر گروه حفره دسترسی با یکی از مواد مورد مطالعه زمهریر، زونالین، کلتوزول و IRM پر شد. در گروه کنترل مثبت حفره دسترسی با هیچ ماده ای پر نشد و در گروه کنترل منفی حفره دسترسی با موم چسب پر شد. از روش نفوذ رنگ برای ارزیابی میزان ریزنشت استفاده شد. اندازه گیری خطی نفوذ رنگ به کمک استریومیکروسکوپ صورت گرفت. داده های بدست آمده بوسیله آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی Tukey مورد بررسی و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. 05/0p&lt; به عنوان سطح  معنی داری درنظر گرفته شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; همه گروه های مورد آزمایش نفوذ رنگ را نشان دادند. زونالین بیشترین و کلتوزول کمترین میزان نفوذ رنگ را داشت که از نظر آماری معنی دار بود (001/0&gt;p). تفاوت میزان نفوذ رنگ بین زمهریر با IRM وکلتوزول با IRM معنی دار نبود (05/0&lt;p).&lt; /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج این مطالعه استفاده از کلتوزول به عنوان ماده ترمیم موقت بدلیل سیل بهتر پیشنهاد می شود.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>شهریار شاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی  تأثیر Rebonding و نوع لاینر بر ریزنشت ترمیم‌های آمالگا‌م کلاس پنج</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=189&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt; &lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;استفاده از وارنیش و عوامل باندینگ عاجی در زیر ترمیم های آمالگام، در کاهش ریزنشت موثر هستند. ریباندینگ هم ممکن است در ریزنشت و عوارض حاصل از آن نقش داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر لاینر/ ادهزیو بر ریزنشت ترمیم های آمالگام کلاس پنج، با و بدون ریباندینگ، بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه آزمایشگاهی برروی پره مولرهای ماگزیلاری سالم انسانی شصت حفره کلاس پنج 1 میلی متر زیر CEJ تراشیده شد. دندان ها به شش گروه ده تایی تقسیم گردیدند. حفرات تهیه شده در گروه های اول و دوم به ترتیب با Copalite و Scotchbond Multi-Purpose پوشش یافتند. در گروه سوم (کنترل) هیچگونه لاینری بکار نرفت. نمونه ها در گروه های چهار، پنج و شش به ترتیب با روش های مذکور آماده سازی شدند. همه دندان ها با آمالگام اسفریکال ترمیم شدند. سپس در گروه های 4 تا 6 مارجین ترمیم و دندان با اسید فسفریک 37% اچ شده، شستشو داده و خشک شد. رزین ادهزیو Scotchbond Multi-Purpose برروی لبه های دندان و آمالگام بکار رفت و پلی مریزه گردید (ریباندینگ). نمونه ها ترموسایکل، رنگ آمیزی و برش داده شدند. ریزنشت با استرئومیکروسکوپ در بزرگنمایی 40 X ارزیابی گردید. داده ها با آزمون های آماری کروسکال والیس، من ویتنی و زوجی ویلکاکسون با05/0 p&lt; بعنوان سطح معنی داری آنالیز شدند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; یافته ها: &lt;/strong&gt;گروه های دارای ادهزیو Scotchbond Multi-Purpose به طور معنی داری حداقل ریزنشت و گروه های بدون لاینر بیشترین ریزنشت را نشان دادند (001/0 p= ). تفاوت معنی داری در میانگین رتبه ای ریزنشت در لبه های مینایی و عاجی مشاهده شد (048/0 p= ). در گروه های رزین ریباندینگ میزان ریزنشت کمتری وجود داشت، اما تفاوت معنی دار نبود ) 05/0 .(p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بر اساس نتایج مطالعه حاضر سیستم ادهزیو توتال اچ تأثیر بسزایی در جلوگیری از ریزنشت لبه ای ترمیم های آمالگام کلاس پنج بخصوص در مارجین سرویکالی داشت. ریباندینگ تاثیر معنی داری بر ریزنشت ایجاد نکرد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>حوریه موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان بیان (expression فیبرونکتین، کلاژن نوع I و   TGF-ß)وسط سلول‌های فیبروبلاست لیگامان پریودونتال انسانی در مجاورت مواد پر کننده انتهای ریشه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=188&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مواد مختلفی به عنوان پرکننده انتهای ریشه، پوشش پالپ یا ترمیم پرفوراسیون ها معرفی شده اند.اثرات بیولوژیک این مواد بر روی سلول ها و بافت های زنده روشن نیست. هدف از این مطالعهin vitro ارزیابی عملکرد سلول های فیبروبلاست لیگامان پریودونتال انسانی (HPDLF) در مجاورت چهار ماده مورد مصرف در درمان های اندو شامل Pro Root MTA، Root MTA، سیمان پرتلند و آمالگام بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در این مطالعه آزمایشگاهی دندان های عقل نهفته یا نیمه نهفته سالم در شرایط آسپسی خارج شده و در محیط کشتDMEM غنی شده قرار گرفتند و برای کشت سلول های HPDLF از نسوج اطراف ریشه آنها استفاده شد. پس از کشت وتکثیر، سلول هابه تعداد 40000 در هر چاهک در chamber slide کاشته شدند و در مجاورت عصاره مواد مختلف قرار گرفتند. رنگ آمیزی در زمان های 24 ساعت، 48 ساعت و یک هفته انجام شد و هرآزمایش سه بار تکرار گردید (هر چاهک تحت تاثیر یک نوع ماده در یک زمان خاص قرار گرفت). متغیر های بررسی شده شامل میزان بیان کلاژن نوعI ، فیبرونکتین و  TGF-ßبود که توسط روش ایمونوسیتوشیمی به همراه نرم افزارOlysia Bioreport بررسی گردید. نتایج با روش آنالیز واریانس یک طرفه و تست Tukey توسط نرم افزار SPSS 11تحت بررسی آماری قرار گرفت. 05/0&gt; p به عنوان سطح معنی داری درنظر گرفته شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که بیان کلاژن نوعI در مدت زمان 24 ساعت در گروه Pro Root MTA به صورت معنی داری بیشتر از بقیه مواد بودوپس از 48 ساعت بیشترین بیان کلاژن نوعI در گروه سیمان پرتلند و بعد از آن در گروه کنترل مثبت مشاهده گردید و پس از یک هفته نیز گروه سیمان پرتلند بیشترین میزان بیان کلاژن را نشان داد. پس از 24 ساعت بیان فیبرونکتین بین گروه های مختلف تفاوت آماری معنی داری با یکدیگر نداشت ولی پس از 48 ساعت بیشترین میزان بیان فیبرونکتین درگروه Pro Root MTA مشاهده شد. پس از یک هفته نیز بیشترین میزان بیان فیبرونکتین در گروه های سیمان پرتلند، Root MTA و Pro Root MTA مشاهده گردید. بیان TGF-ß پس از 24 ساعت در گروه های آمالگام، Root MTA و Pro Root MTA بیشتر بود (05/0&gt;p) و پس از 48 ساعت این میزان در گروه MTA Pro Root بیشتر از بقیه گروه ها بود. پس از یک هفته گروه های سیمان پرتلند، کنترل مثبت و MTA Pro root بیشترین میزان بیان&lt;sub&gt; &lt;/sub&gt; TGF-ß را نشان دادند.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به بررسی های به عمل آمده می توان نتیجه گرفت که Root MTA وسیمان پرتلند از نظر اثر برروی سلول های HPDLF قابل مقایسه با Pro Root MTAبوده و همچنین در بسیاری شرایط برتر از آمالگام بودند.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>حسن رزمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
